سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

کاربرد برنامه ریزی استراتژیک در عرصه برنامه ریزی شهری

کاربرد برنامه ریزی استراتژیک در عرصه برنامه ریزی شهری

قرن بیستم دوران شهرنشینی بی سابقه ای بوده است و در نقاط مختلف جهان، مفاهیم، روشها و ابزارهای متنوعی جهت مدیریت توسعه شهری به کار گرفته شده تا شرایط زیستی قابل قبولی فراهم شود. با وجودی که ماحصل این تلاشها، نابرابر و گاه ناکافی بوده است؛ اما تجربیات و دست آوردهای گذشته را باید پذیرفت (مرادی مسیحی،64:1384).

الگوی برنامه ریزی استراتژیک که در دهه 1960 و در ایالات متحده آمریکا ابتدا در بخش خصوصی و سپس در برنامه ریزی عمومی مورد استقبال قرار گرفت، امروزه با تاکید بیشتر بر محتوای اجتماعی و دموکراتیک، تقریباً در تمام کشورهای پیشرفته جهان، رواج عام پیدا کرده و براساس آن انواع الگوهای طرحهای توسعه شهری با اشکال و عناوین مختلف به اجرا گذاشته شده است. درواقع برنامه ریزی استراتژیک، در واکنش به نواقص طرحهای جامع – تفصیلی و پرهیز از برنامه ریزی متمرکز، به سمت برنامه ریزی فرایندی، تصمیم سازی، برنامه ریزی محلی و مشارکت، و تلفیق برنامه ریزی و اجرا روی آورد.

بر مبنای مدیریت استراتژیک، داف (2001) یک مدل استراتژیک را در پیوستگی با اصول زیر برای هدایت مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک شهری پیشنهاد می کند(2006:649، Wong).

  • تمرکز بر نتایج نسبت به محصول که بطور معمول بوسیله یک سازمان حاصل می شود.
  • سازمان دادن فرایندها برای مقابله با مشکلات، مورد توجه قرار دادن ماهیت و پیچیدگی مسائل اجتماعی و سیاسی، و قابلیت دسترسی به منابع و زمان.
  • بوجود آوردن شرایط ممکن در آینده: شناخت نسبی آینده ای که ما می خواهیم به طرف آن حرکت کنیم.(این نیاز به ایجاد یک نگاه کل نگر و بلند مدت دارد که بتواند 5 تا 20 سال یا بیشتر را دربر بگیرد.)
  • خروجی ها و نتایج: توجه به دامنه کاملی از توانایی ها برای دست یافتن به نتایج
  • توجه به تمام ذی نفع ها: شامل سازمان هایی که در دست یافتن به نتایج فعال هستند و تمام آن عواملی که در تکمیل یک خروجی نقش دارند
  • سبک و سنگین کردن : شناسایی گزینه هایی در جهت فراهم آوردن یک شکل مطلوب از لحاظ منافع و کمبودهای پیش بینی شده برای هریک از گروههای ذی نفع درباره اختیاراتشان برای دست یافتن به چنان آینده ای.
  • بازنگری و تعدیل: تجدید نظر و در صورت لزوم، اصلاح و تعدیل مراحل قبلی فرایندهای برنامه ریزی از لحاظ بازخورد نتایج از مراحل بعدی.
  • برنامه ریزی زمانی: تصمیم گرفتن در موقع بکار بردن انتخاب های استراتژیک مهم و اجتناب کردن از گزینه های نهایی نا بهنگام.
  • حمایت از شفافیت و جوابگویی : شامل توجه کردن به چرایی تصمیم گیری و اینکه چه کسی این تصمیم را می گیرد و چه کسی در قبال اجرای آن مسئول و جوابگوست.
  • نظارت کردن بر استراتژی ها و اقدامات، برآورد میزان تاثیرگذاری در دستیابی به نتایج مورد نظر. برآورد هدف و نحوه انجام پروژه طبق برنامه ریزی انجام شده که باید قادر به ارزابی کیفی و کمی خروجی ها باشد و پیشرفت کار را در تمام جنبه های اجتماعی، محیطی و ابعاد اقتصادی آن برآورد نماید.
  • شناسایی نواحی فضایی که ممکن است محلی یا منطقه ای باشد. اگرچه برنامه های استراتژیک لزوماً تمرکز ناحیه ای نمی توانند داشته باشند اما می توانند بطوری نسبی بر مسائل و مشکلات خاص نیز تمرکز کنند. پیوند میان دستیابی به اهداف برنامه ریزی استراتژیک و اهداف و مقاصد در سطوح مختلف فضایی نیاز به مفاهیم تفصیلی روشن تری دارد.
  • جمع کردن و مد نظر قرار دادن فاکتورهای اقتصادی، محیطی، اجتماعی، فرهنگی با هم و بصورتی برابر، به دلیل از هم جدا نبودن این فاکتورها از هم.

مجموعه اصول بالا، با توجه به ماهیت متفاوت ذی نفع ها، بر دو عنصر کلیدی مدل استراتژیک مورد نیاز برای مدیریت یک شهر تاکید دارد. اولی بر اهمیت بدست آوردن ذی نفع های کلیدی تاکید می کند که شامل آژانسهای اجرایی و اجتماعی است که با توجه به واکنش برنامه ریزان به نیازها و ارزش های جامعه، در تمام مراحل برنامه ریزی درگیر هستند. دوم اینکه سنجش تاثیرگذاری استراتژی ها و اقدامات در دست یافتن به اهداف توسعه شهری باید بر پیشرفت تمام جنبه های رفاه اجتماعی شامل ابعاد فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی، محیطی و سازمانی تاکید نماید ( Wong، همان: 650).

امروزه رویکرد برنامه ریزی استراتژیک، با تاکید بیشتر برمحتوای اجتماعی و دموکراتیک، تقریباً در تمام کشورهای پیشرفته جهان، رواج پیدا کرده و براساس آن انواع الگوهای طرحهای توسعه شهری با اشکال و عناوین مختلف به اجرا گذاشته شده است؛ گرچه درنحوه کاربرد این الگوها، روند واحد و یکسانی در کشورهای مختلف وجود ندارد. درواقع برنامه ریزی استراتژیک، در روند تکامل و انطباق پذیری خود، برخی از اصول خود را مورد تعدیل قرار داده و به جای موضوعات نظری و شناختی، بیشتر به برنامه ریزی عملی، نحوه اجرا و مشارکت روی آورده است (مرادی مسیحی،1384 :61).

با توجه به بالا رفتن نرخ شهرنشینی در سطح جهان و مشکلات و مسائلی که به طبع آن گریبانگیر کشورها شده، گرچه راه حل های آسانی برای این مشکلات وجود ندارد، با این وجود برنامه ریزی استراتژیک قادر است تا به کشورهای درحال توسعه و نیز توسعه یافته در رویارویی منظم با این موضوعات، ونیز در تخصیص موثر منابع کمیاب و دستیابی به نتایج موردنظر، یاری رساند. بنابراین با توجه به تغییرات شهرها و لزوم مدیریت تغییرات، و نیز وضعیت آشفته کنونی و پیچیدگی روزافزون مسائل شهری، ضرورت استفاده از برنامه ریزی استراتژیک در حوزه برنامه ریزی شهری بیشتر خود را نشان داده است.

از ضرورتهای دیگر استفاده از برنامه ریزی استراتژیک در برنامه ریزی شهری، عرصه شهرداریها و شرایط متغیر آنهاست.شهرداریها در اقصی نقاط جهان، محیط فعالیتی خود را در شرایط تغییرات روزافزون،پیچیدگی و تناقضات اداره می کنند. مردم خواهان چنان سیستمهای مدیریتی و برنامه ریزی شهری اند که در دسترس بوده و در مقابل نیازهای آنان پاسخگو و مسئول باشد. منابع مالی و دیگر منابع شهرداریها هر روز محدودتر می شود. نوآوری در فن آوری نیز تغییرات متعددی به محیط فعالیتی شهردلریها تحمیل نموده است. افزایش پویایی و تحرک سرمایه و شرایط موجود آن (مثلاً مقررات زیست محیطی و نیز بازارهای جدید) حکایت بر این امر دارد که شهرداریها دیگر نمی توانند خود را از چارچوب عملکرد جهانی به دور نگاه دارند.تغییر وتحولات سریع در عرصه سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و فن آوری، ناتوانی رویکردهای موجود به امر مدیریت و برنامه ریزی توسعه شهری را که از جانب شهرداریها و شوراهای شهر جهت رویارویی با این تغییرات اتخاذ می شود، هرچه بیشتر آشکار می سازد.رویکرد کنونی شهرداریها به امر برنامه ریزی توسعه شهری، غالباً راه حلهایی برای مسائل گذشته اند.درحالیکه این راه حلها زمانی از اعتبار نسبی برخوردار بوده اند، اکنون اعتبار خود را از دست داده و به میزان زیادی بر افزایش مشکلات فعلی به طور مستقیم تاثیر گذاشته اند تشکیلات شهرداریها به طور عمده براساس ساختارهای هرمی و سلسله مراتبی قرار دارند. این ساختارها معمولاً با توجه به کارکردها و دپارتمان های گوناگون تا حد زیادی به شکل بخشی فعالیت می کنند.بسیاری از شهرداریها به دلیل وجود موانع از جمله قوانین و مقررات دیوانسالار در ابداع شیوه های جدید که بتواند پاسخگوی بهتری برای شرایط متغیر کنونی باشد، بسیار کند عمل می نمایند. به علاوه سیاستهای شهرداری غالباً به دور از مردم، سازمانهای غیر دولتی و یا بخش خصوصی تدوین می شوند. این امر موجب اتخاذ رویکردهایی برای برنامه ریزی توسعه شهری شده که از فرایندهای زندگی واقعی و مشکلات ملموس آن به دور است. درنتیجه، اکثر نظامهای برنامه ریزی و مدیریت شهرداریها قادر نیستند که چارچوب و سازوکارهای مناسب جهت مواجهه با شرایط متغیر فراهم سازند. درنتیجه برای شهرداربها نیاز به گسترش فرایندهای تصمیم گیری که بتواند امکان تدوین و اجرای استراتژیهای فعالی در مقابله با شرایط متحول را فراهم سازد، شدیداً احساس مشود (مرادی مسیحی،همان:66).

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها