سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جستاری بر مفهوم توسعه پايدار 

بسط مفهومي توسعه پايدار 

 

شمس السادات زاهدي، غلامعلي نجفي

 

چكيده

اينكه توسعه پايدار در عمل چند معنا  مي دهد، چارچوبهـاي آن چيـست و اجـزاي مفهـومي آن كدامنـد، موضوعاتي است كه در كشور ما نيز به  طور لازم به آن توجه نشده است.

 هدف اين مقاله پرداختن به اين امر و بسط مفهومي توسعه پايدار است كـه در چهـار زمينـه ذيـل صورت گرفته است:

  • متمايز ساختن پاراديم توسعه پايدار : در اين مقاله پارادايم پايداري و الگوي پايداري مطرح شد و تفاوتهاي آن از پارادايم رشد و الگوي اصلي آن به تفكيك عنوان گرديد.
  • تبيين و ترسيم چارچوب توسعه پايدار : محيطها، ابعاد و اهداف – در  نوشته ها.  به طـور كلـي از توسعه پايدار ب ه عنـوان سيـستم تلفيـق كننـده اهـداف اجتمـاعي، اقتـصادي و زيـست محيطـي تعريـف  شدهاست و به استناد همين تعريف براي آن سه دسته هدف و سه بعد اجتمـاعي، اقتـصادي و زيـست محيطي قائل شده اند كه از طريق اين سه بعد با سه محيط اجتماعي، اقتصادي و طبيعي ( زيست محيطي يا اكولوژيكي ) در ارتباط است .به استناد اين پژوهش  تلفيق اين سه دسته هدف محتاج كاركرد سيـستم سياسي، محيط سياسي و در نتيجه وجود يك دسته اهداف سياسي است ؛ يعني الگوي مفهومي توسـعه  پايدار چهار دسته هدف، چهاربعد و چهار محيط دارد.
  • تعيين و تبيين پايداري : توانايي سيستم بـراي پايـداري، بـه گونـه اي اجتنـابناپـذير وابـس ته بـه موفقيتي است كه سيستم در ارتباط با محيط  كسب مي كند. اما لازمه ارتباط پايـدار بـا محـيط مـستلزم توزيع منابع و مسئو وليت كار بين اجزاي سيستم به نحوي است كه عناصر دروني بـا قبـول جايگـاه و نقش خود همراه با عناصر ديگر  براي تداوم كاركرد و پايداري سيـستم در يـك محـيط متغيـر فعاليـت كنند. در اينصورت پايداري به دو قسمت اصلي تقسيم مي شود: پايداري دروني و پايداري بيروني.
  • بسط معنا يي توسعه پايدار: براساس اين پژوهش توسعه پايدار را مـي تـوان ” مـديريت روابـط سيستمهاي انساني و اكوسيستمها به منظور استفاده پايدار از منابع در جهت ت أمين رفاه حـال و آينـده انسانها و اكوسيستمها ” تعريف كرد . براي چنين نظام مديريتي ضرورت دارد كـه جوامـع بـه تغييـر و تقويت چهار موضوع مورد نياز بپردازند كه عبارت است از : ارزشهاي هدايت كننده روابط، دانـش درك روابط، تكنولوژيهاي استفاده شده در روابط و نهادهاي مديريت اين روابط.

در نهايت دو شماي مفهومي ترسيم شد: توسعه پايدار از نظر رفاه انسان و اكوسيـستم و توسـعه پايدار از لحاظ فرايند تغيير.

 

 كليد واژه ها: توسعه پايدار، پارادايم پايداري، پارادايم رشد، پايداري، پايداري دروني، پايداري بيروني.

1- مقدمه

اگرچه اجراي برنامـه هـاي توسـعه باعـث ارتقـا ، بهبـود سـطح و شـرايط زنـدگي ، توفيـق در زمينه هاي مختلف و از جمله بهداشت ، آموزش و افزايش چشمگير درامد كشورها شده اسـت ، اما با اين حال دو چالش همه اين نتايج را در معرض ترديد قرار مي دهد :

  • وجود بيش از يك ميليارد  نفر فقير  در جهان كه بـه منـاب ع ، آمـوزش ، بهداشـت ، زيـر ساختها و … كه براي بهبود وضع زندگي ضروري است، دسترسي ندارند [1، ص 55]
  • ديدگاه فن محورانه و ديد خوشبينانه به جهـان كـه سـبب اسـتفاده  بـيرويـه از منـابع طبيعي و مصرف بي اندازه منابع و بويژه منابع تجديدناپذير شد ه و تعادل اكوسيـستم ها را بـ ه هم زده است [2، ص 24].

توسعه پايدار كه تنظيم و ساماندهي تعامل انسان و محيط و تعامل انسان با انـسان را در برمي گيرد، به  اين دلايل مطرح شد كه خود حاصل تلاشهاي بسيار بود . سه دسته عواملي كـه به رواج تفكر توسعه پايدار كمك كرده اند، عبارتند از [3 ، ص 245 ]:

  • نتايج بد كاركردي اجراي سياستهاي تعديل ساختاري كه خود براي مقابلـه بـا بحـران اقتصاد جهاني در دهه 1980م. تدوين شده بود؛
  • افزايش بي امان و وقفه ناپذير فقر و گرسنگي و نابرابري در جهان؛
  • تخريب نگران كننده محيط زيست و منابع طبيعي در نتيجة كاربرد تكنولوژيها [3، ص 245].

اولين كوششها ناشي از نگرانيهاي تعدادي از متفكر ان بود  كـه  مـي گفتنـد انـسان در حـال نابودي محيط زيست خود است ؛ محيطي كه از لحاظ تاريخي در آن ب ه سـر  بـرده و از لحـاظ بيولوژيكي ب ه آ ن وابسته است [1 ، ص 59]. اين اولين تحول در نگرش است كه در اواخر دهه 1960 م. رخ داد و ويژگي آن بحث در باره كيفيت محـيط زيـست در برابـر رشـد اقتـصادي  و حاكي از تغيير بينش و نگرش درباره الگوهاي سنتي رشد اقتصادي بود [19، ص 15 ].

بر همين اساس  هيأتي از كارشناسان توسعه و محيط زيست در ژوئن 1971 م. در كشور سويس مس أله حمايت و بهبود محيط زيست را ب هعنوان نيازهـاي فـوري كـشورهاي در حـال توسعه مورد توجه قرار دادند . توصيه هاي اين هي أت-كه معروف به توصيه اجلاس  فـونكس [1] بود در يكسري از سمينارهاي منطقه اي كه به   اين نام برگـزار شـد ، مـورد بحـث قـرار گرفـت    [1، ص 59]. اما نقش اساسي در تبيـين و توجـه بـه توسـعه پايـدار بـه د و كنفـرانس و يـك كميسيون مربوط مي شود:

  • كنفرانس محيط زيست استكهلم 1972م. : در اين ك نفرانس ب ه اين واقعيت تأكيد شد كـه دو سوم جمعيت دنيا گرفتار فقر، بيسوادي، سوء تغذيه و گرسنگي، نبـود بهداشـت و تخريـب محيط زيست است و تا زماني  كه ايـن مـسائل حـل  و فـصل نـشود ، پيـشرفتي  در توسـعه و بهبودي در وضع محيط زيست انسان حاصل نمي شود. به  ايـن دليـل  بايـد ملاحظـات محـيط زيستي در استراتژيهاي  توسعه تلفيق شده و سعي شود كه  از منابع طبيعي به نحـو مناسـب در جهت بهبود كيفيت زندگي مردم استفاده شـود و از اشـتباه هاي كـشورهاي توسـعه يافتـه  پرهيز شود [1، ص 59].
  • كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه 1: اين كميسيون در سـال 1987 م. بـا عنـوان  كميسيون برانتلند 2 از سازمان ملل خواست تا از كشورهاي مختلف براي ايجـاد يـك سيـستم همكاري و تلاش مشترك براي دسـتيابي بـه رفتـار مناسـب در كليـه سـطوح و كـسب منـافع عمومي دعوت ب هعمل آور د. مهمترين هدف اين گردهما يي، همكاري جهـاني و همكاريهـاي دو جانبه و متقابل بين كشورهاي مختلف در زمينه مسائل توسعه بود و با وجـود اينكـه در ايـن گردهمايي تخريب گسترده محيط زيست گزارش، اما  شركت كنندگان خوش بينانه بر اين بـاور بودند كه ب هشرط متعهد شدن و همـاهنگي جهـا ني، آينـدهاي مطمـئن بـراي همگـان امكانپـذير خواهد بود[2، ص 25]. 
  • كنفرانس ريو 1992م. : مهمترين نتيجه اين اجلاس جمع بنـدي آن اسـت كـه بـ هعنـوان دستور كار 21شناخته شد و بر اساس آن دولتها موظف شدند چارچوب استراتژيكي خاصي را برگزينند كه تركيب اهداف توسعه اي و زيس ت محيطي را ميسر سازد [4، ص 120] . يكـي از توصيه هاي مهم دستور كار 21، تشكيل كمسيون توسعه پايدار در سازمان ملل متحد بود كه در حال حاضر اهداف مربوط به توسعه پايدار را دنبال مي كند[5، ص 13] .

اصطلاح توسعه پايدار بهصورت وسيع  بعـد از  گـزارش كميـسيون برانتل نـد تحـت عنـوان آيندة  مشترك ما و اجلاس ريو 1992 م . مطرح شـد . از آن موقـع تـاكنون افـراد در بحـث و جدلند كه توسعه پايدار در  عمل چه معن ا مي دهد و چگونه مي توان ب هآن دسـت يافـت . بعـضي هم اصطلاحات مشابه اي مثـل  » توسـعه پايـدار از نظـر اكولـوژيكي «3 و » توسـعه اخلاقـي و پايـدار«4 و » زنـدگي پايـدار«5 و » رفـاه  پايـدار«6  را ارائـه دادهانـد [6 ، ص2]. صـرفنظـر از

                                                                                                                   

  1. World Commission on Environment and Development
  2. Brundtland

.3 ecologically sustainable development

.4 ethical and sustainable development

.5 sustainable living

.6 sustainable wellbeing

تهتفاو اي اصطلاحشناسي ، مفهوم محوري  همه آنها عبارت  است  از  : سيستم انساني يك جزء مهم از اكوسيستم است .

اينكه توسعه پايدار در عمل چه معنا مي دهد ، چارچوب هاي آن چيـست و اجـ زاي مفهـومي آن كدامند ، مقوله هايي است كه در كشور ما نيز ب ه      طور جدي بهآن توجه نشده است  و هـدف از اين مقاله نيز پرداختن بهآن و بسط مفهومي توسعه پايدار اسـت كـه چهـار جنبـه دارد : 1- تفكيك پارادايم پايداري ، پـارادايم رشـد و وجـوه تمـايز آنهـا ؛2- تبيـين و ترسـيم چـارچو ب توسعه پايدار ( محيط ، ابعاد و اهداف ) كه حاصل آن افزودن يك محيط ، يك بعد و يك گروه از اهداف به چارچوبهاي قبلي است ؛ 3- تعيين ، تبيين پايداري و تقسيم آن به دو مقوله كـاملاً وابسته به يكديگر با نام پايـداري درونـي و پايـداري بيرونـي براسـاس تئـوري سيـستمها و بالاخره بسط معنا يي توسعه پايدار و ترسيم اشكال خاص براي وضوح بيشتر ايـن گـسترش معنا .

 

2- تعريف پايداري

پايداري ب هعنوان وجه وصفي توسـعه ، وضـعيتي اسـت كـه در آن مطلـوب بـودن  و امكانـات موجود در طول زمان كـاهش  پيـدا  نمـي كنـد  و از كلمـه  Sus ) Sustenere  ، يعنـي از پـا يين و  Tenere، يعني نگهداشتن ) بهمعناي زنده نگهداشتن يـا نگهداشـتن گرفتـه شـده اسـت كـه بـر حمايت يا دوام بلند مدت دلالت ميكند. 

پايداري در  معناي وسيع خود به توانا يي جامعه   ، اكوسيستم يـا هرسيـستم جـاري بـراي تداوم كاركرد در  آينده نامحدود  اطلاق مي شود ، بدون اينكه بـه طـور  اجبـار  در نتيجـه تحليـل رفتن منابعي كه سيستم بهآن وابسته است يا  به دليل تحميل  بار بـيش از  حـد  روي آنهـا  ، بـه ضعف كشيده شود [7، ص 1]. از طرف ديگر توانا يي سيستم براي استقامت و پايا يي به گونـه -اي اجتناب ناپذير وابسته به موفقيتي است كه سيستم در ايجاد ارتباط با محيط بيرو ني كـسب ميكند؛ ب هعبارت ديگر پايداري سيستم ب هطور كامل وابسته به قابليت سيستم براي سازگاري و انطباق ، تغيير و تحول و پاسخگو يي به محيط اسـت و از آنجـا كـه محـيط  بـه نوبـه خـود همواره در حال تغيير است ، اين فر ايند سازگاري و انطبـاق سيـستم بايـد يـك فر اينـد پويـا و حساس باشد [ 8 ، ص 198] . بنابراين سيستم پايدار  به كاركرد مناسب درونـي و بـه رابطـه سازگار با محيط و ب هعبارت بهتر به پايداري در درون و به پايداري در بيرون ( در تعامل بـا محيط ) نيازمند است تا در مجموع بهعنوان سيستم پايدار عمل كند.

از ديدي ديگر حيات در نفس  خود  وا جد ارزش است ، مطالبات حيات حفظ و  احياي محيط زيست براي آينده را الزامي مي  سازد  و از اين طريق توسعه امروز را به توسعه فـردا پيونـد      ميزند. بنابراين مـي تـوان گفـت كـه  پايـداري نـوعي عـدالت تـوزيعي اسـت : تقـسيم عادلانـه فرصتهاي توسعه بين نسلهاي كنوني و آينده از يك سو و همه شمول بودن آن از سوي ديگـر . همه شمول ب همعناي قدرت بخشيدن به مردم و بـ همعنـاي حمايـت و توجـه بـه تمـامي حقـوق انساني است اعم از حقوق سياسي ، حقوق اقتصادي ، حقوق اجتماعي و غيره [ 9 ، ص 19 ].

 يك موضوع مهم ديگر در بحث توسعه پايدار ، توسعه سرانه و يك شاخص خوب در ايـن زمينه سرمايه سرانه است . سرمايه را نيز مي تـوان بـه سـه دسـته تقـسيم كـرد : 1- سـرمايه فيزيكي يا انسان ساخت ؛2- سرمايه طبيعي ( منـابع طبيعـي ) ؛ 3- سـرمايه انـساني . بنـابراين توسعه بايد موجب افزايش سـرمايه سـرانه بـ هطـوركلي ( سـرانه سـرمايه فيزيكـي + سـرانه سرمايه طبيعي + سرانه سرمايه انساني ) شود . ايـن امـر بـه ايـن معنـا  اسـت كـه در صـورت استفاده از منابع طبيعي ، سرمايه طبيعي بايد به سرمايه فيزيكي يا انساني تبديل شود ( شايد بتوان آن را با تبديل انرژي به يكديگر مقايسه كرد ) و پايداري نيـز مـي توانـد بـ همعنـاي عـدم كاهش اين سرمايه سرانه  در طول زمان تلقي شود [10، ص 213] . البته ثابت مانـدن سـرمايه سرانه مستلزم تحقق دو امر مهم است : جبران افـزايش جمعيـت  و جبـران كـاهش ارزش طـي زمان . همچنين پايداري در عمل موازنه اي بين ضرورتهاي زيست محيطي و نيازهاي توسـعه است و از دو طريق محقق مي شود: كاهش فشارها  و  افزايش ظرفيتهاي موجود [11،ص114] .

بنابراين شرايط اصلي پايداري عبارتند از :

  • سيستمها بايد با شرايط محلي و زيست محيطي سازگار باشند؛
  • سيستمها بايد با نيازهاي آتي و اهداف مورد نظر قابليت سازگاري داشته باشند؛
  • سيستمها بايد نسبت به تغييـرات ، انطبـاق پـذيري كـافي داشـت ه باشـند و در صـورت تخريب سيستم در اثر وقوع حوادث ناخواسته با صرف كمترين هزينه ترميم شوند؛
  • گسترش سيستمها نبايد باعث وارد آوردن آسيب به سيستمهاي حافظ زندگي انـس ان مانند آب و هوا ، خاك و سيستمهاي بيولوژيكي شود.

از منظر ديگر ي پايداري به پايداري سطحي[2] ( كوتاه مدت و نمادين ) و عميق ( بلند مدت و بنيادين ) تقسيم مي شود. پايداري سطحي روي كار ايي و استراتژي هاي جايگزين بـا توجـه بـه مصرف منابع متمركز مي شود و معمولاً اهداف غالب در جامعه را  بدون پرسش مي پـذيرد و براي حل مسائل ، راه حلهاي درمـاني را هدف گـذاري مـي كنـد . پايـداري عم يـق ، اهـداف را در ارتباط با ارزش هاي بالاتر ارزشيابي ميكند و سيستم هاي لازم را  با توجـه بـه محـدوديتهاي اكولوژيكي براي دستيابي به اين اهداف طراحي ميكند [ 12 ، ص 9 ] . 

3- تعريف توسعه پايدار

مفهوم توسعه پايدار ناظر بر اين واقعيت انكار ناپذير است كه ملاحظات مربـو ط بـه اكولـوژي ميتواند و بايد در فعاليتهاي اقتصـادي ب هكار گرفته شود . اين ملاحظات شامل ايدههاي ايجاد محيطي منطقي است كه در آن ادعاي توسعه ب همنظور پيشبرد كيفيت همـه جنبـه هـاي زنـدگي مورد چالش قرار ميگيرد [ 13 ، ص 34].

درباره توسعه پايدار تعاريف متعددي وجود دارد كه بعضي از آنها عبارتند از :

  • توسعه پايـدار بـ همعنـاي تلفيـق اهـداف اقتـصادي ، اجتمـاعي و زيـست محيطـي بـراي حداكثرسـازي رفـاه انـسان فعلـي بـدون آسـيب بـه توانـايي نـسلهاي آتـي بـراي بـرآوردن نيازهايشان ميباشد [ 14، ص 11].
  • كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه كه براي او لين بـار ايـن اصـطلاح را ار ائـه داد، توسعه پايدار را ب هعنوان توسعه اي تعريف كرد كه نيازهاي نسل فعلي را بدون ايجاد اشـكال در توانايي نسلهاي آينده در برآوردن احتياجات خود تأمين ميكند [1، ص 61].

اين تعريف دو مفهوم را در بر دارد :

  • مفهوم نياز ، بويژه نيازهاي اساسي فقرا اولويت درجه يك را دارد؛
  • توسعه پايدار در برگيرنده ايده محدوديت هايي است كه بهوسـيله وضـعيت اقتـصادي ، اجتماعي و زيست محيطي تحميل مي شود . اين امر به نوبه خود حاكي از آن است كـه اهـداف توسعه پايدار بايد در هر كشوري  بهطور عملياتي و خاص آن كشور تعريف شود.

در واقع توسعه پايدار بر پايه هشياري انسان نسبت به خودش و نسبت  به منـابع طبيعـي كره زمين استوار  است و خواهان يك سبك زندگي  پايدار براي همه انسانها اسـت و مخـالف مصرف بيش از اندازه ، اتلاف منابع و بي توجهي به نسلهاي آينـده و قطـع رابطـه  بـا گذشـته است. بنابر اين يك سؤال مي  تواند آن باشد كه آيا سبك فعلي زنـدگي قابـل قبـول اسـت و آيـا صحيح است كه اين سبك از زندگي و بهره برداري از منابع پايه به نسل هاي بعدي تسري پيـدا كند؟  

همچنين اصل 1 اعلاميه ريو حاكي از اين است كه : انسان محور توجه توسعه پايدار است

و انسانها سزاوار  و مستحق يك زنـدگي سـالم و مولـد درهـم سـازي [3] بـا طبيعـت مـي باشـند                   

[ 15 ، ص 4 ] .از سوي ديگر  توسعه پايدار به زبان فني مي تواند ب هعنوان مسي  ر توسعهاي كه در آن    بهينهسازي رفاه براي نسل امروزي كه منجر به كاهش رفـاه آينـده نميـشود ، تعريـف شود. قرار          گرفتن در اين  مسير مستلزم از  بين بردن زياده رويهايي اسـت كـه بـه  تهـي شـدن منابع طبيعي و  تخريب محيط زيست منجر مي شود[16 ، ص 2]. بعلاوه مفهوم برابري بهعنوان يكي از بنيادهاي توسعه پايدار كه عدالت بين نسلي را با عـدالت درون نـسلي تلفيـق مـي  كنـد، مستلزم آن  ا ست كه ساختار الگوهاي درامدي و تـوزيعي تغييـر پيـدا كنـد .     بنـابـراين  از نظـر بعضي از صاحبنظران مي توان آن را ب هعنوان پيش شرطي براي اتخاذ هرگونه اسـتراتژي در ارتباط با توسعه پايدار دانست  [9،ص28]. واقعيت اين است كه بدون عدالت اجتماعي در بـي ن نسل حاضر عدالت بين نسلي امكانپذير نيست [ 17 ، ص 9 ].

پانايوتو[4] استاد دانشگاه هاروارد از توسعه پايدار ب هعنوان يك مفهوم بانكي ياد مـي كنـد ، توسعهاي كه مثل پس انداز مي ماند و ارزش خالص آن مثبت است و موجب كاميابي در آينـده ميشود [18، ص 40]. توسعه پايدار همچنين بر  اهميت وجود چشم انداز بلنـد مـدت در  مـ ورد نتايج فعاليتهاي امروز و  همكاري جهاني در  بين كشورها بـراي رسـيدن بـه راه حلهـاي  مـؤثر تأكيد مي گذارد. اين عناصر ، توسعه پايـدار را بـ هصـورت هـدف كليـدي بـراي  صـورت بنـدي سياستهاي داخلي ، منطقهاي  و بين المللي در قرن 21 درآورده است [16، ص 2].

4- اصول توسعه پايدار

 با توجه به تعاريف و بحث هاي ارائه شده ، بنيادهاي اصلي توسعه پايدار را مي تـ وان بـ هشـرح زير عنوان كرد كه دستيابي به توسعه پايدار مستلزم توجه و رعايت آنها است.

4-1- كنار گذاشتن تصور قدر قدرتي انسان

 تصور قدر قدرتي انسان از اينجا ناشي شد كه انسان در مسير عروج تمدن و تكنولـوژي بـه چنان توانمندي تكنولوژيك دست يافت كه نه تنها خروج از آشيان اكولوژيك [5]،[6] براي او ميسر شد بلكه تصور كرد كه مالك و قادر محيط خود است و هر كـاري را مـي توانـد انجـام دهـد . حاصل چنين تصوري غفلـت از ظرفيـت نگهداشـت و تحمـل نظامهـاي اكولوژيـك از يكـسو و ناديدهگرفتن اين واقعيت از سوي ديگر مي باشد كه انسان يـك ارگـانيزم از مجموعـه ارگانيز هـا ي محيط طبيعي است و نه بيشتر  و بايد روابط معقول و متعادلي با ديگر موجودات نظام هـستي كره زمين داشته باشد.

4-2- اكوسيستم بسيار مهمتر از درك و تصور فعلي است

كيفيت و كاركردهاي اكوسيستمها و خدماتي كه اكوسيستمها و محيط طبيعي ارائه مـي دهنـد ، بهمراتب مهمتر از آن چيزي است كه در برنامه ريزي توسعه و در تصور عمومي وجـود دارد و بيان آنها در قالب اصطلاحات و واژههاي اقتصادي ممكن نيست.

 

4-3- عدالت و برابري

شامل برابري درون نسلي ، برابري درو ن كشوري ، برابري جنسيتي ، برابر ي بين كشورها ، و برابري بين نسلها است.

4-4- آشتي توسعه و پايداري

فلسفه اصلي توسعه پايدار آشتي بين توسعه و پايداري از طريق دقت و توجه كـافي بـه همـه اهداف از ديدي سيستمي و كلگرايانه است. بهعبارت ديگر در حالي كه بسياري از سياستهاي توسعه در گذشته براساس نظريه رشـد بـود ، توسـعه پايـدار رشـد را يـك عامـل اقتـصادي ميداند و بر پايداري اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و طبيعي يا زيست محيطي تأكيد ميكند.

4-5- مشاركت و وفاق

 مشاركت وسيع در تصميم گيري يكي از پيشنيازهاي توسعه پايدار است و موجـب مـشروع -بودن تصميم ها ، برنامه و پشتيباني در اجراي آنها مي شود. مشاركت به نوبه خود يـك هـدف است و اصل اساسي برابري را  برآورده  مي سازد و مي تواند سـبب وفـاق در مـورد آرمـان بلند مدت و حركت بهسوي پايداري شود [ 16 ، ص 9 ] .

4-6- مردم محوري

 محور بودن انسانها ي ك اصل اساسي است كه با پارادايم پايداري و فلسفه آن و نيز با اصـل مشاركت و وفاق همخوان است [ 16 ، ص 9 ] .

4-7- برنامه جامع ، چرخهاي و تلفيقي

 فعاليتها و برنامه هاي توسعه پايدار بايد با گسترش مداوم همه مـوارد را در برگرفتـه و يـك نظام تلفيقي مناسب از همه فعاليتهاي مرتبط ، ضرو ي و نيز فعاليتهاي كوتاه مدت تا بلند مـدت را ب هوجود    آورد. يك مبحث مهم ديگر در برنامه ريزي توسعه پايدار قبول مفهوم چرخه اي در برنامهريزي است. اين بهآن معنا است كه كار برنامهريزي يكباره به اتمام نميرسد و لذا هـيچ ضرورتي براي لحاظ همه موارد ض روري از همان اول نيست و مي توان از ساده و كم شروع كرد تا در چرخههاي بعدي تكميل شود.

4-8- ديدي سيستمي و كل گرايانه

 توسعه پايدار با نگرشهاي تك بعدي يا تك عاملي همخوان نيـست و بـه لحـاظ تلفيـق اهـداف مختلف اجتماعي ، اقتصادي، زيست محيطي، و سياسي توجه اي كل  گرايانه دارد و در بررسي پايداري دروني و بيروني سيستم از ديد سيستمي استفاده ميكند.

4-9- ساخت بر روي آنچه كه وجود دارد

 دليلي وجود ندارد كه همه چيز از ابتدا شروع شود . خاصيت  چرخهاي  برنامـهريـزي توسـعه پايدار اين است كه مي توان از يك پايه موجود (مثل يك برنامه  در حال اجرا ) شروع كرد و در طي چرخهها آنها را كامل كرد.

4-10- انعطافپذيري

انعطافپذيري، قـدرت و ظرفيـت يـك نظـام در حفـظ موجوديـت خـود در مقابـل اخـتلالات و تغييرات بيروني است . اين تغييرات كه ممكن است اقتـصادي ، اجتمـاعي ، زيـست محيطـي يـا سياسي باشد ، دو نوع اثر متف اوت دارند : فشار [7] و ضربه يا  شوك[8]. سيستم در صورتي پايدار است كه علي رغم وارد آمدن فشار و ضربه يا شوك ، توانا يي حفظ وضـعيت خـود را  داشـته باشد . فشار به آثار كم ، جزئي اما مستمر اشاره دارد كه آثار تراكمي آن ميتواند زياد باشد، مثل كاهش تقاضاي بازار براي محصول ؛ د ر حالي  كه ضربه يك عامل قابـل توجـه امـا گـذرا  است مثل خشكسالي يا افزايش ناگهاني قيمت نهادهها [ 19، ص 11 ].

4-11- استفاده عاقلانه از منابع

به معناي استفاده از منابع تجديد پذير در  حد تجديد پذيري و رعايت كارايي در مـصرف منـابع تجديدناپذير مي باشد. كارايي مصرف منابع نيز به معناي افزايش ميزان توليـد بـه ازاي واحـد مصرف منابع ، كاهش هزينه ، كاهش مصرف و باقي گذاشتن  مقدار بيـشتري از منـابع بـراي نسلهاي آتي و آلودگي و ضايعات كمتر است.

4-12- تفكر جهاني و عمل محلي[9]

 جهاني انديشهكن و محلي عمل كن ، شعار اصلي توسعه پايدار است  و توسعه پايـدار جـز بـا توجه واقعي و كافي به مـشكلات  محلـي و حـل آن از طريـق مـشاركت ذينفعهـا از يكطـرف و همكاريهاي بين المللي از طرف ديگر حاصل نميشود.

5- پارادايم پايداري

در قسمت اعظم تاريخ توسعه پارادايم اصلي مورد توجـه پـارادايم رشـد و الگـوي  آن الگـوي  صنعتي بوده است. الگوي صنعتي سبب توجه خاص به صنعت  و تشويق توسعه شهري شـد و با اين تفكر همراه است كه رشد اقتصادي از طريق نشت ثـروت بـه پـا يين موجبـات بهبـود وضع اقتـصادي خانوارهـاي فقيـر را فـراهم خواهـد سـاخت [3 ، صـ ص 242 ، 243 و 283] . صنعتيشدن همچنين به معناي استفاده از الگوي صنعتي است كه خود با مفاهيم تقسيم كار  ، هزينه فرصت ، مزيت نسبي  و صرفه مقيـاس همـراه اسـت [20 ، ص 1 ]. ويژگيهـاي بنيـادي الگوي صنعتي             كه ويژگي عصر مدرنيته است عبارت  است: از ساده سازي [10] ، تخصصي كردن[11]

( تقسيم كار به اجزاي خاص ) ، عاديسازي[12]  و ماشيني كردن[13] .

 در الگوي صنعتي  كه با اصول فيزيك نيوتني [14] سازگار است، جهت علت و معلولي است و اگـر بهسهولت هم قابل درك نباشد ، معين و يك مسير يكطرفه است ، محيط و جامعه خـارج از واحـد تصميمگيري واقع مي شوند ، موفقيت بر حسب سود و رشد انـدازه گيـري مـي        شـود.             بنـابراين در محدودههاي مجاز ، ت قريباً ه ر چيـزي كه ممكن و  قانوني است، اگر  منجر به سـود  و رشـد شـود ،  تشويق ميشود . 

در واقع الگوي صنعتي موجـب ارتقـا بـه سـطح بـالاتري از سـطح زنـدگي شـد ، بـسياري از صعوبتهاي كاري  را حذف كرد ، اوقات فراغت را افزايش داد ، اما بهطور بنيـادي در نگهـداري و حفظ پيشرفت انسا ني ناتوان ب هنظر  ميرسـد و منافـ ـع اقتـص ـادي آن بـه تدريــج كـه هزينـه هـاي اجتماعي و اكولوژيكي افزايش مي يابد، كاهش پيدا مي كنـد  و در مجمـوع بـ هنظـر مـي رسـد كـه صنعتي شدن و عصر صنعتي رو به پايان است .

  پيتر دراكر اعتقاد دارد كه ما در ميانه تغيير شكل بزرگ از يك جامعه صنعتي به يك جامعه پست صنعتي ( فراصنعتي ) هستيم [20، ص2] . الوين تافلر خاطر نشان ميسازد كه الگوي صنعتي پيشرفت اقتصادي در حال مهجور شدن است و انديشههاي قديمي كارايي و بهرهوري و توليد انبوه ديگر معتبر نيست بلكه توليد كالاها و خدمات مشتري پسند[15][16] با هدف بازارهاي كوچك  خاص7 ، استمرار نوآوري و توجه به توليدات با ارزش افزوده بيشتر و  توليد تخصصي مورد توجه است [20 ، ص 5] و اضافه ميكنـد مهمتـرين توسـعه اقتـصادي زمان ما ظهور يك سيستم جديد از توليد ثروت است كه نه بر مبناي ماهيچه بلكـه بـر مبنـاي مغز قرار دارد . دراكر در  كتاب » واقعيتهاي جديد « ميگويد: بزرگترين تغيير ، تغيير به  جامعه دانش ي است كه در آن كارگر يدي به كارگر دانشي تغيير مي كند و اين نتيجه منطقي تحول بلنـد مـدت از كار يدي به كار صنعتي (كار به وسيله ماشين) و در نهايت به كار دانشي است [20 ، ص5].

 دراكر در مورد تفاوت مهم و بنيادي بين كار دانش ي و كار  صنعتي ميگويد: كار صـنعتي بهطور بنيادي يك فر ايند مكانيكي است، درحالي كه كار دانش ي، يك فر ايند بيولوژيكي    اسـت. او اين تفاوت را براي تعيين اندازه سازمان مهم مي داند: كار بيشتر در يـك سيـستم مكـانيكي بـا بزرگكردن مقياس حاصل م يشود و قدرت بيشتر ب همعناي ستانده بيـشتر اسـت ؛ بـ هعبـارت ديگر       بزرگتر، بهتر است . اما اين امر  درباره سيستمهاي بيولوژيكي صدق نمي كند. بـراي يـك سوسك بزرگشدن و براي يك فيل كوچك شدن به معناي كارامدتر شدن نيست.

 مستندات زيادي در مورد ظهور يك پـارادايم جديـد يـا پـاراد ايم پايـداري وجـود دارنـد ، پارادايمي كه متناسب برآوردن نيازهاي انساني در دوره فراص نعتي يا پست مدرنيته اسـت  و الگوي آن هم الگوي پايداري ميباشد.

 الگوي پايداري با اصول فيزيـك كوانتـوم [17]،  بـهمراتـب سـازگارتر اسـت . جامعـه محلـي ، مزرعه و زارع ب هعنوان ارگانيزمهاي زنده بيولوژيكي ( كه هر يك به نوبه خود يك كل اسـت  ) الگوسازي مي شود: ماهيت علت و مع لولي هرگز ب هطور كامل قابل تعريف نيست و هر چيـزي با چيز ديگري مرتبط است. اگر رابطه علت و معلولي وجود داشتـه باشد ، ايـن رابطـه از نـوع چرخه اي است نه يك طرفه و تغيير هدفدار نيازمند مدا خله متفكرانه است  نه تعمير و تعـويض و مونتاژ. هدف، پايدار ساختن سلامت و بهـره وري سيـستم در طـول زمـان اسـت  و تغييـر مستمر و باز توليد ، يك قسمت بنيادي از اين فرايند است [20 ، ص 1].

 پايداري نيازمند آن است كه ما ب هطور جمعي براي خير جمعي جامعه بـ هعنـوان يـك كـل تصميم بگيريم و كيفيت زندگي از چگونگي روابط ما با يكديگر از نظر اقتصادي ، اجتمـاعي و سياسي در درون يك نسل و بين نسلها نتيجه ميشود [20 ، ص 9] . اگر قرار است كه شـيب فعلي ب هسوي سقوط اقتصادي و بي  نظميهاي اجتماعي [18]برعكس شـود  بايـد يـك فلـسفه  مـس ؤوليت جمعي جانشين فلسف ه فرد گرايي افراطي شود . منظور از مسؤوليت جمعي اشتياق هر فـرد بـه در نظر  گرفتن نيازهاي همه اعضاي جامعه و اشتياق هر فرد بـه حمايـت از اقـدامات طراحـي شده براي رفع نيازهاي همه اعضاي جامعه مي باشد و معن اي آن اين اسـت كـه بايـد بـ ه همـه كودكان در خانـه  در سيـستم هاي مـذهبي و  مدرسـه يـاد داد ه شـود كـه حقـوق او چيـست و مسؤوليتهاي او كدامند.

6- چالشهاي توسعه پايدار

 مهمترين چالشهاي توسعه پايدار عبارتند از :

 

6-1- توجه به رشد پايدار

توسعه پايدار در نزد بسياري از افراد ب همعناي رشد پايدار تلقي ميشـود (درحـالي  كـه رشـد فقط به يك بعد از توسعه توجه دارد ) . البته اين يك واقعيت است كه رشد اقتصادي از طريـق افزايش ثروت كل جامعه ، توانا يي كشور را براي كاهش فقـر و حـل سـاير مـسائل اجتمـاعي افزايش مي دهد ، اما تاريخ جوامع مختلف نشان مي دهد كه رشـد اقتـصادي موجـب پيـشرفت متوازني در همه ابعاد توسعه نشده است [17 ، ص 7 ].

62– خطر رسيدن به آستانههاي بحراني در حوزههاي مختلف    مهمترين اين موارد عبارتند از :

 

 

6-2-1- افزايش جمعيت و مصرف منابع

 از انقلاب صنعتي تاكنون جمعيت جهان 9 برابر و برداشت سرانه آب 36 برابـر شـده اسـت  [6 ، ص 4] . پيشبيني شده است كه در 20 س ال آينده دو ميليارد نفر به جمعيت جهان اضافه شود كه 95 درصد آن مربوط به كشورهاي در حال توسعه است [ 14 ، ص 20].

6-2-2- فقر

بيش از يك ميليارد نفر در جهان در فقر مطلق ب هسر مي برند . در ايران از برنامه اول توسـعه اقتصادي و اجتماعي  كشور ( سال 1368 هــ  .ش. ) تـا كنون درصـد فقـراي روسـتا يي هرگـز كمتر از 22 درصد جمعيت كشور نشده است.

6-2-3- تهي شدن منابع 

در كمتر از 200 سال ، كره زمين 6 ميليون كيلومتر مربع از جنگلهـاي  خـود  را از دسـت داده  است . اين رقم در ايران براي سه دهه 1340 – 1370 حدود 6 ميليون هكتـار اسـت . براسـاس گزارش م ركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي ، ميزان فرسايش خاك كشور در سال 1380 برابر 5 ميليارد مترمكعب بود.

 

6-2-4- آلودگي

  گزارش درباره بين المللـي در بـاره  پـسمانده هـا و آلودگي هـا نـشان از فاجعـه در بـسياري از سرزمينها دارد . همچنين يافتههاي تحقيقاتي حاكي از افزايش آلودگيهاي آب ، هـوا و خـاك در بسياري از نقاط جهان است .

6-2- 5- تغييرات جهاني آب و هوا

 گزارشهاي بسياري در زمينه افزايش گاز متان و غلظت دي اكسيد كربن در اتمسفر و خسارت لايه ازن وجود دارد.

6-2-6- بدهي

افزايش بدهي هاي كشورهاي كم درامد باعث شده است كه از سال 1984م. نو عي انتقال خالص سرمايه از كشورهاي كم درامد به كشورهاي با درامد بالا صورت گيرد[ 6 ، ص 4 ].

 

6-2-7- بيماريهاي خطرناك 

 ايدز، مالاريا و ديگر بيماريها مصيبتهاي اساسي بويژه در كـشورهاي كـم درامـد  و در حـال  توسعه ميباشند .

6-2-8- بي ثباتي سياسي

 بيثباتي سياسي در اكثر كشورهاي جهان سوم بسيار متداول است .

 

6-2-9- حاشيهاي شدن

 قدرت تكنولوژيك كشورهاي پيشرفته و اقداماتي كه آنها در حمايـت نظـام هـاي خـود انجـام   ميدهند و مشكلات داخلي بسياري از كشورهاي در حـال توسـعه بـ هطـور روز افزونـي ايـن كشورها را در اقتصاد جهاني به حاشيه سوق ميدهد.

 

6-3- ماهيت چند بعدي بسياري از مسائل

 مثل فقر، نابرابري و غيره كه محتاج توجه و راهحلهاي سيستمي و چند بخشي است.

 

6-4- عدم تمركز و جهاني شدن

 محلي عمل كردن محتاج عدم تمركز و پيوند با كشورهاي مختلف مستلزم جهاني شـدن  اسـت . يك چالش مهم براي توسعه پايدا ر اين است كه به كدام موضـوعات در كـدام سـطح وبـه چـه صورت توجه شود[15 ، ص11] .

6-5- شعار شدن توسعه پايدار 

مسأله مهم اين است كه توسعه پايـدار در معـرض يـك خطـر جـدي اسـت و آن تبـديل شـدن توسعه پايدار به كليشه،  تابلو و شعار است ، بدون اينكه تلاش جدي براي تحقـق هـدفهاي آ ن  صورت بپذيرد.

6-6- كمبود آگاهي ، تجربه و ظرفيت

كه يك مسأله مهم مبتلا در كشورهاي جهان سوم است .

6-7- دشواري تأمين نياز فعلي بدون كاهش توان نسلهاي آينده

6-8- مشكل تلفيق تصميها

يك مشكل عمده تلفيق موضوعات مختلف است :  تلفيق اهداف  بخش هاي مختلف ، تلفيق بر نامههـاي كوتاه مدت و بلند مدت ، تلفيق سطوح بين المللي تا محلي و تلفيق بين نيازهاي نسل فعلي و نـسلهاي آتي .

 غلبه بر اين چالشها نيازمن د توسل به مشاركت براي تداوم بحثهاي عمومي ، مـذاكره بـين گروههاي ذينفع و ايجاد يك وفاق سياسي است.

 

7- بسط مفهومي توسعه پايدار

از اجلاس 1992 م. سران زمين در ريو هنوز بسياري در بحث و جدلند كه توسـعه پايـدار در عمل چه معنا يي دارد و چگونه مي             توان بهآن دست يافت . علاوهبر اينكـه بـه لحـاظ ضـرورت ارتباط تنگاتنگ برنامه هاي توس عه پايدار با شرايط خاص هر منطقه،  توصيه و تأكيدي كـه در اين زمينه وجود دارد، سردرگمي هاي بسياري حاصل شده است و هر كسي از ظن خود توسعه پايدار را تفسير ميكند.

اين مقالـه بـر آن اسـت كـه بـا بـسط مفهـومي و سـپس تحليـل مفهـومي توسـعه پايـدار چارچوبهاي  ملموستري را براي استفاده علاقه مندان فراهم كند و راه را براي تـلاش آنهـا د ر جهت گسترش مفهومي و بوميسازي توسعه پايدار اندكي هموار سازد.

7-1- متمايز ساختن پارادايم توسعه پايدار

برخي از تفاوتهاي اساسي اين دو پارادايم در جدول 1 نشان داده شده است.

جدول1  برخي از تفاوتهاي اساسي پارادايم رشد و پايداري

 

پارادايم پايداري پارادايم رشد 
1- تلاش براي توسعه همه جانبه در همه ابعاد 1- حصول رشد اقتصادي به هر قيمت
2- تواناسازي محيط براي رشد فعاليتها 2- دادن يارانه براي فعاليتهاي اقتصادي بهوسيله دولت
3- توسعه نهادهاي محلي براي فراهم آوردن امنيت 3- فراهم كردن امنيت بهوسيله دولت
4- فناوري متناسب و محلـي ، اسـتفاده از دانـش بـومي و  توسعه فناوري مشاركتي 4- انتقال ف ناوري پيشرفته از  كشورهاي غنـي بـه كـشورهاي ضعيف
5- توسعه پديده چند بعدي است كه مردم تعريف كننده آن ميباشد . 5- توسعه پديده اي اقتصادي است و دولت تعريف كننـده آن  ميباشد.
6- برنامهريزي نهادي با مراكز متعدد، سازمانهاي مردمـي ، چارچوبهاي نظارتي 6- ايجاد سازمان هاي بزرگ و نيرومند براي توسـعه بـا محـور -بودن دولت
7- انديشه محوري فرايند توسعه : ارزيابي 7- انديشه محوري فرايند توسعه : برنامهريزي
8- نقش دولت : ايجـاد چارچوب هـاي قـانوني، تواناسـازي ، محول كننده قدرت ، مشوق همكاري هـا ، فعاليتهـاي مـردم و نهادهاي مردمي 8- نقش دولت : توليدكننده اصلي، تهيه كننده و نظـارت كننـده اصلي
9- با فيزيك كوانتوم سازگار ميباشد. 9- با اصول فيزيك نيوتني سازگار است.
10- هدف پيشرفت انساني پايدار است. 10- هدف حداكثرسازي سود و كارايي اقتصادي است.
11- پايه اصلي فلسفي مسؤوليت جمعي است. 11- پايه اصلي فلسفي فردگرايي است.
12- شعار اصلي خير جمعي جامعه است. 12- شعار اصلي ، توسعه اقتصادي و بالا بردن رفاه است.
13- سرمايهگذاري در جهت تنوع  فعاليتها است. 13- سرمايه گذاري در جهت فناوري پيشرفته و بزرگ كـردن مقياس است.
14- انتخاب تكنولوژي با توجه بـه پايـداري بـوم شـناختي صورت ميگيرد. 14- انتخاب تكنولوژي بـدون توجـه بـه محـيط زيـست و در جهت افزايش كارايي صورت ميگيرد.
15- فرايند كار ، بيولوژيكي است . 15- فرايند كار ، مكانيكي است.
16- مقياس مناسب مهم است. 16- مقياس بزرگ براي ستانده بيشتر مورد توجه است.
17- رابطه علت و معلـولي  در اغلـب مـوارد قابـل تعريـف نيست ، هرچيزي به چيز ديگر مربـوط اسـت . اگـــر رابطـه علت و معلولي وجـود داشته باشــد ، چرخهاي است. 17- رابطه علت و معلولي و يكطرفه وجود دارد.
18- شاخص موفقيت پايداري است. 18- شاخص موفقيت سودآوري و رشد است.
19- كارگر صنعتي به كارگر دانشي تبديل ميشود. 19- كارگر يدي به كارگر صنعتي تبديل ميشود.
20- انـســان اصــل اسـت ، در ايـن صـورت جـوامــع و سنتهاي خوب آن حفظ ميشود. 20- انسان يك عامل توليـد اسـت، در نتيجـه سـنت هاي خـوب جامعه از بين مي رود.
21- منابع طبيعي بستر حيات و توسعه است. 21- به منابع طبيعي بهعنوان يك عامل توليد  نگاه ميشود.

 

7-2- تبيين و ترسيم چارچوب توسعه پايدار : محيط ، ابعاد و اهداف

توسعه پايدار  به استناد تعاريف ذكرشده فراينـدي اسـت كـه اهـداف اقتـص ادي ، اجتمـاعي و زيست محيطي جامعه را در هر جا كه ممكن است از  طريق وضع سياسـتها ، انجـام اقـدام هاي لازم و عمليات حمايتي با هم تلفيق مي كند و در  هر جايي كه تلفيق امكان ندارد  به ايجاد رابطه مبادله بين آنها ، بررسي و هماهنگي اين مبادلهها ميپردازد. براساس ايـن تعريـ ف سـه دسـته هدف (اقتصادي، اجتماعي  و زيست محيطي) و برمبناي آنها سه محيط و سه بعد اصلي وجـود دارد كه عبارتند از :1- محيط هاي اقتصادي، اجتماعي ؛2- طبيعي و ابعاد اقتصادي، اجتمـاعي و زيست محيطي.

      بههمين دليل در غالب مستندات ، توسعه پايدار را بر مبناي همين سه دس ته هدف تعريـف و ترسيم مي كنند . بهعنوان مثال سازمان همكاريهاي اقتصادي [19] با تأكيـد بـر ايـن سـه دسـته هدف ، شماي توسعه پايدار بهصورت شكل1 ترسيم ميشود.

 

شكل1  توسعه پايدار از ديدOECD [14، ص 14]

اما ايجاد تعادل و انجام تلفيق بين اهداف اقتصادي  ، اجتم اعي و زيـس ت محيطـ ي مـ ستلزم داشتن چشم انداز بلندمدت تر، بررسي  و تعيين تأثيرات تصميمهاي فعلـي روي نـسلهاي آتـي ، وضع قوانين، مقررات ، همكاريهاي ضرور محلي، ملي، منطقهاي و جهاني ، عقـد قـرار دادهـا  و پيوستن به پيمانها  ، كنوانسيونها و پروتكل ها و بالاخره ترتيبات نهادي و  مديريتي و … مـي -باشد و اين  خود مح يط و ب عد اصلي بعدي را  مشخص مي كند كه همان محيط سياسـي و ب عـد سياسي  است. بههمين دليل در اين مقاله براي  توسعه پايدار چهار محيط و چهار بعد ترسـيم شده است . همچنين دستيابي به ايـن موضـوعات  ، ايجـاد سـاختارهاي هـدايتي و حمـايتي  و تثبيت آنها مستلزم وضع اهداف خاص سياسي است . شايد ب ههمـين دليـل اسـت كـه امـروزه زمامداري خوب [20] ب هعنوان يك مقوله پذيرفته شده در بحث توسـعه پايـدار مطـرح مـي شـود  و مستلزم همكاري دولت (و واحدهاي دولتي ) ، بخش خصوصي و نهادهاي مدني  و مـردم در جهت توسعه كشور است . بعلاوه  توانايي رسيدن به وفـاق در مـورد نحـوه رفـع چالـش ها بـه عواملي مثل امنيت ، توافق هاي نهادي ، سـاختار هـاي مـشاركتي ، توزيـع قـدرت و اختيـارات و مسؤوليتها و تعيين سطح مناسب احاله اختيار    هـا  و مـس ؤوليتها نيـاز دارد . بنـابراين نيـل بـه توسعه پايدار يك وظيفه ضمني تغيير شكل شيوه ادار ه كـشور، برنامـه ريـزي و اجـراي آن و دستيابي به زمامداري خوب را با خود دارد [14 ، ص 22] . شكل2 اهداف ، ابعاد و محيطهـاي اصلي توسعه پايدار را براساس يافتههاي اين تحقيق نشان ميدهد.

بعد اقتصادي به رشد اقتصادي و ساير پارامترهاي اقتصادي مـرتبط اسـت و در آن رفاه ف رد و جامعه بايد از طريق استفاده بهينـه و كـارايي منـابع طبيعـي و توزيـع عادلانه منافع حداكثر شود .  بعد اجتماعي به رابطه انسان و انسان ، تعالي رفاه افـراد ، سلامت و بهداشت و خدمات آموزشي ، توسعه فرهنگهاي مختلـف و برابـري و رفـع فقر مربوط مي شود.  بعد زيـست محيطـي بـا ح فاظـت و تقويـت پايـه منـابع فيزيكـي ، بيولوژيكي و اكوسيستم مرتبط است  و به رابطه طبيعت و انسان مي پردازد [15،ص 5].  بعد سياسي به قانون ، سياستگذاريها، برنامه ريـزي ، بودجـه بنـدي ، نهادسـازي ، تنوع و تكثر گرايي ، احترام به حقوق انساني و مشاركت مؤثر مردم در تـصميم گيـري توجه دارد و به تنظيم وضعيت و شرايط لازم بـراي تلقيـق اهـداف مختلـف يـا ايجـاد رابطه مبادله بين آنها براي رسيدن به توسعه پايدار مي پردازد.

 

شكل2  محيطها و ابعاد توسعه پايدار

اولويت نسبي كه به ابعاد مختلف توسعه پايـدار  داده مـي شـود ، در هـر كـشور ، جامعـه ، فرهنگ و حتي در هر موقعيت و در طول زمان متفاوت است . بههمين دليل در حاليكه توسعه پايدار يك چالش جهاني است ، پاسخهاي عملي فقط مي تواند ب ه صورت ملي و محلـي تعريـف شود. رويكردهاي توسـعه پايـدار تنـوع چالـشهاي اقتـصادي ، اجتمـاعي ،  زيـست محيطـي و سياسي را كه كشورهاي مختلف با آن مواجه ند منعكس مي كند كه از ارزشها و علا يق مختلف در جوامع مختلـف مـشتق مـي شـود .  بـهعنـوان مثـال در تايلنـد توسـعه پايـدار بـ هعنـوان توسـعه كلگرايانهاي تعريف مي شود كه شش بعـد دارد :  اقتـصادي، اجتمـاعي، زيـست محيطـي ، سياسـ ي، دانشي و تكنولوژيكي و تعادل فكري و رواني . در بوليوي، تأكيد خاصي روي بعد سياسي ( مثـل زمامداري خوب و مشاركت)  و روي هويت فرهنگي و معنوي مردم بومي شده است[ 14، ص 22 ].

7-3- تعيين و تبيين پايداري

محيط مطلوب فرصـت و شـرايط لازم را بـراي سيـستم فـراهم مـي آورد و محـيط نامناسـب فرصت ادامه حيات را از آن مي گيرد . يك سيستم ممكن است بر محيط خود مسلط شـود . در اين صورت محيط را به راهي هدايت و كنترل مي كند كه خود مي خواهد ، البتـه ايـن وضـع در دراز مدت نمي تواند پايدار بماند . محيطها نيز به نوبه خود ممكن است فـشارهاي شـديدي بـر سيستمها وارد كنند . دراين صـورت  توانـا يي سيـستم بـراي اسـتقامت و پايـا يي بـه گونـه اي اجتناب ناپذير وابسته به موفقيتي است كه سيستم در ارتباط با محـيط و در كـاركرد درونـي براي امكانپذيري و مطلوبيت اين ارتباط كسب مي كند. بهعبارت ديگر پايداري سيستم بـ هطـور كامل وابست ه به قابليت سيستم براي سازگاري و انطبـاق ، تغييـر و تحـول و پاسـخگو يي بـه محيط است و از اين طريق پايداري دروني را با پايداري بيروني پيوند ميزند [8 ، ص 197].

7-3-1- پايداري بيروني

 پايداري بيروني بـ همعنـاي پايـداري در چهـار بعـد اقتـصادي ، اجتمـاعي ، زيـست محيطـي ، سياسي و در برقراري ارتباط با محيطهاي چهار گانه است و اين توسعه وقتي پايدار است كـه از نظر اقتصادي ماندگار ، از نظر اجتماعي مقبول و پذيرش  شده  ، از نظر اكولوژيكي درسـت  و از لحاظ سياسي مسؤول و مورد حمايت باشد.

پايداري اقتصادي ب همعناي آن است كه سيستمها در تعام ل با محيط اقتصادي رقابت كننده و ماندگار باشند . هر سيستمي كه از نظر اقتصادي ماندگار نيست هر  انـدازه كـه مـورد قبـو ل جامعه ، از نظر اكولوژيكي درست  و از لحاظ سياسي مس ؤول باشد ، نمي توانـد تـداوم داشـته باشد.

            سيستمي كه از نظر اجتماعي مقبول نيست و پذيرش نميشود، هر چق در كـه سـود آور يـا هماهنگ با محيط زيست يا از نظر سياسي مس ؤول باشد ، ممكن است ب هوسـيله جامعـه اي كـه بايد از آن پشتيباني كند ، كنار گذاشته شده يا نابود شود.

يك سيستم كه از نظر اكولوژيكي درست نيست ، هر چقدر كه سود آور يا از نظر اجتماعي مقبول باشد ، نميتواند بهرهورياش را در طول زمان حفظ كند و ناپايدار خواهد شد.

همچنين سيستمي كه از نظر سياس ي ( بويژه از نظر قوانين ، سياست ها ، برنامـه، ترتيب هـاي نهادي و مديريتي و غيره ) مسؤول نيست ، حمايت نخواهد شد.

از طرف ديگر هر فعاليتي كه بهوسيله انسانها انجام مي گيرد (اجتماعي) ، غالبـاً بـه انگيـزه سود و درامد است (اقتصادي)، در طبيعت يا با اسـتفاده از منـابع طبيعـي صـورت مـي گيـرد (طبيعي) و قوانين و سياست ها آنها را شكل مي دهنـد  (سياسـي ) و ايـن يعنـي اينكـه ايـن چهـار پايداري بههم مربوطند و پايداري يكي بدون پايداري ديگري ممكن نيست .

7-3-2- پايداري دروني 

پايداري دروني حاصل كاركرد و روابط پيچيده عناصر سيستم است و چون كم و كيـف ايـن عناصر از سيستمي به سيستم ديگر متفاوت است ، كاركرد و در نتيجه آن پايداري سيـستمها  نيز با يكديگر تفاوت دارند .بعلاوه پايداري دروني روابط پيچيدهاي با پايداري بيروني دارد كه مسأله را  بسيار پيچيده مي سازد . بهعبارت ديگر كاركرد عناصر دروني و پايداري آن امكـان پايداري بيرونـي را فـراهم مـي آورد و شـرايط محيطـي و پايـداري بيرونـي روي كـاركرد و پايداري دروني اثر ميگذارد.

   بههمين دليل توسعه پايدار توصيه مي كند كه برنامه هـا بايـد بـا شـرايط  محلـي  و نيـز بـا ظرفيتها و توانايي سيستمها مطابقت داشته باشد و با مشاركت كليه ذينفعها صورت پذيرد.

 

7-4- بسط معنايي توسعه پايدار

  سادهترين تعريف توسعه پايدار اين است : توسعهاي كه نيازهـاي نـسل فعلـي را  بـدون ايجاد اشكال در توانا يي نسل هاي آينده براي دسـتيابي بـه  نيازهـاي خـود تـأمين مـي كنـد       [1، ص 61] . واژه نياز از نظر بسياري از اقتصاد دانان با مشكل همراه است . نيـ از اغلـب به انواع معيني از خواسـت ها يعنـي تغذيـه ، آمـوزش  و بهداشـت اشـاره دارد كـه در هـر برنامهاي بايد در اولويت قرار گيرد . بنـابر ايـن مـي تـوان بـا جـايگزيني م فهـوم رفـاه [21] در تعريف مزبور آن را بهصورت زير ارائه داد:

» توسعهاي كه رفاه نسل فعلي را بدون ايجاد اشكال در توانا يي نسلهاي  آينـده بـراي دستيابي به رفاه خود تأمين ميكند«.

 اين تعريف ، توسعه پايدار  را  ب هصورت افزايش مستمر يا حداقل حفظ رفاه انسان در طي زمان تفس ير مي   كند و مفهوم امكان ب قا[22] را در خود دارد  كه يك حداقل سطح رفـاه را مشخص مي كند و در اندازه پايينتر از آن جامعه امكان ادامه حيات ندارد [21، ص80] .

از ديدي ديگر رفاه انسان در صورتي امكان پذير است كه همه اعضاي جامعه قادر بـه   تعريف و برآورده ساختن نيازهايـشان باشـند و دامنـه وسـيعي از انتخابهـا و فرصـتها  براي بالفعلكردن توان بالقوه شان وجود داشته باشد . در  اينصـورت ايـن امـر مـستلزم رفاه اكوسيستم و وجود امكان انتخاب در آن است . رفاه اكوسيستم  نيـز  بـه معنـاي ايـن -است كه اكوسيستمها كيفيت و تنوع  خود را حفظ كنند و از اين طريق توان بالقوه  خود را با تغيير و فراهم آوردن دامنه وسيعي از گزينه هـا بـراي آينـده سـازگار كننـد  [6، ص 2]. بنابراين توسعه پايدار محوري دو گانه ( مردم و اكوسيستم  ) دارد و  بنابر اين بايد بـه دو موضوع اساسي توجه كند .

7-4-1- كيفيت زندگي انسان را بهبود بخشد  

 توسعه بايد مردم را قادر سازد كه به توان بالقوه خود پي ببرند و منجر به زنـدگي تـو أم بـا شأن و كمال شود . يك زندگي طولاني و سالم، آمـوزش ، دسترسـي بـه منـابع مـورد نيـاز   و درامد مناسب براي يك استاندارد شايسته زندگي ، آزادي سياسي ، حقوق بشر تضمين شـده  و مبرا بودن از بي حرمتي و غيره . توسعه فقط وقتي ب هدست مي آيد كه زنـدگي در تمـام ايـن زمينهها بهتر شود.

 

7-4-2- قابليت زيست و تنوع كره زمين را حفظ كند 

 توسعه با يد ساختار ، كاركرد و تنـوع سيـستم هاي طبيعـي جهـان را كـه گونـه انـسان  بـهآن وابسته است، حفظ كند.  براي اين منظور بايد :

الف –             سيـستمهاي پـشتيبان زنـدگي حفـظ شـود . ايـن سيـستمها  فر اينـد هـاي اكولوژيـك  ميباشند كه اقليم را شكل مي دهند ، آب و هوا را پاك مي كنند ، جريان آب را تنظـيم مـي كننـد  ، چرخه عناصر اساسي را تداوم مي بخشند ، خاك را بـه وجـود آورده و بـاز توليـد مـي كننـد ، اكوسيستمها را قادر م يسازند كه خود را نوسازي و بازسازي كنند  و كره زمـين را مناسـب زندگي نگه دارند.

  • – تنوع زيستي حفظ شود . منظور اين است كه تنوع همه گونه هاي گيـاهي و حيـواني و ميكروارگانيسمها ، ذخاير ژنتيكي درون گونهاي و همچنين تنوع اكوسيستمها حفظ شود .
  • – پايداري منابع تجد يدپذير تضمين شود. منظور اين اسـت كـه اطمينـان حاصـل شـود ، مصارف منابع تجديدپذير[23] حداكثر در حد ظرفيت تجديدپذيري است.

د – مصرف منابع تجديد ناپذير را به حداقل برساند ، به اين معنـا كـه مـصرف منـابع تجديـد -ناپذير[24] مثل نفت ، گاز ، معادن و غيره كه نمي تواننـد بـ هصـورت پا يـدار اسـتفاده شـوند ، حـداقل شـود. عمـر ايـن منـابع مـيتوانـد و بايـد از طريـق بازيافـت ، مـصرف كمتـر يـا اسـتفاده از جايگزينهاي تجديدپذير آنها در موارد ممكن بيشتر شود.

ه -حد و حدود ظرفيت تحمل [25] زمين و اكوسيستم  حفظ شود. اين حد و حدود از منطقـه اي به منطقه ديگر و از موردي ب ه مورد ديگر متفـاوت اسـ ت و تـأثيرات مخـرب بـه تعـداد افـراد ، ميزان مصرف و اتلاف هر فرد بستگي دارد . دراينصورت سياستها ، تكنولوژي ها و اقـداماتي كه تعداد افراد و سبك زندگي آنها را با ظرفيت تحمل زمين متعادل مي سازند ، اهميت اساسي دارند.

با توجه ب همراتب فوق مشخص مي شود كه دو مجموعه از روابط براي بهبود رفـاه مـردم  و اكوسيستمها مه م ميباشند [6،ص3]

  • روابط انساني ، شامل روابط بين افراد ( بين افراد و خـانواده هـا ) و بـين جامعـه ( بـين جوامع محلي ، سازمانها و ملتها )؛
  • روابط بين افراد و اكوسيستمها؛

بنابراين توسعه پ ايدار را مي توان » مـديريت روابـط سيـستمها ي انـساني و اكوسيـستمها     بهمنظور استفاده پايدار از منابع در ج هت تأمين رفاه حال و آينـده انـسان ها و اكوسيـستمها  «  تعريف كرد.

نكتـه كليـدي در ايـن تعريـف ايـن اسـت كـه جوامـع بايـد روابـط سيـستمهاي انـساني و اكوسيستمها را طوري مديري ت كنند كه فشار  بر  اكوسيستمها و مـردم كـم  شـود.  بـهعبـارت ديگر جوامع بايد موارد زير را تغيير داده يا تقويت كنند[ 6، ص 3] : 

  • ارزشهايي كه آنها را در روابط انساني و انسان اكوسيستم هدايت ميكند؛
  • دانشي كه آنها را قادر ميسازد اين روابط را درك كرده و بفهمند؛
  • تكنولوژيهايي كه بهوسيله آن ، دانش و مهارتشان را بهكار ميگيرند.
  • نهادها رسوم ، قوانين ، انگيزه هاي اجتماعي _ اقتصادي و سازمانها يي كه انـسانها از طريق آنها اين روابط را مديريت ميكنند.  

7-5- ارزشها

ارزشهاي مبتني بر احترام ، توجه به يكديگر و  كـره  زمـين و منـابع محـيط طبيعـي بـراي يـك جامعه پايدار بنيادي است . گذر به پايداري مستلزم تغيير در نحوه درك افراد نسبت به يكديگر و انواع ديگر حيات روي كره زمين  در نحوه ار زشيايي افراد از نيازهـا و اولويت هايـشان و در نحوه رفتار آنها است. ارزشها به اين دليل اهميت دار ند كه مردم به آنچـه بـاور دارنـد ، وابـسته انـد .

اعتقاداتي كه گروه وسيعي از مردم در آن سهيم ميباشند غالباً نافذتر از احكام دولتي است . 

 مردم نگرشها و عملياتي را كه موجب توسعه پايدار مي شود، در صورتي خواهند پذيرفت كه نسبت به ضرورت آنها مجاب شوند يا انگيزه كافي داش ته باشند  و بتوانند دانش و مهـارت مورد نياز را ب هدست آورند . جوامع بايد انگيزه ها ، آموزشهاي رسمي و غير رسـمي را بـراي ارتقاي ارزشها يي  فراهم كنند  كه شيوه پايدار زندگي را مورد حمايت قرار مي دهند يـا موجـب  كاهش اثر ارزشهايي كه با آنها ناسازگارند، ميشوند[ 6، ص5] . 

7-6- دانش

دانش سرمايه و كليد توسعه پايدار است [22، ص 42]. نبود اطلاعات علمـي و درك ناكـافي از كاركرد اكوسيستم همهجايي و عمومي است. شايد بههمين دليل است كه اقـدامهاي  توسـعه اي غالباً  با عدم اطلاع  كافي  از آثار منفي زيست محيطي  و بدون اقدام يا با اقدامهاي ناكافي براي جلوگيري يا مقابله با آنها صورت مي گيرد و چون پـيش بينـي آثـار  فعاليتهـا ي انـس ـانها روي  كاركرد اكوسيستمها مشكل است  ، دراينصورت پايش مـستمر اكوسيـستمها ي آسـيب پـذير [26] ضروري است.

            از طرف ديگر مسائل زيست محيطي ، اجتماعي ، اقتصادي  و سياسـي پيچيـده انـد . كـشف تعاملهاي آنها سخت است و اين تعاملها پيوسته در تغييرند . بنابراين به دانش و مهـارت علمـي ،  اقتصادي، سياسي و فلسفي  براي درك و حل آنها نياز اسـت . درنتيجـه  درك اكوسيـستمها  ، جوامع و روابط آنها به بهبود مستمر از طريق تحقيق  و بررسي  نياز  دارد  . اطلاعـات مربـوط به اين روابط بايد تجزيه و تحليل          شده و در برنامههاي آموزشي گنجانده شود .

7-7- تكنولوژيها

تكنـولوژيها براي مردم ابزارها و زير ساخت ها را فراهم مي  كنند. تحقيق و توسعه در زمينـه هـاي  ساخت بهتر، مهندسي، برنامه ريزي توسعه  و كاربرد تكنولوژي بايد ب هنحوي صورت گيرد  كه  اولاً : ميزان خطر براي مردم و اكوسيستمها را تا حد ممكن تقليل دهد. ثانياً : مصرف انرژي و مواد خام را حداقل سازد، ثالثاً : ضايعات را كاهش دهد و از آلودگي جلوگيري كند.

7-8- نهادها

7-8-1- قوانين و انگيزهها  

 قوانين و انگيزه ها براي  اطمينان از اينكه مردم و سـازما نها بـه نحـو پايـدار رفتـار مـي كننـد ، ضروري است . اما قوانين و انگيزه هاي موجود براي پايداري كفايت نمي كنند و غالباً  اين دو با هم در تضادند . بهعنوان مثال قانون ممكن است بگويد كه يك فعاليت نبايد رودخانه را آلـوده سازد ، اما انگيزه هاي اقتصادي قدرتمندتر ممكن اسـت  چنـين كـاري را تـشويق كنـد . درحـال حاضر، انگيزه مصرف بيش از حد منابع و تخريب اكوسيستمها بسيار قوي است ؛ زيـرا نظـام اقتصادي ارزش كامل فر ايندهاي اكولوژيك يا تنوع زيستي يا هزينه ها يي كه جامعه در مو قـع تخريب اين ارزشها متحمل مي شود، مح اسبه نمي كند و در حسابهاي ملي م ا هـم جـا يي بـراي محاسبه آنها وجود ندارد .

7-8-2- سازمانها  

در بسياري  از كشورها سيستمهاي برنامه ريزي و تـصميم گيـري دولتـي بـسيار ضـعيفتر از  سيستمهاي مالي و تجاري اند ، اما با اين حال بعضي از سازمانها بيش از حد ديوان سالارانه [27] ميباشند، بسياري نيز به اندازه كاف ي مشاركتي نيستند كه منافع جوامع محلي يـا فقـ ـرا را در نظر گيرند . مسائل ديگـري هـم وجـود دارد ، مثـل آگـاهي محـدود از جنبـه هـاي اجتمـاعي و اكولوژيكي توسعه ، كمبود نيروي مطلع و  مجرب و نبود منابع مالي . همه ايـن مـسائل ارتبـاط تنگاتنگ با هم دارند و همراه با نارساييهاي قانو ني و نبود اطلاعات علمي مـشكلات را         افـزون ميسازند . از طرف ديگر پيچيـدگي  و سـرعت تغييـر مـسائل اقتـصادي ، زيـست محيطـي و اجتماعي، ساختارهاي ديوان سـالارانه غيـر قابـل انعطـاف را دچـار مـشكل مـي كنـد . بعـلاوه سياستمداران انگيزه كافي براي درك و تلفيق  اهداف متضاد اقتـصادي ، ا جتمـاعي و زيـست محيطي ندارند [6، ص7].

بنابراين امروزه  به شكلهاي جديدي از  دولت با  سـاختارهاي قابـل انعطـاف نيـاز   اسـت و دولتها بايد طوري سازماندهي شوند كه اطلاعات را در جامعه  جاري و بهرهگيري از تخصص  تسهيل كنند .

 جوامع و گروههاي محلي ، قابل دسترس ترين كاناله ا  براي بيان علا يق و انجـام اقـدامات براي ايجاد جوامع پايدار را براي مردم فراهم مي آورند. بـراي توانمنـد سـازي آنهـا در جهـت  انجـام چنـين كـاري ، دسترسـي بـه منـابع و مـشاركت عادلانـه مـردم در مـديريت منـابع،      تصميمگيريها و آموزش مورد نياز است و بايد تضمين شـود . همچنـ ين جوامـع محلـي بايـد بتوانند نيازهاي خود را با روش پايدار و با حفظ محيط زيست محلي خود برآورده سازند .

با توجه به بسط مفهومي توسعه پايدار مي توان توسعه پايدار را به دو صـورت مفهـومي زير ارائه كرد :

اول –  شماي مفهومي توسعه پايدار از منظر رفاه انسان و اكوسيستم ( شكل 3 )  دوم – شماي مفهومي توسعه پايدار  از لحاظ فرايند تغيير ( شكل 4 )

                                                       

شكل3  شماي مفهومي توسعه پايدار از نظر رفاه انسان و اكوسيستم

8- نتيجه گيري

در اين مقاله سير تطّور مباحثات مربوط به توسعه پايدار بررسي شد . سپس از ارائه تعريـف پايداري ، اصول توسعه پايدار مهمترين چالشهاي مرتبط با آن تـشريح شـد . در ادامـه مقالـه چارچوب توسع ه پايدار ، محيطها، ابعاد و اهداف آن مشخص و مدل مفهومي آن با چهار دسته هدف ، چهاربعد و چهار محيط ارائه شد.

با توجه به مطالب مطرح شده در مقاله، در اينجا پيشنهادهايي مطرح مي شود كه اميد است با به كار بستن آنها زمينة تحقيق هدفهاي توسعه پايدار كشور فراهم شود و ت وسعه، سريع به وجود آيد.

8-1- پيشنهادها

  • ايران هنوز موفق به تدوين دستور كار 21و برنامه اي ملي بـراي توسـعه پايـدار نـشده و اين بحث در جامعه و حتـي در دانـشگاه هاي كـشور غريـب اسـت . در ايـن صـورت پيـشنهاد     ميشود زمينه هاي مناسب براي پرداختن دانشگاه و رشته هاي مختلف علمي به بحـث توسـعه پايدار فراهم شود.
  • موضوع توسعه پايدار بايد مــورد توجه سيستمهاي آمــوزشي از ابتدا يي تـا دوره هـاي دكترا دانشگاه قرار گير د و به افراد آموخته شود كه حقوق، مسؤوليتهاي فردي و اجتماعي در اين زمينه چيست ؟
  • تفاوت هاي اساسي پارادايم پايد اري، پارادايم رشد ، كاركردها و الزامات آنها ب هصـورت كامل بررسي شده و در برنامهها مورد توجه قرار گيرد.
  • در فرهنگ سازي براي توسعه پاي دار بـه مبـاني ارزشـي جامعـه و ارزشـ هاي اسـلامي توجه خاص شود و از آموزههاي آنها بهنحو احسن استفاده شود.
  • نظر به اينكه پيش بيني  آثار فعاليتهاي انسانها روي كاركرد اكوسيستمها بسيار مـشكل است، پيشنهاد مي شود كه يك نظام خاص براي پايش و ارزشيابي تهيه شـود . ضـرورت دارد كه اين نظام قبل از هر چيز به سيستمها و      اكوسيـستمهاي      آسـيبپـذير توجـه خـاص معمـول دارد.
  • تداوم تحقيق در زمينه توسعه پايدار ي ك ضرورت ملي است و پيشنهاد ميشـود ايـن امر مهم به طور جدي مورد توجه قرار گيرد.
  • نظام اقتصادي فعلي كشور ارزش كامل فر ايندهاي اكولوژيك را محاسبه نمي كند و در حسابهاي ملي هم جايي براي محاسبه آنها وجود ندارد ، پيشنهاد مي شود ايـن موضـوع مهـم مورد توجه سياستگذاران و برنامهريزان در هر دو سطح كلان و خرد قرار گيرد.
  • پيشنهاد مي شود كه به توانمندسازي روستا ييان در جهت مشاركت در توسـعه پايـدار توجه       ويژه شود.

 

9- منابع

  • مهشواري ش.؛ توسعه پايدار و مديريت دولتي در هند ؛ مديريت توسعه ، مجموعـه نهـم از انتشارت مركز آموزش مديريت دولتي ، 1378.
  • آزاد ارمكي غ .؛ افتخاري ع .؛ اقتصاد توسعه پايـدار؛  چ1، انتـشارات م ؤسـسه مطالعـات و پژوهشهاي بازرگاني، 1379
  • زاهدي مازندراني م.؛ توسعه و نابرابري هاي اجتماعي ؛ رساله دكتري جامعه شناسي از دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران،1377.
  • طراوتي ح.، و ايافت س.؛ دستور كار 21؛ انتشارات سازمان حفاظـت محـيط زيـست بـا همكاري UNDP،1377.
  • عطري ش .؛ توسعه پايدار و اهداف آن؛ بولتن دبيرخانه كميته ملي توسعه پايدار ، شماره

6، آبان 1379 .

  • http://www.nssd.net/Reference/Reid/ch03.htm,2001; The Contribution of Strategies to Sustainable Development.
  • Gilman ;  Sustainability,URL.:http://www.context.org/ICLIB/DEFS/AIADef.htm,

.6991

  • كهن گ. ؛ تئوريهاي سازمان و مديريت؛ ج2، عناصر و فرايندها ، چ1، انتشارات اطلاعات،

  .1376

  • UNDP; Human development report ; New York :Oxford Univercity Press, 1994.
  • خليليان ص .؛ »توسعه پايدار و رفاه بهينه نسلها «؛ مجله اقتـصاد كـشاورزي و  توسـعه ، س7، ش27، پاييز 1378.
  • نـصيري ح.؛ توسـعه پايـدار، چـشم انـداز جهـان سـوم ؛ انتـشارات فرهنـگ انديـشه ، تهران،1379.
  • Gold – Mary V.; Sustainable agriculture : Definition and terms,special reference; Brief Series No. SRB 99-2,http://www.nalusda.gov/afsic/AFSICpubs/srb9901.htm, 1999.
  • رادكليف م .؛ ترجمه : حسين نير؛ توسعه پايدار؛  انتشارات مركـز مطالعـات برنامـه ريـزي و اقتصاد كشاورزي ، وزارت كشاورزي،1373.
  • OECD; The DAC guidelines, strategies for sustainable development;2001.
  • UN; Guidance in preparing national sustainable development strategies; 2001; Revised Draft , New York , Oct, 2001.
  • Kirkpatrick C.& et. al.; Development of criteria to assess the effectiveness of national strategies for sustainable development ; Institute for Development Policy and Management; University of Manchester,2001.
  • Soubbotina p., Sheram A. Beyond ecoonomic growth , The world Bank ,

 .Washington D.C,2000[18]  ميرآب زاده ، پ.؛ »شاخصهاي پايايي« ، مجله محيط زيست ، ج7، ش2، تابستان 1374.

  • يانگ، ت . ، برتون ام . پي  ترجمه محسن تشكري؛  پايداري كـشاورزي بـا تعريـف و دلالتهـاي آن در سياست تجاري و كشاورزي ؛ انتشارات م ؤسسه پژوهشهاي برنامـه ريـزي  و اقتـصاد كشاورزي وزارت كشاورزي،1377.
  • Ikerd J E.; Sustaining the profitability of agriculture,The Economist’s Role in the Agricultural Sustainability Paradigm, Extension Pre-conference,San Antonio.TX,July27, http://www.ssu. edu/faculty/Jikerd/papers/AAE-

SASA.htm,1996.

  • كوچكي ع.، دهقانيان س.، كلاهي اهري ع.؛ 1377دنياي بيكران: اقتصاد، محيط زيست وتوسعه پايدار، چ1، انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد،1377.
  • شريف زاده ، ا .، راستگو ح.، محمدي د.؛ ساخت دهي چـارچوبي بـراي ارتقـاي كـاربري و توسعه نظامهاي دانش بومي در توسعه پايدار ؛ مجلـه جهـاد ، سـا ل بيـست و سـوم ، ش 260، آذر و دي 1382.

[1] . Founex

[2] .shallow sustainability

[3] .harmony

[4] .Panayotou

[5] .ecological niche

[6] .آشيان اكولوژيك: عبارت از تمام ويژگيهاي فيزيكي ، شيميايي و محيطي است كه موقعيت يك ارگانيسم را مشخص ميكند و در وضعيت خارج از اي ن ويژگيها، ارگانيسم دچار مشكلاتي ميشود كه ميتواند به نابودي او ختم شود.

[7] . stress

[8] . shock

[9] . در اين زمينه از اصطلاح glocaly كه از دو واژه globaly و localy مشتق شده است ميتوان استفاده كرد.

[10] . simplification

[11] . specialization

[12] . routinization

[13] .mechanization

[14] . Newtonian physics

[15]  niche market

[16] . customized goods and services

[17] .quantum physics

[18] . social chaos 

[19] . OECD: Organization for Economic Co-Operation and Development

[20] . good governance

[21] .well being

[22] . survivability

[23] . renewable resources

[24] . non-renewable resources

[25] . carrying capacity

[26] . vulnerable ecosystem

[27] . bureaucratic

کلیدواژه : توسعه پايدار
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها