سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

گونه بندی شهرهای جدید از لحاظ ایجاد عملکرد خاص و بر اساس وسعت، فاصله، جمعيت

1-1      گونه بندی شهرهای جدید از لحاظ ایجاد عملکرد خاص

1-1-1   شهرهای جدید مهاجر نشین

        هدف از ایجاد شهرهای جدید مهاجر نشین، تخلیه شهرها با مهاجرت، حفظ تعادل میان جمعیت و محیط در کلانشهرها و بهره مندی از نیروی انسانی و منابع طبیعی یک ناحیه است (Dela Griox, 1972:20).

1-1-2    شهرهای جدید سرریزپذیر

این شرها برای خنثی کردن و کنترل رشد شتابان شهرهای بزرگ و نیز جذب و انتقال بخشی از جمعیت آنها احداث می شود (Hallm Peter, 1992: 168). معمولاً برای این هدف قطب های رشد جدیدی به شکل شهرهای جدید اقماری، مستقل، موازی دوقلو و غیره احداث می گردد.

1-1-3    پایتخت های جدید

پایتخت های جدید به طور کلی برای تشکیل یک دولت جدید یا انتقال حکومت از مکانی به مکان دیگر احداث گردیده اند. این پایتخت های بنا به دلایل متفاوتی احداث شده اند که عبارت اند از:  احداث پایتخت های در مستعمره های قدیمی پس از استقلال، تغییر در قلمر یک ناحیه، بی بهره شدن ناحیه از مرکز سنتی خود، تشکیل دولت جدید به دنبال ائتلاف سیاسی، انتخاب  مکان پایتخت جدید روی زمین بکر و… ( آیتی و کمیلی، 1390: 98).

1-1-4   شهرهای جدید صنعتی

اهداف عمدة ايجاد شهرهاي جديد صنعتي عبارتند از: بهره برداري از منابع طبيعي ناحيه، راهبرد توسعة منطقه اي، ايجاد قطب رشد، اسكان شاغان بخش صنعت، امكان دسترسي به صنعت، توليد و سرانجام ايجاد محيطي مناسب براي زندگي كارگران و شاغلان بخش صنعت. شهرهاي جديد صنعتي معمولاً به دنبال دورة گذار از جامعة پيش صنعتي به صنعتي ايجاد مي شوند. اين شهرها معمولاً در نزديكي منابع مواد خام پديد مي آيند. فاصلة مطلوب بين ناحية صنعتي و محل شهر جديد صنعتي حدود ده تا پانزده كيلومتر است. و بين ناحية مسكوني و ناحية صنعتي كمربند سبز ايجاد مي گردد (همان).

1-2      طبقه بندي شهر هاي جديد بر اساس وسعت، فاصله، جمعيت

شهرهاي جديد بر اساس وسعت، محل استقرار ،جمعيت و سطح فعاليت اقتصادي در چندين الگوي اصلي طبقه بندي مي شوند. ساير اشكال و گونه هاي شهرهاي جديد نيز بر اساس اين سه الگو بوجودآمده اند.سه الگوي اصلي شهرهاي جديد شامل: شهرهاي جديد مستقل، اقماري و پيوسته است كه در اين بخش مورد بررسي قرار مي گيرند.

1-2-1   شهرهاي جديد مستقل

شهرهاي جديد مستقل، اجتماع هاي برنامه ريزي شد هاي هستند كه با اهداف بهره برداري از منابع طبيعي، انتقال مزاياي قطب رشد به نواحي عقب مانده، صنعتي كردن منابع مستعد، تقويت نواحي صنعتي و تغيير ساخت سياسي و خدماتي نواحي و كل كشور ايجاد مي شوند؛ زيرا هدف از ايجاد شهرهاي جديد مستقل رد  اصل ناشي از «سياست تمركز زدايي» ملي و ناحيه اي و تعادل بخشي به نواحي مختلف كشور است.

 مسئله فاصله شهرهاي جديد مستقل از نزديكترين شهر به عواملي مانند وسعت كشور، جمعيت و توزيعفضايي آن، ويژگي ها و سياست هاي حاكم بر نحوه سرمايه گذاري ملي ارتباط دارد. با بررسي تجارب كشورهاي مختلف مدل خاصي براي تعيين فاصله شهرهاي جديد از مادر شهر به دست نيامده است.

شهرهاي جديدمستقل اجتماع هاي برنامه ريزي شده اي هستند كه با اهداف تمركز زدايي،بهره برداري از منابع ، تقويت مناطق صنعتي ،ايجاد قطب رشد در نواحي عقب مانده، توسعه ناحيه ايي وتغيير ساخت سياسي و خدماتي درنواحي ايجاد مي شوند . اين شهرها در بيشتر نقاط دنيا به خصوص شوروي سابق احداث شده اند(زياري،1383، 39).

عملكرد اصلي اين گروه از شهرهاي جديد ايجاد تعادل منطقه ايي است و به عنوان ابزاري در مطالعات منطقه ايي براي تثبيت جمعيت در حوزه هاي جديد و يا درجوار قابليت ها و استعدادهاي طبيعي كه اقدام به بهره برداري مي شود، قرار دارد. نوشهرهاي مستقل در برخي كشورهاي امريكاي لاتين، آسيا و استراليا به گونه اي مرتبط با استقرار جمعيت درمناطق عقب مانده، بوجودآمدن تقسيمات سياسي جديد و جا به جايي پايتخت ها صورت گرفته است . نمونه بارز اين نوشهرها برازيليا، شانديگار و اسلام آباد است . (نگهداري،1381، 127) . فاصله اين شهرها با شهرهاي بزرگ مجاور بايد تشويق كننده سفر نباشد و لااقل به لحاظ نظري بيشتر حالت خوداتكا داشته باشند و خود نيز داراي حوزه نفوظ مستقلي باشند.

شهرهاي جديد مستقل معايب ومحاسني دارند كه در زير به نمونه هايي ازمعايب آنها اشاره مي شود:

 اين شهرها بيشتر در نواحي كمتر توسعه يافته و در زميني بكر بنا مي شوند، بنابراين درمقايسه با دو الگوي ديگر شهرهاي جديد چون از تاسيسات و تجهيزات رشدي كمتري بهره مند مي شوند، هزينه هاي گزافي را ايجاد مي كنند.

محيط اينگونه شهرها به دليل انزواي جغرافيايي از نظر رواني واجتماعي ،محيطي كم جاذبه و فاقد زمينه هاي لازم براي ايجاد زندگي پر شور وشوق است .

اينگونه شهرها درايجاد اشتغال و جذب جمعيتهاي ناحيه ايي موفق نيستند.

اينگونه شهرها اقتصاد تك پايه ايي دارند و به همين سبب نسبت به تحولات اقتصادي ورونق و ركودهاي ناحيه ايي و ملي حساس و آسيب پذير هستند(زياري،1383، 41).

1-2-2   شهرهاي جديد اقماري

شهرهاي جديد اقماري، اجتماع هاي برنامه ريزي شد هاي در درون حوزه كلانشهرها هستند كه با شهر مركزي پيوندهاي عملكردي مستحكمي را حفظ مي كنند. به همين سبب وجود ارتباطات مناسب امري حياتي است و زمان جابجايي نبايد از 30 تا 45 دقيقه تجاوز كند(Liyod, Rodwim,1973). وسعت اين شهرها بين400 تا 6 هزار هكتار و بيشتر است. شهرهاي جديد اقماري از نظر شكل، تراكم و شيوه زندگي اصولاً تداوم الگوي سكونتي حومه نشيني به شمار مي روند. تراكم خالص اين سكونتگاهها بين 12 تا 37 نفر در هكتار است. در اين شهرها نياز به ايجاد توازن در تأمين مشاغل نيست؛ زيرا اين شهرها از بازار كار كلان شهر بهره مند مي شوند و نيز از نظر خدمات عمده به مغازه ها، تخصص هاي ويژه و تسهيلات فرهنگي و تفريحي همواره به شهر مركزي وابسته باقي مي مانند(Doxiadis,1965).

عموماً شهرهاي جديد اقماري كه براي جذب جمعيت اضافي طراحي مي شوند را شهرهاي خوابگاهي مي نامند؛ ولي اين شهرها غالباً نه فقط مسكن، بلكه تا حدودي اشتغال ساكنان خود را نيز تأمين میكنند. در شهرهاي جديد اقماري امكانات گسترده اي براي جذب نيروي كار حتي از شهر بزرگ وجود دارد و با وجود وابستگي به مادر شهر، تا حدودي مستقل هستند.

ايجاد شهرهاي جديد اقماري مرحله اي است كه با گسترش متروپلي و رشد لجام گسيخته و بدون كنترل شهرهاي بزرگ و بعضاً به دليل محدوديت هاي توسعه اين شهرها به وجود مي آيد. (ابراهيم زاده و ديگران، 1384، 16).

اين نوع شهرها شهرهاي كوچك مقياسي هستند كه گرداگرد شهر مادر شكل مي گيرند. هدف از ايجاد آنها قبول جمعيت از منطقه شهري است ، به نوعي كه تراكم نسبي جمعيت منطقه مذكور به تعادل برسد. شهرهاي جديد اقماري با حومه تفاوت دارند زيرا اين قبيل شهرها از شهر مركزي واصلي فاصله زيادي دارند و چه بسا از آنها جدا گشته اند. رفت وآمد روزانه مردم از شهرهاي اقماري به شهر مركزي و بر عكس نيز درمقياس كمتري صورت مي گيرد(شكويي،1374، 254).

به طور كلي، شهرهاي جديد اقماري در درون حوزه كلانشهرها هستند وبا شهر مركزي پيوندهاي عملكردي مستحكمي دارند. بنابراين وجود ارتباطات مناسب براي آنان امري حياتي است و زمان جابه جايي نبايد از 30 تا 45 دقيقه تجاوز كند. اصول حاكم بر اين شهرها تراكم زدايي است (زياري ،1383، 42و 41).

1-2-3   شهرهاي جديد پيوسته

اين اصطلاح را هاروي پارولوف براي توصيف شهرهايي كه در محدوده شهرهاي موجود احداث مي شوند به كار برد. در واقع اين الگو در جوار مادر شهر و مجتمع هاي بزرگ براي رفع مشكل انباشتگي هاي مسكوني آن ها ايجاد مي شود؛ بنابراين هدف از ايجاد آن ها، ساماندهي فضايي و تراكم زدايي از مادر شهر است. اين الگو به دليل قرار گرفتن در محدوده شهرهاي بزرگ تراكم شديد جمعيتي دارد و خيلي سريع توسعه مي يابد(حدود 140 نفر يا بيشتر در هكتار).

 در توسعه اين شهرها مسائل اجتماعي و محيط شهري پيرامون آن ها نيز نقش مهمي دارد؛ زيرا نقش اين شهرها سرريزپذيري شهر بزرگ مجاور است.

اين شهرها در ايران بويژه در تهران و اصفهان احداث شده اند، به طوري كه مي توان گفت بيشتر شهرهاي جديد ايران در اين طيف قرار مي گيرند.

اين گروه از شهرهاي جديد درمحدوده ي شهرهاي موجود و در اغلب شرايط با رشد كالبدي آنها همراه است . هدف از ايجاد آنها رفع مشكل انباشتگي مسكوني ،ساماندهي فضايي و تراكم زدايي از مادر شهر است. اين الگو به دليل قرار گرفتن درمحدوده شهرهاي بزرگ تراكم شديد جمعيتي دارد وخيلي سريع توسعه مي يابد (حدود 140 نفر يا بيشتر درهكتار) . درتوسعه اين شهرها مسائل اجتماعي و محيط شهري پيرامون آنها نيز نقش مهمي دارد . زيرا نقش اين شهرها سرريز پذيري شهر بزرگ مجاور است. بيشتر اين شهرها باگذشت زمان در شهر اصلي ادغام مي شوند و به جزئي از آن بدل مي گردند. اين شهرها در ايران بويژه درتهران و اصفهان احداث شده اند. بطوريكه ميتوان گفت بيشتر شهرهاي ايران در اين طيف قرار مي گيرند. (زياري، 1383، 44و 43).

کلیدواژه : شهرهای جدید
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها