سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ایروین آلتمن؛ بررسی رابطه دو سویه رفتار اجتماعی و محیط

Irwin Altman
ایروین آلتمن
 بررسی رابطه دو سویه رفتار اجتماعی و محیط

نوشته‌ها و مطالعات او پیرامون موضوعاتی چون تعاملات اجتماعی، روان‌شناسی محیطی، تئوری خلوت و رویکردهای منطقی و اجرایی به پدیده‌های روان‌شناختی شکل گرفته‌اند. آوازه‌ی آلتمن به خاطر کار مشترکش با تیلور بود که دستاورد آن «نظریه‌ی رخنه‌گری / نفوذ اجتماعی» است (1973). این نظریه بیشتر با عنوان «گسترش روابط» مطرح می‌شود.

رخنه یا نفوذ اجتماعی به فرایندی از پیوند رابطه‌ای اشاره دارد که به موجب آن، افراد از ارتباط سطحی به رابطه‌ی صمیمی‌تری پیش می‌روند. به باور آلتمن و تیلور رابطه‌ی صمیمانه فراتر از صمیمیت فیزیکی است؛ دیگر جنبه‌های صمیمیت شامل ابعاد ذهنی و احساسی و تا آن حدی که یک زوج، فعالیت‌هایشان را به اشتراک می‌گذارند می‌شود.

آلتمن در زمینه‌ی روان‌شناسی محیط نیز کار کرده است. وی باور دارد که پیوندی نیرومند میان روانشناسی محیط و روان‌شناسی اجتماعی وجود دارد و این دو زمینه‌ی چیزهای فراوانی دارند که به یکدیگر بدهند. از کارهایش می‌توان به: محیط و رفتار اجتماعی (1975)، فضای شخصی؛ تجزیه و تحلیل چارچوب هم‌جواری ادوارد هال (1977)، فرهنگ و محیط (1980)، مفاهیم دیالکتیکی در روان‌شناسی اجتماعی؛ رویکردی به حضور اجتماعی و تنظیم خلوت (1981)، فضاها و مکان‌های همگانی (1989)، مفاهیم وابسته به مکان (1992)، دیالکتیک‌ها، محیط‌های کالبدی و روابط فردی (1993) اشاره کرد.

جامعه‌شناس آمریکایی، به سبب کار روی بوم‌شناسی روابط اجتماعی به معنای روابط دو سویه‌ی میان مردم و محیط‌هایشان شناخته شده است. او روان‌شناسی را «مطالعه‌ی رفتار انسان در محیط و زمینه‌اش» می‌داند. دغدغه‌ی اصلی آلتمن، پژوهش رفتار اجتماعی انسان در پیوند با محیط فیزیکی است؛ یعنی چگونگی استفاده‌ی آدم‌ها از محیط فیزیکی‌شان برای برقراری روابط اجتماعی.

او در کتاب خود با عنوان محیط و رفتار اجتماعی (1975) به این نکته اشاره می‌کند که میان پژوهش‌گران و متخصصان طراحی محیطی – معمار، برنامه‌ریز و طراح شهری – جهت‌گیری متفاوتی نسبت به مسائل محیطی وجود دارد و برای آن که بتوان از برآیند پژوهش‌ها در حل مسائل محیطی سود برد، لازم است این دو گروه، شیوه‌ی اندیشه‌ی یکدیگر را بشناسند.

به گفته ی او پیوند میان پژوهشگران و متخصصان طراحی محیطی در آغاز دهه ی 1960 ودرمقیاسی گسترده آغاز شد

تلاش‌های نخستین پژوهش‌گران علوم رفتاری و اجتماعی دیگران را متوجه نقش محیط بسان عامل بنیادی رفتار اجتماعی نمود. نتیجه این شد که گروه کوچکی از دانشمندان علوم رفتاری برای آموختن مفاهیم، شیوه‌ها و دیدگاه‌ها به رشته‌هایی روی آوردند که بن‌مایه‌شان محیط بود؛ مانند معماری، طراحی داخلی و شهرسازی. هدف آنان نیز آفریدن رشته‌ی میانی بود که محیط و رفتار را جدا از هم ندانسته بلکه آن‌ها را سامانه‌ای یکپارچه و کلیت‌نگر در نظر بگیرد.

آلتمن در این راستا و برای بررسی جنبه‌های گوناگون انتظارات واقع‌گرایانه‌ی پژوهش‌گران و طراحان، مدلی سه بعدی پیشنهاد داده است.

Description: C:\Users\afrooz\Pictures\23022011285.jpg

1. بعد نخست اشاره به «مکان» ها دارد؛ از واحدهای کوچک مانند اتاق و خانه تا واحدهای بزرگ مانند شهر و محله.

2. بعد دوم به «فرایندهای رفتاری»، مانند خلوت و رفتار قلمرو پایی، اشاره دارد.

3. بعد سوم به «فرایندهای طراحی» یا کارهای لازم برای ساخت بنا، خانه یا شهر اشاره دارد.

او بر پایه این چارچوب سه بعدی و گفتگوی فرضی پزوهشگران چند تفاوت اصلی میان رویکردهای آنان را چنین میشمارد

  1. رویکردهای معیار محور در برابر رویکردهای فرایند محور
  2. تحلیل در برابر ترکیب
  3. عمل و اجرا در برابر دانش و درک

آلتمن حوزه‌ی پژوهش‌های محیط و رفتار انسان را ماهیتاً حوزه‌ای میان‌رشته‌ای می‌داند که پژوهش‌گران و کارشناسان از رشته‌های گوناگون، هر یک از جایگاهی به این موضوع نگریسته‌اند.

موضع و رویکرد آلتمن، بر مناسبات میان چهار مفهوم کلیدی «خلوت»، «فضای شخصی»، «قلمرو» و «ازدحام» تمرکز دارد، که به گفته‌ی او، هر یک از آن‌ها جداگانه توسط رشته‌های گوناگون پژوهش و بررسی شده است.

در دنباله، آلتمن به معرفی رویکردهای فلسفی‌ای می‌پردازد که در حوزه‌ی رفتار و محیط مطرح می‌شود و به تلاش دانشمندان و حرفه‌ای‌ها در این زمینه جهت می‌دهد. او این رویکردها را بر پایه‌ی نگاهی که به ماهیت انسان در پیوند با محیط دارند، به 4 الگو تقسیم می‌کند :

1 الگوی ماشین‌انگار

2 الگوی ادراکی – شناختی – انگیزشی

3 الگوی رفتاری

4 الگوی بوم‌شناختی یا نظام‌های اجتماعی.

  1. الگوی ماشین انگار انسان :

این الگو یکی ازنخستین دیدگاه‌هایی بود که در بررسی محیط و رفتار به کار گرفته شد. این الگو از تحلیل سامانه‌های سخت‌افزار‌محور و مهندسی انسان در دو دهه‌ی 1950 و 1960 شکل گرفت. در واقع رویکرد «سامانه‌های انسان – ماشین» خواستار طراحی ابزارهایی بود که با محدودیت‌ها و توانایی‌های جسمی، حسی، حرکتی و فکری انسان هماهنگی داشته باشد.

در این الگو انسان هم‌چون ماشین، از نظر حس، پردازش و تفسیر داده‌ها و هم‌چنین ارزیابی محیط، الگوهای تعریف شده‌ای را می‌پذیرد. در این میان احساسات و عواطف و فرایندهای میان فردی اهمیتی ثانوی می‌یابد یا بیشتر بر حسب کمکی که به کارایی و تأثیر کارکرد انسان می‌کند، ارزیابی می‌شود.

  1. الگوی ادراکی – شناختی – انگیزشی انسان :

رایج‌ترین رویکرد امروز، رویکردی است که انسان را بر پایه‌ی چند فرایند درونی در نظر می‌گیرد:

الف. واکنش‌های ادراکی به محیط (این که افراد چگونه محرک‌های محیطی را درک و سازمان‌دهی می‌کنند و به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند)

ب. واکنش‌ها و حالات عاطفی و انگیزشی هم‌پیوند با محرک‌های محیطی (فشار روانی و احساسات منفی یا مثبت)

ج. واکنش‌های شناختی به محیط (برآورد غنا، پیچیدگی و معنای محیط)

به گفته‌ی آلتمن این الگو انسان را موجودی می‌داند که دارای پردازش‌گری، درونی است و بیشتر به فرایندهای روانی و ذهنی می‌پردازد تا واکنش‌های رفتاری آشکار.

هدف آن‌ها بررسی این موضوع بود که انسان چگونه محیط را می‌بیند، درک یا دریافت می‌کند، احساس می‌کند و به آن واکنش نشان می‌دهد. برای نمونه از پرسش‌نامه و شیوه‌های رتبه‌بندی یا نقشه‌های ذهنی استفاده کرده و از افراد می‌خواهند که طرح محل، خیابان و شهر خود را بکشند و یا هم زمان با حرکت آن‌ها از یک محیط به محیط دیگر با آن‌ها گفتگو می‌کنند. هدف این پژوهش تعیین برداشت‌های ذهنی از محیط است، نه ویژگی‌های عینی آن.

  1. الگوی رفتاری انسان: در این رویکرد انسان

موجودی رفتارگرا به شمار می‌رود و به جای احساسات و افکارش بر رفتار و کردارش تأکید می‌شود. کار بارکر و همکارانش گونه‌ای رویکرد رفتار محور است که در آن حرکات و فعالیت‌های افراد در محیط‌های واقعی متفاوت به دقت مشاهده و بررسی می‌شود.

  1. الگوی بوم‌شناختی یا الگوی سامانه‌هایاجتماعی انسان :

این رویکرد که به گفته‌ی خود آلتمن، درون‌مایه‌ی اصلی کتاب او را می‌سازد، چند ویژگی دارد :

1. محیط و رفتار آن‌قدر در هم تنیده شده‌اند که به سختی می‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد.

2. در این رویکرد روابط محیطی و افراد در چارچوب نظام بوم‌شناختی بررسی می‌شود که بر پایه‌ی آن، میان محیط‌ها و افراد تأثیر دو سویه و دوگانه وجود دارد. آلتمن یادآور می‌شود که در پی چنین نگاهی به تازگی بر طراحی محیط‌های انعطاف پذیر و متغیر تأکید شده است؛ در واقع افراد اکنون عامل تغییر محیط هستند و نه پذیرای صرف تأثیرات محیطی.

3. این رویکرد هم‌چنین کیفیت پیوندهای انسان‌ها با محیط را پویا و در حال تغییر می‌انگارد. قلمرو تغییر می‌کند، فضای شخصی گسترده یا فشرده می‌شود و افراد محیط را تغییر می‌دهند.

4. بر پایه‌ی این رویکرد، پیوند افراد و محیط در چند لایه برقرار می‌شود و سامانه‌ای یک‌پارچه را می‌سازد. بسیاری از لایه‌های رفتار به طور هم‌هنگام رخ می‌دهد و از این‌رو باید نظامی یک‌پارچه تلقی شوند، بنابراین ادراک، شناخت و احساسات نیروهایی درونی هستند که باید به هر یک از لایه‌های رفتاری آشکار، مانند رفتارهای کلامی، فراکلامی، غیرکلامی و رفتارهای پیرامونی (فضای شخصی و قلمرو) جلوه کنند.

در این میان، آن‌چه که محور و پایه‌ی نظری آلتمن را در این کتاب می‌سازد بر سه موضوع تکیه دارد :

1 چارچوب نظری دربردارنده‌ی روابط میان خلوت، قلمرو، فضای شخصی و ازدحام

2 رویکرد بوم‌شناختی یا سامانه‌ی اجتماعی که در آن محیط و رفتار سازنده‌ی سامانه‌ای پیچیده به شمار می‌رود

3 ماهیت زمان‌مند پیوند محیط و رفتار و پیامدهای دراز مدت و کوتاه مدت سازش با رخدادهای محیطی

آلتمن حوزه‌ی پژوهش‌های محیط و رفتار انسان را ماهیتاً حوزه‌ای میان‌رشته‌ای می‌داند که پژوهش‌گران و کارشناسان از رشته‌های گوناگون، هر یک از جایگاهی به این موضوع نگریسته‌اند. موضع و رویکرد خود آلتمن در کتاب محیط و رفتار اجتماعی بر مناسبات میان 4 مفهوم کلیدی «خلوت»، «فضای شخصی»، «قلمرو» و «ازدحام» تمرکز دارد، که به گفته‌ی او، هر یک از آن‌ها جداگانه توسط رشته‌های گوناگون پژوهش و بررسی شده است. از دید او بررسی مفاهیم خلوت، فضای شخصی، قلمرو و ازدحام، برای شناخت تعامل محیط و رفتار بسیار حائز اهمیت‌اند. او در چارچوب نظری خود، «خلوت» را عالمی مرکزی و هسته‌ی اصلی پیوند دهنده‌ی این 4 مفهوم معرفی می‌کند.

* خلوت : درتعریف او «خلوت» فرایندی قراردادی است که فرد یا گروه بر پایه‌ی آن خود را در برخورد با دیگران قرار می‌دهد. در این میان مفاهیم «فضای شخصی» و «قلمرو» سازوکارهایی هستند برای دست‌یابی به میزان دل‌خواهی از خلوت؛ و ازدحام نیز وضعیتی اجتماعی است که در نتیجه‌ی ناکارایی سازوکارهای خلوت پیش می‌آید، و در روابط اجتماعی نامطلوب، به زیاده‌روی می‌انجامد.

آلتمن خلوت را فرایند تنظیم مرز میان افراد می‌داند که بواسطه‌ی آن، فرد یا گروه بر پایه‌ی تجربه‌های گذشته‌ی خود و امکانات، وابسته به جایگاهی که در آن جای گرفته‌اند و همچنین خلق و خوی شخصی‌شان، سازوکارهایی را به کار می‌گیرند تا مرز میان خود و دیگران را تنظیم کنند و بر تعامل خود بر دیگران نظارت می‌کند. به گفته‌ی آلتمن فرد مي‌خواهد به اندازه‌ی دل‌خواه خلوت دست یابد. او «فضای شخصی» را یکی از این سازوکارها می‌داند که فرد را توانا می‌سازد تا فاصله و جهت‌گیری خود را نسبت به دیگران جابه‌جا کند.

او یاد آور میشود که بیشتر پؤوهش ها و تحلیل ها دربارهی کارکرد هنجارها و آداب و سنن وابسته به خلوت در زندگی شهری، انسان شهرنشین را بیشتر آدمی تنها. سرد، گوشه گیر و بی توجه به نیازهای دیگران می انگارد

اگر به یاری این سازوکارها، اندازه‌ی خلوت بدست آمده با خلوت دل‌خواه برابر شد، سامانه‌ی تنظیم مرز میان فرد یا گروه با دیگران، در حالت آرمانی است؛ اما بیشتر بودن این اندازه از حد دل‌خواه، به معنای بریدن از دیگران یا به عبارتی «گوشه‌گیری اجتماعی» است که با کسالت و تنهایی همراه است. در مقابل اگر اندازه‌ی بدست آمده‌ی خلوت کمتر از اندازه‌ی دل‌خواه باشد، فرد دچار ازدحام شده است.

آلتمن تأکید دارد که هدف‌های خلوت، نزدیکی به خود و نزدیکی به جامعه است و پایه‌ای‌ترین کارکرد آن، تعریف خود و رسیدن به هویت فردی است و اشاره می‌کند که در واقع توانایی یا شکست فرد در نظارت بر مرز میان خود و دیگران از عوامل مهم دست‌یابی به هویت فردی است.

از دید آلتمن با این که کاربرد این نظریه‌ها در طراحی محیطی کاری آسان نیست، با این همه اصل کلی این است که بکوشیم محیط‌هایی تأثیرپذیر طراحی کنیم که جابه‌جایی از حالت گوشه‌گیری به باهم بودن را میسر سازد. محیط باید بتواند پاسخ‌گوی گرایش‌های متغیر افراد باشد؛ محیطی که هم تأثیرپذیر است و هم نظارت بر تعامل اجتماعی را ممکن می‌سازد. به بیان دیگر باید به افراد محیط‌هایی بدهیم که با گرایش‌های متغیر آن‌ها به تماس داشتن یا نداشتن با دیگران سازگار باشد.

از دید او محیط‌هایی که تنها بر یکی از این دو جنبه پافشاری دارد، ایستا و راکد است و نمی‌تواند نیازهای متغیر فرد را به خلوت برآورده سازد. بنابراین طراحان محیطی باید به آفرینش محیط‌هایی بپردازند که نظارت بر تماس با دیگران را به درجه‌ی‌های گوناگون میسر می‌کند.

او خانه‌ی ژاپنی‌ها را نمونه‌ای خوب از محیط انعطاف‌پذیر برمی‌شمارد که فضایی واحد در آن برای کارکرد‌های اجتماعی گوناگون بهره‌برداری می‌شود؛ می‌توان از فضایی واحد در زمان‌های گوناگون برای خوردن، خوابیدن و دیدار با دیگران استفاده کرد. او پافشاری دارد بر این که می‌باید از محیط‌های متغیر استفاده‌ی بیشتری کنیم تا محیط با نیازهای ما به خلوت هماهنگ شود.

* فضای شخصی : در تعریف آلتمن «فضای شخصی» سازوکاری برای دست‌یافتن به نظارت بر تعامل میان فردی و دست‌یابی به خلوت دل‌خواه، در واقع مرز نادیدنی پیرامون فرد است؛ به بیان دیگر، محیطی است که در آن، درجه‌ها و شکل‌های گوناگون برخورد اجتماعی ممکن می‌شود.

او در بررسی مفهوم فضای شخصی به پژوهش‌های ادوارد هال تکیه‌ی بسیار دارد. آلتمن در تعریف فاصله‌های میان فردی، به دسته‌بندی ادوارد هال در کتاب بعد پنهان (1966) اتکا می‌کند. هال این فضاها را به 4 گونه بخش کرده بود :

1. فاصله‌ی خودمانی 2. فاصله‌ی شخصی
3. فاصله‌ی اجتماعی 4. فاصله‌ی همگانی

فضای شخصی بیشتر به فاصله‌ی فیزیکی فرد با دیگران تعبیر می‌شود. به گفته‌ی آلتمن «فضای شخصی» به فرد «متصل و وابسته» است؛ فرد هرجا که برود فضای شخصی‌اش را با خود می‌برد؛ درصورتی‌که قلمرو معمولاً به منطقه‌ای جغرافیایی گفته می‌شود که نامتحرک و پایاست.

دسته‌بندی ادوارد هال در کتاب بعد پنهان :

خودمانی (50 سانتی‌متر) – شخصی (1 تا 2 متر)

اجتماعی (3 متر)

Description: C:\Users\afrooz\Pictures\24022011292.jpg

* قلمرو : در چارچوب نظری آلتمن، قلمرو نیز یکی دیگر از سازوکارهای نظارت بر مرز میان خود و دیگران، و ابزاری برای رسیدن به هدف خلوت دل‌خواه است. رفتـار قلمروپـایی دربرگیرنده‌ی نشانه‌گذاری و شخصی کردن مکان است. آلتمن با اشاره به پژوهش‌های افراد گوناگون درباره‌ی قلمرو، سه گونه قلمروی «نخستین»، «دومین» و «همگانی» را مورد بحث قرار می‌دهد. قلمروی نخستین در مالکیت و بهره‌برداری انحصاری یک تن یا گروهی خاص است. این قلمروها در زندگی روزانه نقش پایه‌ای دارند. آلتمن قلمروی دومین را «نیمه همگانی» می‌خواند که پلی هستند میان قلمروی نخستین و قلمروی همگانی که تقریباً همگان می‌توانند از آن استفاده کنند.

* ازدحام : وضعیتی اجتماعی که پیامد ناکارایی سازوکارهای خلوت است. زمانی که افراد فضای فیزیکی بیشتری را خواهانند یا هنگامی‌که راهشان به سوی هدف دل‌خواه سد می‌شود و یا هنگامی‌که دیگران به قلمروشان تجاوز می‌کنند. در واقع ازدحام پیامد کمبود فضاست، تراکم شرط لازم برای احساس ازدحام است، ولی هرگز کافی نیست و ازدحام همواره همراه با فشار روانی است. (آلتمن، 1382 : 4-182) به بیان دیگر «تراکم» عددی است بیانگر شمار آدم‌ها (چیزها) در واحد سطح؛ و ممکن است در مقیاس‌های مختلفی مطرح شود؛ تراکم در سطح کره‌ی زمین، در سطح یک کشور، در سطح یک ایالت، یک شهر و … درحالی‌که ازدحام بر تجربه‌ی ما از شمار آدم‌های پیرامون‌مان دلالت دارد؛ در این حالت احساس و ذهنیت ما گویای این است که شمار بسیاری آدم، دور و بر ما هستند. این احساس ممکن است از اندازه‌ی تراکم موجود در فضا متأثر باشد؛ اما کاملاً به آن بستگی ندارد. در این رابطه مفهوم دیگری با عنوان «تراکم درک‌شده» مطرح می‌شود؛ به معنای برآوردی که فرد با احساس خود، از اندازه‌ی تراکم موجود در مکان به زبان می‌آورد (Gifford, 1987 : 165) این عدد ممکن است با تراکم واقعی به معنای شمار آدم‌ها در سطح، یکی نباشد. این تعریف در واقع گویای این واقعیت است که گاهی رفتار انسان از احساس او از تراکم تأثیر می‌پذیرد، نه از خود تراکم؛ و این واقعیت بر جنبه‌ی اجتماعی ازدحام اذعان دارد.

آلتمن با اشاره به پژوهش‌های دسور (1972) بر جنبه‌های اجتماعی ازدحام تأکید دارد. دسور ازدحام را دریافت بیش از اندازه‌ی محرک از منابع اجتماعی تعریف می‌کند. به بیان آلتمن در این رویکرد ازدحام هنگامی روی می‌دهد که سازوکارهای گوناگون نظارت، نمی‌توانند میان خلوت دل‌خواه و خلوت به دست آمده هماهنگی پدید آورند، در نتیجه خلوت به اندازه‌ی مطلوب نمی‌رسد و رابطه‌ی اجتماعی بیش از اندازه‌ی دل‌خواه برقرار می‌شود. (آلتمن، 1382 : 184)

ازدحام بیش از اندازه، هنگامی پدیدار می‌شود که فرد در موقعیت پرتراکم، در محیطی از دید منابع، فقیر و تفکیک نشده برای مدت طولانی جای گیرد. (همان : 9-188 و 193) آلتمن در جمع‌بندی بحث‌های خود می‌گوید، اگر خلوت و سازوکارهای هم‌پیوند با آن – قلمرو و فضای شخصی – مورد بی‌توجهی قرارگیرند، یا به شکل انعطاف‌ناپذیر در طراحی به کار گرفته شوند، یا اگر معنای لایه‌های گوناگون فضای شخصی و قلمرو فراموش شود، افراد ناگزیر به کلنجار رفتن با محیط می‌شوند، تا اندازه‌ی دل‌خواه تعامل از دید خود را بر پا دارند. در طراحی محیط باید پویایی خلوت را به صورت فرایندی متغیر در نظر گرفت که آدم‌ها در این فرایند، مرز پیرامون خود با دیگران را در زمان‌های گوناگون باز و بسته می‌کنند.

آلتمن می‌گوید که در طراحی محیطی دو نکته باید به دقت بررسی شود :

1. ترکیب سازوکارهایی که استفاده‌کننده برای نظارت بر تعامل اجتماعی به کار می‌گیرد چیست؟ از کدام رفتارها بیشتر استفاده می‌شود؟ کدام رفتارها بی‌اهمیت است؟ کدام ترکیب به نظر می‌آید که بیش از همه به کار می‌رود؟

2. برای استفاده از این سازوکارها، محیط تا چه اندازه باید پایا یا متغیر باشد؟ آیا محیط باید پیوسته سیال و متغیر باشد یا می‌توان با توجه به تصویر کلی گروه استفاده‌کننده، آن را نسبتاً پایا و ایستا کرد؟

در نتیجه آلتمن هدف از طراحی محیط را ایجاد و ساخت محیط‌هایی می‌داند که با رفتار استفاده‌کنندگان پیوند دارد. وی از آن دسته روانشناسان محیطی است که رابطه با محیط را به صف پیشین عناصر حیاتی و مهم تجربه‌های زنده در پژوهش‌های وابسته به مکان و رفتارها و احساسات می‌کشاند.

مفهوم مکان از دیدگاه او فضایی است که از راه فرایندهای گروهی، فردی و فرهنگی معنا می‌یابد، و مکان‌ها اهمیت خود را برای افراد نگه می‌دارند؛ زیرا انباره‌ی خاطرات شخصی‌سازی‌شده و عادت روزانه‌اند. او می‌گوید انسان از راه 3 فرایند به مکان پیوند می‌خورد :

1. دلبستگی 2. هویت 3. آشنایی

در پی این پیوند احساسی با مکان، فرایندهای شخصی‌سازی آغاز می‌شود و یک مکان را «مال من» یا «مال ما» می‌کنند.

او در کتاب «وابستگی / دلبستگی به مکان»، با پافشاری بر این که «دلبستگی به مکان» موضوعی چند سویه، احساسی و پیچیده است، توجه به تأثیر 3 مؤلفه را در درجه و میزان پیوند افراد با مکان مهم می‌داند :

1- مؤلفه‌ی احساسات فرد

2- مؤلفه‌ی شناخت که وابسته به ادراک و شناخت مکان از سوی فرد است.

3- مؤلفه‌ی فعالیت و رفتار در مکان، به این معنی که تا چه اندازه یک مکان کاراست؟

و سرانجام آلتمن می‌نویسد که دلبستگی به مکان با تغییرات زمانی در پیوند است، و با گذر زمان در آن دگرگونی‌هایی پدیدار می‌شود. او همه‌ی این کیفیت‌های احساسی را با شناخت (اندیشه‌ها، دانش، باورها و تجربه) و عمل (رفتار) همراه می‌داند.

کلیدواژه : ایروین آلتمن
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها