سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تفاوت جغرافیایی شهرها و نقش محیط طبیعی در شکل گیری شهرها

 

شهر در رابطه با جبر تاریخی و جغرافیایی :

اسوالد اسپنگلر دانشمند آلمانی در کتاب افول تمدن غرب اعلام می کند که تاریخ جهان در واقع تاریخ شهرهاست و با توجه به رابطه انسانی و طبیعت تکامل شهری تابع سه مرحله است :این واحد جغرافیایی ابتدا به شکل روستا و تصویری از طبیعت خواهد بود و سپس با نفی و انکار طبیعت و روی گردانی از آن به شکل شهر در می آید و بالاخره با تخریب کامل طبیعت و رشد سریع به جهانشهر تغییر شکل یافته و در نهایت به سیر قهقرایی خواهد افتاد و دودوران خود کشی شهر نیز خواهد رسید.(فرید ، ص 7)

از نظر راتزل جغرافیدان جبرگرای آلمان رابطه محکم و ناگسستنی بین ساخت شهر و زمین شهری وجود دارد و بر این اساس در زایش و رشد شهری نمی توان وسعت و نوع خاک و چگونگی توپوگرافی زمین شهری را نا دیده گرفت .رائول بلانشار جغرافیدان آب ها موضوع را به گونه ای دیگر بیان داشته و عقیده دارد که در تکوین شهرها انسان نمی تواند خود را از شرایط و الزامات جغرافیایی برهاند. اما ویدال بانی مکتب اختیار و امکان گرا در جغرافیای انسانی عقیده دارد که طبیعت عرضه کننده بستر ساخت و مقر و مکان جغرافیایی شهر است و انسان به دلخواه ارگانیسم شهری را بر این نشستگاه می نشاند اضافه می کند قدرت خلاقیت و سازندگی انسان را در ساخت و پرداخت شهرها به مراتب بیش از روستاها نقشی است و شهر جز نشانه یی از مساعی عظیم انسان ها بر پهنه زمین نتواند برد.

شکوفایی مکان جغرافیایی شهرها :

بعضی از شهرها با پویایی خاصی توسعه می یابند و در مراحل اولیه ی توسعه ، هسته ی شهر چون درخت تناوری قشرهایی را بر دور خود می تند که هر قشر مصرف دوره یی از رشد و حرکت شهری است و به هنگامیکه تراکم فعالیت هسته ی مرکزی شهر را به حالت خفقان و بیماری انداخت.

درکشوهای روبه رشد نیز با این پدیده ی شهر روبرو هستیم : تهران در دوره ی زندیه در سه محله ی سنگلج، چاله حصار و چاله میدان خلاصه می شد و شهر حصار و خندقی را به دور خود داشته است .انتخاب تهران به عنوان پایتخت بر پویایی آن می افزاید و در دوره ی فتحعلیشاه حصار پیشین کوبیده می شود و با روی دیگری به آن می نهند ومیدان امام خمینی (توپخانه سابق ) به عنوان مرکز و هسته ی نظامی شهر بر گزیده می شود و در دوره ی ناصر الدین شاه مکان و هسته ی مرکزی پایتخت کشور در یک دوره ی تاریخی نه چندان  دور است ولی بافت ناهمگون تهران و جوانه زنی هسته های دیگر فرهنگی (دانشگاه ) و سکونتگاهی (تهران پارس ، نارمک ، تهران نو ، شهرک غرب )همه ساخته و پرداخته ی نیم قرن گذشته است که بر مینای رشد سرمایه داری و بازرگانی سود آوری زمین شهری با شتاب بیشتر به راه توسعه رفته است .(فرید ، صص86-85)

تمدن یونان : کلمه یونانی از نام ایونی گرفته شده و بر تمام یونانیان (هلن ها ) شمول یافته است . نام یونان در نزد یونانیان باستان هلاس بوده  است.واژه هلن که به مفهوم منتخب به هلاس است. در واقع به معنای یونانی امروزی می باشد.یونان مربوط به دوره سنگی است. نخستین اقوام ساکن در سرزمین یونان ، پلاژ ها بودند آنها از نژاد مدیترانه یا آخه ای بودند که در حدود 4000 سال قبل از میلاد از آسیا آمده و دراین ناحیه ساکن شده بودند.

دولت های آخه ای در سرزمین اصلی یونان ، در فاصله ای قرن پانزدهم و سیزدهم پیش از میلاد به اوج تکامل خود رسیده بودند. آخه ای ها ، نه تنها بر سراسر قسمت جنوبی شبه جزیره بالکان بلکه بر تعدادی از جزایر دریای اژه از جمله بر جزیره کرت نیز مسلط شدند. آنها تجارتی بر رونق با ساکنان آن زمان قبرس : مصر و فنقیه داشتند.

شرایط طبیعی و جغرافیایی :

سرزمینی که فرهنگ و تمدن یونان باستان در آن شکل گرفت از جزایر و سواحلی تشکیل شده بود که عبارت اند از : یونان شمالی ، مرکزی و جنوبی (پلوپوتر) و همچنین جزایری که در سواحل در جنوب اروپا دانست که دردریای مدیترانه پیش رفته است . بخش اعظم این شبه جزیره را کوه های صخره ای و پرشیب فرا گرفته و تنها در میان جلگه هایی که میان این کوه ها قرار داشته ، اراضی حاصل خیزی جهت کشاورزی موجود بوده است

علی رغم اینکه رودخانه ها و شاخه های فرعی آنها نقش مهمی در تاریخ تمدن های شرقی داشتند. در تاریخ یونان چندان اهمیتی نداشتند زیرا شبه جزیره بالکان دارای رودخانه های پرآبی چون نیل ، دجله و فرات نبود.(پاکزاد ، صص 21-20)

درچند دهه اخير شهرها با سرعت زيادي گسترش يافته و به شهرهاي بزرگ تبديل شده اند. اين گسترش در مورد کشورهاي توسعه نيافته حادتر است. در اين ميان رشد سريع شهرنشيني در دنيا در همه شهرها به طور متعادل صورت نگرفته است. بلکه عمدتاً شامل شهرهاي بزرگ و پايتخت ها بوده است . تمرکز جمعيت در شهرهاي بزرگ گوياي اين واقعيت است و حتي در بعضي کشورها 30 درصد جمعيت اين کشورها را شامل مي شود. تحولات اقتصادي و دخالتهاي آن موجب پيدايش قطبهاي بزرگ صنعتي و شبکه اي شهرهاي بزرگ و مگالاپليس ها گرديده و  بدين ترتيب نظم  فضايي خاصي را در سطح ناحيه اي ، منطقه اي  و ملي را بوجود آورده است.(نظريان ،1389: 151) آمار هاي جمعيتي نيم قرن گذشته کشور، نشان دهنده ي نقش غالب شهر تهران و چند شهر عمده ي بخصوص اصفهان ، مشهد ، شيراز  و تبريز در نظام شهري کشور است. روند رو به رشد شهرنشيني دردهه هاي اخير ، همگام با مهاجرت هاي شديد روستا_شهري و همزمان با سيرتحولات اقتصادي _اجتماعي و سياسي از مهم ترين عوامل ايجاد الگوي نامتوازن نظام شهري درايران بوده و تجمع و تمرکز جمعيت و فعاليت هاي مهم اقتصادي  درچند قطب عمده، باعث شکل گيري آرايش فضايي ويژه اي گرديده که مويد حاکميت پديده ي ماکروسفالي  بر نظام شهري ايران است. طي دهه هاي 85_55 به تدريج اندازه ي کلانشهرها و قطب هاي  عمده بزرگ تر و برتعداد شهرهاي کوچک بيشترشده و ميزان جمعيت پذيري شهرهاي مياني وکوچک کاهش يافته است. اين خلاءِ سکونتگاهي در نظام سلسله مراتب کشور باعث تعميق روزافزون شکاف در نظام شهري وگسيختگي شبکه ي شهري شده و نقش شهرهاي مياني و کوچک در ايجاد تعادل عملاً از بين رفته است. (پورمحمدي وهمکاران ،1388: 120)

جبر جغرافیایی

مفاهیم الگوی نخست شهری و قانون مرتبه واندازه درتحقیقات نظری و عملی

قانون اندازه و مرتبه و الگوی نخست شهری به ترتیب معرف نظام های سکونتگاهی متعادل و توزیع غیر متوازن اندازه سکونتگاه های شهری می باشند. اقتصاددانان توسعه و جغرافی دانان بویژه در دهه 1960 به نتایجی مبنی بر ساختارهای نظام های سکونتگاهی و سطح توسعه اقتصادی دست یافته اند. به اعتقاد آنها ، الگوی نخست شهری و قانون اندازه مرتبه به مثابه دوانتها و کرانه های یک طیف و پیوستار توسعه تلقی می شوند.

ایده شهر برتر ، شهری که به لحاظ جمعیت و توان و ظرفیت اقتصادی در نظام شهری نسبت به دیگر شهرها وضعیت بسیار متباینی دارد . در سال 1939 توسط مارک جفرسون مطرح گردید (1989   .(Jefferson,این شهر که اغلب و نه همیشه پایتخت بوده سهم بسیار بزرگی از جمعیت و فعالیت های اقتصادی کشور را به خود اختصاص می دهد و باتوجه به اهمیت ملی و نقش محوری که ایفا می نماید سعی در جذب هرچه بیشتر جمعیت نموده تا بدانجا که به لحاظ شمار جمعیت و اهمیت سیاسی و اقتصادی تناسب خود را با دیگر شهرهای کشور از دست داده و حالت بزرگ سری می یابد . جفرسون برای تعیین درجه نخست شهری با استفاده از داده های جمعیت شهرها در چهل و چهار کشور پیشرفته جهان ، مشاهده کرد که در هیجده کشور اندازه شهر نخست دوبرابر شهر دوم و در ده مورد دیگر شهر اول سه برابر شهر دوم جمعیت داشته است (( Omuta, 1986 , p.991 . لینسکی و آرنولد در تحقیق خود در مورد نخست شهرها در 39 کشور جهان ( آرژانتین ، فرانسه ، مکزیک ، مصر ، ایران ، انگلستان ، ژاپن ، پاکستان ، برزیل ، ترکیه ، چین ، هند ، کانادا ، ویتنام …..) نسبت یا میزان نخست شهری را در نواحی متروپل های بالاتر از یک میلیون نفری بر اساس آمار 1955 محاسبه کردند . براساس این مطالعه بالاترین نسبت در ویتنام 3/16 و  پایین ترین نسبت 1 درکشور کانادا احتساب گردید . شاخص نخست شهری در آرژانتین ، ایران ، ترکیه ، پاکستان و هند به ترتیب 1/9 ، 2/9 ، 3/3 ، 5/1 و 3/1 بوده است

((linisky , Arnolds .1969. دریک بررسی تاریخی از روند تکاملی شاخص هایی نخست شهری در کانادا کر جغرافیدان کانادایی به این نتیجه رسید که شاخص های نخست شهری از سال 1901 تا سال 1971 تدریجا از 3/1 به 1 تنزل یافته اند و تدریجا به سمت الگوی مرتبه – اندازه در سیستم سلسله مراتب شهری میل کرده است

(   (Kerr ,1968برخی از پژوهشگران ، نخست شهری را ماکروسفالی تعبیر کرده و برخی دیگر از بزرگی سر نخست شهر بر جثه نحیف کشورها سخن گفته اند (توفیق ، 1376 ، 2) .اما معمولا زمانی که نسیت جمعیت بزرگترین شهر به دومین شهر از عدد 2 بیشتر باشد ، اندازه شهر را نخست شهر می گویند (زبردست ، 1386 ،31)

دراکاکیس اسمیت ، نخست شهر را تسلط جمعیتی ، اقتصادی ، اجتماعی  و سیاسی یک شهر برتمامی شهرهای دیگر در داخل یک نظام شهری می داند.( اسمیت ، 1377، 51).

طبق تعریف سازمان ملل ، ویژگی نخست شهری ، تمرکزبالای جمعیت شهری کشورها دریک شهر یا مجموعه شهری است (United Nations,2004,97) گینزبرگ پیشنهاد کرد که بهتر است به جای دوشهر ، چهار شهر اول نظام شهری برای محاسبه میزان نخست شهری انتخاب گردد ، از همین رو اصطلاح « شاخص چهار شهر » را مطرح کرد ، که منظور از آن نسبت جمعیت شهر اول به مجموع جمعیت شهرهای رتبه دوم ، سوم وچهارم است .((Smith , 1995 ,96 سرانجام مهتا ( 1964 , 46) بهترین روش را برای تشخیص نخست شهر را سنجش نسبت اندازه شهر نخست به چهار شهر اول نظام شهری دانست.

ریچارد سون با تطبیق شاخص چهار شهر با قاعده ی رتبه – اندازه ، نسبت مطلوب شهر اول به مجموع چهار شهر نخست نظام شهری را 48/. دانسته است و به عقیده او این توزیع بهترین شکل برتری خواهد بود (عظیمی ، 1381 ، 67).

هندرسون عنوان کرده است که کشورهای با منابع محدودمجبورند سرمایه گذاری زیرساختی شان را دریک یا دو شهر متمرکز کنند، که همین امر باعث نخست شهری می گردد (2002 , 9 ). درواقع زیرساخت ها باعث جذب صنعت ، ایجاد اشتغال ، شروع مهاجرت و درنهایت منجر به نخست شهری می گردد ( Lim , 2005 ,124 ). به عقیده هندرسون ، باتوسعه کشورها وافزایش درآمد شان ، دولت ها قادر می گردند تا در مناطق پیرامونی نیز سرمایه گذاری کنند و همین امر باعث تشویق عدم تمرکز می شود . درواقع وی نشان میدهد که نخست شهری درابتدا افزایش و سپس با رشد سطح درآمد، کاهش می یابد.(Henderson , 2002 , 102 ).

در این زمینه و برمبنای مطالعات انجام گرفته ، ضمن بررسی نظام شهری کشور ، فرمولی ارائه شده که به عقیده محقق در اکثر کشورهای جهان سوم می تواند الگوی مناسبی باشد . ساختار کلی مدل ارائه شده بدین شرح است :

دراین رابطه  از مجموع جمعیتی شهرها استفاده شده است .  استفاده از این فرمول ، جمعیت شهر نخست را کاهش می دهد و شهرهای رتبه بعدی را به صورتی تنظیم می کند که به الگوی رتبه – اندازه نزدیک شود ( بهفروز ، 1378 ، 102)

نظریه های مربوط به نخست شهری ، بررسی نظام شهری را به چند شهر اول نظام محدود کرده اند ، اما زیپف با ارائه قاعده رتبه – اندازه ، نظرها را متوجه کل نظام شهری کرد . او مدعی شد که در نظام همگن اجتماعی – اقتصادی ، قاعده ی رتبه – اندازه صدق می کند و آن هم در شرایط است که نظام شهری کشور به حالت تعادل رسیده باشد . چنین توزیعی به عقیده بسیاری از پژوهشگران ، درکشورهای توسعه یافته ی صنعتی همچون آمریکا ، ژاپن و آلمان رخ می هد (تقی زاده ،1385 ، 27) علاوه بر شاخص های نخست شهری و قاعده ی رتبه – اندازه ، همچون هرفیندال ، هندرسون ، موماو والوصابی و دیگران ، بسیاری از نظریه پردازان به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل نظام شهری  از طریق مطرح مدل هایی ، میزان تمرکزو تعادل در نظام شهری را مورد محاسبه قرار داده اند .

تمدن روم :

تحقیقات باستان شناسان نشان می دهد که شبه جزیره آپنین خیلی بیشتر از شبه جزیره بالکان مسکونی بوده است . در هزاره دوم قبل از میلاد ، در دروه مفرغ ، تمدنی به نام ترامارها در شمال شبه جزیره شکل گرفت . هم زمان با تمدن ترامارها در شمال ، تمدن دیگری در جنوب و مرکز ایتالیا در حال شکل گیری بود. این تمدن را تمدن آپنین می نامند.

شرایط طبیعی و جغرافیایی :

خاستگاه اولیه تمدن روم باستان ، شبه جزیره ای چکمه ای شکل به نام آپنین واقع در مرکز دریای مدیترانه ای می باشد. همان طور که در نقشه مشخص است .این شبه جزیره از شمال به کوه های آلپ ، از شرق به دریای آدریاتیک ، از غرب به دریای تیرنی و از جنوب به دریای مدیترانه ای محدود می شود .

در امتداد شمالی –جنوبی شبه جزیره سلسله جبالی قرار گرفته که به کوه های آپنین شهرت داشته و بین این رشته کوه و دریا ، جلگه های ساحل فراوانی قرار دارند. در مقایسه با یونان ، در این شبه جزیره امکان جابجایی از یک بخش به بخش دیگر سرزمین ساده تر بود.

خلیج واقع در سواحل غرب و جنوب شبه جزیره ، مکان مناسبی برای لنگر انداختن کشتی ها بود.

کوه های آلپ ، شبه جزیره ی ایتالیا را از باد های سرد شمالی در امان می دارند و کوه های آپنین کرانه های باختری را از گزند بادهایی نامطلوب شمال شرق دور نگاه می دارند. بدین سبب جزیره دارای آب و هوای مدیترانه است. یعنی در تابستان گرم و خشک و در زمستان ملایم مرطوب است. رودخانه های عمده و نواحی حاصلخیز ایتالیا در مضرب آن قرار دارد و نواحی توسکانی ، لایتوم و کامپانی از نواحی معتبر ایتالیا بوده که قبایل متعددی مانند اتروسک ها ، سامنیت ها ،ایلیرها ، سابین ها ، لاتین ها در این مناطق از قدیم سکونت داشته اند، در بخش مرکزی سلسله مرکزی جبال آپنین ، رودخانه ای به نام تیبر جریان دارد. این رودخانه از میان کوه ها سرچشمه گرفته و از طریق جلگه ای پست ، آب های خود را به دریا می ریزد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها