سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تعریف محله در چهار چوب شرایط ایران

تعریف محله 

براي تعریف محله آنهم در چارچوب شرایط ایران، نخست به منابع و متون موجود نگاهی افکنده می شود و سپس با استنتاج مهم ترین متغییرها به شرایط ایران بازگشته و تعریف نهایی ارائه می گردد.  جامعه شناسان مکتب شیکاگو (رابرت ازرا پارك، ارنست برگس و مک کنیزي ،1925) محله را از منظر بوم شناسی انسانی تعریف کرده اند. بر این اساس روابط متقابل یا کنش و واکنش هاي طبیعی بین افراد، خانواده ها و نهادها حول مکان جغرافیایی مشترکی، شکل می گیرد و به راه می افتد که محله خوانده می شود . این تعریف به طرح مفهوم محله به عنوان روستاي شهري یا روستاي درون شهر منجر گردید که هنوز طرفدارانی دارد. لیکن افرادي چون سوت لس (Suttles ,1971) و گانز (Gans ,1991) به نقد دیدگاه مکتب شیکاگو در باب محله پرداخته، آن را ساده لوحانه دانسته و ناتوان از توضیح دادن روابط متقابل فراوانی می دانند که مردم درگیر آنها می شوند و مرکزیت و محوریت جغرافیایی و مکانی ندارند و به اشتغال، علایق مشترك و نیازها مربوط اند. پیشگام برنامه ریزي شهري یعنی جین جاکوبز (Jacobs ,1961)، نیز مفهوم غیر منعطف و جغرافیایی محله را رد کرده لیکن پذیرفت که محله ها بخش جدي، با اهمیت و سیال تر مجموعه اي از روابط متقابل در متن شهري اند.

جاکوبز از وجود سه سطح محله دفاع می کند و به نظر می رسد مفهوم محله ـ خیابان او (محله اي که دنیاي اجتماعی و روابطی اش به خیابانی محدود است و در واقع یک خیابان ستون فقرات محدوده اي جغرافیایی ـاجتماعی و اقتصادي است) در رابطه با برنامه ریزي محله اي با معناترین و مرتبط ترین مفهوم باشد.  محله ـخیابان به نحوي موثر قادر است تا از طریق »شبکه اي کوچک مقیاس از زندگی همگانی، عمومی روزمره کهماهیتاً بر اعتماد و کنترل اجتماعی استوار است، نظم را در محدوده هایی کوچک و مرتبط به خود ایجاد نماید(جاکوبز، 119:1961)  در این دیدگاه، محله داراي جنبه اي از خود مدیریتی یا خود اداره کردن می باشد (به جاي خود اداره کردن، در ترجمه ها و نوشته هاي فارسی حکمرانی و حکمروایی  معادل سازي شده است لیکن آن دو معادل به دلیل سابقه و ذهنییت مستتر در مفاهیمی که در ایران با حکم و حاکم، محکوم و نظایر آنها ساخته می شوند معادل هاي نادرستی می باشند. نگارنده در مقاله اداره کردن مردمی شهرها که شاید اولین مقاله به فارسی در باب مفهوم  Governance می باشد به جاي حکمروایی، اداره کردن مردمی را پیشنهاد کرده و خود به کار برده است) محله به طور همزمان پیوندهاي خود را با مردم، منابع و نهادهاي خارج از فضاي یاد شده حفظ می کند. در غرب محله و مفهوم کامی یونیتی (Community) که باز هم به شکلی نادرست اجتماع یا اجتماع محلی ترجمه شده است ،در مواردي مترادف هم به کار می روند. پیترمن (Peterman,2000) باور دارد که محله به شکلی نمونه وار (تیپیک) بیشتر به مکان یا به فضاي جغرافیایی اشاره دارد، ولی کامی یونیتی بیشتر به شیوه زندگی مشترك یا شیوه زندگی که مردم در آن سهیم شده اند اطلاق می گردد. او مدعی است که برنامه ریزي محله اي باید چیزي بیش از فضاي فیزیکی را در بر گیرد. لذا باي به سوي برنامه ریزي کامی یونیتی حرکت کند.

او استدلال می کند که برنامه ریزي محله اي نباید به دنبال خلق چیزي شبیه روستاهایی منزوي، مستقل و خودکفا، در درون شهر باشد. بلکه برنامه ریزي محله اي باید به دنبال بنا کردن کامی یونیتی روان گردد و به دیگر سخن فضاي محلی در شهر با پیوندهاي اجتماعی ویژه را پدید آورد. اقدام بدین امر شامل تشخیص نه تنها نیازهاي محلی بلکه شناخت شیوه هایی باشد که مردم در محله ها از طریق آنها با واحدهاي اجتماعی فراتر از مرزهاي محدود و مصنوعی یا قراردادي ارتباط برقرار کنند و تحت تأثیر آنها قرار می گیرند.   

با توجه به آنچه در بالا مطرح گردید، دو پرسش قابل طرح می گردد: نخست آنکه چه این همه تأکید بر مفهوم کامی یونیتی در منابع غربی به چه معناست و علت آن چیست؟ دوم آنکه تأکید یادشده چه نکته یا نکاتی را در رابطه با زنده سازي محله اي در تهران قابل طرح و سودمند می سازد که تأکید یادشده را توجیه نماید؟ این پرسش ها که مشتی کوچک از خرواري بس بزرگ است، داراي اهمیتی بنیادین است. زیرا در مفهوم کامی یونیتی عناصري نهفته است که اگر در چارچوب شرایط ایران بتوان به شبیه سازي غیر تقلیدي و بر پایۀ تاریخ، سنن و فرهنگ ایران پرداخت، چشم اسفندیار یا پاشنۀ آشیل باززنده سازي محله اي در ایران نیز روئین خواهد شد وبدون تردید برنامه هاي باززنده سازي به نتیجه خواهد رسید. آن عناصر چیست؟ اتفاقاً همان عناصر علت عدمامکان ترجمه صحیح مفهوم یا علت پیدا نکردن معادلی کاملاً همخوان با مفهوم کامی یونیتی در فارسی گردیدهاست.  کامییونیتی از مفهوم Communité فرانسه قدیم یا فرانسه رایج در قبل از قرن 14 میلادي مشتق شدهاست که به لهجۀ رومانس مشهور بود و عمدتاً بخش شمالی فرانسه کنونی، بخش هایی از بلژیک کنونی و سوئیس بدان سخن می گفتند. خود کلمه فرانسه قدیم از واژه Communitas لاتین مشتق شده است که ترکیب دو جزء Cum به معناي با هم بودن و یا با ,Munus به معناي هدیه یا جایزه می باشد. تمامی واژه هایی که در فارسی معادل درستی براي آنها تا به امروز یافته نشده، مفاهیمی چون کمیته، کمون سیویل (مهندسی سویل که به مهندسی راه و ساختمان و بعدها به عمران ترجمه شده است که هیچ ربطی به مفهوم سیویل ندارد)، جامعه سیویل که به جامعۀ مدنی ترجمه شده است) از همان ریشه لاتین کامی یونیتی سرچشمه گرفته است. نکته مهم براي بحث حاضر یعنی نوسازي محله اي یا باززنده سازي محله اي در یکی از ویژگی هاي مهم کامی یونیتی مستتر است. از خود باید پرسید چرا با هم بودن خود به خود به نوعی هدیه و جایزه است؟ برجسته ترین دلیل، وحدت و انسجام درونی کامی یونیتی است که از با هم بودن فی نفسه و عضو کامی یونیتی بودن نشأت می گیرد و عضو کامی یونیتی بودن خود متضمن تلاشی دسته جمعی براي خیر عمومی است که نوعی آگاهی مشترك همراه است و در تمامی تاریخ اروپاي غربی قاره اي حال در هر دوره به نوعی قابل ردیابی است. همان گونه که قبلاً توضیح داده شد، گرچه اولین بار در سومر یعنی در شرق یا بین النهرین پولیس شکل گرفت، لیکن به دلیل ضرورت هاي آبیاري و احداث کانال ها، سد، شادروان و نظایر آنها و لذا به دلیل الزامی شدن نوعی نظام سراسري متمرکز پولیس در سومر از میان رفته، مجدداً در یونان و سپس در رم شکل گرفت. در دوران قرون وسطی برخی از انجمن هاي شهر علی رغم حاکمیت همه جانبه مذهب و کلیسا، دنیوي باقی ماندند و در کنار انجمن هاي شهر دنیوي ده ها نوع گروه بندي اجتماعی در قالب گروه هاي هویت محور نیز در قرون وسطی فعال بوده اند که در دل آنها اصناف مستقل پایان قرون وسطی سر برآوردند. در اواخر قرون وسطی شهرهاي مستقل که ماکس وبر جامعه شناسی ژرف اندیش آلمانی آن را در کنار اخلاق پروتستانی زمینه ساز پیدایش سرمایه داري معرفی کرده است، سر برآوردند که در درون خود علائه بر برج و بارو و بازار، داراي دادگاه هاي مدنی یا هیئت منصفه، منشور شهري یا قانون اساسی شهري بود. 

براساس چنین سابقه اي فردیناید توئیس جامعه شناس دیگر آلمانی در کتاب معروف خود به نام کامی یونیتی و جامعه، کامی یونیتی را نتیجه شبکه روابط کمونیال و درك اجتماعی مشترك معرفی کرده آنرا واقعیت اجتماعی فشرده تر و داراي انسجام اجتماعی قدرتمند ناشی از عضویت می داند. 

در جامعۀ ایران محله که نزدیک ترین مفهوم به کامی یونیتی است، عمدتاً بر پایۀ قومیت شکل می گیرد وقومیت هم حتی اگر یکدستی کامل داشته باشد، به دلیل روابط خون و تبار مهتر، بزرگی و کوچکی بین افراد ،نمی تواند معناي عضویت خارج از روابط خونی، خانواده و شبکه فامیلی را شکل دهد. حال نکته اساسی آن است که در شرایط سست شدن و از میان رفتن روابط قومی و از همه مهم تر به علت تنوع قومیت در محله ها آیا می توان از نوسازي بافت، عنصري وحدت بخش پدید آورد که این بار افراد را حول عضویت در عمل بازسازي که تمایل آنان است گرد هم آورده به عمل مشترك اقدام نمایند؟ اساساً مرور گذشته کامی یونیتی و اشاره به برخی متغیرهاي موجود در سراسر تاریخ اروپاي غربی که به نوعی به عضویت مشترك باز می گردد، براي طرح ضرورت تلاش براي یافتن عنصر وحدت بخش مشابهی در ایران است. براي این منظور و براي یافتن راه هاي بازسازي که به طراحی سناریوهاي قابل اجراء منتهی می گردد باید به شناخته محله ها همت گمارد. لیکن قبل از آن باید به مباحث روش شناسی پژوهش انجام شده اشاره کرد و در واقع نقشه راه به سوي نوسازي، بازسازي، یا زنده سازي را معرفی نمود. لیکن قبل از پرداختن به بحث هاي مرتبط با روش شناسی پژوهش باید به مترادف بودن مفهوم محله و همسایگی در منابع غربی اشاره کردهاز انواع برنامه ریزي محله اي یاد کرد و سپس آنگاه به روش شناسی پرداخت. 

تا بدین مرحله مفهوم Neighborhood به عمد محله ترجمه شد و به مفهوم همسایگی اشاره اي نگردید. همسایگی که بیشتر در کشورهاي غربی گاه به جاي معناي محله در فارسی به کار می رود، محلی تر و در بین ساکنان داراي پیوندهاي عاطفی مشخص تري است. لیکن معمولاً براي برنامه ریزي به علت محدودیت فضاي جغرافیایی مناسب نیست. بر این اساس برخی منابع مفهوم همسایگی را تا حد محله به معنایی که در ایران و کشورهاي مشابه به کار می رود گسترش داده اند و سه متغیییر را بر اي تعریف واحد همسایگی یا محله به کار می برند. این سه متغییر عبارتند از : 1) منافع مشترك منعکس در محدوده مکانی ،2) ویژگی هاي خاص جغرافیایی و 3) خدمات مشترك. چنانچه مشاهده می شود، این سه متغیر در مفهوم ایرانی محله نیز به روشنی موضوعیت دارند علاوه بر سه متغییر مورد اشاره ،عنوان شده است که ناحیه اي براي برنامه ریزي مناسب است که آن قدر بزرگ  باشد تا فرصت هایی براي ارایه ایده هاي جدید فراهم آورد و در همان حال گروه هاي اجتماعی قادر باشند گرد هم آمده، مشترکاً به عملی موثر و کارآ اقدام کنند.  

نگارنده بر پایۀ پژوهش تحلیل محتواي متون و منابع که  نخست با 300 متن تاریخی در بیست و پنج سال پیش آغاز شده است و سپس افزایش آن به پانصد متن تاریخی ـ اجتماعی ـ شهري ،تحقق یافته، پژوهشی که به استنتاج پنج نظریه با عناوین: 1)نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران 2) نظریه آبادي جانشیننظریه شهر در ایران 3) نظریه مقیاس شهري (معماري ماژور) و مقیاس ابنیه منفرد (معماري مینور) و شهروندي  ،4) نظریه امتناع جامعه ایران از مشارکت به معناي فنی و تخصصی آن و بالاخره 5) نظریه ویژگی هاي منفی شخصیت ایرانی یا مکانیسم هاي ناگزیر دفاعی، منجر شده است، محله را به شرح زیر تعریف نموده است:

»محله منعکس کننده گره خوردگی مکان با محدوده جغرافیایی است که داراي بعد عاطفی و احساسی کنش و واکنش هاي اجتماعی است. این بعد ناشی از روابط خونی، تبار محور، محل تولد، خاطره جمعی و مدت اقامت و حس مشترك نوعی هویت است. به بیان دیگر محله هم پوشانی محدوده اي جغرافیایی با محدوده اي انتزاعی در ذهن را منعکس می کند که در آن، محدوده ذهنی احساس تعلق مشترك، مهم ترین متغییر تعریف کننده است.« (پیران ،1385، 102) . حال که تا حدودي با محله و تعریف آن آشنایی نسبی کسب گردید بهتر است به جمعبندي نکات مطروحه پرداخته و سپس انواع محله معرفی شوند و با بحث گذرا از برنامه ریزي محله اي این فصل به پایان آید. 

براساس آنچه که تا کنون ارائه گردید می توان به جمعبندي نکات زیر در باب محله پرداخت: 

  1. در تمامی تعاریف محله، محدود کردن آن در مکانی تعریف شده آن هم از منظر جغرافیایی به چشم می خورد.
  2. مکان تعریف شده مورد اشاره در عین حال معنایی جامعه شناختی دارد و بر ظرفی که در آن کنش و واکنش هاي اجتماعی رخ می دهد، تأکید روا می گردد.
  3. ظرف هاي یا قالب هاي مکانی که در آن کنش و واکنش هاي اجتماعی رخ می دهد، سخت متنوع اند ،لیکن محله آن قالب مکانی انتزاعی است که بنیاد کنش و واکنش ها بر نوعی رابطۀ آشنایی همراه با چشم داشت هاي متقابل، نوعی حس دوستی و وظیفه مندي استوار است. در گذشته مفهوم محله در ایران به علت وجود محوري خون بنیاد، تبار بنیاد یا قوم بنیاد، کاملاً تعریف شده و مشخص بود که به آن محلۀ قومی می گویند. در شهرهاي ایالات متحده نیز براي مدت ها به علت مهاجر بدن بخش عمده جمعیت، محله هاي قویم شکل گرفتند که در نیویورك، شیکاگو، لوئیزیانا و … تبلوري مشهود و عینی و ثبت شده داشت. ایتالیایی ها، ایرلندي ها، چینی ها، کوبایی ها و غیره از این رهگذر صاحب محله می شدند که همبستگی بالایی را نشان می داد.

لوئیس مامفورد(Lewis Mumford)  شهرشناس و برنامه ریز شهري معروف در مقاله »محله و واحدمحله اي، منتشره در نشریه Town Planning Review شماره 24 صفحات 270-256 چنین آورده است »محله به سبک و سیاقی ابتدایی و آغازین در هر کجا که آدمیان گرد هم آمده اند و در سرپناه هایی پایدار زندگی کرده اند پدید آمده و به شکلی طبیعی یعنی بدون دلمشغولی و نیت نظري یا خط دهی سیاسی، بسیاري از کارکردهاي شهر در محله ها توزیع شده است« صفحه 258. 

دائره المعارف عمومی وکی پدیا نیز معتقد است که محله کامی یونیتی محلی شده است. نکته مهم دیگري که در تمامی دوره ها و در اکثر اجتماعات انسانی صادق بوده است به نوعی و میزانی از خود مدیریتی به عنوان ویژگی پایدار محله، باز می گردد که وجه متمایز کننده مهمی است. این امر در جوامع زورمدار نیز با شدت و ضعف گاه پر رنگ تر و گاه کم رنگ تر، وجود داشته است. در این خود مدیریتی کارکردهایی چون ثبت وقایع حیاتی ساکنان، اموري مانند تولد، ازدواج، مرگ و میر، تعیین مالیات، ثبت سوابق ملکی و غیره، حفاظت از مکان و نظافت و مرمت، قابل ردیابی است. محله هایی که محل زندگی گروه هاي هم مذهب و حتی هم صنف بودند نیز وجود داشته است. به همین دلیل اقدامات مشارکت محور محله اي حال چه همکاري هاي الزامی زندگی جمعی و چه مشارکت به معناي فنی و تخصصی آن نیر همواره جزیی از زندگی محله اي محسوب می شده اند. 

بدیهی است که بسیاري از ویژگی هاي مورد اشاره به محله در دنیاي ماقبل صنعت کارخانه اي یا دنیاي مدرن مربوط است و امروزه شرایط محله ها از اساس دگرگون گشته است. مفاهیمی چون »”بچه محل” که به همین دلیل سایر افراد باید به دفاع از آن برخاسته و خطر کرده و به یاري اش بشتابند، روز به روز کم رنگ تر می گردد و به ندرت شنیده می شود و بیگانه شدن زندگی شهري مدرن به محله ها نیز سرایت کرده است. علی رغم این حقیقت هنوز در کشورهاي جهان سوم و در جوامع پیشرفته اي که مهاجران پدید آورده اند، معناي انتزاعی محله در ذهن میان سالان و پیران زنده و پاي برجاست. نوع مدرن شده برخی از وظایف تاریخی محله نیز چون مراقبت از محله (Neighborhood Watch) در شهرهاي پر مسئله و بزرگ به حیات خود ادامه داده است. در طرح شورایاري که نگارنده طراحی و در مقیاس کوچکی آزمون نموده و سپس به اولین شوراي اسلامی شهر تهران هدیه کرده است، از بیست و چهار نمونه گروه کار محله اي (Neighborhood Working Groups) یاد شده بود که “دیده بان محله” یکی از آنها به شمار می رفت. گرچه شوراي یادشده، شورایاري را به عنوان ارگانی مشورتی به تصویب رساند و گروه هاي کار محله اي را حذف نمود، ولی در بسیاري از شهرها که به گونه هاي متنوعی شورایاري را به اجرا درآورده اند، براساس طرح مدون اولیه گروه هاي کار محله اي شکلداده اند. 

با توجه به آنچه که آمد می توان گفت که در گذشته انواع محله شامل محله قومی، محله هم مذهب، محله هم صنف، محله هاي هم زبان و یا هم لهجه وجود داشته است. لیکن امروزه نوعی تقسیم کار اقتصادي ـ جغرافیایی مسبب تقسیم بندي انواع محله می گردد که در جدول شماره یک آمده است. 

در دنیاي مدرن تقسیم بندي محله ها بیشتر بر پایۀ کاربري زمین انجام می شود. بدین شکل از محله مسکونی، محله تجاري و محله ترکیبی یاد می شود. سند همکاري ویسکانسین براي توسعه مسکن (The

Wisconsin Partnership for Housing Development inc.)  در صفحه شانزده گزارش ضمن اشاره به محله با ثبات، محله در حال گذار، از محله فرسوده (Distressed) نیز یاد کرده است و تحت عنوان محله هاي فرسوده چنین آورده است »نیازي ویژه براي دگرگون کردن شیوه کار کردن در فقیرترین و پر مسئله ترین محله ها، وجود دارد. چنین محله هایی باید سهم بیشتري از منابع در دسترس را نسبت به سایر محله ها به کف آورند. ساعات کاري کارکنان شهرداري و سایر سازمان هایی که امور شهري را بر عهده دارند باید متمرکز برنامه ریزي و مشکل گشایی این گونه محله ها گردد و پیوندهاي قوي تري بین ارائه کنندگان خدمات حمایتی و این محله ها الزامی فوري است. بخش بیشتري از سرمایه لازم براي سرمایه گزاري بهبود فیزیکی این گونه محله ها چه اعتبارات عمومی باشد چه اعتبارات خصوصی براي تولید سود اجتماعی باید سرمایه گزاري شود نه سود مادي. محله هاي فرسوده نیازمند سرمایه گزاري پایدار در زمانی طولانی اند«. 

چنانچه ملاحظه می شود به فقر مزمن، مسایل شهري که در کلی ترین شکل به معناي مسائل فیزیکی ،اجتماعی، اقتصادي و فرهنگی است به عنوان ملاك ها و تشخیص بافت فرسوده، اشاره شده است. در ایران بافت فرسوده را بر پایۀ سه معیار، ریزدانگی ،……، …… تعریف کرده اند. چنانچه خواهد آمد این تعریف از جهاتی جامع و مانع نبوده، مسئله آفرین می باشد که تغییر آن با استدلال پیشنهاد خواهد شد. 

در جمع بندي منابع خارجی مرور شده به چند ملاك متفاوت تعیین محدوده محله مشاهده می شود. تعداد زیادي از محله ها به دو شکل تعیین می شوند که اولی قرارداد برنامه ریزان شهري و دومی تعیین شده توسط گروه هاي ساکن کامی یونیتی هاي درون هر شهر است. برکنار از این دو شیوه در اکثر کشورهاي جهان سوم ملاك قوي ـ زبانی نیز به کار می رود. نوع چهارم تعیین قراردادي محدودة جغرافیایی است. مثلاً شهر روچستر (Rochester)، شهر را به ده بخش تقسیم و براي هر بخش برنامۀ خاصی تدوین و نام آن را برنامه محله اي نهاده اند. شهر سیاتل ایالت واشنگتن الگوي منعطف دو تقسیم بندي به کار رفته ولی به هر حال برنامه ریزانشهري تعریف را انجام داده اند. آستین تگزاس و شهر اسکاتزدیل از گروه هاي ساکن کامی یونیتی ها خواسته شده که محله را تعریف و حدود و ثغور آن را مشخص سازند. در عین حال شهرداري به این گروه ها تعریف پایه اي پیشنهاد کرد که عبارت بود از 5000 نفر جمعیت و حدود 5/1 مایل مربع. در شهرهاي دیگري سه عامل منافع مشترك ساکنان، ویژگی هاي جغرافیایی و خدمات مشترك به ویژه استفاده از تسهیلات و تأسیسات مشترك معیار تعریف محله بوده اند. کینگرلی و همکاران جمعیت به تنهایی را ملاك دانسته  بین 5 هزار تا 10 هزار نفر را پیشنهاد کرده اند. استدلال آنان چنین بوده است که در جمعیتی بالاي ده هزار نفر، کنش و واکنش چهره به چهره که به دوستی ختم می شود و اعتماد متقابل را پدید می آورد، کمتر ممکن می شود. در مورد محله هاي نمونه که در این پژوهش مطرح اند، بعداً نکاتی یادآور می شود.     

جدول شماره  1: ا نواع محله و ناحیه 

واکنش ها مباحث ویژگی ها طبقه بندي 
براي برخورد با مشکلات یاري مردمی و کمک وجود دارد. البته حمایت اداري چندان شدید نیست. محله هاي با ثبات سرمایه گزاري زیرساختی را با تداوم نسبی از کنشگران دولتی، عمومی و مردمی دریافت می کند. البته محله هاي مساله دار، معمولا سرمایه گزاري هاي مصوب بیشتري تحت عنوان رفع معضلات دارند. در محله هاي با ثبات بیشترین کمک از هر نوع، توسط خود ساکنان ارائه می شود. در صورت وجود مشکلات مکانی  -فیزیکی این مشکلات داراي پتانسیل بد تر شدن یا سرایت به سایر محله ها می باشند. محله هایی در شرایط مناسب بیش از  سایر محله ها خود کفا و عموما فاقد مسایل و مشکلات مربوط به مردم و مرتبط با مکان می باشند. محله با ثبات 
هم برنامه باززنده سازي محله اي و هم برنامه محله محور ارایه خدمات عمومی الزامی است. مالکیت مسکن همچنان کلیدي باقی می ماند و اهمیت املاك ارایه شده براي اجاره  مورد تاکید مجدد است. مسکن چند خانواري نیز مهم باقی می ماند.                     مسایل ارایه خدمات در کنار مسایل بافتی یا کالبدي وجود دارد. محله هایی با تمرکز قابل دفاع بر معضلات کلیدي خاص. محله هاي در حال گذار 
لزوم دخالت راهبردي بر پایه بلوك شهري یا کریدور شهري بجاي مقیاس مالکیت قطعه ها. ضرورت وجود برنامه بهسازي فیزیکی از ظریق مشارکت اهالی، بهبود ارایه خدمات و ضرورت وجود برنامه توسعه اقتصادي. تداوم حضور خانوار هایی با درآمد پایین وتمرکز  املاك مساله دار بر اساس معیار هاي شناسایی  مساله دارها  خوشه هایی از محله هاي داراي ویژگی هاي مشترك و یا محله هایی که داراي کریدورهایی با مسایل مشترك و یا ویژگی هاي مشترك اند در این گروه قرار دارند. نواحی سرمایه گزاري راهبردي 
ارایه کمک فنی در زمینه تجزیه و تحلیل بازار و بازار یابی. تاکید بر تلاش هاي تمامی ذي مدخلان. ضرورت پیدا کردن منبع جدید سرمایه گزاري براي ایده هاي نوآورانه ، ملموس، تجاري، بهسازي فیزیکی، اقتصادي، اجتماعی-فرهنگی و اوقات فراغتی مورد نیاز است. واحد هاي تجاري در تلاش بقا آماده همکاري حتی جابجایی و ادغام می باشند. وجود بخش هاي تجاري در دسترسی ها یا  خیابان هاي اصلی که گاهی از محله هاي با ثبات و کریدور هاي توسعه نیز میگذرد. کریدور (دالان) تجاري 
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها