سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

کنستانتین دوکسیادیس ؛ دانش پژوهش زیستگاه‌های انسانی

Constantin Doxiadis
کنستانتین دوکسیادیس
~ دانش پژوهش زیستگاه‌های انسانی

دوكسياديس، درباره‌ي شهرهاي آن زمان نوشت: «هرگاه به شهرهاي خود بنگريم، از فراز آسمان، از درون خودرو، در شاهراه يا خياباني پر از خودرو، در پياده‌رويي پرجمعيت و يا در داخل يا خارج يك ساختمان، احساس مي‌كنيم كه گرفتار كابوس شده‌ايم.»

او مشكل را در رويكرد معماران زمان خود مي‌دانست و از سردرگمي و دخالت آنان در كار شهر، گلايه داشت. او آموزش و پرورش معماران در دانشكده‌هاي مدرن را دليل اين نارسايي مي‌دانست و باور داشت كه نسل ما از نسل پيش از خود خوشبخت‌تر است، زيرا كه معماران نسل گذشته، انسان‌هاي كوته فكري بودند كه خود را تنها، طراح سبك‌هاي آكادميك مي‌دانستند، در صورتي كه امروزه شاهد انقلابي هستيم كه مرداني چون لوكوربوزيه، گروپيوس و ميس ون‌در روهه، آغاز نموده‌اند. دوكساديس در نقد شهرهاي معاصر، اغتشاش جديدي را كه جايگزين آشفتگي پيشين شده، تحت‌الشعاع شهر خودروها مي‌داند.

دوكساديس معماري نوگرا بود، او در توجيه اغتشاش نوين، سرعت تغيير و تحولات را مقصر مي‌دانست. او باور داشت كه معماري تنها، پيرو روند معمول زمان خود است، زماني كه پيوسته در تكامل بوده و اين بار بسيار پرشتاب‌تر و شديدتر از هر وقت ديگر دست‌اندركار شده است. او برخلاف نوگرايان متعصب كه براي هر چيز تازه‌اي حقانيت قائل‌اند؛ ميان جديد و درست، تفاوت قائل بوده و هر چيز جديدي را مناسب و درست نمي‌داند. او معماران را از دل‌مشغولي آفرينش فرم‌هاي جديد برحذر داشته توجه آن‌ها را به دگرگوني‌هاي فني، اجتماعي، اقتصادي و … جلب مي‌كند.

دوکسیادوس یکی از مهم‌ترین این دگرگونی ها را تغییر سوی معماری از یک فرآورده ی دستی به صنعت می دانست؛ یعنی چیزی که در گذشته فراوردهای بومی بوده و بر پایه ی مهارت مردم محلی و مصرف سازه های بومی درست می شد. دوكساديس تفاوت‌هاي ميان دو شيوه‌ي كار معماري‌اي كه همه‌ي عناصر كارش از مواد پيش‌ساخته انتخاب شده و معماري‌اي كه از مصالح معمولي استفاده مي‌كند را گواه آن مي‌دانست كه معماري نوگرا، ناگريز بايد از قالب كاردستي درآمده و به يك محصول صنعتي بدل شود.

دوكسياديس از دلبستگي شديد معماران نوگرا به هنرنمايي در ساختمان‌هاي عمومي و با ارزش گله‌مند بود و آن را كافي نمي‌دانست. او علت ديگر ناكارآمدي معماران در رويارويي با مسائل را در اين می‌دانست كه دانشكده‌هاي معماري، توجه چنداني به طراحي خانه‌هاي ارزان قيمت نمي‌كنند. وي از ديگر سو، به فشارهاي روحي وارد بر شهرنشينان، به خاطر سرعت دگرگوني و تحول و پيچيدگي شرايط اشاره كرده و توجه معماران را به ريشه‌هاي فرهنگي هر قوم جلب نمود. دوكسياديس بر اين باور بود كه مشكل اساسي معماري، افزوده شدن بعد زمان به تركيب‌بندي سه‌بعدي است. وی باور داشت كه معماري دوره‌ی ما بايد بر اين بعد چهارم – یعني زمان – غلبه كند، بدين معني كه بايد از ديد فناوري، تغييراتي كرده و دوباره سامان يابد.

دوكسياديس، مطالعه‌ی مشكلات زمانه و پيشنهاد راهكار براي آن را مسئوليت مهمي مي‌دانست كه بر عهده‌ي معمار، به عنوان كارشناس در زمينه‌ي معماري گذاشته شده است. او نه تنها با واكنش‌هاي رمانتيك و واپس‌گرايانه مخالف بود، با هرگونه جبرگرايي ماشيني نيز مخالفت مي‌كرد.

او شهرنشینی را روالي مي‌دانست كه به عواملي پرشمار و بيرون از مسئوليت و قدرت معمار بستگي دارد؛ به باور او شهرنشيني زاده‌اي گريزناپذير و تغييرناپذير است كه بايد آن را به عنوان امري مسلم پذيرفت.

«اكيستيكس» – كه از واژه‌ي اول كوس به معناي خانه و مسكن در يونان باستان مي‌آيد – علم مربوط به جوامع بشري است. علمي كه هماهنگ‌كننده‌ي اقتصاد، علوم اجتماعي، علوم سياسي، علوم اداري، فناوري و زيبايي‌شناسي بوده و به صورت مجموعه‌ی منظمي است كه در پديد آوردن گونه‌اي نو از مسكن به كار گرفته مي‌شود. او باور داشت كه در گذشته وجود اكيستيكس ضرورت نداشت؛ زيرا پيشرفت معماري صورتي طبيعي داشت و آفرينش آن به اندازه‌هاي فيزيكي معینی محدود مي‌شد. مهم‌ترين عامل گسترش و انتشار دانش اكيستيكس، وجود مجله‌اي بود كه تولد آن به سال 1954 باز مي‌گردد. زماني كه دوكسياديس و «ژاكلين تيريت» در دهلي، در نخستين سمپوزيوم جهاني سازمان ملل درباره‌ي برنامه‌ريزي اجتماع و مسكن با هم ديدار كردند، تيريت مدير اين سمپوزيوم و دوكسياديس يكي از شركت‌كنندگان سرشناس آن بود. آن‌ها به اين توافق رسيدند كه مجله‌اي با هدف به روز نگه‌داشتن دانش معماران و برنامه‌ريزان كشورهاي درحال توسعه، نيازي محتوم است. اين‌چنين بود كه اكيستيكس پا به عرصه‌ی وجود گذاشت. دوکسیادوس با اشاره به ضرورت کنترل رشد شهرها، معتقد بود که شهرهای بزرگ و نوین، باید تنها از یک سو توسعه یابند، زیرا تنها به این شیوه است که می‌توان کانون و حواشی شهری را که سوی فضاهای دست نخورده و غیر مسکونی کشیده می‌شود، در تعادلی ثابت نگه داشت.

او از ضرورت همكاري تخصص‌هاي ديگر با طراح صحبت مي‌كرد و باور داشت كه معمار، به تنهايي نمي‌تواند اساس شهر را بر پايه‌ي واحد محله‌هاي منظم بسازد، بلكه بايد مهندس ترافيك، اقتصاددان و متخصص جغرافياي شهري و ديگران ياري‌گر او باشند. او به امکان ایجاد حس تعلق امیدوار است و آفرینش این حس را یکی از بزرگ‌ترین وظایف طراحان می‌داند. او معماري را چيزي ايستا و موضوعي صرفاً بصري نمي‌دانست، بلكه بر ضرورت توجه به «حركت» در درك فضاي معماري تأكيد داشت، آن‌چه كه انسان را وا مي‌دارد تا به جاي از دور تماشا كردن، ناگزير به درون آن رفته، آن را درك كند، و جزئي از آن شود. او در برابر اندیشه ی جزء نگر، بر ضرورت کل نگری تأکید می کرد و باور داشت که باید بی گمان در راستای معماری کل نگر پیش برویم که این به معنای تغییر رویکرد در مقیاس می‌باشد. از ديد دوكسياديس، معماري به همه‌ي ابعاد خود يعني سه بعد پايه و هميشگي ارتفاع، طول و عمق، به اضافه‌ي بعد چهارم يعني زمان، نياز دارد.

دوكسياديس با اشاره به تأثير روز افزون عوامل شهري در روند تكامل معماري، مهم‌ترين آن‌ها را، رسيدن به تراكم مسكوني مناسب مي‌دانست و باور داشت كه با برخورداري از آن مي‌توان به مهم‌ترين خواسته‌هاي معمار در شهر پاسخ گفته و فضايي در خور زندگي آفريد، كه از امكانات زير برخوردار خواهد بود:

  – مقياس انساني از لحاظ علمي و زيباشناسي

  – صرفه‌جويي در بكار بردن فضا

  – بهبود شرايط آب و هوايي در مقياس كوچك

  – صرفه‌جويي در كاركرد، نگهداري و تعمير

او گرايش شديد مردم به خودرو و بي‌تفاوتي آنان درباره‌ي خانه‌هايشان را بهترين نمونه‌هاي روال جديدي مي‌دانست كه در چندين كشور صنعتي، در حال رشد است. او به این نکته اشاره داشت که هر چند شهر یا محدوده شهری با در آمیختن شماری واحدهای معماری، پدیدار می‌شود اما چنین محدوده ای، در سلطه ی شهر سازی است و نقش معماری در آن آشکارا نقشی غیر ضروری می نماید. او بر این باور بود که با تبدیل تعریف ((محدوده شهری)) گذشته به ((منطقه))، یعنی جایی که شهر و روستا در تکاملی متعادل قرار دارند، نقش معماری بی اهمیت تر شده و تمامی مسئولیت متوجه منطقه سازی خواهد شد. دوکسیادوس درباره ی تضادهای موجود میان معماری بومی و معماری جهانی نیز بر این باور بود که اگر فرض کنیم معماری سنتی، وابسته به محل است و معماری امروزی نیز تحت تأثیر روندهای جهانی قرار دارد، این تضادها را می‌توان به گونه ای، اختلاف میان معماری سنتی و امروزی دانست. اما وی یادآور می‌شود که نباید مسئله معماری بومی را دقیقاً مترادف مسئله معماری سنتی دانست. او معتقد بود كه هرچند راهكارهاي آينده به سوي راهكارهاي جهاني مي‌رود، اما دو نكته را هرگز نبايد فراموش كرد:

الف) حتي در آينده‌ي بسيار دور نيز معماري، تنها تحت تأثير نيروهاي جهاني نخواهد بود.

ب) هنوز مرحله‌اي كه نيروهاي جهاني بتوانند فرمانده‌ي همه‌ي كارهاي معماري سراسر جهان گردند، بسيار دور و بعيد مي‌نمايد.

     دوكسياديس يكي از مسائل بزرگ معماري امروزي را يكنواختي‌اي مي‌دانست كه زاده‌ي استاندارد كردن و پيش‌سازي است، و نتيجه‌ي آن، چيزي جز نشناختن خانه‌ي خود از خانه‌ي همسايه نیست

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها