خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / شهرسازی / سرزمین پایدار : برنامه ریزی و برابری، گونه گونی(تنوع) و بهبودی جامعه(هازمان)

سرزمین پایدار : برنامه ریزی و برابری، گونه گونی(تنوع) و بهبودی جامعه(هازمان)

برنامه ریزی و برابری، گونه گونی(تنوع) و بهبودی جامعه(هازمان)

بهبودی هازمان(جامعه): افزایش مجال کار(فرصت اشتغال)، گسترش زیرساخت های آسایش و آرامش مردم و دادگرانه نمودن پویش های پیشرفت، برای این آرمان ها، آن چه که در برنامه ریزی، برجستگی می یابد، مردم سالاری است.

پیشرفت درهر هازمان با شکل بخشیدن به ساختارهای پیشران و رفتارهای نهادی پا می گیرد.  ساختارهای پیشران، به گونه دستگاه های دیوان سالار و رفتارهای نهادی، درچارچوب فشارهای اندازه داری(اقتصادی) و سیاسی، بازتاب می یابند. این کنشگرهای ساختاری- رفتاری هستند که درآفرینش برابری هازمانی(اجتماعی)، مجال های گزینش و بهبودی هازمان، برجستگی فراوانی دارند.

پیروی پیشران ها و رفتارها از هر یک از کنشگرهای فرآوری{هزینه هر یکاد(واحد) از دستیاری ها (خدمات)}، بازدهی ویژه کردن بن مایه ها(تخصیص منابع) و برابری(پخش همگانی دستیاری ها)،  نشانه های نادرست برای برپایی برابری، گونه گونی و بهبودی نهش های(اوضاع) هازمان در بهره گیری مردم از آسایش(رفاه) هازمانی می باشد.  

دربرابر، کنشگرهای ساختاری- رفتاری، با به کارگیری سازوکار برنامه ریزی، سه ویژگی پایه ای را برای برپایی برابری، مجال گزینش و بهبودی هازمان، می توانند نهادینه نمایند:  

–  نهادینه کردن برنامه ریزی، پایش و ارزیابی انجام برنامه ها

–  تمرکززدایی مدیریتی و سیاسی

–  بهره گیری از بازار، سامانه های شبه بازار و هماوردی(رقابت)، برای خدمات همگانی، میان نهادهای مردمی، دولتی و همگانی

دربرنامه های سرزمینی(منطقه ای)، پیشینه های بسیاری دیده می شود که بیانگر آن است که تنها ساماندهی سامان های کالبدی، جایگاه برجسته ای در زندگی مردم ندارد و رفتار مردم تنها درچارچوب ساختار فرامونی(فضایی)- کالبدی، شناسایی نمی شود، بلکه با پیوندهای اندازه داری، هازمانی و  فرهنگی نیز پیوستار دارد. در کنار فرایندهای ساختاری- کالبدی سرزمینی، و شاید بیشتر از آنها، این فرایندهای هازمانی، درآمد، کار، سواد، سن و جنس، فراخوی(اخلاق)، مذهب و گرایش های سیاسی، نیز هستند که شیوه ها و سبک های زندگی مردم راسامان می بخشند. بنابراین در برنامه های سرزمینی، باید درپی آن بود که فهمید، مردم چگونه زندگی می کنند، چه می خواهند و چه چالش هایی دارند که باید ازمیان بروند. 

برنامه آمایش سرزمین، برای ازمیان برداشتن چالش های مردم و برای کمک به آنها برای دست یافتن به آرمان هایشان، زمینه های سازماندهی ساختار کالبدی را درکنار زمینه های هازمانی ، اندازه داری و فرهنگی، درجای مناسبش می گذارد. به بیان دیگر، این درست است که زمینه های هازمانی، نیازمند بیان و بازتاب کالبدی هستند، اما ساختار کالبدی سرزمین، باید پاسخگوی نیازهای هازمانی مردم باشد و درچارچوب آن چه مردم می خواهند، انگاره پردازی(طراحی) شود.

برنامه ریزی سرزمینی، می تواند بخواهد که مردم و شیوه های کار و زندگی شان دگرگون شود، اگر بتواند به آنها نشان دهند که الگوی رفتاری کنونی شان، کارآیی ندارد و پیشروانه نیست. دگرگون کردن نهش های زندگی مردم، کار دشواری است، مگر آن که خودشان بخواهند. اما همواره، آرمان های هازمانی و خواسته های پیشرفت هازمان، ازسوی رهبران، مدیران و نمایندگان مردم، تدوین می شود.  دراین بین، خویشکاری(مسئولیت) برنامه ریزی آمایش سرزمین، ازمیان دو زمینه نمایان می شود:

– یکی، آگاهی دادن، کمک به روشن اندیشی و گسترش دادن گستره پنداشت و گزینش مردم برای شناخت و پذیرش آرمان ها و خواسته های پیشگامانه و پیش روانه درفرایند پیشرفت و رشد اندازه داری- هازمانی

– و دوم، تدوین و آماده سازی راهبردها و برنامه های اجرایی برای یاری رساندن مردم و هازمان در رسیدن به آرمان ها و خواسته های پیشرفت سرزمینی.

درباره ی a.esmailzadeh

مطلب پیشنهادی

سرمایه اجتماعی اسلامی و توسعه اقتصادی

سرمایه اجتماعی اسلامی و توسعه اقتصادی دکتر رحمان سعادت[۱]، دکتر حمیدمسجدسرایی[۲] چکیده در این تحقیق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *