سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

اسکار نیومن؛ چاره‌جویی در حل مشکل ناامنی

Oscar Newman
اسکار نیومن
~ چاره‌جویی در حل مشکل ناامنی

در سال‌های پایانی سده‌ی نوزدهم و آغاز سده‌ی بیستم، دگرگونی‌های اجتماعی بسیاری رخ داد. شیکاگو مکان تجمع مردم با نژادها و قوم‌های مختلف بود. این گروه‌ها در کارخانه‌هایی که در وسط شهر ساخته شده بود، کار می‌کردند و نیاز به جایی برای زندگی داشتند. با توجه به نیاز به مسکن انبوه، دانشمندان و نظریه‌پردازان به فکر پژوهش و تحقیق در مورد راه‌های تازه‌ی سامان‌دهی محله‌های مسکونی افتادند. این شرایط اجتماعی – اقتصادی و تاریخی برای نیومن که نظریه‌ی «فضای قابل دفاع» را گسترش می‌داد، زمینه‌ی مناسبی بود که به رشد ایده‌اش یاری رساند.

ایده‌ی فضاهای قابل دفاع هنگامی مطرح شد که جرم و جنایت به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی به مسئله‌ای وخیم تبدیل شده بود و گمان بر این بود که تا این شرایط تغییر نکند برای از میان بردن جنایت کاری نمی‌توان انجام داد. نیومن این شیوه‌ی اندیشه را خیلی بدبینانه می‌دانست و باور داشت که با تغییر دادن محیط فیزیکی می‌توان شرایط موجود را تغییر داد و این امکان را به ساکنان داد که به هنگام نیاز از دارایی و حقوق خود دفاع کنند.

به گفته نیومن، اندیشه­ی نخستین فضاهای قابل دفاع، به 30 سال پیش باز می­گردد؛ هنگامی که او به عنوان معلم در دانشگاه واشینگتن در سنت لوئیس درس می­گفت و تخریب مجموعه ساختمان­های بلند مسکونی و اجتماعی، با نام پرویت­ایگو را به چشم دید، این ساختمان­ها با 2740 واحد، تازه ساخته شده بود.

نیومن با بررسی مجموعه خانه‌های ردیفی قدیمی‌تر و کوچکتری که روبه‌روی خیابانی که از پرویت‌ایگو می‌آمد، چنین نتیجه می‌گیرد که مردم تنها فضاهایی را که به طور مشخص برای آن‌ها تعریف شده باشد به خوبی نگهداری می‌کنند.

به نظر نیومن در فضاهای همگانی بی‌نام و نشان کنترل رفتارها بسیار دشوار بوده، تحقق حس مالکیت و توانایی تشخیص غریبه‌ها در این گونه فضاها ناممکن است.

نیومن در پژوهش‌های خود درباره‌ی تأثیر فرم خانه‌سازی بر توانایی ساکنان در کنترل محیط مسکونی، متوجه شد که گونه‌های مختلف ساختمان، حس و حالی را در بیرون از فضای سرپوشیده‌ی خانه پدید می‌آورد که بر توانایی ساکنان در کنترل آن‌ها مؤثر است. چه این واحد، خانه‌ای منفرد روی زمین باشد یا در میان شمار بسیاری از واحدها در یک ساختمان بلندمرتبه باشد. او بر این پایه، ساختمان‌های مسکونی را به سه گروه بزرگ تقسیم کرد :

  1. خانه‌های تک خانواری
  2. ساختمان‌های بدون بالابر، با راه پله (2 تا 3 طبقه)
  3. ساختمان‌های بلندمرتبه

نیومن خانه‌های تک واحدی را به 3 دسته تقسیم می‌کند :

  • خانه‌های جدا از هم
  • خانه‌های دو تایی که از یک طرف به هم چسبیده‌اند.
  • خانه‌های ردیفی

او همچنین زمین‌های پیرامون و داخل این ساختمان‌ها را بر پایه‌ی نوع و اندازه‌ی استفاده از آن‌ها به فضاهای :

  • خصوصی
  • نیمه‌خصوصی
  • نیمه همگانی
  • همگانی

طبقه‌بندی می‌کند.

نیومن این چنین نتیجه‌گیری می‌کند که هر چه نسبت شمار خانوارهایی که در یک قلمرو شریک‌اند، افزایش یابد، اندازه‌ی حس مالکیت خانواده و ادعای آن نسبت به قلمرو نیز کاهش می‌یابد و هر فرد به میزان کمتری نسبت به آن احساس حق می‌کند. پژوهش نیومن نشان داده که بیشترین جرائمی که ساکنان ساختمان‌های تک خانواری گزارش کرده‌اند، دزدی در زمان‌هایی است که اعضای خانواده از خانه دور هستند یا در شب‌هاست که همگی خواب هستند.

در ادامه، تحلیل‌های نیومن نشان داد که اندازه‌ی یک مجتمع تأثیری مستقل از دیگر عوامل اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی، حقوقی، انتظامی و … بر وحشت ساکنان از وقوع جرم و بی‌ثباتی اجتماعی دارد.

نیومن تاکید داشت که همه­ی برنا

مه­های طراحی فضاهای قابل دفاع، هدف یگانه­ای را در پی­ می­گیرند و آن ساخت دوباره­ی لایه­بندی اجتماعات، به گونه­ای است که امکان کنترل حوزه­های پیرامون ساختمان­ها را برای ساکنان فراهم کند؛ این حوزه­ها خیابان، زمین­های بیرون ساختمان، سرسرا و راهروهای داخل آن را در بر می­گیرد.

نیومن در تعریف ()حس قلمرو آن را احساس تعلق و اندازه­ی دخالت ساکنان نسبت به محدوده­ی محل زندگیشان دانسته و تاکید می­کند که هر چه بیشتر باشد، احتمال رخداد جرم و جنایت کاهش می­یابد.

نیومن مفهوم ()نظارت طبیعی را به معنای توانایی ساکنان در مشاهده­ی قلمرو زندگیشان معرفی می­کند؛ یعنی توانایی کالبد فضا در تامین فرصت­های نظارت برآن، به گونه­ای که هر چه اشرف ناظران بر یک فضا بیشتر باشد، امکان وقوع جنایت در آن کمتر و در ضمن احتمال دیده شدن فرد خطاکار به هنگام انجام جرم بیشتر خواهد شد.

برخی از منتقدان نیز بر این باورند که نظریه­ی نیومن در محدوده­های با میزان جرم و جنایت فراوان، کمترین اثر را داشته و برعکس در پهنه­های با آمار کم جرائم، موثر بوده است. همچنین این نظریه براین پایه نهاده شده که ساکنان با تغییر رفتارشان از محدوده­ی خود در برابر مهاجمان دفاع می­کنند. روی­ هم رفته، به دو جنبه از کار نیومن بیش از دیگر جنبه­ها خرده گرفته­اند: 1- کاهش جرم و جنایت در پی به کارگیری اصول ثابت نشده است. 2- نظریه وی بیش از اندازه بر تلاش مردم در دفاع از خودشان وابسته است.

از این رو نیومن در نظریه­ی خود تغییرات بیشتری پدید آورد و عوامل دیگری مانند پیدایش بن­بست (دوربرگردان)، باریک­تر کردن ورودی همسایگی­ها، افزودن بر رفت و آمد پیاده­ها و تعیین مرز محله­ها نیز به کارش افزوده شد.

تغییر دیگری که نیومن به کار خود داد، افزودن برنامه­های نورپردازی خیابان­هابود. او به جای تمرکز بر دگرگونی­های محیطی در آِپارتمان­های بلند مرتبه، مسئله نورپردازی خیابان­ها را در رده­ی نخست جای داد. با تحلیل این برنامه­ها معلوم شد که از دید آماری تفاوتی در نرخ جرائم رخ نداده، اما در سال­های کنونی ترس از جرم افزایش یافته است.

کلیدواژه : اسکار نیومن
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها