سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ملاحظاتي كلي در برنامه ريزی برای توسعه شهری پايدار

شهرنشینی پایدار

در تعریف این مفهوم، دراکاکیس اسمیت ضمن تمایز آن با مفهوم شهر پایدار، معتقد است که در متن جهانی شدن بعید است شهر پایدار موضوع مستقلی باشد و سبک زندگی برخوردار در بسیاری از شهرهای جهان توسعه یافته، اغلب به هزینه کیفیت زندگی افراد بسیاری است که در جایی دیگر، اغلب در کشورهای درحال توسعه، کار و زندگی می­کنند. او ادامه می­دهد که اساساً بحث پیرامون شهرنشینی پایدار- یک فرایند به جای یک پدیده- است. بنابراین، باید شهرنشینی پایدار را به عنوان یک فرایند تعریف کرد (Drakakis-Smith 1996b, p III-IV)

در چگونگی تعریف فرایند شهرنشینی پایدار، دراکاکیس اسمیت می­گوید، می­توان اصول پذیرفته شده توسعه پایدار، یا اصطلاحاً رفع نیازهای کنونی بدون محرومیت نسل­های آینده، را مستقیماً قبول کرد و آن­ها را به عنوان چارچوبی برای مطالعه توسعه شهری و نیز شناسایی زمینه های مورد نظر به کار برد. همچنین روبرت سالو اخیراً بحث مهمی را در این زمینه مطح کرده است، و استدلال می­کند که ضرورت کاهش نابرابری­های عصر حاضر به همان میزان (و احتمالاً بیشتر از) نگرانی درباره وضع نامطمئن نسل­های آینده است، و اینکه اقتصادهای پیشرفته جهان بنظر نمی­رسد خواهان تفکر درباره عدالت و برابری باشند زمانی که در خصوص منابع کنونی به کار برده می­شود (Solow 1996, p 16). مقیاس و دوام نابرابری، آسیب­پذیری و فقر موجود در بسیاری از شهرهای معاصر در کشورهای در حال توسعه، هر کوشش جهت تعریف شهرنشینی پایدار را مجبور می­کند به شرایط حاضر به همان میزان شرایط آینده وزن اساسی بدهد.

دراکاکیس- اسمیت در تبیین شهرنشینی، پایداری و توسعه می­گوید؛ درست است که از نظر برخی، پایداری می­تواند به مفهوم حفاظت و نگهداری آنچه در حال حاضر وجود دارد، باشد. و این­که اغلب این تفسیر از پایداری برای شهرهای اروپایی، بویژه مراکز تاریخی به کار می­رود. ولی در متن فرایند شهرنشینی در جهان درحال توسعه، رفع نیازهای کنونی بایستی تداعی کننده تغییر قابل ملاحظه جهت اطمینان از این باشد که برابری، ثبات و هماهنگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، آینده با ارزش پایدار شدن را می­سازد (Drakakis-Smith 1996b, p IV).

بنابر عقید دراکاکیس- اسمیت شهرنشینی پایدار در دو سطح تعریف می شود؛ سطح اول یک شیوه فلسفی کلی را نشان می­دهد که در آن اهداف پایداری در یک محیط شهری ایجاد می­شوند. مطمئناً در این سطح است که شهرها را نه اجتماع هایی از عملکردها و ساختمان­ها، بلکه به عنوان مکان­هایی که مردم در آنجا زندگی کرده و یا در جستجوی یک زندگی بهتر، هرچه بیشتر به آن جا مهاجرت می­کنند، می­شناسیم. پایداری در این زمینه، مفهومی انسانی پیدا می­کند و به معنی آرزو و عزم دستیابی  به مجموعه ای از اهداف است که افراد و خانوارهایشان را به همان اندازه سرمایه­گذاران یا دولت ها بهره­مند می­سازد. در این سطح کلی، پیش نیازهای زیر توسط مدیریت پیگیری کننده پایداری در یک محیط شهری، باید برآورده شود:

  • برابری در توزیع منافع رشد اقتصادی؛
  • دسترسی مناسب به نیازهای انسانی اساسی؛
  • عدالت اجتماعی و حقوق انسانی؛
  • آگاهی زیست­محیطی و همبستگی؛
  • آگاهی از ارتباط­ها و تجلیات تغییرات در فضا و مکان.

این اهداف در ارتباط نزدیک باهم هستند و تا آن جائی که امکان دارد باید به طور جامع دنبال شوند. تأکید بر یکی لزوماً به اصلاحات نهایی نخواهد انجامید. این مسئله مشخصاً در خصوص اهداف زیست محیطی بیان می­شود که در آن­ها وضع قانون و یا تشویق سرمایه­گذاری­ها یا خانوارها برای رفتاری مسئولانه تر، اثر ناچیزی خواهد داشت اگر فقر زمینه­ای که بر دیدگاه­های ساکنان شهرها نسبت به محیط زیست اثر می­گذارد، برطرف نشود. نوین سازی زیست­محیطی که در برخی کشورهای درحال توسعه آغاز شده، منعکس کننده راه کارهای نخبگان محلی، سرمایه­گذاری­های خارجی و آژانس­های بین­المللی است. گروه های کم درآمد اغلب اولویت­های کاملاً متفاوتی دارند که بیشتر به محیط بلافصل محل کار و زندگی شان مربوط می­شود.

سطح دوم یا خُرد از تعریف پایداری، جهت شاسایی موضوعات یا اجزائی است که پیرامون آن­ها تحقیقات و سیاست­گذاری­ها شکل می­گیرند. برای مثال، در حوزه اقتصادی، توجه به نقش های منطقه­ای، ملی و جهانی شهر، اهمیت دارد. نقش بخش غیر رسمی در این محیط، کمکی تعیین کننده به مردم فقیر جهت کسب درآمد نموده، و به علاوه، در فعالیت اقتصادی و بخش خدمات انعطاف ایجاد می­کند (ibid,p IV-VI).

 پایداری شهری

مفهوم موازی دیگری است که در این زمینه توسط برخی از مؤلفان و از جمله خانم ویرجینیا مکلارن مطرح   می­شود. خانم مکلارن برای تعریف این مفهوم ابتدا آن را با توسعه پایدار شهری مقایسه می­کند. او به نقل از ریچاردسون می­نویسد؛ معنی این دو اصطلاح خیلی به هم نزدیک است و اغلب در ادبیات تحقیقی به جای هم به کار برده می­شوند. او راه تمیز آن­ها از یکدیگر را درنظر داشتن مفهوم پایداری به عنوان تشریح کننده یک وضعیت یا حالت مطلوب، و یا مجموعه شرایطی می­داند که در طول زمان تداوم داشته باشد. در مقابل واژه توسعه در اصطلاح توسعه پایدار شهری، فرایندی را تداعی می­کند که به وسیله آن می­توان به پایداری دست یافت (Maclaren 1996, p 185).

از نظر مکلارن برخی مشخصات کلیدی پایداری شهری که غالباً در ادبیات موضوع و اسناد بیان می­شوند عبارتند از: برابری بین نسل­ها، برابری درون نسل­ها (شامل، برابری اجتماعی، برابری جغرافیایی و برابری در حکومت)، حفاظت از محیط طبیعی (و زندگی در چارچوب ظرفیت تحمل آن)، استفاده حداقل از منابع تجدیدناپذیر، بقای اقتصادی و تنوع، جامعه خود اتکا، رفاه فردی و رفع نیازهای اساسی افراد جامعه. بحث زیادی درگروه­های دانشگاهی، بین برنامه­ریزان و دیگر سازمان­های مربوطه در خصوص اهمیت نسبی هر یک از این مشخصات پایداری وجود دارد، حتی عدم توافق بر سر این مسئله است که آیا همه آن­ها ارا باید در نظر گرفت، زمانی که اهداف اصلی پایداری به دست می­آید        (Ibid, p 185).

به عقیده مکلارن، به لحاظ اهداف گزارش پایداری، تعریف واحد و بهتری از پایداری شهری وجود ندارد، چون جوامع مختلف احتمالاً تصورات متفاوتی از پایداری شهری دارند که به شرایط جاری زیست­محیطی، اقتصادی، اجتماعی و قضاوت­های ارزشی جامعه آن­ها بستگی دارد. نتیجه اینکه، مجموعه شاخص­های مطرح برای سنجش پیشرفت در جهت دستیابی به اهداف کلی پایداری در یک جامعه، لزوماً نبایستی برای سنجش پیشرفت پایداری در جامعه­ای دیگر مناسب باشد. با این وجود، برخی ویژگی­های بنیادی برای شاخص های پایداری وجوددارد که همه جوامع در آن­ها اتفاق نظر دارند و باید در سیاست­ها و برنامه های خود اعمال نمایند (Ibid, p 186).

 توسعه پایدار شهری

تمام مفاهیم فوق در ادبیات رویکرد توسعه پایدار در نواحی شهری هستند ولی مفهوم اصلی توسعه پایدار شهری است که پیترهال آن را اینچنین تعریف کرده است: شکلی از توسعه امروزی که توان توسعه مداوم شهرها و جوامع شهری نسل­های آینده را تضمین کند(Hall 1993, p 22). از نظر کالبدی، توسعه پایدار شهری به معنی تغییراتی است که در کاربری زمین و سطوح تراکم به عمل می­آید تا ضمن رفع نیازهای ساکنان شهر در زمینه مسکن، حمل و نقل، اوقات فراغت و غذا، در طول زمان شهر را از نظر زیست­محیطی قابل سکونت و زندگی (هوای پاک، آب آشامیدنی سالم، اراضی و آب­های سطحی و زیرزمینی بدون آلودگی و غیره)، از نظر اقتصادی با دوام (اقتصاد شهری با تغییرات فنی و صنعتی، جهت حفظ مشاغل پایه­ای­ آن و تأمین مسکن مناسب و در حد استطاعت ساکنانش با یک بار مالیاتی سرانه عادلانه، هماهنگ باشد)، و از نظر اجتماعی همبسته (الگوهای کاربری اراضی همبستگی اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به میراث­های شهر را ارتقاء دهد) نگهدارد (Mukomo 1996, p 266). بنابراین ارزیابی گسترش شهری، ناشی از چنین توسعه ای، باید اصول توسعه پایدار را در تمام مناطق و حوزه­ها و محلات، نشان دهد و نماگرهای کل شهر یا برخی ابعاد و بخش­ها نمی­تواند ارزیابی و کلیّت وتحقق توسعه پایدار باشد.

دو مفهوم «پايداري شهري» و «توسعه پايدار شهري» غالباً به دليل نزديكي معني آن­ها به جاي يكديگر به كار مي­روند. براي تمايز اين دو بايد توجه داشته باشيم كه كلمه توسعه در توسعه پایدار شهری در واقع    نشان­گر «فرآيندي» است كه در طي آن«پايداري» مي­تواند اتفاق بيفتد. اما «پايداري» مجموعه­اي از وضعيت­هاست كه در طول زمان دوام دارد (Maclaven,1996 :195).

توسعه پايدار شهري،‌ توسعه­اي كه در آن،‌ تغيير كاربري اراضي شهري، تراكم و … در جهت رفع نيازهاي اساسي مردم در زمينه مسكن ، حمل و نقل ،‌ فراغت و … باشد به گونه اي كه شهر از نظر محيطي قابل سكونت و زندگي از نظر اقتصادي با دوام و از نظر اجتماعي داراي برابري باشد به نحوي كه اين تغييرات، حفظ اشتغال،‌ مسكن و شرايط زيست­محيطي را در بر داشته باشد (موحد، 1379: 47).

 شهر پایدار

شهری است که بدلیل استفاده اقتصادی از منابع، اجتناب از تولید بیش از حد ضایعات و بازیافت آن­ها تا حد امکان، و پذیرش سیاست های مفید، در دراز مدت قادر به ادامه حیات خود باشد. شهر پایدار در مقابل شهرهای نوگرا با مشخصات حجم زیاد ورودی مواد و انرژی در مقابل حجم زیاد خروجی ضایعات و آلودگی است. برنامه­ریزان شهر پایدار باید هدفشان را بر مبنای ایجاد شهرهایی با ورودی کمتر انرژی و مصالح و خروجی کمتر ضایعات و آلودگی متمرکز کنند (ترنر 1376، 180).

به نظر بحرینی، شهر پایدار یک جانشین موجه و معقول برای شهرسازی مخرب قرن بیستم است و در آن به موازات توجه به مسائل زیست­محیطی، باید به مسائل اجتماعی و انسانی، نظیر مسکن مناسب و زندگی حداقل نیز توجه شود (بحرینی 1376، 39-28). یک شهر پایدار فقط یک شهر تمیز نیست. باید همچنین شهری باشد که انسان بتواند درآمدی عادلانه به ددست آورد، سرپناه مناسب تهیه کند، احساس راحتی کند و تلاش و وقت خود را وقف حفاظت از تصویر شهر نماید. ساخت یک اقتصاد شهری قوی و شهری قابل زندگی از نظر زیست­محیطی، باید با تلاشهای به هدف حفظ گروه­های اجتماعی موجود و ارائه اشکال نوین اداره شهر و کنترل آن همراه باشد تا بتوان همبستگی و انسجام اجتماعی را حفظ کرد (Mukomo 1996, p 266).

اساس بحث شهر پايدار اين توافق عمومي است كه شهري كه امروز مي­شناسيم و در آن زندگي مي­كنيم تنش­هاي      زيست­محيطي ناپايدار ايجاد مي­كند ، از نظر اجتماعي داراي طبقات است و از نظر عمل­كردي مطلوب نيست و اداره آن گران تمام مي­شود(براندفری،1383 :39).

در راستای تبیین بهتر مفهوم شهر پایدار در ادامه تعاریف مختلف شهر پایدار به شرح زیر ارائه می­گردد:

مفهوم توسعه پايدار ،‌ مفهومي قابل تعميم ،‌ قابل بحث و غير قطعي است. اما بر طبق بيانيه منتشر شده از جانب كنفرانس شهر پايدار ( برلين 2000) شهر پايدار را چنين مي­توان تبيين كرد:

” بهبود كيفيت زندگي در شهرها با توجه به موارد فرهنگي،‌ سياسي،‌ سازماني ،‌اجتماعي و اقتصادي با لحاظ نياز   نسل­هاي آينده و بدون گذاشتن بار سنگين بر دوش آن­ها ،‌ باري كه در نتيجه كاهش منابع و افزايش فرصت­هاي محلي بر آن­ها تحميل خواهد شد . ”

در جهت نيل به اين هدف بايد مصرف مواد و انرژي بصورت متعادل صورت گيرد. همچنين داده­ها و ستاده­هاي مالي نيز نقش بسيار حساسي در تصميم گيري­ها در مورد توسعه در پهنه­هاي شهري در آينده بازي خواهند كرد.

شهر پايدار چيست ؟

يك شهر پايدار به طريقي سازمان داده شده است كه تمامي شهروندان آن ضمن رفع احتياجات خود و بهبود بخشيدن به شرايط زيست خويش هيچ آسيبي به طبيعت وارد نياورده و شرايط زيستي ساير انسان­ها را چه در زمان حال و چه آينده به خطر نيندازد( ژيرارده ،‌ 1383 : IX ).

شهر پايدار عبارتست از : ( ژيرارده ، 1383 : 82 )

  • يك شهر عادل: جايي كه عدالت،‌ غذا ، مسكن،‌ آموزش، بهداشت و اميد به شكل يكنواخت تقسيم شده است.
  • يك شهر زيبا: جايي كه هنر معماري و مناظر تصور را به تحرك واداشته و روح را متحول مي­سازد.
  • يك شهر خلاق: جايي كه روش بيني و تجربه­گرايي تمام استعدادهاي نهفته شهروندان را به كار گرفته و پاسخ­گوي تغييرات زمانه باشد.
  • يك شهر زيست­محيطي: جايي كه اثرات مخرب بر طبيعت را به حداقل رسانيده.
  • يك شهر براي دسترسي آسان: جايي كه اطلاعات بصورت تماس رودر رو و يا از طريق سيستم­هاي اطلاعاتي به سهولت مبادله مي­گردد.
  • يك شهر متراكم و چند مركزي: يك شهر فشرده كه از فضاهاي باز و سبز بيرون شهر حفاظت مي­كند.
  • يك شهر متنوع: جايي كه انواع فعاليت­ها باعث خلق تحرك، آرزوها و الهامات و زندگي جمعي پرتحرك و زنده گردد.

توجه به اهميت فضاهاي پياده و معابر مخصوص دوچرخه،‌ حمل و نقل عمومي،‌ افزايش تراكم و انسجام و فشردگي شهري براي كاهش پراكندگي و انفصال و هدر رفتن زمين و فضا،‌ تشويق استفاده چند منظوره از فضاها و اصل اختلاط كاربري­ها،‌ تدوام زماني ساختمان ها براي استفاده چند نسل متوالي،‌ صرفه جويي در مصرف مواد و مصالح ساختماني، بازيافت فضا،‌ بازيافت مواد و مصالح ساختماني و استفاده مجدد، طراحي ساختمان­ها براي حداكثر صرفه جويي دار مصرف انرژي و جلوگيري از هدر رفتن گرما و سرما،‌ رواج استفاده از انرژي هاي پاك در شهر،‌ توزيع متعادل و عادلانه امكانات و تسهيلات عمومي شهري و بين مناطق مختلف براي كاهش و رفع تبعيض،‌ كارآيي در انجام هزينه­هاي خدمات و تأسيسات عمومي و به حداقل رساندن هزينه احداث اين تأسيسات و… از جمله ملاحظاتي مي­باشد كه مي­بايست در خصوص دستيابي به توسعه پايدار در شهر رعايت نمود (تیتکانلو و لقائی ،1378 :42).

شهر پايدار چيزي فراتر از يك فضاي جغرافيايي است. بديهي است كه شهر شامل فضاي اقتصادي،‌ اجتماعي،‌ سياسي و زيست­محيطي نيز مي­شود و تحت تأثير گستره بسيار وسيعي از فرآيندهاي ملي و بين المللي قرار مي­گيرد(پاگ ،1383: 35).

شهرهای پايدار مطابق بيانه­اي در كاناگاواي ژاپن در سال 1995 ، شهرهايي هستند كه توسعه پايدار را به اجرا  مي­گذارند و شهرهايي خود اتكا هستند و مصرفي نيستند و تأكيد روي بازيافت مواد و آموزش است(شیخی ،1380).

همان طور که ملاحظه گردید از آنجا که مفهوم پایداری و توسعه پایدار مفهومی چند بعدی ایست به تبع آن شهر پایدار نیز مفاهیم و ابعاد وسیعی را در بر می­گیرد بنابراین جهت دستیابی به شهرهای پایدار شناخت ابعاد و مولفه های مختلف  موثر، لازم و ضروری خواهد بود.

برنامه شهرهای پایدار

برنامه شهرهاي پايدار بر مشكلات مربوط به توسعه پايدار در شهرهاي دنيا تمركز دارد. مشكلاتي از قبيل استفاده از تكنولوژي هاي آلوده ساز،‌ آلودگي­هاي آب و خاك،‌ تهي­سازي منابع طبيعي و غيره در كشورهاي صنعتي و مشكلاتي چون رشد بيش از حد جمعيت شهري،‌ صنعتي شدن سريع و بدون زير ساخت هاي كافي و مناسب،‌ محدوديت ظرفيت­هاي مديريتي ، فني و مدني و توانايي مالي محدود در كشورهاي در حال توسعه.

از ديدگاه مديريتي برنامه شهر پايدار به ترتيب ذيل مي­باشد :

  1. هماهنگي بين بخش­هاي عمومي ،‌ خصوصي و مردمي
  2. هماهنگي بين سطوح مختلف دولت
  3. هماهنگي بين اجزاي مختلف بخش­هاي عمومي
  4. هماهنگي بين محدوده­هاي مختلف شهري،‌ هماهنگي در طول زمان (پاگ ،1383: 283).

ملاحظاتي كلي در برنامه ريزي براي توسعه شهري پايدار

  • شناسايي و تعريف تكنولوژي­ها ، موارد و محصولات غيرپايدار و جلوگيري از توليد و استعمال آن­ها در آينده
  • تشويق عدم تمركز صنايع
  • تشويق صنايع كوچك شهري و خوداشتغال
  • پيش­گيري از مهاجرت­هاي بي رويه
  • تغيير الگوهاي توليد، توزيع و مصرف مصالح
  • تأمين رشد و توسعه اقتصادي شهر
  • تأمين كالاهاي مورد نياز در شهر (حتي الامكان) براي كاهش فاصله مكاني و كاهش مصرف انرژي
  • كاهش هزينه هاي سرانه خدمات شهري براي بالابردن كارائي اقتصادي اداره شهر
  • محور بودن انسان و نيازهاي او
  • مقابله با انفجار جمعيت شهري و كاهش نرخ رشد جمعيت تا نزديك به صفر
  • اهميت دادن به هويت و ويژگي­هاي فرهنگي خاص هر شهر و حفظ و تقويت ارزش­هاي مثبت فرهنگ محلي
  • كاهش فقر و كاهش اختلافات طبقاتي
  • تغيير در رفتارها براي ايجاد تغيير در الگوهاي مصرف بي­رويه منابع
  • بسيج زنان و جوانان و كودكان براي مشاركت در آموزش و ارتقاء، سطح فرهنگ زيست­محيطي
  • توزيع عادلانه و متعادل امكانات بين مناطق شهري
  • مكان­يابي دقيق و طراحي و برنامه­ريزي بهينه براي شهرهاي جديد
  • احاطه كردن شهر با اكوسيستم هايي كه توليد كننده هستند يا مي توانند زباله­ها يا فاضلاب­هاي انساني را جذب و تجزيه كنند.
  • تشويق دانش تجربي محلي و ابتكار و خلاقيت در زمينه ساخت و ساز
  • توزيع نظام يافته شهرها در فضا بر اساس سلسله مراتب و متناسب با ظرفيت حمل بستر اكولوژيك هر شهر
  • در نظر گرفتن موقعيت خاص زيست­محيطي شهر به عنوان يك عامل كليدي در برنامه­ريزي توسعه
  • طراحي ساختمان­ها بر اساس استفاده از انرژي­هاي پاك و رواج استفاده از آن­ها در شهر
  • طراحي ساختمان­ها بر اساس صرفه­جويي در مصرف انرژي
  • استفاده از سيستم يك­پارچه در حمل و نقل عمومي
  • توليد مواد و مصالح ساختماني با حداقل تخريب و آسيب رساني به محيط
  • تعيين ضوابط برنامه­ريزي و طراحي شهري براي كاهش آلودگي هوا و صدا و آلودگي­هاي بصري
  • برنامه­ريزي و طراحي براي افزايش و كارايي هر چه بيشتر فضاهاي سودمند از لحاظ بيولوژيكي
  • تأمين روشنايي، آب­رساني و تأسيسات عمومي مشابه با حداقل هزينه (از نظر مصرف منابع طبيعي و مالي)
  • طراحي ساختمان­ها و مجتمع­هاي مسكوني به گونه­اي كه در آن زباله و ضايعات به حداقل برسد (مثلاً استفاده از سيستم بيوگاز)
  • توزيع فضايي متعادل امكانات و تسهيلات عمومي بين مناطق مختلف شهري
  • بازيافت فضا و استفاده مجدد از فضاهاي بلااستفاده و يا در حال تخريب
  • تجديد نظر در ضوابط و آئين نامه­هاي ساختماني به لحاظ ميزان مصرف مواد و مصالح ساختماني
  • توجه دقيق به مسئله تداوم حيات ساختمان­ها براي چند نسل متوالي (دوام پذيري)
  • توجه به مسئله اختلاط كاربري­ها و استفاده چند منظوره از فضاها
  • فشرده كردن بافت شهرها براي كاهش فاصله­ها و صرفه­جويي در مصرف انرژي
  • افزايش تراكم ، بر اساس مطالعات دقيق از نظر ميزان و تشخيص و تعريف نحوه توزيع تراكم در فضاي شهر
  • توجه به اهميت قابل ملاحظه معابر و فضاهاي پياده
  • ايجاد راه­هاي مناسب براي تردد دوچرخه و تشويق استفاده از آن
  • انجام مطالعات تفصيلي براي تعريف و معرفي شاخص­هاي پايداري شهري به عنوان ابزاري براي سنجش ميزان حركت به سوي پايداري در فرآيند توسعه شهري
  • جريان خطي مواد و مصالح (داده­ها) ورودي به سيستم شهري بايد حتي الامكان به يك جريان چرخه­اي نزديك شود (بازيافت مصالح – استفاده مجدد).
  • مطالعات جدي و دقيق و ارزيابي آثار زيست­محيطي طرح­هاي توسعه شهري
  • تعريف آستانه­هاي زيست­محيطي و ظرفيت تحمل محيط
  • اطلاعات سيستم­هاي محيط زيست بايد جمع آوري و تدوين گردد و شاخص­هاي كنترل كننده تعريف شوند.
  • كاهش آلودگي­هاي مختلف هوا ، صدا ، زباله و فاضلاب
  • سالم سازي و بهداشت زيست شهري
  • ايمن­سازي شهر براي پيش­گيري از آثار سوانح و به حداقل رساندن خسارت
  • انجام اصلاحات در شيوه هاي برنامه­ريزي شهري و مطالعات متداول
  • مشاركت نهادهاي شهري، متخصصان علوم شهري، طراحان و برنامه ريزان با گروه­هاي مختلف مردم در بحث­هاي آزاد
  • متخصصان و تصميم­گيران با آموزش مبحث پايداري مردم در تمام گروه­هاي سني آماده پذيرش طرح­هاي توسعه پايداري شهري نمايند.
  • استفاده وسيع از اطلاع رساني عمومي براي ترويج و تشويق مشاركت عمومي و ارتقاء هوشياري و آگاهي جامعه
  • استفاده از تكنولوژي پيشرفته رايانه اي براي تحليل داده­ها ،‌ ارزيابي و ارائه راه حل­ها
  • استراتژي­هاي توسعه شهري نبايد از بالا انتخاب و اعمال شود بلكه بايد توسط مردم و متخصصان طراحي و تكميل شود.
  • مبادله اطلاعات توسعه پايدار بين جوامع و همكاري در مطالعات مقايسه­اي(بحرینی و تقدسی،1383 ).

سياست­هاي اصولي توسعه پايدار در برنامه­ریزی شهرهای پایدار در چهار مقوله زير قابل تقسيم است :

  • به حداقل رساندن مصرف منابع طبيعي تجديدناپذير‌( مانند سوخت­هاي فسيلي و منابع كاني)
  • پايدار ساختن مصرف منابع طبيعي تجديدپذير (مانند آب­هاي زيرزميني، خاك و گياهان)
  • نگهداشتن حد توليد ضايعات و آلودگي ها در ميزان ظرفيت جذب محلي و جهاني (مانند گازهاي گل­خانه­اي مواد شيميايي نابود كننده ازن و زباله هاي سمي)
  • تأمين نيازهاي پايه انساني و اجتماعي (مانند دسترسي به ابزار معيشت ، داشتن حق انتخاب ، مشاركت در تعيين سرنوشت اجتماعي و دسترسي به محيط سالم و خدمات پايه) (غمامي، 1384‌: 229).

 پايه­ های اساسي شهر پايدار

استحكام زيست محيطي :

  • ايجاد محدوديت هاي اكولوژيكي
  • حفاظت از منابع طبيعي
  • ايجاد حس مسئوليت در الگوي مصرف و بازيافت و استفاده مجدد از مواد

كيفيت زندگي :

  • ارتباط با مكان
  • تنوع
  • مشاركت
  • تندرستي
  • آموزش
  • سيستم­هاي حمل و نقل عمومي در دسترس ، مكفي و با هزينه­اي مناسب
  • ارتباطات
  • ارتباط محل كار و محل سكونت
  • كثرت­گرايي
  • صبور بودن در انجام پروژه­ها
  • تقويت فرهنگ­ها
  • ايجاد حس همدردي

تضمين­هاي اقتصادي :

  • اقتصاد محلي و منطقه اي كارآ‌
  • ايجاد فرصت­هاي شغلي
  • عدالت و مساوات اقتصادي
  • كاهش اختلاف طبقاتي
  • فن­آوري مناسب
  • داشتن ديد و اهداف بلند مدت (اجتناب از تهيه برنامه هاي كوتاه مدت)
  • داشتن راه­حل­هاي جايگزين در هر برنامه

مشاركت دموكراتيكي :

  • قدرت در دست مردم
  • اعتقاد به داشتن توانايي در اعمال تغييرات
  • تعليم و گسترش دموكراسي
  • پاسخ گويي
  • احساس مسئوليت
  • ارزش و اعتبار قائل شدن براي افراد گوناگون
  • ارتباطات ، آموزش ، اطلاعات و مشاركت
  • ايجاد نهادهاي مردمي

 خصوصیات شهر پایدار

توجه به محدوديت­هاي اكولوژيكي عمده،‌ پايداري اجتماعي و كيفيت زندگي بالا،‌ ديدگاه هاي جامع و كلي نگر،‌ چارچوب اخلاقي جديد،‌ عدالت و برابري (عدالت اجتماعي)، تأكيد بر حس جمع گرايي،‌ بررسي سود و زيان اجتماعي و زيست­محيطي ( ارزيابي ) مهمترين اصول و خصوصيات شهر پايدارند.

براي اينكه پايداري در شهر بتواند از اعتبار و ارزش لازم برخوردار باشد بايد جنبه­هاي اجتماعي را نيز در بر گيرد. بنابراين به موازات توجه به مسائل زيست محيطي،‌ شهر پايدار بايد به مسائل اجتماعي و انساني نيز توجه داشته باشد.

به منظور دست­يابي به توسعه شهري پايدار از طريق فرآيند برنامه­ريزي مي بايست به چهار سياست توجه نمود:

  • در نظر گرفتن پتانسيل­هاي موجود مناطق از طريق:
  • ترغيب و توسعه كاربري­هاي چندگانه
  • استفاده مجدد از زمين­هاي شهري
  • افزايش تراكم­هاي شهري
  • رشد مناطق شهري جديد از طريق :
  • گسترش راه­ها و گره­ها
  • در نظر گرفتن سكونتگاه­هاي جديد
  • احيا و توانمندسازي نواحي اطراف شهر از طريق :
  • احيا سكونتگاه­هاي روستايي
  • حمايت از ويژگي­هاي منظري و تمايزات محلي
  • فراهم كردن امكانات به منظور سرگرمي و گذراندن اوقات فراغت
  • حل ديگر مسائل پايداري شامل :
  • پاركينگ
  • نگهداري طبيعت
  • انرژي قابل تجديد
  • بهره­وري كارآمد از انرژي(Corwell,2006 : 60).

با توجه به نکات فوق می توان ویژگی­های عمومی یک شهر پایدار را به شرح زیر دانست:

  • داراي زيرساخت­هايي با عملكرد مطلوب
  • مسئول در قبال نيازهاي مردم
  • داراي شهرونداني فعال و حكومتي مطلوب
  • داراي قابليت تشخيص مشكلات و معضلات و ارائه راه­حل­هاي مناسب
  • توجه به كودكان ، سالمندان و اقليت­ها
  • حل بهينه معضل زباله­ها
  • محترم شمردن حقوق مالکيت شهروندان
  • مسئول بودن شهروندان
  • داراي مكان­هاي مطلوب و نشاط آور و ايجاد مراكز تفريحي و سرگرمي
  • خود كفايي از لحاظ مراكز خدماتي و فضاي باز

 مشخصه­های اساسی نوسازي پايدار محلات پايدار

     منابع طبيعي و ميراث

  • كاهش مصرف انرژي و بهبود مديريت انرژي
  • اصلاح كيفيت و مديريت منابع آب
  • جلوگيري از مصرف زمين و اصلاح مديريت زمين
  • كاهش مصرف كالا و مصالح و اصلاح مديريت آن­ها
  • نگهداري، حفاظت و افزودن ميراث طبيعي و ساخته شده

         محيط محلي

  • نگهداري و افزايش منظرسازي و زيبايي­هاي بصري
  • افزايش كيفيت مسكن سازي
  • بهبود وضعيت نظافت، بهداشت و سلامت
  • بهبود مديريت بحران و ريسك
  • بهبود كيفيت هوا
  • كاهش آلودگي صوتي
  • به حداقل رساندن مصرف

 

   تنوع

  • حفاظت از تنوع جمعيت
  • حفاظت از تنوع عملكردها
  • حفاظت از تنوع مصالح ساختمان­سازي

    يكپارچگي

  • افزايش سطح آموزش و مهارت­هاي شغلي
  • حمل و نقل عمومي ارزان قيمت
  • بهبود بخشي يكپارچگي محلات در شهر به وسيله ايجاد مراكز اجتماع براي تمامي ساكنين شهر
  • دوري جستن از جابجايي­هاي نامطلوب و غيرضروري و بهبود محيطي زيرساخت­هاي حمل و نقل سالم

    زندگي اجتماعي

  • تقويت دولت محلي
  • بهبود شبكه­ها و ارزش­هاي اجتماعي (Corwell,2006 : 116)

  اشكال مختلف شهري و پايداري

در زمینه اشكال مختلف شهري و شكل پايدار شهر نظريات مختلفي ارائه شده اما در تحقيقي كه پرسمن[1] در سال 1985 و مينري[2] در سال 1992 در اين زمینه انجام داده­اند، شهر فشرده از ميان ديگر اشكال شهري كه به شرح زير در اين تحقيق استفاده شده، بيشترين معيارهاي پايداري را كسب نمود. اشكال شهري مورد بررسي در اين تحقيق عبارتند از:

شهر پراكنده[3]: توسعه مداوم حومه هاي شهري[4] با تراكم پايين جمعيت؛

شهر فشرده[5]: جمعيت و تراكم افزايش يافته در گروه­هاي داخلي حومه­هاي شهرها همراه با سرمايه­گذاري در حمل و نقل همگانی؛

شهر حاشيه­اي[6]: افزايش جمعيت، ساخت مسكن با تراكم و ايجاد مشاغل در نقاط منتخب شهر، افزايش           سرمايه­گذاري در بزرگراه هاي مداري به منظور ارتباط شهرهاي حاشيه­اي؛

شهر كريدوري[7]: تمركز رشد در راستاي كناره­هاي خطي تقويت شده، از بخش تجاري مركزي و حمايت شده توسط زيرساختار حمل و نقل همگانی؛

شهر لبه اي[8]: رشد اضافي عمدتاً در لبه­هاي شهر؛

در ادامه آقاي نيوتن[9] جهت توسعه شهر ملبورن براي سال 2011، 5 مدل قبلي یاد شد و يك مدل به عنوان ادامه وضع موجود را ارزيابي نمود كه برخي از نتايج آن به شرح زير است:

مصرف سوخت حمل و نقل روزانه در الگوي شهر فشرده كمتر از ساير الگوها بوده است؛

مسافت سفر روزانه طي شده در شهر فشرده كمتر از ساير الگوها بوده است؛

انتشار گاز دي اكسيدكربن حاصل از منابع ارتباطي در شهر فشرده كمتر بوده است؛

درصد بهبود انتشار آلاينده­ها در شهر فشرده از وضعيت بهتري برخوردار بوده است (ویلیامز و دیگران  1383).

بنابراين تحقيقات یاد شده شهر فشرده را به عنوان الگويي برتر جهت پايداري در بين ساير اشكال شهري معرفي   مي­نمايد.

شكل پايدار شهري و متراكم سازي

متراكم­سازي يك فرآيند از  تغييرات تجميعي است كه به مرور زمان صورت مي­گيرد كه البته در حالت كل داراي محدوديت و ظرفيت خاصي است. تعاريف زير بخشي از انواع متراكم­سازي را تعريف مي­كند.

تراكم سازي ساختماني:

توسعه اراضي توسعه نيافته سابق؛

توسعه مجدد ساخت و سازهاي فعلي و مناطقي كه پیش از این توسعه نيافته­اند (كه در اين مناطق افزايش سطح بنا به وجود مي­آيد)؛

تفكيك و تبديل (كه باعث افزايش استفاده از ساختمان ها مي­گردد)؛

اضافه كردن و بسط دادن (كه باعث افزايش تراكم ساختماني و يا افزايش كاربري مي­گردد).

متراكم سازي فعاليت­ها:

استفاده بيشتر از ساختمان­ها و يا محوطه­هاي موجود؛

تغيير كاربري (كه باعث افزايش استفاده مي­گردد)؛

افزايش افرادي كه در يك محدوده زندگي و يا كار مي­كنند و يا از طريق آن­ها جا به جا مي­شوند.

كميسيون اروپا در سال 1996 به اين نتيجه رسيد كه سيستم هاي مديريت و دسترسي مردم به اطلاعات مناسب و با اهداف دموكراتيك، عنصر مهمي در دستيابي به شهرهاي پايدار محسوب  مي­گردد. و بدين واسطه تحقيقات وسيعي در پشتيباني از متراكم­سازي انجام گرديد (ویلیامز و دیگران  1387، 96).

[1]. Presman

[2]. Minery

[3]. Diffuse City

[4]. Urban Suburb

[5]. Compactness City

[6]. Marginal City

[7]. Hallway City

[8]. Frontal City

[9]. Newton

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها