سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تجارب نظري و عملی توانمندسازی سکونت گاه های غیر رسمی در ایران و جهان

تجارب نظري و عملي

تجارب نظري و عملي در جهان

در آغاز هزاره سوم ميلادي جمعيت جهان از مرز 1/6 ميليارد نفر گذشته است و با آهنگ رشد سالانه اي حدود2/1 درصد در حال افزايش است. سهم كشورهاي در حال توسعه و كم توسعه يافته از كل جمعيت جهان در سال 1950، 68 درصد بوده است و پيش بيني مي شود كه در سال 2030ميلادي اين رقم به 85 درصد برسد. در حالي كه اين رقم در سال 1950 براي كشورهاي توسعه يافته 32 درصد بوده است و  پيش بيني مي شود در سال 2030 به 15 درصد كاهش يابد. درصد قابل توجهي از افزايش جمعيت جهان نيز از آن كشورهاي در  حال توسعه است. تا جايي كه پيش بيني مي شود كه در پايان دهه نخستين هزاره جديد 6/97 درصد افزايش جمعيت مربوط به كشورهاي در حال توسعه باشد. در حال حاضر حدود 37 درصد جمعيت شهري كشورهاي در حال توسعه در بخش غير رسمي شاغل اند و يك چهارم خانوارها در فقر به سر مي برند.

در چند دهه ي اخير شهرهاي كشورهاي در حال توسعه در معرض گسترده ي  مهاجرتهاي از روستا به شهر بوده اند. كه تحت تاثيرگذراز اقتصاد كشاورزي به اقتصاد شهري و كاهش امكان اشتغال در نقاط روستايي با هدف دستيابي به فرصت هاي مطلوب تر اقتصادي اجتماعي بوده است.

 

ü       تعاريف *

اصطلاح حاشيه نشيني يا سكونتگاههاي حاشيه اي، بر فرايند تاريخي دلالت دارد كه شكلهايي از تامين مسكن و اسكان گروههاي كم درآمد را همچون زاغه يا آلونك نشيني به شكلهاي پراكنده يا متمركز، تصرف عدواني و سازمان يافته اراضي در قالب جنبش هاي اجتماعي خودجوش، تا جنبه ي سوداگرايانه  به خود گرفتن اين روند به شكل خانه سازي و تفكيك غير رسمي زمين، به ويژه در مناطق روستايي را در بر مي گيرد.

با توجه به روند ساختيابي اين پديده در زمان و مكان هاي گوناگون، اصطلاح هاي ديگري نيز مانند سكونتگاههاي خودرو spontaneous، برنامه ريزي نشده unplanned، غير قانوني illegal، غير رسمي informal، يا نابسامان و غير منتظم irregular براي آنها به كار برده اندعلت اين نامگذاريهاي متعدد به اين دليل بوده است كه ساختيابي اين پديده در امتداد زمان و مكانهاي گوناگون مي تواند به شكل هاي متنوعي روي دهد.

بنابراين گزينش مفاهيم گوناگون از يك سو بر توصيف و شناخت مسير تحول اين پدپده دلالت مي كند و از سوي ديگر مي تواند بيانگر راه حل برگزيده اي براي مواجهه با آن نيز باشد.

در دهه ي هفتاد ميلادي اصطلاحات تصرف عدواني، سكونتگاههاي برنامه ريزي نشده يا غير قانوني براي راه حل هايي دلالت مي كند كه عمدتا بر سياست تخريب اين سكونتگاهها و جابجايي اجباري ساكنان آنها مبتني بود. در اواخر دهه ي هشتاد، به تدريج پس از طرح شدن مفهوم بخش غير رسمي اقتصاد از سوي سازمان جهاني كار، به مثابهي  بخشي از بازار اشتغال،  اصطلاح سكونتگاههاي غير رسمي نيز به تدريج شايع شد. تا از اين رهگذر در حكم بخشي از بازارهاي غير رسمي زمين و مسكن كه نياز اقشار كم درآمد شهري را تامين مي كنند، به رسميت شناخته شوند.

در اواخر دهه ي هشتاد اصطلاح سكونتگاههاي نابسامان يا بي قاعده irregular وضع شد. كه سمت گيري جديدي از طرح ديدگاههاي نظري را در بر داشت. اين سمت گيري جديد متاثر بود از نظر گاه توانمند سازي و بازنگري در نقش دولت ها در زمينه ي  تامين  مسكن و خدمات، توسعه پايدار و نقش تعيين  كننده ي مراكز شهري در توسعه اقتصادي و ضرورت مبارزه با فقر شهري.

بر مبناي اين نگرش، سكونتگاه و سرپناهي كه اقشار كم درآمد شهري با سرمايه خود احداث كرده اند، بخشي از سرمايه ي اقتصادي كل جامعه محسوب مي شود كه بايد بر اساس برنامه ريزي مشاركتي و با تاكيد بر جلب همكاري آنها در زمينه ي شناخت اولويتها و راهكارها به ساماندهي و انتظام بخشي regularization اين گونه سكونتگاهها پرداخته شود. تاكيد بر تدفيق اصطلاح شناسي سكونتگاههاي كم درآمد شهري نه تنها از حيث نظري، بلكه در زمينه ي تدوين راهبردها و راهكارهاي اجرايي، نيز تاثير گذار و حائز اهميت است.

 

ü       تجارب نظري و عملي در ايران

– تعاريف حاشيه  نشيني در اسناد و پژوهشهاي رسمي در ايران #

حاشيه نشيني در دهه ي 1340 تا 1350 هم در برنامه ريزيها و هم در مطالعات، نوع و كيفيت مسكن در ارتباط با نحوه ي تصرف محل سكونت، ملاك تشخيص جامعه ي حاشيه نشين قرار گرفت. و بر اين اساس افرادي كه در زاغه ها، آلونك ها و كپرو چادرها و مانند اينها سكونت داشتند و تصرف آنها در محل سكونت غصبي بوده، حاشيه نشين محسوب مي شدند. اما عملا مشاهده شد كه محدود كردن نوع مسكن و تصرف زمين براي شناسايي حاشيه نشيني  ملاك جامعي نيست. زيرا افراد ديگري از قبيل ساكنان اتاق هاي مخروبه بوده اند كه در مسكن هايي غير از آلونك، زاغه ها، چادرها و با رضايت مالك يا كارفرما سكونت داشتند و از نظر نوع مسكن بايد از شمار جامعه ي حاشيه نشينها به حساب آيند. بنابراين، تصميم گرفته شد كه كيفيت و نوع مسكن را بدون در نظر گرفتن وضع حقوقي سكونت ملاك تشخيص قرار دهيم و پس از پايان مرحله ي شناسايي، باقي گذاردن يا حذف انواع تصرف غير عدواني را از جامعه آماري بررسي كنيم. بر اين مبنا در اين مرحله حاشيه  نشيني شهري به خانواده هايي اطلاق شده كه مسكن آنان در يكي از قالبهاي چادر، زاغه، زير زمين، آلونك، قمير، مقبره، كپر و .. جاي مي گرفته است.

به اين ترتيب پيداست كه مفهوم حاشيه نشيني درمعناي عام شامل تمام افرادي است كه در محدوده ي اقتصادي شهر ساكن اند، ولي به روند اقتصادي شهري جذب نشده اند.

اما بعد جامعه شناختي حاشيه نشيني نيز افرادي را در بر مي گيرد كه علاوه بر اينكه در محدوده ي اقتصادي شهر ساكن اند. ولي جذب اقتصادي شهري نشده اند و نيز در محدودهاي زندگي اجتماعي شهر جذب و با آن ادغام نشده اند. بنابراين، در روند بعدي كارهاي برنامه ريزي، تعريف حاشيه نشيني تحول يافت و به اين ترتيب مورد پذيرش كارشناسان قرار گرفت: ” حاشيه نشين را فردي مي دانستند كه درمحدوده هاي زندگي اقتصادي و اجتماعي شهر زندگي مي كند، ولي جذب نظام اقتصادي و اجتماعي  متعارف شهر نشده است. پيداست كه عدم جذب حاشيه نشينان در نظام اقتصادي و اجتماعي شهر، حاكي از آن است كه حاشيه نشينها به عنوان شهروندان رسمي و مشروع در جامعه شهري پذيرفته نشده اند، و از اينرو نيز در حاشيه امكانات و خدمات و تسهيلات زندگي عمومي و زير بنايي شهر قرار دارند. بنابراين، عدم جذب حاشيه نشينان در نظام اقتصادي و اجتماعي شهر، به صورتهاي  گوناگون نيز رخ مي نمايد، يكي در قالب مسكن (مسكن ناهنجار)، ديگري شيوه ي روابط اجتماعي زندگي آنان كه بارويه و روابط اجتماعي افراد متعارف جامعه شهري كه ممكن است همان درآمد و كار را داشته باشند، متفاوت است، يعني، اين افراد در محيط بسته اجتماعي زندگي مي كنند و  گاه ارتباط هاي اجتماعي آنان با مناطق همجوار بسيار اندك وگاه بي ارتباط اند. خلاصه، حاشيه نشينان شهري از ابعاد مختلف زندگي، يعني كالبدي (مسكن ناهنجار)، اجتماعي (رفتارهاي اجتماعي جدا از جامعه شهري) به شمار مي آيند و به اعتبار همين محروميت  شديد در برابر هر گونه آسيب اجتماعي نيز بي دفاع اند. به طور كلي، نتايج مطالعات در مورد ميزان و پراكندگي، نوع مسكن،  منشاء اجتماعي و جغرافيايي و مشاغل و مهارت افراد حاشيه نشين، نقش دو عامل پديد آورنده  حاشيه نشيني را در دهه هاي 40 و 50 نشان مي دهد كه عبارت اند از شرايط نامطلوب زندگي اقتصادي و اجتماعي در پيرامون زندگي شهري و نيز ارتباط آن با مهاجرت روستاييان به شهرها، ناشي از عوامل اقتصادي و اجتماعي حاكم بر روستاها.



* براي نوشتن اين بخش از مقاله ي سكونتگاههاي ناپايدار اقشار كم در آمد شهري (بازبيني سياستگذاريهاي دوران اخير در زمينه ي اسكان غير رسمي يا نابسامان) نوشته ي دكتر مهرداد جواهري پور و دكتر بابك داور پناه استفاده شده است).

 

# حاشيه نشيني فرايند و تحول آن قبل از انقلاب اسلامي- دكتر علي حاج يوسفي  – مجله ي هفت شهر سال سوم شماره هشتم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها