سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

بررسي ويژگيهاي سكونت در چارچوب تحولات شهرنشيني و جمعيت

بررسي ويژگيهاي سكونت در چارچوب تحولات شهرنشيني و جمعيت

مقدمه

درعرض چهل سال گذشته ،ايران شاهد تحولات عميقي در عرصة شهر نشيني خود بوده است. در حال حاضر بسياري از ايراني ها در شهرها يا شهركهاي پيرامون شهرهاي بزرگ زندگي مي كنند و مالك مسكن خود شده اند. سالهاي دهه چهل شمسي ( شصت ميلادي) با بالا رفتن نرخ  شهرنشيني به ويژه در شهرهاي بزرگ و تحركات وسيع جمعيت در پهنه سرزمين مشخص مي شود.

در طي چهل سال گذشته، شرايط مسكن به واسطه گسترش مسكن سازي و بسط مالكيت مسكن، تغييرات عميقي كرده است.

در اين بخش ابتدا تغييرات در نحوة شهرنشيني و جمعيت بررسي و سپس تأثير اين تغييرات بر نحوة سكونت شهري و مكان گزيني در شهر تحليل مي شود.

 

ويژگيهاي شهرنشيني و شهرگرايي در چارچوب تحولات شهرنشيني و جمعيت

در طول هشتاد سال گذشته، ايران كه بيش از 70% جمعيت آن روستايي بودند، به كشوري مبدل شده كه 3/2 آن شهر نشين هستند ( ر. ك. به جدول شماره 1). به عبارتي از هر 3 نفر ، 2 نفر شهرنشين هستند و در بين آنها،‌ 1 نفر در شهري با بيش از يك ميليون نفر ساكن است. از هر 3 نفر شهرنشين، 2 نفر در شهري با بيش از 100000 نفر ساكنند( ر. ك. به جدول شماره 2 ). در واقع رشد جمعيت شهري تا دهة 1340 رشدي بطئي بوده و تحولي آرام را تجربه كرده است. در سال 1300، جمعيت شهرنشين 28% ،‌ در سال 320،‌ 4/29 % و در سال 1340 ، 5/34% بوده است. يعني جمعيت شهري تا دهة 1340، 3/1 جمعيت كشور را تشكيل مي داده است. بعد از دهة 1340، ايران شاهد تحرك جمعيتي و تمركز شهري ناشي از مهاجرت روستائيان به شهرها، به ويژه شهرهاي بزرگ گرديد. اين تحركات سبب شد كه جمعيت شهرنشين در آستانة انقلاب اسلامي نيمي از جمعيت كشور را شامل شود ( ر.ك. به جدول شماره 1).

 

جدول شماره 1: تغييرات جمعيت شهري و روستائي بين سالهاي 1300و 1380 هجري شمسي

1380

1375

1365

1355

1350

1345

1340

1335

1330

1320

1310

1300

سال

41/9

37

26/84

15/85

12/39

9/79

7/71

5/95

4/93

3/77

3/21

1/76

جمعيت شهري(ميليون نفر)

23/06

22/97

22/6

17/85

17/62

15/99

14/654

13

11/3

9/06

7/97

6/98

جمعيت روستايي(ميليون نفر)

64/5

61/7

54/3

47

41/3

38

34/5

31/4

30/4

29/4

28/7

28

درصد شهرنشيني

مأخذ: ايران در آيينه آمار، مركز آمار ايران، 1364

سرشماريهاي نفوس و مسكن،1365،1375

وزارت مسكن وشهرسازي

 

در سالهاي بعد از انقلاب اسلامي، تحركات جمعيتي و شهر نشيني شتاب گسترده تري يافت و ميزان جمعيت شهرنشين در سال 1375 به 3/2 جمعيت كشور بالغ شده است.

 

طبقه بندي شهري و ويژگيهاي اسكان و سكونت در آن

تحركات جمعيتي در پهنة سرزمين و اسكان جمعيت در كانونهاي زيستي شهري، درگروه هاي مختلف شهرها به صورت يكسان نبوده است.

 

جدول شماره2: تغييرات جمعيت طبقات شهري در سال هاي مختلف

سال 1375

سال 1365

سال 1355

سال 1345

سال 1335

طبقات جمعيتي (هزارنفر)

رديف

12156390

7506092

4530223

2719730

1560934

1000 نفر و بيشتر

1

3216611

4490003

1927256

00/0

00/0

1000-500

2

4773718

2325771

1344880

1779901

544704

500-250

3

5133325

3638735

2153296

1167371

993759

250-100

4

4259820

3099922

1531586

1067906

632952

100-50

5

29539864

20960523

11487241

6734908

3737349

جمع

 

36817789

26844561

15854680

9794236

5953563

كل كشور

 

<

p class=”MsoBodyText” dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>

مأخذ: مينو رفيعي، شبكه شهرها و خدمات برتر، سازمان مديريت و برنامه ريزي، 1379-1380

 

 

جدول شماره 3:  تغييرات درصد هر يك از طبقات شهري به كل كشور در سالهاي مختلف 

سال 1375

سال 1365

سال 1355

سال 1345

سال 1335

طبقات جمعيتي (هزارنفر)

رديف

33/02

27/96

28/57

27/77

26/22

1000 نفر و بيشتر

1

8/74

16/73

12/16

0

0

1000-500

2

12/97

8/29

8/48

18/17

9/15

500-250

3

13/94

13/55

13/58

11/94

16/69

250-100

4

11/57

11/55

9/66

10/9

10/63

100-50

5

80/23

78/08

72/45

68/76

62/69

جمع

 

<

p class=”MsoBodyText” dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>

مأخذ: مينو رفيعي، شبكه شهرها و خدمات برتر، سازمان مديريت و برنامه ريزي، 1379-1380

 

 

 

با توجه به درصد جمعيت شهرنشين در گروههاي مختلف شهرها، اين نتيجه حاصل مي شود كه شهرنشيني عليرغم افزايش كلي و شتابان خود به ويژه در سالهاي بعد از انقلاب اسلامي ، كيفيت يكساني نداشته است. در واقع شهرهاي بيش از 50000 نفر وزن بيشتري از كل جمعيت شهري را در اختيار داشته اند. گرچه نحوه مهاجرت روستاـ شهري و بين شهري به ترتيبي بوده است كه در بين شهرهاي داراي جمعيت 50 هزار نفر و بيشتر، گروه شهرهاي 50- 250 هزار نفر، روندي كاهشي از نظر ميزان جمعيت را شاهد باشند. در حالي كه شهرهاي داراي جمعيت 250 هزار نفر به بالا روندي افزايشي را تجربه نمايند. در واقع در فاصله 40 سال گذشته ( 1335- 1375 ) درصد جمعيت در گروه شهرنشين 50- 250 هزارنفر از 27% به 25%  در كل جمعيت شهرنشين رسيد. در حالي كه درصد جمعيت شهر نشين ساكن در شهرهاي 250 هزارنفر تا يك ميليون نفر از 9 درصد به 21% افزايش يافت و شهرهاي داراي جمعيت بالاي يك ميليون نفر شاهد افزايش سهم جمعيت خود از 26% به 33 % بودند( ر.ك. به جدولهاي 2 و3 ).

به عبارتي دورة فوق ، با افزايش جريان مهاجرت به شهرهاي بزرگ به ويژه تهران مشخص مي شود[i].

 

تحولات جمعيت و سكونت در مجموعه هاي پيراموني شهرهاي بزرگ و روندهاي آن

جريان مهاجرت به شهرهاي بزرگ( مثل تهران، مشهد، تبريز و شيراز)، در شرايطي كه رشد جمعيت هسته اصلي شهر، به دليل افزايش قيمت زمين در محدوده آن و قواعد كنترل كننده كاهش يافته است ، به رشد شهركهاي اطراف انجاميده است( خاتم، 1372، 106؛ مدني پور، 1381، ،137؛ اطهاري، 1381، 25). در تهران ، در شرايطي كه رشد جمعيت شهر اصلي از 1355 به بعد روندي نزولي را طي كرده است، و از نرخ رشد 95/4 %در فاصله سالهاي 1345-1355 به 82/2 % در فاصله سالهاي 1355-1365 و 31/1 در فاصله سالهاي 1365-1375 كاهش يافته است، جمعيت منطقه كلان شهر تهران درطي همين مدت افرايش يافته و نرخ رشدي به ترتيب برابر 95/4، 28/10 و 7 درصد را تجربه كرده است ( ر. ك. به جدول شماره 4 ). نقاط پيراموني مانند ماهدشت، اكبرآباد، قرچك و حسن آباد نيز نرخ هاي رشد بالايي را تجربه كرده اند(‌دفتر اقتصاد مسكن، 1383)

در شهرهاي بزرگ، حدود 40 درصد ساخت و ساز جديد در اين كانونهاي پيراموني صورت مي گيرد

( اطهاري، 1381، 25).

اين شهركها كانون جذب مهاجرين جديد و نيز مهاجريني هستند كه در طلب بهبود وضعيت مسكن خود از شهر اصلي به حومه و حاشيه آن مهاجرت كرده اند[ii].

جدول شماره 4: ميزان رشد سالانه جمعيت تهران( 1335-1375)

 

منطقه كلان شهر تهران

شهر تهران

منطقه كلان شهر بدون تهران

35-1345

78/5

3/1

3/1

45-1355

37/4

95/4

95/4

55-1365

27/4

82/2

28/10

65-1375

20/3

31/1

7

<

p class=”MsoBodyText” dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>

مأخذ: خاتم،‌1372، 106

 

اين امر سبب رشد حوزه هاي شهري در پهنه هاي گسترده اي شده است. شهر اصلي با جذب روستاهاي پيراموني و شهرك سازيهاي انجام شده در مناطق كشاورزي حاشيه خود، به منطقه شهري بزرگي مبدل شده است. مجتمع هاي زيستي بزرگي كه بدين ترتيب شكل گرفته اند، همواره بزرگتر شده و سهم فزاينده اي از فعاليتها را به خود جذب مي كنند و به مفهوم منطقه شهري (شهرـ منطقه ) معنا مي بخشند. مثلاً دراسلام شهر، بخش بزرگي از ساكنين ، شاغلين كارخانجات و كارگاههاي خصوصي و دولتي خارج از اسلام شهر و به ويژه محور تهران ـ كرج و تهران هستند( حبيبي،‌اهري،‌1371) . اين


خصوصيت سبب شده است كه سكونت در محدوده اسلام شهر در ارتباط تنگاتنگي با تهران قرار بگيرد.
در عين حال رشد جمعيت شهري سبب شده كه تعداد بيشتري از روستاها در زمره شهرها قرار گيرند. به طوري كه در حال حاضر تعداد كل شهرها به 889 شهر برسد( وزارت مسكن و شهرسازي، 1382)

بدين ترتيب ايران كشوري متشكل از چند شهر بسيار بزرگ و تعداد زيادي شهرهاي كوچك و متوسط است. شهرهاي بسيار بزرگ در محدوده هاي وسيعي گسترده شده و منظومه هايي از شهرها و شهركهاي پيراموني را پيرامون خود گردآورده اند.

 

توپوگرافي اقتصادي ـ اجتماعي و جدايي گزيني سكونت

گسترش شهرنشيني در چهل سال گذشته با شكل گيري نوعي توپوگرافي اقتصادي ـ اجتماعي در شهر ـ به ويژه در شهرهاي بزرگ ـ همراه بوده است.

در درون شهرها به ويژه شهرهاي بزرگ، جدايي گزيني بين محل سكونت طبقات و گروههاي مختلف اجتماعي در طي چهل سال گذشته با شدت زياد در جريان بوده است. در اين جدايي گزيني، عوامل مختلف مثل اقليم، دسترسي به امكانات و تجهيزات محيطي بهتر و غيره در ايجاد مناطق مختلف شهري از نظر توسعه يافتگي اجتماعي ـ‌اقتصادي و مسكن موثر بوده اند.

اين فرايند در شهرهاي مختلفي قابل مشاهده است. در شهرهاي بزرگ كه فرايند مدرنيزاسيون سريعتر و بيشتر از مناطق ديگر است، اين روند به وضوح به مشاهده مي شود. در تهران قطبي شدن توسعه مناطق مختلف سبب شده است كه سه قطب موجود شمالي، مياني و جنوبي تهران ويژگيهاي متفاوتي از نظر توسعه يافتگي اجتماعي ـ اقتصادي و مسكن بروز دهند. در حاليكه مناطق شمالي شهر تهران از نظر مسكن و توسعه يافتگي اجتماعي داراي بهترين وضعيت هستند، مناطق مياني تهران در وضعيتي ميانه نسبت به مناطق شمالي و جنوبي قرار دارند. در عين حال مناطق جنوبي از مشكلات سكونت مثل تراكم بالاي جمعيت و خانوار، وضعيت نامناسب واحدهاي مسكوني و توسعه نيافتگي نسبت به مناطق ديگر رنج مي برد. ( رفيعي، 1381،6-18).

در مشهد تفاوتهاي چشمگيري از نظر وضعيت سكونت، سرانه هاي مسكوني و تراكم خانوار و وضعيت اجتماعي ـ اقتصادي ساكنين بين مناطق غربي كه قسمتهاي فرادست نشين شهر هستند و قسمتهاي شرقي كه قسمتهاي فرودست نشين هستند، به چشم مي خورد( سعيدي رضواني، 1381).

در شهرهاي بزرگ ديگر مثل تبريز( بولتن اقتصاد مسكن، شماره 28، 1378، 30-31) ؛ اصفهان ( بولتن اقتصاد مسكن، شماره 25، 1377، 30-31)، نيز روند افزايش تفاوت در قيمت هاي زمين و مسكن و اجاره بها كه تابعي از خصوصيات اقتصادي ـ اجتماعي ساكنين است، قابل مشاهده است. به عبارتي تفاوت در هزينه هاي دسترسي به مسكن در اين شهرها سبب مي شود كه جدايي گزيني بين طبقات اجتماعي تشديد گردد ومناطق مختلف و متفاوت از نظر خصوصيات اجتماعي ـ اقتصادي و مسكوني شكل گيرد.

در شهرهاي متوسط نيز به نظر مي رسد كه وضعيت مشابهي در حال شكل گيري است ، اگرچه به شدت شهرهاي بزرگ اين روند اتفاق نمي افتد. مثلاً در اروميه ( بولتن اقتصاد مسكن، شماره 26، 1377، 26-27)، نيز روند افزايش تفاوت در قيمتهاي زمين و مسكن و اجاره بها در مناطق مختلف شهري يكسان نبوده است .اگرچه اين تفاوت چشمگير نيست. در دزفول نيز ( بولتن اقتصاد مسكن، شماره 33، 1381، 50-51) تفاوتهايي در قيمتهاي زمين و مسكن و اجاره بها در مناطق مختلف شهري به چشم مي خورد كه در اين مورد نيز هنوز تفاوت قيمتها چندان بارز نيست[iii].

بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت كه تجدد طلبي جامعه ايراني در طي سالهاي قرن اخير سبب شده كه شهر به عنوان نماد تجدد بتدريج بيشترين سهم سكونت جمعيت را در پهنه سرزمين به خود اختصاص دهد، گرچه سهم شهرهاي مختلف از اين نظر يكسان نبوده است. شهرهاي بزرگ به عنوان اصلي ترين مكان هاي استقرار نهادهاي تجدد ( صنايع، كارخانجات، خدمات برتر)، بيشترين سهم را در اين فرايند تجددطلبي به خود اختصاص داده و از اين رو بيشترين افزايش جمعيت را شاهد بوده اند. در عين اينكه تحولات شهري در آنها شديدتر از نقاط ديگر بوده است. اما در فرايند رشد، با تثبيت هسته اصلي شهر ، شتاب رشد شهر به هسته هاي پيراموني منتقل شده است و اين روند به ايجاد مناطق شهري گسترده منجر شده است. در عرصه شهرنشيني، اين تحولات به صورت گسست در شيوه شهرنشيني سنتي كه ادغام و همگوني محلات اجتماعي را مي طلبيد و جدايي گزيني طبقاتي در شهر، خود را مي نماياند.امري كه با رشد فرايند تجددطلبي، هرچه بيشتر نمود مي يابد.


[i] – در مورد ميزان مهاجرت در طي دوره هاي مختلف سرشماري، به دليل عدم انطباق حوزه هاي آماري و نيز عدم انطباق اطلاعات جمع آوري شده ، امكان مقايسه وجود ندارد(ر.ك. به حبيب الله زنجاني، 1380).

[ii] – بررسي ميزان رشد سالانه جمعيت در تهران بين سالهاي 1355 و 1375 نشان مي دهد كه جمعيت شهر تهران بين سالهاي 1355 تا 1375 نرخ رشدي به مراتب كمتر از نرخ رشد مجموعه هاي پيراموني خود كه كلان شهرتهران را مي سازند داشته است . در واقع در حالي كه در اين دوره رشد جمعيت شره تهران 82/2 براي دوره 1355-1365 و 31/1 براي دوره 1365 1375 بوده است، نرخ رشد جمعيت براي مجموعه هاي پيراموني 28/10 براي دوره 1355-1365 و 7 درصد براي دوره 1365-1375 بوده

است( خاتم، 1372، 106 ). بخش قابل توجهي از جمعيت افزايش يافته در مجموعه هاي پيراموني را ساكنين تهران تشكيل مي دهند كه در طلب مسكن قابل دسترس به خارج از شهر اصلي روي آورده اند. اين خصوصيت را يافته هاي چند طرح پژوهشي تأييد مي كنند.

طبق يافته هاي طرح پژوهشي “ دگرگوني روستاهاي مجاور شهرهاي بزرگ و نقش آنها در نظام اسكان كشور ـ مطالعه موردي اسلام شهر” ، محل اقامت قبلي حدود 38% خانوارها قبلاً تهران بوده است. 4/27% خانوارها قبلاً در اسلام شهر ساكن بوده اند . فقط 5/11% خانوارها مستقيماً‌از روستا به اسلام شهر آمده اند. 2/23% از شهر ديگري به اسلام شهر روي آورده اند( حبيبي، اهري ، 1371، 140 ).

طبق يافته هاي پژوهش“ فرايند شكل گيري و دگرگوني سكونتگاههاي خودرو پيرامون كلانشهر تهران كه مطالعه اي موردي در اسلام شهر، نسيم شهر و گلستان بوده است، 53% ساكنين نسيم شهر، 65% اسلام شهريها و 43 % گلستانيها محل سكونت قبلي خود را شهر تهران ذكر كرده اند( شيخي، 1381 )

[iii] – در مورد شهرهاي كوچك آماري دردست نيست.

کلیدواژه : برنامه ریزی مسکن
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها