سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

سير تکاملی منطقه بندی در شهرسازی

سير تکاملي منطقه بندي:

رويکردهاي جديد در رابطه با پهنه بندي همواره در حال ظهور و تکامل مي باشند. مطلبي که در ادامه مي آيد شرح مختصري از 4 دسته بندي اوليه کدهاي منطقه بندي مي باشد. (اقليدسي، تشويقي، عملکردگرا و فرم محور).

 منطقه بندي اقليدسي:

رايج ترين و مرسوم ترين رويکرد منطقه بندي، منطقه بندي اقليدسي مي باشد. اسم اين نوع  منطقه بندي از نام شهري که براي اولين بار در آن تهيه شده است (اکليد از ايالت اوهايو) گرفته شده است. شهر اکليد از ايالت اوهايو در اوايل دهه­ي بيست آيين نامه اي براي پهنه بندي تصويب نمود که باعث تنزل قيمت 68 جريب از زمين هايي که به مؤسسه املاک امير تعلق داشت گرديد. کمپاني مذکور از شهر شکايت نمود. اين شرکت ادعا کرده بود که شهر در اين زمينه قانون اصلاحي پنجم ايالت متحده را با مضمون اينکه هيچ مايملک خصوصي نمي بايست به خاطر کاربردهاي عمومي تصرف گردد مگر آنکه خسارت آن را پرداخت نمايد، زير پا گذاشته است. در سال 1926 دادگاه عالي ايالت متحده آمريکا مسئول پرونده گرديد. اين پرونده به دادخواست شرکت املاک امير بر عليه دهکده اکليد ايالت اوهايو تشکيل گرديد. تشخيص دادگاه بر اين بود که پهنه بندي امري قانوني است که ضامن رفاه، امنيت و سلامت عمومي جامعه مي باشد.

نتيجه دادگاه ايالتي که در سال 1926 (شهر اکليد) برگزار گرديد به خودي خود بر کارا بودن     منطقه بندي به عنوان ابزاري در دستان پليس بود. نتيجه اين دادگاه مطرح شدن منطقه بندي به عنوان شاخص ترين ابزار کاربري زمين بود. اين آيين نامه ها نه به دليل پيچيدگي بلکه کاملاً بالعکس و به علت سادگي خود محبوب بودند. پيروزي اکليد تقريباً راه تمامي آيين نامه ها را باز نمود. تنها چند دادگاه کوته فکر که از جمله آنها مي توان به نيوجرسي اشاره نمود براي يک يا دو سال در برابر  پهنه بندي شدن مقاومت نمودند اما حتي دادگاه ضد پهنه بندي نيوجرسي در کمتر از يک سال از طريق قانون سراسري ايالتي تغيير ماهيت داد.

منطقه بندي اقليدسي را از طريق دسته بندي کاربري زمين و استانداردهاي ابعاد هدايت مي نمايد. دسته بندي هاي رايج کاربري زمين شامل مسکوني تک خانواري، مسکوني چند خانواري، تجاري، انستيتويي، صنعتي و تفريحي مي باشد. هر يک از کاربري هاي فوق الذکر مي بايست از استانداردهاي ابعاد (که شامل ارتفاع، حجم و مساحت سازه مي باشند) تبعيت نمايند. اين استانداردهاي ابعاد عموماً شکل عقب نشيني، حياط خلوت، محدوديت ارتفاعي، حداقل ابعاد قطعه و سطح پوشش قطعه به خود مي گيرند.

اهداف برنامه ريزي سنتي که منطقه بندي اقليدسي از آن تبعيت نمايد تأمين رشد معمولي        مي باشد. از شلوغي بيش از حد زمين و مردم جلوگيري به عمل مي آورد، تداخل کاربري ها را از بين مي برد و کاربري ناسازگار را از يکديگر جدا مي نمايد. (مثالي از اين دست اقدامات اين است که يک کارگاه پر سر و صدا اجازه ساخت در نزديکي يک واحد مسکوني را ندارد)

 منطقه بندي عملکردگرا

در دهه 1960 و 1970 منطقه بندي عملکرد گرا به منظور ارتقاي انعطاف پذيري در انواع و    کاربري هاي مجاز در پهنه هاي مختلف تدوين شد. اين پهنه بندي از طريق تمرکز بر تأثيرات کاربري هاي مختلف بر نواحي پيراموني و مجاور و تعيين مجاز بودن آنها صورت مي پذيرفت.

از اهداف اصلي در اين منطقه بندي، محدود نمودن حضور کاربري هاي مزاحم و ناسازگار مي باشد. روش اصلي منطقه بندي اقليدسي اين مهم را از طريق ضابطه مند نمودن کاربري زمين و حجم تأمين مي نمايد. اين در حالي است که منطقه بندي عملکرد گرا عموماً کنترل تأثيرات و نتايج کاربري هاي زمين را از طريق ضوابط عملکردي هدايت مي نمايد. معيارهاي عملکردي عموماً شامل جريان ترافيک، تراکم سر و صدا و دسترسي به نور و هوا مي گردد. توسعه دهندگان تقريباً مجاز هستند هر ساختماني را که با استانداردهاي عملکردي منطقه سازگار باشد بسازند. از اين رو منطقه بندي عملکرد گرا از انعطاف پذيري بسيار بالايي بر خوردار مي باشد. اين ميزان انعطاف پذيري اين نوع منطقه بندي را تبديل به ابزاري مفيد مي نمايد اما از سوي ديگر باعث مي گردد مديريت آن مشکل باشد.

در حال حاضر منطقه بندي هيچ شهر بزرگي کاملاً بر اساس منطقه بندي عملکر گرا نمي باشد. شهر شيکاگو براي مناطق کارگاهي خود از نوعي منطقه بندي ترکيبي (ترکيب استانداردهاي عملکردي با منطقه بندي اقليدسي) بهره برده است.

منطقه بندي تشويقي:

همانطور که از نام اين منطقه بندي پيداست، منطقه بندي تشويقي نوعي پاداش است (عموما شکل تراکم اضافي) به توسعه دهندگاني که اقدامي “مازاد” به نفع جامعه انجام دهند (مانند فضاي سبز بيشتر) يا بخشي از اهداف جامعه را تأمين نمايند (مانند مسکن قابل استطاعت) هديه داده مي شود.

مصوبه 1916 منطقه بندي نيويورک در مورد ارتفاع، سطح اشغال زمين و محدوديت هاي کاربري بود، هنگامي که دستخوش تغييرات شد، اين ادعا مطرح گرديد که نحوه کنوني منطقه بندي بناهاي موجود را حفاظت مي کند و اندازه هر ساختمان جديدي را محدود مي سازد، مصوبه 1961 جايگزين منطقه بندي قبلي گرديد و مقرراتي ايجاد کرد که به سازندگان در ازاي تأمين تسهيلات گوناگون، تشويق ها يا پاداش هايي را ارائه مي کرد (مدني پور، داوودي،1384: 217-216).

کتابخانه منابع رشد هوشمند منطقه بندي تشويقي را به صورت زير تعريف مي نمايد:

منطقه بندي تشويقي به توسعه دهنده اجازه ساخت بنايي بزرگتر و متراکم تر نسبت به منطقه بندي هاي موجود مي دهد. در ازاي اين کار توسعه دهنده عملي انجام مي دهد که در راستاي خواست جامعه بوده و در غير اين صورت انجام نمي پذيرفته است (براي مثال فضاهاي باز، پلاژها، پياده رو سر پوشيده و …) مواردي که عموماً مقامات ايالتي به عنوان برنامه هاي تشويق در نظر مي گيرد، پروژه هاي طراحي شهري، خدمات مردمي (شامل مسکن هاي گروه هاي کم استطاعت) و دسترسي حمل ونقل مي باشند.

 منطقه بندي فرم محور:

در حالي که برنامه ريزان دولتي در حال ساده و مؤثر نمودن کدهاي منطقه بندي سنتي در دهه 1980 بودند، گروهي از برنامه ريزان شهري و معماران به احياي مجدد و ارتقاي جوامع پايدار پياده محور و داراي کاربري مختلط (طبق اصول رشد هوشمند و منشور شهرسازي نوين مشغول بودند. اين افراد به صورت انفرادي و گروهي به ايجاد آزمايش و تبيين جايگزيني براي منطقه بندي سنتي بودند. رويکرد اين افراد در نگرش به جوامع متمرکز بر تنوع و تفاوت در مقياس و تمرکز گرايي توسعه بود  نه تفاوت در کاربري هاي زمين و مدافعين آن بازنگري کلي در سيسنم منطقه بندي را پيشنهاد مي نمودند.

منطقه بندي فرم محور روشي است به منظور ضابطه مند نمودن توسعه زمين به منظور دستيابي به فرمي خاص، کدهاي فرم محور از طريق کنترل فرم فيزيکي به ايجاد حوزه هاي عمومي قابل پيش بيني مي پردازند. در اين راستا اين کدها تأکيد کمتري بر کاربري کاربري زمين در تعيين ضوابط شهري دارند. كدهاي مبتني بر فرم متفاوت از كدهاي مرسومي هستند كه مبتني بر عملكرد، فرآيند، اجرا و يا آمار هستند و هيچ نتيجه كالبدي مشخصي را به دنبال ندارد. كد هوشمند در فرايند مديريت توسعه در ادامه يك طرح كاربري زمين پيشنهادي تهيه نمي شود، بلكه بر اساس تحليل ويژگي هاي فرمي توسعه در محدوده، استعداد و پتانسيل توسعه زمين را پهنه بندي كرده و   سياست ها، ضوابط و استانداردها را در اين پهنه ها به نحوي مطرح مي نمايد كه الگوي توسعه زمين را در راستاي دستيابي به اصول رشد هوشمند، قانونمند سازد.

FBZ (پهنه بندي فرم محور) براي اولين بار براي شهر سي سايد ايالت فلوريدا، در سال 1981 تهيه شد. چشم انداز توسعه سي سايد بر اساس طراحي شهري سنتي جوامع در جنوب آمريکا بود. به منظور دستيابي به اين چشم انداز طراحان در ابتدا قصد داشتند تمامي بناهاي شهر را خود طراحي نمايند، اما با در نظر گرفتن ابعاد شهر اين کار غير ممکن مي باشد. در عوض ايشان اين کار را از طريق فراهم آوردن ضوابطي به منظور توصيف فرم مطلوب بنا در نسبت با مکان قرارگيري آن به انجام رساندند. به اين روش در حال حاضر “کد سي سايد” گفته مي شود. اين کار اولين گام به سوي کدهاي فرم محور بود.

کدهاي مبتني بر فرم، فرصت هاي جديدي جهت اجراي رشد هوشمند و شهرسازي نوين فراهم مي کند. اما مشکل به کار گيري اين کدها در شرايط محلي، به مسئله اجراي گسترده آن باز مي گردد. يک روش براي غلبه بر اين موانع، اجراي سيستم نقشه پهنه بندي عرضي است.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها