سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

معیارهای فضایی کاربری زمین و عوامل مؤثر در تعیین استانداردهای فضایی کاربری زمین

معیارهای فضایی کاربری زمین:

ضوابط و استانداردهای فضایی کاربری زمین نیز به میزان فضا یا سطح زمین مورد نیاز فعالیت­ها وعملکردهای شهری گفته می­شود. ضوابط و نیازمندی­های فضایی در واقع به معنای جستجوی آمار پایه ای و یا ارقامی برای تعیین زمین مورد نیاز برای رشد آتی ناحیه شهری در 20یا 25 سال آینده است. و یا به عبارتی دیگر اصولی را که برای مکان قرار گیری  کاربری­ها در آینده لازم است و تعیین می نماید که چه میزان زمین برای هر یک از کاربری­های موجود مورد نیاز است.

در رابطه با ضوابط فضایی کاربری زمین تمامی مطالعات در زمینه اقتصاد شهری، اشتغال و جمعیت، فراهم آورنده معیارهای برای رشد بالقوه است و چندین نوع از مطالعات زمین شهری مشخص کننده ویژگی­های عمومی توسعه   زمین­های موجود است و هم­چنین فراهم آورنده پایه های برای تعیین ویژگی­های استفاده  فضایی گونه­های مختلف کاربری زمین است که درقالب حجم و اندازه فعلی توسعه یافته­اند(یکانی فرد ، 1382، 76).

عوامل مؤثر در تعیین استانداردهای فضایی کاربری زمین:

عوامل مؤثر در تعیین استانداردهای فضایی کاربری زمین عبارتنداز:

الف)- واقعیت محلی

تفاوت­های فرهنگی و اقتصادی- اجتماعی در شهرها وکشورها عملاً در کیفیت و کمیت معیارهای انتخاب شده کاربری زمین اثر می­گذارند. در کشورهای پیشرفته صنعتی و ثروتمند، وجود امکانات فراوان اقتصادی و تکنولوژیکی، امکان انتخاب و به کارگیری استانداردهای بالاتری را برای تحقق معیارهای مکانی پدید می­آورد، در حالی که در کشورهای در حال رشد این استانداردها به حداقل میزان کاهش می­یابند. وضع اقلیمی و طبیعی نیز بر میزان فضای کافی برای فعالیت در شهر مؤثر است. درشهرهای جلگه ای با زمین کم شیب میزان استفاده از زمین بیشتر از شهرهای کوهستانی است.

ب)-ضوابط رسمی

افزون بر عوامل یاد شده برای بسیاری از کاربری­ها، ضوابط و استانداردهای تثبیت شده­ای وجود دارد.این معیارها معمولاًتوسط سازمان­ها و نهادهای رسمی تهیه می­شوند، که از جمله آن­ها می توان استانداردهای فضاهای ورزشی، بهداشتی- درمانی و آموزشی که به ترتیب  توسط سازمان تربیت بدنی، وزارت درمان و وزارت آموزش و پرورش ارائه   می­شود، اشاره کرد (یکانی فرد، 1382، 79-81).

میزان استانداردهای فضایی کاربری زمین به وسیله دو عامل تعیین می­شود، یکی تعداد یا مقدار یک فعالیت و دیگری میزان زمین و یا فضای مورد نیاز.

برای نمونه در تشخیص میزان فضای مورد نیاز برای مدرسه ابتدایی باید تعداد مدرسه مورد نیاز را مشخص کرد و سپس مقدار زمین مورد نیاز را تعیین نمود. تعداد مدارس  را می توان بر حسب تعداد دانش آموزان  لازم التعلیم برای حال و آینده شهر برآورده کرد. اما تعیین مقدار زمین و فضای آموزشی بسیار پیچیده است. معیار بیش از هر چیز به امکانات و سیاست­های کلی وزارت آموزش و پرورش بستگی دارد، که از اختیارات شهرداری خارج است. مشابه این گونه مسایل در رابطه با کاربری­های دیگر هم­چون بهداشتی، ورزشی و اداری و مانند آن نیز صادق است.

   ج)- تجمع و پراکندگی کاربری­ها:

عامل سومی که در برآورد میزان فضای کاربری مؤثر است، میزان تجمع یا پراکندگی فیزیکی واحدهای هر نوع کاربری است. تجمع واحدها به صرفه جویی در تخصیص زمین مورد نیاز برای قسمت­های مشترک می­انجامد، حال آنکه پراکندگی آن­ها زمین بیشتری مصرف می­کند. تجمع یا پراکندگی کاربری­ها، افزون  بر آن که در میزان استفاده از زمین اثر می­گذارد، در میزان (استاندارد) دسترسی واحدها به هم­دیگر نیز مؤثر است. دسترسی شامل دو معیار فاصله زمانی و مکانی است؛ تجمع بیش از حد کاربری­ها اغلب منجر به تراکم و گره ترافیکی(ازدحام کاربری) می­شود و بافت شهر و ساختمان­ها را متراکم می­کند.

د)- تحول کاربری

محاسبه فضای لازم برای فعالیت صنعتی، تجاری، اداری و مکان­های خدماتی و همچنین محاسبه فضای لازم برای کاربرهای مسکونی، آموزشی و فضاهای باز عمومی، همگی با پیچیدگی­های خاص خود مواجه­اند. استانداردها با معیارهای کاربری زمین در زمینه­های گوناگون به سبب تحول نیازها همواره در حال تغییرند. توسعه اجتماعی- اقتصادی، اختراعات و تکنولوژی جدید، روش­های نو در عرضه کالا و مایحتاج زندگی، نیازها و استانداردهای زندگی را متحول می­سازند و آن­ها را افزایش می­دهند. به سبب این تغییرات و تحولات برنامه­ریزی و طراحی شهری به طور ی اجتناب ناپذیر در معرض آزمون و خطا قرار گرفته و نیازمند تجدید نظر در استانداردها است (یکانی فرد، 1382،80).

می­توان بهترین شاخص­های کاربری اراضی را به شرح ذیل عنوان نمود:

  • شاخص­های مرتبط به هزینه

– هزینه­های حمل ونقل

– توزیع نیروی کار

– مکان عرضه منابع

– انگیزش ویا سیستم های مالیاتی

2- شاخص­های مرتبط به تقاضا

– نواحی بازار

– توزیع فضای تقاضا

– شبکه توزیع

3- شاخص­های محلی و منطقه­ای

– تسهیلات بیرونی

– دسترسی مالی در نواحی

– عرضه انرژی

– دسترسی به زمین وغیره

4- شاخص­های غیر اقتصادی

– مشخصات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی

– شرایط و محدودیت­های حقوقی(فضایی)

البته باید توجه داشت که دیدگاه­های جدید در شهرسازی  جهان، بار دیگر به معیارهای کیفی و…. روی آورده و      می­کوشد که “کلیت و سرزندگی”، “تنوع” و”زیبایی” را که در شهر سازی مدرن کم رنگ شده دوباره به شهرهای امروزی باز گرداند. به همین دلیل، در این رابطه بایستی به مهم­ترین معیارها و اهدافی کیفی د ر نگرش­های جدید    برنامه­ریزی شهری به شرح زیر نیز توجه نمود( صابری فر ، 1378، 55).

بازگشت به مقیاس­های انسانی و تعادل انسانی- محیطی

در شهرهای بزرگ معصر، انسان­ها نه تنها از طبعت دور ومحروم شده­اند، بلکه هویت، شناخت و حساس تعلق خود را نسبت به محیط زندگی از دست داده اند. به همین دلیل بازیابی” فضاهای گم­شده”، آشتی با طبیعت، گسترش فضاهای پیاده و تعدیل حرکت سواره، به صورتی وسیع وبنیادی مورد توجه و  علاقه برنامه­ریزان شهری قرار گرفته است.

لزوم مشارکت مردم در برنامه ریزی و طراحی شهری

شهر، فضای زندگی عامه مردم و درنهایت متعلق به آنان است. پس طبیعی وضروری است که خود درشکل­گیری، توسعه نظارت و چگونگی بهره­گیری از آن دخالت فعال داشته باشد. از این دیدگاه، مشارکت مردم یک پدیده بیرونی یا صرفاً یک تدبیر اخلاقی وسیاسی نیست، بلکه یکی از اهرم­های افزار های لازم برنامه­ریزی شهری محسوب می­شود.

گسترش فضای سبز و باز شهری

با توجه به حادشدن مسائل زیست محیطی وافزایش مشکلات روانی و اجتماعی در شهرها، راهبردها وتجربه های جدیدی در  برنامه­ریزی شهری مطرح شده است که عمده آن عبارتست از توسعه “فضاهای باز ” ایجاد ” کمربند سبز ” یا ” گذرگاه سبز”، حفظ اراضی روستایی وکشاورزی در پیرامون شهرها و گسترش گردش­گاه­های برون شهری.

سازمان­دهی و تأمین گذاران اوقات فراغت

با تغییر بنیادهای شهر نشینی و دگرگونی در مفاهیم کار و فراغت، به نظر می­رسد که چگونگی گذران اوقات فراغت به یکی از شاخص­های اساسی جوامع آینده و یکی از مشغله­های مهم ذهنی برنامه­ریزان و میران اجتماعی بدل شده است. بنابراین، لازم است که در برنامه ریزی و طراحی شهری، جای بسیار مهمی به تحقق اهداف و تأمین نیازهای وسیع و متنوع فراغتی و تفریحی اختصاص داده شود (نمودار 2-3). این امر مستلزم ایجاد و تقویت مدیریت اجتماعی و فرهنگی و توسعه همکاری مدیدت شهری به دیگر نهادهای مسئول امور فرهنگی، آموزشی، ورزشی، تفریحی، منابع طبیعی و غیره می باشد نمودار ( 2-4) ( صابری فر ، 1378، 60).

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها