سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

معرفی روش‎های رتبه بندی و سطح بندی منطقه ای و شهری

معرفی روش‎های رتبه بندی و سطح بندي١

  • روش جمعيت به عنوان شاخص مرکزيت

  • روش ميزان‎سنج نهادي گاتمن

  • تحليل اسكالوگرام

  • روش تحليل عاملي

روش های بسیاری وجود دارند که می توان از آنها برای رتبه بندی و سطح بندی روستاها و تعیین محدوده مکان‌های مرکزی استفاده کرد. دامنه پیچیدگی آنها، از روش های پیچیده کامپیوتری تا روش های نسبتا ساده‌ای که نیازمند مقدار محدودی عملیات ریاضیست، متغیر است. از جمله کاربردي‌ترين اين روش‎ها مي‏توان به روش آماري نزديک‎ترين مجاورت به عنوان راهنمايي براي ‎مکانيابي خدمات، مدل ويژگي، روش کارکردي، روش جمعيت به عنوان شاخص مرکزيت، روش تجزيه و تحليل متغيرها، روش تحلیل عاملی، روش گاتمن، روش اسکالوگرام و روش شاخص مرکزیت وزنی اشاره نمود.

شاید نیازی به بحث درباره روش هایی مانند تحلیل اجزای اصلی، تحلیل تبعیض و یا زنجیره های مارکوف و غیره نباشد. با این وجود، این روش ها و سایر روش های مشابه فوق الذکر، ابزار عادی برنامه ریزان و محققان این رشته هستند. در حقیقت، این روش ها بارها به طور موفقیت آمیزی در رتبه بندی و سطح بندی مکانهای مرکزی، مورد استفاده قرار گرفته‎اند. اما آمار و داده های لازم برای استفاده روشهای پیچیده ریاضی، غالبا در کشورهای در حال توسعه موجود نیست و یا اگر هم موجود باشد، قابل اعتماد بودن آنها زیر سوال است.٢ بنابراین، بررسی تکنیک های مختلف، محدود به روش های کاربردی تری خواهد بود که با توجه به فرصت زمانی محدود مطالعه معمولا بدون استفاده از کار میدانی اضافی می تواند انجام گیرد. به منظور انتخاب روش مناسب و کاربردی در رتبه بندی آبادی های استان ابتدا به مرور و بررسی برخی از روش های متداول پرداخته و پس آن روش مناسب اختیار شده است.

  • روش جمعيت به عنوان شاخص مرکزيت

نقشي که يک نقطه به خصوص در رابطه با ديگر نقاط به‎عنوان مرکز خدمات، تسهيلات، کالاها و روابط متقابل اجتماعي اجرا مي‎کند در اصطلاح « مرکزيت» و آنچه اين مرکزيت را مشخص مي‎کند « شاخص مرکزيت» خوانده مي‎شود. مرکزيت و در پي آن رتبه سلسله‎ مراتبي يک سکونتگاه مشخص در يک منطقه تابعي از توسعه نهادي آن است. ساده‎ترين روش اين است که جمعيت به ‎عنوان شاخص در نظر گرفته شود. با اين فرض که حجم آن با توسعه نهادي همبستگي نزديک داشته باشد. در اين روش پس از تعيين جمعيت هر سکونتگاه در ناحيه مورد مطالعه اين سکونتگاه‎ها را مي‎توان طبقه‎بندي کرد. ١

بنابراين برطبق اين روش، جمعيت سکونتگاه تعيين‎کننده اهميت نسبي آن سکونتگاه به‎حساب مي‎آيد. يعني يک روستا با جمعيت 5000 نفر داراي شانس بيشتري به‎عنوان محل احداث يک موسسه خدماتي است. در اين روش مقدار يا اندازه جمعيت منعکس‎کننده ميزان نقش و کارکرد روستا در جوابگويي به سطح ارتباط‎هاي خدمات رفاهي است. ٢

اولين و مهم‌ترين حسن اين روش سهولت کاربرد آن است. چون با داشتن اندازه جمعيت روستاها، مي‎توان آن‎ها را به ترتيب تقدم مشخص و محل احداث تاسيسات و اولويت اجرايي آن‎ها را معين نمود. گرچه اين روش محاسني دارد، اما معايب آن بيشتر است، زيرا استفاده از شاخص جمعيت نمي‎تواند عادلانه باشد. چون دو منطقه با جمعيتي مشابه ممکن است اهميت کارکردي برابر نداشته باشند و يا با افزايش و يا کاهش تنها چند نفر رتبه سکونتگاه تغيير مي‎يابد.

  • روش ميزان‎سنج نهادي گاتمن

گرچه تجزیه و تحلیل مورفولوژیکی و اندازه جمعیت برخی از اطلاعات مفید را درباره نظام سکونتگاهی منطقه فراهم می نماید، اما آنها نمی توانند شناختی از ویژگیهای کارکردی مناطق را فراهم سازند و یا توصیف رضایتبخشی از سلسله مراتب سکونتگاه های منطقه فراهم آورند. برای تعیین حدود کارکردی نقاط روستایی یا حوزه نفوذ خدماتی مراکز روستایی می توان از روش گاتمن استفاده کرد. این روش بر اساس وجود و عدم وجود موسساتي که خدمات و فعاليت‎هاي اقتصادي و اجتماعي را تامين مي‎کنند، به‎عنوان ضابطه‌اي براي تشکيل سلسه مراتب، تعریف مي شود.٣

در مقياس گاتمن شيوه تحليل ويژگي‌هاي زيربنايي، شاخص‌هاي ويژه‌اي دارد. در تحليل منطقه‌اي، شاخص‌ها عبارتند از: كاركردهاي خدماتي، تسهيلات، زيرساخت‌ها و فعاليت‌هاي اقتصادي كه در نظام فضايي به سكونتگاه‌ها (نقاط) مركزيت مي‌بخشند.

براي ساختن مقياس، شاخص‌ها بايد يكسان شوند، به اين معني كه بايد به يك وزن درآيند. مقياس بايد از شاخص‌هاي ترتيبي كه مي‌تواند به دو مقوله “آري” يا “خير”، تقسيم شود، استفاده نمايد. علاوه برآن، مقياس، مي‌تواند تجميع شده باشد، بدين نحو كه شاخص‌ها مي‌‌توانند بوسيله درجه پيچيدگي‌شان مرتب شوند. به اين معني كه هر شاخص رتبه بالاتر، مي‌تواند داراي كاركردهاي رتبه پايين باشد. مثلاً در يك مقياس كاملاً سلسله مراتبي از سكونتگاه‌ها، انتظار مي‌رود هر سكونتگاهِ بالاتر، همه كاركردهاي مكان‌هاي رتبه پايين‌تر (پيچيدگي كاركردي كمتر) را در برگيرد، اما انتظار نمي‌رود كه آن سكونتگاه‌ پايين تر همه كاركردهاي مكان‌هاي رتبه بالا را در برگيرد. هر انحرافي از الگوي مورد انتظار ممكن است “خطا” محسوب شود. زمانيكه كاركردها در سكونتگاه‌ها با رتبه بالا قرار نگرفته‌اند و در سكونتگاه رتبه پايين‌تر يافت شوند يا اينكه كاركردهايي كه در سطوح پايين‌تر ديده مي‌شوند، در سطوح بالاتر ديده نشوند، مي‌تواند خطايي آماري تلقي شوند. براي تبيين مناسب‌تر، دلايل چنين امري نياز به، بررسي بيشتر دارد. سنجه‌هاي آماري با توجه به تحليل خطاها، همچنين مي‌تواند به تشخيص اعتبار مقياس كمك كند. ضريب مقياس، يك بعدي و يا تجمعي بودن مقياس را تعيين مي‌‌كند.١

به وضوح، چند منطقه وجود دارند كه سكونتگاه‌هاي آنها در مقياس كاملاً سلسله مراتبي مرتب شده‌اند. به دليل فاصله و عوامل ديگر، معمولاً كاركردهاي “حاضر غيرقابل انتظار” و ” غائب غيرقابل انتظار” در سلسله مراتب سكونتگاه وجود دارند. در هر دو مورد، براي تعيين و روشن نمودن اثرات حضور و عدم حضور كاركردها در جوامع خاص، بر ايجاد مشكل و يا ايجاد فرصت‌ سرمايه‌گذاري، بايد شيوه‌هاي ديگري از تجزيه و تحليل مورد استفاده قرار گيرد.

مقياس گاتمن، روش نسبتاً ساده‌اي براي بررسي هم پيچيدگي كاركردي سكونتگاه‌ها و هم توزيع كاركردها در ميان سكونتگاه‌هاي روستایی استان است، اما همانند ديگر روش‌هاي تجزيه و تحليل توصيف شده در اين مبحث، فقط تخمين‌هاي تقريبي را كه بايد به طور متقاطع كنترل شود و از طريق شيوه‌هاي ديگر بيشتر تحليل شود، فراهم مي‌نمايد. با فرض اينكه سطح توسعه يك سكونتگاه در تعداد و تنوع كاركردهاي موجود آن انعكاس مي‌يابد، سطوح مرتبط توسعه و سلسله مراتب سكونتگاه‌هاي يك منطقه را مي‌توان از طريق ترتيب امتياز مقياس گاتمن، تعيين نمود.

از مقياس گاتمن در تركيب با تحليل‌هاي ديگر می توان، براي گروهبندي سكونتگاه‌ها طبق سطوح متفاوت سلسله مراتب يا شاخص‌هاي توسعه و نيز ارايه تصويري از سطوح نسبي توسعه يك منطقه از طريق رسم امتياز مقياس هر مكان بر روي نقشه، استفاده نمود.

مهم‌ترين بعد تحليل مقياس، توانمند ساختن برنامه‌ريزان و تحليل گران سياستگذاري در پردازش اطلاعات كيفي و فراوان مرتبط با توسعه در زماني كه اطلاعات كمي در دسترس نبوده و يا به سرعت و با صرفه اقتصادي قابل جمع‌‌آوري نيستند، مي‌باشند. اين كار همچنين براي موقعيت‌هايي كه در آنها تحليل‌هاي بسيار تخصصي آماري نمي‌تواند به طور مناسب مورد استفاده قرار گيرد، مفيد است. روش‌شناسي‌هاي مقياس، تفاوت‌هاي مشروح كيفي ميان واحدهاي تحليل، مانند سكونتگاه‌ها، ناحيه‌هاي اداري، حوزه‌ها يا مناطق را متمايز مي‌كند. اما آنها همچنين فراتر از ظرفيت تفكيك‌هاي آماري چون تحليل عوامل كه واريانس‌هاي كمي يا تفاوت‌هاي ميان موارد را مي‌سنجد، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مقياس‌ها مي‌توانند تفاوت‌هاي كمي ويژه ميان سكونتگاه‌ها و ترتيب تجمعي برخورداري‌ها و ويژگي‌هاي آنها را نشان دهند.١

تحليل مقياس(گاتمن) را مي‌توان به دو شيوه و با استفاده از برنامه‌هاي آماري كامپيوتري با روش فهرست انجام داد. پس از اين که اطلاعات روستاهاي استان جمع‌اوري شدند شاخص‌ها يا كاركردها، همانطور كه برخورداري يا عدم برخورداري را نشان مي‌دهند، از طريق روش گاتمن درجه‌بندي و كدگذاري مي‌شوند. يك برنامه كامپيوتري، روستاها را براساس درجات حداقل و حداكثر برخورداري از كاركردها، مرتب مي‌نمايد. نقاط روستايي براساس سلسله مراتبي از پيچيدگي كاركردي مرتب مي شوند و براساس نمرات مقياس به رتبه‌هاي مقياس، گروه‌بندي مي‌شوند.

اين روش از عامل تعداد جمعيت نيز در موارد مشابه براي دادن امتياز نهايي به هر سکونتگاه بهره مي‎گيرد. روش بنا کردن اين ميزان‎سنج به‎گونه‎اي است که با تکميل تمامي مراحل آن، سلسله‎‎مراتب اسکاني به همراه سلسله‎مراتب موسسات،آماده مي‎شود. تفسير اطلاعات اين ميزان‎سنج به ترتيب زير است: ٢

الف) سکونتگاه‎هاي سطح پايين‎تر، تقاضاي بيشتري براي موسساتي که در رتبه‎بندي نمره بالاتري مي‎گيرند دارد.

ب) موسساتي که رتبه بالاتري دارند در فواصل نزديک‎تر مورد نياز مردم مي‎باشند.

ج) موسساتي که رتبه پايين‎تر مي‎گيرند، آن‎هايي هستند که به‎ندرت مورد نياز هستند. بنابراين مي‎توان آنها را در فواصل دورتر مستقر نمود.

نحوه تهيه ماتريس اين روش، بدين صورت است که در سطرهاي ماتريس مذکور اسامي روستاها و در ستون‎هاي آن‎ خدمات موجود در سطح منطقه به تفکيک نوع سرويسي که ارايه مي‎کند گذاشته مي‎شود، تا جايگاه رقم مربوط به تعداد خدمات موجود در هر روستا (‎در نهايت چهار نوع اطلاعات) به دست آيد. در اين بررسي سلسله‎مراتب خدمات سکونتگاه‎ها به شرح زير انجام مي‎پذيرد:

الف) جمع انواع: تعداد روستاهاي دارنده يک نوع خدمت

ب) جمع واحدها: تعداد کل يک نوع خدمت در سطح منطقه

ج) جمع انواع امکانات: مجموع خدمات مختلف موجود در يک روستا (بدون در نظر گرفتن تعداد هريک)

و) مجموع امکانات: مجموع کل خدمات مختلف موجود در يک روستا

براساس اطلاعات رديف اول و دوم، رتبه‎بندي خدمات صورت مي‎گيرد و بر‎مبناي دو نوع بعدي روستاها درجه‎بندي مي‎شوند.

همانگونه که گفته شد آندسته از خدماتي که به تعداد زيادتر در سطح منطقه وجود دارند رتبه بالاتري را کسب مي‎کند و روستاها نيز به ترتيب دارا بودن خدمات بيشتر رتبه‎بندي مي‎شوند. مي‎توان گفت، اين روش تصوير روشني از وضع موجود را اريه مي‎دهد، ليکن معايبي از جمله عدم توجه به زمان و آينده‎نگري، تکيه بر وضع موجود، يکسان فرض کردن ميزان و اهميت سرويس دهندگي خدمات گوناگون و در نتيجه بي‎توجهي به ابعاد کيفي آ نها، بر آن مترتب است.

از تحليل‌هاي مقياس مي‌توان به عنوان جانشيني براي تحليل كمي استفاده نمود، اما به صورت مطلوب به عنوان مكمل در تحليل هاي كمي و بالعكس براي سنجش توسعه استفاده مي شود. قدرت تحليل كمي بستگي به سنجش قابليت متغيرها و همبستگي بين آنها دارد و براي تعيين ترتيب و وابستگي هاي چندگانه عوامل توسعه كافي نيست. قوت و ضعف‌هاي تحليل اسكالوگرام در نقطه مقابل قرار دارد.

تحليل اسكالوگرام، قادر است مركزيت سكونتگاهها را با فرض اينكه شاخص مركزيت، ميزان توانايي در تهيه و عرضه كالا و خدمات براي مردم ساكن آن نواحي است، نشان مي‌دهد.

  • تحليل اسكالوگرام

نسخه راهنماي مقياس گاتمن، عمدتاً ابزار گرافيكي و غيرآماري است كه كاركردها را از طريق فراواني برخورداري رديف مي‌كند و سكونتگاهها را از طريق پيچيدگي كاركردي و تهيه جدول ماتريسي رتبه‌بندي مي‌نمايد. مقياس گاتمن از طريق كامپيوتر محاسبه مي‌شود و دو موضوع عمده را نشان مي‌دهد. نخست اينكه برخي از كاركردها كه تا حدودي در نقاط روستايي گسترده شده‌اند و معيار آستانه جمعيت آنها كه در سكونتگاه‌هاي ديگر عمل مي‌كند، در اينجا به طور مناسب سنجيده نمي‌شوند، در نتيجه اولاً ممکن است امتياز مقياس آنها در كامپيوتر حذف ‌شود و تسهيلاتي مانند مغازه‌هاي تعمير، تجهيزات دامداري، مدارس حرفه‌اي، بانك‌هاي روستايي، موسسات اعتبار و ديگر تسهيلات، كه براي توسعه روستايي اهميت حياتي دارند، در برنامه مورد استفاده منطقه مطالعاتي، مورد سنجش قرار نگیرند و دوماً، فهميدن و تحليل خروجي‌هاي كامپيوتر خيلي مشكل است، بخصوص براي سياستگذاران و افراد فني كه با روش شناسي‌هاي علوم اجتماعي آشنا نيستند.

مقياس سنجش اسکالوگرام به صورتي موفقيت آميز در هند و پس از آن در اندونزي به كار گرفته شد. قبل از آن نیز در مطالعه بايكال و متعاقباً در بوليوي در پرتوسي استفاده شده بود. در تحليل اسكالوگرام حداقل شرايط اين است كه داده ها جمع‌آوري و محاسبه شوند، اطلاعات مورد نياز براي تحليل اسكالوگرام شامل موارد ذيل هستند: ١

  • ليستي از همه سكونتگاه‌هاي روستايي استان
  • اندازه جمعيت هر سكونتگاه‌
  • نقشه مشخص كننده موقعيت سكونتگاه‌ها
  • نمايش مقدماتي از برخورداري يا عدم برخورداري كاركردها‌ (خدمات، سازمان‌ها، تسهيلات، زيرساخت‌ها، فعاليت‌هاي اقتصادي) در هر سكونتگاه

روال ساختن يك تحليل اسكالوگرام شامل مراحل ذيل است:

  • سمت چپ صفحه، فهرستي از سكونتگاه‌ها كه به ترتيب رتبه جمعيت به صورت نزولي قرار مي‌گيرند.
  • در مقابل در بالاي صفحه فهرستي از كاركردهاي موجود در منطقه كه به ترتيب برخورداري (فراواني حضور) به صورت نزولي قرار مي‌گيرند.
  • رسم كردن رديف و ستون بنحوي كه به صورت يك ماتريس در صفحه قرار گيرد و هر خانه آن يك كاركرد سكونتگاه را نشان مي‌دهد.
  • با رنگ مشكي خانه‌هاي برخوردار را با “X” يا 1 پر می شود و خانه‌هايي را كه برخوردار از آن كاركرد نيستند خالي و يا با “O” پر می شود.
  • مجدداً رديف‌ها و ستون‌ها مرتب شده بنحوي كه خانه‌هاي خالي قسمت مشكي سمت چپ بالا كمتر به نظر آيد. يا به صورت نزولي برخورداري را نشان دهد.
  • اسكالوگرام تا زمانيكه هيچ تغييري در رديف سكونتگاه يا ستون كاركرد، تعداد خانه‌هاي خالي اين الگو را كاهش ندهد، كامل است.
  • رتبه نهايي رديف‌هاي سكونتگاه‌ها، رتبه‌بندي از سكونتگاه‌ها را مشخص مي‌كند كه مي‌تواند به عنوان ترتيب امتياز مركزيت تعبير شود.

تعداد و انواع كاركردهاي مورد تحليل، در مناطق مختلف، بسيار متغير هستند و به بحث هاي برنامه‌ريزان راجع به اينكه، مهم‌ترين عوامل تعيين مركزيت، سلسله مراتب سكونتگاه‌ها و تخصيص سرمايه‌گذاري‌ها در ميان اجتماعات كدام‌ها هستند، بستگي دارد.

تحليل‌هاي مقياس در برنامه‌ريزي توسعه منطقه‌اي كاربردهاي مهمي دارند. فيشر در اين مورد اظهار مي‌دارد، كه “تحليل اسكالوگرام توصيفي بصري از … سلسله مراتب سكونتگاه بوده و سازماني را فراهم مي‌كند كه فهميدن آرايش آن آسان است و در نتيجه براي تحليل موضوعات متعدد، به عنوان يك ماخذ، مفيد مي‌باشد.”

علاوه بر آن ولكنر نتيجه مشاهدات خود را از كاربرد تحليل اسكالوگرام در تايلند، فيليپين و سريلانكا، اينگونه بيان مي‌كند كه اين روش مي‌تواند به صورت منظم داده هاي كيفي را كه قبلاً فقط به صورت شهودي مورد استفاده بود، به كار گيرد و سنجش قرار دهد.

اين روش همچنين مي‌تواند داده‌هاي كمي را كه مستعد خطا (error-prone) هستند يا به لحاظ آماري معتبر نيستند، از طريق استفاده از محتواي كيفي آنها كه خطاي آن پايين است، پردازش نمايد و مي‌تواند آن را به عنوان جانشين تحليل كمي در زماني كه امكان جمع‌اوري داده‌ها به سرعت و به صرفه ميسر نيست، استفاده نمايد. كاربردهاي بالقوه تحليل اسكالوگرام در برنامه‌ريزي منطقه‌اي به گونه ذيل است: ١

  • تحليل اسكالوگرام مي‌تواند براي رده‌بندي سكونتگاه‌ها براساس پيچيدگي كاركردي، و تعيين انواع خدمات و تسهيلات موجود در مكان‌هاي مركزي، در سطوح مختلف سلسله مراتبي، استفاده شود.
  • اسكالوگرام ارتباطات مستقيم ميان خدمات و تسهيلات و ارتباط و پيوندهاي بالقوه ميان آنها را در مكان‌هاي ويژه نشان مي‌دهد.
  • اسكالوگرام ترتيب سكونتگاه‌ها را با توجه به تجمع كاركردها نشان مي‌دهد و ترتيب سرمايه‌گذاري‌هاي مكمل را نشان مي‌دهد.
  • از طريق خواندن هر ستون برخوداري از يك خدمت يا تسهيلات و توزيع آن ميان سكونتگاه‌ها مي‌توان نكات ذيل را به آساني مشاهده كرد.
  • ترتيب شاخص‌ها در اسكالوگرام، در ارتباط با نقشه نشان دهنده مكان‌هاي كاركرد و توزيع آنها است و در ارتباط با معيار جمعيت- خدمات است كه مي‌تواند براي تعيين آستانه خدمات و تسهيلات منطقه استفاده شود.
  • كاركردهاي حذف شده يا غائب غير قابل انتظار، به طور روشن مشخص مي‌شوند و دلايل عدم برخورداري سكونتگاه‌ها از خدمات و تسهيلات در برخي از سطوح سلسله مراتب، نيازها و ضرورت سرمايه‌گذاري‌ها براي كاركردها، بررسي مي‌شود.
  • كاركردهايي كه به طور غيرقابل انتظار وجود دارند، مشخص مي‌شوند و دلايل حضور اين خدمات و تسهيلات در آن سكونتگاه‌ها مي‌تواند تعيين شود.
  • شاخص‌هاي تقريبي آستانه اندازه جمعيت سكونتگاه‌ها را كه براي حمايت از خدمات و تسهيلات متعدد، مورد نياز است مي‌‌توان از اسكالوگرام بدست آورد زيرا در آن اندازه جمعيت سكونتگاه‌ها و كاركردهاي فعلي آنها نشان داده شده است.
  • اسكالوگرام مي‌تواند براي تصميم‌گيري دربارة مجموعه سرمايه‌گذاري‌هاي ضروري در سكونتگاه‌هاي مختلف سلسله مراتب فضايي استفاده شود.

بنابراين برتري‌هاي استفاده از راهنماي اسكالوگرام در مقابل مقياس گاتمن، توسط برنامه‌ريزان روستايي، مشخص شده است. اين مزيت عبارتند از :

  • ساختن و تفسير آن آسان است.
  • نيازمند هيچگونه آموزش تخصصي يا تجهيزاتي نيست. و سرانجام
  • مي‌تواند با استفاده از “پژوهش‌هاي Windshield” يا عكس‌هاي هواييِ به هنگام، مورد تجديد نظر قرار گيرد.
  • شاخص مرکزیت وزنی

یک دیگر از روش های رتبه بندی سکونتگاه‎های روستایی و تعیین مرکزیت آنها، روش شاخص مرکزیت وزنی است. این شاخص نه تنها پیچیدگی کارکردی را از نظر تعداد کارکردها اندازه گیری می کند، بلکه فراوانی آنها را نیز در هر نقطه مشخص می کند. در این روش به کارکردها بر مبنای معکوس تعداد فراوانی شان وزن داده می شود. بنابراین به یک مدرسه فنی و حرفه ای یا یک بیمارستان عمومی که تنها در جاهای خاصی وجود دارد، وزن بیشتری نسبت به مدرسه ابتدایی یا خانه بهداشت که در جاهای زیادی وجود دارد تعلق می گیرد. بنابراین شاخص مرکزیت یک سکونتگاه، مجموع وزن های کارکردهای موجود در آن سکونتگاه است. هرچه میزان این شاخص بیشتر باشد سهم کارکردی آن سکونتگاه بیشتر خواهد بود.

مراحل محاسبه شاخص مرکزیت وزنی به شرح ذیل است: ١

  • تشکیل ماتریس کارکردها (ستونهای ماتریس) و نقاط سکونتگاهی (ردیف های ماتریس)
  • مرتب کردن کارکردها از بیشترین به کمترین
  • مرتب کردن نقاط سکونتگاهی بر مبنای دارا بودن بیشترین کارکرد به کمترین کارکرد.
  • هر یک از ردیف ها و ستونهای ماتریس جمع زده می شود.
  • با فرض اینکه مجموع تعداد کارکردها دارای میزان مرکزیت 100 باشد، وزن یا ضریب مکانی- کارکردی، با استفاده از فرمول ذیل محاسبه شود:

C = t / T

C= وزن کارکرد t

t = مقدارکل مرکزیت هر کارکرد که عبارتست از 100

T = مجموع فراوانی هر کارکرد

  • وزنهای محاسبه شده برای هر کارکرد در پایین جدول در یک ردیف ثبت شود.
  • ماتریس دیگری مانند ماتریسائلیه تهیه کرده و وزنهای محاسبه شدده برای هر کارکرد در آن وارد شود، سپس مجموع وزنها در سطر و ستون به دست آورده شود. مقادیر به دست آمده شاخص مرکزیت هر سکونتگاه را نشان می دهد.

این روش در عین حال خطاهای موجود در کارکردهای ارائه شده در سکونتگاه‎های سطوح پایین را نیز به وضوح نشان می دهد. پس از محاسبه شاخص مرکزیت و شناسایی نقاط سکونتگاهی مرکزی می توان آنها را بر روی نقشه پیاده کرده و پراکندگی فضایی نقاط مرکزی و حوزه نفوذ آنها را مشخص کرد.

  • روش تحليل عاملي

اين روش راه حلی براي خلاصه كردن اطلاعات زياد است، به ترتيبي كه نتيجه خلاصه شده از نظر مفهوم معنادار باشد. يكي از اهداف اصلي روش تحلیل عاملي، كاهش ابعاد داده هاست. فرض اساسي در به كارگيري اين تكنيك وجود الگويي زير بنايي يا مدلي خاص در تعيين مفاهيم پيچيده ارتباطي بين متغيرهاست. اين ارتباط در قالب يك عامل در مدل فرضي ظاهر مي شود:1

با استفاده از اين روش مي توانيم با كاهش ابعاد داده ها، به جاي كار با مقدار زيادي اطلاعات، با چند فاكتور اصلي روبرو باشيم.

در كل درتحليل عاملي با چند اصطلاح روبرو هستيم:

  • بار عاملي (Factor Loading) : همبستگي بين عاملها و متغيرها را نشان مي دهد.
  • ماتريس دوران يافته: (Factor matrix rotated) : ماتريس تبديل كننده مي‌باشد.
  • ماتريس عاملي (Factor matrix) : درصدواريانس هر يك از عاملها را بيان مي كند.
  • وزن عاملي (Factor weight) وزنهايي هستند كه به متغيرها داده مي‌شوند.
  • امتياز عاملي: (Factor Score) وزن عددي است كه هر يك از نقاط پس از ضرب وزن عاملي در مقدار شاخص اصلاح شده از طريق معادله Z استاندارد شده بدست مي‌آيد.٢

اثبات و بحث رياضي اين مدل از مقوله بحث این مطالعه خارج است و فقط در اين مورد به اين نكته اشاره می شود كه در انتخاب فاكتور به سه مسأله بايد توجه اساسي كرد:

  • فاكتورهاي انتخاب شده حداقل 60% تغييرات را توضيح دهند.
  • ارزش ويژه فاكتورهاي انتخاب شده بيشتر از 1 باشد.
  • مقدار عددي (Kaiser-Meyer-Olkin) M.O بايد از 5/0  بالاتر باشد. مقادير بين 5/.  تا 6/. براي تحليل تقريبا مناسب، مقادير بين 6/. تا 7/. مناسب، و بالاتر از 7/. بسيار مناسب بيان شده است و به مقادير كمتر از 5/. نبايد اعتماد كرد . مقدار فوق نشان دهنده ميزان استقلال متغيرهاست KMO.  در حقيقت تعيين كنندة ميزان تناسب تعداد عاملهاي انتخاب شده است.

براي تحليل درست و منطقي فاكتور آناليز، بايد هر سه شرط بالا وجود داشته باشند. و هر چه مقدار عددي آنها بالاتر باشد تحليل به واقعيت نزديك تر خواهد بود.

فاكتور آناليز به طور خلاصه در چند مرحله زير صورت مي گيرد:

1-ايجاد ماتريس اطلاعات

2-ساخت عاملها با نرم افزار Spps و انتخاب مقادير بالاي 1

3-دوران 90 درجه واريماكس براي مشخص كردن ارتباط عوامل با متغيرها

4-محاسبه امتيازات عاملي، كه  از ضرب وزن عاملي در مقدار شاخص اصلاح شده بدست مي آيد.

فاكتور آناليز در نهايت با رعايت شرايط بالا چند فاكتور اساسي و اصلي را با توجه به متغيرهاي متعدد انتخاب مي كند و ميزان تأثير مقدار ويژه هر منطقه را در هر فاكتور بصورت نمره آن منطقه در آن فاكتور محاسبه مي كند و اين نمرات كه داده هاي تصفيه شده هستند براي تحليل و رتبه بندي مورد استفاده قرار مي گيرند.

١ – لازم به توضيح است كه در اينجا برخي از روش هاي رتبه بندي و سطح‌بندي معرفي مي شوند و لزوما بدين معنا نيست كه از تمامي اين روش ها در مطالعه استفاده مي شود.

٢ – آسایش، حسین- اصول و روش های برنامه ریزی روستایی- دانشگاه پیام نور- 1374- ص 163

١ – ميسرا، آر. پي- شناخت روش برنامه ريزي مکاني براي عمران روستايي در ايران- سازمان برنامه و بودجه- 1352- ص26.

٢ – بنياد مسکن انقلاب اسلامي، گروه مديريت منطقه اي، “سطح بندي روستاهاي کشور”،بهمن 1370

٣ – میسرا، آر پی- چارچوب مکانی برنامه ریزی چند سطحی در ایران- دفتر آموزش برنامه ریزی منطقه ای-تهران 1353- ص 27

١ – مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، طرح کالبدی منطقه زاگرس- شبکه روستایی منطقه زاگرس-1381- ص4

١ – همان – ص 5

٢ – جمعه پور محمد- مقدمه ای بر برنامه ریزی توسعه روستایی: دیدگاهها و روش ها- سمت- 1384- ص 184

١ – مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، طرح کالبدی منطقه زاگرس- شبکه روستایی منطقه زاگرس-1381- صص12-11

١ – همان – ص 17

١ – کلانتری، خلیل- برنامه ریزی و توسعه منطقه ای (تئوریها و تکنیکها)- انتشارات خوشبین- 1380- ص 254

1 – گلدسته، اكبر، و ديگران، Spss 6.0 راهنماي كاربران، مركز فرهنگي انتشاراتي حامي، ج دوم، سال 77، ص 417 .

٢ – رهنما، محمد رحيم، سطح بندي نظام شهري و توسعه منطقه اي استان خراسان، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، سال نهم- شماره اول- بهار 73، ص 98

کلیدواژه : سطح بندی منطقه ای
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها