سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مفهوم محله در ايران و ديدگاه هاي نظري آن

مفهوم محله در ايران 

     محله بعنوان واحد پايه و اوليه سازمان كالبدي از فضاي ساختاري شهر است. اين واحد از تجمع پيوستگي كم يا زياد، معاشرت نزديك، روابط محكم همسايگي و اتحاد رسمي ميان گروهي از مردم بوجود مي آيد.  براي تشكيل يك محله شهري شرايط چندي لازم مي باشد: 

        دارا بودن يك حوزه جغرافيايي از شهر با وسعت كم يا زياد  

        پيدايش و تكوين يك اجتماع كوچك گروهي از مردم شهر 

        وابستگي اجتماعي ميان گروهي از مردم شهر            

محلات در گذشته صرفنظر از حجم و وسعت محله، حدود عرفي خاصي داشته اند كه براي ساكنان آن مشخص و قابل شناسايي بوده است. هويت اكثر افراد با محلات شناخته مي شده و اهالي آن نسبت به محله و متعلقات آن تعصب خاصي داشته اند كه اين تقسيم بندي علل مختلفي داشته است : 

  جداكردن گروههاي مختلف ديني و مذهبي از يكديگر بوده، مثلا محله كليميان، زرتشتيان

  جدا كردن گروههاي قومي مختلف مثل محله ترك ها ،كردها و عرب ها  

  در بسياري از شهرها منشاء طبقاتي نيز جدايي محله را به همراه داشته است محله اغنيا و محله فقرا

  براي سهولت و اداره شهرها آنها را به محلاتي تقسيم مي كردند.  

  مسائل نظامي  و سياسي، باعث تقسيم بندي ها در شهرها بوده، مثلا ارگ شهر و محل حاكم نشين

  جدايي شغلي نيز باعث ايجاد محلات در شهر بوده است مانند محله دباغ ها، شيشه گرها و  مسگرها

  عوامل طبيعي مانند وجود رودخانه، تپه نيز علت جدايي محلات يك شهر بوده است  

بنابر اين محلات با گروههاي تعريف شده اجتماعي و قلمرو مشخص و محيط فيزيكي معين و كنشهاي متقابل كاركردي و اجتماعي و هويت شناخته شده توسط ساكنين تعريف مي شوند. محلات در شهرهاي كهن فاقد مرز مشخص (به وسيله شبكه معابر) بوده اند و هر محله داراي قلمرو فضايي خاص، كه هر چه به محلات مجاور نزديك مي شده است، اين قلمرو بيشتر رنگ مي باخته تا اينكه به آهستگي به قلمرو فضايي محله مجاور وارد مي شده است. در اين شهرها، گذر به عنوان مهمترين نشانه در شناسايي محله،  قابل تشخيص بوده و در گذر محله، خدمات محله ارائه ميشده و مركز زندگي عمومي محله به شمار مي رفته و در نتيجه گذر محله، مرز محله و قلب محله و عنصر شاخص آن بوده و محل عرضه خدمات و فضاي عمومي محلات بوده است. اما در شهرسازي معاصر در پي ورود اتومبيل به زندگي شهري تغيير زيادي در بافت كهن شهري روي داد. برشهاي غير اصولي بافت كهن شهري، دگرگوني زيادي در چهره شهرها به وجود آورد. ظهور عنصر خيابان و انتقال بسياري از فعاليتها به كنار خيابان و تسلط كامل اتومبيل به محيط محله اي، موجب بسياري از آسيب هاي رواني و اجتماعي در محلات مي باشد.  

ديدگاه هاي نظري 

     چنانچه مفهوم محله را به شكلي كه در تاريخ ايران مشهود است، تنها منحصر به شهرسازي اسلامي يا ايراني بدانيم، بايد ويژگي هاي آن را نيز در همين شهرسازي بيابيم. در سرزمين هاي اسلامي، شهر مجموعه اي است از محلات متجانس و همگن كه براساس روابط، مناسبات، شكل و وابستگي هاي قومي، مذهبي و حرفه اي يا سرزميني، در مكاني مشخص مجتمع شده و هويت و اصالت خود را  سالها به همين صورت نگاه داشته اند (مشهدي زاده دهاقاني،1383).

همچنين فلامكي (1383) در مورد اصول زندگي  محلهاي شهرهاي ايران پنج خصوصيت ذكر مي كند كه عبارتند از:  

§        هر يك از محلات مسكوني شهرها، از خودياري و استقلال سكونتي مشروط و محدود برخوردارند.

§        نوع زندگي اجتماعي محدود و مستقل از بازار (و تحرك اقتصادي، سياسي و اجتماعي آن) در طرح شهر و محلات مسكوني وجود دارد. 

§        در مقابل مجموعه فضايي بازار، به عنوان فضاي عمومي براي همه شهروندان و تازه  واردان به شهر، محلات مسكوني داراي حجاب سكونتي خاص هستند.  

§        به خاطر  ويژگيهاي سنتي  بالقوهاي كه نزد خانواده هاي ساكن در محلات مسكوني وجود دارد، رفتار اجتماعي ساكنان در محله شكل خاص مي يابد و هر فرد معرف شخصيتي عاري از يكرنگي است. 

§        همزيستي متشكل خانواده هاي ساكن در يك محله از وقايع تاريخي و اتفاقي غيرمنتظره شهري منطقه اي تأثير مي پذيرد.  

وي اضافه مي كند كه تنها در لحظه هايي، زندگي مردم شهرها آرام و در رفاه است كه همهي اصول ذكر شده به نحوي شايسته اعمال  ميشود. ولي در هر حال، تداوم فكري و نياز به اتكا بر اين اصول را در لحظه هايي كه شهر و محلات آن دچار بحران هستند، هميشه مي توان به عنوان  پديدههاي خاص زندگي  محلهاي در شهرهاي ايران بازشناخت. از ديدگاه شهرسازي، محله عبارت است از يك بلوك شهري كه از جمعيت مشخص و خدمات محله اي برخوردار باشد. گرچه اين تعريف از محله بيشتر تاكيد بر جنبه كالبدي و فيزيكي آن دارد، اما با  بررسيهاي تحليلي  ميتوان به كاركردهاي ديگر آن دست يافت. با نگاهي به سير تاريخي شكل گيري شهرها و زندگي شهرنشيني،  ميتوان  محلهها را همواره نقطه عطف شهرها و هسته اوليه شكل گيري و توسعه آنها در دوران گذشته و حال دانست كه با پيوستن آنها به يكديگر علاوه بر شكل گيري شهر،  توسعههاي زيادي بر اين پايه اتفاق  ميافتد كه نمونه آن در كشورمان قابل شناسايي است. 

يكي از ديدگاههاي نظريه پردازان غربي ( مارك گوتدينر، لسلي باد ) ، محله را زيرساخت يك اجتماع شهري عنوان ميكنند. مفهوم فوق شايد بيش از هر مفهوم ديگري به جز اجتماع، بر اساس تصورات گوناگون ايدئولوژيك و يا دستور كارهاي طرح ريزي تفسير شود. اين تفاسير مانند بحث اجتماع، با مكان هاي موجود كنوني سروكار چنداني ندارند. براي نمونه داني، پلاتر و تزيبرگ، پيام آوران شهرسازي نوين ( ايدئولوژي سازماني مكتب شيكاگو ) نظريه نواحي طبيعي را مطرح مي كنند. براساس نظريه لوگيتس و استوت، محله نيز مانند هرگونه سكونتگاهي داراي يك منطق طبيعي است كه مي توان آن را در واژگان فيزيكي توصيف كرد. 

توصيفات زير اصول نقشه يك محله آرماني هستند: 

         محله داراي يك مركز و يك حاشيه است  

         در يك محلهي متناسب از نظر اندازه، حاشيه از مركز، يك چهارم مايل فاصله دارد 

         محله داراي اختلاطي متعادل از فعاليت هاست، شامل سكونت، خريد، كار، تحصيل، عبادت و تفريح 

         محله ساختار مكانهاي ساخت و ساز و ترافيك را بر روي شبكه اي خوب از خيابان هاي متقاطع به دست مي دهد 

         محله به فضاهاي عمومي و مكاني متناسب براي ساخت و سازهاي شهري برتري مي دهد 

خصوصيات مطرح شده ، معمولا  قابليت  تجميع نداشته كه ما آن را به مثابه محلي موجود در دنيا بيابيم ، بلكه   ويژگيهاي محلي هستند كه برخي طراحان، آرزوي تحقق بخشيدن به آن را دارند. در آن زمان مفهوم ناحيه طبيعي به آن معنا كه در مكتب شيكاگو متصور بود، بر پايه پژوهش آن زمان (سال 1920) در مورد همين شهر استوار بود. اين مفهوم به محله اي اطلاق مي شد كه از نظر فرهنگي همگن بود يا محله اي كه در آن يك گروه قومي يا  نژادي به روشني غالب بود، مانند چاينا تاون (محله چيني ها)، ليتل ايتالي (محله ايتاليايي ها). مفهوم فوق پيوند نزديكي با مفهومي ديگر داشت، مفهوم معاصر قومي كه معرف محلهاي با جمعيت زياد ساكناني كه داراي زمينه قومي- ديني مشترك و معمولا حاصل سطح بالايي از مهاجرت خارجي بوده است. شهرهاي ايالات متحده در دوران پيش از سال هاي 1960 با محله هايي بسيار شبيه به اين مشخص مي شدند. با اينهمه درآن دوره، گروهي از فعالان عرصه مسائل اجتماعي با پراكندن و اختلاط جمعيت، از طريق نواحي كلان شهري چند مركزي به همراه كاهش شديد مهاجرت جمعي، بخش هايي در نواحي شهري ايجاد كردند كه از نظر قومي و اجتماعي- اقتصادي، داراي ساختار جمعيتي گوناگون يا مختلط بودند، البته اگر نگوييم از نظر نژادي اين طور بود. شايد تاثيرگذارترين متفكر در زمينه مفهوم محله به مثابه جنبه اي متمايز از آرايش ناحيه اي گسترده تر، جين جيكوبز (1961) باشد. زماني كه او اثر كلاسيك خود مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريكايي را نوشت، طراحان و معماران شهري در حال تقلا در زير طلسم سبك بين المللي (شهرسازي پسا مدرن و مدرن) و جايگزين كردن بخش هاي بزرگ شهري با توسعه انبوه، بالا و مترقي بودند. جيكوبز به تقبيح اين توسعه پرداخت و اظهار كرد اين امر در حال حاضر به ويرانسازي شهر مدرن منجر مي شود نه احياي آن. تاريخ به نوعي نظريه او را اثبات كرد. بنا به نظر جيكوبز، چيزهاي به ظاهر كوچكي كه سبب مي شوند يك شهر به خوبي براي ساكنان خود كار كند را چنين مطرح ميكند :  

        حضور مردم در خيابان، سبب پيشگيري از جرم مي شود  

        آميزه اي از فروشگاهها و خانهها، يك محل را متناسب و سرزنده مي سازد  

        شهرها زيست بوم هايي هستند كه ممكن است با طرح ريزي خشك و مستبدانه خاموش شوند 

والياسپر، نظريه پرداز معاصر (سال 2002) بيان نمود كه پيادهروهاي شلوغ و سرزنده كمك مي كنند شهرها به عنوان مكانهايي سالم و سلامت رونق بگيرند و طراحي خوب شهري، كار، سكونت و تفريح را در هم مي آميزد. بسياري از معماران و طراحان معاصر هنوز از پندار جيكوبز تاثير مي پذيرند كه مي گويد سرزندگي شهر بر پايه زندگي سالم   خيابان هاي محلهها استوار است. سرزندگي محله بنا به رويكرد شهرسازي نوين به اختلاطي متعادل از كاركردها ،   خانهسازي، فروشگاهها، تشكيلات شهري و فضاي باز نياز دارد. گردش عابران پياده از طريق اختلاط ميان خيابانها و فضاي باز با مراكز خدمات محلي متناسب تقويت شده است. مشكل درك محله متعادل در روياي طراحان شهري، معادل همان مشكل درك مفهوم اجتماع آرماني است. برخي پژوهشگران اكنون اين طور استدلال ميكنند كه هيچ واژهاي نمي تواند پيوندهاي اجتماعي ساكنان شهرهاي معاصر را در خود محصور سازد زيرا امروز مردم داراي شبكههايي هستند كه كمتر از هر زماني به فضاي خاصي نيازمند است. اين وضعيت به طور قابل ملاحظهاي با وضعيت زماني كه جيكوبز ، اثرش را مي نوشت متفاوت است. در آن زمان ابزارهاي فناوري سايبري ارتباط دهنده، هنوز اختراع نشده بود.

حالا روابط اجتماعي، ديگر به مجاورت محلي يا ارتباط فيزيكي نياز ندارد. اين مفهوم اجتماع بدون مجاورت در مدخل اجتماع مورد بحث قرار گرفته است. با اينكه تاثيرهاي ادعا شده در مورد جامعه ICT يا همان فناوري اطلاعات و ارتباطات، در امر دگرگوني جامعه، اهميتي بيش از اندازه به خود گرفته است و تلفن همراه هوشمند و اينترنت به همراه استفاده فراوان همه از خودرو شخصي، همان طور كه در تعارض با حمل و نقل عمومي قرار مي گيرد، براي مردم امكان ارتباط نزديك با شبكه دوستان و خانواده را فراهم آورده است (گراهام، 2004)، با اينهمه، شهرسازان نوين و پژوهشگران  نظريه شبكه، هيچگونه سر و كاري نسبت به نيازهاي يك مكان مشخص كه به عنوان منبعي براي افراد حاشيه نشين شده توسط جامعه به كار رود، ندارند. 

دانشمندان اجتماعي و شبكه، در مورد قدرت ادعا شده براي ICT يا همان فناوري اطلاعات و ارتباطات به منظور دگرگون كردن زندگي ما، به اغراق افتاده اند. به اين ترتيب هر دو رويكرد، فقط به نفع افراد حرفه اي (زنان و مردان شاغل) تحت تاثير قرار مي گيرد. در مقابل، بخش هاي حاشيهاي شده جامعه بيشتر به محله و روابط اجتماعي نياز دارند.

اين امر به خصوص در مورد مادران و بچهها صدق مي كند. براساس نظريه كايتا (1997) محيط پيرامون بچهها به منزل، حياط منزل يا زمين بازي محدود نمي شود، تمام محله به مثابه صحنهاي است كه فعاليتهاي كودكان را حاصل يا محدود ميكند. كودكان امروز در ميان  بزرگ ترين مصرف كنندگان محيط پيراموني بيروني قرار دارند. با اينهمه نيازهاي آنان اغلب توسط طراحان و گسترش دهندگان شهري ناديده گرفته مي شود. 

در غرب اروپا امكانات كودكان براي تحرك آزاد پيرامون خانه طي دهه هاي اخير كاهش يافته است. در بررسي گستردهاي كه در انگلستان انجام شد، بين سال هاي 19711990 كاهش شديدي در آزادي كودكان براي تحرك پيرامون منزل ديده شد.  پژوهشگران مربوطه، نگران امري موسوم به كودكان سلولي شدند، كودكاني كه بيش از اندازه از آنان مراقبت مي شود و در محيط پيرامون خود فعال و مستقل نيستند. اگر تقابلات با محيط به دست بزرگ ترها تعديل شود، اين محيط چطور سطح عاطفي و شناختي روابط بچه ها در خود را تحت تاثير قرار مي دهد؟ (كايتا، 1997) بر اساس نتايج مطالعات تطبيقي، كودكان زماني كه در شهر زندگي ميكنند، در مقايسه با زمان سكونت در روستا يا نواحي شهري كوچك، كمترين سفرهاي روزانه به بيرون از منزل را دارند. 

ديگر اينكه، گروه جمعيت كه به شدت به محلههاي كاركردي نياز دارند، كساني هستند كه به خاطر بالارفتن سن يا ناتواني و يا از نظر مالي محدود شده اند. اقليت فقيري كه تمكن خريد خودرو را ندارند و سالخوردگاني كه توان رانندگي ندارند، به محلهها و دسترسي به خدمات داخل محل نياز دارند. به نظر مي رسد شهرسازان جديد، زماني كه محدوده هايي كاملا كاركردي و متعادل براي همه مردم در ناحيه مسير مترو تجويز ميكنند، از اين امر كاملا دور افتادهاند، به خصوص در برابر شهادتهاي فراوان پژوهشگران شبكه، كه به محله اي بي فضا اشاره مي كنند. با اينهمه تصور آن ها كاملا مناسب با بخش هاي بدون قدرت جامعه ماست. در اين مسير، محلههاي حياتي براي همه افراد جامعه مهم      مي باشد، زيرا نقشي مهم در چرخه زندگي آنها ايفا مي كند.  

کلیدواژه : مفهوم محله
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها