سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جستاری بر مفهوم حاشیه نشینی

برای نخستین بار در تاریخ نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند. بیش از نود درصد رشد شهری درکشورهای توسعه یابنده به وقوع می پیوندد و سالانه حدود هفتاد میلیون نفر به جمیعت ساکن در نقاط شهری افزوده می شود. بنا بر برآوردهای موجود در دو دهه آینده جمیعت شهری تهیدست ترین مناطق جهان – جنوب آسیا و کشورهای جنوب صحرای آفریقا – دو برابر خواهد شد.

رشد شهری متاثر از رشد طبیعی جمعیت و مهارجرت های روستا شهری است. البته همین جا لازم است تاکید شود که تبدیل نقاط روستایی به شهر و گسترش کالبدی محدوده شهرها و در نتیجه ادغام روستاهای پیرامون آن با محدوده شهر از زمره نکاتی است که حتی در بررسی های جهانی به آن کمتر توجه شده است.

رشد شهری مشارکت قابل توجهی در رشد اقتصادی پایدار دارد که می تواند نقش مهمی در کاهش فقر شهری نیز داشته باشد.

صرفه جویی های ناشی از تجمیع فعالیت های اقتصادی و افزایش بهره وری در شهرها می تواند برای سرمایه گذاران و کار آفرینان جاذب باشد و این امر برای رشد کل اقتصاد بسیار مطلوب است. همچنین شهرها فرصت هایی برای بسیاری ایجاد کنند ، به ویژه برای گروه های کم درآمد که به امید فرصت های اشتغال بیشتر ، دسترسی به خدمات آنها به شهرها روی می آورند. در این میان برخی نیز به امید گریز از تنگنا ها و محدودیت های اجتماعی و سنت های فرهنگی در روستاها راهی نقاط شهری می شوند. ولی زندگی شهری همچنین می تواند تداعی گر تراکم جمعیت در محله و واحد های مسکونی ، بیکاری ، و فقدان شبکه های اجتماعی و اجتماعی های محلی ، نابرابری های شدید و نیز مشکلات اجتماعی زمین گیر کننده ای مانند بزهکاری و خشونت باشد.

بسیاری از افرادی که مهاجرت می کنند از فرصت های موجود در مناطق شهر بهرمند خواهند شد، در عین حال برخی نیز اغلب به دلیل سطح مهارت پایین از ادامه راه پیشرفت باز می مانند و خود رو در رو با چالش های روزمره زندگی شهری می یابند. بسیاری از مشکلات فقر شهری ریشه در پیچیدگی استفاده از منابع مالی ، محدودیت های ظرفیتی ،و سیاست های دولتی نارسا در سطوح مرکزی و محلی ، و در نهایت نداشتن برنامه کارآمد برای مدیریت و رشد شهری است. با توجه به پیش بینی های موجود درباره رشد قابل توجه جمعیت برای بیشتر شهرهای واقع در کشورهای توسعه یابنده ، چالش های فقر شهری و چالش های به مراتب وسیع تر پیش روی مدیریت شهری می تواند در بسیاری نقاط تشدید شود اگر اکنون تدابیر تهاجمی تری بر مواجه با این مشکلات اتخاذ نشود.

اصطلاح حاشیه نشینی یا سکونتگاه های حاشیه ای ( marginal settlement) بر فرایند تاریخی دلالت دارد که شکل هایی از تامین مسکن و اسکان گروه های کم درآمد را قبیل زاغه یا آلونک نشینی به شکل های پراکنده یا متمرکز ، تصرف عدوانی و سازمان یافته اراضی در قالب جنبش های اجتماعی خود پو تا جنبه سوداگرانه یافتن این رو ند به شکل خانه سازی و تفکیک غیر رسمی زمین در بر می گیرد. به ویژه در نقاط روستایی که بعدها در محدوده توسعه شهرها قرار می گیرند یا به دلایل ایجاد تعادل منطقه ای و خدمت رسانی تبدیل به شهرها کم جمعیت می شوند.

اطلاق حاشیه نشینی به سکونتگاه کم درآمد های شهری را می توان به دلایل زیر دانست :

  • آنها مهاجران روستایی فاقد توانمندی حرفه ای و تحصیلات لازم برای مشارکت در حیات اقتصادی – اجتماعی شهر و دارای اشتغال در بخش غیر رسمی اقتصاد هستند ؛ به مثابه زائده ای انگلی از بخش مدرن معرفی می شوند که عمدتا باید موضوع آسیب شناسی اجتماعی و فزونی جرم و بزهکاری یا تهدید کننده وضعیت و امنیت نقاط شهری قرار گیرند
  • از حیث جغرافیایی حاشیه ای هستند : زیرا اغلب در پیرامون نقاط شهری ، اراضی نامناسب

( در معرض انواع تهدید های طبیعی یا دارای وضعیت مبهم مالکیت) شکل می گیرند .

  • از نظر اقتصادی حاشیه تلقی می شوند : زیرا فاقد تخصص های لازم برای جذب و فعالیت در بخش غیر رسمی و به اصطلاح مدرن شهری شناخته می شوند .
  • از نظر اجتماعی حاشیه ای هستند : چرا که به دلیل پیشینه متصور در باره آنها ، امکان انطباق با فرهنگ شهری را ندارند .
  • از این رو ، اصطلاح حاشیه نشینی دارای پیش داوری های منفی است .

 

با توجه به روند ساختیابی این پدیده در زمان و مکان های گوناگون اصطلاح های دیگری نیز مانند سکونتگاه های خودرو[1] ، برنامه ریزی نشده [2] ، غیر قانونی [3] ، غیر رسمی [4] ، غیر مجاز[5] یا نابسامان و غیرمتعارف و نا متنظم [6] برای آنها به کار گرفته شده است که الزاما نمی تواند تمامی وجوه آن را توصیف نماید . زیرا ساختیابی این پدیده در امتداد زمان و مکان گوناگون ممکن است به شکل های متنوعی روی دهد . بنابراین گزینش مفاهیم گوناگون از یک سو دلالت بر توصیف و شناخت سیر تحول این پدیده دارد و از سوی دیگر می تواند بیانگر راه حل برگزیده برای پرداختن به آن نیز باشد . در دهه هفتاد اصطلاحات تصرف عدوانی ، سکونتگاه های برنامه ریزی نشده یا غیر قانونی دلالت بر راه حل هایی داشت که عمدتا مبتنی بر سیاست تخریب این سکونتگاه ها و جابجایی اجباری ساکنان آنها بود . در اواخر دهه هشتاد بتدریج پس از طرح شدن مفهوم بخش غیر رسمی اقتصاد از سوی سازمان جهانی کاربه مثابه بخشی از بازار اشتغال ، اصطلاح سکونتگاه های غیر رسمی نیز بتدریج رایج شد تا از این رهگذر به مثابه بخشی از بازارهای غیررسمی زمین و مسکن و تامین کننده نیاز کم درآمد های شهری به سرپناه به رسمیت شناخته شود.

این امر از یک سو دلالت بر به رسمیت شناختن نحوه سکونت کم درآمد های شهری از نظری حقوقی و در نتیجه مخالفت با تخریب و تجدید اسکان اجباری داشت و از سوی دیگر می توانست با این سوء تعبیر همراه شود که رسمی ساختن و بهسازی این گونه سکونتگاه ها به معنای تعمیم معیارها و قوانین شهرسازی با برنامه و رسمی است . از اواخر دهه هشتاد کوشش های نظری جدیدی برای پاسخ به کاستی های دیدگاه اسکان غیر رسمی درباره سکونتگاه های کم درآمد های شهری آغاز شد که حاصل آن گزینش اصطلاح سکونتگاه های نابسامان یا بی قاعده بود( که برگردان واژه irregular به فارسی است و به خوبی نیز نمی تواند فضای مفهومی آن را بیان کند) . این سمت گیری جدید به شدت متاثر از طرح دید گاه های نظری مانند توانمند سازی و بازنگری در نقش دولت ها در زمینه تامین مسکن و خدمات ، توسعه پایدار و نقش تعیین کننده مراکز شهری در توسعه اقتصادی و ضرورت مبارزه با فقر شهری قرار داشت . بر مبنای این نگرش سکونتگاه و سرپناهی که کم درآمد های شهری با سرمایه خود احداث کرده اند به عنوان بخشی از سرمایه اقتصادی کل جامعه محسوب می شود که می بایست بر اساس برنامه ریزی مشارکتی و با تاکید بر جلب همکاری آنها در زمینه شناخت الویت ها و راهکارها به ساماندهی و انتظام بخشی [7] این گونه سکونتگاه ها پرداخته شود .

اسکان غیررسمی عمدتا به سکونتگاه هایی اطلاق می شود که یا بر اثر تفکیک غیررسمی زمین و به ویژه اراضی روستایی پیرامون شهرهای بزرگ ، و روستاهای تبدیل شده به شهر، یا فروش برخی اراضی وقفی که وضعیت مالکیت آنها کاملا روشن نیست شکل می گیرد که مورد اخیر در کشورهای اسلامی سهم قابل توجهی دارند. چنین تفکیک هایی که بر اساس دست نوشته های توافقی ( مانند پته ) که بین فروشنده و خریدار رد و بدل می گردد و از همین رو مورد تایید سازمان های رسمی قرار نمی گیرند . به رغم وضعیت غیررسمی نحوه تصرف زمین و مسکن ولی به دلیل امکان تامین زمین و مسکن ارزاق قیمت از این گونه بازارهای رسمی در میان و بلند مدت جمعیت این مناطق رو به افزایش می گذارد . ساکنان این گونه سکونتگاه ها به دلیل نداشتن سند رسمی برای احراز مالکیت محل سکونت خود نمی توانند از کانال های رسمی درخواست خدمات کنند ، و نتیجه چنین وضعیتی نیز روی آوردن به استفاده غیرمجاز از تسهیلات موجود پیرامون این سکونتگاه ها مانند برق ، آب و … است .

افزون بر موارد پیش گفته ، محله های فقیر نشین (slum) نیز برای توصیف وضعیت سکونت گروه های کم درامد شهری استفاده می شود که با واژه سکونتگاه های مبتنی بر تصرف عدوانی یا شکل دیگر آن اسکان نابسامان یا غیر رسمی تفاوت هایی دارد. معنای واژه slum دلالت بر محلات فرودست شهری دارد که اغلب پر جمعیت و سطح خدمات شهری در آنها نازل است . به دلیل تراکم جمعیت در این گونه محلات ، در واحد های مسکونی موجود تفکیک هایی صورت می گیرد که شمار بیشتری از خانوارها و جمعیت را در خود جای دهد(به بیان دقیق تر افزایش تراکم خانوار در واحد مسکونی ) ، پدیده ای که می توان به آن بدمسکنی یا اتاق نشینی نیزاطلاق کرد . بدین ترتیب برخی ازتسهیلات یا سرویس های بهداشتی واحد مسکونی حذف یا به صورت مشترک مورد استفاده قرار می گیرند . چنین مداخله هایی در فضای واحد مسکونی نیز معمولا با نزول کیفیت و ساختار کالبدی همراه است . از سوی دیگر با گسترش پدیده شهری شدن فقر ، اشباع بازارهای غیررسمی زمین و مسکن و پیوند بسیاری از سکونتگاه های غیررسمی به شهرها در آینده نزدیک استفاده از واژه slum یا محله های فرودست شهری را موجه جلوه می دهد . همچنین اصطلاح دیگری مانند سکونتگاه های فاقد خدمات پایه[8] یا دارای خدماتی به مراتب پایین تر از شهرهای متعارف به کار برده می شود که تا حدودی از دوگانگی مفهومی قانونی/ رسمی یا غیرقانونی/ غیررسمی و معمولا همراه با پیشداوری یا نگرش منفی آنها می کاهد . تاکید بر بر تدقیق اصطلاح شناسی سکونتگاه های کم درآمد شهری نه تنها از حیث نظری بلکه در زمینه تدوین راهبردها و راهکارهای اجرایی نیز تاثیر گذار و حائز اهمیت است . از مجموعه این مفاهیم و سیر تحول تاریخی آن می توان ساختیابی اسکان کم درآمد های شهری را به دو مرحله تقسیم کرد . مرحله نخست را می توان به روند مهاجرت ها از نقاط روستایی و شهرهای کوچک به نقاط شهری بزرگ در مقیاس ملی و منطقه ای نسبت داد و آن را به مثابه مرحله ای گذرا از روند تامین مسکن گروه های کم درآمد شهری دانست . زیرا هنگامی مهاجرت تحقق می یابد که بخت های اجتماعی افراد برای تامین درآمد و اشتغال تحت تاثیر وضعیت اقتصادی یا اقلیمی – جغرافیایی در مبدا به شدت رو به کاهش می گذارد و به این ترتیب مهاجرت تنها به معنای پویایی یا جابجایی مکانی نیست بلکه راهبردی برای ادامه بقا در قبال چالش روزمره زندگی شهری شناخته می شود .

  1. – spontaneous
  2. – unplanned
  3. – illegal
  4. – informal
  5. – unauthorized
  6. – irregular
  7. – regularization
  8. – under serviced settlement

 

کلیدواژه : Low-income urban housing
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها