سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

بعد زمان در طراحی شهری

بعد زمان در طراحی شهری

مقدمه :  

در اين فصل ما سه وجه از بعد زمان و فلسفه طراحي شهري آشنا مي شويم:

1- اثر رواني فضا و زمان و استفاده متفاوت از محيط در زمانهاي متفاوت و طراحي شهري نياز دارد به فهم دركي از زمان و مديريت فعاليتها در فضا

2- زمان در حال تغيير است. طراحي نياز دارد به فهم درستي كه طبيعت چگونه تغيير مي كند و چه چيزهايي در طول زمان ثابت بر همين اساس بايد درك درستي از تغييرات داشته باشيم براي اينكه بتوانيم با گذر زمان انطباق یابیم.

3- محيط شهري دائم در حال تغيير زمان است و پروژه هاي طراحي در تمام زمان در حال تغيير است هستند.

چرخش زمان :

اولين روشي كه ما مي شناسيم در گذر زمان تكرار ريتميك آن مي باشد. چرخش زمان اساسي است در چرخه طبيعت گذر 24 ساعته زماني نتيجه اي از چرخش زمين مي باشد.

كه خطاب و كار و ديگر نيازهاي ديگر بر آن اثر مي گذارد. چرخشي سالها و تغيير فصول همچنين متأثر از چرخش زمين بدور خورشيد مي باشد.

حايل شدن زمين در محور و تغييرات زاويه خورشيد نسبت به زمين باعث ايجاد تغييرات و چرخشي فصول مي شود. حركت به سمت خط استوا تأثير مي گذارد بر فصول مختلف و باعث افزايش دما مي شود.

در بيشتر مناطق شمال روزهاي زمستان كوتاهتر از روزهاي دراز تابستان تشويق و ترغيب استفاده از فضاهاي شهري نسبتاً يك درك از تأثير چرخه روز و شب و فصول وابستگي به چرخه فعاليت دارد.

در مدت زمانهاي متفاوت از روز و شب محيط شهرداي استفاده هاي متفاوتي است. اين مي تواند يك آگاهي و تجربه براي طراحان شهري، شاهد يك زندگي روزانه در فضاي عمومي يا برخي فضا در فصول متفاوت باشد. مطالعه انسان شناسي و توجه به اين تغييرات ریتمیک و هم اكنون مشغول كرده است. استفاده هاي مختلف مردن در فضا را براي مثال زنان در برخي از ساعات و مردان نيز در برخي ديگر از ساعات دارد.

چرخش فعاليتي همچنين با جهت و اساسي هستند نسبت به تغييرات طول. در طول زمستان: در اقليم شمال آمريكا براي مثال حتّي در ظهر خورشيد پايينتر است و هوا سردتر و هوا مرطوب تر است. مردم ممكن است فقط براي نيازهاي ضروري از خانه خارج شوند. در بهار؛ زندگي جريان مي يابد و درختان نمود مي يابند و مردم شروع به آمدن در فضاي شهري براي مدت طولاني مي آيند. لذت مي برند از ماندن در زير آفتاب.

در تابستان؛ پر از برگ مي شوند. خورشيد بر بالاي آسمان روزها و روشني و مردم بيشتر در فضاي مي مانند.

در پاييز؛ برگها شروع به قرمز و قهوه اي (تغيير رنگ) مي كنند و از درخت ها مي ريزند. مردم قبل از زمستان در زير آفتاب لذت مي برند.

طراحان شهري ممكن است كسب بهره برداري سنجيده اي از تغييرات روز و فصول براي به وجود آوردن تنوّع  و افزايش افراد در فضاهاي شهري انجام دهند.

گذر فصل و بر خوانایی  گذر زمان در فضاي شهري مي افزايد. خيلي از مكانهاي ويژه بهره برداري زمان زندگي و فعاليت در هواي آزاد امكان پذير است. بحث چگونگي زمستان كوپنهاگ و تابستان آن شهرهاي متفاوتي را به وجود مي آورند. Lemzo مشاهده كرده كه چگونه در زمستان مردم سريع كار را انجام مي دهند و براي كارهاي ضروري بيرون مي آیند.

در تابستان بيشتر مردم پياده روي مي كنند و آهسته گام برمي دارند. بيشتر وقتشان را در شهر صرف مي كنند. دو برابر مردم در مركز شهر كار مي كنند.

 

 

 

مديريت زمان در فضاهاي عمومي :

كاربري مختلط به طور عمومي زمینه ای براي سر زندگي و فعاليت در يك موقعیت به ودجه مي آورد. در فضاهاي متمركز كه داراي استفاده هاي مختلف باعث وجود فعاليتهاي بيشتري مي شود.

در دوره هاي زماني فضاهاي تک عملکردی منجر به استفاده هاي خاصي در زمانهاي خاصي مي شود. در حالي كه ساكنان اغلب نيازهايي دارند كه برآورده كردن آن نياز به فعاليت 24 ساعته دارد.

نسبت بزرگي از بازنشستگان و خانواده ها براي مثال، ممكن است توليد خوب سطحي از فعاليت ها در روز در حالي كه اساساً اشغال به وسيله كار افراد مختلف، نتيجه سطح پاييني از سطح در طول كار روزانه بيشتر در عصريك طرف از اجتماع 24 ساعته اساساً احتمالاً كاهش حضور مردم در زمان و حتي افزايش اين با از دست دادن و اجتماع موجود از طريق مردم را با يكسري از تدابير گردهم جمع كند.

Jadlson براي مثال ارجاع مي دهند شهر دوره اي مهيا كردن به وسيله دسترسي با قطار شهري (شهرهاي بزرگ آمريكاي شمالي يك پخشایش قطعي تأثير در مشاركت اجتماعي و كاري در شهرهايي است كه داراي مسير براي قطار شهري هستند.

Zerabavel اهميت اجتماعي سهمي از برنامه را توضيح مي دهد. يك بعد ديگر معمولاً سهمي كه به وسيله يك سهم گروه اجتماعي و گروه واحد با ؟ محدودیت هاي گروهي وارد شده و تشكيل يك پايه همبستگي قدرتمند دورن گروهی داده است.طراحي شهري نياز دارد به فهم فعاليتهاي مشاركتي چگونگي تشويق به فعاليت مختلف در زمانهاي متناوب و چگونگي رسيدن يك سري از فعاليتهاي شاد در برخي فضاها و زمانها.

Lynch بحث مي كند كه گرچه فعاليتهاي زمان بسيار مهم است همچون فعاليتهاي فضایی آن اغلب كمتر به هوشياري انجام مي شود.

يك مسئله خاص دوران «مرده» است كه درون شهر بين انتهاي يك كار خاص و شروع اقتصاد شبانه يعني زماني كه افراد به مركز شهر بر مي گردند تا خود را با تفريحاتي سرگرم نمايند وجود دارد. «شهر 24 ساعته» و توسعه اقتصادي عصرانه، طرحهاي جديدي براي حيات بخشيدن مجدد به مراكز شهري مي باشند. آنها همچنين پاسخ هايي را به سياست هاي مناطق عملكرد، فراهم مي آورند. اقتصاد عصرانه و «شهر 24 ساعته» توسط شهرهايي در قاره اروپا كه به صورت ذاتي 24 ساعته هستند تحت تأثير قرار مي گيرد و همچنين آن شهرهايي كه از سال 1970سياستهاي فرهنگي را براي رونق بخشيدن به زندگي شبانه مناطق شهري، توسعه داده اند نيز اين موارد را تحت تأثير قرار مي دهد. جنبه 24 ساعته به عنوان ابزاري براي ايجاد و خلق مراكز شهري امن تر، تطبيق داده شده است. هر چند اقتصاد عصرانه و استراتژي شهر 24 ساعته در حال گسترش و توسعه مي باشد اما اين مكان ها از اين جهت مورد انتقاد قرار مي گيرند كه مستعد تبديل شدن به مراكز جمع شدن مردان مي باشند. كساني كه الكل مصرف مي كنند و زمان ندارند تا در مركز شهر باقي بمانند و الكل بنوشند. نياز براي اقتصاد عصرانه بر مبناي تشويق به سرگرم بودن و فعاليت كردن و براي يك محدوده وسيعي از گروههاي سني و اجتماعي مي باشد. مسائلي نيز مرتبط با تضاد موجود بين فعاليتهايي كه صداي زيادي دارند و فعاليتهايي كه صداي كمتري دارند وجود دارد.

پيشرفت زمان همانگونه كه از ريتم مداوم و تكرار زمان مشخص است زمان در حال گذر است و اين گذر زمان از شواهد پيشرفت و تغييرات ناگزير عبور مي كند. زمان گذشته هميشه ثابت است ولي آنچه كه در پيش روي ماست و قادريم كه آن را تغيير دهيم آينده مي باشد. گاهي اوقات ما مشتاقيم كه به شهر زمان كودكي خويش برگرديم ولي قادر نيستيم كه اين كار را انجام دهيم. اين همان گذر زمان است. تجربه فضاهاي شهري در بخش 7 شرح داده شده است. تجربه طولاني مدت و گذر زمان از مكان ها در اين جا شرح داده مي شود. محيط هاي شهري بطور پيوسته در حال تغيير مي باشند. از نخستين طراحي ها تا ويراني نهايي، محيط و ساختمانها بارها و بارها توسط تكنيكهاي اقتصادي، اجتماعي و تغييرات فرهنگي تغيير شكل مي يابند. هر گونه مداخله در فيزيك ساختمانها بخش از تاريخ آنها مي شود. تمام طراحي ها منتهي به استنتاج سيستم هاي وسيع تر و بزرگتري مي شوند.

Knox و Ozolins عنوان مي كنند كه ساختمان يا ديگر مواد و عناصر ساختماني اطراف در اصل روح دوران و زمان خويش است. هر شهري را در اصل مي توان به عنوان متني روايتي و چند لايه از نشانه ها و سمبل ها دانست. ساختمانها همانند بيوگرافي تغييرات شهري مي باشند. تا زمان انقلاب صنعتي و زماني كه نيروهاي طبيعي و انتقام جويي جنگ ها نبود تغييرات در مناطق شهري تدريجي و كم بود شهرها به تدريج و طبق فرايندي مشابه گسترش پيدا مي كردند. نسل هاي متوالي شاهد ثابت در محيط اطرافشان بودند. اما از زمان انقلاب صنعتي ميزان تغييرات افزايش پيدا كرد كه اين تغييرات شامل فرآيند و مراحل تغيير و هم نفوذ اين مراحل مي شد. رشد شهرها ماشيني و مصنوعي شد. مدرن گرايان عنوان نمودند كه ابزارهاي كنترل و هدايت مراحل تغيير نياز دارد كه به صورت اساسي مورد بازانديشي قرار بگيرد. جامعه ها نيازمند سازمان دهي اقتصادي و تحت كنترل در آوردن منافع دانش، تكنولوژي براي شكل يافتن مي باشند. يك پيامد مدرنيزه شدن از نظر Zeitgeist تأكيد بر روي فرم تفاوتها نسبت به گذشته مي باشد. پيشگامان مدرنيزه شدن، شهرهاي ناسالم و شلوغ زمان خويش را متصور شدند و آنها را با محيطهاي با ساختمانهاي بلندي كه در ميان درختان احاطه شده بود جايگزين نمودند. اين موضوع نيز جاي بحث داشت كه پيشرفت و توسعه دوباره فراهم آورنده بهبودي هاي فيزيكي مهمي است و بعلاوه توسط ادعا و انتظارات مربوط به پيشرفت و مدنيزه شدن فراهم مي آيد. فرصت براي توسعه چنين عقايدي پس از سال 1945 در بازسازي شهرهاي آسيب ديده در نتيجه جنگ در اروپا پديد آمد. دوران پس از جنگ سبب تسريع در چرخه نوسازي در اكثر شهرهاي دنياي پيشرفته گشت. Ashworlh و Tunbridge خاطر نشان مي سازند كه چگونه اين دوران، پاياني بر مدتها يكنواختي فيزيكي شهرها بود. هر چند در اكثر دوران پس از جنگ خرابي فيزيكي، اجتماعي و فرهنگي بخش هاي داخلي شهر بدون هيچ سوالي پذيرفته شد اما در اواسط دهه 60 تلاش هاي اجتماعي در اين رابطه آشكار گشت و اعتراضات عمومي گسترش پيدا كرده و همه گير شدند اين اعتراضات در اين رابطه بودند كه مردم اجماع نظر در اين مورد داشتند كه بايد محيط هاي آشنا و موجود را حفظ نمود. بنابراين سياستهايي مربوط به حفاظت مناطق تاريخي در جهان پيشرفته طي دهه 60 و 70 و اتخاذ گشت و توجهاتي در اين رابطه بخشي از برنامه هاي توسعه گشت. Lynch (1972)سوالات جدي در مورد بحثهايي پيرامون اهداف و اعمال توجهات عنوان نمود: آيا ما براي چيزي جستجو مي كنيم كه رسوم را آشكار مي سازند يا اينكه ما گذشته را ارزيابي كرده و در مورد آن قضاوت مي كنيم تا آنچه را كه فكر مي كنيم بهترين است به دست آوريم؟ آيا چيزهايي بايد ذخيره شوند به اين دليل كه آنها متعلق به اشخاص و يا حوادث مهم مي باشند؟ يا به اين دليل كه در نوع خود بي نظيرند و يا خيلي خاص مي باشند؟ به خاطر اهميت آنان به عنوان يك گروه از سمبل ها؟ به دليل كيفيت آنان در زمان حاضر؟ به دليل سودمندي آنان به عنوان منبعي از اطلاعات معنوي در مورد گذشته؟ اين موضوع را بايد پذيرفت كه دلايل موجود براي توجه به بناهاي تاريخي و محيط هاي اطراف بسيار هستند. Tiesdell ويژگيهاي بيشتري را ليست مي كند. (بر اهميت توجه به بافت تاريخي ونماهای تاريخي) :

  • ارزش زيبايي شناختي:ساختمان هاي تاريخي و محيط اطراف بسيار ارزشمند هستند زيرا از نظر ذاتي زيبا هستند و ارزش كميابي دارند.
  • ارزش تنوّع بناهاي تاريخي و تمايز آنان: محيط شهري به دليل تنوّع  معماري ارزشمند است كه اين تنوّع  از تركيب و مجاورت ساختمان هاي بسياري كه قدمت متفاوتي دارند، ناشي مي شود.
  • ارزش تنوّع محيطي و تمايز: درون بسياري شهرها تمايزي بين مقياس بشري محيط مناطق تاريخي آنان و مقياس تاريخيCBDS آنان وجود دارد.
  • ارزش تنوّع عملكردي: يك محدوده گوناگون از انواع متفاوت فضا در ساختمانهايي با قدمت مختلف يك تركيب از استفاده هاي متفاوتي را باعث مي شود. ساختمانهايي قديمي تر و مناطقي فرعي كرايه هاي پايين تري دارند. اما فعاليتهايي كه از نظر اقتصادي، اجتماعي اهميت بالاتري دارند. به مكان هايي در شهر نياز دارند.
  • ارزش منابع: از آنجايي كه ساختمان ها هزينه مي برند. استفاده دوباره از آنان سبب نگهداري منابع كمياب مي شود و همينطور سبب كاهش مصرف انرژي و مواد در ساخت و ساز دوباره نيز مي شود.
  • ارزش تداوم ميراث و خاطرات فرهنگي: شواهد مشخص از گذشته مي تواند آموزش دهنده هويت فرهنگي و خاطره مردم يا مكان هاي خاصي باشد و با تفسير گذشته به حال معنا بخشد.
  • ارزش تجاري و اقتصادي: محيط هاي قديمي تر و متمايز خاص سبب فراهم آوردن فرصتهايي براي توسعه اقتصادي و جهانگردي مي شوند. در اكثر كشورها اين مراقبتها و توجه به آثار باستاني امري بسيار نوپاست.

Lefebure شرح مي دهد كه چگونه حالات و واكنش ها نسبت به اين موضوع در حال تغيير است. كشورها در پيچيدگي و آشفتگي توسعه سريع خويش مكان هاي تاريخي را خراب مي كنند حال چه خانه باشند چه مكان نظامي و يا ساختارهاي شهري. اگر امتياز يا سودي در آن يافت شود مي توان از قدمي بودن آن گذشت. بعدها اين كشورها مجبورند كه ارزش چنين فضاهايي در مورد فرهنگ برآورد كنند و همچنين در صنعت توريست و گردشگري وقتي كه ارزش چنين فضاهايي را به دست آوردند آن وقت مجبورند آنچه را كه با خوشحالي خراب كرده اند با هزينه بازسازي نمايند و ديگر آن بازسازي به صورتي كامل، شكل نمي گيرد.

سياستهاي توجه به بناها در سه موج شكل مي پذيرند. نخستين آنها شامل حفظ ساختمان هاي افراد و تبعه هاي باستاني/ تاريخي مي باشد. هر چند اين مورد در بسياري كشورها طي قرن نوزدهم آغاز شده است.اما به صورت موثر اين كار پس از سال 1945 گسترش يافته است.

از آن جايي كه زمينه بناهاي تاريخي نيز نيازمند مصونيت است موج دومی از سياست هاي در طي دهه هاي 1960 و 1970 پديدار شد. سياستهايي كه براساس مناطق مي باشد. شامل گروه ساختمانهاي تاريخي است و همينطور فضاهاي بين ساختمان ها و شكل دهنده واكنش، به شكستهاي فيزيكي، فرهنگي و اجتماعي ايجاد شده توسط توسعه دوباره است و ساخت جاده ها را نيز شامل مي شود. در بسياري از كشورها تغيير از مصونيت ساختمانهاي فردي به مناطق خاص به سرعت از يك توجه محدود به موضوعي گسترده تبديل گشته است.

سومين موج يا مرحله از كار اين است كه اين مناطق مصون شده تاريخي لازم است كه فعال شده و دوباره مورد استفاده قرار بگيرند. در حالي كه سياستهاي اوليه به جنبه باستاني ساختمانهاي و بناها توجه داشتند. اين سياستهاي ثانويه به بهره برداري و آينده نگري آنان توجه مي كنند. يعني زماني كه آنها را از خرابي نجات داديم بايد به اين مورد نيز توجه نماييم كه چرا اين كار را كرديم و هدف ما چه بوده است؟ در اين رابطه به توجهات حرفه اي معمار، تاريخ نويس، برنامه ريز، طراحان شهري، متخصصان توسعه اقتصادي و ديگران نيازمنديم.

تدام مكان ها :

توجه به بي همتايي مكان ها و تاريخ آنها در تكامل تدريجي جنبه طراحي شهري به كار مي آيد. بسياري طرح هاي متداول براي طراحي شهري كوششي در پاسخ به موجوديت مكان مي باشد و بر تداوم ارتباط با گذشته نه شكستن پيوند با آن تأكيد مي نمايد. در جهاني با تغييراتي سريع شواهد عيني و ملموس گذشته براي محل و تداومي كه مي رساند ارزشمند مي باشد. ارزش خاص به احساس محل و ويژگي و هويت آن اختصاص داده مي شود. برخلاف تغييرات پيوسته به دليل همان تغييرات شهر به ميزان هاي مختلف، برخي از وجوب ماهيت آن حفظ مي شوند. در برخي شهرها براي مثال، خيابان ها و الگوهاي محوري با تغييرات تطابق دارند.

همانگونه كه در بخش 4 شرح داده شد Buchanan عنوان مي كند كه شبكه حركتي و بقعه ها و ساختمان هاي شهري كه درون و يا در مجاورت آن قرار دارند بخش هاي دائمي و هميشگي شهر محسوب مي شوند. در ضمن اين چارچوب دائمي ساختمان هاي منفرد مي آيند و مي روند. اين ها بخش هايي هستند كه با گذشت زمان حفظ مي شوند و گذر زمان در آن مكان ها را به تصوير مي كشند. دائمي بودن فضاهاي شهري به تثبيت كيفيت ها به عنوان مكان هايي با معنا كمك مي كند. در حاليكه از نظر فيزيكي نيز فراهم آورنده يك پيشينه محسوسي از گذر زمان مي باشد.

در مورد اثر گذر زمان در تغييرات كوچك يك شهر Aldo Rossi در مورد عقيده خاطره گروهي يك شهر بحث مي كند. يعني جايي كه شكل شهر مخزن فرهنگ از گذشته به آينده مي باشد. Rossi ادامه مي دهد كه شهر شامل دو عنصر است: 1- بافت شهري عمومي ساختمان ها، خيابان ها، و ميدان ها كه با گذشت زمان تغيير مي يابند 2- بقعه ها و مقبره ها و ساختمان هايي با مقياس بزرگ كه وجود آنان به هر شهري ويژگي خاص آن را مي دهد و البته عكس العمل هايي نيز در قبال تداوم فيزيكي مكان ها وجود دارد.

براي مثال Lynch توجه مي دهد كه شكست در پاسخ به تغييرات نه فقط پاسخ به جريان ناگزير حوادث را غير ممكن مي سازد، بلكه به شكست در روند بهبود امور نيز منجر مي شود. و بيان مي كند كه: لازم است كه موارد هميشگي را با مواد جديد بازسازي نماييم. بنابراين شهرها بايد با ساختارهاي موقتي ساخته شوند. بنابراين مردم نيز به آساني مي توانند آنها را درزماني كه زندگي آنان تغيير مي كند، تغيير دهند.

مدرن گرايان عنوان مي كنند، ساختمان ها بايد به صورت غير دائمي ساخته شوند اين عقيده بر مبناي پتانسيل توليدات صنعتي مي باشد. يعني ساختمان ها همانند اتومبيل ها بايد به صورت انبوه توليد شوند و طوري طراحي شوند كه به محض تمام شدن سودمندي آنان به راحتي دور ريخته شوند. چنين واكنش هايي هم براي رسوم معماري ساخت مكان ها و كيفيت توضيح مكان ها و هم براي ملاحظات نگهداري محيط متفاوت مي باشد. اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه مصونيت و محافظت و توجه به بافتهاي قديمي مي توان تكامل تدريجي و توسعه شهري را متوقف نمايد. در مورد اهميت دادن به وجوب تطبيق پذيري Lynch بيان مي كند كه محيط هايي كه نمي توانند تغيير كنند بايد خراب شوند و مي گويد: ما جهاني را ترجيح مي دهيم كه مي تواند به طور پيشرفته اي تغيير كند اداره تغيير و استفاده مفيد باقيمانده ها براي زمان و حال و اهداف آينده به حرمت انعطاف ناپذير گذشته مقدّس ترجيح دارد.

براي حفظ ظرفيت تغيير، نياز به محيط هايي است كه تكامل تدريجي دارند. آنهايي كه از آينده استقبال مي كنند و حال را بدون بريدن رشته تداوم و ارتباط با گذشته، همراهي مي نمايند. نمي توان گفت كه مصونيت كاملاً درست و يا پيشرفت دوباره كاملاً غلط است. در عوض مي توان گفت كه تعادلي در اين موضوع برقرار سازيم.

Lynch طرفدار اين موضوع است كه بايد مصالح جديدي را وارد سازيم كه گذشته را بهبود بخشد و هدف توليد زمينه اي است كه با نيازهاي كنوني بيشتر تطابق دارد تا با يك زمينه اي كه هرگز تغيير نمي كند. براي كار كردن در زمينه هايي كه بادوام است، طراحان شهري لازم است بدانند كه چگونه محيط با تغييرات تطبيق مي يابد و مهمتر اينكه چرا برخي تطبيق پذيريها بهتر از موارد ديگر مي باشد. اين موضوع نيز اهميت دارد كه چه بخش از بنا پايه اي است و بايد باقي بماند و چه چيزي كمتر اهميت دارد و مي تواند تغيير كند. تجسم و تداوم فيزيكي مكان هاي باارزش به مسئله منسوخيت ساختمانها و محيط چارچوب زماني تغيير و نيرومدي و خاصيت ارتجاعي ساختمانها و ديگر ويژگيهاي فيزيكي آن مكان ها بر مي گردد.

 

مسنوخيت :

مسنوخيت در اصل كاهش عمر مفيد و خوب يك سرمايه مفيد مي باشد. ساختمان ها معمولاً به اين دليل مسنوخ مي شوند كه ساختارهاي شهري ثابت و موقعيتها قادر نيستند، تا با تغييرات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و تكنولوژيكي سازگار شوند. ساختمان هاي خاص زماني كه تشكيل مي گردند براساس استانداردها معاصر هستند و با توجه به عملكردهاي آنان ساخته مي شوند و براي آن عملكرد مورد استفاده قرار مي گيرند. همانگونه كه قدمت ساختمان بالا مي رود و محيط و ساختمان هاي اطراف آن تغيير مي كنند ساختمان در مقايسه با ساختمان هاي نوتر اطراف آن منسوخ مي شود. در نتيجه استفاده نمي شود يا خراب شده و جايگاه آن بازسازي مي شود. چندين بعد منسوخيت وجود دارد. برخي مربوط به ساختمان و يا عملكرد آن مي شوند و برخي نيز به منطقه برمي گردند.

منسوخيت ساختاري/ فيزيكي: ساختمان و ساختار آن در نتيجه اثرات زمان آب و هوا، حركات زمين، ترافيك و يا نگهداري ضعيف خراب مي شود.

منسوخيت عملكردي: با توجه به استانداردهاي بين المللي، ساختمان براي استفاده كنوني مناسب نمي باشد. اين موضوع از فاكتورهايي ناشي مي شود كه استفاده از ساختمان به آن موضوعات بستگي دارد (مشكلات دسترسي در خيابان هاي باريك يا تراكم ترافيكي)

منسوخيت موقعيتي: ويژگي زمين جداي از ساختمان ميباشد اين امر به دليل موقعيت ثابت ساختمان در برابر تغييرات در الگوهاي وسيع تر، دستيابي هزينه های كار و غيره مي باشد.

منسوخيت قانوني: براي مثال زماني كه يك آژانس عمومي حداقل استاندارهاي خاصي از عملكرد را كه ساختمان نبايد يا نمي تواند به آن دست يابد را تعيين نمود. بيان استانداردهاي جديد براي مثال امنيت از آتش مي تواند بر يك ساختمان تأثير بگذارد.

منسوخيت شيوه: در دوران كوتاهي پس از جنگ ساختمانهاي قديمي ويران شده و انواع جديدتري ساخته شد. ساختمانهايي كه شكل آنان بيانگر مدرن بودن آنها بود زمانيكه الگوها تغيير پيدا كردند ساختمانهاي قديمي تر طرفداران بيشتري پيدا كردند.

منسوخيت به ندرت مطلق است. ابعاد وسيع تر منسوخيت اقتصادي مي باشد منسوخيت با توجه به هزينه هاي فرصتي كه شامل رقابت از ديگر ساختمان ها مي باشد. هزينه توسعه اصلاح جايگاه و هزينه توسعه يك جايگاه اصلاح شده نيز از هزينه هاي فرصتي مي باشند. زماني كه ساختمانها منسوخ مي شوند، يك تمايز بايد بين منسوخيت در استفاده جاري آنان و هر استفاده ديگري قائل شد. براي مثال يك انبار در مركز شهر ممكن است، براي انبار بودن منسوخ شده باشد. اما مي توان از آن براي اهداف مسكوني استفاده نمود. يعني اين منسوخيت با تغيير استفاده از آن اصلاح مي شود. يك تمايز ديگر را نيز بايد بين منسوخيت قابل اصلاح (كه اصلاح آن به صرفه است) و منسوخيت غير قابل اصلاح (كه اصلاح آن به صرفه نيست) حداقل در زمان حاضر قائل شد.

Larkham ابراز مي دارد، كنترل هايي كه در مورد ساختمان ها صورت مي پذيرد عمر آنان را طولاني تر مي كند اما احتمال منسوخيت آنان را نيز بيشتر مي سازد. محافظت از بناها و مناطق تاريخي به طور مداومي آنان را در استفاده مفيد پايدار نگه مي دارد و البته با استفاده مفيد از آنان هزينه نگهداري اين بناها نيز تأمين مي شود. البته اين موضوع نيازمند اين است كه عدم تطابق بين فعاليتهاي اقتصادي و تاريخي آن اصلاح شود. اين اصلاح مي تواند از تغيير در كاربري با استفاده هاي جديد يا فعاليتهايي كه انواع قديمي را جايگزين مي شوند رخ دهد. به نوبه خود نيز يك بناي تاريخي ممكن است براي نيازهاي معاصر از طريق نو شدن و يا شيوه هاي مختلف ديگر تطبيق داده شود. Fitch انواع ديگر تغيير بناهاي تاريخي را عنوان مي كند :

حفظ) نگهداري بناي ساخته شده در شرايط فيزيكي متداول آن. ذخيره سازي برگرداندن بنا به شرايط فيزيكي كه قبلاً داشته است.

مرمت) بررسي فيزيكي ساختمان تا اين اطمينان حاصل شود كه بنا عملكردي بادوام دارد يا خير.

از نو سازمان دهي كردن) تعمير جز به جز ساختمان در جاي خود و يا در جايي جديد.

تبديل) تطبيف يك بنا براي اهداف جديد.

بازساي) ساخت دوباره بناهاي خراب شده در جاي خودشان.

از نو ساختن) ساختن بنايي كه دقيقاً كپي چيزي است كه قبلاً وجود داشته است.

نما دادن) حفظ نماي يك بناي قديمي و ساخت بنايي در پشت آن.

خراب كردن و ساخت دوباره) خراب كردن يك بنا و پيشرفت و ساخت چيزي جديد در جايگاه آن.

هر چند اين موارد انتخابهايي را كه در پيش روست بنيان مي كند آن مورد كه در هر موقعيتي خاص امكان پذير است متفاوت مي باشد.

Lowen thal عنوان مي كند بهتر است آن اثر قديمي را كه ثبت مي كنيم خوب نيز بشناسيم وگرنه ارزش چنداني نخواهد داشت. در برخورد با بناهاي تاريخ و بناهاي موجود اين نكته مدنظر نيست كه اين بهتر است يا آن بلكه ماهيت ارتباط بين اين دوست كه اهميت دارد. در بررسي ويژگي محيطي و ساختمان هاي موجود، تقديم و تأخير اهميت دارد.

چهارچوب زماني تغييرات :

يكي از مواردي كه از ابعاد زمان طراحي شهري است نياز به اين است كه طراحان بفهمند كه چه موردي با گذشت زمان ثابت مانده و چه موردي تغيير خواهد كرد. كه اين مورد همان چارچوب زماني تغييرات مي باشد. در حاليكه خيابان و الگوهاي محوري دوران زماني طولاني را مي گذرانند. ساختمانها و علل الخصوص زمينها خاصيت ارتجاعي كمتري را دارند. در بسياري از مكان ها، ساختمان بيش از چند صد سال عمر دارند و همان احساس زمان خود را درونشان حفظ كردند هر چند ممكن است استفاده آنان تغيير كرده باشد اما فرم و ظاهر آنان حفظ شده است. چنين ساختمانهايي داراي خاصيت نيرومندي هستند. زيرا ساخت آنها مدتها پيش از اين مسئله صورت گرفته است كه آثار باستاني بايد حفظ شوند.

ساختمانهاي قديمي امتيازات خويش را حفظ كرده اند و حتي گاهي اوقات از آنها استفاده هاي مفيدي مي شود. اين موضوع بيانگر ارزش فرهنگي و زيبايي شناختي آنان مي باشد. از نظر Duffy يك ساختمان مي تواند عمري طولاني داشته باشد. او عنوان مي كند كه ساختار مي تواند تمام طول عمر ساختمان بدون تغيير باقي بماند خدمات همانند برق كشي، لوله كشي، تهويه، آسانسور و غيره هر 15 سال تعويض شوند. طرح تقسيم بندي ساختمان و غيره هر 5 سال تغيير پيدا كند در حاليكهه مبلمان آن هر هفته و هر ماه تغييراتي را پيدا نمايد.

Brand از اين عقيده براي ايجاد سيستم 2 مرحله اي استفاده نمود.

جايگاه) جاي مشخص شده از نظر قانوني با مرزها و حدود ساختمان.

ساختار) متداسيون و عوامل زيرسازي كه محدوده عمر آنان از سي تا سيصد سال و بيشتر است.

پوسته) سطح خارجي كه با مد و تكنولوژي مطابقت مي كند كه ممكن است هر 20 سال يا حتي بيشتر تغيير كند.

خدمات) سيم هاي اطلاع رساني و تماس، سيم هاي الكتريكي، لوله كشي، سيستم هاي گرمايش و سرمايشي كه هر 7 تا 15 سال بايد تعويض و جايگزين شوند.

فضاي ساختمان) چارچوب داخلي (ديوارها، سقف، كف، درب ها) براساس استفاده تغيير مي كنند در فضاي تجاري اين تغييرات بيشتر از فضاهاي مسكوني مي باشد.

وسائل) صندلي، ميز، تلفن و تصاوير و غيره مي توانند هفتگي و حتي روزانه تغيير پيدا كنند.

قرار دادن و ساخت بخش هاي مختلف يك بنا متفاوت است. جايگاه و ساختار، كندترين و وسائل شامل ميز صندلي و غيره سريعترين موارد مي باشند. كليد استحكام يك بنا اين است كه تغييرات با هم هماهنگي داشته باشند. يعني سيستم سريع تر بدون نياز به تغيير سيستم كندتر تغيير كند (تغيير خدمات بدون نياز به تغيير ساختار). يعني نبايد ساختار، آزادي تغيير سريع سيستم را بگيرد.

ارتجاعیت و تنومندی :

از روی هم قراردادن مفاهیم ارتجاعیت (   فنری  ) و تنومندی می توان به طور متناوب استفاده کرد. اگرچه که یک تفاوت مهم وجود دارد .

ارتجاعیت: توانایی مقاومت کردن دربرابر تغییرات بدون از بین رفتن فرم. مانند مقاومت کردن فیزیکی و ساختاری یک شئ مهجور.

تنومندی: توانایی تطبیق تغییرات بدون تغییرات معنایی در فرم کالبدی است. مانند مقاومت یک ساختار مهجور.

ارتجاعیت فقط درباره ی فرم و عملکرد نیست. هر چند برخی اوقات معانی اضافی از ارزش ، معنی و سمبل نتیجه گرفته می شود وبا فرم تجسّم می یابد. ساختمان های تنومند همچنین نیازمند جذابیّت CHARM ) ( هستند. هنگامی که مقدار کم ( یا بعضاً زیاد ) اختلاف درساختمان ها به جذابیّت برخی ازآن ها به وجود می آید، نبود جذابیّت می تواند اثرات نا گواری داشته باشد.

نزدیکترین مطالعه ی انجام شده درمورد تنومندی توسط “ STAN    FORD    ANDERSONN “  درکتاب ” درخیابان ها ” انجام شد . آندرسون گفت : که محیط های کالبدی می توانند به وسیله ی پتانسیل های محیطی تغییر بیابند مشروط بر یک سلسله قابلیّت ها و فرصت های محیطی که برخی مواقع درنتایج و تأثیرات محیطی حاصل می شوند. آندرسون می گوید : محیط پنهانی از قابلیت های محیطی ( چه شناخته شده و چه شناخته نشده ) تشکیل شده است ، هر چند که به درستی استفاده نشده است. برای مثال هنگامی که انبارهای صنعتی ایجاد شدند، ازآنها بعدا استفاده هایی شد که قابل پیش بینی شود.بنابراین تنومندی عملکرد روابط میان فرم ساختمان ها و نحوه ی استفاده از آن هاست.

بسیاری از زمین های استفاده شده نسبتاً سازگار بودند و می توانستند به وسیله ی تنوع فرم ها ایجاد هماهنگی کنند، ساختمان ها به وسیله ی کنتراست بدون انعطاف پذیری هستند . مدرنیست ها ی عملکرد گر دکترین مبنی بر (( فرم از عملکرد تابعیت می کند )) داشتند. روابط میان فعالیت و زمین از یک سو و فضا و فرم از سوی دیگر .

لینچ می گوید : مشاهده می شود فعالیت هایی که به صورت دوره ای تغییر می کنند در داخل خود روابط مخصوص غیر قابل تغییر به صورت کانتیزی دارند. بنابراین فرم این کانتیزی ها نمی تواند از عملکرد آن بدون استفاده از فضاهایی که برخی از نمودهای رفتاری را دارند پیروی کند “ TSCHUMI “ سه نوع رابطه میان روابط فرم و عملکرد را بیان می کند .

     1- بی علاقگی : هنگامی که فضا و رویداد به صورت عملکرد ی به هم وابسته اند .

     2- دوجـانبـه  : هنگامی که فضا و رویداد وابسته کامل به چگونگی هستی یکدیگرند .

     3-  برخـورد  : هنگامی که فضا برای یک عملکرد به صورت هماهنگ طراحی شد که از دیگری کاملاً متفاوت است .

برخی مفاهیم بیشتر که به مفاهیم گفته شده می توان افزود. این است که یک ساحل رودخانه  می تواند به یک گالری هنری تبدیل کرد، که می تواند معنی جدیدی از کار هنری را به ما می دهد. هر چند تنومند ی کیفیتی است که از آن اجتناب از انحراف را ایجاد می کند، ولی فقدان سرزندگی حاصل یک عملکرد منسوخ می تواند تبدیل به یک مشخصه ساختمان تبدیل شود .که این عامل می تواند به از خارج شدن کامل ساختمان از استفاده شود .

دفتر ساختمان های اداری لندن یک تحقیق بسیار جالب انجام داد. حدود سال 1980 ساختمان های اداری درلندن مواجه با گرمای اضافی حاصل از افزایش استفاده از کامپیوترهای شخصی و کابلهای آن ها شدند. بنابراین ساختمان های جدیدی برای حل این مشکل طراحی شدند که دارای پلان های آزاد بودند .و اجاره داده شد از انبارها و سقف ها برای تجهیزات سرمایش استفاده شود. هر چند گرما استفاده از فن های داخلی برا ی کامپیوترهای شخصی و کابلهای نوری محیط مناسب تری برای دفاتر اداری ایجاد شد .

“ BROND “   به نکته ی مهمی اشاره می کند: به خاطر تغییرات سریع تکنولوژی نسبت به ساختمان ها برای ایجاد انعطاف پذیری بیشتر باید به تکنولوژی اجازه دهیم تا با ساختمان ها  هماهنگ شود .

تجسّم تنومندی از مفهوم زندگی زیاد/مزّیت کم اقتباس شده است. درساختمان ها ظرفیّت تغییر و به روزرسانی موجود است. ظرفیّت تغییر ، یک عملکرد برای ساختمان ها و محیط به صورت توافقی است. اینچ بیان می دارد که سازگاری محیطی را می توان در2 بخش زیر درنظر گرفت .

1- درصورت افزایش دربیرون

2- درصورت ازدیاد ارتباط میان تسهیلات

3- مجزّا کردن عناصر مشابه از غیر مشابه برای تغییر

4- اجازه دادن به فضا برای رشد به اطراف ، انتها یا درون متغیرها

 پراند ( 1994 ) بیان می کند که : تکامل ارگانیزم و ساختمان ها معمولاً با تعجّب همراه است سازگاری قابل پیش بینی و کنترل نمی باشد . درآینده ی نامعلوم ، عمر ساختمان ها معمولاً نامعلوم است ساختمان هایی که فقط برای دورۀ کوتاهی ساخته می شوند برای مدت طولانی باقی می مانند و ساختمان هایی که برای دوره ی طولانی درنظر گرفته می شوند، برای مدت کمی زنده می مانند. انتخاب هایی که برای طراحی محیط و ساختمان ها برای مدت کوتاه معمولاً یافته می شود درآنچه LAWSON  طراحی (( غیر متخصص می نامند )) این طراحی منجر می شود به فقدان ایجاد نتایج طبیعی یا طراحی مصرفی .به این معنی که طراحی اشیاء برای دور انداختن آنها و جایگزین آنها به وسیله ی نسخه های بالاتر به جای طراحی برای دوره ی طولانی تر. گزینه ی پایدار برای طراحی ساختمان هایی تنومند که دارای جذابیت و نشخّص باشند ساخت آنها برای دوره ی طولانی است .کاهش تدریجی سبب می شود تا فضای سه بعدی ساختمان ها قابل استفاده شدن آنها می شود .

     RYBCZYNSLEI  می گوید :  شهرها به صورت نقشه ی خانه ها باقی می مانند درآنها یافت می شوند که درآن ها همسایگی حفظ در3-6 درصد از ساختارها که از مد افتاده اند دور افتادگی ( از مد افتادگی ) می توانند به دلایل کالبدی و اقتصادی باشد .

بهترین راهبرد دردوره ی ما نگهداری پیشگیرانه است و یا طراحی وساخت ساختمان هایی که نیاز به نگهداری گسترده داشته باشند .

ایجاد تغییرات زیاد ممکن است موجب اتمام عمریک ساختمان شود. یادآوری این نکته می تواند ارزشمند باشد که فرم یک ساختمان می تواند به صورت موفقیّت  آمیز ی می تواند از عهده ی تغییر ات بر بیاید .

مطالعات 1994 BROLND  &  1981 MOUDON 1985 BENTLY 1990 DUFFY  سه راه حل که می تواند منجر به دوره ی طولانی تنومندی ساختمان باشد ارائه کرده اند :

1- مقطع عرضی

2- دسترسی

3- شکل اتاق

1- مقطع عرضی عمیق :

توجّه  بسیار زیاری برای تضمین نیاز روشنایی و تهویه به صورت طبیعی وجود دارد. ساختمان هایی که عمق زیاد دارند نمی توانند از این قابلیت استفاده کنند LYN. DAVIES  عمق های مختلف را به سه طریق زیر بررسی کرده اند.

  • عمق کمتر از 9 متر نور و تهوّیه بسیار خوبی تضمین می کند ولی معمولاً بسیار نا مناسب برای ایجاد راهروهای داخلی است و برای برنامه ریزی داخلی ساختمان انعطاف پذیری کمی دارد .
  • عمق میان 9 الی 13 متر نور طبیعی روز را فراهم می آورد و مناسب برای راهروهای مرکزی است ( و کمترین توان مندی را دارد .)
  • عمق 14 تا 15 متر اجازه ی تقسیم بندی را می دهد ولی به نور وتهوّیه مصنوعی نیازمندیم .
  • عمق بالاتر از 16 متر به انرژی بیشتری نیاز داریم و نیازمند افزایش روشنایی مصنوعی و تهویه هوا هستیم .

 2- دسترسی :

 هر ساختمان نیاز به ارتباط با محیط پیرامون خود دارد. تعداد نقاط دسترسی درسازگاری ساختمان با محیط پیرامون مؤثر است. ساختمان های بلند به علت این که طبقات بالایی دسترسی محدود به بیرون دارند برای استفاده های گسترده دچار محدودیت هستند .

  3- شکل و اندازه ی اتاق ها  :

برای تنومندی، اندازه ی اتاق ها نیاز دارند که با فعالیّت های درون شان سازگار شوند و با فضاهای بزرگ ارتباط برقرار کنند برای مثال : درساختمان های مسکونی اتا ق هایی با فضای 10-13 مترمی توانند برای اتا ق خواب، آشپزخانه نشیمن یا ناهارخوری مورد استفاده قرارگیرند .

خانه های مسکونی با اتا ق هایی بدین اندازه روابط بهتری را باتغییر فرم برقرار می کنند برای مثال : منازل مسکونی با پلان های کوچک. براند (1994 ) همچنین معتقد است که فضاهای راستگوشه، تنها فضاهایی هستند که خوب گسترش می یابند ، خوب تقسیم بندی می شوند و برای استفاده مفید هستند .

ساختمان هایی که تنومندی دارند درپلان کم عمق هستند، نقاط فراوان دسترسی و اتا ق ها و فضاهای شکل یافته دارند. درحالی که همه ی ساختمان ها نمی توانند چنین شکل و ابعادی داشته باشند .  فضاهای بیشتری که از 3 ایده ی کلی زیر پیروی کنند، باید دارای خواص زیر باشند:

  • باز: با مبلمان آنها را پر نکنیم فضاهای باز مستقل از زیر بخش درمحیط های تک کاربردی کوچک
  • انعطاف پذیر: قابلیت استفاده برای زیر بخش ها و استفاده از فضاهای بزرگ برای رویت استفاده کننده رویدادها را داشته باشند.
  • متنوع: به یک نوع جا به جایی منتهی نشود. به وسیلۀ نیاز های زیر بنایی و با استفاده محدود. بسیاری از میدان های تجاری در این حیطه قرار می گیرند. که برای این کار در یک روز در هفته ایجاد می شوند و در سایر روز ها به عنوان پارکینگ استفاده می شوند.
  • راحت: حساس به تغیرات اقلیمی و آب و هوا و نیاز به سر پناه. ولی دسترسی به خورشید در هنگام نیاز.
  • اجتماعی(دوستانه): از تمامی فعالیت های اجتماعی حمایت کند.

نه تنها پایداری محیطی برای تنومندی باید طراحی شود، بلکه باید نگهداری آنها نیز تسهیل شود. کیفیت مصالح، کمک به نگهداری جزئیات در معماری را می کند.‌‌‌FRANCE IS TIBBALDS  می گوید: برخلاف مناظر طبیعی ساختمان در صورتی که خوب مراقبت می شوند رو به زوال می روند. در این رابطه طراحان شهری می توانند از طراحان شهری می توانند از طراحان منظر بیاموزند که چگونه کاملاً هوشیارانه به موضوعاتی که مستقیماً مربوط به روند تغییرات مداوم است، بپردازد. و موفقیت ایشان کاملاً به معنایی که ایشان خلق می کند وابسته است.

مدیریت تغییرات :

درگیر شدن مداخله ای در مکان های موجود و خلق مکان های جدید ، مدیریت ، نظارت ، فعالیت های طراحی شهری درطول چهارچوب زمانی نیازمند صرف وقت زیادی است. هنگامی که طراحان ممکن است وقت نسبتاً کوتاهی را برای طرح پروژه های گسترده که حامل آن طرح محیط شهری است را صرف کنند حاصل آن ممکن است دردوره

طولانی مورداستفاده قرا رگیرد .

درتئوری های جدید طراحی شهری ( به وسیله ALEXANDER ) او سعی کرد فرآیند سیتماتیک توسعه ی شهری با توجّه  به تغییرات جدید دست یابد. او می گفت : کیفیات ارگانیک شهرها و روستاها ی قدیمی امروزه قابل دستیابی نیستند و بنابراین ما نیازمند یک فرآیند برای رسیدن به کمال درتوسعه ی شهری هستیم .

این یک فرآیند که فقط به فرم می پردازد نیست. اگر ما یک فرآیند مناسب را بیافزاییم ممکن است شهرهایمان دوباره کامل بشوند. و اگر ما این فرآیند را تغییر دهیم، این امیدواری اصلاً وجود ندارد، درهر فرآیند نقش های اساسی وجود دارد که از توسعه ی ارگانیک گرفته شده است :

  • رشد کامل به تدریج ، قدم به قدم
  • کمال غیر قابل پیش بینی هنگامی که ستارگان بیرون می آیند به روشنی مشخص نیست که چگونه گسترش می یابند و کجا پایان می یابند .
  • کمال و اقسام آن متصل و به راستی کاملاً نه قطعه قطعه .
  • کمال مهم از احساس. این امر قدرتی دارد که می تواند مارا تکان دهد .

این مبحث می گوید شهرهای معاصر به دنبال الگوی توسعه ی متفاوت نسبت به شهرهایی که به صورت ارگانیک رشد یافته اند هستند درحالی که رشد شهرها ممکن است تدریجی باشد. جزئیات مختلف به صورت مجزا باقی می مانند و بی رشد کامل نتوانند همراه شوند.

درس مهمی که می گیریم این است که هنگامی که تغییرات ناگهانی حاصل می شود تا آنجا که می توانیم باید اجازه دهیم  مردم درآرامش خود را با تغییرات هماهنگ نمایند .درسال 1972 یک برنامه برای خیابان های اصلی برای پیاده روشدن آنها درنظر گرفته شد. هدف اینکار ایجاد فضاهای جمعی و هماهنگی مردم با آن ها بود. درسال 1973 پیاده روسازی کاملاً محقق شد و نتایج آن بهبود دروضعیت میادین شهری بود .

“ GEMZOE “ و  “ GENL “در سال 2001 یک افزایش سریع درسیستم های شهری درمورد ماشین – آزاد و فضای ماشین آزاد مطرح کردند که 3 مزیّت را دارا بود :

  • ساکنان شهرها زمان کافی برای افزایش فرهنگ شهری برای روشن شدن و بهره برداری به موقع را داشتند .
  • مردم زمان کافی برای عادت به نوع حمل و نقل خود را داشتند. پارک ماشین درمراکز شهری به 2-3 درصد تقلیل داده شد و مالکان اتومبیل شخصی متوجّه شدند که رانندگی و پارک درمراکز شهری بسیار سخت است درحالی که استفاده از وسایل عمومی حمل و نقل بسیار آسان است.
  • یافتن میزان موفقیّت بسیار آسان تر برای سیاست های بشری بود و موجب افزایش تصمیمات درموردانواع روش ها برای تشویق پیاده روی بود .

 نتیجه گیری :

هنگامی که به بعد زمان درطراحی شهری می نگریم ، نیاز داریم تا تصمیم طراحان شهری چگونه به معنی و برخورد با زمان درمکان می نگرند

زمان شامل اتفاقات متفاوت است که غیر قابل بازگشت هستند. تغییر خود شامل پاسخ دادن و اشکال مختلف تغییر درآینده می شود. طراحان شهری باید متوجّه  پتانسیل های موجود درتغییرات و فرصت ها و محدودیت هایی که ممکن است رخ بدهند باشند. این که تغییرات چگونه می توانند مدیریت شوند و چگونه مکان درهرزمان تغییر می کنند. طراحان باید برخورد با فعالیت ها و چگونگی رشد و توسعه ی آنها را پیش بینی کنند اینکه موارد مصالح چگونه تغییر می یابند . کوین لینچ می گوید  فعالیت های مؤثر و خواسته های درونی بستگی به تصویر ذهنی محکم از زمان دارد. احساس روشن از زمان حاضر با اتصال به گذشته و آینده حساسیت به تغییرات و قابلیت مدیریت و لذت به آن را دارد .  درآخرین قسمت این بخش به پیش بینی و ارائه را حاصل نهایی درمورد توسعه ، کنترل و ارتباط در فرآیند طراحی شهری دارد .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها