سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جنبش نوشهرگرايی و اصول 27 گانه آن

جنبش نوشهرگرايي

به دنبال برخي واکنش هاي موضعي و رويکردهاي پراکنده در مقابل شيوه زندگي شهري، جنبش «نوشهرگرايي» يا «نيو اًربانيسم» به عنوان مهم ترين جنبشِ ضد حومه نشيني در اوايل دهه 1980 ظهور مي يابد و در اواسط دهه 1990 به شکلي فراگير گسترش پيدا مي کند. اين جنبش همواره تحت رويکردهاي متنوعي و در واکنش به شکست آرمان هاي جنبش باغشهر و شهرگرايي مدرنيستي به کار خود ادامه داده است. در سال 1993، اولين کنگره «نوشهرگرايي» برگزار مي شود و پس از آن کليه رويکردهاي متنوع از جمله «طراحي محله سنتي»، «توسعه حمل و نقل عمومي- محور»، «روستا- شهرها» و «رشد هوشمندانه» تحت عنوان «جنبش نوشهرگرايي» با هم متحد مي شوند. در سومين کنگره نوشهرگرايي در سال 1996، اين جنبش آرمان هاي بنيادي و اهداف خود را چنين مطرح مي کند: «کنگره نوشهرگرايي مسئله عدم سرمايه گذاري در بخش مرکزي شهر، گسترش رشد پراکنده شهري، افزايش جدايي گزيني اجتماعي بر اساس نژاد و درآمد، تخريب محيط زيست، از بين رفتن زمين هاي با ارزش کشاورزي، حيات وحش و در نهايت از بين رفتن ميراث فرهنگي جامعه را به عنوان چالش هايي در برابر ساخت اجتماع مورد بررسي و بازبيني قرار مي دهد». در واقع تأکيد اساسي نوشهرگرايي بر روي اين ايده است که «طراحي شهري» ذاتاً فعاليتي معطوف به «ساخت اجتماع» است و وظيفه اصلي در اين زمينه را بر عهده دارد. بنابراين احياء حس تعلق به اجتماع از جمله اهداف مهم اين جنبش به شمار مي آيد. از نظر اين جنبش، ساخت ساختمان هاي مدني و مکان هاي عمومي سبب تقويت هويت اجتماع و فرهنگ دموکراسي مي شود. ايده­ي کليدي ديگر در جنبش نوشهرگرايي، « توسعه حمل و نقل عمومي- محور» مي باشد که توسط «پيتر کالتورپ» ارائه مي گردد. وي اين ايده را در اثر خود با عنوان «مادر شهر بعدي امريکا: اکولوژي، اجتماع و رؤياي امريکايي» در سال 1993 مطرح مي کند. از جمله تفاوت هاي کالتورپ با ديگر نوشهرگرايان ماقبلِ وي، تأکيد بيشتر بر ترکيب پايداري محيطي با پايداري اجتماعي است. کالتورپ معتقد است که مسئله پايداري در برنامه ريزي شهري معاصر، وجود يک بوروکراسي متمرکزِ بيش از حد است که نيازها و خواسته هاي محلي را در يک شرايط بي تفاوتي و بي مسئوليتي قرار داده است (سيف الديني، شورچه، 1393: 229-218).

واژه “نيو” در “نيو اربانيسم” تلاشي است براي به کارگيري اصول کهن شهرسازي و تعريف مقياس انساني براي حومه هاي شهرهاي لجام گسيخته قرن بيست و يکم. اين واژه گامي در جهت ارتقاي شهرسازي سنتي به منظور انطباق با زندگي مدرن و امروزي است. منشور نيو اربانيسم اصول و قواعد خويش را در سه مقياس: منطقه ، محله و ساختمان بنا مي نهد.

نيو اربانيسم به منظور دستيابي به اهداف خود 27 اصل را به عنوان اصول کلي تعريف نموده است:

  1. مناطق متروپليتن مکان هاي هستند که با مرزهاي جغرافيايي حاصل از توپوگرافي، درياچه ها و خطوط ساحلي، زمين هاي کشاورزي، پارك ها و رودخانه ها محدود مي شوند. کلانشهر ها از مراکز گوناگوني مشتمل بر شهرها، شهرک ها و روستاها که هرکدام مرکز و حدود خاص خود را دارند، تشکيل شده است.
  2. منطقه متروپليتن يک واحد اقتصادي مربوط به دنياي معاصر است. همکاري دولت، سياست هاي عمومي، برنامه ريزي کالبدي و استراتژي هاي اقتصادي بايد اين واقعيت جديد را مدنظر قرار داده و منعکس کنند.
  3. کلانشهرها ارتباط زيست محيطي، اقتصادي و فرهنگي تنگاتنگ و درعين حال شکننده اي با اراضي داخلي کشور و چشم اندازهاي طبيعي دارند. زمين هاي کشارزي و طبيعي براي کلانشهرها به همان اندازه اهميت دارند که باغ در خانه ها دارد.
  4. الگوي توسعه نبايد حدود و مرزهاي کلانشهر را از بين ببرد. توسعه دروني در نواحي موجود شهري باعث حفظ سرمايه هاي زيست محيطي، سرمايه گذاري اقتصادي و بافت اجتماعي؛ به همراه اصلاح نواحي حاشيه اي و رها شده ديگر شهر مي شود. کلانشهرها بايد از چنين استراتژي هاي در رابطه با توسعه دروني شهر در مقابل توسعه حومه اي حمايت کنند.
  5. در توسعه پيوسته شهر، نواحي مستعد براي چنين توسعه اي بايد در قالب محلات و واحدهاي همسايگي ساماندهي شده و با الگوي موجود شهر ادغام شوند. در توسعه ناپيوسته نيز نواحي مورد نظر بايد در قالب شهرک ها و روستاهايي با محدوده و اندازه مشخص خاص خودشان سازماندهي و مبتني بر رابطه اي متعادل بين مسکن و شغل برنامه ريزي شوند نه به صورت حومه هاي خوابگاهي.
  6. در توسعه و بازسازي شهرها و شهرك ها بايد الگوهاي تاريخي، سوابق و مرزهاي شهر مورد توجه قرار گيرد.
  7. شهرها و شهرك ها را بايد به سود تمامي گروه هاي مردم وارد طيف وسيعي از فعاليت هاي عمومي و خصوصي به منظور حمايت از اقتصاد محلي کرد. مسکن سازي بايد در سرتاسر منطقه به منظور هماهنگي و تطابق با انواع مختلف شغل ها و گروه هاي اجتماعي و درآمدي و همچنين اجتناب از تمرکز فقر توزيع کرد.
  8. ساماندهي کالبدي منطقه بايد به وسيله مجموعه اي از جايگزين هاي حمل و نقل پشتيباني شود. سيستم حمل و نقل عمومي، پياده و دوچرخه بايد ميزان دسترسي و حرکت در سرتاسر منطقه را به منظور کاهش وابستگي به اتومبيل افزايش دهند.
  9. منابع و درآمدهاي مالياتي مي تواند همکاري بين شهرداري ها و مراکز شهري درون منطقه اي را تقويت کند. حاصل اين امر افزايش هماهنگي در بخش هاي مربوط به حمل و نقل، نهادهاي مدني و فعاليت هاي عام المنفعه شهرداري است.
  10. واحدهاي همسايگي و محلات عناصر ضروري در توسعه و بازسازي (توسعه مجدد) کلانشهرها هستند. آن ها نواحي قابل شناسايي را شکل مي دهند که شهروندان را به احساس مسئوليت در قبال نگهداري و تکامل اين نواحي (بکر و رها شده ) تشويق مي کند.
  11. واحدهاي همسايگي بايد به صورت فشرده، پياده محور (مبتني بر حرکت پياده) کارکردهاي متفاوت (مختلط) طراحي شوند و محلاتي که عموماً بر استفاده هاي محدود و به خصوصي تاکيد دارند، مي بايست از اصول واحدهاي همسايگي تبعيت کنند.
  12. انجام شدن بسياري از فعاليت هاي روزانه زندگي در مسيرها و فواصل پياده راه ها؛ به افرادي که امکان رانندگي ندارند و به ويژه مُسن ترها و جوان ها امکان فعاليت و تحرك مي دهد. شبکه پيوسته راه ها بايد به گونه اي طراحي شود که سبب تشويق پياده روي و کاهش تعداد و مسافت سفرهاي (سواره) اتومبيلي و همچنين ذخيره انرژي شود.
  13. وجود دامنه وسيعي از انواع خانه سازي و سطوح قيمتي متفاوت در داخل واحدهاي همسايگي بايد بتواند افراد را از سنين گوناگون، نژادهاي متفاوت و سطوح درآمدي مختلف به درون تعاملات روزانه جامعه بکشاند و باعث تقويت پيوندهاي شخصي و اجتماعي لازم براي يک جامعه معتبر شود.
  14. مسيرهاي حمل و نقل زماني که به درستي برنامه ريزي و طراحي شوند مي توانند به سازماندهي ساختار کلانشهرها و تجديد حيات مراکز شهري کمک کنند. در مقابل بزرگراه ها نيز نبايد سبب جابه جا شدن سرمايه ها از مراکز موجود شهري شوند.
  15. ساختمان هاي متراکم و کاربري هاي مختلط بايد با قرارگيري در مسيرهاي پياده تا رسيدن به ايستگاه هاي اتوبوس؛ به حمل و نقل عمومي اين فرصت را بدهد تا بتواند جايگزيني شود براي حرکت اتومبيل و حرکت سواره.
  16. قرارگيري و تمرکز فعاليت هاي مدني، مؤسسات و کارهاي تجاري بايد در محلات و واحدهاي همسايگي جانمايي شوند نه اينکه به صورت مجزا در قطعات تک منظوره قرار بگيرند. مدارس بايد در مکان هايي قرار بگيرند تا دانش آموزان و کودکان بتوانند با پاي پياده يا دوچرخه به آن دسترسي داشته باشند.
  17. وضعيت سلامت اقتصادي شهر و هماهنگي واحدهاي همسايگي، محلات و مسيرهاي پياده مي تواند از طريق طراحي شهر به عنوان راهنماي براي پيش بيني تغييرات آينده بهبود يابد.
  18. طيف گسترده اي از پارك ها از محدوده گسترده روستاهاي سرسبز گرفته تا باغ هاي شهري بايد در داخل واحدهاي همسايگي، نواحي حفاظت شده و فضاهاي باز به منظور تعيين واحدهاي همسايگي مختلف و پيوند آنها با هم توزيع شود.
  19. يک وظيفه اوليه براي همه کارهاي معماري شهري و طراحي چشم انداز ارائه تعريفي فيزيکي از خيابان ها و فضاهاي عمومي به عنوان مکان هايي مورد استفاد مشترك است.
  20. پروژهاي معماري فردي (شخصي) بايد به صورتي يکپارچه در پيوند با محيط اطراف خود باشند. اين هماهنگي و پيوند با محيط پيرامون فراتر از سبکي خاص و منفرد است (نبايد تحت الشعاع سبک هاي خاص معماري قرار گيرد).
  21. تجديد حيات مکان هاي شهري به تامين ايمني (آرامش) و امنيت آن بستگي دارد. طراحي خيابان ها و ساختمان ها بايد محيط زيستي امن را تقويت کند. اين امر نبايد به قيمت ازدست دادن دسترسي ها و فضاهاي باز باشد.
  22. در کلانشهرهاي معاصر، توسعه بايد به اندازه اي کافي در تطابق و هماهنگي با اتومبيل باشد. اين امر بايد به شيوه اي باشد که در آن موضوع عابر پياده و شکل فضاهاي عمومي محترم شمرده شود (با رعايت ملاحظات عابران پياده و فضاهاي عمومي صورت پذيرد).
  23. خيابان ها و ميادين بايد براي افراد پياده ايمن، راحت و جذاب باشد. با شکل گيري آن ها به شکل شايسته اي اين موارد مي توانند عاملي در تشويق پياده روي و همچنين قادر ساختن همسايگان به آشنايي با يکديگر و محافظت از محله خود، باشد.
  24. کارهاي معماري و طراحي چشم انداز بايد منبعث از شرايط آب و هواي محلي، توپوگرافي، تاريخ و ساختمان هاي معمول (عرف) باشند.
  25. ساختمان هاي شهري و مکان هاي اجتماع عمومي جهت احداث به سايت هايي خاص به منظور تقويت هويت اجتماعي و فرهنگ دموکراسي نياز دارند.
  26. تمامي ساختمان ها بايد براي ساکنين خود حس روشني ازمکان، آب و هوا و زمان را فراهم کنند. روش هاي طبيعي گرمايش و سرمايش مي توانند نسبت به سيستم هاي مکانيکي کارآمدتر باشند.
  27. نوسازي و محافظت از ساختمان هاي تاريخي، نواحي و چشم انداز هايي که بيانگر پيوستگي و تکامل جامعه شهري است (Charter of New urbanism, cited from: www.cnu.com. 2005).
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها