سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مدیریت استرتژیک و ضرورت مدیریت استراتژیک

مدیریت استرتژیک

مدیریت استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک در تعاریف بسیاری از صاحب نظران(از جمله پیرس و رابینسون، سرمدسعیدی،…) هم معنی بکاربرده شده اند، و یا بعضی  از صاحب نظران، برنامه ریزی استراتژیک را یکی از وظایف مدیریت استراتژیک می دانند (ابراهیمی نژاد،51:1379)، درهرحال  یک تفاوت عمده بین برنامه ریزی استراتژیک و مدیریت استراتژیک، عامل زمان می باشد. به این معنی که برنامه ریزی استراتژیک با داشتن دیدی بلند مدت نسبت به آینده سعی در شناسایی نیروهای محرکه کلیدی دارد اما مدیریت استراتژیک دیدی کوتاه مدت داشته و سازمان را در محیط خود هدایت می کند. در ادامه به تعاریفی از مدیریت استراتژیک اشاره می شود:

از نظر لارنس و کلوک(Lawrence and Glueck)، مدیریت استرتژیک، فرایند اتخاذ تصمیماتی است که منجر به توفیق، ادامه حیات و یا مرگ موسسه می گردد.وظیفه استراتژیستها عبارت است از بهترین نوع استفاده از منابع موسسه در یک محیط درحال تغییر. به نظر کلیف بومن(Cliff bowman)، کلیه تصمیم گیریها درباره تولید کالا،محل تولید، ساختار سازمان یا گزینش مدیران ارشد، همگی تصمیماتی عمده بشمار می روند و خواه ناخواه اثراتی بر عملکرد سازمان دارند.چگونگی این تصمیم گیریهای عمده یا استراتژیک و نیز چگونگی اجرای آنها را می توان روند مدیریت استراتژیک نامید. مدیریت استراتژیک برداشت جامعی است در جهت مسولیت خطیر و روزافزون مدیریت عمومی که به موجب آن سازمان در ارتباط با محیط حرکت، جایگاه خود را طوری تعیین می کند که موفقیت مداوم را تامین کند و مانع از غافلگیری آن در چالش وقایع شود (سرمدسعیدی،1386 :6). در کل مدیریت استراتژیک عبارت است از مجموعه تصمیمات و فعالیتهای موجد صورت بندی و اجرای استراتژی طراحی شده برای دستیابی به هدفهای سازمان (پیرس و رابینسون،18:1385).

 

  ضرورت مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک ضرورت خود را از مبانی زیر گرفته است:

1-شرایط محیطی که سازمان را احاطه کرده است به ندرت در مقاطع زمانی مختلف بدون تغییر باقی خواهد ماند و تجارب ثابت کرده است که شرایط ممکن است بطور تدریجی متحول شود ولی تحول در شرایط حتمی است.

2- حال که شرایط در مقاطع زمانی ثابت نیست و درحال تغییر می باشد، هیچ تضمینی وجود ندارد که شرایط آینده بهتر از گذشته و یا ادامه روند گذشته باشد(کیانی، 44:1373).

3- شرایط محیطی سازمانها دراثر حرکات و عملکرد سازمان درقبال عملکرد همکاران، رقبا، مشتریان، تامین کنندگان و… ساخته خواهد شد. به عبارت دیگر می توانیم در حوزه عوامل قابل کنترل، شرایط محیطی مناسبی را ترسیم و بسازیم.

4- شرایط داخلی سازمان و شرایط محیطی می تواند بعنوان دو نیروی همسو زمینه ساز تحقق اهداف سازمان باشند و همچنین می تواند مانند دو لبه قیچی تهدیدی برای بقای سازمان باشد و روزبروز عرصه را بر سازمان تنگ تر کند.

5- اساس شرایط داخلی سازمان ها، فرهنگ سازمانی حاکم بر رفتار سازمان و افراد سازمان می باشد و هرچه با اهداف سازمان همسوتر باشد ویا به عبارت بهتر اگر منشا اهداف و فرهنگ سازمانی واحد باشد تحقق اهداف عملی تر خواهد بود.

6- ایجاد، تغییر و بهبود و توسعه فرهنگ سازمانی بدون برنامه ریزی برای فرهنگ و هدایت آن در چارچوب اهداف و برنامه ریزی استراتژیک میسر نمی شود. برهمین مبنا مدیریت استراتژیک بمنظور تحقق اهداف سازمان خواهان ساختن شرایط داخلی و محیطی مناسب بوده و مراقب حفظ و بهبود آن می باشد(علی احمدی،444:1383).

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها