سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

بافت فرسوده و انواع الگوهای آن

بافت فرسوده

اصطلاح “بافت فرسوده شهري” در اين روزها کاربرد بسياري يافته و مورد توجه خاص قرار گرفته است. عموماً تصوري که از بافت فرسوده شهري به وجود مي آيد، بافت قديمي شهر است که به دلايلي نوسازي نشده و رفته رفته ساختمان هاي آن کهنه و پوسيده شده اند. اين تصور از بافت فرسوده (که بيشتر کهنگي را در ذهن تداعي مي کند) مانع تعريفي جامع از انواع بافت هاي شهري شده، به طور طبيعي ميل به نوسازي در آنها کم شده و در نتيجه رو به فرسودگي يا ميرندگي نهاده اند (حيدري و سليماني،1392: 91).

نکته قابل توجه اينکه، مضمون بافت فرسوده در کشور ما، تحت استيلاي آموزه هاي مهندس مآبانه قرار گرفته است که ريشه­ي اين تفکر در آموزه هاي وارداتي منسوخ عمران شهري است که ناشي از يک نوع شناخت صرف مهندسي از فضا، با برتر انگاري يکي بر ديگري و مقايسه آن دو با هم است. در اين مقايسه، يکي از فضاها حاشيه و ديگري متن است؛ که در اين بين، فضاهاي حاشيه اي تحت عنوان فضاهاي فرسوده تلقي مي شود (کمانرودي،1368: 29). بنابراين، تعريف “بافت فرسوده” و تحديد مرزهاي آن چند وجهي و در کل، فرا وجهي است. به همين دليل، ارائه تعريفي واحد و فراگير از بافت هاي فرسوده شهري نه علمي و نه عملي است. اقدام به اين مهم، مستلزم اندازه گيري و شناخت شاخص هاي متعدد اجتماعي، فرهنگي، سياسي، مديريتي، اقتصادي و کالبدي است. با اين وجود، به برخي از تعاريف ارائه شده توسط افراد و  سازمان هاي مختلف از بافت فرسوده شهري اشاره مي گردد که در مجموع نشان دهنده ديدگاه هاي مختلف در اين زمينه مي باشد:

بر اساس ماده يک “لايحه پايدار سازي بافت هاي فرسوده شهري و روستايي مصوب مهر1386″، بافت هاي فرسوده مجموعه­اي از بناها، راه ها، تأسيسات و تجهيزات شهري يا ترکيبي از آنهاست که در داخل محدوده­ي شهر و يا روستا و يا حاشيه­ ي آن و در تداوم و پيوند با شهر و يا روستا شکل گرفته­اند و به دليل قدمت و يا نبود برنامه توسعه و نظارت فني بر شکل گيري آنها و فقدان شرايط زيستي و ايمني و نيز ساير نابساماني هاي کالبدي، اجتماعي و اقتصادي فرسوده شده­اند و از نظر برخورداري از ايمني، استحکام و خدمات شهري دچار کمبودند (عندليب،1389: 192).

“مصوبه شوراي عالي شهرسازي و معماري” سال 1384، بافت فرسوده را ناکارآمدي و کاهش کارآيي يک بافت نسبت به کارآمدي ساير بافت هاي شهري خوانده و دليل پيدايش فرسودگي بافت و عناصر دروني آن را به نبود برنامه توسعه و يا نظارت فني نسبت داده است. علاوه بر آن، از بين رفتن منزلت بافت شهري در اذهان شهروندان در اشکال گوناگون از جمله کاهش و يا نبود شرايط زيست پذيري و ايمني و نيز نابساماني هاي کالبدي، اجتماعي، اقتصادي و تأسيساتي را ناشي از فرسودگي بافت شهري ذکر مي کند (وزارت مسکن و شهرسازي،1384). در همين راستا، “بافت فرسوده شهري” کل يا آن بخش از فضاي شهري است که نظام زيستي آن، هم از حيث ساخت و هم از حيث کارکرد اجزاي حياتي دچار اختلال و ناکارآمدي شده است (کمانرودي،1386: 30).

در تعريفي ديگر، با در نظر گرفتن شاخص هاي شناسايي بافت هاي فرسوده شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران، “بافت هاي فرسوده شهري” را بافت هايي داراي بناهاي فاقد مقاومت کافي يا فاقد سيستم سازه­اي، گذرگاه هاي غيرقابل دسترس يا معابر تنگ و باريک و فاقد خدمات شهري استاندارد، مي داند (عليخواه و ديگران،1386: 134).

در “طرح جامع تهران” (1386) نيز، عمدتاً با در نظر گرفتن ساختار زمين لرزه اي آن، بافت هاي فرسوده را محدوده هاي آسيب پذير شهر در برابر مخاطرات طبيعي دانسته که نيازمند برنامه ريزي و مداخله هماهنگ براي سامان يابي اند (عندليب، 1389: 192).

موقعيت جغرافيايي و يا مکان قرارگيري بافت هاي فرسوده شهري نيز به عنوان معياري ديگر در تعريف بافت هاي فرسوده شهري مدنظر قرار دارد. با توجه به اين موضوع، “بافت هاي فرسوده” عبارتند از پهنه ها و عرصه هاي زمينه اي در شهر، که در حد وسط هسته هاي اوليه شکل گيري و يا بافت تاريخي، تا حد قانوني شهرها که فاقد استخوان بندي استوار، پيوسته و خوانا هستند، قرار دارند (اخوان،1386: 144).

همچنين با تأکيد بر وجود شرايط تهديدکننده زندگي انسان، “بافت فرسوده” را مي توان به بافتي از شهر گفت که ارزش هاي شهروندي آن کاهش يافته و ساکنان آن از شرايط زندگي در محل خود رضايت و ايمني خاطر نداشته و نيازهاي اساسي آنها برآورده نمي شود” (عندليب،1389: 192).

نويسنده­ي ديگر، با توجه به شرايط زندگي معاصر، “بافت فرسوده شهري” را آن قسمت از بافت هاي کالبدي شهر مي داند که از روند نوسازي شهري و انطباق با مقتضيات زندگي شهري معاصر دور افتاده و به دلايل متعدد و متنوع، به سمت فرسودگي کالبدي و اجتماعي سوق داده شده است. دلايل اين فرسودگي طبعاً در هر مورد متفاوت است، که در اين بين به تراکم بيش از حد، کمبود امکانات و تجهيزات شهري مورد نياز، نبود مديريت مناسب شهري، عدم دسترسي کافي به منابع و شيوه ها و مصالح ساختماني جديد، ساز و کار سنتي زندگي شهري و ناکارآمدي آن در دوره معاصر، کمبود منابع مالي ساکنان بافت، شبکه ارتباطي ناکارآمد، نبود فضاهاي عمومي کافي و متناسب با زندگي شهري مدرن و … مي توان اشاره کرد. بنابراين “بافت شهري فرسوده”، آن قسمت از بافت شهري است که از نظر اجتماعي “نابسامان”، از نظر اقتصادي “فقير”، از نظر ابنيه “کهنه”، از نظر خدمات رفاهي “محروم”، از نظر شبکه ارتباطي” دچار تنگنا”، از لحاظ فرهنگي “نازل” و محيطي مساعد براي رشد مفاسد و جرائم اجتماعي باشد (قانعي،1386: 146).

علاوه بر آنها، با در نظر گرفتن ارزش هاي مختلف زندگي، “بافت فرسوده شهري” به عرصه هايي از محدوده قانوني شهرها اطلاق مي شود که به دليل فرسودگي کالبدي و برخوردار نبودن از خدمات شهري آسيب پذير شده اند و ارزش مکاني، محيطي و اقتصادي نازلي دارند (موسوي،1385:2).

به طور خلاصه، بر اساس معيارهاي مختلف، “بافت هاي فرسوده شهري” را مي توان به بافت هاي شهري از نظر کاربردي عمدتاً مسکوني و از لحاظ قدمت غالباً اوليه اشاره کرد که در درون و يا حاشيه­ي محدوده هاي شهري با نظمي عمدتاً ارگانيک شکل گرفته اند. اين بافت ها، در مقايسه با استانداردهاي نوين برنامه ريزي شهري و ساختمان سازي و نسبت به ساير بافت هاي شهري از خدمات و امکانات لازم زيربنايي، شبکه هاي مناسب دسترسي و مقاومت سازه اي برخوردار نبوده، در برابر مخاطرات محيطي از پتانسيل بالاي تخريب برخوردارند و در مجموع فاقد کيفيت لازم زندگي مي باشند.

در ايران مهم ترين منبع مصوّب در مورد بافت هاي فرسوده، گروه بندي شوراي عالي شهرسازي و معماري است كه بافت هاي فرسوده را به سه دسته تقسيم كرده است: 1) بافت هاي قديمي داراي ميراث شهري  2) بافت هاي شهري (فاقد ميراث شهري) كه داراي مالكيت رسمي و قانوني هستند 3) بافت هاي حاشيه اي (سكونتگاه هاي غيررسمي) كه خارج از برنامه توسعه شكل گرفته اند. (شوراي عالي شهرسازي و معماري کشور، 1384: 11).

دسته بندی بافت های فرسوده

بافت هاي فرسوده داراي ميراث شهري (ارزش تاريخي)

بافت هاي داراي ميراث شهري بافت هايي هستند که در برگيرنده آثار به جاي مانده از گذشته و جايگزين ناپذيري هستند که مي توانند در آگاه ساختن جوامع از ارزش هاي فرهنگي و تاريخي شهر کمک کنند. حفظ آنها علاوه بر، برانگيختن غرور ملي و ايجاد حس هويت، بر کيفيت زندگي نيز مي افزايند. اين آثار عموماً يا به يکي از سه دوره باستان، دوره تاريخي و يا معاصر تعلق دارند؛ يا به ثبت آثار ملي رسيده اند و يا در ليست آثار با ارزش سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار گرفته اند( شوراي عالي شهرسازي و معماري کشور، 1384: 13).

 بافت هاي فرسوده فاقد ارزش تاريخي (بافت هاي مياني)

بافت هاي مياني؛ بافت هاي فرسوده اي هستند که در محدوده قانوني شهرها قرار دارند، داراي مالکيت رسمي و قانوني هستند اما از نظر برخورداري از ايمني، استحکام و خدمات شهري دچار کمبود هستند. اين بافت فاقد نشانه اي تاريخي و هويتي است که  قابليت نگهداري داشته باشد.

 بافت هاي فرسوده حاشيه اي (سکونتگاه هاي غير رسمي)

بافت هاي حاشيه اي بافت هايي هستند که بيشتر در حاشيه شهرها و کلانشهرها قرار گرفته و خارج از برنامه هاي توسعه شهري شکل گرفته اند. ساکنين اين بافت ها را عمدتاً گروه هاي کم درآمد و مهاجران روستايي و اقشار تهيدست شهري تشکيل مي دهند. اين بافت هاي خودرو که با سرعت ساخته شده اند فاقد ايمني، استحکام، امنيت اجتماعي و خدمات و زيرساخت هاي شهري هستند. پلاك هاي اين بافت عمدتاً فاقد سند مالکيت بوده و از نظر ويژگي هاي کالبدي و برخورداري از خدمات و زير ساخت هاي شهري شديداً دچار کمبود هستند. مداخله در اين گونه بافت ها از نوع ساماندهي و توانمند سازي خواهد بود و به مانند ساير بافت هاي فرسوده شهري، اصل مشترك در همه انواع مداخله مشارکت مردمي خواهد بود (شوراي عالي شهرسازي و معماري کشور،1384).

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها