سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

سازمان محله ای و تحولات آن در شهرهای ایرانی اسلامی با تاکید بر هویت محله

محله

محله از نظر روبرت كون در دايره المعارف شهر  اينگونه توصيف نموده است: 1- منطقه يا موقعيت 2- منطقه اي دراطراف مكاني يا چيزي3- بخش قابل تفكيكي از يك منطقه شهري منطقه اي مركب از كاربري هاي مختلف كه به صورت ساختار شهری حالت يكپارچه در آمده است (Cown, 2005:54 ). محله به عنوان سلول زندگي حيات نهادي است كه از طريق آن افراد و موضوعات مي توانند توانايي براي فعاليت اوليه به وسيله يك تعامل موثر فردي و جمعي را درون آن و يا از وراي آن به اجرا در آورند. محله ممكن است با هر كدام از جنبه ها يا معيارهاي زير تعريف گردد:

مناسبات اداري: بوسيله مرزهاي و محدود هها

زيبايي شناسي: بوسيله ويژگي هاي بارز و قدمت توسعه

اجتماعي: از ديد و نگاه ساكنان در منطقه

عملكردي: بوسيله محدوده خدماتي

زيست محيطي: بوسيله فضاهاي با ترافيك آرام و روان و كيفيت بالاي زيست محيطي ( Barton , 2003: 16-17)

اينگلهارد محله را شامل ، مدرسه ابتدايي ، يك مركز خريد كوچك و يك زمين بازي مي داند . اين تسهيلات نزديك مركز محله به گونه اي ساخته شده اند كه مسافت پياده روي بين آنها و خانه از نيم مايل تجاوز نمي كند. بخش هاي تشكيل دهنده اين جامعه حالت يكپارچه دارند و همچنين جوامعي مي توانند هر آنچه را كه از نظر ارتباطات و كار نياز دارند برآورده سازند (.(Neal , 2003: 282- 285

يك محله مي تواند، يك شبكه اجتماعی تعريف شود و ممكن است بتواند پايه و اساسي براي فعاليت هاي اجتماعي و يا حتي نظامي محسوب شود .در نتیجه محله يك هويت اجتماعي مكاني است، قلمرويي كه داراي محدوديت هاي مشخص شناخته شده توسط ساكنان آن است . در چنين قلمرويي ، تقابل رسمي و غير رسمي و شناخت همسايگي رخ مي دهد، كاربري روزانه خدمات محله توسط ساكنين و آگاهي آنان در مورد تصوير محله به عنوان بخشي از هويت اجتماعي شان نيز به وابستگي ميان مكان و فضا اشاره دارد . محلات همچنين روي شرايط گوناگون اجتماعي ، اقتصادي، تاريخي و بوم شناختي تاكيد دارد ، شواهد براين نكته تاكيد دارند كه جامعه محلي به طور انتخابي ، ويژگي هاي سازماني موضوعات اجتماعي ، و واكنش هاي اجتماعي را كه در جامعه گسترده شده اند بوجود مي آورد.( Louis , 1989: 316)

محله، قلمروي یک گروه اجتماعی است که تماسهاي شخصی بسیاري در میان آنها برقرار است. محلات مسکونی، با حریم مشخص و گاهی کاملاً بسته، از مشخصه ها و اجزاء اصلی ساختار شهر سنتی ایرانی است. محلات، براساس خصوصیات قومی، محلی، مذهبی، صنفی و گاه موقعیت و منزلت اجتماعی شکل میگرفتند و انسجام محلات در مواردي، بر هویت مذهبی آنها استوار بود (حبیب، 111:1386).

منطقة بسیار کوچکی که در داخل آن مردم به دلیل آشنایی با یکدیگر درهمسایگی هم زندگی می کنند، محله نام دارد . از نظر لینچ،محله بین 15تا30 خانوار را در برمی گیرد . شکویی در کتاب جغرافیای اجتماعی شهرها، شرایط شکل گیری یک محلة شهری را به این صورت مطرح می کند : یکی دارا بودن حوزة جغرافیایی از شهر با وسعت کم و زیاد؛ دوم،پیدایش و تکوین اجتماعی کوچک از گروهی از افراد؛ سوم، وابستگی اجتماعی میان گروهی ازمردم.(صدیق سروستانی و دیگران،1389).

محله ازتجمع،پیوستگی کم یا زیاد،معاشرت نزدیک،روابط محکم همسایگی و اتحاد غیررسمی میان گروهی از مردم به وجود می آید محله،متشکل ازخانه های مجاورهم دریک فضای جغرافیائی خاص است وخانواده ها نسبت به محله خود همان احساس خانه مسکونی خودرا دارندوبا ورود به محله،خودرا دریک محیط آشنا ومانوس می یابند. محله ها راواحدهای فضایی مشخصی می دانند که محدوده آنها تنها بوسیله ساکنان آن درك می شود. درمفهوم سنتی، محله قسمتی از شهر است که ساکنین آن بر اساس اشتراکاتی همچون اشتراك زبانی،قومی،دینی،مذهبی،صنفی وپیشه ای گرد هم آمده واجتماعی منسجم وهمگن راتشکیل می دهند.اما درمفهوم امروزی محله های شهری، اشتراکات مذکور تا حدود زیادی اهمیت خود را از دست داده و اشتراك در توان مالی و در موردمحله های مساکن کارمندی،اشتراك شغلی،باعث همجواری ونه همسایگی ساکنین درمحله ها می گردد. درچنین محله هایی به دلیل فقدان اشتراکات عمیق وریشه دارمیان ساکنین،احساس تعلق مکانی و انسجام اجتماعی بسیار ضعیف بوده و تضمینی برای سکونت طولانی مدت ساکنین درمحله وجود ندارد (رهنمایی ودیگران،1386).

مفهوم محله در هر کشور تعریف خاص خود را دارد. به عنوان نمونه در کشور مراکش، محله کمتر مفهوم اداري و تجاري دارد و در عوض داراي مفهوم سمبلیک است (ربانی،156:1382).از منظر برنامه ریزي شهري محله را می توان به صورت بخش قابل شناسایی از محدوده اي شهري و یا محدوده اي ترکیب شده از کاربري هاي تأمین کننده نیازهاي ساکنان در ساختار شهر تعریف کرد.(Cowan, 2005:256) لینچ در ارتباط با تعریف محله بیان میدارد که محله، منطقه وسیعی است که به دلیل برخورداري از برخی خصوصیات مشترك و خاص، قابل شناسایی است، به گونهاي که فرد به طور ذهنی ورود به آن را حس کرد(چپ من،190:1384). و این خصوصیات هر جا که محله به پایان میرسد قطع میشوند (لینچ،189:1374).

سازمان محله ای به اعتقاد گالستر

به اعتقاد گالستر[1]، سازمان محله ای مجموعه اي از خصوصيات[2] فضايي مرتبط با گروهي از سكونتگاه ها با كاربري هاي مختلف اطلاق مي شود. در اين تعريف، خصوصيات فضايي مشتمل بر مجموعه اي از دارائي ها با پيچيدگي هاي خاص است که عبارت است: 1. ساختار فیزیکی، 2. ويژگي هاي زيرساختي 3. ويژگي هاي جمعيت شناختي، 4. ويژگي هاي خدمات عمومي، 5. ويـژگي هاي زيست محيطي،6. ويژگي هاي مجاورت، 7. ويژگي هاي سياسي، 8. ويژگي هاي اجتماعي ـ تعاملي، عاطفی و وحدت بخش(گالستر 2001: 2121).

سازمان محله ای در شهرهای ایرانی اسلامی

محله در شهرنشينى ايران

سير تحول تاريخي

در اكثر مطالعات و تحقيقات تاريخي، دوران مختلف تاريخ شهرنشيني در ايران به دو قسمت، دوران قبل و بعد از اسلام تقسيم شده است. بررسي منابع تاريخي نشان مي دهد كه مفهوم محله در شهرنشيني قبل از اسلام وجود داشته و عوامل اجتماعي- اقتصادي به ويژه طبقات مختلف اجتماعي، به طور عمده تعيين كننده مرزبندي محله هاي مسکونی بوده است ( اشرف، 1353؛ سلطان زاده،1367، 28 ؛ حبيبي، 1380، 14؛ شيعه، 1384 ،190 ). بعد از ورود اسلام به ايران نيز تا دوره پهلوي اول مفهوم محله به عنوان يكي از عناصر اصلي ساختار (كالبدى- فضايى و اجتماعى) شهرهاي ايران استمرار يافته است و اگرچه همبستگى و

يكپارچگى اجتماعى در جامعه شهرى تضعيف شده بود، در مقياس محلات شهرى روابط اجتماعى قوى بين ساكنين وجود داشته است. به لحاظ كالبدى، با توجه به آنكه شهرهاى ايران هر يك تاريخ و هويت خاص خود را دارند محلات به صورت هاى متفاوتى شكل گرفته اند و ماد و نشانه اى براى شهر خود بودند

 ( حبیبی،1380 ،48 ؛ فلامكى، 1374 ،214 ؛ پاكزاد، 1382، 32؛ توسلى، 1381، 24 ؛نقى زاده و دروديان ، 1387 ،78 ). بررسي منابع تاريخى در دوره معاصر يعني از دوره پهلوي اول تا زمان حاضر نشان مى دهد تقريبا از اواخر دوره قاجار ( مخصوصا از زمان ناصرالدين شاه ) و اوايل دوره پهلوى اول تغييرات اساسى و گسترده در ساختار اجتماعى و كالبدى شهرهاى كشور به وجود آمد كه بالطبع بر ساختار محلات شهرى نيز تاثير گذاشت. تغيير ساختار كالبدى محله و ورود خودرو و سهولت امكان حركت آن در بافت هاى مسكونى باعث تخريب فضاى كالبدى محلات تاريخى به ويژه مراكز محله اى و شكل گيرى بافت هاى شطرنجى در محلات جديد شهرى شد كه در چنين بافت هايى قلمرو محله اى بسيار تضعيف گشت. همچنين تغييرات در ساختار اجتماعى محله، با تغيير ساختار كالبدى محله و تقسيمات متمركز محله اى به مجموعه اى از لايه هاى غيرمتمركز و تغييرات گسترده در نظام اسكان شهرها، شبكه هاى مختلفى از روابط اجتماعى گذرا جايگزين همبستگى هاى اجتماعى متمركز شد. به اين ترتيب مفهوم محله بسيار تضعيف گشت. از نظر مديريت شهرى، ايجاد شهرداري ها در شهرهاي كشور باعث گرديد تا محلات به صورت قراردادى تعريف و مديريت محله اى زير نظر اين نهاد انجام گيرد. در اين دوره همچنين انواع طرح هاى توسعه شهرى با الگو قرار دادن واحد همسايگى غربى سعى در به اجرا در آوردن مفهوم غربى از محله در نظام شهرسازى ايران نمودند ( ثقه الاسلامى، 1387 ؛ ثقه الاسلامى، 1388 ،82 ).

تحولات محله در ایران

چنانچه بخواهیم توسعه وتحول ساختارهای محله ای را در دوران معاصر بر اساس مکانیزم و بردارهای تحول آنها ارزیا بی کنیم، می توان شیوه های زیر را در دگرگونی بدنه محله ها از یکدیگر متمایز کرد :

الف – ساخت محله های شهری درقالب شهرك های مختلف نوبنیاد که دربدنه یا حاشیه شهرهای بزرگ انجام گرفت وبدین ترتیب،عرصه های جدیدی بانام شهرك، ولی باعملکرد نسبی محله نسبت به نواحی همجواربوجود آمد . این شهرکها از سویی دارای ویژگیهای محله ای،براساس برخی شاخص های بکاررفته درتعریف هستند وازسویی دیگر فاقد عملکردهای سنتی مترتب برتعریف محله می باشند . این شهرك ها بیشتر عملکرد مسکونی و خوابگاهی دارند واز نظرخدمات کاملا وابسته به بخش های دیگرشهرهستند چراکه الزامات شهرسازی جدید امکان احداث خدمات درشکل سنتی محله ها را محدود می سازند .

ب – اجرای عملیات آپارتمان سازی برروی عرصه های ساختمانهای قدیمی و فرسوده در بافت محله های شهری، که درنهایت با افزایش تراکم کاربری و تراکم جمعیت و خانو ار همراه بوده و اغلب به همجواری خانوارهایی منجر شده اند که هیچگونه سابقه آشنایی ویا همگنی با یکدیگر نداشته و به عبارتی همسایگان تصادفی جدیدی هستند،که به ضرورت زمان کنار هم جمع شده اند . دراین کالبدها پارکینگ ها به طبقات همکف یا زیرزمین انتقال یافته و اما آنچه در زندگی شهری امروزی نباید از آن غافل بود، درگیری عناصر شهری دردغدغه های فراوان روزمره زندگی شهری است . این دغدغه ها جایی برای اندیشیدن به محله و همبستگی های مترتب برآن برای کسی باقی نمی گذارد .

محله های امروزی به گونه ای متحول شده اند که نه عناصرسازنده آنها(مرکز محله ،شبکه ارتباطی و دسترسی ها،میدان ها،مساکن،تاسیسات محله)،ساختارو عملکرد قبلی خودرا دارند و نه ساکنان محله درقالب همان چارچوب های سنتی با دیگرهم محله ای ها ارتباط برقرارمی کنند . امروزه محله های شهری ازعرصه هایی هستند که به میزان زیادی ازمدرنیسم وبه تبع آن تغییر سبک زندگی متاثر گردیده اند.در کشورهای کمتر توسعه یافته یا درحال توسعه مانند ایران ،مدرنیسم همزمان با گسترش شهرنشینی شتابان عرضه گردیده و لذا مجال نهادینه شدن و دگرگونی دربنیادها وزمینه های ضروری ولازم رانداشته است . ازاین رو  شهرهای امروزی نه شهرهای دیروزاند با همان ویژگی های زمانی وسرزمینی ،نه شهرهای تازه همخوان با اصول ومبانی و ضوابط شهرهای امروز .رواج ماشینیزم،پیشرفت های تکنیکی و بکارگیری انواع وسایل الکترونیکی و مدرن توسط شهروندان هرچنددرعمل، آسایش ورفاه بسیاری برای آنان به ارمغان آورده است ،اما ازمنظر روابط انسانی واجتماعی،باعث تنزل کیفیت روابط اجتماعی گردیده وانواع مناسبات رسمی، غیرصمیمانه و مجازی راگسترش داده است .درمحله های امروزی استفاده گسترده ازامکاناتی مانند رادیو، تلویزیون، کامپیوتر،تلفن،شبکه اینترنت و … جایگزین مناسبات همسایگی دوستانه، صمیمانه وحضوری شده است. (رهنمایی ودیگران1386).

 دو نگرش اصلی در رابطه با مفهوم محله

محله به عنوان واحدی کالبدی- فضایی :

در این نگرش با تاکید بر مفاهیم فضایی، محله تشکیل شده از عناصرکالبدي مختلف از جمله واحدهاي مسکونی، خدماتی و شبکه ارتباطی است که سکونت و مجموعه اي از فعالیتهاي مرتبط در فضاهاي مختلف محله اتفاق می افتد. درچنین نگرشی محله می تواند زمینه و بستري را براي روابط و پیوندهاي اجتماعی بین ساکنین ایجاد نماید. مفهوم واحد همسایگی غربی با تاکید بر مفاهیم کالبدي – فضایی با چنین نگرشی معنا پیدا می کند. در این نگاه محله می تواند با یک کاربري شاخص تعریف شده و شعاع عملکرد فعالیتی این کاربري، مرزهاي محله را مشخص می کند. مانند محله هایی که توسط برنامه ریزان شهري به وسیله حوزه عملکرد مدارس تعریف می گردد. همچنین محله بر اساس ارتباط آن با یک یا چند از سازمانهاي خدمات دهنده یا نهادها و ارگان محلی تعریف می شود. مانند محله هایی که به وسیله حوزه هاي انتخاباتی، حوزه هاي عملکرد پلیس، پارک ها، ایستگاههاي حمل و نقل عمومی، نواحی تحت پوشش خدمات اجتماعی و فرهنگی و یا مدیریت محلی و شهرداري ها مرزهاي آن ها تعیین و تعریف می شود (شیعه، 1382 ؛ سعید نیا، 1385).

محله به عنوان واحدی اجتماعی و کالبدی- فضایی :

در این نگرش جنبه هاي اجتماعی و کالبدي – فضایی محله توأمان در تعریف محله نقش دارند. این نگرش نسبت به نگرش قبلی مفهوم جامع تري از محله را مد نظر قرار می دهد.مفهوم اجتماعی، محله به وسیله مجموعه اي از ارتباطات و تعاملات اجتماعی تعریف می شود. محله فرم اولیه سازمان اجتماعی است و افرادي را شامل می گردد که داراي ریشه و تاریخ مشترک می باشند. کنش و تعامل متقابل در محله زمینه همکاري و صمیمیت و احساس تعلق و همکاري را به وجود می آورد. نگرش اجتماعی به مفهوم محله به صورت قوي در مفهوم محله اي در تاریخ شهرنشینی در ایران وجود داشته است ( اشرف، 1353 ؛ سلطان زاده،1367 ؛ توسلی، 1376: 8 ). برخی از اندیشمندان غربی نیز به مفهوم اجتماعی محلات در نظام شهرنشینی در غرب توجه نشان داده اند

 ( Keller,1968;Lee,1968; Rapoport, 2001, Chaskin, 1995 ).

نقش وجایگاه محله در فرایند ادراک و تصویر ذهنی مردم:

هر روز ساکنین محله فضاهاي آن را می بینند و تفسیر می کنند و نقشه هاي شناختی می سازند که ارتباطشان را با فضاي عملکردي محله و انتخاب هاي حرکت و رویکردهاي تعامل اجتماعیشان را راهنمایی می کند. تعیین مرزهاي محله در هر مکانی بر اساس میزان تاکید بر خصوصیات و ویژگی هاي تعریف کننده از هر محله است که مبناي تعریف قرار می گیرد و مخصوصا چهار جهت مهم هستند (chaskin,1995 ).محله به عنوان یک مکان یا واحدي از فضا که در آن فعالیتهاي متفاوتی اتفاق می افتد. محله به عنوان یک مجموعه از ارتباطات اجتماعی – محله به مثابه واحدي تعریف شده به وسیله ارتباطاتش با فعالیت سازمان ها و – محله به مثابه واحد نمادي با یک نام و هویت شناخته شده.

ساکنین ممکن است بر یک جهت از جهات دیگر تاکید کنند و اساسا ادراک ایشان از محله فقط بر روي یکی از این جهات متمرکزشوند. در این میان دو عامل درهم تنیدة فضاي کالبدي و فضاي اجتماعی نقش تعیین کننده اي در تعریف ذهنی ساکنین از محلات دارد و ساکنین در تعریف محله شان ممکن است بر یکی از این دو عامل متمرکز شوند ساکنینی که محله را به صورت ارتباطات اجتماعی می بینند بیشتر متمایل به تشریح یک واحد .(Chaskin,1995)کوچک تر هستند تا آنهایی که آن را به صورت محله قراردادي تعریف شده به وسیله فعالیت نهادها و سازمانها می بینند.استفاده از حوزه فعالیت سازمان ها در تعریف محله در میان ساکنین رایج نیست .(Lee,1968)همچنین مطالعه اي دیگر  نشان داد، مردمی که در محلات حومه و حاشیه شهر زندگی می کنند، قلمرو محله را بزرگ تر از محلات مرکز شهر ادراک می کنند؛ با وجودیکه هر دو گروه پاسخ دهنده به طور برابر توصیفات جزئی از محله ارائه دادند

 Hany & Knowles,1978:201) ).همچنین مطالعه اي دیگر نشان داد اغلب ساکنینی که در فعالیتهاي محله درگیر هستند از قبیل داشتن مراودات اجتماعی با همسایگان متمایل هستند تا محله را به گونه اي اجتماعی تعریف کنند. همچنین زنان، ساکنین با مدت اقامت بالا و ساکنین با بچه هاي کوچک همچنین تمایل دارند تا محدوده محلات را کوچک تر تعریف کنند؛ از طرف دیگر این موضوع که چگونه ساکنین محلاتشان را تعریف می کنند و کدام یک از جهات محله را در نظر گیرند، مقدار زیادي به اینکه آن ها چه کسانی هستند و موقعیت اجتماعی ایشان در جامعه شهري بر می گردد  (Guest and Lee,1984:32).

مهمترین عوامل تشکیل دهنده هویت محله های شهری:

تعاملات انسانی:

وقتی که از شهر می گوییم ، منظور تعاملات انسانی است . تعاملات انسان با انسان ، انسان با محیط و انسان با شهر. به همین دلیل هویت شهر ، هویت انسان را تشکیل می دهد.

حافظه تاریخی:

حافظه تاریخی شهر یعنی اینکه تعریف کند در هر مکان چه اتفاقی رخ داده است ؟ شهر با خاطره هایش تعریف می شود . هر چه این خاطره ها بیشتر باشد هویت انسان یا شهر کامل تر می گردد . خاطره باعث می شود فرد یا شهر در حال زندگی کند و غم گذشته و تشویش آینده را نداشته باشد

رفتارها و هنجارها:

هویت انسان به جز شکل فیزیکی، با هنجارها و رفتارهایش شکل می گیرد. افراد نه تنها از روی شناسنامه بلکه از روی رفتار و هنجارهایشان شناسایی می شوند . شهر نیز دارای رفتار و هنجار است، شهر به هنجار شهری است که افراد آن احساس ایمنی کنند و ساکنان آن از طریق مکان ها و فضا ها به آن جذب شوند . محله های شهری باید فضایی داشته باشد که بتواند هویت خود را به شهروند و شهروند هویت خود را به شهر و محله عرضه کند. محله های شهر نیاز به مکان هایی دارد که اتفاقات اجتماعی و حادثه های روزانه در آن رخ دهد (جایی برای تجمع ، عزاداری کردن و یا هر نمایش اجتماعی دیگر).

فرهنگ :

فرهنگ در هویت شهر دارای دو معناست:

فرهنگ سنتی ( به ارث رسیده).

فرهنگ روز آمد ( افراد بنا به خواسته های روز آنرا می سازند).

هنر و سلیقه :

در شهری که مقوله زیبایی شناسی ارزشمند است ، ساکنین و شهروندان نسبت به ساخت و ساز بناها در شهر حساسند و اجازه نمی دهند هر بنایی در شهر ساخته شود . سلیقه عمومی در این فضا به گونه ای است که معماران ، شهر سازان و کلیه مدیران شهری موظف به پاسخگویی و تعامل با مخاطبین خود هستند (برک پور؛ ناصر پایداری هویت در محله های مسکونی).

كريستو فر الكساندر

الكساندر بعضي از معيارهاي يك محله مسكوني خوب را بدين ترتيب بر مي شمرد:

  1. مقياس انساني
  2. حفظ ايمني و امنيت فرد
  3. عدم آلودگي صدا واختلال آرامش دروني
  4. جدا بودن عرص ههاي مختلف در محله
  5. سازمان دادن عوامل شهري و سلسله مراتب شهري و ارتباط منطقي بين انسان و محيط زيست ( هودسني، 1384: 78 ).

تعريف و تبيين محله

در فرهنگ لغت محله به عنوان بخشي از شهر، محدوده اي با خصوصيات مشخص، مكاني كه تأمين كننده نيازهاي مادي و معنوي انسان باشد تعريف شده است. از ديدگاه صاحب نظران Neighbourhood unit               داراي استانداردهاي خاصي مي باشد كه تفاوت  چنداني با يكديگر ندارند. به عنوان مثال هيلدبراند فري آن را بدين صورت تعريف مي نمايد: محله ايده آل محله اي است با شعاع دسترسي 600 متر، 110 تا 120 هكتار سطح ساخته شده، با تراكم 60 نفر در هكتار و جمعيت 7000 نفر كه محدوده ي آن با خطوط راه آهن، مسيرهاي عبور و مرور و يا عناصر طبيعي مثل رودخانه و فضاي سبز مشخص شده است Cowan R,(2005) .

منبع:

Cowan R, (2005) the dictionary of urbanism, illustrated by lucinda rogers.

[1]– Galster

[2]– Attributes

کلیدواژه : سازمان محله ای؛
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها