سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

دیدگاهها و رویکردهای مختلف در برنامه ریزی استراتژیک

دیدگاهها و رویکردهای مختلف در برنامه ریزی استراتژیک

اندیشمندان براین عقیده اند که سیر تحول و روند شکل گیری دیدگاههای مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک در طول زمان مراحل زیر را شامل می شود که عبارتند از: 1. بودجه ریزی 2.برنامه ریزی سالانه 3.برنامه ریزی بلند مدت 4.برنامه ریزی غلتان 5.تشکیل واحدهای نسبتاً مستقل 6.برنامه ریزی استراتژیک 7.مدیریت استراتژیک 8.برنامه ریزی استراتژیک تعاملی 9.برنامه ریزی استراتژیک سناریوئی 10.سازمانهای یادگیرنده (علی احمدی،62،1383).

مینتزبرگ(Mintzberg) دیدگاههای برنامه ریزی استراتژیک را بطور کلی به دو دسته تقسیم کرده است که دسته اول را مکتب تجویزی و دسته دوم را مکتب توصیفی می نامد.دیدگاه اول معتقد به طراحی رسمی و پیش بینی تدابیر تحلیلی برای هدفهای بلند مدت است و دیدگاه دوم متکی بر اقدام به موقع و منطبق با شرایط جاری و تقریباً اعمال تدابیر غیررسمی و خلق الساعه است(همان، 64). به اعتقاد مینتزبرگ، در قالب این دو دیدگاه، ده نوع دیدگاه مختلف در برنامه ریزی استراتژیک قابل تشخیص است.سه دیدگاه طراحی، برنامه ریزی و وضعیتی، از نوع تجویزی هستند که راه درست استراتژیها را تجویز می کنند؛ و هفت دیدگاه مدیریت فردی، شناختی، یادگیری، سیاسی/ قدرت، فرهنگی، محیطی و پیکربندی منسجم ، از نوع توصیفی می باشند.

“دیدگاه طراحی” که تدوین استراتژی را به عنوان فرایندی غیررسمی در ذهن مدیر تلقی می کند، بعضی مواقع سوات(SWOT) – که در آن نقاط قوت و ضعف داخلی با فرصتها و تهدیدهای خارجی مقایسه می شود – نیز نامیده می شود؛ “دیدگاه برنامه ریزی” تقریباً از همان اصول دیدگاه طراحی پیروی می کند با این تفاوت که این دیدگاه، غیررسمی بوده و نقش اصلی مدیرعامل را در تهیه برنامه ریزی استراتژیک قبول ندارد؛ “دیدگاه وضعیتی” بیش از اینکه بر فرایند تهیه استراتژی متمرکز شود، به محتوای استراتژی توجه دارد؛ “دیدگاه شناختی” درصدد است تا دریابد حین تهیه استراتژی درفکر انسان چه می گذرد؛ “دیدگاه مدیریت فردی” تدوین استراتژی را به عنوان رویکرد الهامی(شهودی) از جانب رهبری قوی تلقی می کند؛ “دیدگاه یادگیری” معتقد است که استراتژیها در طی یادگیری جمعی خود را نشان می دهند؛ “دیدگاه سیاسی” بر تضاد و سوءاستفاده از قدرت در این فرایند تاکید دارد؛ “دیدگاه فرهنگی” جنبه جمعی و تعاونی این فرایتد را مدنظر دارد؛ “دیدگاه زیست محیطی” تدوین استراتژی را به عنوان واکنشی منفعل به عوامل بیرونی تلقی می کند و “دیدگاه پیکربندی” تلاش دارد کلیه دیدگاههای دیگر را در طی این فرایند در جایگاه ویژه و مشخص خود قرار دهد(مرادی مسیحی،32:1384).

ویتینگتن(Whittington) نیز مفاهیم استراتژی را به چهار گروه کلاسیک(عقلانی) ، تکاملی(بازار کاملاً رقابتی) ، فرایندی(در بین دو مفهوم اولی قرارداد)، و نیر نگرش سیستمی دسته بندی نموده است(همان:34).

دیدگاه کلاسیک به استراتژی براساس سنت نظامی قرار دارد، که در آن جهان به مثابه سلسله مراتب منجمدی تلقی می شود که یک ژنرال به تنهایی تصمیمات را اتخاذ می نماید.این دیدگاه یک فرایند عمومی و عقلانی است که براساس تجزیه و تحلیل و محاسبات عمل می کند.پیش فرض حاکم برآن اینست که امکان شناخت و احاطه بر محیط بیرونی و داخلی سازمان وجود داشته و با تصمیم گیری دراین فرایند می توان موفقیت سازمان را برای بلند مدت تضمین نمود. دیدگاه فرایندی، سازمان را به عنوان ائتلاف افرادی تلقی می کند که هریک از آنها اهداف مشخص و سمت گیری شناختی خود را به سازمان اعمال می نمایند.از این نظر یک فرایند مستمر مذاکرات می باشد، زیرا انسان اقتصادی معقول، رویایی بیش نبوده و انسانها فقط تا حدودی معقول می باشند.در رویکرد تکاملی به استراتژی اقتصاددانان خود را به بازار واگذار کرده، اجازه می دهند تا بازار تصمیم بگیرد.با این دیدگاه بازار و نه مدیران، استرتژیها را در یک محیط بخصوص اتخاذ می نمایند.برای آن دسته از استراتژیستها که به دیدگاه تکاملی رقابت معتقدند، بازماندگان، آنهایی هستند که توانسته اند خود را با محیط سازگار سازند. اما رویکرد سیستمی در قبال اهداف و وسیله استراتژی، نسبی برخورد می کند؛ چراکه به فرهنگ و قدرت سیستم اجتماعی محلی که در آن واقع می شود، مرتبط است.در رویکرد سیستمی، هنجارهایی که استراتژی را هدایت می کنند، از ذهنیات شناختی انسانی تراوش ننموده و بیشتر تحت تاثیر قوانین و جامعه محلی خواهد بود.رقابتهای داخلی سازمان نه تنها در مورد سیاست خرد افراد و دپارتمانهای سازمانی است، بلکه مربوط به گروههای اجتماعی، منافع و منابع گروههای ذی نفع پیرامونی می باشد.بنابراین در اصل، آنچه دیدگاه سیستمی توصیه می نماید، این است که اهداف و اقدامات استراتژی به سیستم اجماعی مشخصی که در درون آن توسعه استراتژی به وقوع می پیوندد، بستگی دارد. آنچه که در این رویکرد می تواند برای مسئله حاکمیت شهری مفید واقع گردد، تاکید بر شناسایی سیستم اجتماعی و فرهنگی محلی می باشد(همان:34 تا 36).

 

جدول    : دیدگاه‌های مختلف برنامه‌ریزی استراتژیک براساس تقسیم‌بندی مینتزبرگ

مکتب فرآیندهای اصلی کنشگران عمده مفاهیم کلیدی
طراحی

(Design)

ساده و اطلاع‌دهنده

تصادفی

تعمدی

مدیر اجرایی تجانس، متمایز، قابلیت رقابتی، امتیاز، تدوین، اجرا، نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها، تهدیدات
برنامه‌ریزی

(Planning)

رسمی

تعمدی

برنامه‌ریز ان برنامه‌بندی، بودجه‌ریزی، برنامه‌کاری، سناریوها
وضعیتی

(Positioning)

تحلیلی

سیستماتیک

تعمدی

تحلیل‌گران ـ صنعت و تحلیل رقابتی

ـ استراتژی عام

ـ گروه استراتژیک

ـ نمودار تجربه

مدیریت فردی

(Entrepreneurial)

الهامی (شهودی)

آرمانگرایانه

تعمدی

رئیس ـ آرمان

ـ چشم‌انداز

شناختی

(Cognitive)

ذهنی

پیش‌آمدی

تحمیلی

مغز نقشه، قاب، مفهوم، ادراک، تفسیر، محدود، عقلانیت، سبک‌شناختی
یادگیری

(Learning)

پیش‌آمدی

غیررسمی

آشفته

آنکه بتواند یاد گیرد ـ تدریجی، استراتژی پیش‌آمدی

ـ معقول، ماجرایی، کارفرمایی

ـ قهرمان، قابلیت اساسی

سیاسی / قدرت

(Political/Power)

تشخیصی

تعمدی (کلان)

پرخاشگرانه

آشفته

پیش‌آمدی (خرده)

آنکه قدرت دارد

(کلان)

کل سازمان (خرد)

ـچانه‌زنی، سهام‌داران

ـکشمش، ائتلاف، شبکه

ـ گروه ذینفع، بازی سیاسی، جمعی

ـ استراتژی، اتحاد

فرهنگی

(Cultural)

ایدئولوژیک

تحمیلی

جمعی

تعمدی

جمعی ارزشها، اعتقادات، اسطوره،

فرهنگ، ایدئولوژی، سمبل‌گرایی

محیطی

(Environmental)

منفعل

اجباری

پیش‌آمدی

محیط ـسازگاری، تکامل، اضطراری، انتخاب، پیچیدگی
پیکربندی منسجم

(Integrative Configurational)

پیوسته

متوالی

زمینه

افراد سطوح بالاتر ـ پیکربندی، نسخ‌ کهن، دوران، مرحله، چرخه عمر، احیاء، استراتژیک، انقلاب، دورزدن

منبع: مرادی مسیحی: 1384

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها