سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی

سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی

علیرضا عرفانی[1]

طیبه رهنمون پیروج

چکیده: امروزه سرمایه اجتماعی مهم تر از سایر سرمایه هاست به طوری که بدون آن استفاده از سایر سرمایه ها کارایی کمتری دارد. سرمایه اجتماعی به عموم افراد منفعت می رساند و وظیفه رشد اقتصادی اش کاهش هزینه معاملاتی است. در عوامل مهم تعیین کننده رشد اقتصادی معیار هایی مانند معیار های سرمایه اجتماعی وجود دارد واین دو با هم رابطه ای مستقیم دارند. در این مقاله ابتدا سرمایه اجتماعی،تفاوت آن با سایر سرمایه ها، سپس رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی و رابطه آنها با سرمایه اجتماعی بررسی شده است.

مقدمه:

امروزه سرمایه اجتماعی نیز به عنوان یکی دیگر از انواع سرمایه ها مورد توجه بسیار قرار گرفته است که اعتماد سازی و تقویت شبکه های مردمی سبب افزایش سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی شده و از یک طرف بر توانمندی، خلاقیت و نوآوری و از طرف دیگر به توان سازمان ها در عرصه های رقابتی می افزاید. در واقع سرمایه اجتماعی تسهیلگر و شتاب دهنده شناخت مسائل، بررسی آنها و ارائه راهکارهای خلاقانه می باشد. سرمایه اجتماعی به عموم افراد مرتبط با هر بخش منفعت می رساند (منفعت عمومی). وظیفه اقتصادی آن نیز کاهش هزینه معاملاتی است. این مفهوم به طور کلی بر روابط میان انسان ها تمرکز دارد و با تقویت مؤلفه های سرمایه اجتماعی می توان عملکردهای اقتصادی را بهبود بخشید.

در طول سالهای دهه های 1950و1960برداشت عمده از توسعه اقتصادی همان رشد اقتصادی بود اما امروزه به تفاوت ها و ویژگی های متمایز هر یک نسبت به دیگری پی برده اند. در متن تفاوت هاو ویژگی های هر یک ذکر شده است.

عوامل مؤثر رشد اقتصادی سه دسته اند: 1)تراکم سرمایه 2)رشد جمعیت 3)پیشرفت تکنولوژیکی که هر کدام اثراتی مستقیم یا غیر مستقیم بر رشد اقتصادی دارند.

توسعه اقتصادی با استمرار رشد تولید، افزایش درآمد سرانه واقعی جامعه و تحول بخشهای مختلف جامعه امکان می پذیرد و بر فقر چیره می شود.معیارهای توسعه عبارتند از :کافی بودن درآمد خانوارها، وجود اشتغال، افزایش دسترسی افراد به آموزش، استقلال ملی و مشارکت افراد در اداره جامعه هستند که اگر ایجاد شوند توسعه اقتصادی ایجاد می شود. رشد جمعیت از عوامل مؤثر رشد اقتصادی بود پس با ایجاد سرمایه اجتماعی به توسعه و رشد اقتصادی نیز کمک کرده ایم.

سرمایه اجتماعی:

اصطلاح سرمایه اجتماعی قبل از سال 1916 در مقاله ای توسط هانی فان[2] ازدانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد. اما نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب[3] به کار رفته است: که در آن او توضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های حومه قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهاد های رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس ونیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند.

سرمایه اجتماعی، بر طبق نظر پوتنام[4] عبارتست از اعتماد، هنجارها و شبکه هایی که تسهیل کننده همکاری اعضا برای رسیدن به منافع مشترک است و هدف، رسیدن به دموکراسی و توسعه اقتصادی است. با افزایش سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی از یک طرف بر توانمندی و میزان خلاقیت و نوآوری واز طرف دیگر به توان سازمان در عرصه رقابتی می افزاید. در واقع سرمایه اجتماعی تسهیلگر و شتاب دهنده شناخت مسائل، بررسی آنها و ارائه راهکار های خلاقانه می باشد.

سرمایه اجتماعی در معنای مدرن خود ابتدا در سال 1916 در نوشته های هانیفان سرپرست وقت مدارس ویرجینیای غربی در امریکا به کار رفت. این سرمایه نا ملموس بسیاری ازامور زندگی روزانه مردم را در بر می گیرد، وی سرمایه اجتماعی را حاصل ظرفیت های باالقوه ای می داندکه برای بهبود اساسی شرایط زندگی اجتماعی کفایت می کند. مفهوم سرمایه اجتماعی مدت زیادی نیست که به عرصه علوم اجتماعی وارد شده است اما با سرعت چشم گیری گسترش یافته است.

تعریف رایج سرمایه اجتماعی در جریان اصلی جامعه شناسی آمریکایی بویژه در روایت کارکرد گرایانه آن عبارت است از روابط دو جانبه، تعاملات و شبکه هایی که در میان گروههای انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی،به عنوان پیامد تعهدات و هنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی، یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم رادر بررسی این موضوع به کار می گیرد که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود این، نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگیها، مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی ودر نهایت توسعه است(وال،1998 ،صفحه304 ).سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف شده و انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستندوتسهیل کننده کنشهای معین افراد درون ساختار هستند. سرمایه اجتماعی مانند دیگر شکلهای سرمایه مولد است و دستیابی به اهداف معینی که قبلاً دست یافتنی نبودند را امکان پذیر می سازد. سرمایه اجتماعی کاملاًتعویض پذیر نیست. اما نسبت به فعالیت های بخصوصی تعویض پذیر است. شکل معینی از سرمایه اجتماعی ارزشمند در تسهیل کنشهای معین ممکن است برای کنشهای دیگر بی فایده یا حتی زیانمند باشد(کلمن[5]،1377،صفحه 462). سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرد که همکاری وتعاون میان اعضای آن مجاز است ودر آن سهیم هستند. هنجارهایی که سرمایه اجتماعی تولید می کند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد.

یکی از تعاریف مطرح این است که سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقاء سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد. بر اساس این تعریف مفاهیمی نظیر جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی نیز دارای ارتباط مفهومی نزدیک با سرمایه اجتماعی می گردند(فوکویاما[6]،1999، صفحه5).

بانک جهانی نیز سرمایه اجتماعی را پدیده ای می داند که حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و تجارب این سازمان نشان داده است که این پدیده تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه کشورهای مختلف دارد.سرمایه اجتماعی بر خلاف سایر سرمایه ها به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی بوده و از طرف دیگر افزایش آن می تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه های اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی سازمانها گردد(بانک جهانی1999).

به طور کلی سرمایه اجتماعی منابعی در دسترس هستند نظیر اطلاعات، اندیشه ها، پشتیبانی احساسی، اعتمادو همکاری. کلمه اجتماعی در عنوان سرمایه اجتماعی، دلالت می کند که این منابع، خود داراییهای شخصی محسوب نمی شوند. این منابع در دل شبکه های روابط قرار گرفته اند.

واژه سرمایه دلالت می کند که سرمایه اجتماعی ماهیتی زاینده ومولد دارد، یعنی ما را قادر می سازد ارزش ایجاد کنیم وبه سهم خویش به دنیایی یاری رسانیم که در آن زندگی می کنیم. وقتی می گوییم سرمایه های اجتماعی مولد وزاینده هستند، منظور این است که هیچ کس بدون آن موفق نیست و حتی زنده نمی ماند(کلمن،1990، صفحه 300).

تعهد اجتماعی نیز سرمایه اجتماعی است که فراتر از رسیدگی و بحث کردن از احساسات تاثیر متقابل بین فردی و مشارکت سازمانی است. تئوری سرمایه اجتماعی پوتنام می گوید: یک وجه سرمایه اجتماعی را می توان شبکه اجتماعی دانست که بر اساس هنجارهای متقابل، کمک های متقابل و اعتماد شکل گرفته است. دو عنصر مهم سرمایه اجتماعی اعتماد و مشارکت است. اعتماد افراد به یکدیگر، اعتماد افراد به دولت و مراکز دولتی، اعتماد دولت به مردم و اعتماد سازمانها به یکدیگر می تواند شکل دهنده اعتماد اجتماعی باشد. همچنین سرمایه اجتماعی تسهیل کننده توسعه نیز هست. سرمایه اجتماعی از مفاهیم کلیدی در موفقیت کارکنان،سازمانها و حکومتها در هزاره سوم است. سرمایه اجتماعی ذخیره انباشت منابعی است، مبنی بر روابط که از طریق آن می توان اهداف سازمان را تحقق بخشید. در دیدگاه سنتی سرمایه ها شامل: اقتصادی، فیزیکی، طبیعی، مالی ونیروی انسانی می باشند. ولی امروزه سرمایه اجتماعی نیز به آن اضافه شده است. تحقیقات نشان داده است که سرمایه اجتماعی به عنوان مکملی برای سایر سرمایه هاست و برای توسعه بیشتر و بهینه کردن سایر سرمایه ها نیاز به آن بیشتر از بقیه احساس می گردد.

دیدگاه ها در مورد سرمایه اجتماعی:

در یک دسته بندی کلی می توان دو دسته دیدگاه درباره سرمایه اجتماعی را شناسایی نمود:

1)سرمایه اجتماعی به عنوان ویژگی فردی: پتانسیل افراد برای فعالیت و مشارکت موثر در شبکه ارتباطات بر اساس شناخت متقابل در یک فضای اجتماعی و حفاظت از آن از طریق مبادلات نمادی ومادی است(بوردیو[7]). بر اساس آن سرمایه اجتماداراییهای خوب خصوصی است که افراد آنها را انباشت و از آنها برای دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند.

2)سرمایه اجتماعی به عنوان یک صفت جامعه: کیفیت شبکه ها و روابط، افراد را برای همکاری و کنش جمعی قادر می سازند (پاتنام). بر این اساس، سرمایه اجتماعی بر پایه درجه بالای اعتماد بین شخصی، ارزشمندی اعتماد نهاد های عمومی و سیاسی است که قواعد حقوقی را ایجاد می کنند و مبادلات را شفاف می سازند.

دو دسته مشکل در آشتی دادن این دو مفهوم سرمایه اجتماعی وجود دارد: یکی مربوط به اقتصاد دانان است که تمایل دارند عوامل مختلف در رشد اقتصادی و رفاه ملل را شناسایی کنند واغلب تفسیرهای پاتنام درباره سرمایه اجتماعی را ترجیح می دهند در حالی که جامعه شناسان تلاش برای تبیین باز تولید نابرابری را ترجیح می دهند.

تعریف پیشنهادی برای سرمایه اجتماعی:

*شبکه روابط متقابل بین عامل های درون یک اقتصاد

*سرمایه اجتماعی در آغاز فرآیند هایی است که سبب تولید محصولاتی می شود که حاصل کنشهای اجتماعی است می شوند. بنابر این سرمایه اجتماعی از کنشهای اجتماعی و شامل آن دسته ای است که یا خود با دوام هستند یا روی آنهایی که با دوام هستند اثر دارند.

*هنجارهای غیر رسمی که موجب رشد همکاری بین دو فرد و یا بیشتر می شود.

*سرمایه اجتماعی فردی به عنوان ویژگی های اجتماعی فرد: شامل مهارت های اجتماعی، جذبه و غیره او را قادر می سازد تا از طریق کنش با دیگران به منافعی در بازار و غیر بازار دست یابد.

*مطابق تعریف پاتنام گروه هایی که در عادات افرادشان همکاری و انسجام و سرزندگی تزریق می کنند و طبق نظر اولسونیان گروه هایی که ائتلاف های توزیعی تشکیل می دهند.

*کمیت و کیفیت معاشرت در زندگی و هنجارهای اجتماعی مرتبط باآن.

*اشکال سازمان اجتماعی از قبیل شبکه ها،هنجارها و اعتماد که هماهنگی و همکاری برای منافع متقابل را تسهیل می کند.

*سرمایه اجتماعی ساختاری،شامل نقشه ها، قواعد، رویه ها و سنت ها به عنوان شبکه های اجتماعی است که سبب ایجاد الگوهای جاری کنش های اجتماعی می شوند. سرمایه اجتماعی شناختی، شامل هنجار ها، ارزشها،نگرش ها و باور هایی است که مردم را راغب به همکاری می کنند.

تأثیر سرمایه اجتماعی روی مشارکت:

قاعدتاً مجموعه هایی مثل شورای شهرآنچه که می تواند مردم را در فعالیت های اجتماعی به صورت منسجم وسازمان یافته هدایت کند ایجاد سرمایه اجتماعی است. در بحث سرمایه اجتماعی هدف کلی در واقع توانمند ساختن و فعلیت بخشیدن به توان مردم در قالب تشکل ها و شبکه فعالیت های اجتماعی است، به طوری که از طریق آن علاوه بر اینکه زمینه ای فراهم می شود که تک تک مردم به احساس همکاری و مشارکت برسند، مشارکتی که جنبه بالفعل نیزداشته باشد.

راهکار دستیابی به سرمایه اجتماعی:

در یکی از تعاریف، همکاری اعضا برای رسیدن به منافع مشترک سرمایه اجتماعی بود. بر اساس این تعریف به نظر من اگر بتوانیم حس همکاری را در اعضا تقویت کنیم اما در عین حال بتوانیم عملکرد هر یک از افراد را به طور جداگانه بررسی کنیم و در صورت انجام درست وظایفشان تشویقشان کنیم و در غیر این صورت مزایا و حقوقشان را کم کنیم. این باعث می شود که بدانند حقوق و مزایای خوب در گرو انجام درست وظایف محول شده به آنهاست و مطمئن شوند که در صورت انجام درست وظایفشان از آنها حمایت می کنیم و از این طریق اعتماد و مشارکت نیز ایجاد می شود و سرمایه اجتماعی نیز در آن سازمان تقویت شده و به منافع مشترک دست می یابیم و اگر در جامعه و بین نهادها و تشکل های اجتماعی نیز سیاست هایی مشابه این اجرا شود سبب افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه می شود.

راهکارهای ارائه شده برای دست یابی به سرمایه اجتماعی مطلوب:

در این خصوص باید اعتماد نیروهای مردمی را جلب کردو با تقویت تشکل های مردمی راه را برای بروز و حفظ سرمایه اجتماعی ایجاد کرد. یکی از عوامل تأثیر گذار بر تحقق مشارکت اجتماعی رسانه ها هستند و همچنین اعتلای فرهنگ مشارکت برایند سه عامل فعالیت نهاد های اجتماعی، رسانه ها، مردم و تشکل های مردمی است.

جنبه منفعت اقتصادی سرمایه اجتماعی:

وظیفه اقتصادی سرمایه اجتماعی کاهش هزینه های معاملاتی است که با مکانیسم های هماهنگی رسمی مثل قراردادها، سلسله مراتب، قوانین بوروکراسی و موارد متشابه مربوط هستند. حقیقت موضوع این است که هماهنگ کردن فعالیت ها بر اساس هنجار های غیر رسمی به عنوان بخش مهمی از اقتصاد مدرن پایدار می ماند و این مسئله به دلیل ماهیت پیچیده فعالیت های اقتصادی و فناوری پیچیده است. تعدادی از مطالعات تجربی پیشنهاد می کند که فناوری پیشرفته تحقیق و توسعه اغلب به مبادله غیر رسمی حق مالکیت عقلایی وابسته است، زیرا مبادله رسمی مستلزم افزایش هزینه های معاملاتی بیش از حد است و سرعت مبادلات را کم می کند. حتی در محیط های با فناوری پیشرفته پایین، سرمایه اجتماعی اغلب به کارایی بیشتری نسبت به تکنیک های هماهنگی رسمی منجر می شود.

جنبه منفعت عمومی سرمایه اجتماعی:

سرمایه اجتماعی ویژگیهای معینی دارد که آنرا از کالاهای خصوصی تقسیم پذیر و انتقال پذیر(که در نظریه اقتصادی نئو کلاسیک بحث شده است)متمایز می سازد. یکی از این ویژگیها که لوری[8] (1987) درباره آن بحث کرده، انتقال نا پذیری عملی آن است. اگر چه این سرمایه،منبعی است که ارزش استفاده دارد به آسانی مبادله نمی شود. سرمایه اجتماعی دارایی شخصی هیچ یک از افرادی نیست که از آن سود می برند. تفاوت دیگر از جنبه منفعت عمومی سرمایه اجتماعی ازمقایسه آن با سرمایه فیزیکی است. سرمایه فیزیکی معمولاً کالایی خصوصی دارای حقوق مالکیت شخصی است و به سرمایه گذار امکان بدست آوردن منافعی که سرمایه اش تولید می کند را می دهد. بنابر این انگیزه سرمایه گذاری در سرمایه فیزیکی کاهش نمی

یابد(کلمن،1377،صفحه483).

جنبه منفعت عمومی بیشتر سرمایه اجتماعی به این معناست که سرمایه اجتماعی از جهت کنش هدفمند، در موقعیتی اساساً متفاوت با بیشتر شکلهای دیگر سرمایه است. سرمایه اجتماعی، منبع مهمی برای افراد است و می تواند بر توانایی کنش آنها و کیفیت مشهود زندگیشان بسیار تأثیر گذارد.

نحوه ایجاد،حفظ و نابودی سرمایه اجتماعی:

اقتصاد سرمایه داری جدید، برای سرمایه اجتماعی تقاضای مداومی را بوجود می آورد. به مسئله ذخیره (سرمایه اجتماعی)در دو سطح پاسخ داده می شود؛ یکی سطح مربوط به واحد های انفرادی و سطح دیگر در جامعه به عنوان یک کل است. در مورد واحد های انفرادی، سرمایه اجتماعی را می توان از طریق سرمایه گذاری مستقیم درآموزش و پرورش و کارآموزی در زمینه مهارتهای تعاونی ایجاد کرد(شاین[9]،1988،صفحه 69). اما بسیاری از مهمترین شبکه های اعتماد و هنجارهای اجتماعی برای شرکت فردی ریشه دار در رفتار های اجتماعی جامعه پیرامون خود، کاملاً برون زاد خواهد بود. فراهم ساختن و تدارک سرمایه اجتماعی توسط مجموعه ای از نهاد هایی که تقریباً به وسعت و گستردگی خود جامعه هستند، انجام می پذیرد. اکثر این نهاد ها با اقتصاد بازار کاملاً بیگانه هستند. بودجه برخی از این نهاد هارا مردم با پرداخت مالیات تأمین کنند، برخی دیگر مانند خانواده ها یا انجمن های خیریه از طریق تولیدات فرعی فعالیت های دیگر سرمایه اجتماعی را تولید می کنند. چنانچه جیمز کلمن خاطر نشان ساخته است: سرمایه اجتماعی مانند بسیاری از اشکال دیگر سرمایه انسانی یک منفعت عمومی است و بنابراین بازار های رقابتی به طور منظم برای آن سرمایه گذاری می کنند(فوکویاما،1379،صفحه 89).

1)فروبستگی: اثر فرو بستگی با در نظر گرفتن سیستم والدین و کودکان در اجتماعی که مجموعه ای از انتظارات و تعهدات، بزرگسالان را به هم پیوند می دهد، هر بزرگسال از حساب مشترک خود با دیگر بزرگسالان برای کمک به نظارت و کنترل فرزندانش استفاده می کند.

2)ثبات: عامل دومی که بر ایجاد و نابودی سرمایه اجتماعی تأثیر می گذارد ثبات ساختار اجتماعی است. هر شکل سرمایه اجتماعی به استثنای شکلی که از سازمان های رسمی مبتنی بر مشاغل نشأت می گیرد، به ثبات وابسته است. در هم گسیختگی سازمان و روابط اجتماعی برای سرمایه اجتماعی بسیار ویرانگر است. اختراع اجتماعی سازمان هایی که به جای افراد، مشاغل، عناصر ساختار را تشکیل می دهند شکلی از سرمایه اجتماعی فراهم کرده است که می تواند ثبات را در برابر بی ثباتی افراد حفظ کند. در مواردی که افراد صرفاً اشغال کنندگان مشاغل هستند، تنها عملکرد شاغلان، نه ساختار، با تحرک افراد دچار اختلال می شود. اما برای هر شکل دیگر سرمایه اجتماعی، تحرک فردی، کنش باالقوه ای را بوجود می آورد که نابود کننده خود ساختار و سرمایه اجتماعی وابسته به آن خواهد بود(فوکویاما،صفحه490).

3)ایدئولوژی: عامل سومی که بر ایجاد و نابودی سرمایه اجتماعی تأثیر می گذارد ایدئولوژی است که می تواند با تحمیل این خواست به فرد که به سود چیزی یا کسی غیر از خودش عمل کند، سرمایه اجتماعی بوجود آورد. این امر در اثراتی آشکار است که ایدئولوژی مذهبی در وادار کردن افراد به توجه به منافع دیگران دارد. ایدئولوژی خود بسند گی یا یک ایدئولوژی که بر رابطه جداگانه و مستقل هر فرد با خداوند تأکید می کند، که عمدتاً اساس آیین پروتستان را تشکیل می دهد، می تواند از ایجاد سرمایه اجتماعی جلوگیری کند(فوکویاما،صفحه 491).

4)عوامل دیگر: اگر چه عوامل گوناگون دیگری وجود دارد که بر ایجاد و نابودی سرمایه اجتماعی تأثیر می گذارد تنها یک دسته بزرگ آنها مهم است و آن دسته ای از عواملی است که افراد را کمتر به یکدیگر وابسته می کند. رفاه و فراوانی عامل مهمی در این دسته است. منابع رسمی حمایت در زمان نیاز (انواع گوناگون کمک دولت) عامل دیگری است. حضور اینعوامل گوناگون اجازه می دهد که هر سرمایه اجتماعی که بوجود آمده است مستهلک گردیده و تجدید نشود. زیرا به رغم جنبه منفعت عمومی سرمایه اجتماعی، هر چه بیشتر افراد از یکدیگر در خواست کمک کنند، مقدار سرمایه اجتماعی که ایجاد می شود بیشتر خواهد بود. هنگامی که بدلیل رفاه و فراوانی، کمک دولت، یا عامل دیگری، افراد کمتر به یکدیگر نیاز داشته باشند، سرمایه اجتماعی کمتری نیز ایجادمی شود. سرانجام یاد آوری این نکته سودمند است که سرمایه اجتماعی یکی از شکلهای سرمایه است که با گذشت زمان مستهلک می شود. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی اگر تجدید نشود مستهلک می گردد. (فوکویاما، صفحه 491).

تفاوت سرمایه اجتماعی با سایر سرمایه ها:

سرمایه اجتماعی هنگامی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون می شود که کنش را تسهیل می کند. سرمایه فیزیکی کاملأ ملموس است و به صورت مادی قابل مشاهده بوده و تجسم یافته است. سرمایه انسانی کمتر ملموس است و در مهارت ها و دانشی که فردی کسب کرده است، تجسم می یابد. سرمایه اجتماعی کمتر از این ها ملموس است، چون در روابط متقابل میان کنش گران متجلی می شود. بدین ترتیب می توان دریافت که سرمایه اجتماعی دارای خصوصیات ویژه ای است که سبب اختلاف مفهومی این سرمایه با سایر سرمایه های شناخته شده می شود. از تفاوت های عمده سرمایه اجتماعی با سایر سرمایه ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-برخلاف سرمایه فیزیکی که استفاده از آن موجب استهلاک و کاهش ارزش آن سرمایه می شود، استفاده از سرمایه اجتماعی(مانند سرمایه انسانی) موجب انباشت روز افزون آن خواهد شد(وستلاند[10]،2006).

2-برای آنکه سرمایه اجتماعی ایجاد و یا فعال شود باید حداقل دو فرد در جامعه وجود داشته باشند. بنابر این بر خلاف سرمایه انسانی که بر عاملیت فردی تأکید دارد، سرمایه اجتماعی بر شبکه ها و روابط بین آنها متکی است. در حالیکه سایر اشکال سرمایه حتی در یک جامعه تک نفری، اثرات خلاقانه خود را به صورت باالقوه دارا می باشد(کلمن،1990،شولر،1996).

3- سرمایه انسانی فرض را بر منطق اقتصادی و شفاف بودن اطلاعات قرار می دهد، در حالیکه سرمایه اجتماعی ارزیابی خود را از دیدگاه ارزش ها و هنجارها یی می نگرد که به طور اجتماعی شکل گرفته اند(شولر[11]،1996).

4- سرمایه انسانی بازده را بر اساس درآمد فرد و یا سطوح بهره وری اندازه گیری می کند، در حالی که سرمایه اجتماعی بازده را بر اساس کیفیت زندگی مورد سنجش قرار می دهد(شولر،1996).

5- الگوی سرمایه انسانی رویکردی مستقیم و خطی دارد که سرمایه گذاری در زمان و یا با پول انجام می شود وسود اقتصادی هم مستقیم به دست می آید. سرمایه اجتماعی خیلی کم به رویکرد خطی و مستقیم توجه دارد، بلکه بیشتر نوعی پراکنده و کمی هم ابهام آمیز به نظر می رسد. تفاوت الگوی سرمایه انسانی و الگوی سرمایه اجتماعی را می توان به تمایز بین آموزش، مثلأ یک مهارت که نتایج و عواید زودرس دارد و تحصیلات که گسترده تر است و نتایج غیر مستقیم ولی گوناگون می تواند داشته باشد، تشبیه کرد(فیلد1و همکاران،2001).

چرا سرمایه اجتماعی سرمایه است؟

از نظر اقتصادی لازمه سرمایه بودن یک مفهوم خصوصیت انباره بودن ویا به عبارتی انباشته شدن آن است. به این معنا که انباشته شدن برخی از روانه ها (مانند تولید) انباره را ایجاد می کند که این انباره، سرمایه نام دارد. در کوتاه مدت این انباره غالباً برون زا و از پیش تعیین تعیین شده می باشد. همچنین سرمایه می تواند مستهلک شود و یا حتی از بین برود. علاوه بر این، سرمایه ها به دلیل تغییر سلایق افراد جامعه و یا پیشرفت تکنولوژی از رده خارج می شوند. این خصوصیت در مورد سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی صادق است.

مشاهدات نشان می دهد که سرمایه اجتماعی نیز مانند سایر انواع سرمایه ها، انباشته و یا مستهلک می شود و یا حتی از بین می رود(وستلاند،2006). انباره سرمایه اجتماعی با تغییر بلند مدت در تعداد تعاملات اجتماعی، افزایش خواهد یافت. به عنوان مثال در یک روستا با کاهش فاصله مکانی خانوارها، تعاملات اجتماعی بین آنها افزایش یافته و تشکیل سرمایه اجتماعی تسهیل می شود. اما نکته مبهم در مورد سرمایه اجتماعی تولید شدن آن است. سرمایه فیزیکی از طریق سرمایه گذاری ایجاد و تولید می شود و فرآیند تولید آن نیز کاملاً عینی و محسوس است. سرمایه انسانی نیز در یک اقتصاد توسط آموزش های ضمنی و یا حتی صریح تولید می شود. اما به ندرت دیده شده است که سرمایه اجتماعی به صورت برنامه ریزی شده تولید شود،بلکه اغلب آثار خارجی سایر فعالیت ها یی که به مقاصد و منظور های دیگر انجام می گیرند، طبقه بندی می شود. لازم به ذکر است که ساخت تئوری در سرمایه اجتماعی با ساخت تئوری در سرمایه اقتصادی به مفهوم کلاسیک آن متفاوت است. زیرا در سرمایه اقتصادی، بر ارزش افزوده ناشی از سرمایه گذاری مادی کار کارگران تأکید می شود، در حالیکه در سرمایه اجتماعی، بر ارزش افزوده ناشی از سرمایه گذاری در روابط اجتماعی تأکید می گردد. در ساخت تئوری سرمایه اجتماعی، فرض اساسی بر وجود سرمایه گذاری در روابط اجتماعی است که این امر افزایش تعهد و مسئولیت اجتماعی افراد و کنش گران را به دنبال دارد.سود حاصله از سرمایه گذاری در روابط اجتماعی سبب تسهیل در کنش های اجتماعی افراد خواهد شد(لین[12]،2000). اما از نظر اقتصادی، مفهوم سرمایه اجتماعی بسیار به سرمایه نزدیک بوده و حتی بسیاری از شاخصه های سرمایه را از دید اقتصاد دارا می باشد(ناریان و پریشت،1996؛رابینسون[13] وهمکاران،2002). قابلیت تبدیل، یکی از ویژگی های کالاهای سرمایه ای است که می توانند از یک نهاده تبدیل به ستاده و یا بر عکس شوند. در این حالت خدمات ارائه شده توسط کالاهای سرمایه ای به نهاد های دیگر مورد استفاده نیز، بستگی خواهد داشت. سرمایه اجتماعی همچنین می تواند با نهاده ها یدیگر ترکیب شده و از نیاز های اساسی انسان را برطرف کند. البته این سرمایه کمتر به طور مستقیم به حالت نقدی تبدیل می شود ولی اثر تسهیل در مبادلات(چسبنده) را دارا بوده و اثر مثبت در شکل گیری سایر سرمایه ها خواهد داشت.(اسمارت[14]، 1993؛ آنهیر، گرهاردزورومو[15]، 1995)

نقش دولت در ایجاد سرمایه اجتماعی:

عامل تعیین کننده توسعه، به رغم تجربه های متفاوت، کارآمد بودن دولت است. وجود دولت کارآمد برای فراهم آوردن و خدماتی(مقررات و نهادهایی) که به بازار اجازه رشد و شکوفایی دهد و مردم را به سوی زندگی سالمتر و سعادتمندتر سوق دهد، حیاتی است. دولت در فرآیند توسعه اجتماعی و اقتصادی نقش محوری دارد، با این حال نه به عنوان فراهم کننده مستقیم رشد بلکه به عنوان یک شریک، عامل تسریع و تسهیل کننده در روند توسعه است(بانک جهانی،1378،صفحه 2). مهمترین اقداماتی نیز که توسط دولت ها می تواند برای تقویت سرمایه اجتماعی انجام شود عبارتند از تشویق و تقویت تشکیل نهاد های مدنی؛ تقویت و غنی سازی آموزش های عمومی، تأمین امنیت شهروندان در جهت حضور داوطلبانه در نهاد های اجتماعی، پرهیز از تصدی گری بخش های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و واگذاری فعالیت های مربوطه به نهادهای مردمی برای جلب مشارکت آنها در فعالیتها و زمینه سازی ایجاد و تقویت نهادهای اجتماعی و شبکه های اعتماد بین آحاد مختلف مردم(فوکویاما، 1999، صفحه40).

یکی از مهمترین فرآیند های موجود در جوامع برای ایجاد سرمایه اجتماعی، آموزش در تمام سطوح است زیرا مؤلفه های فرهنگی متأثر از عملکرد نظام های آموزشی و تربیتی هستند. در سطح سازمانی نیز دوره های آموزشی کارکنان می توانند بستر مناسبی برای تقویت سرمایه اجتماعی باشد. شاید مهمترین بعد کیفیت در بخش دولتی، رفتار مناسب و عادلانه با ارباب رجوع آنها باشد. یکی ازعوامل نابودی سرمایه اجتماعی رفتار نا عادلانه با مردم توسط سازمان های دولتی است. برای ایجاد سرمایه اجتماعی کارگزاران بخش دولتی بایدنوعی رفتار توأم با عدالت را با دیگران بر قرار سازند. از این رو بایستی در انتخاب کارمندان دقت ویژه کرد و آنهایی را بر گزید که دارای خصوصیات بارز اخلاقی باشند که اعمال این کار موجب تقویت این ویژگی ها در افراد مراجعه کننده(حتی فقط در محیط کار) شده و خود سبب ایجاد سرمایه اجتماعی توسط سازمانهای دولتی می شود.

نگرشی بر دیدگاه ها و مسائل توسعه اقتصادی:

در طول سال های دهه های 1950و1960 برداشت عمده از توسعه اقتصادی همان رشد اقتصادی و افزایش سریع تولید ناخالص داخلی بود. همه کشور ها مخصوصاً کشورهای توسعه نیافته علاوه برتحول سریع اجتماعی به رشد اقتصادی نیز محتاجند. بدلیل اهمیت نقش رشد اقتصادی در مفهوم توسعه ابتدا مفهوم رشد اقتصادی و عوامل مؤثر بر آن را بررسی کنیم.

رشداقتصادی: رشد مترادف با واژه growth است یعنی همان افزایش کمی یک متغیر در طول زمان.

رشد اقتصادی مستمر یکی از شاخصهای مم توسعه محسوب می شود. اگر اقتصاد پیوسته رشد یابد مفهوم آن بالا رفتن سطح زندگی مردم است. همچنین اگر سیاست اقتصادی جامعه چنان باشد که با افزایش تولیدات توزیع درآمد هم بهبود یابد در این صورت فقر هم در جامعه کاهش می یابد. در چهار قرن گذشته هلند با رشد سالانهGDP از رشدی معادل 2/0درصد در سال برخوردار بوده است پس از سال 1890 آمریکا با رشد سالانه2/2درصد از لحاظ رشدGDP سرانه در سال های1989-1890 در ردیف اول قرار داشته است.

البته باید توجه داشت که تنها در نظر گرفتن درصد رشد،ماهیت اقتصاد کشور ها را نشان نمی دهد. مثلاً در سال 2000، GDP سرانه کشور های (OECD)با درآمد بالا برابر27.848دلار و در کشور های در حال توسعه 3783دلار(PPP)بود و این یعنی اگر روند 25سال آخر قرن بیستم ادامه یابد فاصله درآمدی کشور های در حال توسعه با کشور های توسعه یافته کاهش یافته و از عقب ماندگی فاصله می گیرند.

عامل مهم و اصلی رشد اقتصادی در یک کشور عبارت است از:

1)تراکم سرمایه 2)رشد جمعیت 3)پیشرفت تکنولوژیکی

تراکم سرمایه: تراکم سرمایه در بر گیرنده تمامی سرمایه گذاری های انجام گرفته در وسایل و تجهیزات زمین و نیروی انسانی است. سرمایه گذاری های انجام گرفته در یک کشور موجب افزایش ظرفیت تولیدی کشور می شود. بعضی سرمایه گذاری ها جنبه زیر بنایی یا زیر ساختی دارند و بعضی دیگر مستقیماًمولد هستند. از سرمایه گذاری نوع اول می توان به آب و برق و راههاو…واز سرمایه گذاری نوع دوم می توان کارخانه و ماشین آلات را نام برد. سرمایه گذاری در امور زیر بنایی به افزایش سرمایه گذاری در فعالیت های تولیدی می انجامد. البته بعضی سرمایه گذاری ها آشکار نیستند ولی در افزایش تراکم سرمایه مؤثرند.سرمایه گذاری برای بهبود و توسعه توانایی انسان های یک جامعه نه تنها باعث افزایش بهره وری و در نتیجه افزایش تولید ملی می گردد بلکه بعد انسانی توسعه اقتصادی یک کشور را بیشتر می کند.

رشد جمعیت: از آنجا که رشد جمعیت به طور طبیعی موجب افزایش نیروی کار می شود عامل رشد اقتصادی شناخته شده است.در نظریات کلاسیکها جمعیت به سبب ایجاد و گسترش تقاضا عامل پیشرفت ورشد تلقی می شد. امروزه به علت وجود مازاد نیروی کار در اقتصاد های توسعه نیافته در اینکه رشد جمعیت باعث رشد اقتصادی می شود تردید وجود دارد.اما قدرت نظام اقتصادی یک کشور در جذب نیروی کار و به کار گیری آنها در مشاغل تولیدی می تواند موجب افزایش تولید ملی کشور شود.بنابراین میزان هماهنگی بین رشد امکانات مادی و تراکم سرمایه با رشد جمعیت در نحوه تأثیر رشد جمعیت بر رشد اقتصادی مؤثر است.

پیشرفت تکنولوژیکی: پیشرفت تکنولوژیکی به ما امکان می دهد که از منابع تولید محدود بهره برداری بیشتری کنیم.پیشرفت تکنولوژیکی در فراگرد رشد اقتصادی نقش تعیین کننده ای دارد. بر اساس نظریات جدید رشد یک نرخ رشد متعادل در دراز مدت تابعی از نرخ پیشرفت تکنیکی است. تکنولوژی دانشی ارائه می دهد که باید توانایی و قابلیت تبدیل منابع به محصول قابل مصرف با هزینه های رقابتی را داشته باشد

بر اساس برداشتها از نظریات مارشال عوامل تعیین کننده رشد اقتصادی به سه دسته قابل تقسیم هستند:

1)عوامل تعیین کننده بنیانی و بلندمدت

2)عوامل مهم: الف)توان پس اندازکه خود به امنیت و نهاد ها ومؤسسات تشویق کننده پس انداز نیاز مند است.توزیع درآمد نیز از عوامل مؤثر در پس انداز است. ب)بهبود تولید همراه تولید انبوه وغیره.

3)عوامل کم اهمیت از نظر مارشال تأثیر ضعیفی بر رشد اقتصادی دارندوچهار عامل هستند:

1)وجود طبقه متوسط درآمدی 2)دولت کارا و غیر فاسد 3)آموزش و تعلیم و تربیت

4)قیمت ها: که افزایش آنها عامل کندی رشد اقتصادی تلقی می شوند اما مارشال رشد تدریجی و ملایم قیمت ها را برای توسعه ضروری می داند.

نتیجه تمامی مدلهای رشد که بر پایه مدل هارود-دومارشکل گرفته اند این است که با افزایش میزان پس انداز رشد اقتصادی نیز افزایش می یابد و همچنین سرمایه شرط لازم رشد و توسعه اقتصادی است اما شرط کافی نیست.

تعاریف و دیدگاه های علمای اقتصاد در مورد توسعه اقتصادی:

توسعه فرآیندی چند بعدی و در بر گیرنده مجموعه ای از اهداف است. توسعه در بر گیرنده ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به معنای وسیع آنها می باشد و بهبود ابعاد مرتبط به هم. مایر[16] می گوید:((توسعه اقتصادی هدف نیست بلکه وسیله ای است برای چیره شدن بر فقر و بهبود شرایط اجتماعی)). وی همچنین می گوید می توان گفت که اگر درآمد واقعی سرانه افزایش نیابد و فقر از بین نرود توسعه اقتصادی بوجود نیامده است. برای توسعه اقتصادی چند محور کلیدی و عمده را نیز می توان از بین تعاریف ذکر شده استخراج کرد که عبارتند از:1 )توسعه اقتصادی صرفاً یک تحول اقتصادی نیست بلکه همراه با سایر است. 2)وجود رشد اقتصادی و افزایش درآمد سرانه واقعی جامعه 3)استمرار رشد تولید. 4)رشد و توسعه اقتصادی خود هدف نیست بلکه وسیله ای است برای چیره شدن بر فقر و موانع تکامل انسان ها. مهم ترین بحث در توسعه اقتصادی توجه به ابعاد انسانی توسعه است که متأسفانه این بعد مهم مورد غفلت قرار گرفته است. همچنین توسعه اقتصادی علاوه بر سرمایه نیاز به عوامل تکمیلی دیگر دارد که بدون تحول عظیم ساختاری در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تداوم آن ممکن نخواهد بود.

معیارهای توسعه اقتصادی زمینه ای برای ایجاد سرمایه اجتماعی:

معمولاً نویسندگان مختلف شاخص های زیر را به عنوان معیارهایی از توسعه و اهداف کشورهای در حال توسعه بر می شمارند:

الف)کافی بودن درآمد خانوارها ب)اشتغال کافی برای سرپرستان خانوارها ج)افزایش دسترسی افراد به آموزش و ازدیاد نرخ با سوادی در جامعه و افزایش غرور ملی. د)برخورداری عموم افراد جامعه از امکان و فرصت مشارکت در اداره جامعه و حکومت. ه)استقلال ملی.

بالا بودن سطح درآمد برای بالا بودن سطح زندگی در جامعه شرط لازم است اگر درآمد جامعه ای بالا ولی توزیع آن نامتعادل باشد در این صورت بسیاری از مردم جامعه ممکن است در فقر به سر برند. از بررسی توأمان GNP،GNP سرانه و توزیع درآمد در بین کشورهای جهان می توان نتیجه گرفت که در کشورهای توسعه یافته هم GNPسرانه بالاست وهم توزیع آن نسبتاً بهتر اما در کشور های توسعه نیافته هم سطح درآمد ها و هم توزیع آن پایین است. حاصل این وضع گسترش فقر در کشورهای توسعه نیافته است.

رشد جمعیت به طور کلی زمانی ثأثیر مثبت بر اقتصاد دارد که ساختار اقتصادی بتواند از مزیت نیروی کار مازاد استفاده کند. مانند همان فرآیندی که در جریان صنعتی شدن کشورهای پیشرفته در قرن 19 رخ داد و در همین زمینه نظریه هایی از جمله نظریه لایبنشتاین و نظریه مالتوس نیز وجود دارد و خیلی از معیار های توسعه با سرمایه اجتماعی مشترک است و می توان از طریق افزایش اشتغال و بر انکیختن خلاقیت افراد وجلب اعتمادشان سرمایه اجتماعی را نیز ایجاد کرد.

تفاوت میان رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی:

سرمایه شرط لازم رشد و توسعه اقتصادی است ولی شرط کافی نیست. ممکن است در کشوری تولید ناخالص ملی سرانه که یکی از معیارهای رشد اقتصادی است افزایش پیدا کرده باشد با این وجود نابرابری درآمدها بیشتر شده باشد فقرا فقیر تر شده باشند و سایر اهداف توسعه بدتر شده باشند. امکان دارد جامعه ای توسعه داشته باشد اما در کوتاه مدت (نه در بلند مدت)رشد اقتصادی منفی داشته باشد. با این وجود تفاوت علمی بین رشد و توسعه وجود دارد زیرا توسعه همیشه و در همه جا دربرگیرنده یک ارتباط متقابل و دیالکتیک میان تغییرات کمی و کیفی، انقلاب و تکامل است و حتی اگر یک رشد صرفاً کمی و مقداری در جای خاصی در زمان معینی در چارچوب ساختار یا سیستم موجود انجام شود نه فقط نتیجه تغییرات کیفی قبلی است بلکه بدون تردید راه جدیدی را برای توسعه باز می کند. شناخت این مسئله که رشد اقتصادی به طور خودکار بدون بهبود در شرایط کیفی زندگی افراد جامعه منجر به تحقق اهداف معین و وسیعتر توسعه نمی شود قدم مهمی در تکامل علم توسعه اقتصادی در دوره پس از جنگ جهانی دوم بوده است. با وجود تعاریف مجرد و آرمان گرایانه از توسعه که در ادبیات توسعه اقتصادی عمومیت پیدا کرده است مشکلات نظری را بوجود آورده است که به طور خلاصه می توان گفت: گویا کشورهای توسعه یافته امروزی تا حدودی بر مسائل و مشکلات توسعه غلبه پیدا کرده اند زیرا هنوز بیکاری، نابرابری، محرومیت و انواع مختلفی از عدم تعادل ساختاری به وضوح در بسیاری از کشورهای توسعه یافته سرمایه داری وجود دارد ریشه در ساختار اقتصادی و اجتماعی آن کشورها دارد که با توسعه حل نشده اند. همچنین توسعه فرآیندی غامض و متضاد است. فرآیندی است توأم با بحران ها و دردها و مشکلات به مانند زایش و تولد یک نوزاد که در عین حال برای آینده امیدهایی را محقق می سازد یعنی توسعه جریانی دیالکتیکی است که در آن هر تغییری در اقتصاد به همراه خود مشکلات و تعدیل های جدیدی را بوجود می آورد.توسعه چیزی نیست که حکومتها از بالا بخواهند بلکه چیزی است که در درون جامعه باید بجوشد و نمو کند.

ارتباط رشد اقتصادی و سرمایه اجتماعی:

با توجه به مطالب ارائه شده نظر من در مورد رابطه رشد اقتصادی و سرمایه اجتماعی این است که از آنجایی که عوامل تعیین کننده رشد اقتصاذی شامل معیارهایی مانند امنیت، امید به استفاده از آن در آینده، توزیع درآمد برای جلوگیری از فقر،بهبود حمل و نقل و گسترش مصنوعات است و تمام اینها اگر در جامعه ای کاملاً و با کارایی بالا و بدون وقفه انجام پذیرند باعث می شوند که اعتماد مردم نسبت به دولت و سازمانهای مربوط از نظر اجرای وظایفشان جلب شود و این باعث رشد و تقویت شبکه های مردمی و بروز استعدادها و خلاقیتهای افراد و خوب انجام دادن وظایفشان و همچنین افزایش سرمایه اجتماعی می شود. به این ترتیب زمینه های رشد و توسعه اقتصادی نیز تقویت می شود.

می دانیم سرمایه اجتماعی حاصل ظرفیت هایی است که برای بهبود شرایط اساسی زندگی اجتماعی کفایت می کند پس هر چه شرایط زندگی اجتماعی مردم بهبود یابد این سرمایه نیز زیاد می شود. بخش مهمی از این بهبود تحت تأثیر دولت ها و سیاست هایشان است وآنها با اعمال هر سیاستی روی این مسئله تأثیر می گذارند و باید در تصمیم گیری هایشان به باز خورد نتایج حاصل از آن تصمیم گیری و تأثیر آن بر شرایط زندگی اجتماعی مردم و سرمایه اجتماعی توجه ویژه ای داشته باشند. اگر دولت ها نسبت به آنها بی توجه باشند مردم نیز نسبت به همکاری و تعاون با آنها بی توجهی می کنند. نتیجه این ها کم شدن سرمایه اجتماعی و با توجه به رابطه آن با رشد و توسعه اقتصادی آنها نیز کم می شوند. دولت ها می توانند با ایجاد امنیت، آموزش، جلوگیری از تصدی گری و… سرمایه اجتماعی، رشد و توسعه اقتصادی را نیز زیاد کنند.

نتیجه گیری:

می دانیم سرمایه اجتماعی یکی از مهم ترین سرمایه هاست به طوری که به عموم افراد نیز منفعت می رساند پس به دلیل اهمیتی که سرمایه اجتماعی در زندگی ما دارد باید به دنبال راهکارهایی باشیم که بتوانیم با جلب اعتماد مردم این سرمایه را در کشورمان تقویت کنیم تا از کنار آن به رشد و توسعه اقتصادی نیز دست یابیم. دولت از طرفی می تواند با استخدام نیروی کاری که روابط اجتماعی و اخلاق پسندیده ای دارند و در رفع نیاز های اداری مردم عدالت و حس مسئولیت پذیری را رعایت می کنند و از طرف دیگر خود دولت نیز باید سعی در رفع مشکلات مردم نموده و برنامه ریزی ها و سیاست هایی اتخاذ نماید که باعث رشد و توسعه اقتصادی شود به طوری که مردم آثارش را حس کنند و ببینند و این می تواند سرمایه اجتماعی را در بخش دولتی ایجاد کرده و آنرا توسعه بخشد. سرمایه اجتماعی بستر مناسبی برای بهبود عملکردها و موفقیت در اکثر موارد زندگی است. مدیران و تمام کسانی که باعث ایجاد سرمایه اجتماعی در محیط کار خود شوند راه موفقیت سازمان خود را پیموده اند. امروزه سازمان های دولتی باید مورد قبول جامعه و هنجارها و ارزش های آن ها باشند و اعتبار و اعتماد خود را در جامعه و در بین شهروندان حفظ کنند.امروزه یکی از اصول مدیریت، برنامه ریزی و سیاست گذاری ها باید در جهت حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی باشد تا به این امر مهم آسیبی وارد نشود. با این کار یکی از اهداف سرمایه اجتماعی که جلب اعتماد و حمایت مردم است تحقق می یابد و با توجه به ارتباط سرمایه اجتماعی با رشد و توسعه اقتصادی، آنها نیز در جامعه ایجاد و تقویت می شوند.


منابع: 1)الوانی دکتر سیدمهدی و دکتر علیرضا شیروانی، مقاله سرمایه اجتماعی اصل محوری توسعه

2)دکتر همتی، عبدالناصر، توسعه اقتصادی، انتشارات صداو سیما، تهران، چاپ1376

3)دکتر بهشتی، محمد باقر، توسعه اقتصادی ایران، ناشر دانشگاه تبریز، چاپ اول، سال1383

4)دکتر طاهری، شهنام، توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، انتشارات آروین، تهران، چاپ پنجم، سال1376

5)مقاله ایجاد سرمایه اجتماعی لازمه تحقق مشارکت مردمی است(بدون نام)

6)( علمی زهرا ، سید امیر حسین حسینی، محمود شارع پور)، مقاله سرمایه اجتماعی و چگونگی تأثیر آن بر اقتصاد

7)مجله تحقیقات اقتصادی شماره71،سال1384

8)مقاله سرمایه اجتماعی و حکمرانی شهری

9)فوکویاما، فرانسیس، پایان نظم ترجمه غلامعباس توسلی، تهران، انتشارات جامعه ایرانیان، چاپ اول،1379

10)کلمن، جیمز، بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، انتشارات نشر نی، چاپ اول، سال 1377

11)موسایی، میثم، اقتصاد فرهنگ بررسی اقتصادهای بخش های مختلف فرهنگی، انتشارات آن، چاپ الهادی، چاپ اول، سال1379

12) ساموئلسون پل، نورد هاوس، اصول علم اقتصاد، ترجمه محمد خان، انتشارات علمی فرهنگی، سال1384

13)شریفیان ثانی، مریم(1380)مشارکت شهروندی، حکمرانی شهری ومدیریت شهری، فصلنامه مدیریت شهری شماره8تهران، انتشارات سازمان شهرداری های کشور 14)شریفیان ثانی، مریم(1380)،سرمایه اجتماعی مفاهیم اصلی و چارچوب نظری، فصلنامه علمی پژوهشی مددکاری اجتماعی شماره8تهران، دانشگاه علوم بهزیستی

15)بانک جهانی، 1378 ،صفحه2

16)جاکوب، جین، مرگ و زندگی شهر های بزرگ آمریکایی،1961

17)دکتررنانی، محسن، حسن دلیری، مقاله آیا سرمایه اجتماعی، واقعا سرمایه است؟

  1. عضو هیئت علمی دانشگاه سمنان – دانشکده اقتصاد و مدیریت
  2. -Hani fan
  3. Jacob
  4. Putnam
  5. Coleman
  6. Fukuyama
  7. Bourdieu
  8. Lory
  9. shine
  10. Westlund
  11. Schuller
  12. Lin
  13. Robinson
  14. Smart
  15. Anheier. and‚Gerhard. and Romo.
  16. Meier
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها