سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

روش­هاي بررسي و تحليل نظام شهري و محاسن و معايب هر يک

نظریه های مکانهای مرکزی و سلسله مراتب شهری - کیمیا فکر بزرگ

مهمترين روش­هاي بررسي و تحليل نظام شهري و محاسن و معايب هر يک به قرار زير است:

(1): نظريه مرکزيت مکاني (مکان مرکزي)

“فون تونن” در سال 1826 با انتشار رساله­اي تحت عنوان “ايالت منفرد” در زمينه قوانين توليد کشاورزي، اساس اوليه نظريه مکاني را بنيان ­نهاد. بعد از تونن “والتر کريستالر” با استفاده از عقايد وي، و با الهام از قانون عرضه و تقاضا که مبناي فعاليت­هاي اقتصادي را تشکيل مي­دهد تئوري مکان مرکزي خود را مطرح کرد. به اين ترتيب که او خدماتي را که هر آبادي صرفاً براي نواحي اطرافش انجام مي­دهد، “خدمات مرکزي” و چنين آبادي­ها را “آبادي مرکزي” نام نهاد. سپس با مبنا قرار دادن فروضي چند – که عمدتاً از ويژگي­هاي اقتصادي، اجتماعي و جغرافيايي نواحي جنوب آلمان تبعيت مي­کرد، سلسله مراتبي از سکونتگاه­ها را ارائه نمود. به عبارت ديگر کريستالر در مطالعات خود بدين نتيجه رسيد که در مناطق واجد شرايط، نظامي از مکان­هاي مرکزي در مقياس­هاي مختلف، از دهکده­هاي کوچک داراي چند مغازه کوچک با محدوده عملکردي بسيار محدود، تا شهرهاي بزرگ که خدمات تخصصي­تري را در محدوده­هاي وسيع­تر ارائه مي­کنند، وجود دارد.

تئوري مرکزيت مکاني براساس سنجش کارکردي و موقعيت نسبي مکان­هاي مرکزي (شهر، روستا و هر نوع مرکز هسته­اي ديگر) نسبت به يکديگر و تشخيص مرحله، مرتبه و موقعيت نسبي آنها بنياد شده است. بنابراين موقعيت نسبي هر مکان مرکزي تحت تأثير يک فضاي رقابتي اقتصادي و اجتماعي ميان مکان­هاي مرکزي يا نواحي جغرافيايي قرار دارد. مرتبه­بندي مکان­ها عمدتاً براساس “اندازه جمعيت” “درجه مرکزيت اقتصادي و اجتماعي” و “کارکردهاي موجود” آنها صورت مي­گيرد و توزيع فضايي مکان­ها در يک فضاي منظم هندسي و به شکل کثيرالاضلاع­هاي قراردادي و متداخل نمايش داده مي­شود.

نظریه های مکانهای مرکزی و سلسله مراتب شهری - کیمیا فکر بزرگ

(2): تئوري جاذبه­اي

روش­هاي مبتني بر تئوري جاذبه­اي نخستين بار توسط راونستين براساس قانون جاذبه نيوتن در مباحث علوم اجتماعي مطرح و بکار گرفته شد. اين روش­ها عمدتاً براي تعيين حدود مناطق عملکردي کاربرد دارند، ليکن از برخي روش­هاي آن نيز مي­توان در جهت طبقه­بندي سکونتگاه­هاي يک منطقه استفاده نمود. تعيين حدود مرز مناطق عملکردي مستلزم گروه­بندي واحدهاي محلي بوده که همبستگي متقابل قابل توجهي دارند. در اين رابطه توجه بيشتر به جريان­هايي که به يک نقطه مرکزي مربوط مي­شود، جلب مي­گردد تا همساني­ها در منطقه. در اين رابطه طرح دو ديدگاه اصلي حوزه­بندي عملکردي ضروري به نظر مي­رسد؛

  1. آناليز جريان­ها (Flows Analysis): که براساس مشاهدات واقعي از آنچه که مردم انجام مي­دهند، صورت مي­گيرد.
  2. آناليز جاذبه­ها (Gravitational Analusis): که بر پايه مشاهدات تئوريکي از آنچه که مردم بايستي انجام دهند، صورت مي­پذيرد.

(3): نظريه شاخص­هاي اقتصادي – اجتماعي

بهبود سطح زندگي همه افراد يک جامعه، هدف نهايي سياست­ها و برنامه­هاي اقتصادي – اجتماعي است. چگونگي و ميزان رسيدن به اين هدف بستگي به استراتژي­هاي برنامه توسعه در جهت استفاده بهينه از امکانات توليدي، نحوه بهره­برداري از آنها و همچنين شرايط و روابط موجود اقتصادي و اجتماعي يک جامعه دارد. در نتيجه مفهوم “توسعه يکپارچه اقتصادي و اجتماعي” جايگزين مفهوم “رشد اقتصادي” شده و همزمان با اين جريان، جنبشي نوپا براي تدارک شاخص­هاي اجتماعي در کنار شاخص­هاي اقتصادي به منظور تدوين الگوي توسعه پديد آمده که از سال­هاي 1970 رفته رفته جاي خود را باز کرده و رواج يافته است.

آنچه که به عنوان شاخص­هاي اجتماعي و اقتصادي عرضه مي­شود، به هيچ وجه دربرگيرنده کليه ابعاد “کيفيت زندگي انسان­ها” نيست. زيرا که در شناخت آن بايد از گستره شاخص­هاي کمي فراتر رفته و به نوعي ديگر از مطالعه و تحليل پرداخت. کاربرد وسيع اين روش خصوصاً در مواردي که تعيين مناطق همگن ضروري باشد، در بسياري از مطالعات ديده شده است. تقسيمات اين روش عمدتاً بر مبناي نحوه انتخاب و بکار بستن متغيرها، جهت حذف متغيرهايي که ممکن است نتيجه ارزيابي را مخدوش نمايند، مي­باشد.

جدول () : ارزيابي روش­هاي منبعث از تئوري مرکزيت مکاني

روش مکان مرکزيويژگيشاخصمحاسن روشمعايب روشنحوه کاربرد روش
1- جمعيت شاخص مرکزيجمعيت

1- تعيين وضع موجود

2- سهولت کاربرد

1- عدم توان آينده­نگري

2- عدم توجه به کارکرد و نقش وقتي جمعيت­ها مساوي باشد.

3- تأثير يک نفر در تغيير طبقات

جهت تعيين وضع موجود توزيع جمعيت، کل سيستم منطقه با شاخص جمعيت، و اصلاح معايب روش جمعيت شاخص مرکزيت، به کمک تغيير دامنه طبقه­بندي رايج برحسب ميانگين جمعيت منطقه بکار برده مي­شود و پس از آن روش رتبه – اندازه که حالت خاصي از توزيع جمعيت مي­باشد در توصيف ادامه روند وضع موجود و پيش­بيني براساس ادامه روند مطلوب بکار مي­رود.
2- ميزان سنج نهادي گاتمن

تأسيسات خدماتي

جمعيت (در صورت تساوي)

در مراکز کوچک سکونتگاهي که اطلاعات دقيق تأسيسات موجود باشد مفيد خواهد بود.

1- مراکز بزرگ فاقد چنين اطلاعاتي­اند.

2- دنباله­روي توزيع آتي خدمات از روند گذشته

3- روش کارکردي

نقش­ها

وجود تأسيسات اقتصادي – اجتماعي – اداري – تجاري

توجه به نقش و کارکرد

1- اختياري بودن وزن­دهي

2- همگن نبودن واحد امتياز در دو رشته

3- تکيه بر نحوه توزيع فعلي و دنباله­روي از روند گذشته

جدول () : ارزيابي روش­هاي منبعث از تئوري جاذبه­اي

روش تئوري جاذبه­ايويژگيشاخصمحاسن روشمعايب روشنحوه کاربرد روش
1- آناليز جريان­هاجريان­هاي واقعي بين سکونتگاه­ها

1- تعيين وضع موجود (بالفعل)

2- توان پيش­بيني (بالقوه)

3- اندازه­گيري نيروهاي بالفعل

4- تعيين مناطق عملکردي بين سکونتگاه­ها

5- تعيين حوزه نفوذ يک مرکز

فقدان اطلاعات لازم بين سکونتگاه­هاي بزرگ

ابتدا با استفاده از تئوري نقطه جدايي، مرز عملکردي دو قطب مؤثر در منطقه جدا سپس توسط حاصل جمع پتانسيل جذب (جمعيتي) که يکي از مدل­هاي جاذبه مي­باشد با فرمول

به رسم خطوط هم­پتانسيل اقدام مي­شود بار ديگر مدل فوق در اولويت­بندي مکان­ها بکار رفته و در اين مرحله برخلاف مرحله قبل که ضريب k را مساوي يک قرار داده است، ضريب فوق را برابر با امتياز تعادل سيستم قرار داده و ضريب ديگري به عنوان توان توسعه صنعتي هر مرکز در مدل وارد مي­شود.

2- آناليز جاذبه­اي

جمعيت

فاصله

1- اندازه­گيري نيروهاي بالقوه

2- تعيين مناطق عملکردي

3- تعيين حوزه نفوذ بالقوه مرکز

4- مدل­هاي پيشرفته­تر جاذبه شاخص­هاي اقتصادي اجتماعي را توسط ضرايب در مدل وارد مي­نمايد.

5- عمدتاً بين سکونتگاه­هاي بزرگ کاربرد دارد.

در سکونتگاه­هاي کوچک که تحت تأثير روابط فرهنگي و اجتماعي مي­باشند کاربرد ندارد.

جدول () : ارزيابي روش­هاي منبعث از نظريه شاخص­هاي اقتصاد ي و اجتماعي

روش شاخص اقتصادي – اجتماعي ويژگيشاخصمحاسن روشمعايب روشنحوه کاربرد روش
1- تجزيه و تحليل خوشه­ايمتغيرهاي کمي شده اقتصادي – اجتماعي

1- تعيين مناطق همگن

2- نشان دادن ميزان توسعه منطقه

3- کشف ماهيت گروه­بندي­ها

1- عدم توانايي جوابگويي به ابعاد مکاني – فضايي

2- نشاندهنده آن دسته از کيفيت زندگي که قابل تبديل به شاخص­هاي کمي است.

3- متغيرها داراي ارزش مساويند.

به طور کلي روش استفاده شده تحت عنوان شاخص تعادل سيستم خواهد بود. ضمن اينکه معايب کلي روش به قوت خود باقي است، در مراحل بعد با ادغام مدل جاذبه­اي معايب رفع خواهد شد.

با استفاده از دانش عمومي سيستم­ها و مسائل مشترک آنها معايب نحوه انتخاب شاخص­ها حل شده و نحوه بارگذاري متغيرها با تعدد دسته­بندي تعيين خواهد شد و دسته­هاي مسائل بار مساوي خواهد داشت.

شاخص­ها در اين رابطه با بهره­گيري از روش PDI در چند مرحله استاندارد و جمع­بندي مي­شوند.

2- تجزيه و تحليل عواملمتغيرهاي کمي شده اقتصادي – اجتماعي1- اندازه­گيري ميزان تأثير هر يک از متغيرها در ايجاد اختلاف بين مکان­ها به کمک ماتريس همبستگيابهام در انتخاب کيفيت اطلاعات
 3- تجزيه و تحليل تاکسونوميمتغيرهاي کمي شده اقتصادي – اجتماعي

1- تعيين مناطق همگن

2- نياز به آناليز همبستگي بين متغيرها نيست.

در صورت بالا بودن تعداد ناهمگن­ها در کل مجموعه، امکان ادامه روش ميسر نيست.

قديمي­ترين الگويي که به تجزيه و تحليل اندازه­هاي شهري در نظام شهري پرداخته، الگوي رتبه اندازه شهري است. اوئر باخ جغرافي­دان آلماني چنين مي­گويد که: اگر سکونت­گاهها را بر اساس اندازه جمعيتي به ترتيب نزولي مرتب کنيم، جمعيت شهر n ام برابرn/1 بزرگترين شهر منطقه خواهد بود، در واقع در اين الگو رابطه­اي معکوس بين جمعيت هر شهر و رتبه آن در نظام شهري پديد مي­آيد. بعدها اين قاعده توسط زيف به صورت فرمول زير درآورده شد:

Pn=P1/nq

Pn جمعيت شهر nام

P1 جمعيت شهر نخست

Nرتبه شهر nام

qضريب ثابت در نظام شهري

مقدار q را مي­توان از طريق فرمول زير بدست آورد:

به اعتقاد زيف اگر اندازه و رتبه شهرهاي نظام شهري را در يک کاغذ لگاريتمي دو محوري ترسيم کنيم، خط راستي با شيب 1- تشکيل خواهد شد. اين خط شاخص استاندارد توزيع اندازه شهري در يک نظام شهري تلقي شده است و بنابراين انحراف از اين خط در واقع انحراف از اندازه مطلوب شهري به حساب آمده است.

براي تحليل ساختار نظام شهري با توجه به مقدارq مي­توان سه شکل توزيع از اندازه شهري را در اين نظام تشخيص داد.

اگر q=1 باشد توزيع اندازه شهري بر اساس قاعده رتبه- اندازه خواهد بود.

اگرq>1 باشد شکل توزيع نخست شهري خواهد بود. در اين گونه از توزيع هر چه مقدار q بزرگتر باشد، ميزان تسلط شهر نخست بيشتر است.

اگر q<1 باشد نشانه آن است که شهرهاي مياني از اهميت مهمتري نسبت به حالت قبلي برخوردازند.

لذا با توجه به شاخصها و معيارهاي مورد توجه براساس مدل رتبه – اندازه، شهرها را براساس تعداد جمعيت مي‌توان به گروه‌هاي زير تفکيک کرد:

نوع شهرجمعيت
● شهرهاي بزرگ500 هزار نفر و بيشتر
● شهرهاي مياني‌بزرگ500-250 هزار نفر
● شهرهاي مياني متوسط250-100 هزار نفر
● شهرهاي مياني کوچک100-50 هزار نفر
● شهرهاي کوچک50-10 هزار نفر
● روستا – شهرکمتر از 10 هزار نفر
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها