سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

بعد عملکردی طراحی شهری

بعد عملکردی

 

مقدمه :

این فصل بر روی بعد عملکردی طراحی شهری متمرکز است. به این مفهوم که مکان ها چگونه عمل می کنند و چگونه طراحان شهری می توانند مکان های بهتری بسازند. هر یک از دو فاکتور کارکرد اجتماعی و سنت های بصری تفکر طراحی شهری، جنبه عملکرگرایانه دارند. از این جنبه، نخستین عامل به کارکردی کردن محیط پیرامون بر حسب این که چگونه مردم ار آن استفاده می کتتد می پردازد. حال آن که در دومین عامل، اغلب بعد انسانی در زیبایی شناسی یا criteria فنی مثل جریان ترافیک، دسترسی یا سیرکولاسیون خلاصه می شود. این فصل به این دو مورد از ملاحظات کارکردی با تقدم عامل اول می پردازد  و در چهار بخش نخست کاربرد فضاهای عمومی را بررسی می نماید، دومین بخش به کاربری های مختلط و ملاحظات تراکمی می پرازد، سوم به طراحی محیطی و چهارم شبکه معابر.

 

1) فضای عمومی و نگرش عمومی – خصوصی :

ازآنجایی که مکان های موفق از فعالیت ها حمایت می کنند و برای آن ها تجهیز می شوند، طراحی فضاهای شهری باید با آگاهی از نحوه استفاده مردم از آن ها صورت گیرد. عموما طرحان شهری تعلیم یافته و مجرب، اطلاعات دقیق و با جزئیاتی از فضاهای شهری، مکان ها و محیط های پیرامونی بر اساس مشاهدات دست اول ارائه می نمایند. برای نمونه بیکن اظهار کرد تنها از طریق قدم زدن های بی انتها، طراحان شهری می توانند ‘ درو ن ماهیت وجودی آ نها جذب شوند ‘؛ تجربه صحیح در طراحی شهری. بسیاری از تفسیر ها درباره استفاده از قلمرو عمومی بر مشاهدات دست اول استوارند:” زندگی و مرگ شهرهای بزرگ آمریکایی” اثر جین جیکوبز در شهرهای شمالی آمریکا(1961)، ” زندگی در میان ساختمان ها” نوشته جان گل در اسکاندیناوی ( 1971)، ” زندگی اجتماعی فضاهای کوچک شهری” اثر ویلیام اچ. وایت در نیو یورک( 1980). به این موا د می توان Housing as if mattered اثر کلر کوپر مارکوس و وندی سارکیسین ( 1986) و پروژه فضای عمومی ” چگونه مکان اطراف را تغییر بدهیم: کتاب راهنمای خلق مکان های عمومی موفق ( 1999). تمام این آثار از مشاهده ی نسبت و رابطه بیت این فعالیت ها و فضاها ریشه می گیرد. همان طور که پروژه فضای عمومی توصیه می کند:” هنگامی که شما یک فضا را مشاهده می کنید می آموزید که آن فضا در واقع چگونه استفاده می شود تا این که تفکر شما درباره استفاده از آن چیست؟”

بر اساس ترکیب پژوهش و عقاید در باب کاربرد و طراحی فضاهای عمومی کار ات آل (1992) معتقد است علاوه بر معنی دار ( امکان برقراری ارتباط قوی بین مکان و مردم، زندگی شخصی آن ها و دنیای بزرگتر ) و دمکراتیک بودن ( حمایت از حقوق گروه کاربران، در دسترس همه گروه ها بودن و تأمین آزادی عمل )، فضاهای عمومی هم چنین باید پاسخده به مفهوم طراحی و مدیریت شده جهت جوابگویی به نیازهای کاربرانشان، باشند.

آن ها پنج نیاز اولیه را که مردم به دنبال برآورد کردنشان در فضای عمومی هستند، شناسایی می کنند؛ آسایش، راحتی، ارتباط مؤثر با پیرامون، ارتباط فعال با پیرامون و مکاشفه. مکان های خوب اغلب بیش یکی از این توقعات را برآورده می کنند.

  • آسایش :

آسایش لازمه فضاهای عمومی موفق است. طول مدتی که مردم در یک فضای عمومی می مانند، عملکرد و شاخص آسایش آن است. ابعاد حس آسایش، عوامل محیطی ( آسایش در برابر خورشید، باد و …، بعدا در این فصل به تفصیل ارائه خواهد شد) ، آسایش فیزیکی ( نشستگاه های راحت ، کافی و غیره ) و آسایش اجتماعی و روانی را شامل می شود . فاکتور آخر به ویژگی و ambience فضا وابسته است . کار ات. آل بیان می کند که “این ،یک نیاز عمیق و منتشر شونده است که به تجربیات مردم در مکان های عمومی کشیده می شود . احساس امنیتی است که شخصیت فردی و دارایی های وی را آسیب ناپذیر می کند . ” همچنین ممکن است حس آسایش بواسطه ی طراحی فیزیکی فضا و یا با راه بردهای مدیریتی آن رو به فزونی گذارد .

  • راحتی :

هنگامی که آسایش روانی می تواند لازمه راحتی باشد ، راحتی حالت کامل تری از قرار گیری ذهن و تن در آرامش و آسایش است . در چیدمان های شهری ، عناصر طبیعی – درختان، سبزه ها ، عناصر آبی – و جدایی از ترافیک سواره به تاکید بر تباین با حوزه بلافصل کمک می نماید و باعث سهولت رسیدن به راحتی می شود . با وجود این احتمال دارد عناصر ایجاد کننده یک نشست گاه دلپذیر و خوشایند ، دسترسی بصری ( نفوذپذیری بصری ) را مسدود نمایند که مشکلات ایمنی و کاربری دفع کننده بوجود می آورد .

  • ارتباط متقابل کارا :

هنگامی که ارتباط کارا و موثر با محیط پیرامون می تواند به احساس راحتی منجر شود توامان نیاز به مواجه با چیدمان ولو بدون درگیری فعال و کارا با آن را شمل می گردد .

شاید نخستین شکل ارتباط کارا و تاثیر پذیر تماشای مردم باشد : برای نمونه ، وایت دریافت که آنچه مردم را جذب می نماید سایر مردم و زندگی و فعالیت هایی است که آنها با خود به فضا می آورند . پر کاربرد ترین مکان های نشستن مردم عموما در نزدیکی جریان عابرین پیاده است که به تماشاجیان اجازه می دهد به تماشای مردم با اجتناب از ارتباط چشمی با آنها بنشینند . عواملی چون فواره ها ، منظرها ، آثار هنر عمومی ، نمایش های خیابانی و … فرصت های ارتباط کارا را فراهم می آورند .

  • ارتباط متقابل فعال :

ارتباط فعال ف تجربه مستقیم تر با یک مکان و مردم درون آن را در بر می گیرد . کار ات.آل  ذکر می کند هرچندبرخی از افراد از تماشای مردم به اندازه ی کافی احساس رضایت می کنند ولی سایرین خواهان ارتبط مستقیم تری چه با دوستان و خانواده وچه با غریبه ها می باشند .

اگرچه ممکن است طراحان شهری به نحوی دیگر بیاندیشند ولی غرابت و نزدیکی ساده مردم به معنی کنش های خود به خود و بی اختیاری نیست . وایت متوجه شد که فضاهای عمومی ، مکان های مطلوب و ایده آلی برای شروه بی مقدمه آشنایی ها نبودند وحتی در اجتماعی ترین آنها تعداد زیادی ارتباط وجود نداشت . با این وضع ، انطباق مردم در فضا و زمان ، فرصت هایی را برای ارتباط و کنش های اجتماعی فراهم می آورد . در بحث وی در ارتباط با چگونگی حمایت طراحی فضای عمومی از کنش های متقابل “گل” به کنترل ‘به شکل های انتقالی گوناگون بین تنهایی و باهم بودن’ مراجعه می کند و مقیاسی از ‘ درجه ی ارتباط’ پیشنهاد می کند که از دوستان نزدیک تا دوستان ، آشنایان ، ارتباطات تصادفی و شانسی و ارتباطات منفعل را رتبه بندی می نماید . اگر فعالیت در فضاهای بین ساختمانها گم شود آنگاه نقطه انتهایی در این مقیاس ارتباط نیز از بین می رود ؛ ‘ مرزها بین تنهایی و ارتباط بشدت معلوم و آشکار می شوند – مردم یا تنها هستند یا در ارتباط با سایرین در سطحی نسبتا سنگین و سخت و اجباری.فضای عمومی موفق ، فرصت هایی را برای درجات متنوعی از ارتباط و نیز قطع ارتباط ایجاد میکنند .

طراحی قلمرو عمومی می تواند به ایجاد یا منع فرصت هایی برای ارتباط بپردازد. عوامل یا رویدادهای غیر معمول می تواند به چیزی که وایت آن را triangulation  می نامد منجر شود ؛ فرایندی که طی آن تعدادی محرک خارجی باعث ارتباط بین مردم می گردد و غریبه هارا به صحبت با سایرنا آشناها به مثابه اینکه همدیگر را می شناسند تشویق می کند . ترتیب قرار گیری عناصر مختلف _ نیمکت ها، تلفن ها، فواره ها، مجسمه ها-  در فضاهای عمومی می تواند به اندازه ای بیشتر یا کمتر به کنش های اجتماعی منجر شود. پروژه فضای عمومی بیان می کند که چگونه کنش های اجتماعی ناآگاهانه در جایی که چیزی مورد علاقه مثل مجسمه های گاو فایبر گلاس با دوام طراحی شده توسط هنرمندان و در خیابان های شیکاگو به عنوان یک اثر هنر عمومی استقرار یافته اند، روی می دهد؛ گاوها بهانه ای برای مردمی که یکدیگر را برای شروع صحبت با هم نمی شناسند، ایجاد می کنند.

  • مکاشفه :

نشان دادن تمایل به مناظر جدید و تجربیات لذت بخش دلالت بر مکاشفه دارد که به گوناگونی و تغییر وابسته است . در عین حال که این نتایج ممکن است به سادگی با گذر زمان و چرخش فصول بوجود آیند همچنین می توانند از مدیریت و حرکت و پویایی فضای عمومی نتیجه شوند . ممکن است مکاشفه با فاصله گرفتن از امور عادی و قابل انتظار ، نیازمند مقداری حس غیر قابل پیشگویی و حتی خطر ( واقعی یا ذهنی ) باشد . Lovatt و O’Connon (1995) و Zukin (1995) سایدین ، درباره فضاهای liminal – فضاهایی که درفاصله زندگی روزمره و خارج از قوانین طبیعی شکل می گیرند – که در انها فرهنگ های مختلفی باهم مواجه و روبرو می شوند ، نوشته اند . ممکن است مکاشفه برنامه های اجرایی چون کنسرت های زمان نهار ، نمایشگاه های هنر ، نمایش های خیابانی ، فستیوال ها، دسته ها ، بازارها ، وقایع اجتماعی و یا تبلیغات بازرگانی را در طول بازه های زمانی و محل های ظهور شامل می شود . چنین برنامه های اجرایی نیز می توانند ( دیدارهای سالانه مانند فستیوال Edinburg  کارنیوال Notting hill لندن و Mardgrasi نیو اورلئان را در بر گیرد .

 

کارکرد اجتماعی فضا :

اثر ویلیام اچ . وایت ( 1988-1980 ) دلالت بر جالبیت و تازگی خاصی با توجه به نحوه استفاده مردم از فضاهای عمومی دارد . وایت با استفاده ازمطالعات فتو گرافیک تعدادی از فضاهای باز نیویورک ، متذکرشد که به نظر می رسد بسیاری از این گونه فضاها کمتر مورد استفاده قرار گرفته اند و ظاهرا برای توجیه سطح بنای فوق العاده تخصیص داده شده به سازندگان به عنوان بخشی از مقررات منطقه بندی تشویقی شهر ، شکست خورده اند . اثر وایت که در ابتدا با عنوان “زندگی اجتماعی فضاهای کوچک شهری ” در سال 1980 منتشر شد ، در سال 1988 با نام “شهر : مکاشفه مجدد مرکز” و به عنوان کتابی قابل توجه تر و مهم تر در سال 1988 تجدید چاپ گردید . پروژه فضای عمومی که در سال 1975 بنا نهاده شده بود ، کار وی را ادامه داده ( برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به www.pps.org ) و در استفاده از دوربین های فیلم برداری جهت تحلیل الگوهای کاربرد فضا در طول زمان ، پیش قدم شده است .

هنگامی که مکانی شلوغ و پر ازدحام است ، مردم بیش از آنکه جایی بنشینند که اکثرا خواهان آنجا هستند ، محلی مستقر می شوند که می توانند در آنجا بنشینند . سپس ، برخی قسمت ها همزمان با مابقی بخش ها که استفاده آنها ادامه می یابد ، تخلیه می شوند . همچنین وی دریافت که اکثر فضاها ، زیر مکان های تعریف شده ی خوبی را که – اغلب در پیرامون لبه ها – ترجیح می دهند و قرارهای ملاقات خود را در آنها می گذارند ، شامل می گردد . وایت یادآور می شود که عمدتا زنان در انتخابشان از فضا ، بیشتر تامل می نمایند و لذا معمولا سهم کمتری از زنان به غلط بودن چیزی اشاره نمودند . همچنین زنان بیش از مردان سطح بالاتری از خصوصی بودن و غیرعمومیت را می طلبند .

وایت بیان می کند که فضاهای اجتماعی تر معمولا، خصوصیات زیر را دارند :

  • مکانی خوب ، ترجیحا در جوار مسیری شلوغ و حائز هر دو نفوذ پذیری فیزیکی و بصری
  • خیابان ها بخشی از فضای اجتماعی می گردند . حصارکشی حول فضا نسبت به خیابان باعث انزوا و کاهش کاربرد آن می شود .
  • وجود سطح یا حداکثر سطح بندی کردن توسط سنگ فرش ( فضاهای بطور قابل ملاحظه بالا یا پایین این سطح ، کمتر مورد استفاده قرار می گرفتند ) .
  • مکان هایی برای نشستن – هم متصل و جدا ناپذیر از مابقی حجم ( مانند پله ،دیوارهای کوتاه ) و هم روشن و واضح ( مانند نیمکت ها ، صندلی ها و…)
  • نشیمن گاه های متحرک که امکان گزینش و ارتباط شخصیت ها را فراهم می آورد .
  • عوامل کم اهمیت تر ، نفوذ آفتاب ، زیبایی شناسی فضا ( امر مهم ، نحوه استفاده مردم از فضا بود ) و شکل و اندازه فضاها را در بر می گرفت .

حرکت :

حرکت در میان فضای عمومی، عامل مهمی در تولید زندگی و فعالیت است که در دل تجربیات شهری قرار دارد. همان طور که قبلا ذکر شد مکانی که مردم برای نشستن یا درنگ در فضای عمومی انتخاب می کنند اغلب بر فرصت های تماشا کردن موجود برای آن ها، استوار است و لذا به مسیرعای مطلوب ( desire lines ) و ارزش فعالیت و جابجایی درون فضا بستگی دارد.

به منظور طراحی فضاهای عمومی موفق، درک حرکت به ویژه حرکت پیاده ها امری ضروری است؛ هر چند مطالعات مبدأ – مقصد به دنبال حرکت اتومبیل بودند و برای حرکت پیاده چندان مناسب نیستند. به جهت این که قطع و اخلال در سفر، اصلی ترین ناراحتی و دردسر برای رانندگان خودروها می باشد، تجربه جمعی رفتن از A بهB کم اهمیت تر است و جریان هایی که عمدتا بر حرکت سواره استوارند چرخه و سیرکولاسیونی صرف و مطلق می باشند. در این هنگام فرصت کنش های اجتماعی فقط به هنگام توقف خودرو پیش می آید.

تصویر 8.5- جریان پیاده و حرکت در میان فضای عمومی در قلب تجربیات شهری قرار دارند و عوامل مهمی در ایجاد زندگی و فعالیت محسوب می شوند.

پیوند بین مکان ها برای عابران پیاده اهمیت دارد و عمئما فضاهای عمومی موفق با سیستم های حرکت محلی یکپارچه شده اند.

دریک بافت شهری، سفر پیاده به ندرت تک منظوره می باشد؛ در طول مسیر به مکانی دیگر، ما برای خرید روزنامه توقف می نماییم، با دوست خود صحبت می کنیم، از تماشای یک منظره لذت می بریم یا دنیای در حال حرکت را می نگریم. Bill Hillier ، پتانسیل چنین فعالیت های اختیاری را ‘ فرآورده فرعی حرکت ‘، یعنی پتانسیل سایر فعالیت های اختیاری در ارتباط با فعالیت پایه و اصلی سفر از مبدأ به مقصد می نامد.

تأثیر و محصول فرعی حرکت را می توان توسط استفاده آن در طراحی مراکز خرید به تصویا کشید و شرح داد.

تصویر 8.6- طراحان و سازندگان جرئ در بهره برداری از روانشناسی خریدار و مشتری مهارت دارند. در ساده ترین شکل این مراکز، مغازه های ‘جاذب’ در دو انتهای پیاده راه مرکزی که در میان مغازه های کوچک تر به خط شده است، قرار می گیرند. این مغازه های جاذب، خریداران را به سمت پیاده راه جذب می کنند. خریداران با ورود به پیاده راه به سمت مغازه های جاذب کشیده می شوند و طی این فرایند از مقابل مغازه های کوچک تر نیز عبور می کنند و به موجب آن، جریان پیاده و داد وستد بالقوه برای مغازه های کوچک تر ایجاد می گردد. اگر خریداران از راه یکی از مغازه های جاذب وارد شوند، سایر مغازه های جاذب، محرک حرکت و جابجایی در طول پیاده راه خواهند شد. مسلما این، نوع ساده ای از جابجایی است. مغازه های جاذب مجموعه ای از افراد را به سمت خود می کشند و به جذب اشخاص خاصی منجر نمی شوند. علی السویه، ممکن است این خصیصه، ویژگی و ambience فضاهای عمومی پیاده راه ها باشد که(..؟…)

تصویر 8.7- پذیرای Northon در San Diego ، نمونه ی بسیار خوبی از مفهوم و ادراک فضاهای عمومی به عنوان محیط های بصیرتی می باشد. هر چند ممکن است فضاهای عمومی پیاده راه های تجاری به عنوان محصول فرعی عرضه های خرد ( retail offer ) تلقی شوند لکن می توان فرآورده فرعی متصور را در حقیقت، هدف برتر و متقدم بر شمرد – هر چند فضاهای عمومی به طور مستقیم بازده و درآمدی تولید نمی کنند ولی مردم را به سمت خرده فروشی های عرضه شده هدایت می نماید.

Hillier با کمک همکاران در لابراتور چیدمان فضای (Space syntax ) دانشگاه کالج لندن (www.spacesyntax.com ) با کاوش های ممتد پرداخته و رابطه بین ( اساسا پیاده ) حرکت و آرایش فضایی فضای شهری و نیز رابطه بین تراکم عابرین پیاده و کاربری اراضی را توئریزه نموده است . وی این بحث را مطرح می کند که آرایش فضایی و شکل فضا مخصوصا تاثیر آن بر نفوذپذیری بصری ، در تعیین تراکم های حرکت و نرخ های برخورد و مواجهه با هم حائز اهمیت اند . فعالیت و کار وی در این زمینه ، طراحان شهری را برای تفکر منتقدانه درباره ارتباط بین پیکربندی شکل فضا ، حرکت و کاربری اراضی به پالش می طلبد . اگرچه کار وی نوعی از ریخت شناسی شهری است _( فصل 4 ) ولی به دلیل اینکه به چگونگی استفاده مردم از فضای شهری مربوط می باشد ، در اینجا بحث شده است .

پژوهش تجربی Hillier از عقیده وی مبنی بر این که تراکم های حرکت را می توان از تحلیل ساختار شبکه بندی شهر، به دقت پیشبینی نمود، پشتیبانی می کند. این فرآیند تحلیلی و تجربه ای ، آنچه را که         جابجایی طبیعی می نامد – سهم حرکت تعیین شده توسط ساختار شبکه بندی شهر تا به نسبت برای مثال کاربری های زمین جاذب . تحلیل Hillier  با استفاده از نقشه برداری پیچیده و شیوه های ریاضی ، بر پایه ویژگی های کلیدی هندسی ترکیب فضایی ( شبکه ای از فضا ها) عرصه های شهری استوار است . این عرصه ها به عنوان دسته ای از فضاهای محدب و برآمده که با خطوط محوری مستقیم و صاف به هم پیوند خورده اند ، متصور می شوند . ارزش یکپارچگی هر خط از شبکه خطوط محوری را ( موقعیت آن نسبت به سیستم به عنوان یک کل واحد ) می توان محاسبه کرد . ارزش یکپارچگی به عنوان عامل پیشبینی کننده خوبی برای جابجایی طبیعی در نظر گرفته میشود ؛ هرچه قدر خط یکپارچه تر باشد ، حرکت بیشتری در طول آن اتفاق خواهد افتاد و هرچه یکپارچگی آن کمتر باشد ، آن مسیر کمتر مورد استفاده قرار خواهد گرفت .

تصویر 8.8- یک شکل در صورتی محدب بشمار می رود که تمام نقاط درون آن را بتوان از تمامی نقاط دیگر درون آن مشاهده کرد ( اگر خطی مستقیم بین هر دو نقطه ی درون شکل کشیده شود تماما درون شکل قرا می گشرد ) . لذا این شکل یک convex isovist – شکلی که توسط نقاطی تعریف می گردد که هر یک توسط سایر نقاط درون شکل محدب دیده می شوند – است .

تصویر  8.9- نقشه محوری Rothenburg . در یک نقشه محوری، پلان ناحیه مورد مطالعه با خطوط محوری کشیده می شود تا از ارتباط تمام فضاهای محدب اطمینان حاصل شود ( عرصه پارچه باشد ). خطوط محوری و مستقیم از نظر  Hillier به این دلیل مهم هند که مردم در امتداد آ نخا حرکت می کنند و بعلاوه نیازمندند تا بتوانند طول خطوط را ببینند تا از محلی که قادرند به آنجا بروند آگاهی یابند. Hillier متذکر می شود که خطوط بلندتر با زاویه با باز به نماها می رسند ( حرکت بیشتری را القا می کنند) در صورتی که خطوط کوتاه تر با زاویای نزدیک زاویه قائمه به آن ها می رسند و در نتیجه باعث کاهش پتانسیل حرکتی در آن راستا می گرند. وی هم چنین متذکر می شود که الگوهای کاربری اراضی عموما در طول خطوط حرکتی، به تدریج و با افزایش زاویه turn onto خطوط مختلف به شدت تغییر می کنند.

Hiliier اظهار می کند که دلیل اینکه تحلیل های وی “تصویر عملکردی مطابق واقعیت زندگی”تراکم ها ی حرکت را ارائه می دهد ، به تاثیر جابجایی های طبیعی بر تکامل تدریجی الگوهای شهری و توزیع کاربری اراضی ، وابسته است . همچنین موضوع محصول فرعی ، Hiliier  رابرای توضیح و تفسیر چگونگی استنتاج و اقتباس الگوی کاربری زمین از آن جابجایی طبیعی بیش از راه دیگر قادر می سازد . از نظر وی سفر ، در سیستم شهری دارای 3 جزء است : یک مبدا(A) ، یک مقصد (B) و دسته ای از فضاهایی که در راه عبور از یک نقطه به نقطه دیگری ، از میان آنها می گذریم ( محصول فرعی ) . تعدادی مسیر پتانسیل بیشتری نسبت به سایرین ، فارغ از موقعیت های ویژه A و B ، برای تولید ارتباط دارند چراکه دارای محصول فرعی بیشتری هستند . از این رو ، فضاهایی که با آرایش فضایی شبکه ای جهت حرکت عبوری prioritized شده اند ، به عنوان مکان های خوب و مناسب برای کاربری اراضی passing trade انتخاب شوند – و شده اند .

Hillier پتانسیل اغتشاش و درهم برهمی را بین اثرات ترکیب فضایی و اثرات کاربری اراضی ویژه در حرکت ، شناسایی می نماید . وی توام با پذیرش این واقعیت که کاربری های ویژه می توانند مردم را به سمت خود جذب نمایند ، مطرح می کند که در حقیقت این تاثیری افزاینده است : کاربری ها نمی توانند ارزش یکپارچگی خط را تغییر دهند . به عبارتی دیگر ، الگوهای حرکت طبیعی و نیز فضا ، بیش از کاربری های زمین ایجاد می گردند ؛ کاربری های زمین صرفا الگوی پایه حرکتی را تحکیم می بخشد .

 

   فرم ، مرکز و لبه فضاهای عمومی :

ملاحظات درباره چگونگی پشتیبانی و حمایت عوامل طراحی از کاربری و فعالیت نیز همانند عقاید موجود در باب شکل و ترکیب فضایی مطلوب زیبایی شناسانه فضاهای عمومی ، حائز اهمیت اند . در واقع و همان گونه که در بالا بحث شده Hillier  عنوان می کند که ملاحظات عملکردی گوناگون مرتبط با حرکت باید در نظر گرفته شوند . وی معتقد است تنها متغیری که پیوسته با درجه استفاده لازم و ملزوم یکدیگرند ، چیزی است که وی آن را ، ” ارزش استراتژیک” isovist می نامد ( اندازه ی نفوپذیری بصری فضا که از جمع ارزش های یکپارچگی تمام خطوط محوری که از میان آن عبور می کنند ، محاسبه می گردد ).

او بیان می کند که این امر ، حسی غیر استدلالی است – چنانچه نخستین فعالیت افرادی که برای نشستن در فضاهای شهری توقف می نمایند ، تماشای مردم باشد ، بعدی فضاهای استرتژیک با نواحی نزدیک به آن می باشد – و درواقع lying on نیست- خطوط اصلی و مهم حرکتoptimal هستند .

همچنین طراحی و کاربرد فضای عمومی می تواند به طور مفیدی در مفاهیم مرکز و لبه مورد بحث و مداقه قرار گیرد . Alexander et.al اظهار می دارد که فضای عمومی بدون میانه دقیقا مشابه خالی ماندن و تهی بودن است . آنان پیشنهاد می کند بین راه های طبیعی که از میان میدان عمومی می گذرند ….عنصری برای استقرار در حوالی مرکز انتخاب گردد : یک فواره ، درخت ، مجسمه ، برج ساعت با نشیمن گاه ها ، آسیاب بادی ، bandstand….چنین عناصری در کنار ایجاد یک حس هویت می توانند triangulation را نیز ترقی دهند .

با این حال ، طراحی لبه مهم ترین عنصر برای یک مکان شهری موفق است . Alexandr et.al اظهار می کند که حیات میدان عمومی به طور طبیعی در اطراف لبه هایش که مردم را بجای طفره رفتن درهوای آزاد به سمت خود جذب می نماید ، شکل می گیرد . ” اگر لبه شکست بخورد در این صورت فضا هرگز سرزنده نخواهد شد …. فضا مکانی برای قدم زدن از میان آن می شود نه مکانی برای توقف آنها پیشنهاد می کنند به جای برخورد با لبه ی فضابه عنوان یک خط (محور) یا نما بدون هیچ ضخامتی ، باید آن را به صورت یک چیز ، مکان و منطقه ای که دارای حجم است متصور شد .

نمای خارجی ابنیه باید طراحی شوند. در این صورت ساختمان ها به سمت خیابان امتداد می یابند و جبهه ای فعال را به اضافه تازگی و حیات به قلمرو فضای عمومی عرضه می دارند. از آنجایی که پنجره ها و ورودی ها دلالت بر حضور انسان دارند لذا وجود تعداد بیشتر آن ها رو به فضای عمومی بهتر است. نیاز است فصل مشترک دو فضای درونی و بیرونی بتواند فعالیت های داخلی و خصوصی را در مجاورت فیزیکی فعالیت های بیرونی و عمومی قرار دهد. دید به درون ساختمان ها برای فرد عابر تازگی دارد و جالب است و به موازات آن، دید به بیرون ساختمان ها به تعبیری ‘ چشم هایی در خیابان ‘ به وجود می آورد و به امنیت آن کمک می کند. تعداد درها یا ورودی هایی که فعالیت های آن ها مستقیما از فضای عمومی دیده می شود، شاخص های خوبی برای پتانسیل حیات خیابان هستند. برای نمونه  Llewelyn – Davis مقیاسی را ارائه می دهند که بر طبق آن می توان اجرای طراحی ها را بر طبق قوت جبهه بیرونی فعال بررسی کرد.

 

جدول 8.1- مقیاس ارزیابی جبهه های بیرونی فعال

  • درجه A :
  • بیش از 15 ساختمان در هر 100 متر
  • گونه های وسیع از عملکردها / کاربری اراضی
  • بیش از 25 در و پنجره در هر 100 متر
  • بدون نمای کور و غیر خوانا و فضای خالی و تعداد اندکی فعال
  • عمق و نقش برجسته زیاد در سطح بیرونی ساختمان
  • مصالح با کیفیت بالا و جزئیات ظریف
  • درجه B :
  • 10 تا 15 ساختمان در هر 100 متر
  • بیش از 15 در و پنجره در هر 100 متر
  • گونه ای متوسط از عملکردها / کاربری اراضی
  • یک نمای کور و غیر خوانا و فضای خالی با تعداد اندکی منفعل
  • مقداری عمق و مدلسازی روی سطح ساختمان
  • مصالح با کیفیت خوب و جزئیات ظریف
  • درجه c :
  • 6 تا 10بنا در هر 100 متر
  • تعدادی گونه از عملکردها / کاربری اراضی
  • کمتر از نصف نمای بیرونی کور و غیر خوانا/ فضای خالی یا منفعل
  • عمق و مدلسازی کم در سطح بیرونی ساختمان
  • مصالح استاندارد و جزئیات کم

 

 

  • درجه D :
  • 3 تا 5 ساختمان در هر 100 متر
  • دسته ای کوچک ازیا بدون عملکردها / کاربری اراضی
  • نماهای کور و غیر خوانا و خالی برجسته یا منفعل
  • سطوح ساختمانی صاف
  • جزئیات کم یا بدون آن
  • درجه E :
  • یک یا دو ساختمان در هر 100 متر
  • بدون گونه های عملکردی / کاربری اراضی
  • نماهای بیرونی کور و غیر خوانا / خالی برجسته یا منفعل
  • سطوح ساختمانی صاف
  • بدون جزئیات و عنصری برای نگاه کردن

 

تصویر 8.10 هرچند کاربری های مسکونی ، زندگی و فعالیت را به مراکز شهری به ارمغان می آورند ولی ترکیب فضایی و یکپارچگی این گونه توسعه ، حیات قلمرو عمومی را تحت قلمرو عمومی راتحت  تاثیر قرار می دهند . این توسعه و ساخت و ساز مسکونی در Denver ، ساختار پارکینگی را که لبه خیابان و نمای ظاهری را با یک بلوک برج مسکونی در بالای آن تعبیه می کند ، در بر می گیرد . ساختار پارکینگ به جهت عرضه نمای خالی در قسمت اعظم قلمرو عمومی ، تاثیر بی حس و روحی بر مرکز شهر می گذرد . تراکم فضایی چنین توسعه هایی ، فعالیت ، حیات ، اطمینان و امنیت را در مرکز شهر تحلیل می برد .

مسائل فعالیت و نماهای خالی همچنین در طراحی مسکونی برجسته ونمایان می شوند . Owen و Sowthworth بیان می کند که چگونه در ایالات متحده ، نقش و موقعیت گاراژ ، در یک دگر سازی ضمن جلوه دادن تغییرات اجتماعی و نشان پردازی تقدم و برتری ماشین در محیط های مسکونی ، نقش و موقعیت پیش خان را غصب می نماید .

تصویر8.11 خانه ای در لندن که تعمدا بدون هیچ پنجره ای رو به خیابان طراحی شده است .

تصویر 8.12 در گاراژ ، یک ویژگی و عنصر غالب و برجسته منر خیابان در بسیاری از توسعه های مسکونی شده است . در طول زمستان یا گرمای تابستان ، بطور انکار ناپذیری گاراژ یک فضای سرپوشیده مفید و کارا برای تخلیه بارها و فضای بازی کودکان است .

همچنین بهتراست لبه ی عمومی ساختمان ها فعالیت هایی را که ازکنش متقابل با قلمرو عمومی سود می برند و به حیات آن کمک می کنند ، در خود جای دهند .

Richard McCormac فعالیتی را که توسط کاربری اراضی مختلف به عنوان ‘کیفیت مبادله ای’ آنها تولید می گردد ، توصیف می کند و بین ‘ مبادله محلی’ که ویژه مکان ، حساس در برابر تغییرات ، دارای جبهه های فعال و تاثیر قابل توجه بر حیات خیابان هستند و آمد و شدهای بسیاری را تولید می کنند و نیز ‘مبادلات خارجی ‘ که به دلیل انجام در مقیاس منطقه ای یا ملی ، می توانند در هر مکانی قرار گیرند و جبهه هایی با تاثیر بسیار کم بر زندگی خیابان دارند چراکه فعالیت آنها درونی است ، تمیز قائل می شود . البته این موضوع به این مفهوم نیست که بعضی کاربری ها ، جایی درون عرصه شهری ندارند ، صرفا آنها کمتر خواستار جبهه گیری خیابان و فضای عمومی می باشند . برای اطمینان از ایجاد فضاهای شلوغ تر و سر زنده تر و مراقبت از آنها می باید کاربری هایی موثر بر هم بسیاری در نزدیکی آنها قرار گیرد . Mac Cormac  طیفی از فعالیت هایی را که پشتیبان قلمرو عمومی سرزنده ای هستند ، بنا نهاد.  کنش های متقابل بیشتر ، واقع در یکی از لبه های این طیف ، بازارهای خیابانی ، رستورانها ، قهوه خانه ها ، کافی شاپ ها ، خانه ها ،ادارات و مغازه های خرد مقیاس کوچک را در بر می گرفتند . دردیگر لبه پایانی آن ، پارکینگ خودروها،انبارها ، صنایع مقیاس بزرگ ، ادارات مقیاس کلان ، بلوک های اپارتمانی و سوپر مارکت هایجای داشتند .

تصویر 8.13 ساحل دریا فلوریدا : نوشهر گرایان توامان اهمیت پیش خان جبهه جلویی و بیرونی را بازگویی نمودند و گاراژ را به جبهه پشتی قطعه که از کوچه سرویس می گرفت ، منتقل کردند . مگر اینکه پیش خان ، نقش عملکردی خود را به عنوان نقطه ورودی و مرحله انتقال بین قلمروهای عمومی و خصوصی اصلاح و احیاء کند ؛ هرچند ممکن است این فقط یک حرکت نمادین باشد .

تصویر 8.14 جمهوری Vzech پاراگوئه : بازارهای خیابانی ، دسته هایی قوی از مبادلات محلی را فراهم می کنند .

تصویر 8.15- تئاتر Coliseum لندن اگرچه یک مبادله گر خارجی است ولی از تاثیرات بی حس و روح بر حیات خیابان محلی جلوگیری می کند؛ چراکه در هسته بلوک خیابانی جای گرفته و تا حدی با فضاهای احاطه کننده محلی ، محاط شده است . کارکردهای مبادله ای بیرونی از طریق ظهور کنایه ای و استعاره ای در خط آسمان به حضور شهری نائل می شوند . به موازات این که تئاتر یک کارکرد مبادله ای خارجی است ، جبهه جلویی خانه ، باجه بلیط فروشی و قهوه خانه ، همگی بصورت بالقوه کارکردهای مبادله ای محلی هستند که از لبه خیابان سود خواهند برد .

تصویر 8.16 طراحی برای یک خرده فروشی بزرگ مقیاس و کلان :

  • اگر بناهای بزرگ و کلان توسط پارکینگ ها احاطه شوند ، جبهه بیرونی فعال ، بالقوه به توقف گاه اتومبیل تخصیص خواهد یافت و نماهای پشتی در معرض دید قرار خواهند گرفت و سیمای منظر خیابان تحلیل خواهد رفت .
  • با چرخش 90 درجه ای طبقه تجاری ها و استقرار ساختمان در محیط بلوک ، دسترسی از هر دو طرف تامین و نیز جبهه بیرونی فعالی ایجاد خواهد شد .
  • برای خلق جبهه بیرونی فعال ، می توان بنای بزرگ و کلان مورد نظر را توسط واحد های کوچکتر محاط کرد .

 

خلوت Aural :

صداهای نامطلوب – معمولا همهمه و شلوغی نامیده می شود – می تواند خلوت و فعالیت ها را مختل نماید و به آنها مورد تاراج قرار دهد . اگرچه می توان شلوغی و همهمه را صدایی ناخواسته در نظر گرفت ، ولی از جانب کسی این مسائل ناخواسته افزایش می یابد : صدای موسیقی یک فرد می تواند صدای ناخواسته ی دیگری باشد .

Glass و Singez دریافتند که بیش از خصوصیات فیزیکی سروصدا ، زمینه های اجتماعی و شناختی که همهمه در آن روی می دهد ، در تعیین ناخوانده و ناخواسته بودن آن نقش دارند .

 

2) کاربری های مختلط :

جیکوبز این طور اظهار می دارد  که حیات واحد های همسایگی شهری به هم پوشانی و بهم آمیختن فعالیت ها وابسته و درک شهرها به توزیع ترکیب ها و مخلوط هایی از کاربری ها به عنوان پدیده های ضروری نیازمند است . ولی چهار شرط واجب و ناگزیر رابرای تولید گوناگونی فراوان در خیابان ها و بلوک های شهری طرح ریزی نمود :

  • ناحیه باید بیش از یک عملکرد عمده و اصلی و ترجیحا بیش از دو تا را برآورد ؛
  • بلوک ها باید کوتاه باشند به این مفهوم که خیابان ها و فرصت های چرخش در گوشه ها می باید باشند ؛
  • ناحیه می باید ساختمانهایی راکه در طول عمر و شرایط متفاوت اند بهم پیوند دهد ؛
  • برای هر هدف و مقصود ممکن در عرصه باید تمرکز تراکم جمعیتی کافی وجود داشته باشد .

تصویر 8.18 طراحی برای کاربری های مختلط

  • اگر تمام پتانسیل عناصر کاربری مختلط در لبه محدوده توسعه و ساخت وساز قرار گیرند نقش مرکز تحلیل می رود ؛
  • با وجود نزدیکی جغرافیایی ، همچنان کاربری ها با مسیرهایی که مرزهای بین کاربری ها را شکل می دهند ناحیه ای و منطقه بندی می شوند ، و
  • بیشتر واحد های همسایگی و عرصه های پایدار از بهم آمیختن کاربری ها …. نشات می گیرند .

برخی مفسران پیشنهاد می کنند تاکید از کاربری ها به شکل ، تغییر مکان دهد ( از عملکردی به منطقه بندی گونه – ریخت شناسی Typo-morphological ) . هرچند عملا ، سیستم های متعارف منطقه بندی کاربری اراضی اغلب شکل را نیز چون کاربری تنظیم و کنترل می کنند . در طول دهه گذشته ، کاربرد روشن تر منطقه بندی بر اساس شکل در برخی کارهای طراحی شهری استفاده شده است که از جمله موارد برجسته آن ، نوشهرگرایان هستند .

Llewelyn و Davis ، موارد زیر را به عنوان مزایا و منافع توسعه کاربری مختلط معرفی و تبیین می کنند :

  • راحتی و سهولت بیشتردسترسی به امکانات
  • کمینه نمودن تراکم سفر به محل کار
  • فرصت های افزون تر برای کنش های متقابل اجتماعی
  • جوامع متنوع به لحاظ گونه های اجتماعی
  • حی بیشتر امنیت ازطریق حضور بیشتر “چشم هایی درخیابان”
  • بازدهی و کفایت بیشتر انرژی و کاربرد سودمند تر فضا در ساختمانها
  • گزینه های بیشتر کسب زندگی ، مکان و نوع ساختمان برای مصرف کننده
  • حیات بیشتر شهر و سرزندگی خیابان
  • زندگی و عمر بیشتر تسهیلات شهری و حمایت از کسب و کارهای خرد

 

تصویر 8.19 (DPZ) Dunay and Plater-Zybeck طرح بالا دست و کدهای شهرسازی و معماری را برای ساحل فلوریدا در آمریکا یک پروژه ی نخستین و ابتدایی نوشهر گرایی – ارئه کردند . توسعه مذبور بیش از منطقه بندی عملکردی ، گونه شناختی است و با یگانگی و یک ریختی عملکرد درون یک منطقه برای’گونه های متنوع ابنیه در یک واحد همسایگی ’ در ارتباط می باشد . نه نوع متفاوت توسعه توصیف و تبیین شدند . برنامه فرادست در بطن یک تصور و ادراک جامع و کلی از شکل سه بعدی مطالبه شده به هر سایت ساخت و سازی و توسعه یک نوع توسعه خاص را اختصاص می دهد . دیاگرام ها مکان انواع 1،2و4 رانشان می دهند .

 

تراکم :

مذاکرات اخیر در ارتباط با ایجاد شهرها و شهرستان های فشرده و پایدارتر به تمرکزی دوباره بر روی مباحث تراکم ، بویژه تراکم مسکونی ، منجرگردید . بحث اصلی این است که شهرهای فشرده می توانند کیفیتی بالای زندگی توام با کمینه نمودن مصرف انرژی و منابع ، ارائه نمایند .

Llewelyn و Davis دسته ای از مزایای تراکم های بالاتر توسعه را پیشنهاد می کنند :

  • اجتماعی : پشتیبانی کنش های مثبت و کارا و متنوع ؛ بهبود طول عمر و دسترسی به خدمات جامعه
  • اقتصادی : افزایش طول عمر اقتصادی توسعه و تامین صرفه جویی های زیر ساختی ( مانند پارکینگ زیر زمینی ماشین )
  • حمل و نقل : حمایت از حمل و نقل عمومی و کاهش سفر با خودرو و تقاضای پارکینگ
  • محیطی : افزایش بازدهی انرژی ؛ کاهش مصرف منابع ؛ تولید کمترآلودگی ؛ حفظ و تأمین بودجه برای نگهداری فضای باز عمومی ؛ کاهش تقاضای کلی برای زمین جهت توسعه و ساخت و ساز.

جدول 8.2-  سه ترکیب فضایی شکل شهر را نشان می دهند : یک بلوک تک محور و منفرد ، طرح خیابان کشی سنتی و بلوک محاط بر یک فضای باز . همه تراکم مشابه ( 75 نفر در هر هکتار) ولی چیدمان متفاوتی از فضای خصوصی و عمومی دارند .

 

جدول 8.2 تراکم و شکل شهر

  • توسعه مرتفع ( بلند مرتبه سازی) در فضای باز
  • بدون باغ های خصوصی و امکانات رفاهی ضعیف در دسترس مستقیم و آماده برای ساکنین
  • بدون ارتباط مستقیم بین ساختمانها و خیابان های اطراف
  • عرصه ی وسیعی از فضای باز نیازمند مدیریت و مراقبت
  • طرح خیابان کشی با مساکن 3-2 طبقه
  • باغچه های جلویی و پشتا
  • جبهه خیابان پیوسته برای تبیین و تعریف فضای همگانی
  • الگوی واضح فضای همگانی شکل گرفته توسط خیابان ها
  • کمینه شدن پتانسیل فضاهای گروهی در اثر تراکم سایت بالا
  • بلوک محاط شهری
  • امکان حضور ارتفاع و ترکیب فضایی مختلفی از ابنیه پیرامون
  • چیدمان ساختمانها در اطراف فضای باز منظر سازی شده
  • توانایی فضای باز برای در بر گرفتن امکانات و تسهیلات همگانی و عمومی
  • امکان توزیع تسهیلات و امکانات عمومی و تجاری در طول طبقه هم کف با حفظ جبهه خیابان فعال
  • فضای مهیا برای کاربری هایی چون باغچه های پشتی ، عرصه های عمومی یا پارک

 

3) طراحی محیطی :

خرد اقلیم

اغلب، خرد اقلیم در طراحی شهری نادیده گرفته می شود . طراحان می توانند تاثیری کم بر شرایط کلی ماکرو اقلیم داشته باشند و جز در سایت های بسیار وسیع و طراحی سکونتگاه های جدید ، اغلب تاثیر آنان بر روی عوامل اثر گذاربر اقلیم در مقیاس meso ، محدود و اندک است . چنین عواملی طبیعت پیرامون و عناصر توپوگرافیک را مانند تپه ها و دره ها که باعث در معرض قرار گرفتن می شوند ، در بر می گیرد . هرچند ، تصمیم های طراحی تاثیر مهم بر تعیین اثر خرد اقلیم در جهت راحت تر نمودن فضاها دارند . عوامل مناسب در این مقیاس عبارتند از :

  • ترکیب فضایی توسعه و اثر و رابطه آن با ساختمان ها و سایر تاثیرات بر محدوده سایت .
  • مکانیابی معابر دسترسی و مسیرهای پیاده ، درختان و سایر گیاهان ، دیوارها ، حصارها و سایر موانع .
  • محل فضاها ی داخلی و خارجی و نماهای بیرونی با توجه به جهت تابش آفتاب و سایه
  • محیط بادی
  • موقعیت ورودی های اصلی و سایر بازشوها که درنقش مرحله ی گذر بین شرایط بیرونی و درونی ظاهر می شوند .
  • منظر سازی ، درخت کاری و استخرها / فواره ها برای افزایش سرمایش طبیعی
  • سر و صدا و آلودگی محیطی

 

جریان باد تاثیری اساسی و قابل ملاحظه بر آسایش عابران پیاده ، شرایط محیطی درون فضاهای عمومی و اطراف ورودی های ساختمانها و فعالیت هایی که احتمالا در آنجا به وقوع بپیوندند ، دارد .

 

 

 

 

جدول 8.1 جدول سرعت باد و اثرات آن

اثر باد سرعت باد( متر بر ثانیه) وضعیت
  • آرام
  • بادی که قابل حس نیست

 

1.5-0 هوای آرام و ملایم
  • حس باد بر روی چهره
3.3-1.6 نسیم ملایم
  • تکان خوردن پرچم سبک
  • بهم ریختن موها
  • برآمدن لباس ها
5.4-3.4 نسیم لطیف
  • بالا آمدن گرد و خاک
  • به هوا بر خواستن خاک خشک و کاغذ پاره ها
  • بهم خوردن موها
7.9-5.5 نسیم نسبتا شدید
  • حس فشار باد بر بدن
  • برخاستن برف ها به هوا
  • محدودیت در مقبولیت جریان هوا و باد
  • استفاده بسیار مشکل از چتر
10.7-8 نسیم شدید/باد ملایم
  • راست شدن موها
  • مشکل در قدم زدن راحت و آسان
  • صدای گوش خراش باد
  • برخاستن برف های انباشته در نوک ارتفاعات
13.8-10.8 باد نسبتا تند و شدید
  • احساس ناراحتی هنگام قدم زدن
17.1-13.9 باد تند و شدید
  • عموما طوفان شدت یافته و دراثر بهم خوردن تعادل هوا ، مشکلات زیادی ایجاد می شود.
20.7-17.2 طوفان
  • مردم در اثر شدت جریان و عدم تعادل هوا ، به آسمان پرتاب می شوند .
24.4-20.8 طوفان شدید

 

به نظر می رسد تنگه های خیابان که در میان ساختمانهای نسبتا هم ارتفاع به خط شده اند و به صورت عمود بر مسیر باد تغییر جهت می دهند و می پیچند ( دیاگرام بالا) نسبت به تنگه خیابانهایی که در میان ساختمانها با ارتفاع های مختلف به صف و با عرصه های باز از هم جدا شده اند ، جریان هوای ضعیف تری دارند ( دیاگرام پایین ) .

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها