خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / شهرسازی / سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی

سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی

سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی

دکتر عباس طالب بیدختی – عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی – واحد گچساران

سید محمد باقر سبحانی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مرودشت

چكيده

سرمايه اجتماعي (Social Capital) از مفاهيم نويني است كه امروزه در بررسيهاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مطرح شده است. طرح اين رويكرد در بسياري ازمباحث توسعه اقتصادي، نشاندهنده اهميت نقش ساختارها و روابط اجتماعي ميان افراد (سرمايه اجتماعي) بر متغيرهاي توسعه از همه ابعاد است. سرمايه اجتماعي عمدتاً مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي است و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت سازمانها و بنگاهها مي‌تواند شنــاخت جديدي را از سيستم‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي ايجاد و مديران را در هدايت بهتر سيستم‌ها ياري كند. هدف اين مقاله معرفي مفاهيم و موضوعات سرمايه اجتماعي و نقش كاربردي آن در توسعه اقتصادي است. اين مقاله بر اين موضوع اشاره دارد كه وجود سرمايه اجتماعي ميان سازمانها، درون سازمانها و بين سازمانها مي‌تواند عملكرد مؤثري را بر توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به همراه داشته باشد.

كلمات كليدي: سرمايه اجتماعي : Social Capital، سرمايه انساني : Human Capital، سرمايه مفهومي : Intellectual Capital، اعتماد: Trust، شبكه هاي اجتماعي: Social network، سرمايه اجتماعي پيوند دهنده: Bonding Social Capital، سرمايه اجتماعي متصل كننده: social bridging capital، رشد اقتصادي: Economic Growth، توسعه اقصادي : Economic Development، فرصتهاي اقتصادي: Economic opportunities

مقدمه

بحث سرمايه اجتماعي، قبل از سال ۱۹۱۶، در مقاله‌اي توسط هاني فان۱ از دانشگاه ويرجينياي غربي براي نخستين بار مطرح شد. اما، با وجود اهميت آن در تحقيقات اجتماعي تا سال ۱۹۶۰ ميلادي كه توسط جين جاكوب در برنامه‌ريزي شهري به كار برده شد، مغفول واقع شد در دهه ۱۹۷۰، اين تئوري توسط لوري وارد عرصه اقتصاد شد. سرمايه‌اجتماعي مفهومي بين رشته‌اي است كه در جامعه‌شناسي، اقتصاد، روانشناسي و ساير حوزه‌هاي اجتماعي كاربرد دارد. (رناني، ۱۳۸۵) امروزه توفيق سازمانها را نمي‌توان تنها در انباشت ثروت مادي و تجهيز به آخرين امكانات و فناوريها ارزيابي كرد، زيرا سرمايه مالي، فيزيكي و انساني بدون سرمايه اجتماعي فاقد كارآيي موثر است. به عبارت ديگر استفاده بهينه از سرمايه‌هاي مالي و فيزيكي و انساني در سازمان بدون شبكه روابط متقابل بين اعضاي سازمان كه توأم با اعتماد، محبت و دوستي و در جهت حفظ ارزشها و هنجارهاي سازماني است، امكانپذير نخواهد بود. اصطلاح سرمايه براي ثروت انباشته (بويژه آنچه براي توليد بيشتر است) به كار مي‌رود و كلمه اجتماعي در سرمايه اجتماعي نشان مي‌دهد كه منابع درون شبكه‌هاي كسب و كار يا شبكه‌هاي فردي، دارايي‌هاي شخصي محسوب نمي‌شوند و هيچ فردي به تنهايي مالك آنها نيست. سرمايه اجتماعي روابطي است كه انسان با كساني كه مي‌شناسد برقرار مي‌كند. يعني اندازه، كيفيت و گوناگوني شبكه‌هاي كسب و كار و شبكه‌هاي ارتباطي شخصي كه انسان در آنها نقش دارد.

هدف طرح

اهداف طرح عبارتند از: ۱- تعريف مفهوم سرمايه اجتماعي از نگاه صاحبنظران و تعيين مؤلفه‌هاي آن ۲ ۰شرح و بسط تاريخچه مفهوم سرمايه اجتماعي و رويكردهاي نظري، (در تعريف نظري مفهوم )۳- اهمیت سرمایه اجتماعی ۴- سرمایه اجتماعی پلی بین اقتصاد و جامعه شناسی ۵ – سرمايه اجتماعي و توسعه اقتصادي ۶ – سرمایه اجتماعی به مثابه نوعی سرمایه ۷ – سرمایه اجتماعی ، زیربنای توسعه اقتصادی ۸- ادبيات تحقيقات انجام شده در مورد سرمايه اجتماعي ۹ – به سرمایه اقتصادی سوی ۱۰ – سخن اخر

مفهوم سرمايه اجتماعي

مفهوم سرمايه اجتماعي در سال هاي اخير در حوزه هاي علوم اجتماعي، اقتصاد و اخيرا در علوم سياسي مطرح شده است. تمركز بر مقوله سرمايه اجتماعي، خصوصا در عرصه اقتصاد، عمدتا بر مبناي نقشي كه اين مفهوم در توليد و افزايش سرمايه هاي انساني، اقتصادي و محيطي ايفا مي كند، صورت مي گيرد. گرايش غالب مفهوم سرمايه اجتماعي در زمينه توسعه اقتصادي، به محدوديت هاي نفوذ رويكرد اقتصادي در راستاي دستيابي به اهداف توسعه پايدار، تاكيد دارد.سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است كه امروزه در بررسي هاي اقتصادي جوامع مدرن مطرح شده است.طرح اين رويكرد در بسياري از مباحث اقتصادي نشان دهنده اهميت نقش ساختارها و روابط اجتماعي بر متغيرهاي اقتصادي است. سرمايه اجتماعي عمدتا مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي است و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان اقتصادي و توسعه كشورها و چه در سطح مديريت سازمان ها و بنگاه ها مي تواند شناخت جديدتري را از سيستم هاي اقتصادي-اجتماعي ايجاد كند و كارايي سياست ها و تصميم ها در عرصه هاي كلان جامعه را بهبود بخشد.

هم چنین واژه سرمايه اجتماعي از مشهورترين مفاهيم جامعه شناختي است كه به عرصه زبان و زندگي روزمره نیز وارد شده است. در نشريات و سخنراني‌هاي سياسي و اجتماعي و در برنامه پنج ساله چهارم توسعه (اصل ۱۵۵) و سند چشم انداز بيست ساله نيز باب مفصلي به اين مفهوم اختصاص داده شده و از طرف ديگر در ادبيات مربوط به سرمايه اجتماعي در كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته چنان گسترش يافته كه گويي حلال همه مشكلات بوده و جميع بيماري‌هاي گريبانگير جامعه را در داخل خانواده و خارج از آن درمان مي‌كند.

از اين‌رو شناخت عوامل موثر در تقويت يا تضعيف سرمايه اجتماعي مي‌تواند در گسترش ابعاد سرمايه اجتماعي كمك كرده و موجب افزايش عملكرد اجتماعي و اقتصادي افراد در جوامع شود. مفهوم سرمايه اجتماعي كه صبغه جامعه‌شناسانه دارد، بستر مناسبي براي بهره‌وري سرمايه انساني و فيزيكي و راهي براي نيل به موفقيت قلمداد مي‌شود. مديران و كساني كه بتوانند در سازمان، سرمايه‌اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خود را هموار مي‌سازند.

امروزه سرمايه اجتماعي نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در جوامع ايفا مي‌كند و شبكه‌هاي روابط جمعي و گروهي انسجام بخش ميان انسان‌ها و سازمان‌هاست. از اين‌رو در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه‌ها اثربخشي خود را از دست مي‌دهند و بدون سرمايه اجتماعي پيمودن راه‌هاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و دشوار مي‌شود.

در ديدگاه‌هاي سنتي مديريت توسعه، سرمايه‌هاي اقتصادي، فيزيكي و نيروي انساني مهمترين نقش را ايفا مي‌كردند اما در عصر حاضر براي توسعه بيشتر از آنچه به سرمايه‌اقتصادي، فيزيكي و انساني نيازمند باشيم به سرمايه اجتماعي نيازمنديم زيرا بدون اين سرمايه، استفاده از ديگر سرمايه‌ها به طور بهينه انجام نخواهد شد. در جامعه‌اي كه فاقد سرمايه‌اجتماعي كافي است ساير سرمايه‌ها ابتر مي‌مانند و تلف مي‌شوند. از اين‌رو موضوع سرمايه اجتماعي به عنوان يك اصل اساسي براي نيل به توسعه پايدار محسوب شده و حكومت‌ها و دولتمرداني موفق قلمداد مي‌شوند كه بتوانند با اتخاذ سياست‌هاي لازم و ارائه راهكارهاي مناسب در ارتباط با جامعه به توليد و توسعه سرمايه اجتماعي بيشتر نائل شوند.

ادبيات تحقيقات انجام شده در مورد سرمايه اجتماعي

سرمايه اجتماعي واژه‌اي است كه در سال‌هاي اخير وارد حوزه علوم اجتماعي و اقتصادي شده و از اين منظر دريچه تازه‌اي را در تحليل و علت‌يابي مسائل اجتماعي و اقتصادي گشوده است. در اين زمينه مطالعات وسيعي توسط صاحب‌نظران و دانشمندان اين علوم صورت گرفته و نظريه‌پردازاني همچون جين جاكوب(۱۹۶۱)، لوري(۱۹۷۰) بن پرات(۱۹۸۰) ، ويليامسن(۱۹۸۱)، بيكر(۱۹۸۳)، جيمز كلمن(۱۹۶۶)، رابرت پاتنام(۱۹۷۰)، پيربورديو(۱۹۸۰) و فرانسين فوكوياما(۱۹۹۰) تعاريف متعددي از سرمايه اجتماعي ارائه كرده‌اند.

جيمز جاكوب در كتاب «مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريكايي» سرمايه اجتماعي را شبكه‌هاي اجتماعي فشرده‌اي مي‌داند كه در محدوده‌هاي قديمي شهري در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميمات در مورد بهبود كيفيت زندگي در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروي انتظامي، مسئوليت بيشتري از خود نشان مي‌دهند. يك مثال عيني اين تعريف  را در دنياي امروزه مي‌توان در تشكل‌هاي غيردولتي حمايت از محيط‌زيست يافت. اين شبكه اجتماعي بعضا نيروهاي قدرتمندي را به صورت NGOها به وجود مي‌آورد كه حتي در حمايت از محيط ‌زيست موجب توقف پروژه‌هاي عمراني دولت نيز مي‌شوند.

گلن لوري، سرمايه اجتماعي را مجموع منابعي مي‌داند كه در ذات روابط خانوادگي و در سازمان اجتماعي جامعه وجود دارد و براي رشد شناختي يا اجتماعي كودك يا جوان سودمند است. بن‌پرات، در تعريف سرمايه اجتماعي،  روابط بين افراد يك خانواده، گروهي از دوستان يا شركاي يك شركت را به صورت رابطه F تعريف مي‌كند و به بررسي اثرات اين رابطه بر مبادلات اقتصادي مي پردازد.

ويليامسن و بيكر، كه به دنبال مطالعات بن پرات در پي بررسي شيوه اثرگذاري يك سازمان اجتماعي بر عملكرد نهادهاي اقتصادي بوده‌اند مجموعه‌اي از مطالعات را پايه‌گذاري كرد‌ه‌اند كه اقتصاد نهادي نام گرفته است. بيكر نشان داده است كه چگونه روابط ميان سوداگران در بازار فوق‌العاده عقلاني شده بورس تجاري شيكاگو توسعه مي‌يابد، ‌حفظ مي‌شود و بر فعاليت داد و ستد تاثير مي‌گذارد.

از نظر پيربورديو، سرمايه اجتماعي حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلي است كه نتيجه مالكيت شبكه بادوامي از روابط كمابيش نهادينه شده آشنايي و شناخت متقابل بين افراد – يا به بيان ديگر عضويت در گروه – است. شبكه‌اي كه هر يك از اعضاي خود را از پشتيباني سرمايه جمعي برخوردار مي‌كند و آنان را مستحق اعتبار مي‌سازد. البته سرمايه اجتماعي مستلزم شرايطي به مراتب بيش از وجود صرف شبكه پيوندها است. در واقع پيوندهاي شبكه‌اي مي‌بايست از نوع خاصي باشند، يعني مثبت و مبتني بر اعتماد.

اهميت سرمايه اجتماعي

به طور كلي ميزان سرمايه اجتماعي در هر گروه يا جامعه‌اي نشان دهنده ميزان اعتماد افراد به يكديگر است. همچنين وجود ميزان قابل قبولي از سرمايه‌اجتماعي موجب تسهيل كنش‌هاي اجتماعي مي‌شود، به طوري كه در مواقع بحراني مي‌توان براي حل مشكلات از سرمايه‌اجتماعي به عنوان اصلي‌ترين منبع حل مشكلات و اصلاح فرآيندهاي موجود سود برد. از اين‌رو شناسايي عوامل موثر در تقويت يا تضعيف سرمايه اجتماعي اهميت بسزايي دارد. افزايش حجم قابل توجه پژوهش‌ها در اين حوزه بيانگر اهميت و جايگاه سرمايه اجتماعي در توسعه اجتماعي است.

تعدادي از عناصر اصلي كه مي‌توان سرمايه اجتماعي را با آن مورد اندازه‌گيري قرار داد عبارتند از: آگاهي به امور عمومي،‌سياسي، اجتماعي، وجود انگيزه در افراد جامعه كه در پي كسب اين دسته از آگاهي‌ها برآيند، اعتماد عمومي به يكديگر، اعتماد به نهادهاي مردمي و دولتي، مشاركت غير رسمي هميارانه در فعاليت‌هاي داوطلبانه در تشكل‌هاي غير‌دولتي، خيريه‌اي، مذهبي، اتحاديه‌ها، انجمن‌هاي صنفي و علمي و… . در مجموع مي‌توان گفت كه يكي از معيارهاي اصلي در شناخت سرمايه اجتماعي شكل و شيوه روابط اجتماعي افراد با يكديگر و نحوه همزيستي آنها در جامعه مورد مطالعه است. از ديگر معيارها مي‌توان به احساس مردم نسبت به حكومت و مردم اشاره كرد و نيز داشتن احساس خوشايند نسبت به امنيت، پيوندهاي خانوادگي و اجتماعي و اميدواري نسبت به آينده از معيارهاي مطرح محسوب مي‌شود.

اگر سرمايه اجتماعي را ارتباط و شبكه‌هاي اجتماعي‌اي كه مي‌توانند اطمينان و حس همكاري را در ميان افراد حاضر در شبكه‌هاي مورد بحث ايجاد كنند بدانيم، آنچه بيش از پيش اهميت پيدا مي‌كند نقش نهادهاي جامعه مدني در تشكل اين سرمايه است. اگر ما مانند عنصري از يك سازمان مدني به صورت هميشگي همديگر را ملاقات كنيم احساس مسئوليت نسبت به همديگر در ما پيدا مي‌شود و مي‌توانيم به همديگر اعتماد كرده و در نهايت با هم همكاري كنيم. براي اينكه احساس اطمينان در بين باشد لازم است كه ما همديگر را ملاقات كنيم و ارتباط مدام با هم داشته باشيم. همچنين چيزي كه به طور جمعي مي‌توانيم به دست آوريم به تنهايي نمي‌توانيم.

منظور از باهم‌بودن، نهادهاي اجتماعي‌اي است كه كاركرد ديدار، شناخت و در نهايت اعتماد را ميسر مي‌كنند. البته حتما لازم نيست كه ارتباط پيش‌گفته تنها در داخل نهادهاي جامعه مدني باشد بلكه بيشتر روش‌ها و فرم‌هاي اجتماعي را نيز كه ارتباط مداوم و سازماندهي‌شده دارند، در برمي‌گيرد. اما نبايد از ياد برد كه اعتماد و حس همكاري با شيوه‌اي آسان‌تر در داخل نهادهاي جامعه مدني درست مي‌شوند؛ به اين دليل كه اعضاي آن نهادها به دلخواه و بدون هيچ چشمداشتي به عضويت آن نهادها درمي‌آيند.

به اين ترتيب سرمايه اجتماعي عبارت است از مجموع آن دسته از ارتباطات و شبكه‌هاي ارتباط اجتماعي كه در جامعه موجودند و نيز ميزان اعتماد و همكاري ميان روابط موجود. در اينجا مي‌توان گفت اگر در جامعه‌اي ميزان سرمايه اجتماعي پايين باشد خطر افتادن آن جامعه به وضعيت تله اجتماعي بسيار بالاست. تله اجتماعي يعني سرمايه اجتماعي‌پايين، نبودن اعتماد و اطمينان به يكديگر بين مردم، رواج فساد اداري- اقتصادي، ترس و…. پس مي‌توان تله اجتماعي را كه بعضي اوقات از آن به عنوان مشكل منافع جمعي ياد مي‌شود به صورت زير شرح داد.

همه مي‌دانيم كه منافع‌مان ايجاب مي‌كند كه همه با هم همكاري كنيم. اما اگر تو  به اين باور نرسي كه  تمام افراد ديگر اجتماع هم همكاري مي‌كنند، ديگر معنايي نخواهد داشت كه تو به تنهايي همكاري كني. نتيجه اين اعتقاد اين است كه همكاري و تلاش براي منافع جمعي تنها زماني ميسر مي‌شود كه انسان به اين باور برسد كه همه افراد ديگر نيز همكاري خواهند كرد.

سرمایه اجتماعی پلی بین اقتصاد و جامعه شناسی

حسین دانشمهر* و محسن ناصری راد**: سرمایه اجتماعی مفهومی فرارشته ای است که اخیراً مورد توجه بسیاری از رشته های علوم انسانی قرار گرفته است. این مفهوم در واقع پل ارتباطی مهمی بین اقتصاد، جامعه شناسی و علوم سیاسی است که با نگرشی جدیدتر به بررسی ارزش های اجتماعی، به ویژه ارتباطات مردمی برای دستیابی به اهداف مشترک در سطح کلان می پردازد(فیلد،۱۳۸۴: ۱۲- ۱۱). در این مقاله با بررسی دقیق تر سرمایه اجتماعی، به بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی می پردازیم. – سرمایه سرمایه یکی از اجزای تابع تولید است که پایه ای ترین ابزار تئوری اقتصادی برای تبیین منشاء ثروت است. چه در شکل کلاسیک تابع تولید (محصول تابعی از سرمایه، نیروی کار و زمین) و چه در شکل اصلاح شده آن، سرمایه آنچه را شامل می شود که در فرآیند تولید جریان دارد، از تولید نتیجه می شود و برای تولید بیشتر به کار گرفته می شود. سرمایه آنگونه که در جامعه شناسی، حقوق و اقتصاد از آن بحث می شود، دارای چهار ویژگی است:

۱- واحدهای سرمایه مالک شخصی دارند و حقوق مالکیت آنها توسط قانون به رسمیت شناخته شده است.

۲- سرمایه زمانی به منزله سرمایه فعال تلقی می شود که امیدی برای بازگشت آن وجود داشته باشد.

۳- به جریان افتادن سرمایه، عموماً به کاهش یا تضعیف کارکرد آن می انجامد و توانایی بازگشت بالقوه آن معمولاً به این امر نیاز دارد که بخشی از برگشت سرمایه برای بازسازی یا نوسازی ذخیره سرمایه مورد استفاده قرار گیرد (تاجبخش،۱۳۸۲).

بانک جهانی بر چهار نوع سرمایه به عنوان چهار جزء تشکیل دهنده ثروت ملل در ارتباط با توسعه پایدار تاکید می کند:

۱- سرمایه طبیعی: یعنی دارایی های محیطی مثل زمین، آب، جنگل، معادن، گیاهان و جانوران که به بعد محیطی توسعه پایدار مربوط می شود.

۲- سرمایه تولید شده (بشرساخت): که معمولاً ماشین آلات، کارخانه ها ساختمان ها و تجهیزات زیربنایی مثل خطوط راه آهن و جاده هاست که بر بعد اقتصادی توسعه پایدار دلالت دارد.
۳- سرمایه انسانی: ظرفیت های سازنده افراد که بر مهارت، آموزش و بهداشت مبتنی است و همراه با سرمایه

اجتماعی بعد اجتماعی توسعه پایدار را تشکیل می دهد.

۴- سرمایه اجتماعی: شبکه ها، انجمن ها و موسساتی که با هنجارهای مشترک و روابط متکی بر اعتماد شکل می گیرند و همکاری را تسهیل می کنند. (شریفیان ثانی،۱۳۸۰)

سرمايه اجتماعي و توسعه اقتصادي

اگرچه اجماع توافق شده اي در خصوص اين كه سرمايه اجتماعي با توسعه اقتصادي ارتباط دارد، وجود دارد ولي هيچ گونه توافقي در مورد كانال هاي ويژه اي كه سرمايه اجتماعي بر فرآيند توسعه تاثير مي گذارد و يا اين كه سرمايه اجتماعي به چه صورتي به كار گرفته مي شود و به طور تجربي مورد مطالعه قرار مي گيرد، وجود ندارد. با وجود پيچيدگي مفهوم پردازي و اندازه گيري سرمايه اجتماعي، مطالعات عديده اي سعي در نشان دادن اثر سرمايه اجتماعي بر رشد و رفاه اقتصادي دارند براي مثال بانك جهاني شاخص درجه باور و اعتقاد (اطمينان پذيري) را به عنوان يك مقياسي از سرمايه اجتماعي مطرح مي كند كه رابطه مثبتي با ميزان بالاتر رشد اقتصادي و سرمايه گذاري دارد.(بانك جهاني ۱۹۹۷)

هنگامي كه تلاش در جهت به كارگيري مفهوم سرمايه اجتماعي در مسائل اقتصادي انجام مي گيرد، بايد تمايز اساسي ما بين نوع ارتباط و عليت (رابطه علي و معلولي) در نظر گرفته شود. هر كسي بايد در ارزيابي نقش سرمايه اجتماعي به عنوان يك عامل علي مستقل در توسعه يا در نتيجه گيري هاي منتج شده از نمونه هاي موفق محتاطانه عمل كند.امروزه شمار زيادي از نمونه هاي مثبت و منفي در ادبيات مربوطه به اثبات رسيده اند.

البته نمونه هايي از پيامدهاي توسعه اي موفق ناشي شده از سرمايه اجتماعي در دوره هاي گذشته بروز يافتند و داراي فرآيند تاريخي منحصر به فردي هستند كه به طور تدريجي طي سال ها و حتي دهه ها شكل يافته اند. نظر مشابهي نيز به واسطه مطالعات گسترده پوتنام روي توسعه نهادي در مناطق ايتاليا مورد تاييد است. (پوتنام ۱۹۹۳)

هر فردي بايد به خاطر بسپارد كه سرمايه اجتماعي فقط شامل توانايي هدايت منابع و دارايي ها از طريق شبكه هاي اجتماعي است نه اين كه منابع به خودي خود هدايت شوند.با وجود انتظارات برخي از سياستگذاران، سرمايه اجتماعي يك جانشيني براي تدارك و فراهم سازي اعتماد، زيربناهاي اساسي و مهم و آموزش نيست اگر چه سرمايه اجتماعي زمينه هاي بروز چنين منابعي را افزايش مي دهد.

اما چگونه سرمايه اجتماعي بر توسعه اقتصادي اثر مي گذارد و آيا كانال هاي تعريف شده اي براي اين منظور وجود دارند؟ به نظر مي رسد كه سرمايه اجتماعي مبادله اقتصادي را تسهيل مي كند و سازوكارهاي درگير در اين راستا متفاوت هستند. بنابر عقيده پوتنام(۲۰۰۰) شبكه هاي اجتماعي خلق شده از طريق مشاركت در انجمن هاي محلي، گروه ها و سازمان هاي محلي كانال هايي براي جريان نوع دوستي و هم نوع گرايي ايجاد مي كنند كه به نوبت هنجارهاي فردي و همكاري هاي متقابل عمومي را به بار مي آورد. از ديدگاه بورديو و كلمن سرمايه اجتماعي ممكن است معاملات اقتصادي مابين افراد را تسهيل كند حتي ممكن است اين موفقيت به قيمت محروم كردن ساير افراد به دست آيد. به طور مشابه واضح نيست كه آيا ميزان بالاتر سرمايه اجتماعي در سطح محلي منافعي را براي كل جامعه به وجود مي آورد.(Raioser 2001) به اين سبب اكثر نويسندگان بين انواع گوناگون سازمان ها تمايز قائل مي شوند و استدلال مي كنند كه شبكه هاي پيوندي(bridging) در مقايسه با شبكه هاي متحد كننده(bonding) به احتمال زياد اثرات خارجي مثبت بيش تري را براي يك جامعه به وجود مي آورد. در ادبيات توسعه اقتصادي استدلال مي شود كه سرمايه اجتماعي در فرآيند توليد همانند ساير عوامل توليدي (سرمايه فيزيكي، نيروي كار، تكنولوژي و سرمايه انساني) ايفاي نقش مي كند. همچنين سرمايه اجتماعي ميزان نرخ تراكم و كيفيت انواع ديگر سرمايه ها را (به ويژه سرمايه انساني) تحت تاثير قرار مي دهد.(مير ۲۰۰۲) در اين راستا اولا، سرمايه اجتماعي نقش بازار را در تخصيص منابع و فعاليت هاي توزيعي تكميل مي كند و مي تواند به طور معني داري بهره وري كل عوامل توليدي را افزايش دهد. به خاطر اين كه كميت و كيفيت سرمايه اجتماعي توانايي مديريتي را هم در بخش خصوصي و هم در بخش عمومي تحت تاثير قرار مي دهد. توانايي مديريتي زماني كه سرمايه اجتماعي ميزان هزينه هاي دسترسي به اطلاعات، هزينه هاي مبادلاتي و ريسك محيط فعاليت را كاهش مي دهد، بهبود مي يابد و در پرهيز از رفتارهاي خطرناك و انتخاب هاي نا مناسب به عاملين اقتصادي كمك مي کند. (میر ۲۰۰۲ )

ثانيا، سرمايه اجتماعي مدني ميزان انباشت سرمايه انساني را تحت تاثير قرار مي دهد. چندين مطالعه نشان داده است كه كارايي مدارس زماني كه اوليا و شهروندان محلي به طور فعالانه اي در مدارس مشاركت مي كنند، بيش تر مي شود و هر چه قدر فعاليت پزشكان و پرستاران تحت نظارت و كنترل گروه هاي شهروندي قرار مي گيرد، ميزان خطاها در اين حوزه كاهش مي يابد و پزشكان و پرستاران بيش تر در كار خود دقت مي كنند. بايد اشاره كرد كه هنوز از لحاظ تاريخي و مقطعي رابطه اي قوي مابين فراگيري سرمايه انساني و سطوح توسعه اي در راستاي سرمايه اجتماعي به اثبات نرسيده است. هيچ كشوري بدون سطوح بالاتر آموزش به رشد اقتصادي پايداري دست پيدا نكرده است ولي برخي كشورها شديدا توسعه يافته به طور چالش برانگيزي سطح پايين و نازلي از سرمايه اجتماعي را دارا هستند. براي مثال نرخ جرم و جنايت، تضعيف انسجام خانوادگي و خويشاوندي و تنزل ميزان اعتماد در نهادهاي اجتماعي مي توانند نمودي از مقياس سرمايه اجتماعي تلقي شوند.

ثالثا نقش سرمايه اجتماعي در جهت كاهش ميزان فقر مهم است. ايمن كردن دسترسي به بازارها به تنهايي يك قدم اساسي در مسير پيشرفت اقتصادي فقرا تلقي مي شود، بنابراين سياست هاي كاهش فقر وقتي كه افراد در انزواي اجتماعي و اقتصادي قرار دارند و افراد در جهت پيدا كردن كار رابطه اندكي با شبكه ها و منابع كاريابي دارند، با شكست مواجه مي شود. از اين نظر سرمايه اجتماعي به عنوان مكمل نهادهاي رسمي در جهت حمايت از توزيع پيچيده نيروي كار محسوب مي شود.

سرمایه اجتماعی به مثابه نوعی سرمایه

در مورد اینکه سرمایه اجتماعی نوعی از سرمایه است می توان چهار استدلال اساسی را به میان آورد.
اول اینکه سرمایه اجتماعی مانند انواع دیگر سرمایه، منبعی است با امکان سرمایه گذاری برای انتظارات آینده و همراهی بازدهی و نااطمینانی. سرمایه گذاری در ساختن شبکه های روابط خارجی، کنشگران را در جهت دستیابی به اطلاعات و قدرت توانمند می سازد و توسعه شبکه های درونی به کنشگران جمعی امکانات تقویت هویت جمعی و کارهای مشارکت جمعی را فراهم می کند. به عبارت دیگر همیشه نمی توان از سرمایه اجتماعی به عنوان یک دارایی برون زا و غیرقابل کنترل یاد کرد.

دوم اینکه سرمایه اجتماعی مانند گونه های دیگر سرمایه چند منظوره و تبدیل پذیر است. شبکه های دوستانه کنشگران اجتماعی مانند سرمایه های فیزیکی می توانند برای اهداف متفاوت به کار گرفته و به تولید کمک کند. همچنین منافعی که افراد از جایگاه شان در شبکه می برند قابل تبدیل به دیگر انواع سرمایه و به ویژه سرمایه اقتصادی است. به همین دلیل اعتماد و اعتبار را بعضی مواقع به عنوان جایگزین سرمایه اقتصادی مطرح می کنند. بوردیو معتقد است استراتژی تبدیل سرمایه به همدیگر متاثر از تغییر در ساختار فرصت های سودی است که هر یک ارائه می کنند.

دلیل سوم به جایگزینی یا مکمل بودن سرمایه اجتماعی برای دیگر اشکال سرمایه اشاره دارد. عوامل اقتصادی می توانند گاه کمبود سرمایه اقتصادی یا انسانی خویش را با روابط اجتماعی قوی جبران کنند.

چهارم اینکه سرمایه اجتماعی نیز مانند سرمایه فیزیکی و انسانی، نیازمند حفاظت و هزینه نگهداری است و باید به طور متناوب بازسازی و تقویت شود. هر چند این سرمایه همچون سرمایه انسانی نرخ استهلاک قابل پیش بینی ندارد. به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی مانند دانش و مهارت یا برخی کالاهای عمومی با عدم استفاده هم ممکن است دچار استهلاک شود.

سرمایه اجتماعی ، زیربنای توسعه اقتصادی

از سرمایه اجتماعی، به عنوان زیربنای توسعه اقتصادی هر جامعه یاد می کنند. اهمیّت سرمایه اجتماعی در توسعه اقتصادی در یک جامعه، تا حدّی است که می توان آن را در شکوفایی اقتصاد تمام جوامع توسعه یافته به طور آشکاری مشاهده کرد.

سرمایه اجتماعی را در اقتصاد هر کشور می توان در اعتمادپذیری و روحیه همکاری میان نیروهای انسانی برای رسیدن به اهداف اقتصادی جامعه تعریف کرد.

سرمایه اجتماعی ضمن شکل دهی به مجموعه قواعد و قوانین اخلاقی و رفتاری هر جامعه، به رفتار افراد نیز شکل می دهد و کمک می کند تا سرمایه انسانی و سرمایه مادی و اقتصادی بتوانند با هم و در تعامل با یکدیگر، به رشد و پویایی دست یابند.

سرمایه اجتماعی با استفاده از همانندی ها و همسانی های افراد جامعه از جهات گوناگون ، باعث ایجاد روحیه اعتماد متقابل می شود و در خدمت منافع اقتصادی قرار می گیرد و بستر و فضایی ایجاد می کند که ضمن کاهش هزینه های استفاده از نیروهای انسانی ، تعامل بین آنها نیز افزایش یابد .

سرمایه اجتماعی با قواعد و ارزش های اخلاقی و رفتاری خود در حوزه اقتصاد ، افراد را مقیّد می کند تا در گروه های مختلف اجتماعی با هم به تعامل، مبادله و تصمیم گیری بپردازند.

می توان از واژه هایی مانند: اعتماد، امانتداری، نیکوکاری، خیّر بودن، صداقت و توجه به ارزش های مذهبی در کسب و کار، به عنوان سرمایه های اجتماعی در حوزه اقتصاد یاد کرد که اگر در رفتارها و قواعد و مبادلات اقتصادی و هنجارهای آن حاکم شود، می تواند به شکوفایی و پیشرفت اقتصاد کمک نماید؛ زیرا وجود عاملی به نام اعتماد، موجب شکل گیری گروه هایی می شود که با اطمینان به یکدیگر، در حوزه اقتصاد جامعه فعالیّت می کنند.

امّا بعد از اعتماد می توان از خلاقیّت و نوآوری توسط نیروهای انسانی، به عنوان یک سرمایه مهم اجتماعی دیگر، یاد کرد. رشد و توسعه اقتصادی، نیازمند خلاقیّت است و مطالعات اقتصادی نشان می دهد که بخش اعظمی از رشد و توسعه اقتصادی هر کشور، با استفاده از این ثروت نهفته، شکل گرفته است. رشد ابداعات و خلاقیّت و نوآوری در بهره وری اقتصادی، نقش دارد و باعث می شود از سرمایه های دیگر کشور در حوزه اقتصاد، به نحو مطلوب و مؤثرتری استفاده شود.

امّا متأسفانه با وجود تمام موفقیّت ها، مبحث «سرمایه اجتماعی» نتوانسته است جایگاه شایسته خود را در حوزه اقتصاد پیدا کند و هنوز شاخص فراگیری که بتواند میزان سرمایه اجتماعی و تحولات آن را اداره کند، در دسترس نیست. سرمایه اجتماعی، یک متغیّر چند وجهی است و لازم است که این عامل مهم و زیربنایی در حوزه اقتصاد ، هر چه بیشتر شناخته شود و هر چه بهتر، مورد بهره برداری قرار گیرد.

به سوی سرمایه اقتصادی

کلمن از سرمایه اجتماعی برای تبیین تفاوت ها در زندگی افراد استفاده کرد. برای کلمن سرمایه اجتماعی ملموس است و در ساختار روابط میان کنشگران افزایش می یابد. (کلمن، ۱۳۷۷: ۴۶۲) او اشکال عمده سرمایه اجتماعی را تعهدات و انتظارات، ظرفیت بالقوه اطلاعات، هنجارها و ضمانت های اجرایی موثر، روابط اقتدار، سازمان اجتماعی انطباق پذیری و سازمان تعهدی می داند. کلمن سرمایه اجتماعی را نوعی کالای عمومی می دانست که گرچه به دست کسانی که آن را تشخیص می دهند ایجاد می شود ولی منافع آن شامل تمام اجزای ساختار می شود. بنابراین سرمایه اجتماعی سبب می شود تا همکاری بین افراد ایجاد شود که در غیر این صورت دنبال منافع فردی خود می بودند. (شیروانی، ۱۳۸۳: ۵۱ )

فوکویاما معتقد است سرمایه اجتماعی متعلق به گروههاست نه افراد و هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند در صورتی معنی دارد که بیش از یک نفر در آن سهیم باشد. گروهی که حاوی سرمایه اجتماعی اند ممکن است به کوچکی دو دوست باشند که با یکدیگر تبادل اطلاعات می کنند یا در پروژه ای مشترکاً همکاری می کنند یا ممکن است در مقیاس بزرگ تری تمامی یک ملت باشد. فوکویاما برخی از کشورها را که از نظر فرهنگی یکسان هستند بر اساس سرمایه اجتماعی مقایسه می کند و هدف او این است که به این سوال پاسخ دهد: چرا برخی کشورها موفقیت اقتصادی بیشتری نسبت به سایر کشورها دارند. او ادعا می کند در این کشورها سطوح بالای قابلیت اجتماعی (سرمایه اجتماعی) صداقت و اعتماد افراد را به انجام کارهای مشارکتی و تعاونی مشتاق می سازد و زمینه را برای رشد و ترقی فراهم می کند مثلاً در جامعه ژاپن سطوح بالای سرمایه اجتماعی سبب گسترش و توسعه این کشور شده است در حالی که در جامعه چین پیوندهای موجود مانع شکل گیری سرمایه اجتماعی شده و فرصت های نوآوری را محدود ساخته است. فوکویاما معتقد است جوامع مدرن به جای اینکه درصدد باشند که اخلاق اعضایشان را بهبود بخشند در جست وجوی تاسیس نهادهایی چون حکومت متکی بر قانون اساسی و مبادله مبتنی بر بازار آزاد هستند تا رفتارهای اعضای خود را نظام مند کنند. (فوکویاما، ۱۳۷۹: ۱۳)

سخن آخر

مبحث سرمایه های اجتماعی آنچنان گسترده است که شناخت، معرفی و بیان تأثیر و تأثّر آن در ثبات توسعه و پیشرفت جامعه، نیازمند مطالعات دقیق تر و بررسی های بیشتر است.

این مبحث، اگر چه به تازگی به دایره واژگانی پژوهشگران اجتماعی و صاحب نظران مسائل توسعه، راه یافته است، اما همین مفهوم اجتماعی، در برگیرنده معانی و مفاهیمی است که اگر به آن توجه شود، می تواند توسعه و ثبات یک جامعه را تضمین نماید.

شناخت سرمایه های اجتماعی در بخش های گوناگون و نحوه بهره برداری از آنها، وظیفه ای است که باید مسئولان و مدیران جامعه با تلاشی بیشتر، به آن بپردازند و دلایل متروک ماندن بعضی از سرمایه های اجتماعی را بیابند و سعی در گسترش، حفظ و توسعه آن داشته باشند؛ چرا که سرمایه اجتماعی، اوّلاً زیربنای توسعه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه است و ثانیا منبع شکل گیری اساسی گروه های اجتماعی محسوب می شود؛ گروه هایی که توسعه هر جامعه، به آنان وابسته است.

منابع

۱٫ آبرکرامی، نیکلاس-هیل، استفن، فرهنگ جامعه شناسی، ترجمه حسن پویان، چاپخش، ۱۳۶۷
۲٫ آقا بخشی،علی،فرهنگ علوم سیاست،چاپار، چاپ اول،تهران، ۱۳۷۹
۳٫ اکبری، امین، نقش سرمایه اجتماعی درمشارکت- بررسی تاثیرسرمایه اجتماعی برمشارکت سیاسی واجتماعی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم اجتماعی تهران، ۱۳۸۳
۴٫ پاتنام، رابرت، دموکراسی وسنتهای مدنی، محمد تقی دلفروز، ۱۳۸۰
۵٫ رجب زاده، احمد، رفتارهای فرهنگی ایرانیان، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، دفترطرحهای ملی، ۱۳۸۲

۶٫ رحیق اغصان، علی، دانش نامه علم سیاست، فرهنگ صبا، چاپ اول،تهران،۱۳۸۴
۷٫ رفیع پور،فرامرز، اعتماد و آنومی – آنومی یا آشفتگی اجتماعی، پژوهشی درزمینه پتانسیل آنومی درشهر تهران،۱۳۷۳

۸٫ ساروخانی، باقر، درآمدی بردائره المعارف علوم اجتماعی، کیهان، تهران،۱۳۷۰
۹٫ شایان مهر، علیرضا، دائره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، کتاب اول، کیهان، تهران،۱۳۷۷
۱۰٫ شایان مهر،علیرضا، دائره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، کتاب سوم، کیهان،تهران،۱۳۸۰

۱۱٫ غفاری، غلامرضا، تبیین عوامل اجتماعی وفرهنگی موثربرمشارکت اجتماعی واقتصادی سازمان یافته به عنوان مکانیسمی برای توسعه روستایی درایران،پایان نامه دکترا،دانشکده علوم اجتماعی تهران، ۱۳۸۰

۱۲٫ فوکویاما، فرانسیس، پایان نظم- سرمایه اجتماعی و حفظ آن، ترجمه غلامعباس توسلی، انتشارات جامعه ایرانیان، تهران، ۱۳۷۹

۱۳٫ فیروزآبادی، سید احمد، بررسی سرمایه اجتماعی و عوامل موثربرشکل گیری آن در شهرتهران، پایان نامه دکترا، دانشکده علوم اجتماعی تهران، ۱۳۸۴
۱۴٫ کلمن، جیمز، بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمه منوچهرصبوری، نشرنی، تهران، ۱۳۷۷
۱۵٫ گیدنز، آنتونی، تجدد و تشخص، ترجمه ناصرموفقیان، نشرنی ، چاپ اول، تهران،۱۳۷۸
۱۶٫ محسنی تبریزی، علیرضا، بیگانگی مانعی برای مشارکت و توسعه ملی، نامه پژوهش، شماره ۱ ، ۱۳۷۵
۱۷٫ عبدی، عباس، دروغ آتشی بر جان سرمایه اجتماعی، روزنامه شرق، ۴/۶/۱۳۸۵  www.aftab.ir
.۱۸ علاقه بند، مهدی، درآمدی برسرمایه اجتماعی، مجله علوم اجتماعی فصل نو،۱۳۸۴٫

۱۹ بيكر، واين (۱۳۸۲)، «مديريت و سرمايه اجتماعي»، ترجمة سيدمهدي الواني و محمدرضا ربيعي، تهران، انتشارات سازمان مديريت صنعتي.

۲۰٫ رحمانپور، لقمان (۱۳۸۲)، «مديريت سرمايه اجتماعي: رويكردي اثربخش در مديريت منابع انساني»، فصلنامه مطالعات مديريت، شماره

۱۹٫۲۱٫ رناني، محسن (۱۳۸۵)، «نقش سرمايه‌هاي اجتماعي در توسعه اقتصادي»، دريچه، فصلنامه‌فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، صص ۲۳

۴٫۲۲٫ فقيهي، ابوالحسني، فيضي، طاهره (۱۳۸۵)، «سرمايه اجتماعي: رويكردي نو در سازمان» دانش مديريت، فصلنامه دانشكده مديريت دانشگاه تهران، سال نوزدهم، شماره ۷۲، صص ۴۶-۲۳٫

۲۳٫ The Ugly”. Adler, P. W. (1999). “Social Capital: The Good, The Bad, and Management Meeting in Chicago.
Cappelli, P. (2002)” Social Capital and Retraining”, university of Pennsylvania, Philadelphia .24

Coleman, J. S. (1990). “Foundations of Social Theory”, Cambridge, MA: Harvard University Press, Belknap Press.
Francis Fukuyama. “Social Capita And 25. Cicil Society”, conference on second Generation Reform. 1999.
Leana, C. R. & 26. Van Burren, H. J. (1999), “Organizational Social Capital and Employment Proactive”, Academy of management reviews.
Seibert, S. Kraimer. M; 27. Linden, Robert. (2001). “A Social Capital Theory of Career Success”. Management Journal, Vol. 44. No2.

درباره ی a.esmailzadeh

مطلب پیشنهادی

نقش سرمايه اجتماعي در اقتصاد نوين

نقش سرمايه اجتماعي در اقتصاد نوين (ارائه مدل جديدِ سرمايه فكري) علي ياسيني: دانشجوي دكتري …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *