خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / شهرسازی / تحلیلی بر نظریه برنامه ریزی وکالتی

تحلیلی بر نظریه برنامه ریزی وکالتی

برنامه ریزی وکالتی

مقدمه: دهه ۱۹۶۰ دهه انتقاد از ارزش ها و روش های موجود و پیشنهاد دیدگاه ها و روش های نو در عرصه های مختلف بود که برنامه ریزی شهری یکی از آن ها بود که برنامه ریزی و برنامه ریزان را در خدمت سرمایه و منافع سرمایه داران تشخیص دادند و از طرفی شکاف و تفاوت میان قومیت ها و طبقه های مختلف جامعه بر وجدان برنامه ریزان تاثیر قابل توجهی گذاشت.در همین دهه بود که سیاهان در جهت آزادی و برابری بیشتر ظهور کردند و گروه های اجتماعی دیگر ) کارگران ، زنان و…( شروع به بیان مطالبات خود کردند. برنامه ریزی وکالتی یا حمایتی در اواسط دهه ۶۰ با هدف حمایت از اقشار محروم و مبارزه با تبعیض شگل گرفت .برنامه ریزان به مشابه وکیل مدافع اقشار محروم عمل میکنند .

پل دیویدف : اصطلاحی بود که نخسین بار توسط پال دیویدوف در مقاله ای در انجمن برنامه ریزان آمریکا به کار برد. او در آغاز مطالعه خود به ضرورت تجدید نظر در دیدگاه های سنتی برنامه ریزی می پردازد. جریان برنامه ریزی وکالتی، با هدف مبارزه با تبعیض نژادی در شهرهای آمریکا و دفاع از مردم فقیر و محرومان در سال ۱۹۶۵ توسط پل دیویدف مطرح گردید شکل گرفت.

برنامه ریزی وکالتی

عوامل متعدد که در نقش مانع تحقق برنامه های وکالتی عمل کرده : ۱.سرمایه داران ۲.مردم معمولی ۳. پروزه ها و طرح های بالا دست ۴. نبود مدافعان پرقدرتی در میان مقامات سیاسی از اقشار کم درآمد

گزاره های اصلی نظریه وکالتی :

۱.موضع سنتی ، برنامه ریزی را فعالیتی فنی میداند و نه سیاسی. ۲ .در جامعه ای که از گروه های هم منفعت متعددی تشکیل شده است تعیین این که چه چیزی منافع عمومی را تامین میکند ، هموارع موضوعی مناقشه آمیز خواهد بود ۳ .این پیشنهاد که برنامه ریزان به عنوان نمایندگان یا وکلای گروه های هم منفعت گوناگون عمل کنند بر مبنای ارزش ضرورت ایجاد یک دموکراسی شهری موثر استوار است ۴ .اگر قرار باشد فرآیند برنامه ریزی تقویت کننده حکومت دموکراتیک شهری باشد ، باید به نحوی عمل کند که شهروندان در برگیرد و نه این که آن ها را کنار بگذارد. ۵ .تکثر گرایی در برنامه ریزی به معنای تهیه برنامه های متعدد برای یک مکان ، یک فعالیت یا یک هدف است ۶.بعد دیگر مسئله نوع سازمان های در گیر در برنامه ریزی وکالتی نقد برنامه ریزی وکالتی : ۱.برنامه ریزان وکالتی در عمل همیشه نماینده واقعی اجتماعات محلی نیستند و مشارکت مردم جنبه نمایشی پیدا میکند و مشاوران کار خود را انجام میدهند و نوعی فریب فقرا است ۲.برنامه ریز وکالتی میان وظیفه وکالت و داوری فنی دچار سردرگمی شود. مشکل این جا است که برنامه ریز نماینده حرفه خودش هم هست ۳.منافع درار مدت گروه های بزرگتری از مردم با منافع اجتماع محلی در تضاد ۴.برنامه ریزان وکالتی با حمایت از اجتماعات فقیر مانع بازتوانی خود آن ها میشوند یا از آن بالاتر این اجتماعات را از کوشش برای ایجاد تغییرات اجتماعی اساسی تر باز می دارند ۵.نبود روش دقیق و عملی برای گزینش از میان طرح هاست.در واقع برنامه ریزی وکالتی تا تهیه طرح حرفی برای گفتن دارد و در مورد سنجش طرح ها پیشنهاد عملی ندارد ۶.برحی منتقدان هم میگویند که تجربه نشان داده است که برنامه ریزان وکالتی اختیار و قدرت کافی برای اجرای طرح های خود ندارند زیرا این طرح ها باید توسط مقامات شهری تصویب شود

کلام آخر : نظریه وکالتی پیشگام نظریه هایی بود که بر اساس مفهوم مشارکت ساخته شدند و یک دهه پیش از رواج این نظریه ها حداقل در عرصه برنامه ریزی شهری کوشید تا به نقد برنامه ریزی سنتی بسنده نکند و راهکار هایی برای نوعی برنامه ریزی کثرت گرا و مردم محور پیش آورد.مطابق نظر بسیاری از طاحب نظران حتی اگر نظریه وکالتی نتوانسته باشد دگرگونی ریشه ای در برنامه ریزی شهری و منطقه ای و محلی به وجود آورد ، حداقل توانست اهمیت نظر مردم را بیشتر کند.

درباره ی a.esmailzadeh

مطلب پیشنهادی

سرمایه اجتماعی اسلامی و توسعه اقتصادی

سرمایه اجتماعی اسلامی و توسعه اقتصادی دکتر رحمان سعادت[۱]، دکتر حمیدمسجدسرایی[۲] چکیده در این تحقیق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *