سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود برنامه ریزی استراتژیک در حوزه برنامه ریزی شهری

ورود برنامه ریزی استراتژیک در حوزه برنامه ریزی شهری

نخستین بار منتقدان برنامه ریزی جامع و متمرکز، در دهه 1960 این اندیشه را مطرح ساختند که محدودیت شناختی و محدودیت اطلاعات در عرصه برنامه ریزی، ایجاب می کند که برنامه ریزان از رفتن به سوی مجهولات و پیش بینی جزئیات پیش بینی ناپذیر پرهیز کنند و تلاش خود را بیشتر بر موضوعات روشن تر و اساسی تر متمرکز سازند. به نظر “فالودی” یکی از راههای غلبه بر محدودیت های برنامه ریزی جامع، توسل به “راهبردهای برنامه ریزی” و “برنامه ریزی استراتژیک” است. از نظر وی راهبردهای برنامه ریزی، رویکردهایی است که امکان می دهد، روند برنامه ریزی بر پایه شناخت های معتبر و امکانات واقعی استوار گردد، و روند تصمیم گیری، به جای تعیین تکلیف قطعی و نهایی، در راستای هدایت و اصلاح روندهای واقعی و به صورت گام به گام انجام پذیرد. بنابراین برنامه ریزی استراتژیک، ازیک سو به ارتباطات متقابل میان سطوح و مراحل مختلف برنامه ریزی نظر دارد و ازسوی دیگر، توجه خود را بر مسائل و منابع اصلی متمرکز می سازد و از درگیر شدن با انبوه جزئیات پرهیز می کند و بخشی از وظایف مربوط به تصمیم گیری را به عهده نهادهای محلی وامی گذارد.در همین زمینه “پیترهال” نیز در انتقاد از برنامه ریزی جامع، به ضرورت به کارگیری اصول برنامه ریزی استراتژیک اشاره می کند.به نظر وی، برنامه ریزی شهری، بیش از پرداختن به جرئیات، به تمرکز بیشتر بر روی اصول کلی نیاز دارد و باید بر فرایند یا توالی زمانی درجهت رسیدن به اهداف تاکید کند. علاوه بر این، به جای ارائه حالت مطلوب به صورت دقیق، می باید از یک چشم انداز نموداری و کاملاً عمومی از آرایش فضایی در هر نقطه از زمان آغاز کرد و به تدریج و فقط درحد نیاز به پرکردن آن به صورت جزء به جزء و گام به گام پیش رفت (مهدیزاده، 84:1382).

بکارگیری برنامه ریزی استراتژیک در حوزه برنامه ریزی شهری، از ابتدای شروع، بر کارآمد بودن، موثربودن، انعطاف‌پذیری، مورد توجه قراردادن ذی‌نفعها، واقعگرایی و افزایش تعاون و همکاری  تاکید داشته و برای تهیه و اجرای یک طرح کلی برنامه‌ریزی شهری به سمت یک چارچوب هماهنگ اما انعطاف‌پذیر برای شکل و الگوی شهر، پیش رفته است) 2007:Halla).

در طی ده سال اخیر، شهرهای متعددی اقدام به انجام برنامه ریزی استراتژیک نموده اند؛ از جمله دنور، دالاس، آنتونیو، برمینگام، کلیولند، سانفرانسیسکو، ممفیس. به طور کلی در آمریکا 60درصد شهرهای بالای 25000 نفر جمعیت به نوعی به برنامه ریزی استراتژیک مبادرت ورزیده اند البته اکثر این شهرها برنامه ریزی استراتژیک را در یکی از دپارتمان های خود به کار گرفته اند و 25 درصد از این شهرها اقدام به انجام برنامه ریزی استراتژیک در سطح کل شهر نموده اند (مرادی مسیحی، 1384: 64).

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها