سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تحلیلی بر شهر فشرده و شهر متراکم تعاریف و مشخصات آن

مقدمه 

كمبود داده هاي تجربي در سطوح موجود ونبود وضوح كافي دربارة مناسب ترين معيارهاي اندازه گيري وارزيابي آنها،نشان از دشواري ارزيابي سياست هاي تراكم در شهرهاي كشورهاي درحال توسعه دارد. تفاوت هاي موردي بسياري در تراكم هاي شهري در اين شهرها ديده مي شود وعموميت دادن به مسائل آنها دشوار است. هر چند سطح توسعة اقتصادي اجتماعي را مي بايست مهم ترين عامل دانست و نيز موارد ديگري نيز وجود دارند كه به شدت مؤثرند ومي بايست به آنها توجه شود،اما به خوبي ادراك نشده اند.مسلماً عوامل فرهنگي برسطح اشغال اجتماعي فضا وفواصل آنها تأثير مي گذارد و دركشوهاي مختلف تنوع زيادي دارد.به طور كلي تراكم شهري و شهر فشرده درآسيا بالاترين،دراروپا،آفريقاي شمالي وخاورميانه بالا،درآمريكاي لاتين وبخش هاي جنوبي آمريكا كم ودرآفريقاي شمالي واستراليا پايين ترين حد است.اما درهريك از اين نواحي نيز تفاوت هاي عمده اي وجود دارد كه ازطريق مطالعات فرهنگي نمي توان به آن پي برد.از سوي ديگر نحوه برداشت فرهنگي نسبت به پذيرش يا عدم پذيرش تراكم زياد را نمي توان ثابت دانست زيرا تعريف در اين مورد در طول زمان در تمام فرهنگ ها تغيير كرده است.(دراكاكيس،1374: 67).

عوامل محيطي ازجمله كمبود زمين،محدوديت منابع آب،و توانايي زمين هاي بارور در توليد مازاد محصولات كشاورزي همواره عوامل مهم تاريخي بوده اند كه بر تراكم شهري تأثير داشته ودارند.شهرها در كشورهاي در حال توسعه اغلب در نواحي مشكل دار،نواحي با مخاطرات زياد،سطوح سيل گير،رودخانه هاي بزرگ،نواحي زلزله خيز،پاي كوه هاي آتشفشاني ويا درمسير گردبادهاي استوايي قرار دارند.تأثير اين تراكم بر مديريت بحران در اين  شهر ها نيز اهميت زيادي دارد.

افزايش تراكم بدون افزايش ميزان سرمايه گذاري مي تواند تأثيري مخرب برپايداري محيط داشته باشد.و با اين حال،توانايي خصوصي سازي و رشد درآمد همواره با افزايش استفاده از خودروي شخصي همراه است.آنچه زماني يكي از تجملات طبقه متوسط به شمار مي آمد،امروزه نيازي جهاني قلمداد مي شود.هرچند افزايش تراكم با محوريت حمل ونقل امكان پذير است اما مؤثرترين راه حل ها اين است كه ازطريق سياست هاي اقتصادي واجتماعي نياز به اتومبيل كمرنگ شود وسيستم هاي حمل ونقل عمومي افزايش يابد وظرفيت راه ها وجاده ها كم شود.مشكلي كه مي بايست در كشورهاي درحال توسعه به آن توجه كرد اين است كه روند تغيير رويكرد از استفاده خودروي شخصي به حمل ونقل عمومي-كه دركشورهاي پيشرفته متداول است-دراين كشورها،حركت عكس نيابد.

مشكل شهرهاي مذكور اين است كه طبقه ثروتمند به دليل افزايش روزافزون فضاي مصرفي شان درپي افزايش درآمد به دنبال فضاي بيشتر هستند،وازسوي ديگر طبقه فقير به دليل فقر روزافزون درپي حداكثر بهره گيري ازفضاي موجود است.

برخورد منفعلانه با فرآيند رشد تراكم به صورت غيررسمي مي تواند منجر به وخيم ترشدن شرايطمحيطي،سلامتي واجتماعي موجود شود.هدايت تراكم درنظام برنامه ريزي مي تواند به ارتقاي توانايي هاي جامعه، دخالت دولت محلي وتقسيم عادلانه توسعه كمك كند وبيشترين فرصت را براي دستيابي به پايداري فراهم آورد.(اونيشي،1381: 32)

تراكم هاي كم درشهرهاي كشورهاي توسعه يافته، به ويژه ايالات متحد آمريكا به دليل وجود خودروي شخصي تسهيل شده است. خودروي شخصي اگر چه بسيار دير به كشورهاي درحال توسعه وارد شده اما با سرعت زيادي درآن گسترش يافته است.

 

 شهر فشرده

ايده شهر فشرده براي اولين بار توسط توسط “جورج دمتزيگ” و “توماس ال ستي” در سال 1973 به عنوان راهکاري در جهت کاهش توسعه افقي شهرها و محافظت از فضاهاي باز روستايي مطرح شد. اين ايده معتقد به محدود کردن گسترش مراکز شهري به منظور کاهش ترافيک، بهبود دسترسي ها و نهايتا بهبود کلي کيفيت زندگي شهروندان است (Roo,2007: 5). شهر فشرده به عنوان ايده اي در مقابل رشد پراکنده شهر مطرح گرديد. در ايالات متحده ساخت شهرهاي فشرده در راستاي تحقق مفهوم رشد هوشمند شهر گسترش يافته اند (ترويج يافته اند) (Neuman,2005: 5). تئوري شهر فشرده بر اين باور است که متراکم سازي  شهري به ايجاد نواحي شهري امن تر و سرزنده تر مي انجامد و باعث حمايت از مشاغل و سرويس هاي محلي و نهايتا بهبود تعاملات اجتماعي شهري مي شود. شهر فشرده بايد فرم و مقياسي مناسب براي پياده روي، دوچرخه سواري و حمل و نقل عمومي داشته باشد تا بتواند به همراه تراکم و اختلاط کاربري ها به تشويق تعاملات اجتماعي و نهايتاً شکل پايدار شهر بينجامد (مثنوي،1381: 92).

استراتژی شهر فشرده مدلی پایه ای برای طراحی شهر ی پایدار است که توسط اتحادیه اروپا مطرح شده است. استراتژی شهر فشرده بر فرم شهرواثر بخشی توزیع فعالیت های انسانی در چهاچوب آن ، حداکثر استفاده از زیر ساخت ها شهر بویژه زیرساخت های حمل و نقل از طریق ساختار سکونت گاه های فشرده ، متراکم وترکیبی – که حداکثر استفاده موثر را از حمل و نقل عمومی و سیتم حمل ونقل غیر ماشین گرا امکان پذیر می سازد- متمرکز می شود. (EUEG, 2004)..

 شهر فشرده

مشخصات شهر فشرده

 

شهر فشرده داراي مشخصاتي است که عبارتند از:

  1. تراکم بالاي مسکوني و اداري
  2. محدود کردن رشد موجود شهر با دخالت هاي موجه (قانوني)
  3. وجود کاربري هاي مختلط
  4. شکل گيري مناسب نظام کاربري اراضي
  5. توسعه پيوسته شهر؛ چراکه بعضي قسمت هاي بافت ممکن است خالي، رها شده و يا به عنوان پارکينگ هاي سطحي (نه طبقاتي) باشند.
  6. حمل ونقل چند وجهي (سواره، عمومي و پياده)
  7. تامين زيرساخت هاي شهر به ويژه فاضلاب و خطوط آب
  8. ميزان بالاي دسترسي
  9. تامين خطوط پياده روي و دوچرخه سواري
  10. سطح بالاي پوشش سطوح غير قابل نفوذ
  11. سهم بالاي فضاهاي باز
  12. تنوع جمعيتي و اجتماعي
  13. افزايش تعاملات اجتماعي
  14. کنترل واحد و يکپارچه توسعه اراضي شهر
  15. ظرفيت مناسب مالي دولت براي سرمايه گذاري در امکانات و زيرساخت هاي شهري (Neuman,2005: 14).

شكل شهر و ايجاد فرم فشرده شهري 

واژه »شكل شهر« ازديدگاه هاي بسيار مختلفي بررسي شده است. بورن با مرور نوشته ها، به دنبال تعريفي مشخص، دقيقاً مي گويد، در بررسي شيوه اي كه پژوهش گران واژه هايي چون شكل شهر و ساختار فضايي را به كار مي برند، با »تنوع بسيار و مغايرت هاي مايوس كننده اي« روبه رو شده است. يكي از دلايل اين تنوع، اين است كه شكل شهر را حوزه هاي مختلفي بررسي كرده اند، و هر كدام، از رويكردهاي متنوع و متفاوت، با تعاريف و چارچوب هاي مفهومي متفاوت به دنبال درك شكل شهر رفته اند. شكل شهر، معادل با »سيماي شهر«گرفته شده است، كه اسمايلز آن را به عنوان مترادف چشم انداز شهري مطرح كرد، و شامل اشكال مرئي مناطق ساخته شده است. سه مؤلفه عمده اش عبارت انداز: نقشه خيابان يا جانمايي، سبك معماري ساختمان ها و طراحي شان، و كاربري زمين. تاكنون، در همين راستا، هندسه اين عناصر سازنده، يا برخي از جنبه هاي جزئيات دارترشان، به عنوان شكل شهر، تعريف شده است. كار شيرواني با اين الگو، در حساسيت بيشتر نسبت به جزئيات، متفاوت است. او درجستجوي دامنه طراحي شهري، عناصر فيزيكي شكل شهر را با اين جزئيات مي شناسد: كاربري زمين، توده گذاري وشكل ساختمان، سيركولاسيون و پاركينگ، فضاي باز، راه هاي پياده رو، حمايت از فعاليت ها و نشانه گذاري ها. هم چنين به تركيب هاي بزرگ مقياس ترِ اين عناصرسازنده و نقش هاي كاركردي شان نيز توجه شده است. توجه معماري اغلب بر بافت فيزيكي شهر و ابعاد زيبايي شناختي و كاركردي اش متمركز مي شود. شهر عملي است ارادي، اثري هنري كه ساخته ي دو عنصر معماري حركت ومعماري استراحت است. برخي نويسندگان ما را وا مي دارند شكل شهر را دو بعدي تعريف كنيم، از نقطه نظر گسترش فيزيكي، الگوي خيابان و مناطق متفاوت؛ و نيز سه بعدي، بيان پيكره اي ارتفاع ها و شكل ها و خط آسمان. عناصر مورفولوژيك فضاي شهري را به اين ها شناخته اند: خيابان ها و ميادين، بلوك ها كه به لحاظ هندسي گونه بندي شده اند. بخش هاي شهر، و ديگر اشكال تقسيم بندي شهر. در تاريخ معماري، اشكال شهري پيشين بر اساس عناصر مورفولوژيك سازنده شان نظير قلعه ها وملك هاي اربابي، حصارها و دروازه ها، خيابان ها و فضاهاي سيركولاسيون، مكان هاي خريد و فروش، كليساها وتوده ساختمان هاي عمومي شهر، شناخته مي شدند. (مدني پور، 1384: 46)

زمينه ديگر، كه عمدتا جغرافيايي است،بر كاربري زمين به عنوان عنصر بنيادي سازنده شكل شهر، تاكيد مي ورزد و از فضاي شهري، تعبيري كاركرد گرايانه دارد. اسكارگيل فرم شهرها را در دو مقياس متمايز تعريف مي كند. يكي شكلي است كه عناصر بافت فيزيكي شهر به خود مي گيرند شامل سكونتگاه ها وسازه هاي تخصصي تر، كه كاركردهاي خرده فروشي، دفاتر و اداره ها وتوليد را درخود جاي مي دهند. ديگري شكلي است كه »چيدن سازه ها« به خود مي گيرد، كه به تعريف ديگر و محدودتري از شكل شهر مي انجامد، به اين صورت كه كنار هم آمدن مناطق كاربري زمين در يك منطقه شهري، كه پاسخ به تنوع دسترسي، به حساب مي آيد. راجرز ساختار فضايي شهر را با توجه به سازمان دهي مكاني فعاليت هاي اجتماعي – اقتصادي در مناطق شهر تعريف مي كند، با اين هدف كه قاعده مندي هايي راكه در تطابق مردم با فضاي شهري وجود دارند، توضيح دهد و سرانجام پيش بيني كند. از ديد بروتچي و سايرين، شكل شهر، الگوي فعاليت هاي شهري مسكوني و غير مسكوني است و برهم كنش هاي آنهاست كه به وسيله محيط مصنوع كه جايشان مي دهد بيان مي شوند.

بورن با انتقاد از تلاش هايي كه ساختار فضايي شهري را هم سنگ چيدمان فيزيكي كاربري زمين مي گيرند،   مي كوشد آن گونه به تعاريف شكل شهر وساختار فضايي شهري بپردازد كه امكان توجه به هر دو بعد مكاني و غير فضاساختي شهر وجود داشته باشد. بورن به اتكاي نظريه سيستم ها، شكل شهر را به الگوي مكاني يا »چيدمان« عناصر منفرد درون يك نظام شهري، تعريف مي كند. اين عناصر شامل محيط مصنوع، ساختمان ها وكاربري هاي زمين، و نيز گروه هاي اجتماعي، فعاليت هاي اقتصادي و مؤسسات عمومي مي شود. به دليل تعاملات اين عناصر فردي با موجوديت هاي كاركردي يا زير نظام ها، انسجام يافته است اين الگوهاي رفتار و تعامل درون زير نظام ها، وقتي كه روي شكل شهر پياده شوند و با مجموعه قوانين سازمان دهنده كه زير نظام ها را به نظام شهر مرتبط   مي سازند، تركيب شوند، ساختار فضايي شهري را تشكيل مي دهند.

هر كدام از تعاريف عنوان شده، ظاهرا به يك يا چند جنبه از اين پديده چند بعدي،اشاره دارد. به واقع، تنوع تعاريف شكل شهر، عمدتا ناشي از اين واقعيت است كه بافت شهري اثري است هم فيزيكي و هم اجتماعي. به تعبير گاتمن محيط مصنوع، يك »سخن افزار« است كه در درون آن، نظام اجتماعي اقتصادي به مثابه يك »نرم افزار« عمل مي كند. شايد چنين تعبيري از رابطه ميان مردم ومحيط مصنوع، بيش از خشك و بي روح باشد، از آن جا كه تعامل بين آن ها به شيوه هاي متعدد روي مي دهد. با اين وجود، هر بررسي درباره شكل شهر بايد به اين دو بعد به هم مرتبط بپردازد.يا اگر عمده توجه اش بر وجوه خاصي از فرم است، بايد بتواند مكان، نقطه تمركزش را براساس اين دو بعد عمده تعيين كند.

بافت شهري را مي توان به لحاظ فيزيكي، تجمع واحدهاي فضا ساختي ديد. در اين جا، بررسي فرم، در   مقياس هاي متفاوت، هم در دو بعد و هم در سه بعد، مي تواند در مورد ساختمان هاي منفرد، بلوك ها، مناطق شهر، و كل بافت شهري، به عنوان تركيب اين اجزاي فيزيكي سازنده باشد. هم چنين مي توان به هنگام بررسي الگوي خيابان ها و ميادين، به فضاي ميان اين بخش ها، توجه كرد. (مدني پور،1384: 48)

بعد اجتماعي شكل شهر، با آرايش فضا ساختي و ارتباطات متقابل ويژگي هاي انسان هايي كه آن را مي سازند، از آن استفاده و بافت شهري را داراي ارزش مي كنند سروكار دارد. در اين جا، مطالعه شكل شهر به شيوه اي بر  مي گردد كه شهر نشينان، فردي يا گروهي، در فضا با يكديگر ارتباط پيدا مي كنند. ابعاد اجتماعي و فيزيكي شكل شهر، رابطه پويايي با يكديگر دارند. بافت فيزيكي با روندهاي متفاوت اجتماعي توليد شده، مشخص مي گردد. براساس اين زير ساختها، مي توانيم شكل شهر را به عنوان هندسه يك پيوستگي اجتماعي – مكاني تجسم كنيم. دراين پيوستگي، عناصر منفرد، با هر دو بعد فيزيكي و اجتماعي بيشتر با روابط متقابل شان با يكديگر تركيب مي شوندو به تركيباتي پيچيده شكل مي دهند. به بيان ديگر، شهر به عنوان يك كليت، مي تواند با طيفي از سازها، در  مقياس هاي مختلف، حتي تا حد تنها يك عنصر شكل بگيرد. ابعاد فيزيكي و اجتماعي سازه ها در تمامي سطوح به هم مرتبط اند، هرچند اندازه و ميزان پيوند شان قابل تشخيص و تغيير است. بنابراين، بررسي شكل شهر، مربوط است به شيوه اي كه موجوديت هاي فيزيكي، انفرادي يا گروهي،توليد و استفاده مي شوند، هم چنين به آرايش هاي مكاني و روابط متقابل اين موجوديت ها، ونيز به اين كه چگونه ارزش هاي پولي ونمادين در آن ها اعمال مي شوند.

تفاوت در رويكرد ها به مطالعه شكل شهر، به اندازه تنوع رويكردها به تعريف شكل شهر هستند. با اين حال، مي توانيم دو رويكرد توضيحي را در چارچوب حوزه هاي جغرافيايي ومعماري بشناسيم. تفاوت ميان ماهيت توصيف گونه اولي و ماهيت دستورالعمل گونه دومي، زماني كه هر دو بر پديده هاي شهري متمركز مي شوند، به حداقل مي رسد. جغرافيا، كه با توصيف پديده ها درسطح كره زمين، كارش را آغاز كرده بود، در زمينه جغرافياي شهري، تا سطح مطالعات درون شهري، باريك بين شد. از سوي ديگر، معماري كه در ابتدا، عمدتاً متوجه طراحي وساخت ساختمان هاي منفرد بود دامنه اش را گسترده كرد تا كل شهرها را پوشش دهد. اين دو جرگه، هر چند موضوعات كاري متفاوتي در پژوهش شكل شهر دارند، نقاط مشترك شان را درحوزه هاي دستورالعملي برنامه ريزي شهري وطراحي شهري، يافته اند.

صرف نظر از اين نقاط مشترك، رويكردهاي متفاوت شان به درك پديده هاي شهري، كه در زمينه هاي متفاوت مورد علاقه شان انعكاس يافته است، آن ها را ازهم جدا نگه داشته، و شكافي ميان آن دو برجا گذاشته است. در حالي كه معماري شهري معمولا شهر را كليتي فيزيكي مي بيند، جغرافياي شهري، در كنار جامعه شناسي شهري، بيشتر توجه اش را معطوف مردمي كرده است كه دراين بافت زندگي مي كنند. بدين طريق،جغرافياي شهري متوجه بررسي ساختار فضايي شهر است تا بررسي بافت شهر، كه در حوزه كاري معماري شهري قرار دارد. مورفولوژي شهري كه عناصري به هم آميخته از هردوي آن ها است، كوشيده تا آن ها را به هم مرتبط كند. (مدني پور،1384: 51)

مكان يابي يا موقعيت در ايجاد سياست هاي انعطاف پذير براي تراكم نقش مهمي دارد. نواحي خاصي وجود دارند كه اولويت در آنها مي بايست به افزايش شدت تراكم استفاده از فضا داده شود. مراكز شهري و حمل و نقل هر دو جاذب تراكم بالاتري از جمعيت هستند و تنوع كاربري بيشتري دارند. بسياري از زمين هاي بازيافتي براي اين نوع توسعه و ساخت و ساز فشرده و هماهنگ با ساير بخش ها به دليل موقعيت شان در شهرها، ايده آل هستند.

شهرداري ها مي توانند ازجوايز تشويقي براي بالا بردن تراكم در طرح هايي كه داراي كيفيت بالاي طراحي در پاسخ به نياز ساخت و ساز با تراكم بالا هستند،  استفاده كنند. اين جوايز مي توانند به سازندگاني كه تمايل به مشاركت در امر بهبود زيرساخت هاي عمومي براي تسهيل ساخت و سازهاي با تراكم بالاتر دارند اعطا شود. توصيه هايي براي دستيابي به فرم فشرده شهري اين است كه طراحي با اين رويكردها مورد بازنگري قرار گيرد:

  • شهرداري ها را از ارائه عدم صدور مجوز صرفاً به دليل تراكم بالا يا ساخت وسازهاي فشرده، منصرف وكيفيت را در اولويت قرا دهند.
  • به توسعه هاي شهري با تراكم كم به ويژه در مراكز شهري و محله اي، وجهه منفي بخشيده و با روش هايتشويقي مانع آنها شوند.

مانند كشورهاي توسعه يافته، تراكم بالا وتوسعه متراكم وفشرده مي توانند مؤثر بودن سيستم حمل و نقل عموميو كارايي آن را بالا برد. سيستم هاي انبوه وكلان حمل و نقل عمومي در شهر درهماهنگي با تراكم بالا در هنگ كنگ كار مي كنند. هرچند يكي از دلايل اقتصاد قوي، دولت قوي و سياست هاي محدود كننده استفاده از خودروي شخصي است. سنگاپور، سئول و توكيو نيز سياست هايي مشابه دارند. تعادل ميان محدوديت خودرو و راه حل هاي جايگزين به اين معنا است كه حمل ونقل عمومي نيازهاي طبقه متوسط را تأمين مي كند، با وجود اين تراكم هاي بالا مي تواند منجر به معضلات ترافيكي شديد از جمله مالكيت محدود خودروي شخصي شود. (ردكليفت،1373: 51)

تراكم بالا به تنهايي نمي تواند تضمين كننده حمل ونقل عمومي خوب و پرهيز از آشفتگي هاي ترافيكي باشد؛ نمونه اي كه مشابه آن در بانكوك رخ داده است.دراين كشور همانند بسياري شهرهاي آسيايي ديگر ظرفيت راه ها اندك است وبه همراه آن نرخ رشد مالكيت خودروي شخصي پايين است. افزايش تراكم،افزايش راه ها را نيز عملي مي كند وتأمين راه هاي چند طبقه از نظر زيست محيطي صحيح نيست. مشكلات و مزاياي ورود يك سيستم جابه جايي عمومي دربافت هاي شهري درمورد بانكوك به خوبي بررسي شده است. خلق نواحي انتقالي توسعه كه با سرمايه بخش خصوصي ساخته شده و از طريق مشاركت و مزاياي افزايش مساحت زيربنا عملي شده است،   مي تواند راهي باشد براي شهرهايي كه مانند هنگ كنگ اقتصادي قوي ندارند. بدون وجود سيستم هاي حمل و نقل عمومي با كيفيت بالا، اميدي براي دستيابي به سيستم حمل و نقل پايدار وجود ندارد. شهرهايي با تراكم بالا مانند داكا، و كلكته را مي توان پايدار تلاقي كرد. زيرا بخش عمده ترافيك آن غير موتوري است كه تاحدودي به دليل كم بودن درآمد است تاملاحظات زيست محيطي.

همان گونه كه زيلمن به درستي اشاره مي كند پايداري به معناي استفاده محدود شده به دليل كم بودن منابع درآمدي نيست بلكه به معناي كيفيت مناسب زندگي است. حمل و نقل، مزايا ومعايب آن مسئله اي عمده در  بحث هاي شهر متراكم است و آنچه اغلب مي شود، تأمين زيرساخت ها است. مطالعات بيدمن يك نكته را ناديده گرفته است و آن عدم توجه به رابطة ميان تراكم شهري و تأمين زيرساخت ها به موازات تقويت سيستم حمل و نقل شهري است. هزينه هاي زيرساخت ها با افزايش تراكم نه تنها كاهش نمي يابند بلكه ممكن است در مركز شهر بيشتر از حومه ها باشد. مؤثرترين روش توسعه اين است كه ذخيره اي مناسب از زير ساخت ها وجود داشته باشد و بدترين آن زماني است كه زيرساخت ها به مرز ساخت هاي جديد به ناچار تأمين مي شود. زيرساخت ها مي بايست بخشي جدايي ناپذير ازمقوله فرم شهري پايدار باشند. (عزيزي،1380: 33).

 

می توان تجلی شهر شرده را در آمستردام – پیشگام شهر فشرده- هامبورگ و کپنهاگ مشاهده نمود. طرفداران شهر فشرده بر توانایی بالقوه این فرم شهری به تراکم مسکونی فزاینده  در توسعه های جدید با کاربری ترکیبی تاکید می نمایند. در عین حال تراکم تنها معیار شهر فشرده نیست .اگر بهتعادل کمیت و کیفیت برسیم بایست تراکم را در شهر فشرده محدود نماییم. ظرفیت تراکم از مکانی به مکان یگر متفاوت است و وابسته به نیازمندی های محلی ، شرایط آب هوایی و وضعیت ساخت و ساز موجود است. هدف شهر فشره گردآوری توده اساسی از مردم است که قادر به حمایت از خدمات شهری از قبیل حمل و نقل عمومی ، مدارس و مراکز خرید محلی باشند (Llewelyn Davies, 2003) .

تراکم فزاینده نیازمند بهبود کیفیت مناطق شهری در راستای جذب مردم به کار و زندگی است. (CABE,  2001)

مدل ها و تئوری های مختلفی در مورد چگونگی دستیابی به فرم شهری پایدار پیشنهاد شده است:

مفهوم روستا- شهر ، توسعه محلات سنتی، محلات شهری پایدار و غیره (Farr,  2007).

هدف از طراحی سیاست های شهر فشرده دستیابی به کاهش  وابستگی به ماشین ، تقلیل آلودگی و به حداقل رساندن فقدان مناطق باز و توسعهزیست بوم ها می باشد (Haughton and Hunter, 2003; Gillham, 2002).. دیدگاه توسعه فضایی اتحادیه اروپا تشویق شدید اعضا به تعقیب مفهوم شهر فشرده به عنوان روشی برای کنترل توسعه فیزیکی شهر ها ، یکپاچه سازی کاربری های اراضی  و حمل ونقل بسیار موثر ، و کاهش جدایی گزینی فعالیت های روزانه می باشد. (CEC, 1999)، (Mieszkowski and Mills, 1993)..

 

مزایای شهر فشرده عبارتند از :

وابستگی کمتر به ماشین ، کاهش ضایعات زیست محیطی ، کاهش مصرف انرژی ، خدمات حمل و نقل عمومی بهتر ، افزایش قابلیت دسترسی ، بازاستفاده از اراضی توسعه یافته پیشین، کیفیت بالای زندگی و حفاظت از فضاهای سبز .(Thomas, Cousins in Jenks et al., 1996)

 

متغیرهای شهر فشرده

                    مقولات                                                                                 شاخص ها                         معیارها
       قابلیت دسترسی به تسهیلات

 

قابلیت دسترسی به خدمات بهداشتی

قابلیت دسترسی به تسهیلات آموزشی

قابلیت دسترسی به خدمات تجاری

تراکم بیمارستان ها در منطقه ساخته شده

تراکم مدارس بتدایی در منطقه ساخته شده

تراکم رستوران ها و فروشگا ها در منطقه ساخته شده

       کارایی زیر ساخت ها

 

کارایی کاربری جاده ها

کارایی کاربرد تسهیلات مورد استفاده

کارایی کاربری های اراضی مورد استفاده

سرانه جاده های آسفالتی

سرانه طول خط لوله های زهکشی

سرانه کارایی منطقه اراضی

       حمل و نقل عمومی

 

قابلیت دسترسی به حمل ونقل عمومی

کارایی حمل و نقل عمومی

 ایمنی ترافیک

تعداد اتوبوس های عمومی برای هر ده هزار نفر

تعداد مسافرانی که توسط یک اتوبوس سرویس دهی می شوند

تعداد تصادفات ترافیکی در هر منطقه جاه های آسفالتی

       مصرف منابع و انرژی داخلی

 

کارایی استفاده از انرژی

مصرف منابع طبیعی

مصرف منابع طبیعی

 

سرانه مصرف برق منازل

سرانه مصرف آب منازل

سرانه مصرف گاز طبیعی منازل

        فاکتورهای زیست محیطی خارجی

 

آلودگی هوا

 آلودگی صدا

کاهش فضای سبز

ایمنی عمومی

انتشار 2CO در هر کیلومتر مربع منطقه ساخته شده

درصد منطقه با سطوح غیر قابل قبول سروصدا نسبت به منطقه ساخته شده شهر

درصد منطقه فضای قهوه ای با منطقه ساخته شده شهر

وقوع آتش سوزی ها در هر هکتار از منطقه ساخته شده شهر

پيچيدگي مفهوم شهر متراكم 

پياده كردن مفهوم شهر متراكم از طريق متراكم سازي، نمونه اي از اقدامات مطرح شده براي رسيدن به شهرهاي پايدار است. در اين قسمت پيچيدگي هاي مفهوم خود شهر متراكم مطرح مي گردد. در ارزيابي ضرورت يا عدم ضرورت متراكم سازي براي رسيدن به پايداري، لازم است جنبه هاي زير درنظر گرفته شود.

الف-  جنبه هاي مختلف شهر متراكم 

شهر پديده اي همگن نيست، و شهر متراكم هم مي تواند به روش هاي گوناگون تعريف شود. ايجاد شهر متراكم مي تواند به شكل متراكم سازي ساختمان يا متراكم سازي فعاليت ربط داشته باشد؛ و در هر يك از اين فرايندها نيز  دلايل نامحدودي وجود دارد. توسعه متراكم مي تواند در اشكال گوناگون توسعه انجام بگيرد. فعاليت ايجاد تراكممي تواند به افزايش تعداد ساكنان ناحيه، افزايش اشتغال يا رفت و آمد مرتبط با اشتغال، افزايش ترافيك در جاده ها يا افزايش استفاده از زمين يا ساختمان هاي موجود منجر گردد. به علاوه، هر يك از اين نوع متراكم سازي ها مشخصه اي ويژه و منحصر به خود دارند، كه شكل متراكم سازي تحت تأثير آن مشخصه (از لحاظ طرح يا مقياس) قرار مي گيرد. متراكم سازي از لحاظ مقياس زماني مي تواند طيفي از توسعه هاي دورتر وبزرگ تر، تا نزديك تر و كوچك تر را شامل شود. تمام اين عوامل باعث ايجاد ناهمگني در شهر متراكم مي شوند. مفهوم متراكم سازي مي تواند در اشكال گوناگوني به وقوع بپيوندد و هر يك برحسب معيار پايداري مي تواند متفاوت باشد. به عنوان مثال به نظر مي رسد تراكم فعاليت، تأثيرات بدتري نسبت به توسعه متراكم داشته باشد – به ويژه وقتي كه با ترافيك غير محلي يكي شود. به توسعه در اراضي فرسوده كلاً با ديد مثبتي نگريسته شده است، و توسعه مجدد كه جايگزين ساختمان هاي قديمي نامناسب و غير جاذب مي شود اغلب مناسب است. در توسعه كوچك مقياس و محتاطانه، مخالفت كمتر به چشم مي خورد. اين تفاوت ها بايد درشهر متراكم مورد شناسايي قرار گيرند.   ( Duhl, Leonard،1978: 43)

ب- مشخصه هاي نواحي متراكم 

از جمله عوامل مؤثر ديگر بر پايداري تراكم، ماهيت نواحي اي است كه اين فرايند درآنها اتفاق مي افتد.

مشخصه هرناحيه، آميزه اي است از دو خصوصيت اجتماعي و زيست محيطي. به عنوان مثال توسعه در نواحي اي كه زمين در آنها اهميت زيست محيطي ويژه اي دارد، بايد از نظر محيطي ناپايدار ديده شود (يعني توسعه پيدا نكند و محيط همان طور حفظ شود). بر عكس، شدت استفاده از زمين در نواحي اي انجام بگيرد كه اراضي فرسوده زيادي درآنها وجود دارد كه مي توان در اصلاح و بهبود وضعيت ناحيه و بهبود پايداري اجتماعي و اقتصادي مؤثر واقع شود.

ج-تركيب هاي مختلف از انواع متراكم سازي وانواع نواحي

درست نيست عنوان شود كه نوع معيني از متراكم سازي، يا متراكم سازي در يك ناحيه خاص، هميشه پايدار است. اين خود به روابط بين اين دو بستگي دارد. به عنوان مثال، توسعه مسكوني در ناحيه اي كه كاربري عمده آن مسكوني است- ودر نتيجه توسعه غير مسكوني نمي تواند انجام بگيرد – چه بسا مناسب باشد. برعكس، توسعه مسكوني مازاد در ناحيه اي كه به لحاظ خدماتي نظير مدارس و مراكز درماني از قبل تحت فشار قرار داشته مي تواند مسئله را بدتر و ناپايداري را تشديد كند. درك روابط بين انواع نواحي و همچنين انواع متراكم سازي در حل مسائل پايداري شهري بسيار مشكل است.

د-دامنه يا ميزان متراكم سازي 

شكل خاصي ازتوسعه ممكن است در وضعيت خاص پايدار به نظر رسد اما محدوديت هايي هم براي آن وجود دارد. استراتژي بريتانيا براي توسعه پايدار، مشخص مي سازد كه ايجاد برخي محدوديت ها در نواحي ساخته شده، قبل از اينكه آسايش و رفاه شهري مختل گردد و دچار زيان و خسارت شود، مورد نياز است. توسعه ممكن است بامحدوديت هاي معيني پايدار باشد. معيارها به اين شكل ارائه مي شوند كه مي توانند در افزايش آستانه هاي ظرفيت پذيري يا پايداري تأثير داشته باشند، به گونه اي كه دراين صورت مي تواند توسعه بيشتري جامه عمل بپوشد. به عنوان مثال، افزايش تعداد زيادي از خانه هاي جديد در يك ناحيه ممكن است نهايتاً به عدم مقبوليت، نارضايتي وفشار روي خدمات و تسهيلات (تأمين آب، فاضلاب، برق، گاز و غيره) منجر گردد اما اگر فن آوري جديد براي افزايش ظرفيت سيستم هاي موجود به كارگرفته شود، درآن صورت توسعه بيشتري امكان پذير خواهد بود. متراكم سازي فرايندي پوياست اما براي اينكه شهر متراكم پايدار باشد، بايد محدوديت ها و آستانه ها به طور كامل درك گردند و مورد توجه قرار گيرند.

ه– عوامل خارجي 

برخي تأثيرات خارجي برروي پايداري شهر متراكم نيز وجود دارد. اين تأثيرات بدين دليل خارجي اند كه دامنه وسيعي از موضوعات پايداري شهري وشهر متراكم را در برمي گيرند. به عنوان مثال، سياست ها و تجربه هاي مديريت در يك ناحيه مي توان نمودي عيني در شهر متراكم داشته باشد. سيستم هاي مديريت ممكن است بتوانند تضادهاي دروني در توسعه مختلط را كه از جهات ديگر ناپايدار است رفع كنند. يا مقامات محلي ممكن است كيفيت و قابليت دسترسي فضاي باز موجود را بهبود بخشند، به طوري كه توسعه ساير فضاهاي باز امكان پذير باشد.

نيروهاي زيادي وجود دارند كه در امكان پذيري و پايداري شهر متراكم تأثير مي گذارند. كيول اين فرايندها را به شكل زير برمي شمارند:

– حومه نشيني درمقابل تمركززدائي

-كاهش توليد صنعتي

-فعاليت هاي اقتصادي جديد ومكان يابي آنها

-دگرگوني هاي فني

-گرايش هاي اجتماعي وشيوه زندگي

اگر گرايش هايي درسطح گسترده تر وجود داشته باشند كه ازايجاد شهر پايدار جلوگيري كنند،درآن صورت بايد ابتدا اين گرايش ها بيان شوند.در ارزيابي پايداري شهر متراكم لازم است عوامل خارجي مهم درك گردند.

بحث و نظر درباره شهر متراكم  

گرايش هاي زيادي درتوسعه پايدار وجود دارد كه رشته هاي گوناگوني را در بر مي گيرند و ريشه آنها را   مي توان در مؤسسات علمي، دولت هاي ملي و محلي، مؤسسات سياسي بين الملل، سازمان هاي سراسر دنيا،   گروه هاي ذي نفوذ، هيئت هاي تحقيقاتي، اجتماعات محلي و نظاير اينها جست و جو كرد. بيشتر مطالعات مستقيماً به بحث شهر متراكم مربوط نمي شوند بلكه ممكن است به طور غير مستقيم براي آن اهميت داشته باشد. مقوله هاي مورد بحث متنوع اند، شامل: موضوعات پايداري درجهان يا جهان سوم، بوم شناسي، رشد اقتصاد و تجارت، كشاورزي وجنگل داري پايدار، گردشگري پايدار، موضوعات اقتصاد سياسي، رشد و توسعه قانون زيست محيطي، نقش مؤسسات در رسيدن به پايداري، پايداري در صنايع انرژي، چشم اندازهاي طرفداري زنان و نوسازي پايدار.

گرچه ممكن است ارتباط برخي از اينها باشهر متراكم گاه جزئي باشد، اما به هر حال بايد مورد توجه قرار گيرد. بهدليل اينكه فرم شهر ممكن است با موضوعات مهم ديگر ارتباط يابد، اين مطالعات ممكن است ما را به مسير موردنظر هدايت كند يا بحث شهر متراكم راروشن تر سازد. بعضي از موضوعات تحت بررسي توسعه پايدار مستقيماً بهشهرها مربوط مي شوند. اين موضوعات عبارتند از: توسعه پايدار از طريق برنامه ريزي كاربري زمين، باز زنده سازيشهر، ساختمان هاي پايدار، انرژي و شكل شهر، حمل و نقل پايدار، انتشار آلودگي و شكل شهر، و به خصوص نقش تراكم در رسيدن به پايداري. بعضي از اين مطالعات در حد نظريه پردازي باقي مي ماند. ليكن ضروري است از طريق تحقيقاتي تجربي مورد تأييد قرار گيرند. مطالعه تجربي مشخصا موضوعي خاص را دربر مي گيرد و ممكن است نظر يا ادعاي ويژه اي را درباره شهر متراكم – نظير كاهش سفرهًاي شهري يا استفاده كافي ازانرژي – مورد بررسي قرار دهد. مسئله اي كه در اين نوع مطالعه به چشم مي خورد، اين است كه به تضادهاي موضوعات ديگر اهميت داده نمي شود. زماني كه مطالعه، به آزمون برخي از موضوعات مي پردازد، ممكن است اطلاعاتي را در مورد پايداري به دست دهد اما روشي براي قضاوت كلي در مورد پايداري شهر وجود ندارد. بايد تأثيرات كلي را در تعامل با يكديگر در نظر گرفت و سنجيد. نيز لازم است اهميت نسبي موضوعات مختلف مورد توجه قرار گيرند.

ديگر مسئله موجود در مطالعه پايداري شهر متراكم، به نظرياتي مربوط مي شود كه در مورد پايداري اجتماعي است؛ و اين خود جنبه هاي كلي را مورد آزمون قرار مي دهد و نه تجارب متفاوت و جنبه هاي مربوط برابري اجتماعي را.

ديدگاه هاي متفاوتي در مورد شهر متراكم وجود دارد و هيچ گونه وفاق عمومي در مورد معاني و تعاريف اصطلاحات به كار رفته در مطالعه ديده نمي شود. مقايسه مطالعات مختلف دشوار است. مثلاً متخصصان و صاحبنظران ديدگاه مشتركي در مورد اينكه تراكم به چه شكلي اندازه گيري شود، ندارند. به گفته لوك، بدون وجود زبان مشترك، ترسيم اجزاي متراكم سازي و تعيين اينكه بايد دراين كار ازچه چيزي اجتناب كرد، دشوار است. بيشتر مطالعات موجود را بخش هاي مختلف به دنبال دستورالعمل ها منتشر شده از جانب خودشان انجام داده اند، حال آنكه وجود رويكردي جامعه و ساختاري براي ارزيابي مطالعات مختلف به منظور رسيدن به ديدگاهي كاملاً مشخص در مورد پايداري شهر متراكم، ضروري است. علت اينكه تحقيقات تجربي تاكنون بي نتيجه مانده، اين است كه هنوز كشمكش بين طرفداران شهر متراكم و مخالفان آن شدت دارد. اين خود دلالت بر اين نكته دارد كه بايد كار بيشتري در اين زمينه صورت گيرد. ( Devlin, John،1994: 77)

امكان پذيري شهر متراكم 

مجموعه اي ازمطالعات توسعه پايدار، امكان پذيري اهداف مشترك پايداري را مورد بررسي قرار مي دهند. اين مطالعات شامل مشاهدات عمومي و ارزش هاي اجتماعي، توانايي مشاركت اجتماعي، روش هاي مردم سالارانه در ايجاد تغييرات، توانايي مؤسسات براي اجراي پيشنهادها، قابليت و توانايي تغييرات در شيوه هاي زندگي و نقش آموزش زيست محيطي است. همچنين بايد بررسي هايي در زمينه ارزيابي شهر متراكم صورت پذيرد. بعضي از مطالعات برامكان پذيري كالبدي افزايش تراكم در شهرها تأكيد مي ورزند. از جمله اينها، مطالعه اي است كه براي دپارتمان محيط زيست در زمينه ارزيابي موانع اصلي توسعه مكان هاي شهري و ارزيابي نحوه افزايش تعداد ساختمان هاي مسكوني در نواحي شهري انجام گرفته است. مطالعات انجام گرفته درمورد تأثير سياست هاي افزايش تراكم كه به وسيله مقامات محلي اعمال مي شود، نشان مي دهد كه تراكم مي تواند ازطريق كاهش پيش بينيپاركينگ، و بدون كاستن از آسايش محيطي، افزايش يابد. بيشتر تحقيقات به دليل ارائه پيشنهادهاي عملي براياجراي ايده شهر متراكم، داراي نتايج مثتبي هستند. به هر حال دلايل مقبوليت اجتماعي اين پيشنهادها بسيار متناقضو متفاوت است. از جمله گفته شده است كه تراكم بالاي مسكوني با تأمين حداقل پاركينگ مي تواند مطلوب وپذيرفتني باشد، چراكه توسعه به آساني مي تواند كساني را كه فاقد اتومبيل هستند جذب كند، يا ساكنان را از مالكيت اتومبيل دلسرد سازد. اين درحالي است كه مطالعه »دپارتمان حمل ونقل« چشم انداز كاملاً متفاوتي را ارائه مي دهد و ادعا مي كند كه بروز مشكلات در پاركينگ، مردم را از داشتن اتومبيل باز نمي دارد. گاه مقبوليت اجتماعي به عنوان معيار امكان پذيري در نظر گرفته مي شود، بدون اينكه انعطاف پذيري بازار يا رفتارهاي ناهمگن درتمام طيف اجتماعي به آن اضافه شود. درمورد اينكه آيا متراكم سازي مي تواند در ناحيه اي ويژه پذيرفته شود يا نه، لازم است جنبه هاي موجود درنواحي جايگزين و همچنين نظر ساكنان بالقوة جديد لحاظ گردد. در اين ميان ايجاد   روش هاي كاملاً سنجيده شده براي تجزيه و تحليل زيست پذيري اجتماعي ضروري مي نمايد. (165 :2004، Wheeler, Stephen)

ايجاد ابزارهايي براي شهر متراكم 

مقامات برنامه ريزي محلي بايد بتوانند ارزيابي كنند كه آيا توسعه مي تواند پايدار باشد يا نه،وهمچنين مشخص سازند كه چه سياست هايي مي تواند به شكل پايدارتر شهر منجر شود. آنها بايد بدانند كه چه نوع متراكم سازي  مي تواند درمكاني خاص پايدار باشد، و از طرف ديگر چه سياست هايي مي تواند تأثيرات منفي توسعه را به حداقل برساند. آنان همچنين براي در دست داشتن روشي براي تعيين ظرفيت، لازم است محدوديت هاي توسعه را بشناسند. پژوهش كلي، با بررسي دعوي هاي مربوط به شهر متراكم ممكن است شاخص هايي را فراهم سازد كه بدان وسيله نوع متراكم سازي در مكان هاي مشخص، تعيين گردد. اما چنين چيزي براي وضعيت هاي خاص عملي نخواهد بود. ( .Arnold,Steven،1993:106)

مطالعاتي كه به موضوع بحث شهر متراكم پرداخته اند، فراوان اند، مطالعات مذكور، موضوعاتي از اين دست را در برمي گيرند: ارزيابي تأثيرات زيست محيطي، فنون و روش هاي ارزيابي سياست ها، فن آوري نظارت شيوه هاي مربوط به آستانه زيست محيطي، پيش بيني، الگوسازي، روش هاي سنجش ظرفيت، مديريت پايدار شايد از همه   مهم تر، شاخص هاي پايداري. مطالعات محلي مي توانند اطلاعات مفيدي را به ويژه در مورد ذخاير زيست محيطي و مشاهدات عمومي به دست دهند به هرحال ارزيابي ها بايد به طور مداوم بهنگام شوند و روش هاي سنجش و   اندازه گيري كه براي استفاده مقامات محلي تهيه مي شوند، بايد براساس داده هايي باشند كه تهيه آنها دشوار نباشد و جمع آوري آنها نسبتا سريع انجام شود، چرا كه منابع معمولاًمحدود هستند. به اين ترتيب بايد استفاده از شاخص ها افزايش يابد. شاخصً ها امكان ارزيابي را با استفاده از اطلاعات محدود و موردي فراهم مي آورند. اينها   معيارهايي اند كه هدف شان پيشرفت هرچه بيشتر به سمت پايداري است. امتياز روش شاخص ها اين است كه   مي تواند با تمام موضوعات از جمله معيارهاي ذهني منطبق شود. استوارت توضيح مي دهد كه مطالعه شاخص ها به وسيله هيئت مديره دولت محلي، جهش عمده اي محسوب مي شود، او اظهار مي كند كه اين خود موجب مي شود درسطح محلي، با استفاده از چارچوبي ساختاري و جامع، قضاوت بهتري صورت گيرد. با همة اينها، اين مطالعه همنواقصي در خود دارد. يكي اينكه مسئله وزن نسبي هر شاخص و ارتباط متقابل بين آنها راحل نمي كند. به علاوهاگر مفهوم توسعه پايدار در سطوح مختلف عملكرد بين المللي، منطقه اي ومحلي وجود داشته باشد، چطور  شاخص ها مي توانند در طيف وسيع باهم مرتبط شوند؟ اگر چنين كاري امكان پذير باشد، لازم است همكاري وهماهنگي لازم بين تمامي مسئولان و نهادهاي ذي ربط انجام گيرد. هماهنگي بين پيشگامان در سطح ملي و محلي و همچنين بين پيشگامان مختلف در سطح ملي از طريق هيئت هاي مختلف انجام بگيرد. ترديدي نيست كه مسئولين محلي توانايي به ثمر رساندن توسعه پايدار را دارند. ضعف روش هاي به كارگرفته شده توسط مسئولين محلي اين است كه آنها به اثرات توسعه پيش بيني شده توجه دارند در حالي كه پايداري از عوامل زيادي متأثر مي شود، به علاوه نظام برنامه ريزي نيز اختيار قانوني نسبتاً كمي دارد. ضمن آنكه مطالعه محلي ممكن است كاملاًعملي نباشد.

جمع بندي و نتيجه گيري 

اولين نكته، مقايسة رابطه ميان توسعه پايدار، زندگي در چارچوب ظرفيت ها و منابع محيطي، دستيابي به برابري و عدالت اجتماعي، وجامع بودن فرايند تصميم گيري است.

نكته دوم، مقايسه ميان رابطه اجزاي تشكيل دهنده توسعه شهري پايدار است كه ازمدل شهر فشرده به دست  مي آيد. بايد توجه داشت كه بيش از يك مدل شهر پايدار وجود دارد. اين فرم ها ويژگيهاي مشتركي دارند، ازجمله آنها مي توان به فشردگي، كاربري مختلط، شبكه معابر در ارتباط دروني با يكديگر، حمل و نقل عمومي مناسب و كنترل محيطي ومديريت شهري خوب اشاره كرد. به نظر مي رسد فشردگي راه حل مناسبي براي توسعه انفجاري نواحي شهري به ويژه در شهرهاي كشورهاي درحال توسعه است. هسته هاي فرعي در ارتباط با هسته اصلي قرار دارند و حمل و نقل عمومي مناسب از ملزومات آنها به شمار مي آيد.

آلودگي درشهرهاي بزرگ يكي از مهم ترين مشكلات اين گونه شهرهاست و معضل ديگر شهرها در كشورهاي در حال توسعه ضعف كنترل و ضوابط لازم در بخش مديريت شهري است. مفهوم شهر فشرده و فرم هاي شهري پايدار طي دو دهه اخير تغيير يافته و متحول شده است. در هر صورت خلق نظريه ها وايده هايي كه موجب تحول هستند، با سرعت فزاينده اي رو به رشد است. با اين حال دستيابي به فرم پايدار توسعه همواره دغدغه تصميم سازان و طراحان تمام كشورها خواهد بود. جنبه هاي اجرايي براي دستيابي به فرم پايدار شهري عبارت اند از:

*عزم و اراده شهرداري ها وگردانندگان شهرها؛

*هدايت ضوابط مالي و مالياتي در جهت سياست هاي لازم؛

*تدقيق نحوه مداخله و مشاركت بخش خصوصي و غير رسمي؛ و ارائه مدل ها و معيارها.

منابع 

  • اونيشي،تاكاشي(1381): »رويكرد ظرفيتي براي توسعه شهري پايدار،مطالعه تجربي توكيو« ترجمه مليحه مقصودي،فصلنامه مديريت شهري،تابستان،شماره 10
  • چكيده مقالات همايش توسعه محله اي (1383): چشم انداز توسعه پايدار شهر تهران،تهران: مركز مطالعات وتحقيقات امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران.
  • حاتمي نژاد، حسين (1380): »عدالت اجتماعي، ركن اساسي توسعه پايدار شهري«، مديريت شهري، شماره6
  • دراكاكيس، اسميت و ديويد ويليام (1374): شهر در جهان سوم، ترجمه حسين رحيمي، تهران: واقفي.
  • ديكنز، پيتر (1377): جامعه شناسي شهري، ترجمه حسين بهروان، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوي.
  • رادكليفت، مايكل(1373): »توسعه پايدار« ترجمه حسين نير، انتشارات وزارت كشاورزي.
  • ساوج، مايك و آلن وارد (1380): جامعه شناسي شهري، ترجمه ابوالقاسم پور رضا،تهران: انتشارات سمت.
  • سويچ، مايكل (1380): جامعه شناسي شهري، ترجمه ابوالقاسم پور رضا، تهران: سمت.
  • صرافي، مظفر (1379): »شهر پايدار چيست؟« ،فصلنامه مديريت شهري، شماره 4.
  • عزيزي، محمدمهدي، (1380): »توسعه شهري پايدار:برداشت و تحليل ازديدگاههاي جهاني«، نشريه علمي پژوهشي صفه، دانشكده معماري و شهرسازي، دانشگاه شهيد بهشتي، شماره1380،33.
  • فيالكوف، يانكل (1383): جامعه شناسي شهري، ترجمه عبدالحسين نيك گهر، تهران: موسسه انتشارات آگاه.
  • كاستلو، وينسنت فرانسيس (1383): شهر نشيني در خاورميانه، ترجمه پرويز پيران، تهران: نشر ني.
  • لاكس، پيتر (1380): »مديريت منابع آب وتوسعه پايدار«، ترجمه جهاني وقدرت نما، مجله آب و توسعه، شماره 1374،2.
  • لقائي، حسنعلي (1378): »مقدمه اي بر مفهوم توسعه شهري پايدار و نقش برنامه ريزي شهري« ،فصلنامه علمي- پژوهشي هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران، شماه 6.
  • لينچ، كوين (1376): تئوري شكل خوب شهر، ترجمه سيدحسين بحريني، انتشارات دانشگاه تهران.
  • مدني پور، علي (1381): تهران ظهور يك كلان شهر، تهران: شركت پردازش و برنامه ريزي شهري.
  • مدني پور، علي (1384): طراحي فضاي شهري، ترجمه فرهاد مر تضايي، تهران: شركت پردازش و برنامه ريزي شهري.
  • موسي كاظم، مهدي (1379): »ارزيابي توسعه پايدار در توسعه شهري« پژوهش موردي شهر قم، پايان نامه دكتري، دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده

-91 Arnold, Steven. H. (1993): “Sustainable Development, A Solution to the Development Puzzle?” Development(Journal of SID) Vol. 2, No.3.

-02 Devlin, John F. & Yap, Nonita T. (1994): ”Sustainable Development and the World Quarterly, Vol. S. No. 1.

-12 Duhl, Leonard, (1978): Planning For and getting a healthy City, Health Education unit.

-22 Duh, Leonard, (1985): The healthy city, Its Function and its future, Health promotion, oxford

-32 United Nations. (2001): Indicators Of Sustainable Development, Guidelines and Methodologies. New York.

-42 Wheeler ,Stephen M. (2004): “Planning for Sustainability”, Routledge, London and New York.

-52 World conservation Union. U. N, (1991): Environment program and world wide Fund for Nature.

-62 Yiping, Fang, (2006): Residential Satisfaction conceptual framework revisted: A study on redeveloped neighborhoods in inner city Beijing.University of Colorado. http://proquest.umi.com

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها