سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ارائه چارچوبی از حاکمیت فضای عمومی

ارائه چارچوبی از حاکمیت فضای عمومی

چکیده

فضاهای عمومی محل تعاملات پیچیده بین ذینفعان مختلفی هستند که تصمیم گیری و فعالیت های آنها بر ویژگی­های مکان­ها اثرگذار است. این مقاله از نظریه حاکمیت برای ارائه رویکرد کلی به منظور درک پیچیدگی و کیفیت فرآیندهای شکل گیری مکان در فضاهای عمومی استفاده می کند. به خاطر فقدان مفهوم سازی دقیق از حاکمیت در طراحی شهری و فضاهای عمومی، این مقاله چارچوبی را برای تحلیل ظرفیت حاکمیت فضاهای عمومی معرفی کرده و از آن در یک فضای عمومی اصلی اما کاملا مورد نزاع در بریسبن استرالیا به نام «پارک ساحل جنوبی» استفاده می کند. چارچوب پیشنهادی چهار بخش اصلی را شامل می شود: 1) بازیگران و ذینفعان، 2) ساختار حاکمیت، 3) ابزارهای حکمرانی و 4) وظایف حکمرانی. این چارچوب تاکید ویژه­ای روی عوامل موقعیتی، نحوه شکل گیری و مدیریت فضاهای عمومی و اقتصاد سیاسی فضا دارد. استفاده از مطالعه موردی کاربرد PSGF را نشان می دهد که به تحلیل کل­نگرانه روندها در ساختار حاکمیت عمومی با درنظر گرفتن تنوع و پیچیدگی همه مولفه های دخیل کمک می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد حاکمیت پارک ساحل جنوبی دارای ساختار درهم، سلسله مراتبی و کاملا سیاسی است. اما آنجا یک فضای عمومی جذاب است که مشارکت مدنی در فرآیندهای تصمیم گیری در آن به شدت محدود است.

 مقدمه

بسیاری از متفکران اثرگذار حوزه شهری بخاطر افت کیفیت فضاهای عمومی مخصوصا عمومیت، معناداری، تنوع اجتماعی و اصالت آنها افسوس می خورند. چه انتقادهای اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یک از فضاهای عمومی در مفهوم سازی های ایدئال دیده شده باشد چه در ارزیابی های واقعی، فضاهای عمومی قطعا از جهات بسیاری در مقایسه با نمونه های قبلی خود در دوران قبل از جنگ جهانی دوم دچار تغییر شده اند. تغییرات وسیع تر اجتماعی، فن آوری، سیاسی و اقتصادی باعث تغییرات در فضاهای عمومی از جمله تولید، بازتولید و مدیریت فضاهای عمومی شده است یا جرقه این تغییرات را زده است.

امروزه بسیاری از فضاهای عمومی شهری در سراسر دنیا از طریق مشارکت ذیفنعان و بازیگران مختلف مثل سازمان های دولتی و واحدهای خصوصی طی مناسبات پیچیده و بهم وابسته شکل می گیرند. فراهم کردن فضای عمومی صرفا مسئولیت دولت­ها نیست. تقریبا تمام فضاهای عمومی که بعد از جنگ به مراکز شهری آمریکا اضافه شده اند توسط بخش خصوصی فراهم شده است. در استرالیا، انگلستان، نیوزلند و بسیاری کشورهای اروپایی، بنگاههای خصوصی مشغول ارائه و مدیریت فضای عمومی هستند. این مسئله به چند طریق انجام می شود، از مشارکت با دولت گرفته تا برعهده گرفتن مسئولیت کامل توسعه، قانونگذاری و مدیریت فضا (مثل فضاهای عمومی که مالکیت خصوصی دارند). بدون توجه به دلایل، این امر نشان دهنده علاقه روز افزون بخش خصوصی به فضاهای عمومی شهری است که بر سر منافع عمومی در فضاهای عمومی رقابت می کنند. انگیزه­ها و برنامه­های سه گروه اصلی ذینفعان فضای عمومی یعنی دولت، بخش عمومی و خصوصی، مجزا و اغلب متناقض است. همچنین کشمکش های درون گروهی بین این ذینفعان وجود دارد (مثلا کشکمش های جنسیتی یا درون نسلی بین کاربران عمومی یک فضا یا رقابت بین کسب و کارها بر سر استفاده از فضا). درنتیجه این مشاجرات، عملکرد و معنای فضاهای عمومی از زمانی به زمان دیگر و در موقعیت­های مختلف تغییر می کند.

بنابراین این تغییرات محققان را در مورد تعریف اصلی و کارکردهای مورد انتظار فضای عمومی به چند دسته تقسیم کرده است. برخی با مخالفت با مشارکت بخش خصوصی و برچسب­زدن آن با عنوان خصوصی­سازی استدلال کرده­اند چنین فضاهایی واقعا عمومی نیستند و در بهترین حالت فضاهای شبه عمومی هستند که نمی­توانند جایگزین فضاهای عمومی واقعی شوند. درحالیکه دیگران استدلال می کنند مشارکت بخش خصوصی در فراهم سازی فضای عمومی نباید تهدیدی برای عمومیت فضا تلقی شود بلکه فرصتی برای تقویت کیفیت مکان و مدیریت بهتر آن است. همچنین استدلال شده فراهم سازی یک مفهوم سازی ساده است که پیچیدگی و و ظرافت توزیع مجدد مسئولیت ها و حقوق در فضای عمومی را توضیح نمی دهد. در نبود تحقیق تجربی دقیق و نظریه های نوآورانه برای بررسی ماهیت پیچیده و مورد اختلاف فضاهای عمومی، همچنان معما ادامه دارد.

تحقیقات فضاهای عمومی معمولا بر ابعاد اساسی فضاهای عمومی توجه دارند، مثل نظریه های هنجاری فضاهای عمومی خوب یا موضع مثبت گرایان درباره نتایج جدا شده از فرآیندهای شکل گیری. تحقیقات روی ابعاد عملی محدود بوده و اغلب در دسته ای قرار می گیرد که به طور کلی «مدیریت فضای عمومی» نامیده می شود. در اینجا مدیریت فضای عمومی اینگونه تعریف می شود «مجموعه­ای از فرآیندها و روش ها که تضمین می دهد فضای عمومی می تواند تمام نقش های قانونی خود را انجام دهد درحالیکه تعاملات بین کارکردهای چندگانه و اثرات آن را به گونه ای مدیریت می کند که برای کاربران قابل قبول باشد.» با این وجود حتی این خط تحقیقی به بررسی پیچیدگی و تنوع ذینفعان، انگیزه ها و علائق و رابطه آنها نمی پردازد. نگرانی در خصوص اینکه چه کسی درباره نقش های قانونی فضای عمومی تصمیم می گیرد، قابل قبول بودن چگونه و توسط چه کسی تعریف می شود، چه کسانی کاربر هستند و آیا مشارکتی در فرآیندهای تصمیم گیری دارند یا نه به طور موثر در رویکرد مدیریت فضای عمومی استدلال نشده است.

این کمبود بر لزوم اتخاذ رویکردهای کل نگرانه­تر در ادبیات فضای عمومی شاید از طریق گفتمان حاکمیت فضای عمومی تاکید دارد. حاکمیت فضای عمومی مفهوم جدیدی نیست اما ظرفیت مطالعه فضای عمومی به طور کامل محقق نشده است. این مقاله تلاش دارد با پیشنهاد یک چارچوب حاکمیت فضای عمومی (PSGF) گام هایی در این خصوص بردارد. این مقاله استدلال می کند مفهوم حاکمیت دریچه خوبی برای مطالعه دینامیک های موقعیت و قدرت در شکل گیری فضای عمومی بعنوان یک فعالیت جمعی است که طیف وسیعی از ذینفعان را درگیر می کند. چارچوب پیشنهادی فضای عمومی در درک فرآیندهای شکل گیری مکان در فضاهای عمومی مختلف نقش داشته و ابعاد اصلی تصمیم گیری و قدرت را به شیوه کل نگرانه روشن می کند.

این مقاله در سه بخش تدوین شده است. اولا، مرور ادبیات فضای عمومی ارائه می شود. ثانیا، با تکیه برآموزه های مرور ادبیات، یک چارچوب کل نگرانه از حاکمیت فضای عمومی (PSGF) پیشنهاد و تبیین می شود. در بخش سوم، چارچوب پیشنهادی در یک فضای عمومی در مطالعه موردی استفاده می شود. این مطالعه موردی کاربرد PSGF را نشان می دهد که به تحلیل کل نگرانه روندها در ساختار حاکمیت فضای عمومی با درنظر گرفتن تنوع و پیچیدگی همه مولفه های دخیل کمک می کند. به طور ویژه، این مطالعه موردی نسبت به روندی که در آن صدای عمومی در فرآیند تصمیم گیری محدودتر شود هشدار می دهد.

مرور تحقیقات

بسیاری از تحقیقات حوزه فضای عمومی تا دو دهه قبل به محتواهای اساسی مثل کاربری، دسترسی و ویژگی های فیزیکی توجه داشتند و کار کمی درباره ابعاد رویه­ای چگونگی شکل گیری و مدیریت فضاها انجام شده بود. یک علت می تواند این باشد که در گذشته مرز بین قلمروهای عمومی و خصوصی به نحوی تعیین شده بود که فراهم سازی و مدیریت فضای عمومی عمدتا برعهده نهادهای دولتی مثل شورای شهر یا دولت بود. همچنین فضاهای عمومی بعنوان ظرفی درنظر گرفته می شدند که فعالیت های خاص یا اضافی ساختمان های مجاور درآنها انجام می شد و آن فعالیت­ها به جای خود فضا مورد توجه تحقیقات بوده است.

اما مشارکت رو به افزایش بنگاههای انتفاعی در شکل گیری فضاهای در دسترس عموم پیچیدگی بیشتری واردبحث­های فضای عمومی کرده و توجهات را از خصیصه های اساسی و اغلب فیزیکی به سمت ابعاد رویه­ای و اغلب مدیریتی تغییر داده است. فرم­های مختلف مشارکت بین بخش­های خصوصی و دولتی به طور ویژه در موقعیت های شهری رخ می دهد.

این تغییر اساسی در فراهم­سازی فضای عمومی و برداشت های ضمنی آن در معنی و کارکرد فضاها، محققان را به چند دسته تقسیم کرده است. در تحقیقات دو خط اصلی مجزا درباره مشارکت بخش دولتی – خصوصی در شکل گیری فضای عمومی را می توان شناسایی کرد. یک دسته به خاطر از دست رفتن یا کوچک شدن عمومیت و قلمرو عمومی افسوس خورده و خواستار پایان بخشیدن به دخالت بخش خصوصی است. اما دسته دیگر از کیفیت و کمیتی که مشارکت بخش دولتی– خصوصی می­تواند به فضاهای عمومی اضافه کند استقبال می کند. بخش های زیر شرح برخی از نکات اصلی است که این دو دسته مطرح می کنند.

بحث «خصوصی سازی فضای عمومی و از دست رفتن عمومیت»

خصوصی­سازی طبق قرارداد به معنی فروش مالکیت دولتی به افراد یا شرکت­ها است. اما فضاهای عمومی که خصوصی شده اند چند فرم و درجه داشته و می توان آنها را به صورت فضاهای قابل دسترس عموم تعریف کرد که عمدتا بنگاههای خصوصی مالک آنها بوده و این فضاها را توسعه می دهند و یا مدیریت می کنند. فضاهای عمومی که در مالکیت بخش خصوصی هستند مثل باشگاهها و مراکز خرید خالص­ترین فرم خصوصی­سازی فضای دولتی هستند درحالیکه مجتمع های فروشگاهی شهری یا پارک­ها که توسط شرکت­ها مدیریت می شوند در انتهای باریک­تر طیف خصوصی سازی قرار می گیرند. رایج ترین نوع فضاهای عمومی شهری خصوصی سازی شده در کشورهای توسعه یافته غربی عبارتند از مجتمع های فروشگاهی شرکتی یا محوطه­های اداری که از طریق برخی مشوق­ها شکل گرفته اند. یعنی کسب و کار خصوصی بخشی از زمین خود را آزاد کرده و درآن فضایی می سازد، آن را مبلمان کرده و نگهداری آن را برعهده می گیرد که این فضا طبق قرارداد در دسترس عموم مردم قرار بگیرد و در عوض مشوق هایی به شکل بهره­مندی از سیاست های منطقه بندی خاص، نسبت مساحت کف بیشتر، امتیاز رتبه­بندی و غیره دریافت کند. با این وجود، دیگر انواع خصوصی­سازی فضای عمومی از طریق بهسازی بافت، توسعه مجدد شهری و تقاضاهای سرمایه جهانی اتفاق می افتد. کاربری و دسترسی به فضا معمولا توسط نهاد خصوصی کنترل و نظارت می شود.

عمده تحقیقات فضای عمومی از منظر جغرافیای انسانی استدلال می کنند که خصوصی سازی فضای عمومی به عمومیت آن آسیب می زند. کوهن (2004) با تمایز بین یک فضای اجتماعی و یک فضای عمومی تایید می کند بنگاههای خصوصی می توانند اولی را بوجود آورند اما در بوجود آوردن دومی ناتوان هستند. او عنوان می کند در یک فضای حقیقتا عمومی مردم دارای عقاید مخالف این شانس را دارند که  همدیگررا ملاقات کنند و می توان آدم های ناخوانده را دید و صدای آنها را شنید، چیزی که نظام های مدیریتی با انگیزه­های اقتصادی کمتر توان تحمل آن را دارند. کنترل خصوصی از طریق سیاست­های ملموس و ناملموس، قوانین نشانه­شناسی یا شکل دادن به ادراکات و تعاملات مردم باعث بدترشدن محرومیت، تبعیض و جداسازی براساس نژاد، وضعیت اجتماعی اقتصادی، جنسیت و سن می شود. میشل (1995) استدلال می کند فضاهای عمومی خصوصی­شده می توانند «فهرست افراد مجاز برای ورود به فضای عمومی» را کوچکتر کرده و از ورود افراد بی خانمان یا فعالان سیاسی ممانعت کنند. اسمیت و لو (2006) می گویند کنترل بیش از حد روی فضای عمومی در آمریکا نتیجه گفتمان نئولیبرال غالب در برنامه­ریزی است که اثرات منفی بر سیاست دموکرات داشته است.

بحث «خصوصی سازی فضای عمومی و از دست رفتن اصالت»

سورکین (1992) اشاره می کند چون انگیزه بخش خصوصی در شکل­دهی فضاهای عمومی انباشت سود است، فضای کمی برای نوآوری مبتنی بر محل باقی می ماند و در عوض استانداردهای امتحان پس داده و قوانین بی خطر مثل انواع مختلف پارک های موضوعی یا دیزنی­سازی برای طراحی و مدیریت چنین فضاهایی به کار می رود که نتیجه آن ایجاد مکان های همگن و کلی است. او تصدیق می­کند دفاتر ملی یا بین المللی در شهرها به تبعیت از دولت های محلی و تحت تاثیر بازار در حال شکل­دهی بخش اعظم فضاهای شهری جدید با توجه به ویژگی­های خاص هستند که برای ساکنین طبقه متوسط، گردشگران، سرمایه گذاران و مصرف­کنندگان جذاب بوده و هویت محلی را کم کم از بین می برد. لوکاتیو – سیدریس و بانرجی (1993) هنگام مقایسه پلازاهای شرکتی سان فرانسیسکو و لس­آنجلس به نتایج مشابهی دست یافتند:

«مجتمع­های فروشگاهی شهری طوری طراحی شده­اند که مستقل از بافت خود بوده و تکه های منحصربفرد اما بخش بخش محیط شهری جدید هستند. از این نظر پلازاهای شهری بازتابی از شهرسازی بازار محور هستند که برای راضی کردن مشتریان از قبل تعیین شده برنامه­ریزی، طراحی و بسته بندی شده اند.. به بیان دقیق­تر هستند بدون توجه به اختلاف ها در سبک برنامه ریزی و فرآیند توسعه که در این دو شهر ایالت کالیفرنیا با آن مواجهیم، این مجتمع­ها به لحاظ فرم کاملا همگن هستند.»

بحث «فضاهای عمومی درحال افت نبوده بلکه درحال گسترش هستند.»

از سوی دیگر تحقیقاتی در خصوص نظارت بر فضاهای عمومی مخصوصا در آمریکا و انگلستان وجود دارد که نشان می دهد فضاهای عمومی همیشه تحت نظارت شدید بوده و هرگز به روی همه اعضای جامعه باز نبوده اند. عمومیت فضاهای عمومی آرمانگرایانه بوده است. در حقیقت این وضعیت محرومیت (افراد محروم) و حق فضا در فضاهای عمومی است که در طول زمان تغییر کرده است درحالیکه اغلب مردم متوجه آن نشده یا حتی اهمیتی به آن نمی دهند. ورپول و نوکس (2008) در تحقیق گسترده خود روی انواع مختلف فضاهای عمومی در انگلستان استدلال می کنند «برخلاف فرضیات مرسوم، فضای عمومی در محلات، شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک رو به کاهش نیست بلکه درحال گسترش است.» آنها عنوان می­کنند افراد از فضاهای عمومی که توسط بخش خصوصی فراهم شده مثل مجتمع­های مدرن شهری، دریاکنارها، تفرجگاه­ها، پیاده­راه­ها، مسیرها و فروشگاههای خیابانی استفاده می کنند و توجه زیادی به نظام مالکیت یا مدیریت موجود ندارند.

همچنین برخی می گویند مفهوم­سازی فضای عمومی بعنوان یک فضای سیاسی یا فضایی برای گفتگو بین گروههای مختلف اجتماع می تواند واقع­گرایانه نبوده و بنابراین نگرانی در خصوص حذف سیاست یا تنوع از فضاهای عمومی معمولا اغراق شده است. طبقه متوسط تمایل دارد از ورود افراد ناخوانده مثل افراد بی خانمان یا اراذل و اوباش به فضاهای عمومی جلوگیری کند. بسیاری از مفسران و ساکنین شهری حضور این گروههای به حاشیه رانده شده را نشانه افت فضای عمومی می­دانند. تحقیق در آمریکا نشان داد طبقه متوسط آمریکایی معمولا علاقه­ای به صرف زمان با غریبه­ها در فضاهای عمومی نداشته و سرگرمی را به فضاهای سیاسی ترجیح می دهند و از مکان هایی که اختلاف فرهنگی با آنها دارد دوری می کنند.

بحث «مشارکت بخش خصوصی در فراهم­سازی فضای عمومی بعنوان عامل توانمندکننده»

یک دسته از تحقیقات نشان می دهد افزایش مشارکت بخش خصوصی در شکل دهی به فضاهای عمومی به خودی خود نتیجه افت فضای عمومی است. ناتوانی بخش دولتی در فراهم­سازی و حفظ کیفیت فضاهای عمومی در کلان­شهرهای غربی در دهه های 60 تا 90 میلادی به خاطر چند کمبود که می توان ذیل عنوان کلی «مدیریت نادرست» قرار دارد به شدت مورد انتقاد بود. فضاهای عمومی کثیف، رها، پر از دیوارنوشته و آشغال، ناامن، احاطه­شده با خودروها و بزرگراهها، نامناسب و ناامن برای زنان، کودکان، جمعیت سالخورده و افراد دارای ناتوانی و مانند آن بود.

به خاطر نداشتن بودجه کافی، مقامات شهرها از بخش خصوصی خواستند تا به ترمیم فضاهای عمومی رها شده کمک کند. بنابراین مشارکت بخش خصوصی – دولتی و فضاهای عمومی تحت مالکیت بخش خصوصی در انگلستان، آمریکا، استرالیا، کانادا، نیوزلند و کشورهای دیگر برای تقویت کیفیت فضاهای عمومی افزایش یافت.

شکاف در تحقیقات: نیاز به رویکرد کل­نگر برای شکل گیری فضای عمومی

بحث مربوط به کیفیت در مقابل عمومیت باعث تغییر الگوی دوم در تحقیقات و مفهوم­سازی فضاهای عمومی شده است. حجم زیادی از تحقیقات خواستار درک فضاهای عمومی هستندزیرا اکنون اینگونه تلقی می­شود که شکل­گیری فضای عمومی یک فرآیند پویا است که طی آن تعریف ها، حقوق، انتظارات و روش های ارائه و مدیریت دائما درحال تغییر بوده و از نو تعریف می شود.

مکان­سازی بعنوان رویکردی نویدبخش برای فراهم­سازی مکان عمومی علی­الخصوص در طراحی شهری محبوبیت زیادی پیدا کرد. تاکید عمده آن روی هویت، معنا و دلبستگی به مکان دارد؛ برای فرآیندهای از پایین به بالا در شکل گیری مکان­ها ارزش قائل می­شود؛ و حامی مشارکت جامعه است. اما مکان­سازی یک نسخه انتزاعی و هنجاری برای کار برنامه­ریزی و طراحی است (یعنی راهی ویژه برای ساختن مکان تجویز می کند).همچنین نگرانی­های مربوط به خصوصی­سازی و حقوق فضا را درنظر نمی گیرد.

یک مفهوم­سازی کل­نگر از فضای عمومی نیاز است تا کیفیت و عمومیت را همراه با منافع متضاد ذینفعان مخلتف درنظر بگیرد. محققان جغرافیای انسانی و برنامه­ریزی در جستجوی چنین رویکرد کل نگر به سمت گفتمان حاکمیت فضای عمومی برگشته اند. جدول 1 خلاصه ای از تحقیقات در حوزه حاکمیت شهری و مدیریت فضای عمومی ارائه می دهد که در سه دهه اخیر چاپ شده اند. در بین تحقیقاتی که در جدول 1 آمده، دو تحقیق کانون اصلی ادامه این مقاله است. هر دو تحقیق را محققان دانشکده برنامه ریزی بارتلت در UCL انجام داده اند (کارمونا 2014؛ کارمونا و همکاران 2008).

اول، کارمونا و همکاران (2008) چارچوبی مفهومی از مدیریت فضای عمومی ارائه می­دهند که از چهار بخش اصلی «نظارت»، «سرمایه گذاری»، «نگهداری» و «هماهنگی» تشکیل شده است. طبق استدلال آنها هر نظام مدیریتی را می توان با این فرآیندهای اصلی شناسایی کرد. شرط موفقیت مدیریت در نظارت، نگهداری و توسعه مجدد، منابع سرمایه­ای و تخصصی است که دارد. بخش چهارم یعنی «هماهنگی مداخلات در فضای عمومی» سه بخش دیگر را به هم متصل کرده و فعالیت­ها و عاملین دخیل در فرآیندهای ارائه و مدیریت را هماهنگ می کند. این چارچوب ابزاری مناسب برای تحلیل فعالیت­های مدیریت فضای عمومی ارائه می­دهد. کارمونا و همکاران (2008) که مدیریت را به گستردگی حاکمیت در چارچوب خود قرار دادند می پذیرند که باید در مورد فضاهای عمومی این سوالات مطرح شود که ویژگی های آن چگونه تعیین شده، کشمکش ها چگونه حل می شود و حقوق چگونه افشا می­شود.  اما چارچوب انها روابط بین ذینفعان مختلف در فرآیند شکل گیری فضای عمومی را توضیح نداده و به طور ویژه نحوه مشارکت عموم مردم در این فرآیند را شفاف سازی نمی کند. همچنین، نقش نظام های مختلف برنامه ریزی و طراحی که عامل مهم تعیین کننده در پیدایش فضای عمومی و استفاده از آن است به خوبی در این چارچوب تبیین نشده است.

دوم، در تحقیق اخیر که براساس مطالعه گسترده فضاهای عمومی در لندن انجام شده، کارمونا (2014) نظریه جدیدی در فرآیند طراحی شهری پیشنهاد می دهد به نام «طیف شکل گیری مکان». او نظریه خود را مبتنی بر زمان و مکان قرار داد و استدلال کرد شکل گیری مکان یک فرآیند پیوسته و پویا است. کارمونا استدلال کرد مکان­ها یا «برای استفاده شکل می گیرند» یا «از طریق استفاده شکل می گیرند» به این معنی که حتی مداخلات ناخودآگاه مثل مداخلات کاربران معمولی، بخشی از فرآیندهای شکل دهی و شکل گیری مجدد فضا است. مدل کارمونا از سه لایه قدرت، سیاست و فضا تشکیل شده است. این مدل تاکید زیادی روی عوامل موقعیتی، تاریخ و روابط قدرت دارد. این مدل چهار نوع فرآیند شکل­گیری فضا را پیشنهاد می­دهد: «طراحی، توسعه، فضا (یا مکان) مورد استفاده و مدیریت»، با تاکید بر اینکه این فرآیندها دایره­ای بوده و در عمل اغلب با هم همپوشانی دارند.

جالب­ترین ویژگی مدل کارمونا این است که روش طراحی شهری را به مداخلات ناخودآگاه هر فردی که در فضاهای عمومی حاضر می شود بسط می دهد اما به طور همزمان آن را به پروژه های فضای عمومی محدود می کند. پیامد چنین تفسیری این است که فرض می کند همه ذینفعان دخیل در فراهم­سازی فضای عمومی و مدیریت جمعا بعنوان طراحان شهری عمل می کنند؛ و بنابراین هیچ حضور مستقلی در مدل ندارند. این مسئله می تواند مشکل­ساز باشد چون ذینفعان اغلب از تبار متفاوت و غالبا متناقض به لحاظ انگیزه، منفعت، پیش­بینی و غیره هستند. در حقیقت، ماهیت مورد اختلاف فضای عمومی و تضاد منافع در مقاله کارمونا ذکر شده است. با این حال خود مدل پیچیدگی و ظرافت­های روابط قدرت بین ذینفعان مختلف را درنظر نمی­گیرد که نهایتا منجر به ایجاد معنا و تصویر جمعی از فضای عمومی می شود. به عبارت دیگر، مدل فاقد پیش­نیاز است: عمومیت فضای عمومی همه فرآیند شکل گیری فضا را به چالش کشیده و بنابراین ماهیت فضای عمومی تغییر می­کند.

این مقاله با پیشنهاد دادن یک چارچوب تحلیلی از فضای عمومی با تاکید بر حاکمیت فضا در بحث جاری نقش دارد، حوزه ای که در مدل های قبلی به طور کامل بررسی نشده است. در انجام این کار بهتر است مفهوم حاکمیت، حاکمیت شهری و حاکمیت مکان را تعریف کرد. اصطلاح حاکمیت در سیاست و مدیریت دولتی به منظور دلالت بر تغییر نحوه حکمرانی قراردادی، معروف به دولت، به مدلی کارآمدتر و موثرتر یعنی فرآیند حکمرانی از طریق شبکه بازیگران، استفاده می شود. این تغییر نشان دهنده تلاش برای تمرکززدایی از قدرت، زیرسوال بردن سلسله مراتب و حذف نقش مدیریتی دولت رسمی به منظور واگذاری اختیار به موسسات غیردولتی است.

حاکمیت به گونه­های مختلفی مثل شرکتی، جهانی، زیست محیطی، مشارکتی، مدیریتی و شهری اشاره دارد. حاکمیت شهری به طور ویژه به­صورت فرآیندهای کنترل، هماهنگ­سازی و نظارت بر امور شهری تعریف می شود؛ و جامعه شهری را به سمت اهدافی سوق می دهد که به صورت جمعی تعریف شده است. این مفهوم بازیگران رسمی و غیررسمی، موسسات و سازمان هایی فراتر از دولت یا کشور را دربر می گیرد؛ ارتباط محکمی با ساختار قدرت در سیستم سیاسی دارد و نشان دهنده ارزش های اساسی و عملکرد جامعه است. هیلی (2010) با تاکید بر برنامه ریزی مشارکتی، حاکمیت مکان را «فعالیت جمعی و آگاهانه مدیریت و توسعه مکان» تعریف می کند که به صورت نحوه برنامه ریزی مشارکتی و طراحی مکان ها با توجه به ویژگی­ها، خصیصه­ها و ظرفیت­های آنها تئوریزه شده است.

جدول 1. حاکمیت و تحقیقات – استخراج مفاهیم و ابعادی که می توان در شکل گیری چارچوب حاکمیت فضای عمومی استفاده کرد.

محقق موضوع ابعاد مرتبط با حاکمیت
کارمونا (2014) طراحی شهری موقعیت؛ قدرت؛ سیاست؛ اقدامات
دی ماگالیز و کارمونا (2009) مدیریت فضای عمومی مدل های مدیریت؛ فعالیت های مدیریت
هیلی (2010، 2015) توسعه شهری حاکمیت مکان؛ شرایط اجتماعی اقتصادی؛ ساختار قدرت؛ جامعه مدنی؛ روابط ذینفعان
رودز (1997؛ 2007) حاکمیت شبکه بازیگران؛ رابطه بین بازیگران؛ فراهم سازی خدمات عمومی؛ انواع حاکمیت
پیر (1999؛ 2005؛ 2014) حاکمیت شهری نیروهای اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک؛ مدل های حاکمیت شهری؛ اهداف اصلی؛ ابزارها؛ نتایج
گوفی و هیلی (2003) حاکمیت مکان تحلیل سازمانی؛ تشکیل اجتماع؛ ظرفیت حاکمیت؛ مکان؛ روابط و شبکه سازی
تیسدل و آدامز (2011)؛ آدامز و تیسدل (2013) فرآیند طراحی و توسعه شهری بازیگران و ذینفعان و نقش آنها در توسعه؛ اقدامات توسعه و مدل های توسعه؛ وضعیت حاکمیت
هاروی (1989) سرمایه اقتصادی و حاکمیت شهری تبدیل حاکمیت شهری؛ اثرات اقتصادی و سیاسی
کارمونا (2016الف و ب) طراحی شهری و حاکمیت انگیزه های مداخله؛ کیفیت طراحی (در تعریف گسترده خود)؛ اختیار؛ قدرت؛ فعالیت؛ابزارهای حاکمیت؛ ابزارهای حکمرانی رسمی و غیررسمی
کنت (2013) مکان سازی ظرفیت جامعه؛ مدیریت؛ اقدامات از پایین به بالا و مکان محور
استوکر (1998) حاکمیت مفهوم سازی حاکمیت؛ بازیگران فراتر از دولت؛ اهمیت قدرت در روابط بین بازیگران؛ شبکه های خودحاکمیتی بازیگران؛ ظرفیت حاکمیت
گوتبرت (2006) برنامه ریزی و طراحی شهری نقش ایدئولوژی در شکل گیری فضاهای شهری؛ روابط بین طراحی شهری و سیاست
وبستر (2007) حقوق مالکیت و فضای عمومی اهمیت مصرف در حکمرانی فضای عمومی؛ تراژدی مردم عادی؛ اقتصاد فضای عمومی
هامبلتون (2015) رهبری محلی در مکان سازی نتیجه (جامعیت و برابری)؛ خصیصه های حاکمیت شهری خوب؛ بازیگران (جامعه مدنی، دولت، بازارها)؛ دولت محلی
گونزالس و هیلی (2005) نظریه سازمانی و ظرفیت حاکمیت نقش موسسات؛ روابط و تعاملات بین بازیگران؛ عرصه ها؛ گفتمان (تدوین قالب مسائل، مشکلات، راه حل­ها، منافع)؛ ساختار قدرت؛ موقعیت تاریخی و جغرافیایی؛ روش ها (فعالیت­ها)؛ ادراکات بازیگران؛ حس تعلق

چارچوب حاکمیت فضای عمومی

شکل 1 که برگرفته از مرور تحقیقات قبلی است چارچوب پیشنهادی حاکمیت فضای عمومی (PSGF) شامل بخش های اصلی 1) ساختار حاکمیت؛ 2) بازیگران و ذینفعان؛ 3) ابزارهای حکمرانی؛ و 4) وظایف حکمرانی را نشان می دهد.

ساختار حاکمیت: قدرت، اختیار و روابط ذینفعان

ساختار حاکمیت اثرگذارترین بخش حاکمیت است که مستقیم یا غیرمستقیم بر کل مناسبات حاکمیت اثرگذار است. قدرت (یعنی نحوه توزیع حاکمیت)، اختیار و روابط ذینفعان ساختار حاکمیت فضای عمومی را توضیح می دهد. در ادامه چهار ساختار توضیح داده شده است، به خاطر داشته باشید که در عمل حاکمیت فضای عمومی می تواند ترکیبی از دو ساختار بوده یا با گذشت زمان از یک شکل به شکلی دیگر درآید.

  • در حاکمیت سنتی، قدرت کاملا متمرکز در بخش دولتی است (مثل دولت محلی). دپارتمان های دولتی تامین مالی، توسعه و مدیریت فضا را انجام می دهند درحالیکه بخش خصوصی یا جوامع محلی ممکن است قدرت مداخله داشته یا نداشته باشند. اختیار مداخله همیشه با دولت است. شهروندان ممکن است به طور غیرمستقیم از طریق رای گیری مرسوم در فرآیند تصمیم گیری دخیل باشند. حاکمیت سنتی به خاطر ناکارآمدی، نتایج بی خاصیت یا کم کیفیت و مدیریت ضعیف مورد نقد است.
  • در حاکمیت مدیریتی، مسئولیت دخالت و کنترل به شکل رسمی درآمده و برعهده سازمان­های مدیریت مثل سازمان­های متعارف دولتی یا نهادهای نیمه خصوصی که توسط دولت تاسیس شده اند گذاشته شده است. این شکل از حاکمیت به «مدیریت دولتی جدید» (NPM) نیز معروف است. NPM در ابتدا واکنشی به مدیریت سنتی، سلسله­مراتبی و بروکراتیک بود. این روش با استفاده از تخصص و منابع بخش خصوصی و با الهام از مفاهیم بازار مثل تقاضا، عرضه، مشتریان و تولیدکنندگان، قصد دارد راندمان، مقرون به صرفگی و ارائه حرفه­ای را به خدمات بخش عمومی بیاورد. در این مدل، قدرت می تواند در دولت متمرکز شده یا به سازمان مدیریتی واگذار شود. با کاربران مانند مشتری رفتار شده و رضایت آنها بر تصمیمات اتخاذ شده توسط سازمان مدیریت فضا اثرگذار است. اختیار در چنین حاکمیتی سلسله مراتبی است و از طریق سازمان مدیریتی و پیمانکاران آن پراکنده می شود. در اینجا چالش اصلی جلوگیری یا حل و فصل برخوردهای احتمالی بین تخصص و فرهنگ موسسات خصوصی و نهاد دولتی است.
  • در حاکمیت بازار محور، خدمات عمومی مانند کالاهای قابل معامله فرض می شوند؛ بخش دولتی بخش خصوصی را توانمند می­سازد تا خدمات عمومی را ارائه و مدیریت کند؛ و رقابت بین ارائه دهندگان خدمات تشویق می شود. این اتفاق در موقعیت های نئولیبرال می افتد. نمونه های آن عبارتند از مجتمع های فروشگاهی و مراکز خرید با مالکیت بخش خصوصی. ادبیات فضای عمومی این فرآیند را خصوصی­سازی فضاهای عمومی می نامد. براساس توافق بین دولت و بخش خصوصی، توزیع قدرت و اختیار می تواند متغیر باشد. مثلا در یک مجتمع فروشگاهی با مالکیت بخش خصوصی، مالک خصوصی معمولا حق و قدرت کنترل، اعمال اختیار و تصمیم گیری در خصوص کاربری شایسته و کاربران فضا، امنیت، نظارت و غیره را دارد.
  • در حاکمیت از طریق شبکه­ها، طیف وسیعی از ذینفعان بخش های دولتی و خصوصی و اعضای جامعه برای ارائه خدمات عمومی باکیفیت همکاری می کنند. ذینفعان روابط خود را براساس اعتماد، همکاری داوطلبانه و خودسازمانی می سازند. هیچ قدرت حاکمی وجود ندارد و قدرت بین ذینفعان توزیع شده است؛ تصمیم گیری به صورت جمعی است؛ دولت جوامع محلی، شهروندان و کسب و کارها را توانمند می­سازد تا در فرآیندهای تصمیم گیری مشارکت کنند و اختیار بین ذینفعان تقسیم شده است. نمونه های آن عبارت است از فضاهای عمومی که توسط گروههای اجتماعی با سرمایه­گذاری جمعی ساخته و مدیریت می شوند و فضاهای عمومی که هیچ بخش خصوصی غالبی تامین مالی آن را برعهده نداشته بلکه توسط سازمان هایی مثل خیریه­ها، متولیان، NGOها، جوامع محلی، هیئت های دارای نمایندگانی از همه ذینفعان دخیل یا قراردادهای مبتکرانه مشابه تاسیس و مدیریت شده اند.

شکل 1. فلوچارت چارچوب حاکمیت فضای عمومی

بازیگران و ذینفعان

ویژگی هستی­شناسانه چارچوب پیشنهادی این است که شکل گیری فضای عمومی را حرکت چند بازیگر و ذینفع (فراتر از بدنه دولت) درنظر می گیرد که انگیزه ها، نگرش ها و منافع آنها متفاوت و شاید متناقض باشد. بازیگران و ذینفعان می توانند یک یا چند نقش مدیر، طراح، برنامه­ریز، کاربر و غیره را داشته باشند. سه گروه اصلی ذینفعان با منافع و ادراک سازمانی متفاوت عبارتند از شهروندان (افراد)، بخش دولتی (مثل دولت محلی) و بخش خصوصی (مثل خرده­فروشان). به طور قابل توجه، این گروهها واحدهای همگن نیستند. کاربری که ساکن محل نیز باشد احتمالا انتظارت متفاوتی با کاربری دارد که فقط بازدیدکننده است یا اینکه سازمان مدیریت می تواند طراح یا سیاست گذار نیز باشد. بنابراین نقش ها موقتی و قابل تغییر بوده و می توانند همپوشانی داشته باشند.

ابزارهای حکمرانی

حاکمیت مستلزم اتفاق نظر، اصول پایه، قانون و اعمال قانون برای تحقق اهدافش است. بسته به ظرفیت و فرهنگ حاکمیت، سطح اعتماد بین ذینفعان و مقداری که دغدغه های جامعه محلی و صدای گروههای حاشیه­ای توسط دولت رسمی شنیده می شود، ابزارهای حکمرانی می توانند فرم های متفاوتی با سیاست های ابلاغی مختلف داشته باشند.

ابزارهای حکمرانی می توانند رسمی یا غیررسمی باشند. مشوق ها، راهنمایی و کنترل سه مقوله ابزارهای حکمرانی رسمی هستند. این ابزارها را می توان به برنامه جامع، رهنمودها، اقدامات قانونی یا قوانین محلی در فضاهای عمومی منتقل کرد. کاربرد هریک از این ابزارها ارتباط محکمی با ساختار حاکمیت، وظایف حاکمیت و بازیگران دخیل در سراسر فرآیندهای توسعه و مدیریت دارد. مثلا درحالیکه مشوق ها کم و بیش محیط فیزیکی را می سازند، قوانین محلی در مرحله اجرا به نظارت بر محیط رفتاری می پردازند. ابزارهای حکمرانی رسمی را یا می توان از طریق همکاری بازیگران و اتفاق نظر آنها یا توسط موسسه مسئول تعریف کرد. از نظر سطح مداخله، مشوق­ها کمترین میزان مداخله را دارند و کنترل (نظارت) بعنوان مداخله­گرترین ابزار شناخته می شود.

ابزارهای غیررسمی آن راههای غیررسمی حاکمیت هستند که ذینفعانی غیراز دولت رسمی اجرا می­کنند. میشل و استیهلی (2009) خاطرنشان می­کنند قوانین فرهنگی ریشه رفتار عامه مردم در فضاهای عمومی هستند. سازمان­های مدیریت غیردولتی و عامه مردم سهم خود از ابزارهای غیررسمی را دارند. ارزش­های اجتماع، آرمان­ها و دلبستگی­ها همه بخشی از ابزارهای حاکمیت غیررسمی در فضاهای عمومی هستند. همچنین، تصاویر کلی که مردم از فضا دارند نیز عامل تعیین کننده در نحوه استفاده یا رفتار آنها در آن فضا است.

وظایف حاکمیت

مناسبات حاکمیت برای هدایت و هماهنگ­سازی مداخلات و بازیگران به سمت اهداف، شکل گیری فضا و تامین مالی دو وظیفه اولی اجرا می­شوند. شکل گیری فضا عبارت است از تعیین هدف، برنامه ریزی، طراحی، توسعه، مدیریت و حفظ فضا. اینها اقداماتی هستند که کارمونا (2014) آن را فرآیندهای طراحی شهری یا شکل گیری مکان می نامد. همه این اقدامات در تعیین کیفیت محیط اهمیت دارند. هنگام مطالعه حاکمیت فضاهای عمومی، باید فهمید ایده های توسعه چگونه تصور می شوند و از طراحی به توسعه و مدیریت می­رسند؛ اینکه منابع چگونه رهبری می­شوند؛ و مدیریت در طول تغییرات در شرایط سیاسی و اقتصادی چگونه عمل می کند.

کاربردPSGF در یک مطالعه موردی فضای عمومی

مطالعه موردی این تحقیق پارک ساحل جنوبی (SBP) در بریسبن، پایتخت ایالت کوئینزلند استرالیا است (شکل 2). این پارک که 17 هکتار زمین را شامل می شود ترکیبی از فضاهای محوطه­سازی شده سخت و نرم و فضاهای خرد است که برای فعالیت های تفریحی، جشن های ملی و محلی، جشنواره­های قومی، رویدادهای اجتماعی و بازارهای سرباز ساخته شده است. موسسات فرهنگی و آموزشی، گالری­های هنری، موزه ها و ردیفی از رستوران های خوب این پارک را احاطه کرده­اند (شکل 3). از این پارک تا هتل ها، سینماها، بارها و مرکز نمایشگاهی و همایش­های بریسبن پیاده راه­هایی کشیده شده است. SBP چند جایزه طراحی و مدیریت شهری را بعنوان فضای عمومی موفق برنده شده است. این پارک سالانه حدود 10 میلیون گردشگر را جذب می کند.

انتخاب مطالعه موردی: چرا SBP؟

علت انتخاب این مطالعه موردی را از سه جهت می توان بررسی کرد. اول، تحقیقات اصلی شهری تحت سلطه مطالعات تغییر شهری در شهرهای دنیا و یا کلان شهرهای دارای برند و پایتخت های بخش شمالی دنیا بوده است. این مقاله به درخواست تحقیق بیشتر روی شهرهای کوچک و متوسط پاسخ داد تا تعمیم پذیری تحقیقات شهری افزایش یابد. بریسبن با جمعیتی بالغ بر 1.2 میلیون نفر و GDP معادل 12% توکیو شهری با اندازه متوسط لحاظ می شود. دوم، SBP حاکمیت پیچیده و چند بعدی دارد و یک فضای موردنزاع از نظر اقتصادی و سیاسی است. در طول سالها، این شهر چند فرآیند شکل گیری آگاهانه و خط مشی های مشخص کنترل و مدیریت داشته و چند مرحله طراحی و توسعه را پشت سر گذاشته است. حاکمیت مبتکرانه یک فضای عمومی محبوب که مشارکت فعال بخش خصوصی در فرآیند مدیریت را داشته، SBP را تبدیل به نمونه ای کرده که ارزش تحقیق دارد. تعدد بازیگران و ذینفعان دخیل در فرآیندهای توسعه و مدیریت و جذابیت آن برای سیاستمداران و بخش خصوصی یک مطالعه موردی غنی و چندلایه فراهم کرده که اجازه می دهد ظرافت مدل پیشنهادی آزمایش شود. عملی بودن داده های دست اول سومین علت انتخاب SBP بود چون محل زندگی و کار محققان در بریسبن است و به خوبی با ناحیه و شهر مطالعه موردی آشنا هستند.

ترکیب مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل سند برای مطالعه SBP و درک ساختار حاکمیت مکان آن انجام شد. 10 مصاحبه با مدیران قبلی وفعلی، برنامه­ریزان، مشاوران و ترتیب­دهندگان مراسم­ها انجام شد (مستقر در سازمان­های مختلف و  دارای مسئولیت در زمان های مختلف). زمانبندی مصاحبه براساس نقشی که هر فرد یا موسسه در توسعه و مدیریت SBP داشت تنظیم شد. همچنین اسناد و متون سیاسی مربوطه متشکل از مطالب الکترونیک و چاپی بررسی شد. برنامه جامع south bank، قانونcorporation south bank (ABCA) مصوب 1989 و الحاقیه های آن، گزارش­های سالانه corporation south bank و وب سایت­های دولت کوئینزلند، شورای شهر بریسبن و corporation south bank بین منابع بود.

عامل موقعیتی و سابقه شکل گیری فضای SBP

SBP ابتدا مکان ملاقات، شکار و تجمع برای افراد بومی بود. بعد از رهایی بریسبن از استعمار اروپا در دهه 1840، این منطقه تبدیل به بندر اصلی بریسبن شد. در دهه 1930، ساحل جنوبی (South bank) تبدیل به یک ناحیه صنعتی پرجنب و جوش بود که اطراف آن را اسکله­ها، بازارها، سالن های رقص و سالن های تئاتر فرا گرفته بود. اما بعد از جنگ جهانی دوم، این ناحیه رو به افول رفت و تا سال 1984 از نگاه عموم مردم یک مکان بی ارزش بود.

توسعه معاصر ساحل جنوبی به دهه 1980 بازمی گردد، زمانی که بریسبن برای میزبانی اکسپو 1988 انتخاب شد. تصمیم به برگزاری نمایشگاه بعد از مذاکره های طولانی گرفته شد که دولت ها و رایزن­های فدرال و ایالتی درآن مشارکت داشتند. در آن زمان مقامات بریسبن تلاش داشتند شهر را در نقشه جهانی قرار دهند. طرح اولیه دولت ایالتی بعد از اکسپو فروش زمین آن به شرکت های خصوصی بود تا هزینه ها را جبران کند. اما موفقیت اکسپو در جذب مردم به این ناحیه باعث شد این منطقه شهری دوباره در نقشه ذهنی شهروندان و بخش خصوصی قرار بگیرد (زیرا بخش خصوصی قصد داشت پروژه های بزرگ را اجرا کند). سپس عموم مردم خواستار تداوم محیط اکسپو شدند و با طرح پیشنهادی خصوصی­سازی و توسعه کل ناحیه مانند CBD در شمال مخالفت کردند. در نهایت با فشار افکار عمومی 17 هکتار از 40 هکتار زمین آن برای مجموعه ای از فضاهای در دسترس عموم حفظ شد. بقیه محل زیر طرح توسعه نسبتا فشرده و با کاربری ترکیبی با تاکید بر صنعت هتلداری، غذا و نوشیدنی قرار گرفت.

ساحل جنوبی بعنوان بخشی از یک جهت گیری جدید احیا شد که بریسبن در رقابت با دیگر شهرهای استرالیا مثل سیدنی، ملبورن و آدلاید در جذب سرمایه­گذاری اقتصادی و مهاجران دارای مهارت داشت.

ساختار حاکمیت در SBP

تحلیل قدرت، اختیار و روابط ذینفعان در SBP دو ساختار حاکمیت متفاوت را قبل و بعد جولای 2013 نشان می دهد.

شکل 2. پارک ساحل جنوبی واقع در داخل شهر بریسبن

شکل 3. نقشه پارک ساحل جنوبی

قبل از جولای 2013

بین سالهای 1989 و 2013، توسعه و مدیریت SBP بعنوان بخشی از ناحیه 40 هکتاری corporation south bank توسط شرکت corporation south bank (SBC) انجام می شد که یک نهاد قانونی بود که پارلمان کوئینزلند از طریق قانون corporation south bank مصوب 1989 (SBCA) تاسیس کرده بود. ساختار حاکمیت SBP در این دوره را می­توان ترکیبی از مدل های مدیریتی و سنتی توصیف کرد. در این دوره، SBC مسئول ارزیابی طرح های توسعه، بازاریابی کسب و کارهای بالقوه و امور مالی، مدیریت هر روزه منطقه از جمله انجام امور امنیت و نظافت، نظارت، برگزاری رویدادها و مدیریت املاک اجاره ای تجاری و خرد بود.

SBC توسط هیئتی متشکل از 7 تا 9 عضو مدیریت می شود که کارشناس مالی، مدیریت املاک، خدمات اجتماعی، معماری و برنامه­ریزی هستند. دولت ایالتی می­تواند دو نماینده داشته باشد، دو نماینده از BCC هستد و بقیه نمایندگان بخش خصوصی هستند که توسط وزیر پیشنهاد و توسط کابینه منصوب شده اند. براساس SBCA، وزیر تغییرات کوچک در طرح توسعه مصوب را تصویب می­کند و می­توانددر صورت لزوم دستورات جدیدی با توجه به منافع عمومی به SBC بدهد. دولت ایالتی بعنوان مالک زمین بیشترین اختیار را روی زمین دارد و تامین مالی توسعه و مدیریت را انجام می دهد.

SBC تخصص را وارد فرآیند مدیریت و توسعه کرد؛ روی نتایج بهتر متمرکز بود؛ و انعطاف پذیری را برای تحقق طراحی و مدیریت با کیفیت فراهم کرد. تلفیق قدرت و مدیریت SBC، در دسترس بودن آن برای کسب و کارهای محلی (دفتر SBC در این ناحیه واقع شده است) و فرهنگ سازمانی آن که از همکاری با سرمایه گذاران در این ناحیه استقبال می کند باعث شده ظرفیت حاکمیت برای کسب و کار محلی بوجود آید؛ چیزی که چندین بار در طول مصاحبه­ها به آن اشاره شد:

«….SBC روابط کاری قدرتمندی با اغلب ذینفعان داشت. شرکت corporation south bank تشکیل سازمانی به نام Business South Bank را شروع کرد که تلاشی برای توسعه و ایجاد شبکه بین کسب و کارهای کوچک و بزرگ در ساحل جنوبی بود که نفع مستقیمی در موفقیت آن، مخصوصا در موفقیت اقتصادی آن داشتند. آنجا مثل یک اتاق بازرگانی کوچک بود.»

اما رویکرد کارشناس محور و از بالا به پایین SBC فضای کمی برای مشارکت عمومی در فرآیندهای تصمیم گیری باقی گذاشت. SBCA شرکت را ملزم کرده بود هنگام آماده سازی یا اصلاح طرح های توسعه با جامعه مشورت کند. در مراحل مقدماتی توسعه، SBC طرح های جامع پیشنهادی را به معرض نمایش گذاشت و بازخورد عموم را دریافت کرد. SBC قدرت این را داشت که نظرات مردم را استفاده یا رد کند. در این خصوص وزیر تصمیم گیرنده نهایی بود. با این وجود، هیچ استراتژی خاصی برای ارائه موثر ظرفیت حاکمیت برای مشارکت عمومی در فرآیندهای تصمیم گیری وجود نداشت. مشاوره عمومی به اشتراک گذاردن اطلاعات است نه لزوما تسهیم قدرت. به طور مثال یک نتیجه این رویکرد معیوب گسستگی بین SBP و محلات جنوبی بود. استدلال شده است که توسعه ساحل جنوبی هویت کاملا متفاوتی بوجود آورده و هیچ ارتباط بصری و کارکردی با محلات جنوبی مخصوصا بریسبن جنوبی و وست اند دیده نمی شود. برخی منتقدان استدلال کرده اند SBC به ساکنین نواحی محلی خدمت نمی کرد و بنابراین نقشی در تقویت کیفیت زندگی افراد محلی نداشت.

همچنین، رقابت بین SBC و BCC در کنترل منطقه آئینه اقتصاد سیاسی SBP است. براساس گزارش سالانه 2016 و 2017SBC ، این شرکت درآمد سالانه بیش از 18 میلیون دلاری از محل خدمات ارائه شده و حدود 750 میلیون دلار دارایی داشت. رویکرد SBC بهره بردن از اقتصاد عابرین پیاده و گردشگرانی بود که با رضایت پول خود را خرج می کنند نه گرفتن هزینه مستقیم از آنها؛ این مسئله بر اهمیت پارک در جذب مردم به این منطقه تاکید می کند:

«ما می­توانیم برای استخر پول بگیریم، می توانیم برای استفاده از توالت یا BBQ ها هزینه دریافت کنیم اما هیچ کدام این کارها را نکردیم زیرا فکر می­کنیم راه بهتر این است که از افرادی کسب درآمد کنیم که به میل خود پولشان را در کافه­ها و رستوران ها خرج می کنند، تقریبا چیزی مثل نوعی سیستم مالیات بندی داوطلبانه»

شکل 4. نمای هوایی اکسپو 88

شکل 5. پارک ساحل جنوبی از انواع فضاهای سخت و نرم ساخته شده است.

بعد از جولای 2013

SBCA فاش می­کند SBC دیگر نمی­تواند وجود داشته باشد و وقتی توسعه ناحیه به پایان رسید همه مسئولیت های شرکت باید به دپارتمان های معمولی درون دولت های محلی و ایالتی منتقل شود. بخشی از این انتقال در سال 2013 انجام شد که طی آن مسئولیت های مدیریتی SBP به BCC واگذار شد. بعد از این انتقال، استقلال SBC و مدیریت یکپارچه آن در منطقه از میان رفت. SBC با این استدلال که بخشی از SBP (نقطه جنوبی)هنوز کاملا توسعه نیافته و BCC نمی­تواند اهداف عنوان شده در SBCA را محقق کند مایل به تسلیم مدیریت نبود.

از جولای 2013، BCC نظارت و مدیریت SBP را برعهده گرفته و برنامه­های توسعه درون منطقه را تصویب می کند. همچنین BCC با تاسیس شرکت City Parklands Transition Services Pty از NPM استفاده کرده است. این نهاد مسئول مدیریت امور روزانه SBP است، مثل نگهداری، نظافت و امنیت. این شرکت به هیئت مدیره BCC و SBC گزارش می دهد. وظیفه Bristane Marketing (BM)، بازوی اقتصادی و بازاریابی BCC، فعالسازی ناحیه است. اعضای هیئت مدیره BM اغلب از کسبه موفق محلی هستند. این هیئت مدیره جهت گیری های استراتژیک BM را با نظارت شهردار بریسبن تنظیم می کند. استفاده از فضاهای عمومی و جریان عابرین پیاده برای تقویت اقتصاد و توانمندسازی کسب و کارها یکی از اهداف BM است.

تاکنون با اینکه BCC طبق قانون یک نهاد دولتی است که قرار است جامعه محلی را در فرآیندهای تصمیم­گیری سهیم کند، هیچ مدرکی دیده نمی­شود دال بر اینکه BCC رویکردی متفاوت با SBC نسبت به مشارکت شهروندان در حاکمیت فضای عمومی اتخاذ کرده است. اهمیت اجتماعی فضایی SBP، حضور قدرتمند SBC و کسب و کارهای بزرگ همه فضای کمی برای مشارکت عمومی در تصمیم گیری باقی گذاشته اند. ساختار کنونی حاکمیت SBP ترکیبی از مدل های مدیریتی و سنتی متمایل به ساختار بازارمحور در رقابت با SBC است، زیرا هدف BM جذب گردشگر و بازدیدکننده بیشتر به منطقه است. تغییر به سمت ساختار بازاری به بخش خصوصی سکوی بزرگتر و صدای بلندتری داده است.

بازیگران و ذینفعان در SBP

جدول 2 خلاصه­ای از بازیگران و ذینفعان مختلف در هر دو شکل فردی و سازمانی را همراه با نقش ها و انگیزه­های آنها نشان می­دهد که درفرآیندهای شکل گیری و مدیریت دخیل اند. برخی از بازیگران قبلا در بخش ساختار حاکمیت شرح داده شده اند.

اگر بخواهیم به ترتیب زمانی سخن بگوییم، جامعه مدنی و شهردار وقت بریسبن، سالیان آتکینسون در مرکز حرکت برای فضای عمومی بعد از اکسپو 88 قرار داشتند. پارلمان ایالتی و نخست وزیر وقت(مایکل آهرن) نقش مهمی در تاسیس و قانونی­شدن SBC و ترسیم خطوط کلی اهداف، اصول و خط مشی­های توسعه و مدیریت منطقه ایفا کردند.

در دهه های 1990 و 2000، یک پانل مشورتی طراحی همراه با جامعه گسترده تر معماری و برنامه ریزی در بریسبن خواستار تغییر در جهت گیری توسعه در ساحل جنوبی شدند. در سال 1996، وقتی دومین طرح جامع ناحیه در دست آماده سازی بود، این پانل استفاده از اصول طراحی شهری مثل اتصال، زندگی خیابانی، مقیاس انسانی، قابلیت پیاده روی و غیره را توصیه کرد.

ذینفعان دیگر مشارکت خوبی داشتند یا به عنوان سرمایه گذار وارد طرح شدند. دانشگاه گریفیث بعنوان ذینفع اصلی و مالک چند ساختمان 3400 دانشجو را به ناحیه جذب کرده است. خرده فروشان و کسب و کارهای محلی نقش مهمی در تقویت جنب و جوش محیط ایفا می کنند. آنها همچنین بر تصمیمات مدیریتی مخصوصا تصمیمات مربوط به امنیت، رویدادها و فعالیت ها اثرگذارند.

جدول 2. نقش ها و انگیزه­های ذینفعان دخیل در حاکمیت ساحل جنوبی

  بازیگران و ذینفعان نقش ها انگیزه ها
قبل از جولای 2013 پارلمان ایالتی (SP) قانونگذار؛ تصویب­کننده الزام اجرایی؛ مدیریت بهتر خدمات عمومی؛ منافع عمومی؛ آرمان های سیاسی؛ رشد اقتصاد محلی
  شهردار وقت بریسبن (1958-1991) حامی فضای باز خدمات عمومی؛ منفعت عمومی
  دولت ایالتی (SG) مالک؛ عرضه کننده؛ سیاست گذار؛ ناظر الزام اجرایی؛ آرمان های سیاسی؛ رشد اقتصاد محلی
  نخست وزیر (قائم مقام وزیر) تصویب کننده؛ مجری قدرت الزام اجرایی؛ آرمان های سیاسی
  South bank corporation ناظر؛ طراح؛ مدیر؛ تصویب کننده الزام اجرایی؛ منفعت عمومی؛ درآمد مالی؛ ایجاد فضای با کیفیت
  شورای شهر بریسبن (BCC) مشاور؛ عضو هیئت حاکم الزام اجرایی؛ رشد اقتصاد محلی؛ منفعت عمومی
  پانل مشورتی طراحی مشاور اجرای اصول طراحی شهری
  دانشگاه گریفیث طراح؛ عرضه کننده؛ کاربر ارزش عمومی؛ برندسازی آموزشی
  شرکت های برنامه ریزی و طراحی برنامه ریز/طراح تخصص گرایی؛ برتری در طراحی
  کسب و کارها و خرده فروشان سرمایه گذار؛ کاربر بیشینه سازی درآمدها
  عامه مردم (جامعه مدنی) کاربرد؛ ناظر غرور مدنی؛ زندگی عمومی بهتر؛ حقوق مدنی؛ مسئولیت اجتماعی
تغییرات از جولای 2013 (پارک) South bank corporation ناظر؛ مشاور الزام اجرایی؛ فضای باکیفیت
  شورای شهر بریسبن قانونگذار(ناظر)؛ مدیر یکپارچگی حاکمیت؛ وحدت در مدیریت فضای عمومی
(بقیه منطقه) South bank corporation قانونگذار؛ مدیر؛ طراح الزام اجرایی؛ درآمدهای مالی؛ رشد اقتصاد محلی
  شورای شهر بریسبن تصویب کننده یکپارچگی مدیریت شهری؛ رشد اقتصاد محلی

 ابزارهای حکمرانی در SBP

حاکمیت در SBP از طریق ابزارهای تکنوکرات، رسمی و از بالا به پایین اعمال شده است. قانون South bank corporation مصوب 1989 و الحاقیه های بعدی آن منبعی بوده که اصول، قوانین و دیگر ابزارهای حاکمیت از آن استخراج شده است. همچنین، اصول و چشم اندازهای توسعه در ناحیه در دو طرح جامع (1996-1991 و 2001-1997) عمدتا از طریق اجرای دستورعمل های طراحی و اصول طراحی شهری عرضه شده است.دستورعمل های تجویزی و کنترل محیط فیزیکی و کارکردی از طریق طرحی به نام «طرح توسعه مصوب» انجام شده است. انگیزه SBC شاخص عملکرد اصلی (KPI) است که توسط هیئت مدیره آن تعریف شده است. از نظر کاربری فضای عمومی، آئین­نامه های محلی قبل و بعد جولای 2013 به ترتیب توسط SBC و BCC اجرا و اعمال شده اند.

همچنین، توسعه و مدیریت باثبات همیشه یک هدف و خط مشی اصلی حاکم بر اغلب تصمیمات در منطقه بوده است، آنطورکه یکی از مدیران SBP می گوید:

«KPI ما برگزاری رویدادهای اجتماعی و ارائه چیزی برای همه بود و ما آن معیارها را حفظ می کردیم و فقط به ترازنامه خود توجه نداشتیم، آنها (دولت محلی) از ما می خواستند روی پای خود باشیم بنابراین ترازنامه ما باید سالم باشد و باید پول کافی تولید کند تا هزینه چیزهای گرانی که باید اینجا اتفاق بیفتد تامین شود… داشتن آن اصول مالی نوع ضربه از داخل بود که می گوید شما وام بگیرید تا بتوانید پول کافی برای پرداخت دستمزدها و هزینه پرسنل خود و همه چیزهای دیگر را تامین کنید.»

یک ابزارحاکمیتی غیررسمی و موثر در SBP این تصویر کلی بوده است که این ناحیه یک منطقه تفریحی و گردشگری با رستوران های خوب است. مصرف و تفریح دو مولفه مهمی است که BCC، BM و SBC در تبلیغات خود استفاده کرده اند.

وظایف حکمرانی در SBP

حاکمیت در SBP بعنوان یک «طراحی شهری یکپارچه» فعالیت های شروع، طراحی، توسعه و مدیریت را تلفیق می کند. SBP  از آغاز توسعه خود مکررا در حال انجام یک یا چند مورد از این فعالیت ها بوده است. انگیزه اولین تلاش های طراحی، توسعه و مدیریت به طور کامل توسط SBC ایجاد و پیاده سازی می شد. اما دور دوم توسعه با مشارکت بیشتر ذینفعان همراه بود و منجر به تغییرات اساسی در تعیین چشم انداز شد. تا امروز بیشتر بخش های توسعه در SBP کامل شده و اغلب فعالیت های توسعه مدیریت فضاهای درحال استفاده را شامل می شود.

درس های آموخته شده از SBP و نتیجه گیری

این مقاله شکاف موجود در تحقیقات فضای عمومی را بررسی می کند زیرا مدل های کنونی قادر به توضیح پیچیدگی فرآیندهای شکل گیری و مدیریت فضای عمومی امروز نیستند وبا استناد به این شکاف استدلال می کند حاکمیت فضای عمومی باید در مرکز توجه بحث های فضای عمومی قرار بگیرد، با توجه ویژه روی این سوالات که چه کسی از فضا حق دارد و اولویت ها چگونه تعریف می شود. برای مشارکت در گفتمان حاکمیت فضای عمومی، این مقاله از نظریه های حاکمیت وام گرفته است؛ و چارچوب حاکمیت فضای عمومی (PSGF) را مفهوم سازی کرده است. این چارچوب پیشنهادی رویکردی کل­نگرانه و پویا فراهم کرده و با نظریه هایی تشدید می شود که شکل­گیری فضای عمومی را یک فرآیند مستمر تعریف می کنند که بازیگران و ذینفعانی فراتر از بازیکنان رسمی یا آگاه در آن نقش دارند. استدلال شده حاکمیت تحت تاثیر فرهنگ و ادراکات این ذینفعان است؛ بر همه وظایف توسعه و مدیریت اثر می گذارد؛ و نه تنها از طریق ابزارهای رسمی که از طریق ابزارهای غیررسمی نیز پیاده سازی می شود.

سپس PSGF در پارک ساحل جنوبی (SBP) که یک فضای عمومی محبوب و شاخص در بریسبن استرالیا است اجرا شد. چارچوب پیشنهادی این مقاله تحلیل سیستماتیکی از حاکمیت در یک فضای عمومی مورد اختلاف در بافت دموکراتیک نئولیبرال ارائه می دهد. این مطالعه موردی فرض موجود در تحقیقات مبنی بر اینکه فضای عمومی به خاطر نقش بخش خصوصی در حاکمیت آن رو به افول است تایید نکرد. بلکه یافته های آن نشان داد «خلاقیت سازمانی» در SBP (South bank corporation) به لحاظ اقتصادی فضاهای عمومی باکیفیتی بوجود آورد که بسیار محبوب هستند. با این وجود این چارچوب به شناسایی یک مشکل بالقوه در فضای عمومی مطالعه موردی کمک کرد. یعنی، حرکت به سمت حاکمیت بازارمحور وجود دارد که می تواند منجر به کاهش نقش عامه مردم در حاکمیت مکان شود برخلاف این حقیقت که یک نهاد دولتی (BCC) مسئول امور روزمره است. علت این امر در رقابت بین SBC و BCC و نفوذ اقتصاد سیاسی منطقه بعنوان یک منطقه سودآور نهفته است.

راههایی برای تحقیق آینده باز است. اولا، این چارچوب باید در مکان های عمومی مختلف از نظر بازیگران غالب (مثلا مدیریت جامعه محور) آزمایش شود. مسیر جالب دیگر می­تواند مطالعه اثرات رفتار بازیگران در بعد ناملموس و روحیه حاکمیت در فضای عمومی باشد بادرنظر گرفتن اینکه بازیگران می توانند چند نقش با انگیزه های مختلف داشته باشند. همچنین، بعد ارزیابی چارچوب حاکمیت فضای عمومی باید تبیین و در تیپ شناسی های مختلف مکان عمومی آزمایش شود  تا انواع مدل های حاکمیت و عملکرد آنها در موقعیت های مختلف به دقت بررسی شود.

نکته

در این مقاله فضای عمومی مقصدی در فضای باز تعریف شده که همه اعضای جامعه بدون هیچ هزینه ای به آن دسترسی دارند. چنین فضایی به طور بالقوه جامعه پذیر بوده و افراد می توانند برای فعالیت های مختلفی مثل نشستن، استراحت کردن، تماشای اطراف، قدم زدن یا فقط عبور کردن از آن استفاده کنند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها