خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / شهرسازی / برنامه ریزی مشارکتی در شهرسازی

برنامه ریزی مشارکتی در شهرسازی

 چکیده

در دهه ۱۹۶۰میلادی بحران های ناشی از برنامه ریزی سنتی، شکست برنامه های اقتصادی، عدم توجه کافی به محرومان باعث افزایش فقر و نابرابری، عدم مشارکت مردمی در طراحی، اجرا و ارزیابی این طرح هاو … باعث  شد طرح های رایج در این دوره با شکست مواجه شوند برنامه ریزان برای حل این مشکلات به برنامه ریزی مشارکتی روی آورند و در واکنش به نارسایی های این طرح ها مفهوم مشارکت به صورت جدی مورد توجه قرار گرفت.  در برنامه ریزی مشارکتی تاکید بر نقش اجتماعات محلی، مشارکت مردم در تصمیم گیری و مدیریت در زمینه توسعه، عمران و خدمات شهری است. در این نوع برنامه ریزی نقش تمام نیرو های موثر در حیات شهر مورد ارزیابی و توجه قرار می گیرد .  

نتیجه این پژوهش این که برنامه‌ریزی مشارکتی باید شفاف، موثر و قابل اجرا باشد. بخش اصلی فرآیند مشارکتی اطمینان از مشارکت لازم مردم در طرح مشارکت است. به تعبیری هنر اصلی در این نوع برنامه‌ریزی جلب مشارکت مردم به صورت موفق و همچنین ایجاد توافق و همکاری با گروه‌های سیاسی و اجرایی در راستای اجرای طرح است.  برنامه ریزی مشارکتی شفاف نیازمند یک تعریف شفاف،  نیازمند یک تعریف شفاف، عملی و متمرکز و جامع است.برنامه ریزی مشارکتی دارای موانعی از جمله عدم آموزش شهروندی، ترکیب ناهمگون جمعیتی و فرهنگی شهر ها، عدم ارتباط مدیریت شهری با مردم و عدم شکل گیری یا فعالیت موثر نهاد های مدنی است.

مقدمه  

مفهوم  مشارکت به عنوان یک فرایند اجتماعی،جامع، چند جانبه، چند بعدی و چند فرهنگی سعی دارد همه گروه ها مردم را در
همه مراحل توسعه شرکت دهد. از اواخر دهه، ۱۹۵۰ میلادی مفهوم مشارکت و توسعه ی مشارکتی به منزله مفهوم مهمی در مباحث توسعه اقتصادی و به دنبال شکست برنامه های اقتصادی مطرح شد. در آن زمان دو مشکل اساسی در طرح ها توسعه، برنامه ریزان و
سیاست گذاران را به ارزیابی مجدد و بازنگری این قبیل برنامه ها، واداشت. شکست این برنامه در دستیابی به اهداف خود، این زمینه را تقویت کرد که فقدان مشارکت های مردمی در طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه ها یکی از عوامل  ناکامی آن ها را فراهم کرده است. از سوی دیگر، طرح های توسعه  بیش از آن در خدمت فقرا و محرومان باشد، به تشدید نابرابری و
فقر دامن میزند. در واکنش به نارسایی در برنامه ریزی توسعه، مفهوم مشارکت به صورت جدید مورد توجه قرار گرفت و
فرایندهای تقویتکننده مشارکت مردم به عنوان زمینه های اصلی توسعه مطرح شد(شریف زاده، ۱۳۸۸: ۵۹). 

در پژوهش حاضر ابتدا به بیان مفاهیم اولیه مشارکت پرداخته سپس به تشریح  مفهوم برنامه ریزی مشارکتی  می پردازیم و در پایان هم به نتیجه گیری از این مفاهیم می پردازیم.

سیر تکامل نگرش های دموکراتیک و مشارکتی در برنامه ریزی شهری   

سیر تکامل نگرش های دموکراتیک در قالب ۳ نظریه برنامه ریزی جامع، برنامه ریزی وکالتی و برنامه ریزی گام به گام در جدول زیر آورده شده است.

جدول۱: سیر تکامل نگرش های دموکراتیک در برنامه ریزی شهری

نظریهماهیتنکات کلیدی
برنامه ریزی جامعبرنامه ریزی به عنوان عضو اصلی تصمیم گیری-تفکیک ناظر از مشاهدات -برنامه ریز به عنوان ناظری خنثی نسبت به زندگی و امور شهری
برنامه ریزی وکالتیبرنامه ریز به عنوان وکیل منافع اقشار محروم-برنامه ریز به عنوان مسئول کمک به توسعه آتی جامعه -برنامه ریز به عنوان وکیل دولت محلی و دیگر گروه های ذی نفع در فرآیند برنامه ریزی
برنامه ریزی گام به گامدر نظر گرفتن تمام عقاید  ذی نفعان در یک فرآیند محافظه کارانه-ایجاد مصالحه بین تقاضا متعارض گروه های مختلف به کمک رقابت، مذاکره و … در دو مقیاس بلند مدت و کوتاه مدت
برنامه ریزی ارتباطی (تمرکز بر تواقف عمومی)تمرکز بر احترام  به جایگاه تمامی افراد-بزرگ ترین مشکل این روش ابهام موجود در بعدد سیاسی و عدم وجود اطلاعات و قضاوت های کارآمد -تکیه بر بفهم متقابل و توافق عمومی به جای موفقیت های مبتنی بر منافع شخصی
برنامه ریزی  ارتباطی (مدیریت تعارضات)  حل مسئله به واسطه برنامه ریزی کثرت گرا-نقد نظریه ارتباطی گذشته توسط میشل فوکو و تثبیت عامب قدرت نه به عنوان یک تحریف بیرونی بلکه به عنوان عامل اصلی تعیین ادراک فردی و مراودت های ارتباطی

(منبع: براتی و همکاران، ۱۳۹۸: ۸)

شکل گیری مفهوم مشارکت و جایگاه برنامه ریزی مشارکتی

  مشاركت مفهوم جديدي نيست و ريشه هاي آن را ميتوان در دولت شهرهاي يونـان باستان جستجو كرد، اما سابقه تفكرات مشاركت جويانه در حوزه تصميم گيري شهري به منشور (آتن ۱۹۳۳)بر مي گردد(حبیبی و سعیدی رضوانی ، ۱۳۸۴: ۱۶).ولی ظهور عینی مفهوم مشارکت در اواخردهه ۱۹۵۰ میلادی در واکنش به نارسایی های طرح های توسعه شهری آن زمان مطرح شد.

  برنامه ریزی مشارکتی پیشنهادی است برای نهادینه کردن حضور شهروندان در تصمیم گیری های شهری که با کمک خواستن از شهروندان برای اجرای طرح های شهری و دخالت دادن آن ها در تصمیم گیری جایگزین برنامه ریزی متمرکز شده است. که حضور شهروندان در عرصه تصمیم گیری و نزدیکی و هماهنگی آن ها با مسئولان و متخصصان، باعث می شود که هر چه سریع تر به خواسته ها و نیاز هایشان مطابق با شرایط زندگی و ویژگی های اقتصادی، اجتماعی از طریق فرآیند شهرسازی مشارکتی دست یابند. جوهره مفهوم مشارکت در شهرسازی، خلق فضا های هر چه مطلوب تر و پایدار برای ساکنین محلی است.(مشهدی زاده دهاقانی، ۱۳۸۵: ۴۰).

  برنامه ریزی مشارکتی در چارچوب مفهوم پایه ای مشارکت شکل می گیرد. مشارکت عبارت است از فعالیت های اداری و داوطلبانه ای که از طریق آن اعضای یک جامعه در امور محله، شهر یا روستا خود شرکت می کنند و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن به حیات اجتماعی خود سهیم می شوند. در واقع مشارکت فرآیندی است که در برگیرنده انواع کنش های فردی و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تاثیر گذاران بر تصمیم گیری درباره امور عمومی است. (محسنی تبریزی، ۱۳۷۵: ۵۴).  از نظر بانك جهاني، مشاركت فرايندي است كه از طريـق آن، بهـره وران، كنتـرل خود را بر روند برنامه هاي توسعه و تصميمات و منابعي كه مرتبط با برنامه ريزي است، با هم تقسيم ميكنند(اوست هويي زن، ۱۳۷۷: ۹۷).

 اهداف اصلی مشارکت در فرآیند برنامه عبارتند از:

۱-دخالت شهروندان در فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی و تاثیر حضور آن ها در فرآیند دست یابی به راه حل مسائل

۲-فراهم ساخت زمینه لازم برای حضور مردم در برنامه ریزی و تصمیم گیری به منظور ارتقا سطح طرح ها، تصمیمات، توزیع خدمات و کیفیت عمومی اجتماع.

۳-ارتقا حس همبستگی اجتماعی از طریق گرد هم آوردن طیفی از افراد جامعه که دارای اهداف مشترکی هستند.

۴-ایجاد مشارکت مستقیم و فعال که مشارکت کنندگان با احساس موفقیت نسبت به الگو مشارکت خود مواجه شوند.(انجمن برنامه ریزی آمریکا، ۲۰۰۶: ۴۶).

نظریه های شهرسازی مشارکتی

در نیمه دهه ۱۹۶۰ میلادی نظریه های زیادی در زمینه برنامه ریزی مشارکتی و شهرسازی مشارکتی مطرح شده که در جدول زیر به آن ها اشاره می شود.

۱-جیمز میجلی: دسته بندی مشارکت در چهار دسته شیوه ضد مشارکتی، شیوه ی مشارکت هدایت شده، شیوه مشارکت فزآینده و مشارکت واقعی(ازکیا و غفاری،۱۳۸۳؛ به نقل از هادیان و دانشپور، ۱۳۸۷: ۴).

۲-تئوری مشارکت ارنشتاین: ارنشتاین مشارکت شهروندی را با تعبیر قدرت شهروندی به کار می برد. مدل ارنشتاین قدرت اختصاص یافته به مردم را در قالب نردبان مشارکت نشان می دهد.(رهنما، ۱۳۸۸: ۱۷۲).   

۳-اسکات دیویدسون: سطوح مختلفی از مشارکت را در غالب گردونه مشارکت، بدون این که ترجیحی برای مشارکت کنندگان در نظر بگیرد ارائه می کند.که سطوح چهارگانه مشارکت از نظر دیویدسون عبارتند از: اطلاع رسانی، مشاوره، مشارکت و توانمند سازی.(شریفیان، ۱۳۸۰: ۴۷).   

۴-دیوید دریکسل: دسته بندی مشارکت در ۲ دسته مشارکت(مشاوره، بسیج اجتماعی، مسئولیت پذیری مردم و سهیم شدن در تصمیمات) و عدم مشارکت(دست کاری و تقلب، تزیین و مساوات طلبی نمایشی)  صورت می گیرد.(حبیبی و سعیدی رضوانی، ۱۳۸۴ :۴)

برنامه ریزی مشارکتی

عناصر اصلی  نظریه پایه برنامه ریزی مشارکتی

   اهداف نظریه پایه مشارکتی، نشان دهده وجود آرمان های قوی به منظور اعمال فرآیند برنامه ریزی مشارکتی محلی هستند. بعض از اهداف آن آرمان گرایانه می باشند ولی هدف اصلی اصول نظریه برنامه ریزی مشارکتی کاهش تصدی گری وظایف از حاکمیت مرکزی و تقویت الگوی توسعه مشارکتی است.عناصر اصلی نظریه برنامه ریزی مشارکتی عبارتند از (رفیعیان و هودسنی،  1388: 5):

۱-مشارک گروه های ذی نفع: در صورتی که هدف اصلی دست یابی به توسعه پایدار در مقیاس محلی باشد لازم است همه گروه های ذی نفع به صورت گسترده در فرآیند تصمیم سازی مشارکت کنند.

۲-ارتقا سلامت محلی: یکی از اصل های مهم برای دست یافتن به اهداف پایداری در توسعه حاکمیت محلی است که شامل: حق انتخاب در رابطه با امکانات، خدمات و تسهیلات محلی، توسعه شبکه اجتماعات محلی می شود.

۳-اصل ترکیب و پیوستگی: استقلال نهاد های مشارکت کننده در فرآیند تقویت حاکمیت محلی نباید باعث جدایی آن ها از فضا های پیرامون و نظام کلان برنامه ریزی جامعه شود. بلکه باید میان لایه های عمودی و افقی جامعه برای رسیدن به ارتقا سرزندگی، قدرمندی و بهبود سیستم تحقق پذیری پیوستگی متقابل وجود داشته باشد.

۴-تنوع و قابلیت انطباق: اصل تنوع یعنی توجه به سیستم های انطباق پذیری در الگو های برنامه ریزی مشارکتی است. هم چنینن باید نتایج حاصل از برنامه ریزی مشارکتی با شراسط مختلف و گروه های مختلف اقتصادی و اجتماعی قابلیت انطباق داشته باشند.

فرآیند برنامه ریزی مشارکتی:

   منشا فرآیند برنامه ریزی مشارکتی در چارچوب تقویت حاکمیت محلی در گروه های مختلف(بخش عمومی، بخش خصوصی و …)مشارکت با دیگر گروه های ذی نفع و ذی نفوذ لازم به نظر می رسد.  

مراحل فرآیند برنامه ریزی مشارکت عبارتند از (اجلالی، رفیعیان و عسگری: ۱۳۹۲: ۲۳۹-۲۳۵) :

۱-هدف یابی: مشخص کردن هدف و توجیه پروژه، مشخص کردن گروه های ذی نفع و ذی نفوذ برای مداخله در طرح، پروژه با اهداف و استراتژی های طرح های فرادست هماهنگ است و …

۲-تعیین یک دیدگاه مشترک: یکی از مهم ترین مراحل فرآیند برنامه ریزی مشارکتی است که شامل: مشخص کردن اهداف، دیدگاه ها و نتایج احتمالی، مشخص کردن روش مدیریت و هدایت پروژه، فرآیند ارزیابی و مشورتی پروژه و … است.

۳-شناخت محل: شناخت و بررسی دقیق حوزه محلی قبل از تعیین سیاست ها لازم است.

۴-فکر سازی(تامل): بررسی پیشنهادات ارائه شده قبل از مرحله اجرا لازم است. 

۵-رسیدن به برنامه ریزی مشارکتی: هدف اصلی در این مرحله، ایجاد یک برنامه است تا ارائه طرح. 

۶-وارد عمل شدن: اجرا یکی از بخش های اصلی فرآیند توسعه است که موثر بودن آن به ثبات و پایداری دیدگاه در بلند مدت، توجه به فرصت هایی که در حین فرآیند برنامه ریزی پیش می آید و …

۷-بررسی تجارب مشابه در نقاط دیگر: بررسی تجارب در سه مرحله: ارزیابی اثرات طرح، ارزیابی پایداری نتایج و ارزیابی موثر بودن طرح انجام می شود.

نتیجه گیری:

استفاده از فرآیند مشارکتی فقط یک آرمان زیبا نیست. بلکه می تواند باعث  بهبود نتیجه طرح ها شود .در فرآیند مشارکتی لازم است همه گروه‌های ذی‌نفع و ذی‌نفوذ در فرایند برنامه‌ریزی وارد شده و با بررسی امکانات و محدودیت‌ها و پتانسیل‌ها، اهداف و راهبردها مشخص گردند. برنامه‌ریزی مشارکتی بایستی شفاف، موثر و قابل اجرا باشد. بخش اصلی فرآیند مشارکتی اطمینان از مشارکت لازم مردم در طرح مشارکت است. به تعبیری هنر اصلی در این نوع برنامه‌ریزی جلب مشارکت مردم به صورت موفق و همچنین ایجاد توافق و همکاری با گروه‌های سیاسی و اجرایی در راستای اجرای طرح است.  برنامه ریزی مشارکتی شفاف نیازمند یک تعریف شفاف،  نیازمند یک تعریف شفاف، عملی و متمرکز و جامع است.برنامه ریزی مشارکتی دارای موانعی از جمله عدم آموزش شهروندی، ترکیب ناهمگون جمعیتی و فرهنگی شهر ها، عدم ارتباط مدیریت شهری با مردم و عدم شکل گیری یا فعالیت موثر نهاد های مدنی است.

منابع:

-اجلالی پرویز؛ مجتبی رفیعیان؛ علی عسگری، نظریه برنامه ریزی: دیدگاه های سنتی و جدید، نشر آگه، تهران،چاپ اول، بهار ۱۳۹۱

-براتی، ناصر و همکاران .(۱۳۹۸). به سوی برنامه ریزی دموکراتیک و طراحی شهری؛ ارزیابی وضعیت مداخله شهروندان در برنامه ها و پروژه های شهری ایران، باغ نظر، دوره ۱۶، شماره ۷۶، ۸٫

-مشهدیزاده دهقانیان، ناصر.(۱۳۷۴). تحلیلی از ویژگی های برنامه ریز شهری در ایران، انتشارات دانشگاه علم وصنعت تهران، چاپ دوم.

 – اوست هويي زن، اندرياس.(۱۳۷۷).مشاركت شهروندان در طرح ريزي توسعه نواحي شـهري، ترجمه ناصر برك پور،مجله معماري وشهرسازي شماره ۴۸٫

-ازکیا، مصطفی، غفاری، غلام رضا.(۱۳۸۳).توسعه روستایی با تاکید بر جامعه روستایی ایران، انتشارات نی، تهران.

-حبیبی، محسن و سعیدی رضوانی، هادی.(۱۳۸۴).شهرسازی مشارکتی: کاوشی نظری در شرایط ایران، نشریه هنر های زیبا، شماره ۵٫

-رهنما، محمد تقی.(۱۳۸۸).برنامه ریزی مناطق مرکزی شهر ها(اصول، مبانی، تئوری ها و تجربیات و تکنیک ها)، انتشارات جهاد دانشگاهی، دانشگاه فردوسی مشهد، چاپ اول. 

-رفیعیان، مجتبی(۱۳۸۵). برنامه ریزی و حاکمیت اجتماعات محلی، نامه مدیریت شهری.  

-رفیعیان، مجتبی؛ هودسنی، هانیه.(۱۳۸۸).نقش حاکمیت محلی در فرآیند برنامه ریزی مشارکتی چارچوب برنامه ریزی توسعه پایدار اجتماعات محلی، فصل نامه مدیریت شهری، پاییز ۱۳۸۸، شماره ۲٫

-شریفیان، مریم.(۱۳۸۰). مشارکت شهروندی، حکمروایی شهری و مدیریت شهری، فصل نامه مدیریت شهری، شماره۸٫    

درباره ی a.esmailzadeh

مطلب پیشنهادی

سرمایه اجتماعی اسلامی و توسعه اقتصادی

سرمایه اجتماعی اسلامی و توسعه اقتصادی دکتر رحمان سعادت[۱]، دکتر حمیدمسجدسرایی[۲] چکیده در این تحقیق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *