خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / شهرسازی / تعريف مفاهيم، واژه ها و اصطلاحات طرح های توسعه شهری:

تعريف مفاهيم، واژه ها و اصطلاحات طرح های توسعه شهری:

تعريف مفاهيم، واژه ها و اصطلاحات:

۱- سرزمين (منطقه):

عبارت است از محدوده جغرافيايي كه در آن آداب و رسوم اجتماعي مردم، نوع معيشت يا كيفيت توليد و توزيع در سطوح شهري و روستايي در موارد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي غالباً همگون باشد.

۱-۱- حريم شهر (حوزه استحفاظي):

حريم شهر عبارت است از قسمتي از اراضي بلافصل پيرامون محدوده شهر كه نظارت و كنترل شهرداري در آن ضرورت دارد و از مرز تقسيمات كشوري شهرستان و بخش مربوطه تجاوز ننمايد.

۲-۱- برنامه عمراني ميان مدت شهر:

برنامه عمراني شهر كه براي يك دوره ده تا پانزده ساله تهيه شده، و انتخاب قطعي دوره زماني آن را با توجه به شرايط و امكانات خاص هر شهر به پيشنهاد تهيه كننده برنامه (دستگاه تهيه كننده طرح) و تأييد كارفرما صورت ميگيرد.

۲- طرح توسعه و عمران:

عبارت است از ارائه و اجراي طرحهاي مربوط به شبكه آمد و شد كاربري اراضي، مطالعات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و همچنين ارائه طرح كالبدي توسعه فيزيكي شهر كه به موجب آن وضعيت اقتصادي، اجتماعي و ارتقاء شرايط كالبدي شهر فراهم آيد.

۳- محدوده استحفاظي:

محدوده توسعه آينده شهر و حد فاصل بين مرز محدوده طرح جامع با حد نهايي حريم شهر يا اين حوزه به عبارت ديگر محدوده اي بزرگتر به دوره محدوده طرح جامع كه اراضي واقع در آن در مقياس توسعه منطقة شهري بلندمدت تحت ضوابط خاصي مورد حفاظت و يا مورد بهره برداري كنترل شده قرار مي گيرد.

  • محدوده هاي مسكوني روستايي
  • اراضي كشاورزي جنگل، مرتع و منابع طبيعي و ملي شده
  • تأسيسات صنعتي
  • تأسيسات حمل و نقل
  • مجموعه ها يا مكانهاي مذهبي
  • تأسيسات صنعتي وابسته به كشاورزي، آبياري، دامداري، پرورش طيور و غيره
  • شهركها و مجموعه هاي مسكوني مصوب تكميل شده يا نيمه تمام
  • اراضي باير، مسيل، نيزار، شنزار، باطلاق و غيره
  • گورستان، فرودگاه، كشتارگاه، مجموعه هاي توريستي و گذران اوقات فراغت
  • راههاي روستايي و ترانزيت

۱-۳- محدوده طرح توسعه و عمران و تفصيلي:

عبارت است از محدوده توسعه فيزيكي شهر تا پايان دوره ده ساله طرح كه به تصويب شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران رسيده باشد و محدوده طرح تفصيلي عبارت از حدود و مرز تثبيت شده طرح فوق الذكر كه (توسط كميسيون ماده پنج استان) مورد تصويب قرار گرفته باشد.

محدوده شهر: محدوده شهر عبارت است از حد كالبدي موجود شهر و توسعه آتي در دوره طرح جامع و تا تهيه طرح مذكور در طرح هادي شهر كه ضوابط و مقررات شهرسازي در آن لازم الاجرا ميباشد.

شهرداريها علاوه بر اجراي طرحهاي عمراني از جمله احداث و توسعه معابر و تأمين خدمات شهري و تأسيسات زيربنايي در چارچوب وظايف قانوني خود كنترل و نظارت بر احداث هر گونه ساختمان و تأسيسات و ساير اقدامات مربوط به توسعه و عمران در داخل محدوده شهر را نيز به عهده دارند.

محدوده شهر در طرحهاي جامع شهري و تا تهيه طرحهاي مذكور در طرحهاي هادي شهر و تغييرات بعدي آنها به صورت قابل انطباق بر عوارض طبيعي يا ساخته شده ثابت همراه با مختصات جغرافيايي نقاط اصلي تعيين و به تصويب مراجع قانوني تصويب كننده طرحهاي مذكور ميرسد.

اين محدوده حداكثر ظرف سه ماه از ابلاغ طرحهاي مذكور به صورتي كه كليه نقاط آن قابل شناسايي و پياده كردن روي زمين باشد توسط شهرداري تدقيق شده و پس از كنترل و امضاي دبير مرجع تصويب كننده و تأييد شدن به مهر دبيرخانه مربوط به امضاي استاندار جهت اجرا به شهرداري و دستگاههاي اجرايي ذيربط ابلاغ ميگردد.

۴- حريم:

به نواري از سطح زمين با عرضهاي تعيين شده اطلاق ميشود كه به دلايل مختلف حفاظتي يا امنيتي، احداث و استقرار هر نوع ساختمان يا تأسيسات روي زمين يا پايينتر از سطح آن يا در طول آن ممنوع ميباشد و رعايت اين حريم نسبت به جاده ها، رودخانه ها، جنگلها، تالابها، نهرهاي عمومي، قنوات، چاهها، چشمه ها، مسيلها، خطوط و پايه هاي انتقال نيرو، خطوط و شبكه ها و تأسيسات مخابراتي، لوله هاي انتقال گاز و نفت، پلها، تونلهاي واقع در مسير جاده ها يا تأسيسات عمراني و صنعتي، لوله ها و كانالهاي مربوط به تأسيسات آبرساني، سدها، تأسيسات نظامي و انتظامي، تصفيه خانه هاي آب و فاضلاب و ساير تأسيسات عمومي و ابنيه و آثار تاريخي، معادن داير و غيرداير، مراكز سري و محرمانه، خطوط راه آهن، فرودگاههاي نظامي و غيرنظامي و منابع سوخت، تأسياست هسته اي و غيره كه ميبايست مورد حفاظت و رعايت گردد.

۵- سازمان مجري طرح:

سازماني است كه قانوناً جهت اجراي طرح جامع تعيين ميگردد و معمولاً شهرداريها موظف به انجام چنين نقشي خواهند بود.

۶- شهر:

عبارتست از مجموعه يك يا چند كانون جمعيتي كه حداقل داراي يك شهرداري باشد.

۷- شهرك:

عبارت است از يك كانون جمعيتي كوچك واقع در خارج از محدوده استحفاظي شهر و معادل يك منطقه يا ناحيه است و از نظر نيازمنديهاي كلي وابسته به شهر ميباشد.

۸- تقسيمات شهري:

سطح شهر برحسب وسعت، جمعيت، بافت و شبكه بندي بطور سلسله مراتبي به منطقه، ناحيه، محله، كوي و كويچه تقسيم ميگردد.

۹- منطقه:

از مجموع دو تا پنج ناحيه يك منطقه شهري يا جامعه بزرگ تشكيل ميگردد.

۱۰- ناحيه:

از مجموع دو تا پنج محله يك ناحيه يا جامعه متوسط شكل ميگيرد.

۱۱- محله:

از مجموع چند كوي يك محله يا جامعه كوچك با جمعيت سه الي پنج هزار نفر تشكيل ميگردد.

۱۲- كوي:

مجموع چند كويچه تشكيل كوي يا يك زيرمحله را ميدهند.

۱۳- كويچه:

يا واحد همسايگي كه عبارت از گذر باز يا بسته اي است كه يك واحد همسايگي درآن سكني دارند و معمولاً از ۲۰ تا ۳۵ خانوار تشكيل ميگردد.

۱۴- نماي شهر:

كليه سطوح نمايان بناهاي واقع در محدوده طرح جامع و تفصيلي كه از داخل معابر و ميادين قابل رؤيت باشد اعم از نماهاي اصلي يا نماهاي جانبي نماي شهري محسوب ميشوند و لازم است با مصالح مرغوب و به طرز مناسب و زيبا و هماهنگ نماسازي شود.

۱۵- ساماندهي نماي شهري:

مجموعه عمليات سازماندهي شده و هدايت يافته اي است كه در جهت حفظ و بهبود نماهاي شهري موجود و هماهنگ سازي و ارتقاء كيفي نماهاي آينده شهري صورت پذيرد.

۱۶- محورهاي شهري:

محورهاي شهري شامل كليه كوچه ها، خيابانهاي اصلي و فرعي و ميادين ميباشند.

۱۷- محورهاي اصلي شهري:

محورهايي هستند كه در ارتباط مستقيم با مراكز خدماتي عمده شهري بوده و با بافتها در محلات مسكوني داراي ارتباطي مهم نميباشند. برخي از اين محورها ممكن است داراي عملكرد فراشهري نيز بوده و در شكل دهي سيماي شهري نقش مهمي ايفا مينمايند.

۱۸- محورهاي محلي:

 شامل كليه محورهاي دسترسي و ارتباط دهنده محلات مسكوني اعم از اصلي و فرعي با عملكرد در مقياس محله و ناحيه ميباشند.

۱۹- محورهاي باارزش ويژه تاريخي:

 شامل محورهاي تاريخي اصلي شهر به ويژه آنهايي كه نماينده دوران مختلف شكل گيري شهر ميباشند.

۲۰- محورهاي باارزش ويژه كالبدي:

 شامل محورهاي برخوردار از خصوصيات كالبدي باارزش از نظر تركيب كلي، سبك، مصالح و تيپولوژي ميباشند .

۲۱- ناهنجاري در نماي شهري:

هر نوع اختلال در ايمني، بهداشت، كارايي و زيبايي در نماهاي شهري، ناهنجاري محسوب ميگردد.

۲۲- هويت معماري:

 ساختمانهاي هر شهر، شامل بافت و ابنيه داراي ويژگيهاي عمومي ميباشند كه ناشي از عوامل خاص اجتماعي، فرهنگ يو اقتصادي بوده و هويت معماري آن شهر را در كل تعيين مينمايند كه انعكاس اين هويت و مشخصه در طراحي شهري از اهميت خاصي برخوردار ميباشند.

۲۳- هويت تاريخي منطقه شهري:

شهر را ميتوان براساس دوره هاي رشد و توسعه به مناطق ويژه اي تقسيم نمود هرچند خوانايي مراحل توسعه و بازشناسي هسته هاي تاريخي به واسطه ساخت و سازهاي بي رويه تا اندازه اي مخدوش گرديده است. ليكن در هر حال ميتوان برخي از خصوصيات مشترك و اصلي دوره تاريخي رشد منطقه را مطالعه، مشخص و احيا نمود.

۲۴- هويت تاريخي محوري:

هر محور اصلي يا بخشهايي از آن در يك دوره تاريخي معين با ويژگيها و سبك خاصي شكل گرفته اند كه با شناسايي، احيا و تعميم اين ويژگيها ميتوان هويت تاريخي محور را بازسازي نمود.

۲۵- هويت محوري:

محورهاي شهري به واسطه نقش شهري و كاربري، واجد خصوصيات متمايز و قابل شناسايي ميباشند، مطالعات طراحي شهري ميتواند هويت از دست رفته را تا حد امكان به اين محورها بازگرداند.

۲۶- هويت كاربري:

كاربري هر بنا با سيماي آن بايد خوانايي داشته باشد اين خوانايي در كاربرد مصالح، رنگ، سبك آن ميتواند انعكاس يابد.

۲۷- هويت بومي:

بخشهاي خاصي از شهر كه بر روي هسته تاريخي و بومي آن قرار داشته و هنوز واجد پاره اي از ويژگيهاي معماري بومي خود ميباشد و ميبايست در مطالعات طراحي مورد توجه قرار گيرد.

۲۸- اراضي باير:

عبارت است از اراضي كه در آن فعاليتي از قبيل باغداري و كشاورزي، احداث ساختمان انجام نگرفته و يا بهره برداري از آن به عمل نيامده باشد، در غير اين صورت به عنوان زمين داير ناميده ميشود.

۲۹- مركز خدمات منطقه شهري:

قسمتي از اراضي اختصاص يافته به مراكز اصلي خدمات شهري مانند بيمارستان، مراكز بهداشتي و درماني، ادارات دولتي، مراكز آموزشي و فرهنگي، مجتمعهاي آموزش عالي، مجتمعهاي ورزشي، دفاتر و مؤسسات خصوصي، مراكز تجاري عمده فروشي.

۳۰- مركز خدمات شهر:

مراكز و محورهاي فعالي ميباشند كه ضمن دارا بودن مراكز خدمات اساسي از بالاترين تراكم در مورد تبادلات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، آمد و شد و عملكردهاي شهري برخوردار باشند.

۳۱- مركز خدمات ناحيه:

عبارت است از محل تجمع خدمات مورد نياز ساكنان هر ناحيه به عنوان هسته ناحيه، كه به استقرار خدماتي از قبيل دبيرستان، مدارس راهنمايي، مركز بهداشت، پارك ناحيه، زمين ورزشي ناحيه، كتابخانه، برزن شهرداري، مركز آتش نشاني، اماكن تجاري اختصاص داشته و نيازمنديهاي هفتگي ساكنين ناحيه را تأمين مي نمايد.

۳۲- مركز خدمات محله:

شامل قسمتي از اراضي محلات مسكوني است كه محل تجمع خدمات روزمره مورد نياز ساكنان هر محله ميباشد و اختصاص به استقرار واحدهاي تجاري، مهد كودك، دبستان، پارك محله، باجه پست و درمانگاه و نظائر آن دارد.

۳۳- حوزه كاربري اراضي:

عبارت از مجموعه اي از اراضي شهري است كه براساس طرحهاي پيشنهادي به يك نوع مصرف با استفاده خاصي اختصاص داده شده، مانند حوزه كاربري اراضي مسكوني كه اختصاص به استفاده مسكن دارد و يا حوزه  كاربري تجاري كه مخصوص احداث واحدهاي تجاري ميباشد.

۱-۳۳-  تغيير كاربري:

كاربري عبارت است از نوع استفاده و بهره برداري از اراضي

۲-۳۳- كاربري مختلط:

عبارت است از تركيب چند عملكرد از كاربريهاي مختلف و سازگار در يك قطعه زمين، عملكردهاي مربوط به كاربريهاي مختلط بايد بدون ايجاد هرگونه مزاحمت و با دسترسي مستقل و جداگانه داشته باشد.

۳-۳۳- تغيير كاربري:

انواع فعاليتهايي كه به منظور حذف برخي از كاربريهاي نامناسب و يا ايجاد كاربريهاي متناسب صورت ميگيرد در اين مقوله قرار ميگيرد هرگونه تغيير كاربري اراضي طرح تفصيلي در صلاحيت كميسيون ماده پنج استان ميباشد.

۳۴- اراضي حوزه مسكوني:

به اراضي گفته ميشود كه براساس نقشه كاربري اراضي براي احداث واحدها و مجموعه هاي مسكوني اختصاص يافته اند به غير از كاربري سكونتي در اين مناطق ميتوان كاربري خدماتي در رده ناحيه و محله را براساس محله هايي كه در طرح تفصيلي تعيين ميشود با رعايت ضوابط و مقررات مستقر نمود.

۱-۳۴- اراضي باغداري:

در صورتي كه كاربري پلاك در سند  باغ قيد شده باشد (كاربري پلاك باغ تلقي شده) تفكيك و ساختمان در آن تابع قوانين باغداري خواهد بود.

۳۵- اراضي حوزه تجاري:

شامل اراضي است كه ويژه فعاليتهاي بازرگاني، عمده فروشي، خرده فروشي، خريد و فروش، خدمات و كاربريهاي مجاز در آنها ميباشد.

۳۶- اراضي حوزه اداري:

اين حوزه عبارت است از اراضي كه ويژه استقرار واحدهاي اداري و دولتي يا وابسته به دولت و يا واحدهاي خصوصي با كاربري اداري ميباشد.

توضيح مهم: كاربريهاي پيشنهادي طرح جامع داراي متولي خاصي نميباشد و علاوه بر دستگاههاي دولتي و اجرايي توسط بخش خصوصي نيز قابل ساخت و استفاده ميباشد. به عنوان مثال علاوه بر ادارات آموزش و پرورش واحدهاي آموزشي توسط شهرداري يا مالكين اراضي يا متقاضيان احداث واحدهاي آموزشي غيرانتفاعي يامؤسسات علمي و خيريه قابل ساخت و بهره برداري يا فروش ميباشد اين وضعيت در خصوص كليه كاربريهاي پيشنهادي طرح جامع صادق ميباشد (مگر اينكه در ضوابط متولي خاصي براي آن تعيين گرديده باشد) بنابراين ارائه استعلام مبني بر عدم نياز سازمان خاصي در مورد كاربريها از طرف متقاضي تغيير كاربري دليل كافي در مورد درخواست تغيير كاربري آن تلقي نميگردد.

۳۷- اراضي حوزه صنعتي:

اين اراضي به كارگاههاي درون شهري، بازارچه هاي صنعتي، پارك يا ناحيه صنعتي و صنايع برونشهري (با آلودگي زياد) كه قابل تفكيك ميباشند. كارگاههاي درون شهري به دليل آلودگي جزئي از نظر ساختماني مشابه كاربريهاي تجاري تلقي و در مجاورت آنها قابل استقرار است.

۳۸- صنايع بزرگ:

صنايع بزرگ به گروهي از فعاليتهاي صنعتي و توليدي اطلاق ميگردد كه داراي بيش از ده نفر كارگر بوده و حجم و وزن مواد اوليه آنها بيش از حجم و وزن توليدات آنها باشد اينگونه صنايع معمولاً به دليل لزوم كنترل آلودگيها ميبايست در نواحي يا شهركهاي صنعتي با فاصله  كافي از محدوده شهري ترجيحاً به صورت مجتمع مستقر گردند.

۳۹- پارك صنعتي:

با افزايش كارگاههاي كوچك و حجم توليدات آنها (در حد نيازهاي كل جامعه شهري) صنايع سبك به وجود مي آيد كه آلودگي محيطي آنها در حد متوسط بوده و مي بايست در نواحي شهري (پارك صنعتي) با امكان دسترسي و تأمين تأسيسات زيربنايي مشترك مستقر گردند.

۴۰- بازارچه صنعتي (مجتمع كارگاههاي صنعتي):

شامل كليه فعاليتهاي مزاحم شهري است كه اكثريت آنها داراي تعداد كاركنان كمتر از ۱۰ نفر بوده و به دليل لزوم دسترسي متقاضيان و نسبت حجم پايين كالاي ساخته شده به مواد خام ترجيحاً ميبايست در مناطق ويژه اي از شهر استقرار يابند. آلودگي محيطي در اين كاربري ميبايست با رعايت استانداردهاي زيست محيطي كنترل گردد.

۴۶- نوسازي شهري:

شامل سه عمل هماهنگ بازسازي (تجديد توسعه با عمران مجدد)، بهسازي (احيا) و ابقا (باقي نگهداشتن) است كه اين سه عمل به عنوان بخشهايي از يك اقدام اصلي و جامع شناخته شده كه ضمن حفظ ويژگيهاي عملكردي خود، هماهنگ با يكديگر بكار ميروند.

۴۷- بازسازي:

عبارت از تخريب و از بين بردن ساختمانها با بافت پوسيده ناهماهنگ موجود و بهره برداري مجدد از زمين در يك حوزه شهري، اين روش معمولاً در حوزه هايي كه واجد بافت شهري نارسا و نامطلوب بوده و يا در نواحي ويژه اي با استخوان بندي و ابنيه اي كه عموماً در معرض زوال يا منسوخ شده قرار گرفته باشند بكار ميرود و معمولاً اين امر با مسائل اقتصادي و اجتماعي حادي روبرو و از مهمترين برنامه هاي نوسازي بشمار ميرود.

۴۸- بهسازي:

در مناطقي بكار ميرود كه در آنها بخشهاي منسوخ و مخروبي وجود دارد كه نارسايي و كمبود بعضي از كاركردهاي اصليشان محسوس گرديده هرچند كه از نظر استخوان بندي معتبرند. (بهسازي و احيا معمول ترين روش نوسازي بافتهاي موجود شهري است).

۴۹- ابقاء:

عبارت از باقي نگهداشتن بناها و بافت شهري و حوزه هاي با عملكرد مطلوب و كيفيت معتبر و داراي شرايط فيزيكي مناسب، كه در مورد حوزه هايي كه داراي بافت قديمي يا آثار معماري فرهنگي – تاريخي با ارزش ميباشند علاوه بر اقدامات مختلف اين روش اعمال شيوه هاي حفاظت و همچنين استقرار مقرارت منطقه بندي ويژه از اقدامات مكمل آن تلقي ميگردد.

۵۰- حفاظت:

انواع فعاليتهايي كه شامل مراقبت و نگهداري از ساختمان به منظور حفظ وضعيت اصلي به صورت مطلوب، تداوم كاربري و جلوگيري از آسيبهاي بعدي ميشود.

۵۱- حذف و تعويض:

انواع فعاليتهايي كه در جهت احياء و بازگرداندن وضعيت اوليه و اصلي بنا به دليل تغييرات نامطلوبي كه عمدتاً در دوره بهره برداري صورت ميپذيرد.

۵۲ – حفظ عناصر سازه اي:

اين گروه از اقدامات شامل مستحكم سازي بنا و بازسازي عناصر اصلي آن ميباشد.

۵۳- حفظ عناصر فرعي:

اين دسته از عمليات اصولاً مربوط به زدودن آثار فرسودگي و تجهيز بنا براي مقاومت در مقابل عوامل ايجاد فرسودگي ميباشد.

۵۴- تغيير:

انواع فعاليتهايي كه به منظور انطباق وضع موجود ابنيه به وضعيتي جديد و مطلوب با توجه به اهداف طراحي شهري صورت ميپذيرد تغيير ناميده ميشود.

۵۵- تغيير پوسته اي:

تغييري است كه به تجديد يا تغيير عناصر متشكله نما اعم از بالكن و پيشاني بام، پلكان، بازشوها، شكل درب و پنجره ها و… به منظور هماهنگ شدن ساختمان با ديگر ابنيه موجود و يا رسيدن به شكل مطلوب از نماي خياباني ختم ميشود.

۵۶- تغيير حجمي:

تغييري است كه از طريق افزايش يا كاهش احجام و يا تغيير جرم حجمي بنا به منظور هماهنگ نمودن ابنيه از نظر ارتفاع، حجم، موقعيت اشتغال و ديگر عوامل مشابه صورت ميپذيرد.

۵۷- تفكيك:

عبارتست از جداسازي يا تقسيم يك قطعه زمين يا ساختمان به قطعات كوچكتر يا واحدهاي مجاز مستقل

۵۸- تجميع:

يكپارچه و جمع كردن چند قطعه زمين يا ساختمان به يك قطعه بزرگتر را تجميع گويند كه عكس عمل تفكيك ميباشد.

۵۹- تغييرات اساسي:

 تغييرات كلي در قسمتهاي خارجي و داخلي يك بنا ميباشد (جابجايي ديوار، تعويض سقف، جابجايي ستون)

۶۰- قطعه زمين:

زميني است باير يا داير كه موقعيت آن نسبت به جهات چهارگانه (شمال و جنوب و شرق و غرب) مشخص شده باشد كه داراي سند ثبتي بوده و يا صدور سند ثبتي براي آن بلامانع باشد.

۶۱- بنا (ساختمان):

عبارتست از هر نوع مستحدثات سرپوشيده اي كه مورد استفاده سكونت يا فعاليتهاي اداري، تجاري، صنعتي، كارگاهي و امثال آن قرار گيرد مانند يك ويلا يا خانه مسكوني، كارخانه، فروشگاه، نمايشگاه، اداره دولتي، بيمارستان و غيره.

۶۲- مشاعات:

عبارت است از سطوحي از قطعه زمين و يا قسمتهايي از سطح زيربنا كه به صورت مشترك توسط ساكنان دو يا چند واحد مسكوني قابل استفاده ميباشد. آسانسور، راهرو، پيلوت، پاركينگ، سالنهاي بازي و اجتماعات، انبارها، استخر، فضاهاي باز و ساخته شده مانند حياط و باغ، تأسيسات عمومي، زيربنايي (سپتيك، فاضلاب، لوله كشيهاي اصلي و عمومي، كانالها، برق عمومي، آب و گاز عمومي و غيره) همچنين اطاق سرايدار و محوطه بام و امثال آن.

۶۳- آپارتمان:

ساختماني كه بتواند امكانات سكونتي، تجاري، اداري حداقل براي چهار واحد مستقل فراهم نمايد آپارتمان ناميده ميشود.

۶۴- واحد ساختماني مستقل:

عبارت از واحدي است از يك ساختمان كه داراي درب ورودي اصلي مجزا سرويسهاي بهداشتي و آشپزخانه مستقل باشد.

۶۵- واحد مسكوني:

شامل تمام يا قسمتي از سطح زيربنا كه به طور مستقل حداقل امكانات براي اسكان يك خانوار را دارا باشد. در يك واحد مسكوني علاوه بر فضاهاي عمومي پيش بيني آشپزخانه و توالت و حمام الزامي است.

۶۶- حياط (فضاي باز):

قسمتي از قطعه زمين كه در آن بنايي احداث نشده و به صورت فضاي باز و يا باغ و باغچه محوطه سازي، حياط يا حياط خلوت باشد.

۶۷- طبقه همكف:

طبقه همسطح زمين هربنا كه با سطح گذرگاه عام يا حياط هم تراز بوده و يا حداكثر حدود يك متر و بيست سانتيمتر مرتفع تر از آن باشد.

۶۸- كف (كف گذرگاه):

تراز سطح تمام شده يا كف محور گذرگاه عمومي ميباشد كه در موقع تعيين ارتفاع ساختمانها مبناي محاسبه خواهد بود.

۶۹- تراكم جمعيت:

عبارت از ميانگين پراكندگي جمعيت در سطح اراضي شهري است و واحد آن برحسب تعداد نفر در يك هكتار ميباشد.

۷۰- تراكم ساختماني:

عبارت از نسبت سطح زيربنايي طبقات مورد استفاده مسكوني، تجاري، اداري، بهداشتي، آموزش و غيره به سطح كل اراضي مورد استفاده قطعه تفكيكي (سطوح پاركينگ، پيلوتها، انبار، زيرزمين و راه پله ها در صورت رعايت ضوابط طرح جزء سطح تراكم ساختماني محسوب نميگردد).

۷۱- تراكم خالص مسكوني:

نسبت جمعيت ساكن در محدوده مورد بررسي به سطح اراضي مسكوني واقع در آن محدوده برحسب نفر در هكتار

پراكندگي و توزيع متوسط جمعيت در سطوحي كه اختصاص به كاربري مسكوني دارد ميباشد و واحد آن عبارت از تعداد نفر در يك هكتار از اراضي مسكوني است.

۷۲- سرانه:

سهمي كه به طور تئوريك در يك كشور يا شهر و يا استان به هر يك از افراد جامه تعلق ميگيرد مانند درآمد سرانه، سرانه زمين، سرانه ساختمان، سرانه مسكوني، سرانه فضاي سبز و سرانه توليدات كشاورزي و غيره.

۷۳- سطح زيربنا (زيربنا در كل طبقات):

كليه سطوح ساخته شده در تمام طبقات يك بنا اعم از بالاتر يا پايين تر از سطح زمين را سطح زيربنا گويند.

۷۴- سطح زيربنا در همكف (سطح اشغال):

عبارت از سطح طبقه ساخته شده همكف از ساختماني است كه تقريباً هم تراز گذرگاه عام با حياط و فضاي ورودي به آن طبقه باشد.

۷۵- سطح آزاد:

قسمتي از يك قطعه زمين است كه در آن هيچگونه بنايي احداث نشده باشد مانند حياط خلوت، باغ و باغچه، فضاي سبز و فضاي خالي و باز.

۷۶- سطح خالص مسكوني (سطح مفيد):

عبارت از مجموع سطوح ساخته شده يك بنا كه صرفاً به منظور سكونت استفاده ميشود بدون احتساب قسمتهاي مشاع و غير مسكوني مانند راهروها، پله ها، پاركينگ، پيلوت، انبار و زيرزمين

۷۷- سطح ناخالص مسكوني:

عبارت از مجموع سطوح تمام طبقات يك بنا ميباشد كه براي منظورهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرد اعم از طبقات مسكوني و غيره و پاركينگ و انبار و زيرزمين

۷۸- طبقات فوقاني:

كليه طبقات واقع در روي طبقه همكف را گويند و به ترتيب طبقات اول و دوم و سوم… ناميده ميشوند.

۷۹- زيرزمين:

قسمتي از ساختمان كه ارتفاع روي سقف آن از كف حياط حداكثر از متوسط سطح زمين ۲/۱ متر باشد. و استفاده از آن جهت سكونت تحت هر شرايطي غيرمجاز ميباشد.

۸۰- پيلوت:

قسمتي از ساختمان هم سطح گذر يا حداكثر ۲/۱ متر بالاتر از آن كه به صورت فضايي شامل ستونهاي بدون ديوارهاي جداكننده بوده و فاصله زير سقف از كف آن حداكثر ۲/۲ متر باشد.

۸۱- پاركينگ:

محل خاص نگهداري وسايط نقليه ميباشد.

۸۲- بالكن:

سطح سرپوشيده (يا سرباز) در طبقات ساختمان كه حداقل يك طرف آن باز باشد.

۸۳- برزمين:

عبارت است از حد نهايي عرض يك معبر كه لبه قطعه زمين را تعيين ميكند.

۸۴- پخي:

خط موربي است كه سطح گوشه اي از قطعه زمين را كه در نبش دو معبر قرار دارد به منظور ايجاد ديد مناسب رانندگي حذف نموده و آن را جز فضاهاي شهري قرار مي دهد.

۸۵- تعمير اساسي:

عبارت از هرگونه تعمير مربوط به ايستايي بنا كه از نظر ايمني ضرورت داشته باشد و منجر به تغيير طرح نگردد.

۸۶- تغيير اساسي:

عبارت است هرگونه تغيير در وضع داخلي و يا خارجي بنا كه منجر به تغيير طرح و يا تغيير عملكرد نشود.

۸۷- سقف شيبدار:

عبارت است از پوشش نهايي تمام يا قسمتي از بنا كه نسبت به خط تراز حداقل ۲۵ درصد شيب داشته باشد شيب كمتر سقف شيبدار تلقي نميگردد.

۸۸- ضريب اشغال:

عبارت است از نسبت مساحت سطح مجاز احداث بنا به مساحت قطعه زمين

۸۹- مجتمع مسكوني:

عبارت است از اجتماع تعدادي واحد مسكوني در يك يا در چند بلوك كه در يك قطعه زمين قرار گرفته باشد.

۹۰- تراكم پايه:

تراكم مجاز حداقلي است كه هر زمين ميتواند بدون پرداخت حق تعديل تراكم داشته باشد.

۹۱- حداكثر تراكم مجاز:

حداكثر تراكمي است كه هر زمين با توجه به ويژگيهاي خود، معبر همجوار و محل استقرار ميتواند (با پرداخت حق تعديل تراكم) داشته باشد.

۹۲- حق تعديل تراكم: مابه تفاوتي كه براي استفاده از تراكم حداكثر مجاز (بيشتر از تراكم پايه، تا حد تراكم مجاز) ميبايد پرداخت شود.

درباره ی a.esmailzadeh

مطلب پیشنهادی

انواع داده در gis

 مدل های ذخیره داده ها و اطلاعات مکانی و توصیفی در محیط GIS

 مدل های ذخیره داده ها و اطلاعات مکانی و توصیفی در محیط GIS در سامانه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *