سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مفهوم طراحی شهری معاصر

مفهوم طراحی شهری معاصر

 

مقدمه:

این کتاب یک مفهوم گسترده از طراحی شهری را در خود جای می دهد که تمرکز دارد بر ساخت مکان برای مردم، یعنی عبارت است از فرایند ایجاد مکان بهتر برای مردم و غلبه بر آنچه در غیر این صورت ایجاد خواهد شد.

این تعریف 4 مورد را که در طول کتاب مطرح می شود، در بردارد:

1) طراحی شهری برای و درباره مردم است.

2) ارزش و اهمیت مکان و فضای شهری.

3) طراحی شهری تحت تاثیر نیروهای سیاسی (قوانین) و اقتصاد بازار است.

4) طراحی به عنوان یک فرآیند.

ایده طراحی شهری درباره ایجاد مکان بهتر، یک مباحثه اصولی در مورد اینکه چه باید باشد است تا اینکه در هر مقطع از زمان چه بوده است.

در مقدمه بحث مفهوم طراحی شهری، این بخش سه قسمت اصلی را در بر می گیرد:

اولی در مورد مفهم موضوع است، دومی نیاز معاصر را برای طراحی شهری مورد بحث قرار می دهد، سومی عمل طراحی شهری را مورد مباحثه قرار می دهد .

بسوی ادارک حرفه طراحی شهری:

اصطلاح طراحی شهری در آمریکای شمالی در سال 1950 ابداع شد و جانشین اصطلاح منسوخ civic design شد. براساس طبقه بندی ای که توسط جنبش شهر زیبا صورت گرفت civic design بر طراحی ساختمان های اصلی شهری، سالن های اجتماعات شهری، سالن هاي اپرا، موزه ها و ارتباط آن ها با فضاهای باز، تمرکز دارد، در صورتی که طراحی شهری روش ارزشمندتری را در پیش می گیرد «که با تکیه بر اصول زیبایی شناسی اولیه، با کیفیت قلمرو عمومی (فیزیکی و اجتماعی و فرهنگی) و ایجاد مکان برای مردم برای استفاده و تفریح سروکار دارد».

کلمه طراحی شهری علاوه بر تشکیل از 2 کلمه مبهم، به طور ذاتی یک اصطلاح مبهم است، اگر به صورت جدا در نظر گرفته شوند، طراحی و شهر هر یک معانی مشخص  دارند urban”” به مشخصه ها و خصوصیات” “town یا” city” اشاره دارد و” طراحی” به فعالیتهای نظیر طراحی، نقشه کشی، آراستن و نظم دادن و کشیدن نقشه و طرح….

در طی کتاب مفهوم شهر” urban” همانطور که به طور عموم در عمل طراحی شهری بکار می رود، یک مفهوم گسترده دارد و تنها شامل “city “یا town” “نمی شود بلکه مفاهیم دهکده و روستا ‌‌(hamlet , village) را نیز در بر دارد و اصطلاح طراحی علاوه بر داشتن یک بیان ظریف زیبایی شناسانه؛ در ارتباط با حل مساله موثر یا فرایند پیش برد و تنظیم توسعه است.

مدنی پور در یک مرور گسترده از طراحی شهری، 7 محدوده از ابهامات تعریف طراحی را بیان می کند:

– آیا طراحی شهری باید روی یک مقیاس با سطح مشخص تمرکز کند؟

– آیا طراحی شهری تنها باید روی کیفیات زیبایی شناسانه از محیط شهری تمرکز کند یا به طور گسترده تر بر اداره و تنظیم فضای شهری؟

– آیا طراحی فقط در ارتباط با فرم فضایی است یا به طور عمیق تر در مورد ارتباطات فرهنگی، اجتماعی بین فضا و اجتماع؟

– آیا طراحی شهری عرصه معماران برنامه ریزان ومعماران منظر می باشد؟

– آیا فعالیت بخش عمومی یا خصوصی است؟

– آیا یک فرایند عقلانی هدف گرا است (یک علم) یا یک فرایند ذهنی (یک هنر)؟

سه محدوده اول مربوط به محصول طراحی شهری هستند، سه مورد آخر در رابطه با طراحی به عنوان فرآیند، در حالی که چهارمی در ارتباط با مساله غامض محصول- فرایند است.

وقتی ما آگاهانه محیط شهری مصنوع خود را شکل می دهیم، طراحان شهری علاقمند و درگیر با هر دوی محصول و فرایند هستند. در حالی که در عمل، طراحی شهری می تواند به هر دوی محصول و فرایند توسعه بپردازد. بهتر است اصطلاح در یک معنای محدودتر به معنای اضافه کردن کیفیت به آن ها استفاده شود.”Tibbalds”طراحي شهري را در سال 1988 با عنوان

 (  هر آنچه شما خارج از پنجره مي بينيد ) تعریف می کند، در حالی که این حقیقت دارد که اگر هر چیزی که می بینیم طراحی شهری در نظر گرفته شود پس در یک معنای مشابه، طراحی شهری هیچ است.

در تعیین مرز و محدوده موضوع طراحی شهری و در تصدیق هدف ها و تنوع ذاتی طراحی شهری، ارزش های کمی وجود دارد و نیاز اصلی تعیین و محدود کردن قلب و هسته آن به جای شرح لبه ها و مرزهایش است. و این برای روشن كردن باورها وفعالیتهای مرکزی است تا اینکه مرزها و استثناها؛ و البته تعیین اینکه چه چیزی طراحی شهری نيست، راحت تر از این است که بگوییم طراحی شهری چیست؟

برای مثال طراحی معماری، عمران یا مهندسی بزرگراه، معماری منظر، مدیریت و برنامه ریزی شهری نیست. همچنین هم گسترده تر و هم محدود تر از همه این فعالیت های قدیمی است؛ با این حال تعاریف مربوطه می تواند مفید باشد.

 طراحی شهری نوعا با اصطلاحات معماری و برنامه ریزی شهری تعریف می شود.

Maitland , Gosling (1984) آن را به عنوان محدود عمومی بین معماران و برنامه ریزی تعریف می کنند در حالی که انجمن تحقیق علوم اجتماعی انگلیس موقعیت طراحی شهری را در مرز مشترک معماری، معماری منظر و برنامه یزی شهری تعیین می کند و براساس رسوم طراحی معماری، معماری منظر و مدیریت محیطی و رسوم علوم اجتماعی و برنامه ریزی معاصر شکل می گیرد. البته طراحی شهری حاصل تداخل آنها و محدوده مشترک آن ها نیست و یک سری اصول و فعالیتهای خاص خود را دارد.

Rob Cowan (2001):

او می گوید کدام حرفه در سیاستگذاری بهتر است: ارزیابی اقتصاد محلی و بازاریابی، تعیین یک محدوده در اصطلاح کاربری زمین، اكولوژی، منظر، شرایط زمین، معیارهای اجتماعی، تاریخ، باستان شناسی، فرم شهر وحمل و نقل، پیش برد یک فرایند مشارکتی، تبیین معیارهای طراحی و یا برنامه ریزی فرآیند توسعه؟ وی اذعان می کند؛ گرچه همه این حرفه ها در تهیه چارچوب طراحی شهری مورد نیاز هستند اما همه آنها را نمی توان در یک حرفه واجد جمع کرد.

بهترین طرح ؛توسط گروهی از افراد با مهارت های مختلف انجام می شود که در قالب یک شرکت در فعالیت هستند. طراحی به طور ذاتی مشارکتی و مربوط به رشته های مختلف است و یک روش پیوسته دارد و مهارت ها و تخصص هایی از یک طیف وسیع از حرفه ها را لازم دارد.

یکی از ابزارهای تعریف معنی طراحی شهری می تواند مقیاس باشد. عملکرد طراحی معمولا در یک مقیاس میانی مابین برنامه ریزی ومعماري منظر است.

در سال 1976 Reyner Banham زمینه های مورد توجه طراحی را در حدود نیم مایل مربع در موقعیت شهری تعریف کرد.

Lynch لینچ (291.ص/1981) مقیاس آن را وسیع تر می کند که طیف وسیعی از موارد مرتبط در یک مقیاس متفاوت فضایی را در بر می گیرد که ممکن است شامل یک طرح شبکه دسترسی منطقه ای جامع، یک شهر جدید، یا یک سیستم پارک منطقه ای باشد یا شاید خیابان های واحد همسایگی، طرح یک میدان عمومی و… باشد یا شامل ضوابط توسعه و حفاظت باشد یا یک فرایند مشاراکتی را سامان دهد؛ یک دستور العمل دهد یا یک جشن شهری را برنامه ریزی کند؛ پس مقیاس های متفاوتی را در بر می گیرد  چون بین اجزاء شهری ارتباطی عمودی و طولی است پس طراحان باید از مقیاس های بالاتر و پایین تر از کار خود بپرهیزد و همچنین از ارتباط کل با جزء و جزء با کل. Tibbalds می گوید ما باید از توجه به تک بناها دست برداشته و به مکان ها در تماميت آن توجه کنیم.

کریستوفر الکساندر طیفی از مقیاس ها را با الگوها مطرح می کند که از الگوی استراتژیک شروع شده و به طراحی داخلی مي رسد. او معتقد است هر الگو تا زمانی می تواند موجود باشد که توسط الگوهای دیگر حمایت شود: الگوهای وسیعتر که آن را جا می دهند؛ الگوهای هم مقیاس که آن را احاطه کرده و الگوهای کوچکتر که در درون آن جای دارند.

سنت های تفکر در طراحی شهری:

یکی از این سنت ها تجلیل محصول فرآیند طراحی است که Bob Jarvis این سنت را در مقاله محیط شهری به عنوان هنر بصری یا قرار دادهای اجتماعی مورد مباحثه قرار می دهد. با اصطلاح سنت زیبایی شناسی بصری که بر کیفیات بصری ساختمان ها و فضا تاکید دارد و نگاه اجتماعی که با کیفیات اجتماعی مردم، فضاها و فعالیت ها ارتباط دارد. در سال های اخیر سنت دیگر از تلفیق این دو با عنوان «ایجاد مکان» به وجود آمده است.

سنت زیبایی شناسی بصری :

این دیدگاه بیشتر معمارانه و کمتر طراحانه بود و محصول محور است و بیشتر روی کیفیات بصری تاکید دارد و همچنین بر تجربیات زیبایی شناسی از فضای شهری تا اینکه بر موارد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و معیارهای فضایی و فرایندهای دخیل در ایجاد فضای شهری موفق.

علی رغم تاثیر از طراحی شهری “کامیلوسیته” منطبق بر اصول زیبایی شناسی و “لوكوربوزیه”، سنت و نگاه زیبایی شناسی بصری در عمل در برنامه ریزی شهری unwin “آنوین” بیان شد و با شرکت گسترده درطراحی شهرک ها و دهکده های “”MHLG تحکیم شد و این دیدگاه توسط “Frederick Gibberd” در ترکیب باغچه های جلوی منازل مسکونی به جای خصوصی کردن آن ها نمود پیدا کرد. همچنین مباحث توالی تصویر در کتاب منظر شهری “گوردن کالن” و دیگران در دهه 1940 و 1950 مطرح شد.

Carmona”, “Punter”” می گویند در حالی که “گوردن کالن” پاسخ های گویا و شخصی خود را در مورد محیط شهری بیان می کند، تصورات عموم را از منظر شهری و مکان و فضای شهری از نظر فروگذاشته، در صورتی که در مقابل “کوین لينچ” معاصر او در کتاب “سیمای شهر” خود آن را مورد توجه قرار داده است.

سنت اجتماعی :

این دیدگاه در مورد طریقه استفاده مردم از فضا است که ادراک و حس مکان را در بردارد.

Jarvis”” كوشش “لينچ” را که طرفدار اصلی این روش است، برای تغییر تمرکز روی طراحی شهری در 2 روش مشخص کرده است:

– روش تجلیل محیط شهری: در رد این تفکر که محیط شهری یک دغدغه انحصاری بود، “لينچ” تاکید کرد که لذت در یک مکان شهری یک تجربیه پیش پا افتاده و معمولی است.

– روش یک موضوع برای مطالعه: به جای آزمایش فرم فیزیکی و مادی محیط شهری «لینچ» توصیه کرد که تصورات ذهنی ادراک مردم را آزمایش و مطالعه کنیم.

“جین جیکوبس” با کتاب “مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی” به مفاهیم برنامه ریزی شهری مدرن حمله کرد و بسیاری از اصول شهرسازی معاصر را بیان کرد از طرفداران این روش بود که می گفت: شهر یک اثر هنری نیست چون هنر گلچینی از زندگی است در صورتی که شهر زندگی در حیاتی ترین، پیچیده ترین و شدید ترین شکل آن است.

«جیکوبس» تاکید بر جنبه های اجتماعی عملکرد خیابان، پیاده رو و پارک ها به عنوان مکانی برای فعالیتهای انسان و مکان هایی برای تعاملات اجتماعی کرد.

افرادی مثل Jan Gehl”” و” ویلیام رایت” و کارهای” کریستوفر الکساندر” در شناخت سبک رسوم اجتماعی از این قبیل بود.” الکساندر” دو مورد را قصور فلسفه ي طراحی می داند:

1- فرم را بدون زمینه و مفهوم در نظر می گیرد.

2- پیش برد طراحی شهری به شیوه ای که به ایجاد یک تنوع غنی از تعامل بین فعالیت و مکان اجازه نمی دهد.

 واو یکسری از الگوها را به جای یک طراحی کامل پیشنهاد داد که هر الگو یک چهار چوب خلاصه شده و تصویر شده از ضروریات بود و یک سری ساختار پایه و محدود و طرح های دست آزاد را برای شکل دادن و به تصویر کشیدن انگاره ها داشت. این الگوها برای این بود که طراحان را با یک سری ارتباطات کارا ولی نه از پیش تعیین شده بین فعالیت و مکان آگاه و مجهز کند.

سنت ایجاد مکان شهری :

دیدگاه حاکم بر تفکر طراحی شهری در دو سال گذشته این دیدگاه است که در تعاریف زیر جمع شده است.

 در سال 1953 فردریک گیبارد” Frderic Gibbard “گفت که هدف طراحی شهری ترکیبی از ویژگی های عملکردی و ظاهر مطلوب است.

 در سال 1961 جیکوبس” “Jane Jacobs بیان کرد که برای اداره شهر یا واحد همسایگی، چنانکه یک مساله معمارانه بزرگ باشد، باید هنر را برای زندگی جایگزین کرد.

 در سال 1988 پیتر بوکانن” “Peter Bachanan بیان کرد که طراحی شهری خلق مکان است ولی مکان ها تنها یک فضای خاص نیستند بلکه همه فعالیتها و وقایع در مجموع، خلق آن ها را ممکن می کند.

شهر سازی معاصر در رابطه با طراحی فضای شهری به  عنوان یک ماهیت زیبا و یک ساختار رفتاری است و بر تنوع و فعالیت برای ایجاد مکان در شهر تاکید دارد به خصوص به چگونگی پشتیبانی محیط فیزیکی از فعالیتها و عملکردهایی که در آن جا اتفاق می افتد.با این تفکر طراحی شهری به عنوان طراحی و مدیریت قلمرو عمومی مطرح می شود و به صورت جبهه عمومی بناها و فضاهای مابین حیاط ها و فعالیتهایی که در آن ها یا مابین آن ها اتفاق می افتد و مدیریت این فعالیت ها، نمود پیدا می کند و همه آنچه توسط کاربری بناها تحت تاثیر قرار می گیرد.

در سال های اخیر تعاریف رسمی هم مفاهیم ایجاد مکان و قلمرو عمومی را دربرگرفته است.

در انگلستان برای مثال، سیاست برنامه ریزی بیان می کند که طراحی شهری باید این معنا را داشته باشد: ارتباط بین بناهای متفاوت؛ ارتباط بنا و خیابان، میدان، پارک و فضاهای دیگر قلمرو عمومی؛ ارتباط یک قسمت از شهرک با قسمت های دیگر و الگوی حرکت و فعالیتهایی که به وسیله آن ایجاد شده است. و خلاصه ارتباطات پیچیده بین همه المان های فضای ساخته شده و ساخته نشده (DOE Planning Policy Guidance Note 1,1997, Para.14)

دپارتمان حمل و نقل و محیط زیست و نواحی و کمیسیون معماری و محیط ساخته شده بعدها یک تعریف واضح تر و مشخص تر ارائه داد که طراحی شهری را به عنوان هنر ایجاد مکان برای مردم تعریف می کرد:

طراحی روشی را شامل می شود که طی آن، مکان ها حیات می یابند و عمل می کنند و موضوعاتی نظیر امنیت اجتماعی و ارتباطات مردم و مکان ها، حرکت و فرم شهری، طبیعت و بافت ساختمان ها را مدنظر قرار می دهد وفرایندهایی هستند برای تضمین شهرک ها و دهکده ها و شهرهای موفق.

این رهنمودها هفت هدف را تعریف می کند که به مفهوم مکان مربوط است:

 هویت: مکانی که دارای خصوصیات مخصوص خود است

 کیفیت قلمرو عمومی: مکانی با محدوه های بیرونی موفق و جذاب

 سهولت حرکت: مکانی که قابلیت دسترسی راحت و حرکت و جابجایی دردرونش را ممکن سازد

 خوانایی: مکانی که تصور روشن و سهولت ادراک دارد.

 سازگاری: مکانی که به راحتی قابلیت تغییر دارد

 تنوع: مکانی با تنوع و فرصت انتخاب بالا

چهارچوب طراحی شهری:

به عنوان بخشی از سنت ایجاد مکان، جهت تعریف کیفیت مطلوب از مکان های شهری و فرم خوب شهری، تلاش هایی وجود داشته است و مفید است که مفاهیم اصلی 5 مورد از آنها یادداشت شود.

Kevin Lynch کوین لینچ :

لینچ 5 مورد از ابعاد عملکردی طراحی شهری را تعریف میکند:

1) سرزندگی: درجه ی حمایت فرم مکان از نیازهای حیاتی و عملکردی

2) معنی: درجه ی ادارک و تصور روشن مکان در فضا و مکان توسط کاربر.

3) تناسب: درجه ای هماهنگی فرم و ظرفیت مکان با الگوهای رفتاری که مردم دارند یا می خواهند که بکار گیرند .

4) دسترسی: قابلیت دستیابی به سایر مردم و فعالیتها، منابع، خدمات، اطلاعات یا مکان ها که شامل تنوع کمیتی از اجزای قابل دسترسی می باشد.

5- نظارت: مدیریت و خلق دسترسی به فضا و فعالیتها توسط ساکنان

دوفوق معیار در زیر مجموعه این 5 بعد وجود دارد:

1- کارایی: هزینه خلق و نگهداری درسطح مطلوب

2- عدالت: تقسیم منافع عمومی

پس برای لینچ سوال های اساسی اینها بودند:

– هزینه بدست آوردن درجه خاص از سرزندگی، معنا و تناسب و دسترسی یا کنترل چیست؟

– چه کسانی چه مقدار از آن را بدست می آورند؟

“جیکوبس” و” اپلیارد” در مقاله خود هفت هدف را در موردآینده محیط خوب شهری بیان می کنند :

1) قابلیت زندگی: سطح رفاه مناسب برای همه

2) کنترل و هویت: مردم باید احساس کنند قسمتی از محیط به آن ها تعلق دارد

3) دسترسی به فرصت ها، تصورات، لذت ها: مردم باید شهر را جایی بیابند که بتوانند رسوم را بشکنند، تجربیات را گسترش داده و لذت و تفریح داشته باشند.

4) معنی و سند: مردم باید شهرشان و خروجی های اساسی عملکردهای عمومی و فرصت هایی که تقدیم می کند را ادراک کنند

5) زندگی عمومی و اجتماعی: مشارکت در زندگی عمومی

6) خود اتكایی شهر: پایداری در استفاده از انرژی و منابع

7) محیطی برای همه: قابلیت دسترسی برای همه و دسترسی هر شهروند به حداقل سرزندگی، هویت، کنترل و فرصت ها.

برای رسیدن به این اهداف، 5 مشخصه فیزیکی برای تعریف محیط شهری تبیین می شود.

  1. خیابان ها و واحدهای همسایگی سرزنده
  2. تراکم حداقل از توسعه مسکونی و شدت کاربری زمین
  3. فعالیت های یکپارچه و به هم پیوسته از زندگی، کار، خرید، با مجاورت متناسب
  4. یک محیط انسان ساز که فضاهای عمومی را تعریف می کند به خصوص توسط بناهایش
  5. بسیاری بناهای پراکنده و مجزا و مشخص با نظام پیچیده و ارتباطات

محیط های پاسخده :

در طی دهه 1970 و دهه 80 یک تیم پلی تکنیک آکسفورد، کتاب محیط های پاسخده را که روش های طراحی شهری در آن فرموله شده بود را منتشر نمود.

این کتاب یک راهنما برای طراحان شهری است که جنبه های انتخاب مردم را بیان می کند:

 کجا می توانند یا نمی توانند بروند .

 طیف کاربری های قابل دسترسی .

 به چه راحتی می توانند بفهمند که فضا چه فرصت هایی ارائه می دهد؟

 درجه قابلیت استفاده از مکان برای کاربری های مختلف

 آیا وضوح یا جزئیات مکان ها، آن ها را آگاه از انتخاب های قابل دسترسی شان می کند؟

 فرصت ها و انتخاب های تجربیات احساسی

 گستره ای که می توانند نشان خود را به مکان بزنند

سپس 5 گزینه برای پاسخگویی محیط مطرح می کند:

نفوذپذیری، گوناگونی، خوانایی، انعطاف پذیری، تناسبات بصری، غنای حسی، حس تعلق

بعدها جهت اضافه کردن تاثیرات اکولوژیکی، کافی بودن منابع، پاکیزگی و پشتیبانی حیاتی، اضافه شد.

“یان بنتلی” بعدها در سال 1999 یک تیپولوژی شهر پاسخده را بیان کرد که شامل شبکه غیر هندسی، الگوی کاربری پیچیده، تحرک خصوصی مثبت، یک بلوک پیرامونی و شبکه حیاتی بومی بود.

فرانسیس تیبالدز ( Francis Tibbalds ) :

در سال 1989، وی 10 اصول طراحی را بیان می کند:

1) پیش بینی و در نظر گرفتن فضا قبل از ساختمان ها

2) داشتن تواضع، آموختن از گذشته و ملاحظه مفاهیم

3) ترکیب کاربری در شهر و شهرک

4) طراحی در مقیاس انسانی

5) تشویق به آزادی حرکت در محدوده

 6) تامین همه قسمت های جامعه و مشارکت با آن ها

7) ساختن محیط خوانا

8) ساختن برای بقا و پذیرش

9) اجتناب از تغییر بسیار زیاد مقیاس در یک لحظه

10) افزایش پیچیدگی، لذت و محظوظیت بصری در محیط مصنوع با تمام ابزار در دسترس

کنگره هایی برای شهرگرایی نوین ( New urbanism) :

شهرگرایی جدید (Nu) اصطلاحی برای یک سری عقاید است که در آمریکا در طی نیمه دوم دهه 1980 و 90 پیدا شد که عبارت از واحدهای همسایگی «نوسنتی» (New- Traditional) بود یا توسعه واحدهای همسایگی سنتی.

ایده طراحی واحدهای همسایگی شبیه واحدهای همسایگی سنتی و پدیسترین پاکت ها (پیاده محور)و توسعه حرکت محور بود؛ بر پایه طراحی واحد همسایگی براساس سیستم حمل و نقل و تراکم مناسب برای پشتیبانی سیستم حمل و نقل عمومی، دارای اختلاط کاربری، سلسله مراتب پایدار بناهای معمارانه و نوع خیابان ها، لبه ها و مراکز روشن، قابلیت حرکت با هدف طراحی محیطی و انرژی و پیاده محور، برپایه حمل و نقل ناحیه ای و سیستم فضاهای باز.

هدف شهرگرایی جدید تاسیس مجدد ارتباط بین هنر و ساختمان و ساخت اجتماعی در طی طراحی مشارکتی شهروندی بود. و ثابت شد که تنها راه حل های فیزیکی به تنهایی نمی توانند مشکلات فیزیکی و اجتماعی را حل کنند و همچنین قدرت اقتصادی و پایداری اجتماعی و سلامتی محیطی نمی تواند بدون یک چارچوب فیزیکی مناسب و پشتیبان، پایدار باشد. این باعث تغییر سیاست عمومی و عملکرد توسعه به اصول زیر شد:

 تنوع کاربری و جمعیت واحدهای همسایگی

 محیط های اجتماعی به اندازه سواره و اتومبیل باید برای پیاده هم طراحی شده باشد

 شهرهای بزرگ و کوچک باید توسط فضاهای عمومی قابل دسترسی همگانی شکل گرفته باشد

 طراحی شهری باید قاعده مند باشد و با طراحی منظر و معماری که به تاریخ محلی و آب و هوا و اکولوژی و عملکرد ساختمان توجه کند.

چارچوب ها:

هر کدام از چارچوب های فوق یک روشی دارد چهارچوب «لینچ» کمتر تجویزی است و بیشتر یکسری از معیارها برای راهنمایی و ارزیابی طراحی شهری است و بقیه را برای تعیین فرم فیزیکی قرار می دهد.

چهارچوب “جیکوس” و”اپلیارد” بیشتر تجویزی است. معیارهای آن ها، فرم شهر کامل و قابل زندگی و پویا را پیشنهاد می کند مثل سان فرانسیسکو پاریس؛ و بیان می کند که طراحان شهری نباید معیارهای کاملا تجویزی داشته باشند و طرح آنها در آب و هوای محلی و فرهنگ بومی قابل پیاده سازی باشد.

این روش ها باید انعطاف پذیر باشند. نباید تا حد یک فرمول کاهش پیدا کنند زیرا این فرموله کردن فرایند پویای طراحی را که ارتباط به اصول کلی برای مکان ها و موقعیت های خاص را دارد؛ خنثی می کند.

در فرایند طراحی هیچگاه پاسخ کاملا درست و غلط وجود ندارد بلکه بهتر و بدتر وجود دارد و کیفیت آن ها فقط در زمان مشخص می شود به علاوه چهارچوب ها ممکن است محصول و خروجی طراحی شهری را بهتر از ابعاد فرایند آن تبیین کنند و کیفیات محیط خوب و طراحی شهری خوب را پیشنهاد کنند به چگونگی دستیبابی به آن ها را.

طراحان شهری همچنین نیاز دارند که مفاهیمی را که از طریق آن عمل می کنند و (بخش 3) و فرایندهایی که با آن مکان ها و توسعه ها ایجاد می شوند (بخش 10و11) را بفهمند.

همیشه شکافی ین تئوری و عمل وجود دارد و تجربه شهرگرایی نوین مثالی از آن است .

(2000/p.756) Labg, Sohmer شهرگرایی نوین را شامل 3 جزء می دانند:

1- شیوه  معماری (معماری نو- سنتی)

2- عمل طراحی شهری (فرم خیابان، پروفیل خیابان ها، فضاهای عمومی و تراکم ها)

3) ترکیبی از سیاست های کاربری زمین (اختلاط کاربری ها، درآمد مختلط، توسعه حرکت محور)

اینها می توانند در یک هرم قرار گیرند، آنهایی که در سطح پایین تر هستند، اجرای راحت تر دارند و سطوح بالاتر، اجرای دشوارتری دارند. شیوه ی معماری UN اغلب بدون 2 جزء دیگر استفاده می شود مثلا روح شهرگرایی نوین می تواند در خانه های سنتی ولی در قطعات حومه شهری استاندارد نمود پیدا کند. پس هر 3 جزء می تواند برای UN صحیح و کامل اجرا شود ولی شیوه معماری غیر ضروری تر است.

نیاز برای طراحی شهری:

“بنتلی” در اواسط دهه 70 ضرورت توجه به اصول طراحی شهری را در معیارهای زیر تشخیص داد

1- محصول (محیط شهری)   2- فرایند توسعه    3- نقش حرفه در کنترل محصولاتش

محصول محیط شهری و فرآیند توسعه:

کیفیات فقیر بسیاری از محیط های شهری معاصر و کمبود توجه به کیفیت کلی و نتیجه فرایندهایی هستند که به وسیله آن ها محیط تولید می شود و نیروهایی که براساس آن ها فرایندها عمل می کنند

که انتقاد به صنعت توسعه نسبت داده می شود یعنی در پروسه توسعه و عاملان آن در سیستمی هستند که توسعه را سبب می شود ولی ایجاد مکان نمی کند (با مشخصه های نظارتی و ذخیره ای و کوتاه مدت از صنعت توسعه).

تنزل محیطی در نتیجه تاثیرات فزاینده تصمیمات توسعه طراحان شهری ناشناخته بوده است.

Lolkaitou sideris با تاکید بر محصول طراحی بیش از فرآیند آن، از شکاف هایی در کیفیت طراحی شهری صحبت می کند :

 شکاف در فرم شهری (تداوم از بین رفته).

 فضاهای باقیمانده توسعه نیافته بدون استفاده.

 تقسیمات فیزیکی که هدفمند يا تصادفي باعث جدایی اجتماعی شده است.

 فضاهایی که در نتیجه توسعه ایجاد شده یا در اثر توسعه متلاشی و منقطع شده است.

محیط های شهری فقیرگاه در پاسخ به شرایط اقتصادی و اجتماعی متنوع ایجاد  می شوند مثل استاندارد کردن و هم شکل سازی با تاکید برخصوصی گرایی بیش از مباحث اجتماعی و جامعه گرایی که مربوط به خصوصی کردن زندگی و فرهنگ و زوال قلمرو عمومی بود که بیشتر در شهرهای آمریکایی با گسترش بخش خصوصی و جامعه مصرف گرا ایجاد شد.

نقش حرفه محیط ساخته شده :

در طی دهه 1960 یک سری بحران در حرفه محیط های ساخته شده ایجاد شد در مورد اینکه چه چیزی انجام می دادند و چگونه؟

«لنگ» زمان تولد طراحی شهری را از زمانی می داند که محیط های شهری بی حاصل نتیجه جنبش مدرنيزم و در ارتباط با سیاست گذاری و طراحی معماری ایجاد شدند.

Duong etal  اشاره می کند که بسیاری از توسعه ها تاثیر منفی بر کیفیت محیط ساخته شده داشته اند.

اندازه و نتایج آن ها دلیل مشکل مشابه است آنها در درون خالی هستند، از هیچ دیدگاه فیزیکی ناشی نمی شوند،هیچ تصوری ندارند، هیچ دیاگرامی و يا هیچ مدل توصیه ای ندارند تنها عدد دوکلمه هستند، گردآورندگان آنها ظاهرا هیچ تصوری از اینکه جامعه آن ها چگونه می خواهند باشد، ندارند و…

طراحی شهری به عنوان یک رابطه پیوند دهنده :

دو تفکر طراحی شهری:  1) پیوند دهنده طیف گسته ای از حرفه ها 2) وسیله برگردان یادادن کیفیت پیوستگی و تداوم به توسعه های شهری شخصی و گاه درونگرا .

پیوند حرفه ها :

مسائل شهری پیچیده با ارتباطات درونی ومبهم و چند بعدی هستند و حرفه ای ها باید از یک دیدگاه محدود شده و باریک به قضیه نگاه کنند و تخصص ها تجمیع شوند.

برای پیوند یک ترکیب حرفه های گسسته، افراد و متخصص های مشخص و یک سازمان لازم است تا لبه های حرفه و اهداف مشترک را بین حرفه های درگیر با محیط مصنوع ایجاد کند.

در UK اولین گروه طراحی شهری در 1978 ایجاد شد (UDG) كه ادعا مي نمود هر کس در زمینه محیط فعالیت دارد یک طراح شهری است چون تصمیاتش بر کیفیت فضای شهر تاثیر دارد. طبیعت میان رشته ای طراحی شهری بعدها توسط حلقه طراحی شهری مورد تایید قرار گرفت (1997)

پیوند محیط شهری :

“Sternberg” بیان کرد که نقش اولیه طراحی شهری دفاع مجدد از پیوستگی تجربیات شهری است” الکساندر” مفهوم اشیاء و ارتباطات را به طراحی شهری وارد می کند و بیان کرد که آنچه ماهمه روزه به عنوان شی ادراک می کنیم (مثل ساختمان، دیوارها و خیابان و…) الگوهایی در ارتباط با الگوهای دیگر هستند مثلا یک پنجره رابطی بین درون و بیرون است، بین عمومی وخصوصی، وقتی آنها از این رابطه خارج شده به شی تبدیل می شوند مفهوم خود را ازدست می دهند.

با این حساب نقش طراحی شهری درباره ارتباط الگوهاست که دیگران (معماران، توسعه گران، مهندسان) قبلا سعی در انجام آن داشتند.

عمل طراحی شهری :

چه کسانی طراحان شهری هستند؟ پاسخ تمام کسانی است که در شکل محیط شهری تصمیم می گیرند؛ مانند معماران، طراحان منظر، مهندسان، برنامه ریزان نقشه برداران و توسعه گران و سرمایه گذاران، ساکنان، مهندسین عمران، سیاستمداران، مدیران ،ماموران جرم و ماموران آتش نشاني، ماموران سلامتی اجتماعی و بسیاری دیگر.

تاثیر افراد مختلف با اهداف مختلف به طراحی ممکن است مستقیم یا غیر مستقیم باشد شامل طراحی شناخته شده و ناشناخته.ولي هیچ تمایزی در کیفیت خروجی وجود ندارد. خروجی هر دو گروه می تواند خوب  يا بد باشد. با اینحال براساس پیچیدگی محیط معاصر طراحی شهری ناشناخته چیز بدي نيست ولی چون کیفیت محیطی کلی یک موضوع صریح و روشن نیست؛ احتمال اینکه محیط خوب خلق کند کم است. برای مثال شهر امروز یک تصادف نیست بلکه محصول تصمیمات اتخاذ شده برای اهداف مجزا و جداگانه است که ارتباطات و تاثیرات جانبی آن کاملا مدنظر قرار نگرفته است.

طراحان شهری متخصصانی هستند که برای تخصص های طراحی شهری به کار گماشته شده اند با اینحال ممکن است هیچکدام توالی و نظم مشخص در مورد موضوع نداشته باشند ولی از تجربیات معماری، برنامه ریزی و معماری منظر استفاده کنند

علاوه بر این در طی این تسلسل متخصصان محیط های مصنوع هستند که علی رغم داشتن تاثیر بر محیط شهری خود را به عنوان طراح شهری در نظر نمی گیرند. این گروه توسعه طلبانی را شامل می شود که پتانسیل طراحی شهری را برای افزایش ارزش و ترقی موفقیت تجاری دراز مدت می دانند.

طراحان شهری آنهایی هستند که تصمیمات طراحی می گیرند بدون تجلیل آن:

– سیاستمداران دولت مرکزی که استراتژی ها را مشخص می کنند

– دولت محلی و منطقه ای که سیسات ها را اجرا می کنند، تغییر و توسعه می دهند در پرتو رویدادهای محلی شامل سرمایه گذاری منابع عمومی در قلمرو عمومی

– تشکل های تجاری و موسسات خدمات شهری که تصمیمات سرمایه گذاری می گیرند شامل مسائلی که به زیر ساخت های فیزیکی مربوط است .

-حسابداران که به بخش عمومی و خصوصی در مورد سرمایه هایشان توصیه می دهند

– مهندسان که زیر ساخت ها و شالوده حمل ونقل عمومی و جاده ای را طراحی می کنند و آن را به محدوده عمومی مربوط می کنند.

– سرمایه گذاران که فرصت های سرمایه گذاری را ارزیابی می کنند.

– آژانس نوسازی شهری که نقدینگی عمومی را در پروژه های نوسازی سرمایه گذاری می کنند و اهداف اجتماعی، اقتصادی و محیطی را به تعادل می رسانند.

– تهیه کنندگان زیر ساخت ها (گاز، تلفن، و برق…) که در زیر ساخت های پنهان و در تامین بخش عمومی سرمایه گذاری می کنند .

– گروه های اجتماعی که توسعه را پشتیبانی می کند و برای بهبود و توسعه، تجهیز می شوند و علاوه بر این خود را در فرایند توسعه قرار می دهند.

– خانه داران و ساکنان که تعلقات خود را نگهداری کرده و هویت می دهند.

انواع حرفه طراحی شهری :

دو نقش برای طراحان شهری وجود دارد یکی برای طراحان برنامه ریزی و دیگری برای طراحان معمار.

طراحان برنامه ریز، فعالیت های دیگران را راهنمایی و هماهنگ می کنند به خصوص برای بیان دیدگاههای فیزیکی و فضایی برای مکان ها به وسیله طرح جامع یا چهارچوب طراحی شهری. این چنین کنترلی به طور شاخص ولی نه منحصر به فرد ،توسط بخش عمومی در راستای منابع بخش خصوصی به کار گرفته می شود در حالی که منافع عمومی برای توجیه و تصدیق هدایت و نگهداری کافی پنداشته می شود

طراحان معمار: به طور مستقیم با طراحی توسعه و اغلب در شکل دادن به یک بنای خاص یا یک سری از بناها درگیر هستند طراحی شهری معاصر گسترده تر از این است

تحققیات DETR (2000) نوع از انواع طراحی شهری را بیان می کند: (طراحی توسعه شهری)، (سیاست های طراحی هدایت و نظارت)، (طراحی قلمرو عمومی) و طراحی شهری اجتماع

همچنین 4 نوع از فعالیت های طراحی شهری را بیان می کند

طراحان شهری به عنوان طراحان کلی، طراحان شهری (all-of-a-piece)، طراحان شهری به عنوان طراحان زیر ساخت، به عنوان طراحان رهنمود

متغیرهای طراحی زیادی وجود دارد كه به ده مورد در زیر اشاره شده است اینها مانعه الجمع نیستند و در یک پروژه طراحان شهری در تعدادی از نقش ها مشارکت می یابند.

طراح کلی: تیم يا فرد که پروژه را از ابتدا تا تکمیل در سایت همراهی می کند در حالی که امکان دارد طراح شهری در راس فرآیند پروژه قرار گیرد با وجود طبیعت multi diciplin طراحی شهری و مجریان فراوان دخیل در فرایند نمی توان باور داشت که طراحان کلی یک فرد باشد

طراحی شهری all-f-a-piece : یک طراح يا یک شرکت طرح جامع با همه رهنمون های جزئی مجریان و معماران ارائه می دهد تا در طراحی ساختمان از آن تبعیت کنند در اینجا تیم طراحی شهری به مثابه منتقد هر پیشنهاد جزئی (sub-proposal)  می شود ودر ضمن عناصر پروژه در فاصله کوتاه زمانی از یکدیگر بنا می شوند (اگر به طور همزمان نباشند ) (Lang,1994/p.79)

سازنده دید کلی (ارائه دهنده مفهوم) :مفهوم چگونگی سازماندهی الگوی فضایی یک شهر یا فضای شهر را ارائه می دهد و در ارتباط با دیگر مجریان آن را در قالب یک چهار چوب یا مجموعه رهنمون ها ارائه می دهد تا جزییات فازها یا قسمت ها را تنظیم کنند.

طراح زیر ساخت: به مهندسی عمران نزدیک و با آن همراه است و کمی هم با متخصصان برنامه ریزی شهری. از آن جا که عمده ویژگی یک محیط شهری از خیابانها، پارک هاو فضاهای عمومی و دیگر تسهیلات عمومی آنها ریشه می گیرد، این نقش بسیار اهمیت دارد و نباید اهمیت آن را کم ارزیابی کرد.

پیشنهاد کننده خط مشی: به سیاستمداران و تصمیم گیرندگان در خلق آینده ای مثبت برای شهرها و شهرستان ها وابسته است. این نقش تسهیلگر است که شامل بر ارائه راهنمایی و پیشنهاد برای تصمیم گیرندگان و با توجه به طبیعت تغییرات در محیط ساخته شده می شود. ارائه اهدافی برای توسعه، و رهنمون هایی که دیگران بر مبنای آن عمل کنند و هماهنگی، و ارزیابی کار در حال اجرا را نيز شامل می شود. پیشنهاد کننده خط مشی باید نتایج کوتاه مدت و بلند مدت، تصمیمات طراحی را در نظر بگیرد، به نیازهای نسل های آینده توجه کند و دغدغه محیط و جامعه را به عنوان یک کل (منسجم) داشته باشد.

طراحان رهنمون: اصول تفصیلی طرح را به شکل خط مشی استخراج می کند، فضاهای عمومی را تعریف و طراحی می کند، استفاده های خاص را تعریف و مشخص می کند، توسعه را تحریک و ترغیب میکند و محیط های جاری را حفظ می کند. رهنمون ها در بخش خصوصی و عمومی استفاده می شوند وخط مشی را با عمل پیوند می دهند.

مدیر شهری: مدیریت روز به روز محیط های شهری را اجرا می کند. نقش با همه محیط شهری ارتباط دارد، و اغلب فعالیتهای بسیاری را در بر می گیرد که تحت حوزه رویدادهای شهری قرار دارد. به همراه آغاز کردن شروع کننده های کوچک در ساخت coalition گروههای ذی نفع، و مدیریت خدمات رسانی و نگهداری واقعیت شهری.

تسهیل کننده رویدادهای شهری: با شروع کردن یا مدیریت، برنامه های سرزندگی فرهنگی فعالیتها را بر می انگیزاند.با رویدادهای فرهنگی و هنرهای نمایشی که دامنه گسترده ای از مردم را به بازدید ترغیب میکند از فضاهای شهری استفاده کند و حرکت را در آنها ایجاد می کند.

برنامه ها، اغلب رویدادهای گوناگونی و فعالیت های متنوعی را شامل می شوند که در زمان ها و مکان هایی متعدد روی می دهند که اغلب مستلزم شور و اشتیاق محلی و معمولا محور اداری (دولتی)، شراکت و حمایت مالی است. تسهیل کننده باید توجه کند که چرا و چگونه رویدادها اجرا می شوند. چرا باید روی دهند و مخاطبان هدف چه کسانی هستند.

مشوق جامعه یاکاتالیزور: مسئول مشارکت اجتماعی در فرایند توسعه، شامل بر طراحی شهری، برنامه ریزی و مدیریت محیط ساخته شده محلی. متدهای فراوانی، شامل برمیتینگ ها، فروم ها، کارگاهها که برای مشارکت همه اقشار جامعه وگروههای شهروندی در برنامه ریزی مورد استفاده اند تا شرایط محلی، زمان و منابع را متناسب نمایند.

محافظ شهری: با توجه به تعادل دقیق میان تغییر و نگهداری، فرایند تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار می دهد. لازمه این امر ارزیابی حساس پویایی ها و فرایندهای تغییرات شهری است. عرصه و سطح تمایل ممکن است از ساختمان های شخصی تا فضاهای بزرگ شهری، همسایه ها یا میادین شهری تا همه شهر تفاوت کند. همچون محافظت ساختمان و مناطق. نقش فوق با ترغیب و ترویج تغییراتی که به طور مثبت چهره شهر را تغییر خواهد داد نیز در ارتباط است.

مشتری ها و کاربران طراحی شهری :

طراحان شهری براساس نقشی که در محیط شهری دارند به طیف وسیعی از منافع مشتری ها سرویس دهی می کنند. فرایند و خروجی طراحی شهری مردم  و منافع آنها را به طرق مختلفی تحت تاثیر قرار داده و درگیر می کند:

به عنوان افراد، به عنوان اعضای گروه های محلی، اجتماع و جامعه در کل، ساکنان، کاربران، و به عنوان اعضای نسل حال و آینده.

“لنگ” بین مشتری های پرداخت کننده و غیر پرداخت کننده تمایز قائل است مشتری های پرداخت کننده شرکت ها و پشتیبان های مالی آن ها را در بر می گیرند در بخش عمومی ها شرکت ها، موسسات دولتی و سیاستمداران و پشتیبان مالی آن ها مالیات پردازان هستند.

در بخش خصوصی؛ شرکت ها، توسعه گران هستند و پشتیبان مالی آن ها بانک داران و موسسات وام دهنده هستند همانطور که” لنگ” بیان می کند، این فعالان و عاملان به عنوان جانشین مردم (خریدار، اجازه دارد و کاربر) عمل می کند که نهایتا برای بناها و محیط ساخته شده پول پرداخت می کنند.

“لنگ” انواع مختلفی از مشتری های پرداخت نکننده را تعریف می کند كه دو گروه اصلی آنها عبارتند از:

1- ساکنان و کاربران:

 پولی پرداخت نمی کنند در این معنا که نه اجاره بها می دهند و نه با متخصصان در طراحی برای خودشان اثر متقابل دارند، بنابراین یک شکاف تجربی و اداری مابین کاربر و حرفه ای ایجاد می شود.

کاربران گاهی در فرآیند توسعه شرکت می کنند، از این طریق که برای مثال شرکت های عمومی یا متخصص های تجارت که مهارت حرفه ای شان فهم نیازهای کاربران و چگونگی تامین آنها می شود.

2- منافع عمومی:

در حالی که اثبات اینکه طراحی شهری باید منافع عمومی را تامین کند ماده است ولی تعیین و تعریف این منابع در هر موقعیت خاص دشوار است.

عاملان فرآیند توسعه منافع و علایق مختلف و گاه رقیب دارند در حالی که مفروضات حرفه ای های محیط مصنوع در مورد منافع عمومی اغلب براساس فاکتورهای طبقه بندی شده و تخصص محدود است.

در عمل تعریف علایق و منافع عمومی اغلب معامله و مذاکره بین احزاب و گروههای رقیب را در بردارد.

تعداد شکاف های موجود هم مهم است مثلا شکاف شاخص بین تولید کننده و مصرف کننده یا کاربر محیط شهری وجود دارد. همچنین شکاف های ارتباطی و اجتماعی بین طراحان و استفاده کنندگان و متخصصان و غیر متخصصان وجود دارد. اگر هدف و تمایل آن ها ایجاد مکان برای مردم است؛ طراحان باید تلاش در جهت محدود کردن این شکاف ها کنند نه تشدید آن ها .

نتیجه :

 

طراحی شهری در طی 40 سال گذشته به یک زمینه مهم فعالیتی تبدیل شده است گرچه محتوای آن گسترده است و مرزهای آن اغلب غیر روشن و گاه مجادله برانگیز؛

در این بخش بیان شد که طراحی شهری باید در قلب آنچه دغدغه ي ایجاد مکان برای مردم است، یک عمل پیونددهنده یکپارچه کننده باشد.

در حالی که اجتناب ناپذیر می نماید که گروه های مختلف با صلاحیت طراحی شهری ادعا کنند که طراحی شهری یک حرفه مجزا است ولی طراحی یک ميان رشته است تا اینکه یک رشته مشخص و خاص؛ نه فقط به این دلیل که مشکلات مواجه با آن و چالش های موجود بسیار پیچیده تر از آن است که توسط یک فرد یا متخصص پیش رود بلکه همچنین به این دلیل که مسئولیت ایجاد کیفیت کلی محيط شهری اغلب مابین تخصص های مختلف محیط ساخته شده قرار دارد.

خلق و ایجاد یک محیط شهری خوب و قلمرو عمومی خوب؛ امتیاز ویژه یک متخصص حرفه ای و روءسای آن ها نیست؛ همان طور که طراحی شهری نمی تواند از زندگی روزانه محیط های شهری جدا باشد، همه آنچه که در ایجاد و عملکرد این محدوده ها درگیر هستند، در تامین موفقیت آن ها نقش دارند.

از این رو ایجاد و خلق محیط و فضای شهری دغدغه گروههای بسیاری است که شامل دولت مرکزی و محلی، شکل های محلی، شکل های تجاری، سرمایه گذاران، ساکنان کاربران، رهگذران و نسل های آینده می باشد وهمه این گروهها منافعی و نقشی برای اجرا در طراحی شهری دارند.

کلیدواژه : طراحی شهری معاصر
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها