سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

اسناد هبیتات سه – گزارش های موضوعی : مفاهیم اصلی

Habitat 3

فهرست مطالب

اسناد هبیتات سه – گزارش های موضوعی : مفاهیم اصلی

سکونتگاه غیر رسمی Informal settlements –

محله های مسکونی هستند که 1) ساکنان آنها امنیت سکونت یا حق نگاه داشت محل سکونت خود از حیث زمین یا واحد مسکونی که در آن ساکن هستند که ماهیت آن طیفی از تصرف عدوانی ، مسکن استیجاری غیر رسمی را در بر می گیرد. 2) این محله ها اغلب فاقد خدمات پایه و زیر ساخت های شهری هستند یا به آن پیوسته نیستند3) ساخت وساز مسکن می تواند با مقررات ساختمانی و نظام برنامه ریزی منطبق نباشد ، و اغلب در مناطق جغرافیایی و محیطی پر مخاطره ای واقع شده اند. افزون بر این سکونتگاه های غیررسمی می تواند به شکل سوداگری مستغلات برای تمامی سطوح درآمدی ساکنان از کم درآمده گرفته تا پردرآمدها درآید. محله های فرودست شهری محروم ترین و به حاشیه رانده شده ترین شکل از اسکان غیر رسمی است که مشخصه آن فقر ، مجموعه ای بزرگ از واحد های مسکونی رو به زوال است که اغلب در زمین های شهری در معرض مخاطره قرار دارند. افزون بر امنیت نحوه تصرف ، ساکنان محله های فرودست شهری از عرضه رسمی زیرساخت های پایه ، فضای عمومی ، فضای سبز بهره مند نیستند و همواره در معرض تخلیه اجباری ، بیماری ، خشونت هستند.

محرومیت اجتماعی – فضایی Socio-spatial exclusion

دلالت بر فرایندهایی دارد که به حاشیه رانی جغرافیایی افراد یا گروه های ویژه ای یاری می رساند و این امر به دلیل مکانی است که در آن زندگی می کنند یا چه نوع افرادی هستند. مشخصه این گروه از افراد ، ناتوانی آنان در دسترسی یا استفاده کارآمد از طیف کاملی از تسهیلات و منابعی است که رفاه را بهبود می بخشد و یا مردم را در موقعیتی قرار می دهد که از فرصت های در دسترس بهره گیرند . افراد و گروه های ویژه ای اغلب دچار ” وضعیت نامساعد و مخمصه ای” disadvantage’ هستند تنها به دلیل هویت و اصلیت شان که از حیث کالبدی معرف وضعیت شهری ناشی از حضور در اسکان غیر رسمی است .

عدالت محیطی Environmental justice

به معنای مناسبات پویا بین فقر ، خدمات اکوسیستمی و آلودگی است که درک می کند ساکنان فقیر شهری و آسیب پذیر از وضعیت نامتناسبی از حیث تاثیرهای محیطی دارند. هدف عدالت محیطی مهار کردن استفاده نادرست از قدرت در مورد منابع طبیعی است . این رویکرد در پی توانا سازی اجتماعی و قانونی گروه های کم درآمد و رویکردهای جدیددر زمینه حفظ پایداری کیفیت زندگی حفظ نسل های آینده است .

بهسازی مشارکتی محله های فرودست شهری Participatory slum upgrading

رویکردی روش شناختی است که هدف پرداخت به عدم تعادل توسعه شهری که در وضعیت زندگی ساکنان محله های فرودست شهری بازتاب می یابد. این رویکرد تمامی دست اندرکاران شهری در تمامی سطوح حکومت ، نمایندگان اجتماع های محلی ، جامعه مدنی ، دانشگاهیان ، بخش خصوصی و به ویژه ساکنان محله های فرودست را در کانون فرایند بهبود استاندارد زندگی در محله های فرودست قرار می دهد. این برنامه چند عاملی از این رو مورد توجه بوده است که احتمالا می تواند مشارکت لازم ، ترتیبات نهادهای دولتی ، ساختارهای نهادی و گزینه های مالی را بهبود بخشد که به برنامه ریزی فراگیر تر و نتایج پایدار تر بیانجامد. ساکنان این محله ها به ویژه شناخت مهم ، توانایی و ظرفیت لازم برای مشارکت ، هدایت در فرایند بهسازی مربوط به خود دارند ، و رویکردی فراگیر نسبت به وضعیت زندگی آنها می تواند موجب دگرگونی بنیادی فرهنگی – اجتماعی به سوی جامعه حقوق بنیاد شود.     C:\Users\acfestock.ir\Downloads\habitatIII.png هر مفهومی دلالت بر تجرید یا تعمیمی از تجربه یا نتیجه دگرسازی اندیشه های موجود دارد. در نتیجه هر مفهومی بر اساس نمونه های واقعی یا بالقوه آن معرفی می شود. هر مفهومی سطح تجرید یا انتزاع متفاوتی دارد. برخی مفاهیم بلاواسطه قابل شناخت هستند ولی برخی دیگر مانند سرمایه اجتماعی یا فقر شهری از سطح انتزاع بالاتری برخوردارند که لازمه شناخت آن مستلزم تعریف نظری است . به بیان دیگر قرار دادن مفهوم مورد نظر در چارچوب نظری و استنتاج مصداق های آن بر اساس نظریه مرجع است terms of reference. در سه دهه گذشته برای شناخت پدیده فقر شهری و بازتاب های کالبدی ، اجتماعی و اقتصادی آن کوشش های نظری بسیاری صورت گرفته است. از نخستین مواجهه با پدیده کالبدی حاشیه نشینی در پیرامون شهرهای بزرگ گاه کم جمعیت و پراکنده از حیث جغرافیایی تا ساختیابی آن در قالب محله های فرودست شهری رویکردهای گوناگونی نیز برای یافتن علت ها و راه حل آن دنبال شده است. اگر اسکان غیر رسمی دلالت بر شناخت بازار غیر رسمی زمین و مسکن به مثابه تامین کننده نیاز بخشی از گروه های کم درآمد داشت ، رویکردهای نظری به دنبال نیز به دنبال یافتن راه حل هایی برای پیوند بازار رسمی و غیر رسمی زمین و مسکن ، هدفمند کردن نظام برنامه ریزی مسکن و درنتیجه یافتن راه کارهای قانونی و نهادسازی برای غلبه بر این کاستی نظام برنامه ریزی در قالب شهروند زدایی از کم درآمدها داشتند. اگر در دهه نود مفهوم غیر متعارف irregular برای انتزاع و تجرید درهم ریختگی کالبدی و واحد های مسکونی ناپایدار و سطح نازل خدمات شهری برخی محله های شهری برگزیده می شود، به معنای قبول آن به مثابه بخشی از دارایی گروه های کم درامد و نقاط شهری و درنتیجه بهسازی مرحله ای آنها به مثابه نظریه مرجع برگزیده می شود. افزون بر این با افزایش بافت های فرسوده شهری و نزول کیفیت سکونت و خدمات و پیوستگی کالبدی سکونتگاه های غیر رسمی به پیکره شهرها اصطلاح محله های فرودست شهری در چارچوب نظری ساختیابی فقر شهری یا تله فضایی برای توصیف آن به کار گرفته می شود. اکنون عبارت های دیگری همانند فقر مسکن که می تواند بیانگر بازتاب کالبدی فقر شهری باشد استفاده می شود. این اصطلاح در تعریف محله های فرودست شهری وجود دارد و به معنای تراکم خانوار در واحد مسکونی یا نفر در اتاق است. ولی واژگانی مانند نابسامان unorganized یا محدوده هدف target area نه دلالت به چارچوب مرجعی دارند و نه تعریفی انتزاعی از پدیده ادارک شده در چارچوب فقر یا شهر دارند. از سوی دیگر عبارت بازآفرینی سکونتگاه‌های غیررسمی نیز چندان با ماهیت و رویکرد توانمند سازی منطبق نیست ، زیرا قرار نیست از طریق نوسازی محله های فرودست ارتقاء کالبدی یابند مگر در مواردی که به دلیل مخاطرات طبیعی و جغرافیایی موضوع جابجایی واقع شوند. در نتیجه بازگشت به اصطلاح های رایج و بنا بر پیشنهاد هبیتات سه به رسمیت شناختن اسکان غیر رسمی و یا urban slums به نظر واقع بینانه تر است.  
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها