سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تحلیلی بر ادبیات نظری و شهر خلاق؛ اصول شاخص و نظریه پردازان آن

تحلیلی بر ادبیات نظری و شهر خلاق؛ اصول شاخص و نظریه پردازان آن

2-1 ) مقدمه :

شهرها همواره مکانی برای ابداع نوآوری و خلاقیت هستند. چنانچه مامفورد معتقد است در شهر اولیه روابط اولیه زیادی وجود دارد که منجر به نوآوریهای اجتماعی و خلاقیت در زندگی شهری می شود. از نظر وی؛ شهر محل تجلی تمدن است که طی قرن ها، نواوریهای زیادی را پدید آورده است.علاوه بر این (ریچارد فلوریدا) معتقد است شهرها ظرف بروز خلاقیت هستند که همیشه چرخ های حرکت ، تمرکز و هداین انرژی خلاق بشر بوده اند. داشتن شهر خلاق نیازمند بستری هست تا از طریق آن، شهروندان بتوانند شهر خلاق را شکل دهند.

شهر خلاق جایی است که احترام هنر ، به دلیل اهمیت زیبایی شناختی آن و توانای اش برای پرورش قویه ادارک و ارتباطات است ، جای که تنوع فرهنگی غنیمت شده و بیان خلاقیت به هر شکلی مورد تشویق قرار می گیرد ، افراد می توانند در زندگی روزمره خود از فعالیت های خلاق بهره ببرند، هنرها به عنوان یکی از ضرورت های آموزشی مطرح هستند و خلاقیت به عنوان مهارتی قیمتی در عصر اطلاعات شناخته می شود وهنرها نه تنها به دلیل نقش مهم شان در اقتصاد بلکه به دلیل منافع روحی ، عقلانی و اجتماعی خود با ارزش محسوب می شوند,2004) Nancy Duxbury ) .

راهبرد شهر خلاق همکاری و برهمکنش در درون ارکان سیستم مدیریت شهری برای پرورش نوآری در تمام اجزای سیستم ها ،برنامه ها و خدمات است؛ به طوری که ایده های فنی ، فرهنگی و هنری اجازه رشد و نمود دارند و با دیدگاه های بسته مورد هجوم قرا نمی گیرند.راهبرد شهر خلاق، افای نقش رهبری در بین تمام سیستم اجزای شهر است و طوری جهت گیری شده تا در پیدا کردن روش های کارآمد برای ایجاد یک محیط همکاری و بر همکنشی و دعوت از شهروندان برای مشارکت در فعالیت های فرهنگی مناسب باشد(ابراهیمی ، 1387).

به طور معمول تلاش شهرداری ها بر ساخت جوامع محلی بهتر متمرکز است . از دید چشم انداز برنامه ریزی ، اولویت با ایجاد شناخت در خصوص هنرها ، فرهنگ و میراث برای تصمیم سازی و فرآیندهای برنامه ریزی شهری است . این بدان معناست که آنها با چشم انداز محلی و دیدگاهای مسئولان هماهنگ بوده و بازتاب دهنده ساختارهای حمایتی موثر برای نوع آوری و ایجاد هیجان و توان در بخش فرهنگ و هنر است . بر این مبنا این بخش خواهد توانست به توسعه کلیه اهداف جامعه محلی ، توانمندسازی مشارکت بیشتر در کارهای خلاقانه و دخیل شدن سایر بخش ها در فرهنگ و هنر کمک کند .

منحصر بودن شرایط هر جامعه محلی به معنی آن است که چنین طرح های فرهنگی ای بایستی متناسب با شرایط موجود در هر شهرداری اصلاح شود.اصطلاحاتی که در توسعه فرهنگ جامعه محلی در حال رشد است ، گردشگری فرهنگی است ، راهبردی که بسیاری از شهرداری ها را به تشویق فعالیت فرهنگی ، برای ساخت صنعت گردشگری خود هدایت می کند. (فرزین پاک، 1383)

لذا این پژوهش می کوشد شهر خلاق را با تاکید بر زمینه های شکل گیری آن و تبارشناسی مفاهیم مرتبط با آن مورد بررسی قرار دهد. همچنین با بررسی نظریات مرتبط با خلاقیت شهر و فضای شهر و ارتباط این دو مفهوم به واکاوی برنامه ریزی کالبدی عملکردی محلات شهری با استفاده از نظریه های پشتیبان پرداخته و در نهایت مدل مفهومی تحقیق بر اساس پایگاه نظری تحقیق به عنوان خط مشی هدایت کننده طرح ترسیم می شود.

2-2- تبارشناسی شهر خلاق:

نظریه شهر خلاق از سال 1980 میلادی تاکنون به جایگاهی دست یافته است که با مصادیق بسیاری در سرتاسر جهان تصویری واضح در ذهن کارشناسان ایجاد کرده است. اما تعریفی که آن زمان از نظریه شهر خلاق ارائه گردید کمی دور از ذهن بود:” یک بیانیه که روشن فکری و رویاپردازی را ترویج می کند و تاثیری قابل ملاحظه بر فرهنگ و کار جمعی دارد”. با کندوکاو در تاریخ معماری وشهرسازی برای رسیدن به ریشه های این نظریه به انتشار کتاب ” کشف جدید” اثر ” بنتن ماکی” در سال 1928 برمی خوریم که فلسفه برنامه ریزی منطقه ای را پایه ریزی نمود. پس از ان در دهه 1920 بویژه در آمریکا و انگلستان برنامه ریزی منطقه ای از نوع اکولوژیک آن مطرح شد و در سال 1944 گزارش” ابرکرامبی” و ” لردرایت” برای سازماندهی منطقه لندن پیشنهاد گشت(داداش پور،1387؛44). ازدهه 1960 به بعد اکثر کشورهای در حال توسعه به نوعی از برنامه ریزی منطقه ای برای دستیابی به توسعه متعادل ، کاهش شکاف توسعه در سطح کشور و توسعه عقب مانده بهره جستند. در این دوران استراتژی مراکز رشد و یا قطبهای توسعه به منظور پخش توسعه و یا ایجاد شبکه سلسله مراتبی شهری، به عنوان راه حل مناسب توسعه منطقه ای اتخاذ گردید(اکبری مطلق،1392؛15).سلسله مقالات منتشر شده توسط فریدمن در این دوران تاکید بر جنبه ای مکانی توسعه اقتصادی دارد. در سال 1964 بحث های زیادی توسط ویلیام آلنسو در زمینه برنامه ریزی توسعه و تحول نظریات قبلی صورت گرفته است. در دهه 80 میلادی بحران در تئوریهای منطقه ای و تردید در بنیاد برخی تئوریها، به توجه بیشتر به مقوله برنامه ریزی منطقه ای منجر می گردد. رویکردهایی همچون نواحی صنعتی در تقابل با قطب رشد،تئوری توسعه منطقه ای پایدار، ارزیابی اثرات زیست محیطی و ورود این بحث جدید به مقوله برنامه ریزی منطقه ای، مناطق یادگیری، سیستم های نوآوری منطقه ای،محیط نهادی و حکمروایی منطقه ای در برنامه ریزی منطقه ای، مناطق یادگیری،نوسازی منطقه ای، اقتصاد نوین و مناطق خلاق از آن زمان تا به امروز تبدیل به مباحث مهمی شده اند(Borger,2007,13).

درباره شهر خلاق و مناطق خلاق. اولین بار (دبور) در سال 1967 مبحثی تحت عنوان(شهر تماشایی یا شهر) مطرح کرد. نظر او ظهور پیش از موعد ایده تلفیق فضاي اقتصادي و فرهنگی در مقیاس انسانی،نمایش به خصوص در موضوعاتی نظیر فضاهاي مولد جدید، مجموعه هاي فرهنگی و به نمایش در آوردن محیطهاي بصري که در مادر شهرهاي اصلی سراسر جهان بسیارند، میباشد(SCOTTE,2006,54).

ایده شهر خلاق از اواخر دهه 1980 از سوی تعداد زیادی از اقتصاد دانان و نوگرایان ظهور کرد. ظهور این ایده تلاشی برای بازسازی شهر در سطح جهانی بود.در سه دهه آخر قرن بیستم با ورود به عصر پسامدرنیسم، شهر بستر مناسبی برای فعالیتها ی شرکتهای فرا ملیتی و سازمانهای جهانی و در نهایت صنایع خلاق گردید. به عبارتی این بار خود شهر مولد گشت نه محلی برای مبادله کالاهای کشاورزی و یا محلی برای استقرار کارخانجات صنعتی . این بار سرمایه انسانی شهر است که پایه ای برای تولید گردید و مهمتر از آن ، سرمایه خلاق در پیشرو بودن شهرهای جهان در امر تولید نقش آفرینی گشت(پایان نامه،17).

از میانه ي دهه ي 1990 به بعد، ابتدا در بریتانیا و سپس در آمریکا، مفهوم شهر خلاق به یک پارادایم معمول و یک مدل جدید از گرایش به برنامه ریزي سیاستهاي شهري تبدیل شده است(Reckwitz, 2009: 4). منطق اصلي اين بود که همواره پتانسيل هر منطقه بيش از آن چيزي است که در نگاه اول به نظر میرسد، ولو اين که شهرهاي معدودي مانند لندن، توکيو، نيويورک يا آمستردام واقعًا خلاق هستند. از اين منظر، بايد شرايطي براي افراد مهيا شود که بتوانند براي شکوفايي فرصت هاي مختلفي از کمک به بي خانمان ها گرفته تا خلق ثروت، باانديشند، برنامه بريزند و دست به اقدام بزنند. جان کلام اين که ، مردم عادي نيز مي توانند معجزه بيافرينند، و اگر هر کس تنها ۵ درصد روياپردازتر از امروز بود، دنيا وضع ديگري داشت(آصف،1387؛40).

لندري؛ نظریه پرداز شهري، و فلوریدا؛ اقتصاددان، نمایندگان اصلی آنچه می تواند به عنوان مفهوم شهر خلاق تعریف شود، بوده اند. این به شکلی غالب توسط مقامات شهري، برنامه ریزان شهري، تاجران، و هر شخص درگیر در توسعه ي شهري، با هدف بازتعریف شهر؛ به عنوان یک مرکز خلاق، به کار گرفته شده است.

نخستین کسی که اصطلاح شهر خلاق را مطرح نمود ، ریچارد فلوریداست. او در سال 2002 اولین کتاب خود را تحت عنوان(Creative class) منتشر کرد و پس از ان در سال 2005 کتابی دیگری را برای تقویت موضوعش منتشر کرد. در سال 2007 نیز آلن اسکات[1] با استفاده از ادبیاتی که ریچاردفلوریدا مطرح کرده بود ، مباحثس را در ارتباط با شهرها و مناطق خلاق مطرح ساخت(مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهری تهران،1392 :11).نظرات او بیشتر پیرامون مباحث ذیل است:

  • چگونه می توانیم مزیت های رقابتی و ظرفیت های موجود در شهرها را به سمت خلاقیت بیشتر پیش ببریم؟آیا این امکان وجود دارد؟
  • با دانستن و شناخت مزیت های رقابتی و ظرفیت های خلاقیت زا در یک شهر و یا منطقه ، چگونه با استفاده از سیاستگذاریهای منطقه ای آن را تقویت کنیم؟(ibid,56).

دنیای کنونی انسان‌ها(هزاره سوم) در برگیرنده پیچیده ترین روابط و پیشرفته ترین فناوری‌هایی است که بشر از ابتدای تاریخ تا به امروز در خود دیده است. در عصری که اطلاعات و مهارت‌ها سرمایه اصلی هر فرد محسوب می شود باید گفت که این جریان اطلاعات است که انسان‌ها را با هم مرتبط ساخته و هر روز نیازی جدید را بوجود آورده و با نوآوری جدیدی آن را پاسخ می‌گوید. این نوآوری‌ها نیازمند شهروندان خلّاقی هستند که آنها را از دل دانش بشری بیرون بکشند و بر مبنای این موج شهرها به سمت و سویی خواهند رفت که پذیرای خیل عظیمی از افراد خلّاق و مستعد برای یادگیری و بکارگیری مهارت‌های نوین می‌باشد و این خود سبب مهاجرت روزافزون افراد به سمت شهرهای خلّاق خواهد شد. شهر خلّاق از طریق پرورش و پذیرش سرمایه اجتماعی با طیف وسیعی از فرهنگ‌ها و تفکرات روبرو خواهد شد و انطباق فرهنگی و رسیدن به تعادل در جامعه خلّاق از ملزومات پایداری آن محسوب می شود. با توجه به اینکه شهرها پس از عبور از دوران صنعتی گرایشی به سمت ایجاد محیط‌های انسانی‌تر پیدا کردند، نظریات بسیاری برای پاسخگویی به این نیاز بوجود آمدند که نظریه شهرهای خلّاق به عنوان یکی از کاراترین و انسانی‌ترین آنها مورد استقبال عموم متخصصان شهری واقع شد و پس از آنکه در تعدادی از شهرها به بوته آزمایش نهاده شد به خوبی قابلیت‌های خود را نشان داده و این را به ما ثابت کرد که حاوی پتانسیل‌های بسیاری برای هماهنگی و انطباق با شرایط روز جهان و تغییرات لحظه به لحظه آن می باشد.

2-3-تعاریف و مفاهیم :

2-3-1-خلاقیت:

واژه خلاقیت در لغت نامه دهخدا خلق کردن، آفریدن و بوجودآوردن معنا شده است. خلاقیت در ساده ترین سطح به معنای پدیدآوردن چیزی است که قبلا وجود نداشته است. خلاقیت محصولی از ایده های جدید تخیلی است که شامل نوآوری رادیکال و یا راه حلی برای یک مشکل و همچنین یک فرمول رادیکال از مشکلات است(Sefertzi,2002,2). در واقع خلاقیت به کار گیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید که برخی نیز آن را به ترکیب ایده ها یا ایجاد پیوستگی بین ایده ها تعبیر کرده اند (سیف،1389 :9). اصطلاح خلاقیت که در رشته های بسیاری از جمله در روان شناسی؛ جامعه شناسی، انسان شناسی و اقتصاد تعریف و بحث شده ، آن را به یک حوزه تحقیقاتی فراگیر نبدیل کرده است.تعریف خلاقیت به ویژگیهای عمومی جامعه و به رشته ای خاص که توسط ان بررسی می شود، بستگی دارد. این اصطلاح به شکلی گسترده می تواند به عنوان(ظهور چیزی متعالی و مناسب از منظر یک شخص، گروه یا جامع تعریف می شود(SAWYER,2006,33).

خلاقيت اصيل دربردارنده تجربه، ابتكار، ظرفيت بازنويسى قواعد، نامتعارف بودن، نگاهى تازه به مسايل انداختن، تصويرسازى بديع از سناريوهاى ممكن در آينده و راه حل هاى محتمل مسايل، كشف نقاط مشترك از ميان نقاط افتراق و تفاو تها و داشتن ديدگاهى انعطاف پذير نسبت به مسايل مى باشد(سعیدی،1391 :5). هیچ تعریف ساده ای وجود ندارد که همه ابعاد این پدیده شگفت را در بر گیرد. بر این اساس خلاقیت را می توان از سه جنبه هنری ، علمی و اقتصادی شناسایی کرد:

1-خلاقیت هنری: متضمن تخیل و توانایی آفرینش ایده های بدیع و روش های تازه برای تفسیر جهان در قالب متن ، صدا و تصویر است.

2-خلاقیت علمی: متضمن کنجکاوی و تشنگی برای تجربه و پی ریزی روابط جدید در حل مساله.

3-خلاقیت اقتصادی:فرایندی پویاست که به نوآوری در فناوری ، شیوه های کسب و کار ، بازاریابی و غیره می انجامد و پیوند نزدیکی با دستیابی به “فرصتهای رقابتی ” در اقتصاد دارد(شهابیان و همکاران،1391 :34).

شکل (2-1)- خلاقیت دراقتصاد امروز

2-3-2- مفهوم شهر خلاق:[2]

ايده ي اقتصاد خلاق که به طور اخص در مورد شهر ها نيز به کار رفته، پيدايش مفهوم “شهر خلاق” را به دنبال داشته است. شهر خلاق يک مجتمع شهري ١ را توصيف مي کند که فعاليت هاي فرهنگيِ بخش هاي مختلف آن، يکي از مولفه هاي اقتصاد شهر و کارکرد اجتماعي آن را تشکيل مي دهند. چنين شهرهايي برمبناي يک زير ساخت فرهنگي و اجتماعي محکم بنا مي شوند و به واسطه ي تسهيلات و امکانات فرهنگي ممتازشان، مرکز ثُقل اشتغال خلاق و سرماي هگذاري ها را به سمت خود جلب مي کنند(آصف،1387؛37)

شهر خلاق به صورت متنوع و وسیع بکار گرفته شده است. در یک مفهوم شهرهای خلاق شهرهایی هستند که قادرند راه حل های جدیدی برای مشکلات روزمره شان ارائه دهند. مفهوم دیگر شهرهای خلاق بر تولیدات فرهنگی متمرکز است، یعنی تولید کالاها و خدمات فرهنگی با فعالیتهایی در ارتباط قرار می گیرند که مرکز خلاقیت به حساب می آیند. مفهوم دیگر بر ظرفیت و توانایی شهر بر جذب سرمایه انسانی خلاق تاکید می کند . در بسیاری از متون به شهر خلاق ، فهم پایداری و پویایی های جریان کاربرد دانش مورد تاکید قرار گرفته است(ربانی خوراسکانی،1391، 161). فلسفه شهر خلاق آن است که در ( هر شهری همیشه ظرفیتی بسیار بیشتر از آنچه ما در وهله اول تصور می کنیم وجود دارد)(سعیدی،1391 :5).

شهر خلاق شهری است که به دلیل اهمیت زیبا شناختی و توانایی آن برای پرورش قوه ادارک و ارتباطات مورد احترام است، جایی که تنوع فرهنگی غنیمت شمرده شده و بیان خلاقیت در تمام اشکال آن مورد تشویق قرار می گیرد ، مردم می توانند در زندگی روزمره خود از فعالیتهای خلاقانه لذت ببرند.هنر به عنوان یکی از ضرورت های آموزشی مطرح است و خلاقیت به عنوان یک مهارت ارزشمند در عصر اطلاعات به رسمیت شناخته می شود و هنر نه تنها به دلیل نقش مهمش در اقتصاد بلکه به دلیل منافع معنوی، فکری و اجتماعی خود باارزش محسوب می شود(داکسبری،1389؛76).

مفهوم شهر خلاق ، اغلب به عنوان شکلی از برنامه ریزی راهبردی مورد استفاده قرار می گیرد .به عنوان مثال لندری، تکنیک ها ، مراحل و پیش فرض ها را برای کاربرد خود نام گذاری می کند(Iandry,2008, 164).برتری کلی مفهوم شهر خلاق ، ناچار با تغییرات گسترده در اقتصاد و جامعه که در ان خلاقیت انسانی یک عامل کلیدی است ، گره خورده است(Florida,2002,28).

در حال حاضر مدل شهر خلاق یک مدل مسلط است و اینکه این مدل مفهوم سازی شهر امروز را تغییر داده است (مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهری تهران،1392 :20).بنابراين هدف از تحقق اين چنين شهري اين است كه به شهر، به عنوان يك اثر هنري نگريسته شود كه در آن شهروندان با تعامل و مشاركت باعث دگرگوني و زيست پذيري محيط با ايجاد نوآوري و خلّاقيت در شهر مي شوند. اين كار نياز به مواردي چون خلّاقيت در مهندسي، مددكاري اجتماعي، برنامه ريزي، مديريت بحران و متخصصين در زمينه هاي معماري، مسكن، فناوري اطلاعات، روان شناسي محيطي، باستان شناسي، علوم طبيعي، محيط زيست، هنرمندان و مهم تر از همه مردم عادي به عنوان شهروندان دارد تا زمينه هاي شكل گيري شهر خلّاق را فراهم سازند(Landry,2008,42).

2-4 – ارکان و مولفه های شهر خلاق:

مردم، بنگاههای اقتصادی،فضاها، پیوندها، و چشم انداز پنج رکن اصلی شهرهای خلاق می باشد (مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهری تهران،1392 :25) که توجه به این ارکان برای ایجاد و توسعه شهرهای خلاق در آینده ضروری است:

  • مردم: در شهر خلاق باید شرایط و فعالیتهایی مد نظر قرار بگیرند که به ظهور هنرمندان آینده منجر شوند، به موفقیت کارکنان خلاق در کلیه بخشهای اقتصادی بیانجامند، باعث شوند مصرف کنندگان خواهان کالای فرهنگی باشند و محیطی جذاب برای افراد خلاق ایجاد شود. اموزش های عمومی قوی و دست یابی به فعالیتهای فرهنگی نقش حیاتی را در شکل گیری افراد خلاق بازی می کنند و منجر به پیشبرد التزام ها و مشارکت اجتماعی می شوند(مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهری تهران،1392 :25).
  • بنگاههای اقتصادی: خلاقيت اغلب به ايجاد فرصت هاي اجتماعي مي انجامد و كارآفرينان فرهنگي، كسب و كارهاي خلاق را شروع مي كنند و آن ها را رشد مي دهند. تجاري سازي ايده هاي نوآورانه و خلاق مسبب اشتغال زائي و توليد ثروت در شهرهاي خلاق است. در شهرهاي خلاق، فراواني استعدادهاي خلاق پيشران اصلي صنايع خلاق و اقتصاد منطقه است.
  • فضا: يك ارتباط قوي بين فضا و خلاقيت وجود دارد. افراد خلاق نياز به فضايي براي زندگي، كار،الهام بخشي و نمايش كارهاي خود دارند. فضاهاي يك شهر اعم از طبيعي و مصنوعي، باعث برانگيختگي، انطباق و بيان خلاقيت ساكنين خود مي شوند(همان)
  • پيوندها و ارتباطات: يك محيط شهري كه به دنبال برانگيختن و پشتيباني از خلاقيت است بايد بتواند بسياري از اقدامات مجزا را نيز به هم پيوند دهد. اين پيوندها اغلب اوقات توسط سازمان هايي رهبري مي شوند و توسعه مي يابند كه مأموريت و چشم اندازشان خلاقيت است. پشتيباني از اين پيوندها نيز توسط سازمان هاي واسطي صورت مي پذيرد كه فعاليت هاي مجزا را سازماندهي و از منابع موجود به نحو مؤثر استفاده مي كنند.
  • چشم انداز و آوازه: در شهرهاي خلاق، بيان و اظهار يك چشم انداز قوي و خلاقانه باعث رشد استعدادها خواهد شد و پشتيباني از خلاقيت را به صورت گسترده اي در شهر هدايت كرده و نظم مي بخشد. اين چشم انداز داستان شهر را در سراسر جهان بازگو م يكند، آوازه آن را در جهان خلق مي كند و به پيشبرد گردشگري، صادرات و سرمايه گذاري در شهر مي انجامد(همان؛18).

شبکه های شهر خلاق: 2-5-

یونسکو شبکه های خلاق منطقه ای را در اکتبر سال 2004 میلادی در 170 مین مجمع عمومی فعال کرد . هدف آن کمک به بازیابی پتانسیل های اقتصادی ، اجتماعی و خلاق صنایع فرهنگی که به وسیله هنرمندان محلی برپا می شد ، تا بتواند یونسکو را در هدف تنوع فرهنگی اش موفق بدارد.این شبکه شهرها متشکل از هفت زمینه بود و هر شهر با توجه به انيی و ظرفیتی که به صنعت خلاقانه خاصی اختصاص می دهد، اولویت خود را اختصاص می دهد . در ادامه هفت زمینه اولویت های شهرهای خلاق توضیح داده شد ..(UNESCO,2007)

ادبیات : تعدادی از مولفه های شهرهای این دسته عبارت اند از : کمیت و کیفیت نشریات و اتشارات ، طرح های آموزشی که بر ادبیات بومی یا خارجی در دروس دبستان تا آوزش عالی کار می کند محیط شهری که در آن ادبیات و اشعار نقش واحدی را بازی می کند .

سینما: شهرهای این دسته ویژگی های چون دارا بودن زیرساخت های سینمای ، زمینه های تاریخی تولیدات ،توزیع و تجارت فیلم، جشنواره و دیگر موضوعات مرتبط با این موضوعات و مراکز یا مدارس تربیتی سینمای و غیره می باشد.

موسیقی : دارا بودن مراکز موسیقی ، میزبانی فستیوال ها و مراسمات ملی و بین المللی ، وجود صنایع مربوط به موسیقی ، مدارس ، همایش ها و مراکز آموزش عالی در زمینه موسیقی از جمله ویژگیهای شهرهای این دسته هستند .

مهارت و هنر فولک :زمینه های که این ویژگی ها در آن شناسای می شوند عبارت اند از : پیشینه طولانی در فورم خاصی از مهارت و هنر فولک و دارای تولیدات مناسب در این زمینه بودن ، مراکز تربیتی مرتبت با این موضوع و تلاش برای حفظ این زمینه ها از طریق نمایشگاه ها و بازارچه ها.

طراحی : مولفه های این زمینه ، ایجاد صنایع طراحی ،مناظر و چشم اناز فرهنگی که به وسیله طراحی و محیط های انسان ساخت تغذیه می شوند.طراحی مدارس و مراکز تحقیقاتی فرصت استفاده طراحان محلی و برنامه ریزان شهری از مصالح بوم سازگارو شرایط بوم محلی را فراهم می آورد.

هنرهای رسانه ای: شهرهای این دسته هم می تواند دارای توسعه فرهنگی و صنایع خلاق از طریق به کارگیری فناوری دیجیتال ، هنرهای رسانه ای موفق که منجر به بهبود زندگی شهری شود می باشد .رشد گونه های هنر الکترونیک که در جستجوی جامه شهری هستند ، دسترسی بیشتر یه فرهنگ از طریق توسعه فناوری دیجیتال ، برنامه های مداوم و دیگر فضاهای استودیو برای هنرمندان رسانه ای نیز از دیگر ویژگی های این دسته هستند .

تغذیه : توسعه فعالیت های رستوران داری که به عنوان ویيژگی مرکز شهر یا ناحیه ای درآمده است ، تعداد قابل توجهی از رستوران سنتی و سرآشپزها ، مغزه های فروش اغذیه سنتی و صنایع غذای سنتی ، میزبان سنتی فستیوال ها ، جوایز و مسابقات بودن و … از جمله ویژگی های تغذیه هستند.

2-6 – مؤلّفه هاي خلّاقيت شهري :

ريچارد فلوريدا مؤلّفه هاي اصلي خلّاقيت شهري را شامل سه مؤلّفه مي داند كه به وسيله آن مي توان گفت يك شهر تا چه حد خلّاق است. اين سه مؤلّفه عبارتند از استعداد، فناوري و بردباري. در بين سه زمينه خود فلوريدا براي بردباري اهميت بيشتري قائل است.در واقع يكي از چالش هاي شهر خلّاق ساخت يك اجتماع جذّاب براي مردم است. مكاني كه به مانند بستري خلّاق باشد و همه سطوح كار و تفريح را دارا باشد . در واقع محيطي پيش بيني شده كه قابليت و بردباري پذيرش تنوع را داشته باشد و هم چنين تسهيلات و انتخاب هاي شيوه زندگي متنوعي كه مردم مي خواهند را نيز ايجاد نمايد(Cotter,2008,33).در واقع متغيرهاي شهر خلّاق عبارت است از فناوري، استعداد و سطح تحمل كه در بين طبقه خلّاق بسيار پراهميت و بارزتر مي باشند. اگرچه اين سه متغير به تنهايي منجر به خلّاقيت نمي شود، ولي آن ها به عنوان عامل هاي جذب كننده و شكل دهنده به شهر و قراردهنده آن به سمت شهر خلّاق عمل مي كنند(Florida and kenndey,1998,36).

نمودار شماره(2-1) :عواملی ایجاد خلاقیت محوری در شهر (ماخذ:ابراهیمی،1389: 4)

-از جمله مهمترین مولفه های تأثیرگذار و زمینه ساز در پیدایش شهرهای خلاق می توان به مواردی چون ” گسترش فرایند جهانی شدن، دوری از فرد محوری و بسوی اجتماع محوری رفتن روابط شهری، اشاعه همانندگرایی فرهنگی، فراملی و فراسرزمینی شدن اقتصاد کشورها، محوریت اقتصاد خدمات محور ، کمرنگ شدن مرزها و افزایش مشارکت زنان در فعالیت ها ی شهری اشاره کرد(Till,2005,74).

-همچنین از جمله ویژگیهای عمومی هر شهر خلاق این است که مکانی جذاب برای کار کردن و زندگی شهروندان خود(به خصوص نسل جوان)، مکانی جذاب گردشگران(صنعت توریسم)، توانمند در شکوفایی بخش های اقتصادی( از راه به گیری فناوری و مدیریت صحیح آن) و همچنین مرکز جذب بنگاههای اقتصادی نو ظهور(خوشه ها و مراکز تحقیقاتی بویژه در زمینه فناوری برتر) باشد(رفیعیان،1389 :14).

2-7- ضرورت شکل گیری شهر خلاق:

شعار یا خلاق باش یا بمیر، ضرورت جدید شهری است. در این راستا شهرها باید (طبقه ی خلاق جدید) با واحدهای همسایگی شیک، حس هنری و یک جو صمیمی انسانی را جذب کند ، در غیر اینصورت راه دیترویت را در پیش خواهند گرفت(Peck,2005:740).

ایده شهر خلاق یک نظریه کاملا” مثبت گراست و بر این موضوع تاکید دارد که هر نوع رابطه ای بین شهروندان با سازمانها و … بایستی کاملا دو جانبه ی مبتنی بر رفع مشکلات شهری و ارتقای کیفیت زندگی است. نظریه شهر خلاق سعی دارد تا کیفیاتی را که تصویر ذهنی از یک شهر را برای شهروندان زیباتر می سازد تقویت نماید(غریب و حسین پور،1391 :11).حركت به سمت ايجاد و تحقق شهر خلّاق به دلايل جايگاه شهر به عنوان محل شكل گيري بسترهاي جامعه دانايي، اهميت و محور بودن شهرها در توسعه اقتصادي (اقتصاد دانايي)، جايگاه و اهميت شهر به عنوان يكي از الزامات اساسي تشكيل خوشه هاي علم و فناوري و نقش و جايگاه شهرها در جذب، استفاده و حفظ سرمايه هاي انساني خلاق(طبقه ی خلاق) بسیار ضروری و مهم می نماید(ربانی و همکاران،1390:160).

شکل2-2: نقش طبقه خلاق در تحقق شهر خلاق

نقش طبقه خلاق در تحقق شهر خلاق

مآخذ:موسوی،1393

2-8- شاخصه های شهر خلاق:

کیفیت محیط زیست:محیط زیست سالم، آب و هوای تمیز،آب سالم و بهداشتی و حفاظت از محیط زیست، دسترسی به فضاهای سبز و نواحی تفریحی و کالاهای خدماتی که فاقد آلایندگی وگازهای گلخانه ای هستند).

وجود الگوهای اقتصادی: پویایی فضای محلی برای سرمایه گذاری در سطح محلی و با هدف صدور در بازارهای هدف، گویای اقتصاد پویا هستند.استقرار سیاست عمومی: نقش قوانین در توسعه، اجرا و نگهداری یک شهر خلاق،باید باز و اجرایی باشد. شفافیت و مشارکت دهی برای حمایت از تعادل بین عناصر زندگی یکی از اساسی ترین لازمه های استقرار سیسات عمومی یکپارچه است(رضائیان و همکاران،1391 : 45).

شکل 2-3: سلسله مراتب عوامل، معیارها و شاخصهاي مورد استفاده در مدل شناسایی پهنه هاي زمینه ساز توسعه خلاق بافت فرسوده

ماخذ: رفیعیان و همکاران؛1389؛28

2-8-1-شاخص های عمومی انتخاب پهنه های توسعه خلاق در منطقه :

زیرساختها و دسترسی ها: مجموعه عوامل و فاکتورهای موثر جهت دسترسی مناسب و حمل و نقل؛ تاسیسات و تجیهزات رفاهی و خدماتی نظام کاربریها، فعالیتها و عناصر، شامل کاربریهای خاص، عناصر خدماتی و معماری خاص، گره های مهم و…

-محیط زیست : شامل عوامل و فاکتورهای موثر در حفاظت از محیط زیست مانند آلودگی هوا، حفاظت از جنگلها و رودها، و مسیل ها ، حفاظت از مراتع ، حفاظت از خاک و…

عوامل طبیعی: عوامل موجود در طبیعیت یا نشات گرفته از طبیعت مانند شیب زمبن، وزش باد، زلزله، رانش و….(رفیعیان،1389).

2-9- شاخص های خلاقیت شهری از دیدگاه نظریه پردازان :

2-9-1-مدل سی تی فلوریدا:

فلوریدا در سال 2002 سه شاخص تکنولوژی(فناوری)، توانایی(ااستعداد) و تحمل(قدرت مدار)معروف به سی نی برای سنجش خلاقیت در یک شهر مورد استفاده قرار داده است. سه شاخص به همراه تعدادی از شاخص های انعکاس دهنده تمرکز نسبی صنایع با تکنولوژی بالا و طبقه خلاق در یک ناحیه است که خود نشان دهنده میزان بالا بودن فضا و گوناگونی فرهنگی یک مکان است.

شاخص استعداد: این شاخص با احتساب درصد جمعیت دارای مدرک دانشگاهی(لیسانی و بالاتر) نشان دهنده حضور و تمرکز میزان سرمایه انسانی در یک ناحیه است.

در کنار آن تمرکز نسبی طبقه خلاق در یک ناحیه با شمارش تعداد افراد خلاق در گروههای شغالی عمده منطقه نیز امکان پذیر است(شیرازی زاده،1391،61).

شاخص فناوری: با ترکیب دو شاخص محاسبه می شود: شاخص نوآوری و شاخص فناوری بالا. شاخص اول انعکاس دهنده قدرت نواوری جمعیت ساکن در یک منطقه است. شاخص دوم اندازه و تمرکز مجموعه ای از صنایع مرتبط با فناوری را در یک ناحیه نشان می دهد(مانند نرم افزارهای الکرونیک، محصولات زیست پزشکی، خدمات مهندسی).

شاخص مدارا:با یک شاخص ترکیبی و متنوع اندازه گیری می شود، همچون ترکیبی از شاخص زوجیت، سنت شکنی و شاخص ذوب فرهنگی(قراگزلو، میر عباسی، 1391؛110).

جدول 2-1:متغیرهای تاثیر گذار بر نوآوری در یک منطقه به زعم فلوریدا ماخذ(Florida,2005,37)

2-9-2-شاخص های شناسایی مکان خلاق به دیدگاه چارلز لندری:

در بین هر کدام از ده دامنه تعریف شده شاخص های کلیدی خلاقیت، تحمل (مدارا) و طرفیت پایداری شهر درآینده شناسایی شده اند:

  1. چارچوب سیاسی و عمومی
  2. تمایز، تنوع، سرزندگی و تجلی
  3. وضوح، اعتماد،حد ترخیص و دسترسی
  4. کارآفرینی، اکتشاف و نوآوری
  5. رهبری راهبردی،چابکی و چشم انداز
  6. قریحه و منظر آموزش دهنده
  7. ارتباط پذیری ، اتصالات و شبکه
  8. مکان و ساخت مکان
  9. زیست پذیری و بهزیستی

10-حرفه ای گرایی و کارآمدی

جدول 2-2: متغیرهای تاثیر گذار بر نوآوری یک منطقه از دیدگاه چارلز لندری ماخذ: لندری،2004

2-9-3-شاخص خلاقیت کمیسیون تحقیقات فرهنگی دانشگاه هنک گنگ:

در سال 2004 مرکز کمیسیون دولتی هنک گنگ برای تحقیق در سیاستهای فرهنگی ؛چارچوب شاخص خلاقیت را مورد بررسی قرار داد. مجموعه 5 شاخص شامل 5 مورد ذیل است:

  • نتیجه خلاقیت
  • سرمایه نهادی و ساختاری
  • سرمایه انسانی
  • سرمایه اجتماعی
  • سرمایه فرهنگی

چهار نوع این سرمایه ها متقابلا” یکدیگر را تقویت می کنند. همچنین آنها به صورت چند وجهی و پویا رشد خلاقیت را تعیین می کنند و اثر تلفیقی این عوامل تعیین کننده نتایج خلاقیت را متنوع می نمایند(رضائیان قراگوزلو،1391؛ 114).

2-10- چشم انداز شهر خلاق:

پايه هاي شهر خلّاق را مي توان در سه زمينه اقتصاد، فرهنگ و مكان در نظر گرفت . محيط هاي قابل اعتماد شهري با آزادي هاي تفريحي و فرهنگي مديريت مي شوند تا افراد خلّاق را جذب و حفظ كنند .اين نيروي كار در عوض، ثروت را در اقتصاد دانش گسترش مي دهد. شهرها براي توليد ثروت، بايد محيط هاي شهري قوي از نظر فرهنگي از طريق برنامه هاي بهتر كه بين مكان، اقتصاد و فرهنگ يكپارچگي، ايجاد نمايد، بسازند. شهرها به عنوان نظام هاي فرهنگي درك مي شوند، كه توسط ميراث انساني و طبيعي شكل گرفته اند و محصول ارزش ها و عقايد شهروندان خود است(A uthentiCity,2008,21).

نمودار2-2: چشم انداز شهر خلّاق ماخذ: قربانی و همکاران،1392 :8

چشم انداز خلاق بر منفعتی فراتر از هزینه تاکید میکند ، زیرا خلاقیت گزاره ارزشی است که از ارزش به عنوان اهرم نفوذ استفاده و روشن بینانه خطرات نوآوری را مدیریت می کند تا در سرمایه بازگشتی دست نیافتنی تولید کند. نتایج حاصل از سیاست ها، تعاملات یا پروژه های خلاق می تواند در ارزش های مالکیتی و دارایی های کلان تر و درامدهای بالاتر ، کیفیت مکان غنی تر و فرایندها و فناوری های هوشمندتر و پایدارتر و از نتایج و شیوه های اجتماعی فراگیرتر مورد ارزیابی قرار گیرد. در جالیکه چشم انداز منفعت طلبانه بر پایه کنترل هزینه، پتانسیل بازگشت سرمایه و خطرات و منافع خارج سیستمی را کاهش می دهد(Baeker,et al,2008:18).

جدول 2-3: مقایسه ویژگی های چشم انداز شهر خلاق و چشم انداز شهر منفعت طلبانه

چشم انداز منفعت طلبانه چشم انداز شهر خلاق
افزایش دلارهای مالیاتی ایجاد ضرورت و زیبایی ضروری
هزینه منفعت
عملکرد فرم همسو با عملکرد
عام و قابل پیش بینی اصیل و بی همتا
کاربرد خروجی ها
تشابه ناهمگونیها
امنیت تضمین شده خطرپذیری برنامه ریزی شده
سادگی پیچیدگی
پیوستگی مشابه جشن گرفتن تنوع
تاثیر فضا کیفیت مکان
هزینه احداث برگشت منفعت در طول چرخه عمر
رابطه ای و فرمول وار هنری
دریافت بر اساس انتظارات تازگی در تجربیات
کاهش هزینه اضافه کردن ارزش
مانند مکان های دیگر منحصر برای همین مکان
انجام هدف و به حداقل رساندن نگهداری افزایش سرمایه اقتصادی ، اجتماعی، زیست محیطی و فرهنگی
نتایج فوری تغییرات بلندمدت
تکرار نوآوری
سیستم صلب بوم شناسی
آسودگی تجربه
سازمان فرهنگ
رشد توسعه
جدایی اتحاد و هماهنگی
مصرف گرایی شرایط سنجی

ماخذ:شهابیان،1391 :68

2-10-1-صنایع خلاق و فرهنگی :
این ایده از صنایع خلاق اولین بار توسط یک بیان شدصنایع خلاق نیروی کار (CITF) در ایالات متحده رخ داد”فعالیت: انگلستان در سال 1998. اقتصاد خلاق و نوآور به عنوان تعریف شد که در فرد خلاقیت، مهارت و استعداد و سرچشمه پتانسیل را دارند که برای ثروت و ایجاد اشتغال از طریق نسل و بهره برداری از مالکیت معنوی است.

از آن زمان، مفهوم تکامل یافته است و تفسیر شده است متفاوت در کشورهای مختلف. برای تکمیل این پژوهش تصور کنید که یک مطالعه تورنتو صنایع به دو روش تعریف با اشغال و صنعت.

تعریف خلاق لوازم مورد استفاده در پژوهش یک محافظه کار تر از است مورد استفاده در تجزیه و تحلیل است.
مشاغل خلاق
– معماران و معماران منظر
– صنعتی، گرافیک و طراحان داخلی
– نویسندگان و ویراستاران
– تولید کنندگان، کارگردانان، طراحان رقص و مرتبط
مشاغل
– هادی، سینت و تنظیم کنندگان
– نوازندگان، خوانندگان و رقصندگان
– بازیگران و نوازندگان دیگر
– نقاشان، مجسمه سازان، نشان دادن هنرمندان و دیگر ویژوال
-هنرمندان
– عکاسان
– گویندگان و دیگر شبکه
– تئاتر، مد، نمایشگاه و دیگر طراحان خلاق
– صنعتگران،

2-10-2-اقتصادخلاق:
اقتصاد خلاق منعکس کننده تغییر اساسی در ساختاراقتصاد جهانی از یک بر اساس تولید کالاو خدمات را به اقتصاد مبتنی بر دانش در تمرکزخلق، انتقال و استفاده از مالکیت معنوی در تمام اشکال آن است.خلاقیت درایوهای اقتصاد در (حداقل) دو روش. اول این است به عنوان یک نیروی فراگیر در همه فعالیت های اقتصادی. چالش تمام صنعت به خلاقانه فکر می کنم، به طور مداوم خود را دوباره اختراع، به را جدید، طراحی ارزش افزوده و تشخیص ویژگی های است که در نتیجه در محصولات و خدمات منحصر به فرد، مشخص و اصلی است.دانیل پینک را “وزارت امور خارجه است که MBA جدید” قطاری این ایده.استفاده از کامپیوتر و اطلاعات و ارتباطات فن آوری انقلابی در هر منطقه از اقتصاد یک دهه پیش.

خلاقیت نیروی معادل امروز است. آن را به هر بحرانی است فرآیند کسب و کار در هر بخش، و به بهبود عملکرد محصولات و خدمات از همه نوع. خلاقیت به عنوان یک عمل واقعا اساس یک اقتصاد خلاق است. این موتور جدید است از رفاه است. حوزه های قضایی که این یاد بگیرند نه به نبرد از دست دادن در برابر درایو به هزینه های پایین تر را محکوم کرد.

راه دوم که در آن خلاقیت درایوهای اقتصاد است که از طریق یک محدوده خاص تر از صنایع و فعالیت های اقتصادی، از جمله صنایع خلاق و فرهنگی. اما خلاق صنایع یا بخش همچنین شامل علم و اطلاعات و فن آوری ارتباطات (ICT)، خدمات مالی، زندگی علوم، و غیره – هر گونه فعالیت که در آن مالکیت معنوی و
نوآوری در قلب فعالیت های اقتصادی.

2-11- ویژگیهای شهر خلاق :

شهرها ظرف های خلاقیت هستند و همیشه چرخ های حرکت، تمرکز و هدایت انرژی خلاق بشر بوده اند(Florida,2005,1). از آنجاییكه شهرها، متنوع و سر شار از تعامل و همچنين مملو از مشكل هم هستند، تجمعات بزرگ انسان ها ذاتاً”پيچيده و ناجور است، و براي بر قرار كردن و توسعه دادن يك شهر نظم شهري پايه، مردم در شهر ها مجبور بوده اند، خلّاق باشند. بنابراين شهرها به طور فزآينده اي از مفاهيم شهر خلّاق استفاده می کنند(موسوی،1393: 24). شهر خلاق پدیده ای است که امکان دارد در هر دوره ای وجود داشته باشد. اما هیچ محیط شهری به صورت خلاق عمل نمی کند(هاسپرز؛1390؛30)، زیرا تئوری شهر خلاق بیان می کند که خلاقیت – فضای خلاق- مهمترین پیش شرط برای رشد و نوآوری است و این تئوری شامل ایده های متنوع و چشم اندازهاست(Romein,Tripm,2008:3).

از جمله ويژگي هاي عمومي هر شهر خلاق اين است كه مكاني جذاب براي كار كردن و زندگي شهروندان خود (به خصوص براي نسل جوان)، مكاني جذاب براي گردشگران (صنعت توريسم) توانمند در شكوفايي بخش هاي مختلف اقتصادي (از راه به كارگيري تكنولوژي و مديريت صحيح آن) و همچنين مركز جذب بنگاه هاي مختلف اقتصادي نوظهور (خوشه ها و مراكز تحقيقاتي به ويژه در زمينه تکنولوژیهایHigh tech) باشد(ابراهیمی،1387 :54).

ویژگیهای شهر خلاق به شرح ذیل است:

ويژگي اول اين شهرها را مي توان تحمل پذيرش تنوع دانست؛ به طوري كه آن ها محيط هاي بازي هستند، كه توانايي پذيرش گروه هاي مختلف انساني با فرهنگ هاي مختلف را دارا هستند. حضور جمعيتي متنوع با عقايد و ايده هاي متفاوت فرصتي ويژه براي بروز خلّاقيت، نوآوري و ابتكار در زمينه هاي مختلف است. با توجه به اين كه نياز و سلايق گروه هاي مختلف اجتماعي متفاوت و گوناگون است يك شهر براي جذب افراد خلّاق بايد بتوان شرايط اقتصادي، محيطي و فرهنگي متنوعي را نيز فراهم نمايد .به طوري كه انتخاب هاي متنوعي براي افراد جهت زندگي، فعاليت و تفريح وجود داشته باشد.

ويژگي دوم فراهم نمودن يك بستر مناسب جهت بروز ايده هاي ساكنان و تبادل اين ايده ها و در نهايت

استفاده از آن ها جهت حل مشكلات و مسائل و نيز توسعه اقتصادي، اجتماعي و شهري است و براي اين كارايجاد محيطي براي گفت وگو و مشاركت مردم، ايجاد جامعه اي شبكه اي براي استمرار بخشيدن به روند توليد ايده ها، ايجاد امكاناتي زيرساختي جهت تبديل ايده به محصول(كالا يا خدمات)و نيز بازاريابي كالا و خدمات توليد شده از ضروريات است.

ويژگي سوم دسترسي شهر خلّاق به استعدادها و منابع انساني و فكري است . اين اصطلاح تحت عنوان طبقه خلّاق از آن ياد مي شود. طبقه خلّاق موتورهاي حركت شهر خلّاقند. آن ها مي تواند از افراد شناخته شده و سرشناس مثل هنرمندان، نويسندگان، محقّقان،استادهاي دانشگاه تا افراد كم تر شناخته شده كه در اقتصاد دانش كار مي كنند را شامل مي شود.

ويژگي چهارم، دسترسي اين شهرها به فناوري هاي سطح بالا و داشتن اقتصادي خلّاق و استخدام افراد در اين نوع صنايع است.

ويژگي پنجم اين شهرها را مي توان قدرت و توان ويژه اين شهرها در مواجهه با بحران هايي چون فقر، بي خانماني، بافت هاي فرسوده و.. دانست. يك شهر خلّاق بايد به گونه اي خلّاق اين مسائل را حل كند . در حل اين مسائل نيز استفاده از نوآوري ها و ابتكارات افراد چه افراد خلّاق و چه شهروندان عادي مورد توجه است.

ويژگي ششم: وجود حکمروايي مطلوب در اين شهرهاست؛ به طوري كه مي توان سه عنصر، دولت محلّي، نهادهاي مردمي و بخش خصوصي را در كنار هم و در تعامل با هم ديد.

ويزگي هفتم: همان جايگاه ويژه فرهنگ در ابعاد مختلف شهر و نيز سياست ها و برنامه هاي شهري و استفاده مؤثّر از تمام منابع فرهنگي حتّي آن هايي كه ممكن است بي اهميت جلوه داده شوند و مورد غفلت واقع گردند مثل موسيقي محلّي، غذا، لباس نمايش ها و بازي هاي بومي و… است .به علّت نقش محوري فرهنگ و به ويژه فرهنگ و هنر بومي و محلّي در رويكرد شهر خلّاق، مي توان شهر خلّاق را به عنوان راهبردي كه به حفظ تنوع فرهنگي و جلوگيري از جايگزيني يك فرهنگ واحد به جاي فرهنگ هاي متنوع دارد، حائز اهميت ويژه اي بدانيم. از همين رواست كه يونسكو تلاش خاصي در معرّفي شهرهاي خلّاق و گسترش ادبياتي آن در جهان دارد(قربانی و همکاران،1392: 15).

2-12- موانع تحقق شهر خلاق:

توجه به نكاتى كه مانع شكل گيرى شهرها و مناطق خلاقند و تلاش براى برطرف كردن آنها و تبدیل نقاط ضعف به قوت جهت دستیابی به توسعه پایدار شهری ضرورى است. اصلی ترین مانع در حوزه جذب و پرورش استعدادهای خلاق نبود تضمیمن مناسب برای بازگشت سرمایه است که رفع این مشکل از طریق افزایش اگاهی عمومی و حمایت گسترده از استعدادهای نو امکان پذیر می باشد. با توجه به گسترش و پیشرفت روزافزون علم و فناوری لازم است مبحثی به نام شهر خلاق در برنامه های شهری گنجانده شود تا از این طریق توجه به نوآوری و محوریت دانش در جامعه طراحان و برنامه ریزان شهری نهادینه گردد(Florida,1996,26). به این لحاظ شاید بتوان مهمترین موانع بر سر راه شکوفا سازی استعدادها و توجه بیشتر بر آن را به شرح ذیل برشمرد:

  • ا گرچه ممكن ا ست شهرهاى بزرگ ا ستعدادهاى خلاقيت بى مانندى را در خود جاى داده باشند، اما اگر در اين محيطها نابرابر یهای برجسته اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى مستولى شود، دستيابى به شهر خلاق به صورت صحيح امكان پذير نمی باشد. به بيان ديگر برنامه هاى شكل گيرى شهرها و مناطق خلاق، بايد موضوعات اساسى شهروندى و دموكراسى را پوشش دهد(j.SCOTT,2006,18).
  • همكارى همه سياستهاى اجتماعى در زندگى فعال شهری نه تنها براى دستيابى به اهداف اجتماعى بلكه براى برطرف كردن موانع قدرت خلاقيت شهروندان در مقياس وسيع نياز است. درمجموع هر فشارى براى دستيابى به خلاقيت شهرى در نبود توجه ويژه نسبت به همراهى و اظهار تمايل در جامعه شهرى(پذيرش و مشاركت اجتماعى) به طور كلى محكوم به ناتمام ماندن است(همان).
  • خلاقيت چيزى نيست كه به راحتى به همراه هكرهاى كامپيوترى، تخته هاى اسكيت، شاد یها و… به شهرواردشود؛بلكه بايد به صورت عضوى (ارگانيك)در ميان مجموعه در ارتباط با توليدات، كار و زندگى اجتماعى در ابعاد مختلف شهرى، توسعه و گسترش يابد(Musturd,2001,54).

2-13- زیرساخت های ضروری در تحقق شهر خلاق:

  • عناصر کلیدی که برای بوجود امدن مناطق و شهرهای خلاق مطرحند شامل شبکه ای از تولید کنندگان منطقه ای، بازار نیروی کار محلی یعنی تکنسین ها و کارگران خلاقی که در یک مطنقه استمرار دارند و می توانند در شکل گیری توسعه خلاقیت در شهرها و منطقه اثر گذار باشند و رقابت و همکاری بین مجموعه ای از شهرها که بتوانند عنصر خلاقیت را به منطقه و شهر تزریق کند(مختاری ملک آبادی،1393 :111).
  • خلّاقيت و نوآوري در شهرها، فرآيندها ي برنامه ريزي آن بايد از اصول زير پيروي كنند:
  • – در هر شهر يا جامعه اي در تاريخ خود، توسعه، سرمايه انساني و دارايي ها، چالش ها، آرمان ها و فرصت ها بايد منحصر به فرد باشد.
  • – اجرايي كردن ايده ها و استراتژي ها در يك شهر، هنراست كه براساس دانش و استعداد هاي مناطق، حساسيت به پيچيدگي اكوسيستم فرهنگي يك جامعه و زمينه هاي گسترده تر فعاليت ها انجام مي گيرند.
  • – توسعه شهر بايد ريشه در اصالت و هنر عمومي جامعه داشته باشد.
  • نوآوري هاي پايدار در شهر بايد با مشاركت جامعه و مالكيت مشترك فرآيندها و نتايج همراه باشند.
  • – پروژه هاي كوچك كه در طول زمان پايدار هستند، بسيار مختلف مي باشند . تغيير تدريجي هوشمندانه اعمال شده مي تواند به نوآوري قابل توجه منجر شود(Duxbury, 2004: 21).

شکل2-4: فرآيند هاي برنامه ريزي در راستاي تحقق شهر خلّاق مآخذ :موسوی،1393؛25)

2-14- فضای شهری و خلاقیت :

موضوع تولید، تقویت و توسعه ی فضای شهری مناسب،فعال ، پویا و زنده به عنوان یکی از اهداف راهبردی ارتقای کیفیت محیط در محیط های مصنوع شهری همواره در صدر کار برنامه ریزان و طراحان شهری قرار دارد. اهمیت این موضوع اساسا به جهت نقش موثری است که این گونه فضاها در جامعه دارند و این مهم بارها از سوی بسیاری از دست اندرکاران مسائل شهری، اجتماعی و روان شناسی مانند(پاتریک گدس،1915؛گوردن کالن،1959؛کوین لینچ،1961؛لوئیس مامفورد،1961؛ جین جیکوب،1961؛کنزوتانگه،1966؛ملوین وبر،1967؛ادمون بیکن،1973) مطرح گردیده است(پارسی،1381؛41).

لذا ارتباطی قوی بین فضای شهر و خلاقیت می تواند و جود داشته باشد. افراد خلاق نیاز به فضایی برای زندگی ، کار، الهام بخشی و نمایش کارهای خود دارند. با ایجاد فضاهای باثبات و مطمئن برای هنرمندان ، افراد و کسب و کارهای خلاق محبور به جابجایی و مهاجرت نمی شوند که خود می تواند تهدیدی برای بقا،خلاقیت و نوآوری باشد.بنابر این فراهم کردن فضاهای با ثبات و اطمینان بخش برای این افراد ضروری است و در این میان فضاهای عمومی می توانند نقش بسیار مهمی را بر عهده داشته باشند(محمدی،1389 :18).

  • اصولا” خلاقیت و و نوآوری قادر به تبلور در محیط نامناسب و نامطلوب نخواهد بود. زیرا که محیط نامطلوب برای ترغیب و پرورش خلاقیت محیطی است که افراد را از ریسک کردن باز می دارد، فشارهای کاری را به گونه ای مختلف بر کارشناس وارد می کند. لذا مسئولان سازمانی باید به طور مستمر ، امادگی شنیدن اندیشه های بدیع و نوین را داشته باشند و تشویق و ترغیب کنند. کاوش و جستجوی روش های نوین، برای انجام کار باشد. از دیگر خصوصیات محیط خلاق آن است که در شهر خلاق افراد شاهد رشد و شکوفایی فناوری های برتر در سایه جامعه یکپارچه در تمامی زمینه ها هستند. در نهایت شهر خلاق تبلور رقابت، همکاری، مشارکت، تسامح و تساهل فرهنگی است که بصورت کل در یک جامعه تعامل پذیر اتفاق می افتد. شهر خلاق فضا و مکانی است که در آن خلاقیت رشد می کند و کل سازماندهی و مدیریت آن به طور خلاقانه طرح ریزی می شود”شهری که می تواند به گونه ای خلاقانه استعداد همکاری جمعی را در راستای ارایه خدمات بیشتر به کار گیرد و از مواهب زندگی اجتماعی در راستای خلاقیت محوری استفاده کند(اسبورن،1375 :134).
  • حداقل سه بعد عمده وجود دارد كه مي تواند رابطه بين خلّاقيت و شهر را مطرح سازد:

1- اعتقاد به لزوم سرمايه گذاري در توسعه شهري در جهت ايجاد خلّاقيت كه شامل توسعه ابزارهاي خلّاق و راه حل هايي است، كه به بافت فرهنگي و اقتصادي-اجتماعي جديد كمك نمايد.

-2 تأكيد به بخش ها، فعاليت ها و صنايع خلّاق به عنوان پايه هاي ساختاري شهري.به عبارتي ديگر با اعتقاد به اين كه فعاليت هاي خلّاق و فرهنگي نقشي اساسي در اقتصادهاي در حال رشد دارد،ضروريست كه توسعه شهري به عنوان موتور اقتصادي جامعه دانش محور عمل كند.

3-دفاع از لزوم جذب مهارت هاي خلّاق يا منابع انساني خلّاق (طبقه خلّاق فلوريدا)( Costa and et al,2009,2).

2-15-فضاهای عمومی شهر:

  • فضای عمومی شهر از مزایا و ویژگیهایی برخوردار است که می تواند نقش بسیار مهمی در ایجاد شهر خلاق داشته باشد، سرزندگی، تنوع، هویت دهی، جذابیت، ارزش اقتصادی، و مشارکت و به دنبال آن ارتقای کیفیت زندگی شهروندان(کلانتری و همکاران،1391 :26).یورگن هابرماس (1974) در نوشته مشهور خود از سالن ها، تئاترها و قهوه خانه های قرن 18 لندن همچون فضاهای رسمی یک حوزه عمومی بورژوازی یاد می کند که عقیده ها در آن می توانستند رد و بدل شوند و ارتباطات ، خارج از مبادلات زندگی اقتصادی، عرف های توصیه شده مباحث سیاسی سا سلسله مراتب پایگاه، برقرار گردند. این معماری جامعه پذیری همتای فضایی اشکال جدید میانجی مبادله اجتماعی بودند که بوسیله گستره ای از روزنامه ها، رشد اشکال ادبیات عامه پسند و گسترش خدمات پستی نشان داده می شده است(شیرازی زاده،1391،؛28). فضای عمومی می تواند به فضاهای معمولی با کاربریهای اجتماعی بازگردد. مکانهایی که در حقیقت به مثابه حرکتی از تعلق یا زمینه ای برای مبادله اجتماعی در انها شریک هستیم . خیابان به مثابه واحد پایه زندگی عمومی در شهر- به عنوان بهترین و آشکارترین مثال از یک فضای مشترک عمومی است که افراد در ان اگر چه در اندک ترین میزان، به کنش متقابل با دیگران می پردازند(تانکیس،1388؛105-107).
  • فضاهای عمومی شهر آن دسته از فضاها می باشند که عموم شهروندان بدون نیاز به کنترل، حق ورود و حضور در آنان را دارند. فضاهایی چون سینماها، پارك ها، میادین، ادارات و مساجد این دسته از فضاها به واسطه مقیاس عملکردي و همچنین طیف متنوع و گسترده مخاطبین خود داراي بیشترین سهم در حیات جمعی شهروندان می باشند. از این رو خلاقیت در این دسته از فضاها بیش از سایر انواع فضاها موجب ایجاد جامعه شهري سالم و شکوفا خواهد شد.(صداقت جهرمی،1389؛121).

شکل2-5: فضای عمومی شهر و تاثیر آن بر خلاقیت مآخذ :کلانتری و همکاران،1391 :26

2-16-فضاهای کالبدی شهری:

تحلیل تناسب فضایی- مکانی فرایندی است که مکان مناسب را در پهنه تعیین شده برای کاربری خاص تعیین میکند (Hopkins, 1997:13) تحلیل تناسب زمین به فرایند تعیین سازگاری، قابلیت و شایستگی بخشی از زمین برای کاربری معین و تعریف شده اطلاق می‌گردد و به عبارت دیگر فرایندی است برای تعیین شایستگی منبع زمین برای تعداد خاصی از کاربریها و تعیین سطح تناسب آن (Yang Manlun, 2003:21). به منظور تعیین مطلوبترین مسیر توسعه آتی، تناسب برای کاربریهای متنوع میبایستی با هدف رشد در مسیر مناسب‌ترین مکانها مورد مطالعه قرار گیرد این تحلیل یک متد مهم برای برنامهریزیهای اکولوژیکی میباشد. تناسب زمین با توجه به ویژگیهایی مانند هیدرولوژیکی، جغرافیایی، توپوگرافی، ژئولوژی، بیولوژی، اجتماعی و غیره تعیین می‌گردند (AL-Shalabi, 2006:2).

2-17- شهر و خلاقیت از منظر نظریه پردازان :

2-17-1- نظریه چارلز لندری[3]:

در سال ۱۹۹۵، چارلز لاندری و فرانکو بیانچینی کتاب شهر خلاق (The Creative City) را به عنوان بیانیه روشن نظریه شهر خلّاق منتشر کردند. ایده شهر خلاق پاسخی به مشکلات شهری در بحران بین المللی در جریان انتقال به اقتصاد جهانی و صنعتی بود. ایدئولوژی آنها در پی تغییر رویه برنامه ریزی سنتی (بر مبنای راه حل های کالبدی) به سوی ارتقای محیط های شهری و تقویت جوّ خلاقیت و «زیرساختهای نرم» از طریق همکاریهای جدید بود. در تعریف لاندری زیرساخت های نرم به چگونگی آشنایی و تبادل ایده ها بین مردم نظر دارد و زیر ساخت های لازم گونه ای از توسعه کالبدی و مکان سازی را تشویق می نماید که تقویت کننده ارتباطات بین مردم باشد. در راستای تبدیل شدن به شهری خلاق، لاندری و فرانکو بیانچینی حامی برنامه ای شدند که اهم موضوعات آن به شرح زیر است.

  • از بین رفتن موانع خلاقیت، موانعی که به دلیل سیستم پیچیده اداری (بوروکراسی) بدتر نیز شده‌اند،
  • بازبینی عمیق موفقیت ها یا شکست های سازمانی،
  • تشخیص کاتالیزورها مانند توانایی های خلاق افراد (به عنوان مثال مهاجران)
  • تعادل بین جهانی شدن (Cosmopolitanism) و محلی گرایی،
  • ارتقاء و توسعه فضا برای مردم و پروژه های خلاق،
  • تفکر مجدد درباره مدیریت شهری.

در مثال‌هایی که از برنامه‌ریزی و حکمرانی شهر خلاق در اروپا آورده شده افزایش آگاهی در مورد مسائل محیطی و‌ توسعه فضاهای سبز شهر و فراهم کردن مکان هایی برای مشارکت اجتماع را شامل می گردد. در راستای فراهم آوردن یک چارچوب ملموس تر برای عمل برای برنامه ریزان، لاندری در سال ۲۰۰۰ کتاب «شهر خلاق، جعبه ابزاری برای نوآوران شهری» را چاپ نمود. ویرایش دوم این کتاب نیز در سال ۲۰۰۸ چاپ شد. در این اثر، لاندری راه هایی را برای تفکر و عمل خلاقانه در برنامه‌ریزی ارائه می‌دهد. این کتاب راه ها و روش هایی برای فکر خلاقانه، برنامه‌ریزی خلاقانه و عمل خلاقانه ارائه شده است. از دیدگاه وی شهر آینده شهری خواهد بود که به آموختن و درس‌ گرفتن از یافته ها و موانع نیاز دارد. شهر خلاق یا شهر آینده که لاندری وضع می نماید واجد خصوصیات زیر می‌باشد:

  • شهر خلاق به ترکیبی از زیرساخت های نرم و سخت احتیاج دارد،
  • شهر خلاق تقویت کننده ارتباطات بین مردم است،
  • شهر خلاق از سطح بالایی از امکانات و کیفیات برخوردار است،
  • شهر خلاق حامی «فضای سوم» است. فضای اول خانه، فضای دوم محیط کار و فضای سوم جائیست که مردم می توانند در آنجا می توانند با هم باشند، چنین فضاهایی احتمالا ترکیبی از فضاهای آرام و مهیج هستند و در آن ها به فضاهای سبز و کیفیت زیبایی توجه خاصی شده است،
  • شهر خلاق به لحاظ تکنولوژی پیشرفته است،
  • شهر خلاق، حالت متعادلی بین جهانی شدن و حفظ ارزش های محلی می باشد،
  • شهر خلاق هم به متفکران و خلاقان پویا و هم به اجراکنندگان ایده ها نیاز دارد،
  • شهر خلاق به زیر ساخت های هوشمند فرمال و غیر فرمال در سطح وسیع نیاز دارد،
  • شهر خلاق شهری باز میباشد که فضاهای مربوط به افراد و مردم غیر معمولی نیز امکان وجود و فعالیت دارند،
  • در شهر خلاق پیوند های قوی ارتباطی در خود شهر و بین شهر و جهان خارج تاسیس شده که این امر خود به توسعه فرهنگ کارگشایی و تاسیس و راه اندازی کمپانی ها کمک می نماید.

از دیدگاه لاندری، پیش زمینه ها و معیارهایی برای یک شهر در راستای اینکه آن شهر حقیقتا خلاق باشد نیاز است. از جمله آنها می توان محیط هیجان آور، امنیت، آزادی از مزاحمت و نگرانی را برشمرد. شهرها با برخی از این معیارها می توانند خلاّق باشند، لیکن عملکرد آن ها در صورت وجود ۷ معیار زیر بهترین خواهد بود:

  1. کیفیت های شخصی،
  2. خواستن، اراده و رهبری،
  3. تنوعی از انسان ها و دسترسی به افراد مستعد و استعدادهای مختلف(مهاجران و خارجی های مکمل داخلی‌ها)
  4. فرهنگ سازمانی
  5. هویت محلی(تاکید بر هویت فرهنگی و وجود تلرانس در صورت وجود فرهنگهای مختلف در شهر)
  6. فضا و امکانات شهری
  7. پویایی شبکه ای(Networking Dynamics).

ایده های فوق هر دو پاسخی به انتقال به اقتصاد بعد صنعتی می باشد. هر دو ایده از هم متمایز بوده لیکن می توانند در یک زمان هر دو درست باشند به عبارت دیگر یکدیگر را رد نمی کنند ایده فلوریدا حمایت کننده اقتصاد خلاق از طریق افزایش قدرت جذابیت یک مکان برای کشاندن طبقه خلاق به آن مکان به عنوان تولید کنندگان خلاقیت می باشد. لاندری در مورد راه های نوآوری در عمل برنامه ریزی و حکمرانی برای تشکیلات اجرایی یک ناحیه در راستای پرورش محیط های شهری زاینده فعالیت ها و همکاری‌های خلاق بحث می‌نماید. تئوری لاندری به دلیل محور قرار دادن کیفیت های مکان به عنوان قدرت جذابیت یک مکان ازاهمیت خاصی برخوردار است.

2-17-2- ریچارد فلوریدا[4]:

ریچارد فلوریدا در سال ۲۰۰۲ اولین کتاب خود را تحت عنوان creative class  منتشر کرد و پس از آن درسال ۲۰۰۵ کتاب دیگری را برای تکمیل مباحث منتشر ساخت. وی در این کتاب از نخبگان خلاق در جامعه، که جمعی از نیروهای حرفه ای، علمی و هنرمند هستند نام می برد که حضور آنها پویایی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به ویژه در نواحی شهری ایجاد می‌کند. نخبگان خلاّق شامل افراد فعال در حوزه های علوم و مهندسی، معماری وطراحی، آموزش، هنر، موسیقی و تفریح هستند که کارکرد اقتصادی آنها، ایده های جدید، فناوری نوین و محتوای نوآورانه جهان امروز را ایجاد می کنند.

در نتایج حاصل ازپژوهش ریچارد فلوریدا و همکارانش در رابطه با مطالعاتی که بر روی گروه‌های هدف در پترزبورگ انجام شد، اعضای گروه های هدف، بیشترین تاکید را بر امکانات (Amenities) یکپارچه گذاشتند و فرصتهای اقتصادی و سبک زندگی (Life style) را در انتخاب یک مکان، ضرورتا تکمیل کننده همدیگر می دیدند. در حقیقت از بعضی از لحاظ آن ها بر کیفیت تفریحات و محیط بیش از بازار کار در انتخاب مکان برای زندگی تاکید می کردند. اعضای گروه های هدف امکانات را به صورت موارد زیر تعریف می کردند:

  • وجود تعداد زیادی از افراد جوان و فعال
  • دسترسی زیادی به بازه وسیعی از فعالیت های فضای باز
  • فعالیت های موسیقی پرشور یا بازه وسیعی از فرصت های موسیقی زنده
  • وجود بازه وسیعی از تجربیات زندگی شبانه (Night-Life) شامل گزینه متعدد بدون الکل
  • یک محیط سالم وتمیز وجود تعهد برای حفظ منابع طبیعی برای تفریح و لذت
  • وجود سبک زندگی همساز با جوان (Youth-friendly) و حامی تنوع (Diversity)

علاوه بر این، بسیاری فقط می خواستند بدانند که آیا امکانات خاصی در اطراف به معنای علامتی از سرزندگی منطقه وجود دارد یا خیر؟ در حالی که شخصا ممکن بود از آن امکانات استفاده هم ننمایند. اما امکاناتی که مطلوب کارگران خلاق می باشند متفاوت با امکانات سنتی(امکانات مورد نیاز اقتصاد صنعتی) است، اقتصاد صنعتی معمولا تمرکزش بر امکانات فرهنگی (مانند سمفونی، اپرا، تئاتر، باله و …) و مواردی مانند رستوران های زنجیره ای در سطح ملی، مراکز تفریح شبانه (Spots Night)، فضاهای ورزشی بود.

شواهد رو به افزایشی وجود دارند که نشان می دهند با وجودی اینکه امکانات هنوز مهم هستند اما کم‌کم جای خود را به فعالیت‌های غیررسمیتر، باز، همه شمول و مشارکتی می‌دهند. کارگران خلاق بازه وسیعی از این چنین فعالیت‌هایی شامل امکانات و فعالیت های فضای باز (مانند قایق سواری، دوچرخه سواری و صخره نوردی) و سایر فعالیت های مربوط به سبک زندگی (مانند محل های اجرای موسیقی زنده و پرشور، رستوران های فضای باز، سوپر مارکت های ارگانیک، بارهای آبمیوه) می باشد.

کارگران خلاق تفاوت مشخصی بین این گونه فعالیت ها و امکانات مربوط به فعالیت های گران تر و غیر همه شمول مانند سمفونی یا حتی ورزش های حرفه‌ای قائل هستند. دسترسی در انتخاب یکجا امر بسیار مهمی برای کارگران خلاق است. برای آن ها منابعی که امکانات و فعالیت ها به راحتی و به موقع قابل دسترسی به صورت پیاده، با دوچرخه یا بوسیله حمل و نقل عمومی می باشند بر مناطق دیگر ارجحیت دارند. بسیاری از کارگران خلاق جوان تر دارای اتومبیل نمی باشند و ترجیح می دهند در مناطقی زندگی کنند که به آن نیازی هم نداشته باشند. آنها حمل و نقل بوسیله خطوط مترو و یا خطوط ریلی سبک (Light Rail) را به عنوان وسیله ای جهت ارتباط با منطقه ای وسیعتر ترجیح میدهند و وجود آنها بسیار مهم در انتخاب یک مکان برای زندگی و کار می باشد.

کارگران خلاق در صنایع با تکنولوژی بالا معمولا دارای زمینه های قومیتی و نژادی مختلفی هستند و مکان هایی را ترجیح می دهند که این تنوع را بازتاباند. امکانات اقتصادی خلاق (امکانات فضای باز و امکانات مربوط به سبک زندگی) به خودی خود دارای اهمیت نمی باشند. بلکه علائم و شواهدی از یک محیط متنوع، حمایت کننده، همساز با جوانان و جوان پسند (youth-friendly) ارائه می دهند. اعضای گروههای هدف مکان هایی که به راحتی بتوانند با آن ها هماهنگ شوند و ساختار حمایت کننده ای از همکاران و دوستان را به وجود آورند را ترجیح می دهند. ریچارد فلوریدا بر رابطه مثبت بین خلاقیت تکنولوژیکی (با میزان نوآوری در منطقه و صنایع تکنولوژی اندازه گرفته می شود) و خلاقیت فرهنگی با شاخص بوهمین (Bohemian) اندازه گرفته می‌شود که آن نسبت منطقه ای از هنرمندان، موسیقیدان ها و تولیدکنندگان فرهنگی است، صحه می‌گذارد. فلوریدا پیشنهاداتی را برای موفقیت در دوران خلاق ارائه می دهد:

  • استفاده از پتانسیل انسانی هر شخص
  • سرمایه گذاری در « زیرساخت خلاق » و آموزش
  • ایجاد یک جامعه واقعا باز

مطالعات فلوریدا و همکاران نتایج زیر را در برداشت: به نظر می رسد که افراد مستعد و تلنت بیشتر جذب امکانات فرهنگی می‌گردند تا امکانات تفریحی یا اقلیم. البته ذکر این نکته مهم است که اعضای گروه های هدف تمایز مشخصی بین تفریحات فعال و پرشور فضای باز و ورزشهای دارای تماشاچی مانند بیس بال و فوتبال حرفه ای قائل بودند. آن ها مشخصا ابراز داشتند که جذب مکان هایی با سطح بالایی از تفریحات فعال فضای باز می گردند. تلنت بیشترین ارتباط و وابستگی را با شاخص تنوع دراد. افراد مستعد و تحصیلکرده جذب مکان هایی می گردند که از تنوع بالای دموگرافیک برخوردار باشند. دارای سطح بالایی از باز بودن و موانع نسبتا کم برای ورود باشند. در تجزیه و تحلیل بیشتر(بوسیلۀ Path Analysis) بین متغیر های گوناگون، فلوریدا سه نتیجه مشخص از مطالعاتش میگیرد:

  1. تلنت قویا با صنایع های- تکنولوژی ارتباط دارد.
  2. تنوع هم با تلنت و هم با صنایع های-تکنولوژیکی ارتباط دارد.
  3. تاثیرات متغیرهای دیگر، مانند جذابیت و یا میزان امکانات دیگر، ضعیف و منفی می باشند.

رشد استعدادها در جامعه با درآمد متوسط رابطه مستغیم و مثبتی دارد. بنابراین تنوع فقط یک هدف اجتماعی نیست، بلکه مستقیما دارای مزایای اقتصادی نیز می باشد. درآمد همچنین با امکانات فرهنگی، جذابیت و ارزش های متوسط خانوادگی و صنایع تکنولوژیک ارتباط دارد. فلوریدا از بررسی های بیشتر چنین نتیجه می گیرد که تلنت و تکنولوژی بصورت مشترک بر زندگی مناطق خلّاق تاثیر می گذارد.

2-17-3- نظریه جین جاکوبز[5]:

جین جیکوب نیز کتاب های ارزشمندی را از سال 1962 تالیف نموده است. وی در کتاب مرگ و زندگی شهرهای بزرگ امریکا بر این باور است که شهرهای خلاق نیز هماننند سایر شهرها با حضور مردم شکل می گیرند. این بدان معناست که نمی توانند یکسویه و بدون دخالت مردم برنامه ریزی شوند. مکان های خلاق در شهر همانند زندگی انسان ها ، تولد، رشد و بالندگی،فرسودگی دارند و می توانند مجدد رشد نمایند. به عقیده جیکوب خیابان ها یکی از ارگان های حیاتی شهرهای خلاقند. در خیابان ها مردم با یکدیگر روبرو شده و این همان مکانی است که انسان ها با یکدیگر ارتباط برقرار نموده و برخوردهای غیرمنتظره و زندگی کاری در آن به شکلی پویا اتفاق می افتد. این قابلیت خیابان ها به بروز خلاقیت و پویایی اقتصادی کمک می نماید(شیرازی زاده،1391،35).

2-17-4- فرهاد کریمانی:

به نظر وی تحت تاثیر برنامه خلاقيت منطقه اى ؛ برنامه شهرهاى خلاق، در اثر پيوند برخى مسايل اقتصادى و شهرى به وجود آمد. به اين معنا كه در شهر، افراد مختلف با سلائق و تخصص هاى مختلف زندگى مى كنند و هر كدام قابليتهاى متفاوتى دارند. اين افراد در عين حال كه يك مجموعه ناهمگنى را شكل م ىدهند، در درون خودشان اشتراكاتى هم مى توانند داشته باشند. در شهرهاى مختلف جستجو شد كه ببينند هر شهرى بر سر كدام حوزه توافق دارد و عمدتا حول کدام محور است . یا به گفته ی گوشه قابل رقابت شهرها یا همان مزیت نسبی شهر کدام است. مثلا در حوزه گردشگری یا فرهنگ یا سینما و …؟ به این ترتیب با جمع آوری تمام پتانسیل های یک هنر خاص در شهر می توان موتور رشد یک موضوعی را به حرکت در اورید(سعیدی؛1389؛5).

2-17-5- دیدگاه بیژن کلهرنیا:

از نظر بیژن کلهر نیا شهرسازی بستر بروز خلاقیت در شهر را فراهم می کند. امروزه مفاهیم جدید زیادی در حوره مدیریت شهری و شهرسازی ارائه شده اند مفاهیمی مانند چشم انداز، مصلحت عمومی و کارآفرینی که خلاقیت هم یکی از اینهاست که با مفهومی مانند کارآفرینی قرابت معنایی داشته و به آن پهلو می زند. خلاقیت باعث می شود بتوانیم از این بن بست هایی که در شهرسازی دچار ان هستیم رهایی بیابیم(همان).

2-17-6- دیدگاه حامد کامل نیا :

به نقل از حامد کامل نیا در شماره 100 ماهنامه شهر داریها، روند فرایند تولید یک اثر ناب را به سه مرحله احساس، ادراک و خلاقیت تقسیم می کرد. با این اعتقاد در هر یادگیری یک روند خلاقیت وجود دارد. با این منظر، هر پدیده ای را که بتوانیم در یک فضای شهری یا معماری ایجاد کنیم که یک اثر یادگیری روی مردم داشته باشد، می تواند یک اثر خلاقانه باشد.

2-17-7- نظریه بروسویک و گاردنر :

بروسویک اعتقاد دارد که می توان تفکر خلاق را از راه دخیل نمودن تمام افراد ذی نفع در خلق یک اثر پرورش دهیم. هر چقدر که به سمت استفاده از مشارکت بهره وران در تولید یک اثر کالبدی پیش رویم، به این معناست که به توسعه تفکر خلاقانه در یک جامعه بها داده ایم. از نظر بروسویک فرایند توسعه خلاقانه یک فضای شهری وقتی اتفاق می افتد که افرادی که می خواهند از آن استفاده کنند در شکل گیری آن اثر نقش داشته باشند. به این ترتیب چون تفکر جاری و ساری افراد آن اجتماع را در طراحی دخالت می دهیم به نوعی از خلاقیت موجود در آن جامعه هم در این طراحی استفاده می کنیم. هر چند که ممکن است محصول کار چندان خلاقانه به نظر نیاید، این گونه فعالیتهای شهر را به یک کارگاه عمومی تبدیل خواهد کرد. هوارد گرادنر بر این نظر بود که افراد باهوش همان افراد خلاق هستند و اگر بتوانیم در شهرهای خود، فضاهایی برای ارتباط بیشتر مردم با طبیعت ایجاد کنیم، به نوعی به پرورش هوش فیزیکی و در نتیجه تفکر خلاق کمک کرده ایم(شیرازی زاده،1391،36).

2-17-8- نظریه کلیر کوپرمارکوسو :

یکی از نظریه پردازانی است که توجه زیادی به فضاهای باز و بهره برداری مردم از این فضاها دارد. هم چنین او به نیازهای گروههای سنی و جنسی مختلف از جمله زنان، سالمندان و کودکان توجه خاص دارد. او می نویسد: فضاهای بازی کودکان باید حالت ماجراجویی داشته باشند. به این مفهوم که بچه ها درآن بتوانند به طور واقعی حس ارتفاع را با بالا رفتن از یک تپه تجربه کنند. همچنین با آب و حیات وحش در ارتباط باشند.از سوی دیگر وی با توسعه مفهوم مینی پارک و پارک های جیبی اصولی را برای توسعه این پارک ها بیان نمود و از برنامه ریزان شهری خواست که برای ایجاد فضاهای موفق تفریحی فقط به دنبال فضاهای بزرگ نباشند(سعیدی رضوانی،1388؛56).

2-18- تجارب شهر خلاق در جهان و ایران

امروزه ما می توانیم در مورد خلاقیت و شهرهای خلاق مطالب زیادی را بیان کنیم ، اما با نگاهی به گذشته یعنی سال دهه 80 میلادی- هنگامی که این جریان آغاز شد- می بینیم که ایده های بسیاری همچون توجه به مقوله فرهنگ جهان شهرها،هنر، برنامه ریزی فرهنگی، منابع فرهنگی و صنایع فرهنگی مورد بحث واقع شده است. خلاقیت به عنوان یک شاخص بسیار وسیع هنگامی به صورت عمومی مطرح می شود که در حیطه تخصصی خود قرارگیرد و این تخصصی شدن بحث شهر خلاق در اواسط سال 1960اتفاق افتاد.برای مثال نظریه ” ملت خلاق استرالیا” در سال 1992 توسط ” پاول کیتینگ”آغاز شد و به عنوان سیاست فرهنگی کشور خوانده شد. در انگلستان نیز به همین منوال نشریه ای توسط ” کن رابینسون” با ایده اتحاد ملی اموزش و اقتصاد از طرف دولت منتشر شد که عنوان آن “آینده همه ما: خلاقیت، هنر؛اموزش” بوده و خلاقیت را در یک برنامه سیاسی دقیق قرار داده اند. دران هنگام صنایع فرهنگی به صنایع خلاق تبدیل شدند و پس از ان اقتصاد خلاق بر اساس خلاقیت در سال 2002 ارتقای یافت. انتشار نوشته پرفسور ریچارد فلوریدا با عنوان” رشد اقتصاد خلاق جامعه” به این جهش کمک زیادی نمود و از آن هنگام تحقیقات و کنفرانس های سالانه زیادی با موضوع شهر خلاق در سرتاسر جهان برگزار شده است(اکبری مطلق،1392؛34).در منابع مختلف از دره سیلیکن در کالیفرنیا،آستین و سیاتل در آمریکا، بنگلور در هند، و دابلین در ایرلند، به عنوان شرها و مناطقی که طبقه خلاق بر توسعه انها تاثیرگذارده است نام برده می شود. علاوه بر این برخی از شهرها همچون لندن، نیویورک و امستردام ذاتا شهرهای خلاقی هستند ، بدین معنا که ایجاد و توسعه این شهرها بر مبنای افکار و ایده های نو وخلاق پایه ریزی شده است(همان).

ادینبرگ انگلستان نخستین شهری است که در مجموعه شهرهای ادبیات خلاق یونسکو ثبت شده ساست.برنامه شهرهای خلاق را یونسکو با هدف ایجاد شبکه ای به هم پیوسته از شهرهایی که در هفت موضوع ادبیات، سینما،موسیقی،هنرهای مردمی،طراحی شهری،اغذیه و هنرهای رسانه ای فعال و تاثیرگذار هستند اجرا می کند. به گفته این سازمان، این شبکه به توسعه توانایی های اقتصادی و تنوع فرهنگی شهرهای مختلف جهان کمک می کند. تاکنون برلین آلمان و بوینس آیرس آرژانتین به عنوان شهرهای خلاق در زمنینه طراحی، سانتافو مکزیک و آسوان مصر شهرهای هنرهای مردمی(فولکلور) و پویایان کلمبیا به عنوان شهر اغذیه در فهرست شهرهای خلاق یونسکو ثبت شده اند(WWW. opiranian.com).

آمستردام نیز شهر شهری است که به عنوان شهر خلاق و دانش محور کاملا مناسب به نظر می رسد و شایسته دریافت این عنوان بوده است. این شهر محیط خوبی را برای رشد کنونی بخش های اقتصادی فراهم کرده است. رویکرد سیاسی دولت محلی در امستردام، و دیگر شهرهای بزرگ اروپا متمرکز مشارکت همه اقشار اجتماعی می باشد و هدف ایشان تهیه امکانات پایه زندگی و تامین حداقل رفاه برای عموم شهروندان می باشد. پس می توان گفت یکی دلائل توجه به این رویکرد ایجاد مشاغل و مسکن پایدار و مناسب برای اقشار ضعیف اجتماع بوده است(Musturd,2001,45).

در جستجوی سابقه شهرهای کشورمان، اسنادی مربوط به کمیسیون ملی یونسکو به استانداری فارس را می توان مشاهده نمود که دران درخواشت شده مقدمات معرفی شیراز به سازمان علمی ، اموزشی و فرهنگی سازمان ملل یونسکو فراهم شود. در صورت عملی شدن این موضوع شیراز نخستین شهر ایران در مجموعه شهرهای خلاق یونسکو می شود(رفیعیان،1391؛13). پیش از این شهر ادینبورگ اسکاتلند توانسته بود این عنوان را کسب کند، برای حفظ نام شیراز در بخش ادبیات شهرهای خلاق یونسکو لازم است ضوابط ویژه ای مانند امکان برگزاری برنامه های هنری و جشنواره های ادبی، انتشارات فعال، واحدهای ادبیات در دانشگاه، کتابخانه، و فروشکاههای مهم کتاب برپا شود(همان).در تلاش برای رسیدن به شرایط شهر خلاق تهران به عنوان دومین شهر دارای شرایط مناسب در ایران مطرح می گردد. مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران خلاقیت و نوآوری را در فضای شهر تهران باعث توسعه و موفقیت پایتخت میداند. طبق معیاهای سازمان جهانی یونسکو شهری خلاق است که از نوآوریها و توانمندیهای شهروندان در توسعه پایدار شهری استفاده کند و تفکر خلاق شهروندان نظام بخش مدیریت شهری باشد. با تقسیم خلاقیت در پنج مقیاس بین المللی،ملی، بخشی،منطقه ای و محلی باید خاطر نشان کرد که زیرساختهای مناسب حهت فراهم شدن توسعه پایدار شهری،وجود زیرساختهای فرهنگی و اقتصادی و حکمروایی خلاقانه است که تهران را به استانداردهای شهر خلاق رساند، باید توجه داشت که عامل کلیدی در رسیدن به این هدف توجه به نقش افراد خلاق و نواور در رونق و توسعه شهر تهران است (اکبری مطلق،1392؛38).

جدول 2-4- شبکه ي شهرهاي خلاق (ماخذ:یونسکوبه نقل از آصف،1387؛43)

در این بخش با توجه به تبیین مفهوم نظری و پایه های تئوریک و ویژگیهای مناطق خلاق در بند قبلی ، به تحلیل برخی از تجارب جهانی خلاق می پردایم:

2-18-1-تورنتو:

امروزه شهرهایی همچون تورنتو که جزء شهرهای جهانی محسوب می شود اقداماتی را برای رسیدن به شهر خلاق آغاز کرده اند. هم اکنون شهر جهانی تورنتو برنامه ای راهبردی در 14 گام برای خود تهیه کرده که از سال 2006 در حال اجراست(شورت و یونگ،1389 : 185).

شهر پيشين تورنتو و بسياري از شهرداري هاي نواحي، به مدتي طولاني و با رويكردها، راهبردها، ابزار و برنامه هاي متنوعي، در توسعه فرهنگي دخيل بودند. در فوريه سال2000 ، پس ازيكپارچه شدن اين نواحى در قالب كلانشهر تورنتو، شوراي شهر،هدايت بخش فرهنگي جديد را براي تهيه طرحي فرهنگي براى كمك به توسعه فرهنگي شهر در 10 سال آينده بر عهده گرفت. اين شورا دو هدف اصلي براي طرح فرهنگي در نظر گرفت: تعريف جايگاهي براي تورنتو به عنوان پايتخت فرهنگي بين المللي و تعريف نقش فرهنگ در مركز توسعه اقتصادي و اجتماعي شهر در آوريل سال 2001 ، سند كاري اوليه اي با عنوان “شهر خلاق” به عنوان چارچوبي براي بحث و بررسي به شوراي شهر تسليم شد كه در آن به نياز تورنتو براي استفاده از هنر، فرهنگ، و دارايي هاي ميراثي به منظور قرارگيري در جايگاه شهري خلاق كه مي تواند پايتخت فرهنگي بين المللي باشد، پرداخته بود. اين سند با دوره اي از مشاوره جامعه محلي همراه شد. در نوامبر سال 2002 ، شورا طرح رسمي 30 ساله ديگري تنظيم كرد كه مطابق با اهداف آن هنر، فرهنگ و ميراث براي جذب و حفظ تازه واردان تحصيلكرده و فعال به شهر كمك كرده و اقتصاد اين شهر را به يكي از قويترين ها در دنيا بدل م يكرد. ايده اين طرح تبديل هنر، فرهنگ و ميراث به قلب و روح آينده تورنتو بود(فرزین پاک،1391؛80)

2-18-1-1-ابزار برنامه ریزی پشتیبانی برای شهر خلاق در تورنتو:

• توسعه یک ابزار برنامه ریزی فرهنگی و روش برای تورنتو از جمله نقشه برداری منابع فرهنگی، حکومت و تعامل جامعه
• توسعه مناطق بهبود فرهنگی برای تشویق خوشه کسب و کار فرهنگی مکمل
• توسعه حوزه های فرهنگی در عرصه عمومی بلافاصله اطراف امکانات عمده فرهنگ تورنتو
• جشن خلاقیت های راه اندازی آثار مهم هنر عمومی بهره وری و رشد – تورنتو خلاق
• تاسیس سیاست ها و رویه شهرستان برای جذب و تسهیل سرمایه گذاری و ایجاد شغل
• گسترش و ایجاد مراکز تعالی در سراسر شهر خلاقیت و نوآوری
• پشتیبانی از ساخت مراکز همگرایی خلاق
• توسعه استراتژی برای تقویت خلاق تورنتو و لوازم طراحی
• سرمایه گذاری در صنایع خلاق و زیرساخت های فرهنگی به ایجاد شغل پرورش و تولید ثروت
• توسعه ابزار برای جذب و حفظ دارایی های فرهنگی و بهتوسعه پتانسیل تجاری خود
فرصت های اقتصادی و ورود به مطالعه – یکی تورنتو
• حداکثر رساندن پتانسیل نیروی کار تورنتو
• افزایش نظارت، کارآموزی و کارآموزی فرصت ها برای جوانان ورود و نامزدی
• ترویج تعامل فرهنگی از طریق توسعه مراکز فرهنگی جامعه
• تعامل جوانان از طریق توسعه یک جوانان گذرنامه به ارائه میزان کاهش می یابد و یا بلیط رایگان برای جوانان به تئاتر، رقص، موزه ها، جشنواره های فیلم و دیگر را ticketed رویدادهای فرهنگی

2-18-1-2-سیاست های اصلی، راهبردهای طرح، طرح، گسترش فرهنگ گزارش برای شهر خلاق (2003):
• برنامه عمل 10 ساله برای هدایت در شهرستان توسعه فرهنگی
• اثرات در تمام حوزه های – گره خورده است به اجتماعی بزرگتر، برنامه های اقتصادی و زیست محیطی در شهرستان
• تاکید قوی بر استفاده از هنر، فرهنگ تورنتو و دارایی های میراث به موقعیت شهرستان به عنوان پایتخت فرهنگی جهانی
• 2005 گزارش پیشرفت طرح نشان داد در مسیر برای افزایش سرمایه گذاری، حوادث بیشتر، ایجاد شغل، گسترش حضور و غیاب و تولید ناخالص داخلی در حال رشد
• پیشرفت شده است به طور قابل توجهی در سال 2007 با توجه به متوقف وضعیت مالی شهرستان است
تصور کنید که یک تورنتو … استراتژی برای یک شهر خلاق (2006)
• این ابتکار عمده در ماه جولای سال 2006 کامل مجموعه از یکئچشم انداز جامع و مجموعه ای از توصیه
• سرمایه گذاری مشترک با لندن، انگلستان، پروژه محل بیش از 2 سال و جو در زمان و شامل گسترده
برنامه های تحقیقاتی
• تمرکز بر استفاده از تحقیق و گفتگو در سراسر بود دو شهرستانها، به علاوه بررسی بین المللی بهترین
شیوه، به منظور افزایش رشد هنر و خلاق صنایع، از جمله فیلم و تلویزیون، کتاب و مجلات، رسانه های دیجیتال تعاملی، و طراحی و معماری
• توصیه تحت چهار تم تعیین شد: مردم، شرکت، فضا، قابلیت اتصال ساخت لینک: طراحی پیشبرد عنوان وسیله ای برای نوآوری و توسعه اقتصادی (2006)
• گزارش اصلی توسط تحقیقات اقتصادی و کسب و کار بخش اطلاعات در شهر تورنتو
• این نکته را که نوآوری موفق و تجاری است به همان اندازه در طراحی خوب به عنوان بر اساس کشف علمی
• تورنتو دارای بخش طراحی به خصوص قوی در از نظر اندازه و تخصص اما این ظرفیت طراحی شده است
به عنوان موثر به عنوان آن می تواند توسط مشتریان محلی در محدوده مورد استفاده صنایع
• توصیه برای رسیدگی به این شکاف استفاده می ارائه شده به کسب و کار، دولت و صنعت طراحی طرح راهبردی برای مبتنی بر صنعت Screen تورنتو (2007)
• دولت باید طراحی و سیاست ها و برنامه چین برای حمایت از نگهداری از تورنتو به عنوان صفحه نمایش کانادا
• تورنتو باید در تبدیل شدن به کانون انگلیسی زبان مهمترین مرکز جهان از فیلم و رسانه های دیجیتال تعالی
• در شهر باید نسبت به جذب بالا پایان فیلم کار می کنند وتولیدات تلویزیونی و سرمایه گذاری
• شهر باید ادامه به نوآوری و در اکسل ویژه اثرات، اثرات بصری، توسعه نرم افزار های تخصصی
و کار صدا

2-18-2- ونکوور:

شهر ونكورو به حمايت ديرهنگام خود از فرهنگ، به عنوان يكي از عناصر مهم توسعه شهري، معروف است. متعهد بودن شهر به برنامه ريزي فرهنگي به دهه 1960 باز مي گردد كه در قالب برنامه ريزي در زمينه اجتماعي انجام شد و به عنوان فلسفه اصلي براي تلاش ها در زمينه توسعه فرهنگي آن باقي ماند.ونكوور طرح ها و سياست هاي فرهنگي گسترده اي دارد كه شورايي( كه اهداف فرهنگي را تصويب ميكند)آن را هدايت مي كند. اين اهداف عبارتند از: تضمين آينده شهر در قالب شهري خلاق، باز و قابل دستيابي براي هنرمندان، براي طيف گسترده تري از موضوعات فرهنگي و براي گسترده ترین مشارکت مردم(فرزین پاک،1391؛80). در گزارش “به سوي شهر خلاق” ونكوور كه در سال 1993 تهيه شده است، چشم انداز زير مطرح است:

شهر خلاق جايي است كه احترام هنر، به دليل اهميت زيبايي شناختي آن و تواناييش براي پرورش قوه ادراك و ارتباطات است؛ جايي كه تنوع فرهنگي غنيمت شمرده شده و بيان خلاقيت به هر شكلي مورد تشويق قرار م يگيرد، افراد مي توانند در زندگي روزمره خود از فعاليت هاي خلاق بهره ببرند، هنرها به عنوان يكي از ضرورت هاي آموزشي مطرح هستند و خلاقيت به عنوان مهارتي قيمتى در عصر اطلاعات شناخته مي شودو هنرها نه تنها به دليل نقش مهمشان در اقتصاد بلكه به دليل منافع روحي، عقلاني و اجتماعي خود با ارزش محسوب مي شوند”

اين نگرش به شهر خلاق در ونكوور، به عامل تسريع كننده بروز ابتكارهاي هنري در اين شهر در اوايل دهه نود

و طنيني در فرايندهاي برنامه ريزي شهري در ونكوورمبدل شد. به طور مشابه شوراي كلانشهر تورنتو نيز در اواسط دهه 1990 سندي منتشر ساخت كه ديدگاهي كلي نگر به شهر خلاق داشت. اسناد مهم فرهنگي امروز اين دو شهر در خصوص شهر خلاق، برگرفته از اين پيشينه است. بسياري شهرهاي ديگر از جمله اوتاوا و هاليفاكس نيز در حال كار روي اين موضوع هستند(داکسبری،1391؛79).

2-18-3- سئول شهر خلاق طراحی:

يونسكو امتياز بسيار بالايي به ميراث فرهنگي غني، خلاقيت بالقوه و سياست هاي متنوع حمايت كننده از توسعه شهري از طريق طراحي را به شهر سئول اعطا كرد. شهردار سئول اُ سِ هون گفت: انتخاب سئول به عنوان شهر خلاق يونسكو براي طراحي، نشان دهنده ارزيابي و حمايت بين المللي براي اجراي طراحي سئول است(http://www.koreatimes.co).

هم اكنون سئول مي تواند ضمن استفاده از آرم يونسكو، اين سازمان را در پروژه هاي مرتبط همراهي كرده و برنامه ها و اطلاعات فرهنگي را با ديگر شهرهاي خلاق به اشتراك گذارد. شهرداري اين شهر ضمن امضاي تفاهم نامه اي با كميسيون ملي كره از طرف يونسكو، امسال همايش بي نالمللي شبكه شهرهاي خلاق را برگزار مي كند. شبكه شهر خلاق يونسكو در سال 2004 براى ارتقاي توسعه اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در شهرهاي جهان آغاز به كار كرده است كه مبناي كار آن ميراث فرهنگي و خلاقيت هاي هر شهر مى باشد. شهرهاي عضو، ضمن ارتقاي چشم انداز خلاق محلي خود، به مأموريت يونسكو براي ايجاد تنوع فرهنگي كمك مي كنند. اعضاي شبكه شهرهاي خلاق يونسكو به هفت رشته مختلف طراحي، ادبيات، موسيقي، فيلم، صنايع دستي وهنرهاي قومي، هنرهاي رسانه اي و هنر آشپزي دسته بندي شده اند. ديگر شهرهاي عضو اين شبكه در زمينه طراحي عبارتند از: برلين، بوينس آيرس، كوبه، مونترال، ناگويا، شنزن و شانگهاي(تاج بخش،1391: 85).

.

2-8-4- شانگهاى شهر طرح و پروژه:

شانگهاى در شرق چين پس از لندن، دومين شهر جذاب جهان شناخته شده است. بسيارى از بازرگانان جهان به لندن علاقه زيادى دارند و به همين دليل اين شهر رتبه نخست جذاب ترين شهر جهان را به دست آورده است. نزديك به 42 درصد از افراد مورد نظرسنجى، شانگهاى را يك شهر مدرن با اقتصادى پيشرفته و رو به توسعه دانسته اند. زبان مردم اين منطقه بيشتر تركى است و دين اكثريت آنها مسلمان سنى است. از نكات جالب اين شهر در حال حاضر منطقه شانگهاى اكسپو 2010 است كه مربوط به نمايشگاه بين المللى در سال 2010 مى باشد(خسروی،1391: 114)

شهر شانگهاى به دليل ارائه ابداعات و خلاقيت هاى فراوان در اكسپو 2010 ، توانست از سازمان يونسكو، عنوان را بگيرد و نام خود را در ليست ( شهر طرح و پروژه ) شهرهاى خلاق جهان ثبت كند. اكسپوى 2010 در واقع به عنوان سكوى پرتابى براى چين عمل كرد و سبب شد تا اين كشور، ابداعات و اختراعات جديد خود را به تماشاى جهانيان گذارد.شانگهاى قصد دارد تا با ارائه طرح هاى جديد و توسعه صنايع خلاق، به خلاقترين شهر منطقه آسيا و اقيانوسيه تبديل شود و اميدوار است به حدى در اين زمينه پيشرفت كند كه بتواند برند ساخت شانگهاى را به برند(ابداع در شانگهای) تغییر بدهد(همان).

2-18-5- بارسلونا:

در بارسلونا، تعدادی از عناصر کلیدی وجود دارد که این شهر را به عنوان یک مرکز عمده‌ی خلاق نمایان کرده است. بارسلونا به عنوان یکی از بزرگترین اجتماعات دانشگاهی در اروپا، میزبان بسیاری از مراکز تحقیق و توسعه (R&D) و فناوری و یک شبکه‌ی پارک علم و فناوری است که جایگاه شرکت‌هایی بوده که بر روی فناوری و گستره‌های مهندسی کار می‌کنند. در این شهر، زیرساخت‌های ارتباط از راه دور از کیفیت بسیار بالایی برخودار است. سرمایه‌ی انسانی نخبه و با شایستگی بالا جذب شهر گردیده و به دلیل بالا بودن استانداردهای زندگی که ارائه می‌دهد، در آن شهر پایدار ساکن می‌شوند. شرکت‌های منطقه‌ای که بر روی صنایع فناورانه‌ی بالا و متوسط رو به بالا، کار می‌کنند و نیز آن صنایعی که خدمات دانایی محور ارائه می‌دهند، 55/28 درصد از کل کشور اسپانیا را به خود اختصاص داده است. بارسلونا و ناحیه‌ی شهری آن، سازندگان تجهیزات الکترونیک و دفاتر شرکت‌های برجسته‌ای که نقش مهمی را در توسعه و به کارگیری ICT در اسپانیا بازی می‌کنند را به خود جلب کرده است. شهر، مانند الگویی در اسپانیا است. زیرا از ناحیه‌ی 22@Barcelona که ناحیه‌ی تعالی فناوری و نوآوری است تا شبکه‌ی گسترده شرکت-های خدماتی برجسته که ریشه در مقوله‌‌ی کارآفرینی و سابقه‌ی طولانی در آموزش و کسب و کار در ارتباطات راه دور دارند، در این شهر خودنمایی می‌کنند. بارسلونا، دانشگاه‌های پر اعتبار، مراکز پژوهشی با جدیدترین تکنولوژی‌ها، آزمایشگاه‌های تحقیق و توسعه (R&D) و نهادهای میانجی که مشوق توسعه‌ی پروژه‌های فناوری جهت جذب پروژه-های پیشاهنگ جدید در صنعت دیجیتال از طریق انتقال دانایی هستند را در خود جا داده است. این شهر، به خوبی از اهداف اولین طرح راهبردی کسب و کار شهری برآمده است و هم اکنون طرح دوم را توسعه داده است. به صورت ویژه، مواردی که مدّنظر قرار گرفته‌اند شامل

  • آموزش، تربیت و آماده سازی سرمایه‌ی انسانی؛ پیوند میان پژوهش و مراکز آموزشی و بخش‌های تولیدی
  • جهانی سازی رقابت و نوآوری
  • کاربرد فزاینده‌ی طراحی راهبردی کلان شهرهای پویا با ویژگی سیستم‌های همکاری میان بخش خصوصی – دولتی، رهبری و دولت محلی
  • تمرکز بر راهبردهای وابسته به خلاقیت
    مفهوم شهر خلاق از ویژگی برجسته‌ی این شهر در گزینش‌های راهبردی آن است. شهر دانایی بارسلونا یک ”برند“ پر انعکاس است و آشکار است که مسئولین شهر و شهروندان به آن می‌بالند(شیرازی زاده،1391).

2-8-6- جمع بندی و نتیجه گیری:

شهر خلاق از جمله مباحث جدید در حوزه مطالعات شهری است که در رسیدن به جامعه و توسعه دانایی محور همواره مورد تاکید قرار گرفته است. بیشتر ادبیاتی که در زمینه های شهرهای خلاق و نوآور به نکارش درآمده اند، علاوه بر نقش خلاقیت در رشد و شکل دهی شهر ، به این نکته نیز تاکید دارند که با حذف محدودیت ها و موانع (فیزیکی،اجتماعی و فرهنگی و…) از شهرها، خلاقیت تبدیل به نیروی محرکه رشد و توسعه شهرها، مناطق و ملت ها خواهد شد. در فصل حاضر در رابطه با خلاقیت و فضاهای شهری و شبکه شهرهای خلاق مبانی و مفاهیم مربوطه ارائه شد با پشتوانه نظری تبیین شده می توان گفت شهرها بستری برای فضاهای خلاق هستند و برای همه شهروندان باعث بروز زمینه های خلاقیت شهروندی و تفکر می شود که بر اساس اصول فعالیتهای همه شمول و مشارکتی نظیر رویدادهای موسیقی، رستورانها،نمایشگاههای هنری، فرهنگ و دانشگاهها ،آموزش دهنده بودن و خلاق بودن مبلمان شهری و کاربریهای اطراف هر فضا، برنامه ریزی و طراحی شده باشد. به عبارتی پدیده های مشارکتی و اموزش دهنده در جهت ایجاد اثر یادگیری روی مردم و بروز اثر خلاقانه بر روی آنها دارند و فرصت بروز تفکر خلاقانه را نیز به آنها می دهند.

  1. – استاد ممتاز جغرافیای شهری دانشگاه لوس آنجلس
  2. Creative city
  3. Charles Landry
  4. Richard Florida
  5. Jean Jacobs

کلیدواژه : شهر خلاق
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها