سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

فرایند برنامه ریزی استراتژیک

فرایند برنامه ریزی استراتژیک

ایده مبنایی برنامه ریزی استرتژیک با توضیح فرایند آن قابل فهم تر است (احمدی،25:1377).فرایند، یک جریان مشخص اطلاعات طی مراحل به هم پیوسته تجزیه و تحلیل در جهت دستیابی به یک هدف است بنابراین درنظر گرفتن برنامه ریزی استراتژیک به عنوان یک فرایند، چند نتیجه پراهمیت را درپی دارد: نخست اینکه تغییر در یک مولفه بر همه مولفه های دیگر یا دست کم چند مولفه دیگر تاثیر می گذارد. دوم اینکه تدوین و اجرای استراژی به ترتیب و یکی پس از دیگری است.سوم، لزوم بازخور از نهادی کردن، بررسی و ارزیابی مراحل اولیه فرایند است. وچهارمین معنای ضمنی مدیریت استراتژیک به عنوان یک فرایند، لزوم درنظر گرفتن آن به عنوان یک نظام پویاست. فرایند با تدوین یا ارزیابی مجدد رسالت موسسه ایجاد می شود.این مرحله مربوط به تدوین نیمرخ شرکت و سنجش محیط خارجی آن است و ضرورتاً این دو فعالیت در پی آن می آیند.سپس مراحل بعدی به ترتیب عبارتند از: انتخاب استراتژیک، تعریف هدفهای بلند مدت، تدوین استراتژی اصلی، تعریف هدفهای کوتاه مدت، تدوین استراتژیهای عملیاتی، نهادی کردن استراتژی و بررسی و ارزیابی(پیرس و رابینسون،1385: 54 تا 56).

بطور کلی برنامه ریزی استراتژیک به چهار مرحله تقسیم می شود:

1- تعیین رسالت سازمانی؛

2- ارزیابی سازمان و محیط آن؛

3- وضع اهداف ویژه یا جهت دهی؛

4- تعیین استراتژیهایی که تحقق اهداف را تامین نماید(شیخ ابومسعودی،42:1382).

1- رسالت: به عنوان یک هدف مستمر یا دلیل وجودی یک سازمان، اولین گام، تعیین رسالت آن است.بیان رسالت، تعریف کلی اهداف و دیدگاههای اساسی یک واحد است که افراد، گروهها و مدیران سازمان را راهنمایی می کند(ابراهیمی نژاد،53:1379).رسالت عبارت است از فلسفه وجودی یک سازمان یا نقشی که آن سازمان در جامعه به عهده گرفته است تا با ایفای آن، خدمات مورد نظر را ارائه دهد(احمدی،26:1377).

2- ارزیابی سازمانی و محیطی: سازمان به عنوان یک سیستم، همچنانکه دارای زیرسیستمهای مختلف می باشد، درعین حال، خود، زیرسیستم سیستمهای فوق می باشد.برای تحلیل وضعیت سازمان لازم است که از سیستمهای مافوق که اصطلاحاً آنرا شرایط محیطی می نامند، شناخت کافی داشت(احمدی،49:1377). زمانی که رسالت تعیین گردید، سازمان باید از لحاظ نقاط قوت و ضعف، تهدیدها و فرصتهای محیطی مورد ارزیابی قرار گیرد.ایجاد برنامه ریزی استراتژیک دربردارنده جریان اطلاعات از سازمان و محیط آن است.از داخل اطلاعات مربوط به شایستگی ها و صلاحیت های سازمانی و نقاط قوت و ضعف بدست می آید و پژوهشهای محیطی به استراتژیستهای سازمانی اجازه می دهد تا تهدیدها و فرصتها را همچون محدودیتها معلوم نمایند.بطور خلاصه، کار در مرحله برنامه ریزی عبارت است از توسعه استراتژیهایی که نقاط قوت شرکت را افزایش داده و نقاط ضعف را به حداقل رساند تا فرصتها را به چنگ آورده و تهدیدها را مانع شود(شیخ ابومسعودی،1382: 45و43، ).

3- تعیین هدف یا جهت: هدف عبارت است از بیان نتایج مورد انتظار شامل کار مشخص و قابل اندازه گیری دریک محدوده زمانی خاص و با هزینه ای معین. از مشخصات هدف استراتژیک خاصیت چالشی و مبارزه جویانه داشتن آن است(ابراهیمی نژاد،62:1379). هرچند بیان صریح و شفاف اهداف و هدایت تمامی فعالیتها برای حصول آنها تنها راه رسیدن به مدیریت استراتژیک نیست، ولی به هرحال از زمانی که پیتر دراکر(Peter Drucker) در سالهای 1950 مدیریت برمبنای اهداف را ابداع نمود، بطور کلی پذیرفته شده که بکارگیری اهداف، فرایند مدیریت را بهبود می بخشد (شیخ ابومسعودی،45،1382).منظور ازهدف، هدفهای بلند مدت می باشد که برای تحقق آنها استراتژیهای سازمان تعیین می شود. در تدوین اهداف هفت معیار را بعنوان ویژگیهای آن باید درنظر گرفت: قابل قبول، انعطاف پذیر، قابل اندازه گیری درطول زمان، برانگیزاننده، مناسب، دست یافتنی و قابل فهم بودن (پیرس و رابینسون،1385: 257).

4- تعیین استراتژی: هنگامی که اهداف برقرار می شود یا جهت آن مشخص می گردد، استراتژیها می توانند معین شوند. استراتژیهای اصلی راه رسیدن به هدفهای بلند مدت را نشان می دهند.بنابراین استراتژیهای اصلی را می توان به عنوان رویکردی کلی و فراگیر که فعالیتهای عمده را رهبری کرده و جهت اصلی فعالیتهای استراتژیک را معین می نمایند تعریف کرد (همان: 263).

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها