سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ديدمان انتخاب در برنامه ريزی

درمیان کارهای پرشمار دانشگاهی که درباره دیدمان (تیوری) برنامه ریزی انجام شده، درکنار دیدمان‌های “برنامه ریزی مشارکتی”، آن چه بیشتر مشهور شده است، “دیدمان انتخاب” (Choice Theory) است که پل دیویدف و توماس ا. رینر (Paul Davidoff and Thomas A, Reiner) ارایه داده‌اند. آن‌ها براین باورند که “برنامه ریزی، گردآوردی از روش هاست” و در جایگاه فرایندی جهت نمایاندن “کنش (Action) آینده”، در یک توالی انتخاب، شناسانده می‌شود. “کنش”، نتیجه نهایی برنامه ریزی است. پس، یک دیدمان برنامه ریزی می‌بایست به سمت “اجرا (Effectuation) ” سوی داده شود. انتخاب‌هایی که فرایند برنامه ریزی را تشکیل می‌دهند درسه رده انجام می‌پذیرند:

  • نخست، گلچین کردن هدف ها
  • دوم، نمایاندن گردآوردی ازراه کارها (گزینه ها- Alternatives) یا ابزاررسیدن به هدف‌ها که سازگار با هدف‌ها باشند و انتخاب ابزار (گزینه) بهینه درجایگاه کنش برای اجرا
  • سوم، هدایت کنش به سوی هدف‌های نمایانده شده.

سه گمانه (Propositions) که پیش نیاز این دیدمان است:

· فراگرد (محیط) برنامه ریزی (The Environment Surrounding Planning) ، فراخه‌ای (فضایی) که برنامه ریزی درآن رخ می‌دهد:

1- مردم، هر گروه از مردم، خواسته‌های متفاوتی دارند.

2- بن مایه (منبع) ‌ها و در نتیجه، تولید، مرزبسته (محدود) ‌اند و کالاها با بازده نزولی (Diminishing Returns) تولید می‌گردند.

3- آن چه برای آن برنامه ریزی می‌شود، ازجزهایی تشکیل شده است که “نیاز به هماهنگی (The Need for Coordination) ” دارند.

· هدف از برنامه ریزی (Planning Purposes) : در به کارگیری برنامه ریزی، سه هدف وجود دارد:

نخستین- کارایی و کنش بخردانه (Efficiency and Rational Action) : تدارک داده‌های درست برای گزیرش (تصمیم گیری) ، نمونه “خردگرایی”، گزینش گزینه بهینه، یک نمونه از کنش “کارا”

دومین- کمک به بازار یا جانشینی آن (Market Aid or Replacement) : برنامه ریزی در بازار آزاد، الگویی برای ویژه کردن (تخصیص) بهینه به شمار می‌آید. همچنین برخی، وجود یک بازار آزاد “کارا” را نفی کرده و برنامه ریزی را جایگزینی برای آن پیشنهاد می‌کنند.

سومین- تغییر یا گسترش انتخاب (Change or Widening Choice) : فرایند برنامه ریزی برای گسترش میدان انتخاب هدف‌ها و همچنین وسیله‌ها و ابزار، می‌تواند مفید بوده و به کارگرفته شود.

· کنشگرهایی که در میانکنش هایشان، فرایند برنامه ریزی را تشکیل داده و آن را از سایر شکل‌های رفتار انسان متمایز می‌سازند:

  • ویژگی‌های برنامه ریزی (Planning Characteristics)

1- رسیدن به هدف (The Achievement of Ends) : یک فرایند هدف دار و بسامان به همراه دارد. 2 – انجام انتخاب (Exercise of Choice) : برنامه ریزی بر”انتخاب”) کنش بخردانه) تاکید می‌ورزد.

3- گرایش به آینده (Orientation to the Future) : کارپیش بینی در برنامه ریزی وارد می‌شود.

4- کنش (Action) : برنامه ریزی برای رسیدن به نتیجه بهینه، به کارگرفته می‌شود.

5- فراگیری (Comprehensiveness) : برنامه ریزی، پیونددادن بخش‌های یک سامانه است.

  • فرایند برنامه ریزی (The Planning Process)

برنامه ریز درسه رده، کارانتخاب را انجام می‌دهد که فرایند برنامه ریزی را تشکیل می‌دهند:

1- چهره‌بندی درستی و ارزش (Fact and Value Formation) :

. واکاوی ارزش‌ها و نتیجه بخردانه ارزش‌ها برای کسانی که برایشان برنامه ریزی می‌شود، روشن گردد (واکاوی ارزش‌ها) .

. فرایندی که یک ارزش به هدف تبدیل می‌گردد به روشنی، نشان داده شود (ارزیابی ارزش‌ها) .

2- شناسایی ابزار (Means Identification) :

دردومین وهله درفرایند برنامه ریزی، هدف‌ها به ابزار، تبدیل می‌گردند. فرایند شناسایی ابزار از زمانی که کوشش درشناسایی وسیله برای رسیدن به هدف انجام می‌گیرد، آغاز شده و هنگامی به پایان می‌رسد که ابزار گوناگون همگی درزمینه هزینه وفایده، ارزش گذاری شوند.

3- اجرا (Effectuation) :

دراین گام، برنامه ریزی، ابزاری را که برای رسیدن به هدف‌های وهله نخست، انتخاب شده، به سوی اجرا، هدایت می‌نماید. اجرا درچارچوب مدیریت (Administration) برنامه‌ها و پایش انجام می‌شود. آیا اجرا به دیدمان برنامه ریزی پیوند می‌یابد یا این که برنامه ریزی پس از وهله شناسایی ابزار، پایان می‌یابد؟ . درجایگاه یک دیده بان، در زمان اجرا، نقش برنامه ریز، مشابه یک “سازوکار پایش پس خور” (Feedback Control Mechanism) می‌باشد.

به قلم : دکتر سید حسن معصومی اشکاوری

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها