سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

بررسي الگوهاي مشابه در زمينه ساماندهي بافت هاي فرسوده شهري

  1. بررسي الگوهاي مشابه در زمينه ساماندهي بافت هاي فرسوده شهري

 

  • تاریخچه دخالت در شهر

 

گرچه حدود دو قرن است که کشورهای اروپایی به حفظ و احیای مناطق قدیمی که دچار فرسودگی شهری شده اند پرداخته اند، اما دخالت همه جانبه به معاصر سازی، بعد از جنگ جهانی دوم ابعادی وسیع و نو یافت. از جمله عوامل مؤثر در گرایش به حفظ و احیای مناطق قدیمی و مرکزی شهرها به ویژه پس از سال های دهه هفتاد میلادی، می توان به کاهش جذابیت های حومه نشینی، پر هزینه بودن گسترش شهر در سطح، مشکلات مربوط به دسترسی به محل کار و فعالیت، مسائل زیست محیطی و تشکیل کنگره های مختلف برای حفظ مناطق و ابنیه تاریخی اشاره کرد. کنگره آتن در سال 1931، ارزش نهادن به آثار تاریخی و هنری را تصویب و توجه مدیران شهری، شهرسازان و برنامه ریزان شهری را به حفاظت از محله ها و مناطق قدیمی، یادمان ها و فضاهای در بر گیرنده خطرات جمعی تشویق کرد. البته در این کنگره، توجه معطوف به حفاظت کالبدی بود و جنبه های گوناگون زندگی انسان در این قبیل پهنه ها از نظر شرکت کنندگان در کنگره دور مانده بود. در سال 1960، کنگره گوبینو توجه به وضعیت اجتماعی شهرها و بر طرف ساختن نابسامانی های شهری در مناطق تاریخی و کهن را مطرح ساخت و در سال 1975 موضوع مشارکت همه جانبه مردم و چگونگی زندگی در این قبیل پهنه ها مورد توجه منشور شورای اروپا در لوکزامبورگ قرار گرفت. از این پس علاوه بر معماران که همواره به حفظ، مرمت و احیای میراث باقیمانده از جهت کالبدی توجه داشتند، جامعه شناسان، اقتصاددانان، جغرافی دانان و شهرسازان به پهنه های قدیمی و تاریخی که به نوعی دچار فرسودگی شده بودند، علاقه مند شدند.

پذیرفتنی است که تعاریف و برداشت ها از «پهنه شهری فرسوده»، می تواند در هر کشوری متفاوت از کشور دیگر باشد و اهداف مداخله نیز گوناگون می باشد. محله لوماره در پاریس، شهر قدیمی اسلو، منطقه قدیمی جولری کوارتر در بیرمنگام، شهر قدیم قاهره، منطقه کهن حفصیه در تونس و مناطق فرسوده تهران از جمیع جهات با یکدیگر متفاوت هستند. آثار با ارزش باقیمانده از زمانه های دور، هویت و شخصیت محلی، ساختار اجتماعی و اقتصادی ساکنان و بومیان، وضعیت کالبدی ساختمان های مسکونی، کاربری، مدیریت شهری و … دارای تفاوت ماهوی و بنیادی می باشند. اما در این میان نمی توان بی نیاز از نگاه به تجربه های مداخله در بافت های قدیم (تاریخی، فرهنگی، فرسوده و …) در کشورهای دیگر بود و تجربیات دیگران را نادیده گرفت.

بررسی تجارب جهانی نوسازی در بافت های فرسوده شهری، از نقطه نظر شیوه های مداخله، حاکی از آنست که چهار روش مورد استفاده بوده است:

در روش اول که بدنه سازی (اصلاح هندسی و تعریض معابر) می باشد، شهرداری ها طی تهیه طرح تفصیلی شهر نسبت به تعریض و اصلاح هندسی معابر بر اساس اصول شهرسازی اقدام نموده و چنانچه مالکان این جداره ها اقدام به نوسازی ننمایند، لیکن شهرداری ها در این راستا با ارائه امتیازات نسبت به تشویق مالکان اقدام می نمایند.

در روش دوم با عنوان «نوسازی بخش خصوصی یا سازمان های دولتی غیر مرتبط»، ضمن معرفی محدود طرح، به سرمایه گذار اجازه داده می شود نسبت به تملک محدوده مورد نظر اقدام نموده و پس از تهیه طرح، بر اساس اصول شهرسازی نسبت به نوسازی اقدام نماید. همچنین با در اختیار گذاردن امتیازاتی در جهت افزایش سود اقتصادی طرح، برای سرمایه گذار ایجاد انگیزه نماید.

در روش سوم، نوسازی از طریق برقراری امتیازات تشویقی است که شهرداری ها ضمن تهیه طرح تفصیلی و ارائه آن به ساکنان، ضمن ارائه امتیازاتی به آنها، ساکنان را به نوسازی تشویق می نماید. لذا چنانچه خود ساکنان توانایی اجرای طرح را نداشته باشند، سرمایه گذاری را افراد دیگری بر پایه شراکت بین طرفین انجام داده و در نهایت، سود اجرای طرح بین طرفین تقسیم می گردد.

در روش چهارم، نوسازی با مداخله مستقیم دولت می باشد که سرمایه گذاری در آن از طرف دولت انجام شده و ساکنان این گونه از بافت های فرسوده به مکان دیگری که به طور موقت احداث شده منتقل می شوند، سپس نسبت به نوسازی محدوده طر ح اقدام می گردد. لیکن پس از اجرای طرح، ساکنان به محل زندگی خود بازگشته و از بابت انجام هزینه های نوسازی طرح به دولت بدهکار می شوند.

اجرای هر کدام از روش های فوق دارای محاسن و معایبی است که انجام هر طرح، نوسازی را با مسائل و مشکلاتی این چنین روبه رو می کند:

  • توزیع ناعادلانه امتیازات بین ساکنان در بافت های فرسوده
  • طولانی شدن زمان نوسازی به جهت تقدم و تاخر در انجام قسمتی از پروژه ها
  • تضییع حقوق برخی از ساکنان در طرح عقب نشینی
  • عدم اجرای تاسیسات زیربنایی همزمان با نوسازی بافت فرسوده
  • سوء استفاده برخی از سرمایه گذاران بخش خصوصی از عدم توانایی مالی ساکنان
  • عدم مشارکت کامل شهروندان در نوسازی بافت فرسوده و ایجاد گسیختگی کالبدی و اجتماعی
  • هزینه سنگین اجرای طرح

 

 

 

  • شیوه های مدیریتی مداخله برای معاصرسازی پهنه های فرسوده شهری در اروپا و امریکا

 

  • شهرداری ها هدایت و اجرای پروژه های معاصرسازی پهنه های فرسوده شهری را به عهده دارند.
  • میان شهرداری و بخش دولتی همکاری نزدیک وجود دارد.
  • بخش دولتی (وزارت مسکن) در تصویب طرح های جامع شهر، برنامه حفاظت از پهنه های فرسوده و پروژه های معاصرسازی را مورد توجه قرار می دهد.
  • سازمان های مسئول حفظ میراث تاریخی (مانند سازمان میراث فرهنگی) در شناسایی، حفظ و احیای میراث تاریخی با شهرداری همکاری نزدیک دارند.
  • دولت از طریق سازمان هایی مانند وزارت مسکن و وزارت محیط زیست، کمک های مالی در اختیار شهرداری قرار می دهد.
  • بانک ها و موسسات اعتباری، مبادرت به اعطای وام های ویژه یا سرمایه گذاری می کنند،
  • معمولاً یک دفتر محلی با تمام اختیارات در پهنه فرسوده دایر می شود.
  • در دفاتر محلی نمایندگان شورای شهر، شهرداری، سازمان میراث فرهنگی، وزارت محیط زیست و وزارت مسکن عضویت دارند.
  • قوانین و مقررات منطبق با نیازها، تغییر یا تهیه و تصویب می شوند. از طریق اعلام جزئیات پروژه و اهداف آن و از راه های مختلف تبلیغی، مردم به طور گسترده و عمیق در جریان کار قرار می گیرند و نظرات اصلاحی آن ها مورد توجه مسئولات قرار می گیرد و ابزار مشارکت مردم فراهم می شود.
  • اعتبارات و کمک های دولتی، عمدتاً صرف ایجاد زیرساخت ها و تاسیسات شهری و بسترسازی می شود.
  • سرمایه گذاری و مرمت ها را مردم و سازمان های سرمایه گذاری و مقاطعه کاری بخش خصوصی انجام می دهند.
  • در پاره ای موارد، کار گروه ها و کمیته های مردمی، برنامه مشارکت را هدایت می کنند،
  • تاسیسات و زیرساخت های شهری، شبکه های دسترسی، فضاهای باز وسبز را بخش عمومی، بازسازی و نوسازی و ساخت و سازهای جدید را مردم و بخش خصوصی انجام می دهند.
  • شهرداری در پاره ای ازموارد به عنوان پیشگام یا برای تشویق دیگران، به فعالیت های اجرایی و به طور مقطعی به ساخت و سازهای محدود مبادرت می کند.

 

  • شیوه های مدیریتی مداخله در پهنه های شهری فرسوده در کشورهای آفریقای شمالی

 

  • شهرداری مجری طرح های معاصرسازی می باشد.
  • برقراری ارتباط میان شهرداری و سازمان ها و مجامع بین المللی برای دریافت کمک های مالی و تهیه پروژه های اجرایی از طریق وزارت مسکن یا وزارت دارایی انجام می شود.
  • تهیه کنندگان خارجی پروژه مداخله در پهنه فرسوده مربوطه حضور دارند.
  • ایجاد شبکه های دسترسی و تاسیسات و زیرساخت های شهری را در شهرداری انجام می دهد.
  • انتخاب پیمانکاران و سرمایه گذاران بخش خصوصی را شهرداری انجام می دهد.
  • به استثنای پاره ای از موارد که پیشاهنگ تلقی می شود، بهسازی ها و بازسازی ها را بخش خصوصی یا مردم بومی اجرا می کنند.
  • مردم از طریق دریافت وام هایی با شرایط آسان، در معاصرسازی شرکت می کنند.
  • ادارات محلی و ملی، انجمن ها و سرمایه گذاران و دوستداران شهرهای قدیمی، شورای شهر، بخش های دولتی و سازمان های خارجی از طریق شهرداری و نماینده بخش دولتی به یکدیگر متصل می شوند.

 

  • تجربه های مداخله و معاصرسازی در اروپا

 

تجربه مداخله در شهرهای اروپا، عمدتاً مناطق مسکونی با عملکردهای مختلف هستند که در قسمت تاریخی و قدیمی شهر قرار گرفته اند.

در این جا شرح مختصری از برخی از این تجربه ها ارائه می شود:

شهر پراگ در کشور چکسلواکی با هدف معاصرسازی شهر و حفظ مرکز تاریخی آن و تولید انبوه مسکن به منظور ایجاد محیط مناسب و ایجاد جذابیت برای جلب گردشگران بیشتر، مورد بهسازی و نوسازی قرار گرفت. این مداخله که منبع تامین مالی آن بودجه دولتی بود کار خود را با مرمت بناهای عمومی و مسکن سازی آغاز کرد. با توجه به نوع حکومت سوسیالیستی چکسلواکی، در این مداخله فقط دولت نقش داشته و نقش مردم در حد همکاری در امر بهسازی و نوسازی بوده است.

 

بافت تاریخی شهر راوانا در کشور ایتالیا، به دلیل فرسودگی، با هدف حفظ و نوسازی و جذب گردشگر بیشتر، مورد حفاظت و مرمت قرار گرفت. نقش دولت صرفاً محدود به حمایت مالی بود و شهرداری به عنوان مدیریت واحد شهری عهده دار اجرای طرح بود. دانشکده حفاظت از میراث فرهنگی دانشگاه بولونیا نیز در فرهنگ سازی و حفظ و مرمت شهر، همکاری نزدیک با مدیریت شهری را داشت.

این طرح که بستر حقوقی – قانونی آن، تصویب قانونی آن، تصویب قانون ممنوعیت ورود ماشین به معابر باریک منطقه تاریخی بوده است، با همکاری مردم که پرداخت بخشی از هزینه های مالی مربوط به مرمت ابنیه را تقبل کردند و همکاری دولت، نتیجه موفقیت آمیزی داشته است. مهم ترین عامل موفقیت طرح را علاوه بر مدیریت واحد شهری، می توان در این دانست که شهردار، اعضای شورای شهر و مشاوران شهردار همگی از فرهیختگان شهر بودند.

شهر قدیم اسلو یکی از 25 منطقه شهری اسلو محسوب می شود. این منطقه به دلیل آن که از گذشته اقشار کم درآمد بسیاری در آن ساکن شده اند، یکی از محروم ترین مناطق نروژ به شمار می آید. در اواخر دهه 1980، به همت اداره محلی تازه شکل گرفته و با همکاری شورای مسئول سلامت و خدمات اجتماعی و وزارت بهداشت و سازمان بهداشت جهانی، در چارچوب طرحی برای ارتقای بهداشت محیطی شهر قدیم، فعالیت های مفیدی انجام گرفت. فرایند برنامه ریزی بر اساس تشکیل تعدادی کارگاه، متشکل از نمایندگان اداره محلی و سازمان های مختلف مسئول و مردم بود. بر مبنای مشکلات شناسایی شده، گزارش مستند مقایسه ای با سایر مناطق اسلو تهیه و به نهادهای دولتی مسئول ارائه شد. بدین ترتیب عقب ماندگی این منطقه را اثبات کردند و اعلام داشتند که برای رفع آن ، نیاز مبرم به سرمایه گذاری عمومی و حمایت همه جانبه مسئولات می باشد.

 

 

کارگاه بعدی با کمک متختصصانی که در اختیار داشت، پروژه مورد نیاز را تهیه کرد. در این پروژه ابتدا بهبود از طریق به کارگیری راه حل های کوتاه مدت، به ویژه ارتقای فضای سبز و نواحی باز را مورد توجه قرار دادند.

سپس راه حل های بلندمدت را تحت عنوان «دورنمایی برای شهر قدیم اسلو در سال 2000» ترسیم کردند. در این فاصله نیز از طریق اطلاعیه هایی برنامه ها را برای جلب حمایت عمومی به اطلاع همگان رساندند.

شهرداری برای شروع مداخله، ابتدا شرکتی غیر انتفاعی ولی تحت مالکیت و نظارت شهرداری تاسیس کرد. این شرکت فعالیت هایی از قبیل بهبود شرایط زیست محیطی و ایجاد فرصت های اشتغال، نوسازی و بازسازی شبکه ها و زیرساخت های شهری را انجام داد.

ساکنان که شاهد تغییرات مثبت در محیط زیست خود بودند، پذیرفتند بخشی از کارهای ساخت و ساز را از طرف دولت دریافت کند، البته سمت و سوی استفاده از این قبیل کمک ها را دولت تعیین می کرد و تولید مسکن تقریباً به طور کامل به عهده پیمانکاران و سرمایه گذاران بخش خصوصی محول شد.

از منابع مالی مورد نیاز از طرف مسئولان منطقه، بخشی از مسئولان شهری و بخشی را نیز دولت تامین کرد.

از جمله اهداف عمومی این برنامه برای سال 2000، عبارت بود از ایجاد شغل های جدید، بهبود زیست محیطی، بهبود شرایط زندگی و بهداشت عمومی و رفاه اجتماعی مردم محلی، برقراری ارتباط سازنده میان گروه های قومی مختلف، تضمین مشارکت میان ساکنان و بخش عمومی ، ایجاد سیستم حمل و نقل سازگار با محیط زیست، راه اندازی آبشار قرون وسطایی و معرفی آثار تاریخی شهر قدیم از طریق ایجاد موزه قرون وسطایی و پارکی از باقیمانده های آن عصر و راه اندازی فستیوال قرون وسطایی.

نکته قابل توجه در این پروژه آنست که وام های ممتاز فقط به ساختمان هایی داده می شد که در زمین های متعلق به شهرداری یا معرفی شده از سوی آن قرار داشت.

از بررسی طرح انجام شده در اسلو نتایج زیر حاصل می شود:

  • شناخت تمامی مسائل و امکانات موجود در بافت، گام اول مداخله بوده است
  • انجام اقدامات آموزشی و تبلیغی، بسیار اهمیت داشته است.
  • هماهنگی معاصر سازی بافت قدیم با طرح جامع شهر انجام شده است.
  • مداخله، مرحله ای و ناحیه به ناحیه انجام شده است
  • برنامه ریزی درست و آموزش های عمومی همکاری مردم را در سطح گسترده جلب کرده است.

 

  • تجربیات انجام شده در کشور انگلیس

 

انگلیس از جمله کشورهایی است که در بافت های قدیم برخی از شهرهای تاریخی، مداخلات موفقیت آمیز داشته است. در مداخله های انجام شده، معاصرسازی فضاهای شهری و فضای داخلی ابنیه، ایجاد محیطی بهداشتی، رفع مسائل اجتماعی، بهبود وضع اقتصادی و بهبود سیمای شهر مورد توجه برنامه ریزان و مجریان بوده است.

محله های شهرهای مورد مداخله همگی از محله های مهم و قدیمی با کارکرد تجاری و صنعتی بودند که رکود صنعت و تنگناهای اقتصادی و مسائل جانبی آن به مرور زمان باعث متروکه ماندن آن ها شده است.

این محله  ها که در نتیجه ساختار اقتصادی متغیر کشور و نیز تغییر اقتصاد محلی تحت تاثیر فرسودگی موضعی قرار داشتند، در جهت ایجاد تحول در پایه های اقتصادی شان از طریق ساخت و سازهای مسکونی و اقدامات عمرانی جلب گردشگر اقدام شد.

مداخله در این محلات با هدف تجدید حیات، بازسازی و حفاظت در جهت فراهم ساختن امکانات و شرایط بهتر برای جلب گردشگران بیشتر و بهبود شرایط زیست برای شهروندان صورت گرفت.

منابع تأمین مالی اقدامات انجام شده عمدتاً بودجه دولتی بود. نقش دولت در این پروژه ها اکثراً تأمین بودجه و تشکیل گروه و افزایش نقش مردم برای همکاری با دولت و نهادهای وابسته به آن بوده است. بخش غیر دولتی بسته به نیاز پروژه ها از تأمین بودجه و سرمایه گذاری تا سیاستگذاری و برنامه ریزی، نقش فعال و ارزند ای را ارائه می دهد.

با بررسی کلی مداخله ای انجام شده در شهرهای انگلیس که تقریباً شبیه هستند، می توان به جمع بندی زیر دست یافت:

  • ارکان نظام مداخله عبارت است از شورای شهر، شهرداری، وزارت محیط زیست، اداره میراث فرهنگی با تأکید بر نقش مم و اساسی شوراها؛
  • تأمین منابع مالی از طرف دولت، بخش عمومی و بخش خصوصی و مشارکت مردم؛
  • تدوین قوانین، مقررات و آیین نامه های تشویقی برای جلب سرمایه گذاران بخش خصوصی به عنوان مجری اصلی طرح؛
  • همزمان با تدوین و تصویب طرح های مداخله و برنامه ریزی های فنی و اجرایی، قوانین و مقررات مورد نیاز هم تدوین، تغییر و تصویب می شود؛
  • هدف اصلی مداخله، احیا و ارتقای کیفیت حیاتی بافت های قدیمی و کهن می باشد؛
  • در برنامه ریزی های مداخله، ابتدا حدود بافت به دقت تعیین و سپس به بلوک های مجزا و کوچک تر جهت انجام مداخله تقسیم می شود؛
  • بررسی و شناخت همه جانبه بلوک ها از نظر کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛
  • ارزش گذاری بافت برای تملک بر اساس دو عامل قیمت بنا و ارزش مجموعه شهری یا محله های شهری با ویژگی های تاریخی پهنه؛
  • شناسایی و پیش بینی راه های افزایش درآمد شهری از طریق جذب گردشگر با تکیه بر توسعه فعالیت های بازرگانی و اقتصادی؛
  • ارائه راهکارهای مناسب برای توزیع متناسب و دقیق کاربری های شهری در سطح پهنه شهری مورد مداخله؛
  • ارزیابی نحوه اصلاح سلسله مراتب شبکه های ارتباطی شهری، به ویژه دسترسی ها در پهنه شهری فرسوده؛
  • برقرار کردن ارتباط میان برنامه های ساماندهی بافتها؛ پنه شهری فرسوده و برنامه های جامع شهر؛
  • شناخت عوامل منفی و نحوه مواجهه با آنها و همچنین عوامل مثبت و چگونگی بهره مندی از آنها؛
  • الزام به رعایت ضوابط تغییر در پوسته خارجی ساختمان ها، به گونه ای که در رابطه با فضاهای ممتد مجاور، روحیه واحدی را به وجود آورد و نیازهای تجاری مردم و مراجعان حوزه نفوذ آن را مرتفع سازد؛
  • مشارکت ساکنان در تدوین مبانی و منافع حاصله از اجرای طرح های مداخله مردم و خصوصاً ساکنان و شاغلان در پهنه های شهری فرسوده به منظور جذب سرمایه.

 

  • تجربه های انجام شده در آمریکا

از تجربیات موفق در آمریکا می توان به نوسازی شهر بالتیمور و میدان پایونیر- سیاتل در واشنگتن اشاره کرد.

بهسازی و نوسازی در بالتیمور، به دلیل فرسودگی و ناکارآمدی شهر با هدف معاصر سازی و افزایش منزلت اجتماعی- اقتصادی آن انجام گرفت. نقش دولت در این امر که با سرمایه گذاری گسترده بخش غیر دولتی حمایت می شد، برنام ریزی، تصویب طرح و بستر سازی بود.

مسئله ای که در بالتیمور حائز اهمیت است، واکنش بالتیمور به مسائل و معضلات خود بود که به احیای فرصت ها و بخت های آن انجامید که دو عامل مدیریت شهر و احساس مسئولیت مدنی و شهروندی جامعه، به ویژه شاغلین پهنه های شهری فرسوده، در این امر مؤثر بودند. در واقع این جامعه کسب و کار شهر بود که نخستین گام های مؤثر را دراوایل و میانه دهه پنجاه برداشت تا با فرسایش و تحلیل ضاهراً بی امان و بی وقفه سلامت شهر خود، به مقابله برخیزد.

از دیگر ویژگی های بارز تجربه بالتیمور، نحوه نگرش برنامه ریزان و طراحان به بناها و مجموعه های تاریخی شهر است. با این بناها، نه صرفاً در حکم میراث، بلکه به مثابه ثروت برخورد می شود و هدف نه تنها حفظ دارایی های موجود، بلکه افزودن بر این ثروت ها و ایجاد دارایی های جدید بوده است.

میدان پایونیر به دلیل آتش سوزی سال 1889، با افول منزلت اجتماعی- اقتصادی روبه رو شد که زوال و فرسودگی تدریجی منطقه را به دنبال داشت. بهسازی و نوسازی این میدان، با هدف تجدید حیات آن و تبدیل آن به ناحیه ای تجاری- مسکونی و فرهنگی انجام شد. این طرح که بستر سازی و برنام ریزی آن را دولت بر عهده داشت، با حمایت مردم به وسیله ایجاد کاربری های جدید و بهسازی بناهای قدیمی و با سرمایه گذاری بخش غیر دولتی به انجام رسید.

با بررسی های کلی مداخلات انجام شده در این دو منطقه در آمریکا، میتوان به نتایج زیر اشاره کرد:

  • حمایت و همکاری صمیمانه بخش دولتی، عمومی و خصوصی از برنامه های شهردار؛
  • توجه کامل به نیازهای مردم؛
  • تقسیم بافت به قطعات کوچک و مداخله قطعه به قطعه؛
  • مشارکت کامل مردم در برنامه ها؛
  • انجام سرمایه گذاری خصوصی و مردم و بسترسازیِ دولت؛
  • استقلال مدیریت شهری در تصمیم گیری ها؛
  • اهمیت داشتن هماهنگ سازی قوانین با برنامه های مداخله؛

محله ها و مکان های مورد مداخله در انگلیس و آمریکا، معمولاً مناطق مسکونی نیستند، بلکه بیشتر گستره ها و نواحی صنعتی شهری متعلق به قرن نوزدهم هستند که برای ساخت و تولید کالا و یا به منظور انبارداری و حمل و نقل مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنین این مناطق در بردارنده بافت تاریخی چشمگیر و شایستگی هایی از بعُد چشم انداز شهری می باشند.

 

 

  • تجربه های انجام شده در کشورهای شمال افریقا

در تجربه های کشورهای افریقایی، دو شهر فاس و حفصیه واقع در کشورهای مراکش و تونس را می توان نام برد.

نوسازی و بازسازی شهر فاس، در مجموع به عنوان یکی از پروژه های موفق در این زمینه محسوب می شود. این پروژه علاوه بر ایجاد فضای معاصر شهری، جلب ساکنان به ادامه حضور و بازگشت آنهایی که پهنه شهری را ترک کرده بودند، در ایجاد جذابیت هایی برای جذب گردشگران خارجی هم موفق بود.

در منطقه قدیمی حفصیه در تونس که به شدت دچار فرسودگی شده بود، گرچه بازسازی و نوسازی با حمایت سرمایه های خارجی انجام شده، اما در جهت مدیریتی که عمدتاً بر پایه مشارکت عمومی استوار بود، جالب توجه می باشد.

محل اجرای طرح در هر دو شهر، منطقه تاریخی و قدیمی با عملکردهای مختلف بوده که به علت فرسودگی و ناهمخوانی با پهنه های شهری جدید و مهاجرت مالکان قدیمی با هدف مرمت و تجدید حیات پهنه شهری برای برگرداندن زندگی معاصر شهری و بالا بردن سطح جذب گردشگران مورد مداخله قرار گرفته است.

نوع مداخله در این پهنه های شهری که بستر حقوقی- قانونی آن تصویب و اصلاح قوانین مرتبط با مالک و مستأجر می باشد، از مرمت تا بازسازی بوده و منابع تأمین مالی آن بانک جهانی، شهرداری، بنگاه ها و سرمایه گذاران داخلی و در مراکش به غیر از این موارد، بنیاد آقا خان نیز می باشد. نقش بخش دولتی در این اقدامات، تأمین بودجه، دادن وام و تهیه آپارتمان برای اسکان موقت برای مردم ساکن، و نقش مردم سرمایه گذار و مشارکت در امر بهسازی ابنیه است.

از بررسی مداخلات انجام شده، نتایج زیر حاصل می شود:

  • شناخت دقیق از موقعیت کالبدی، شرایط اجتماعی و اقتصادی بافت، اولین گام در مداخله؛
  • جلب مشارکت عمومی و خصوصی و افراد ذی نفع در پهنه شهری؛
  • در حفصیه(تونس) مداخله به گونه ای بوده است که منجر به ازدیاد فرصت های شغلی و افزایش درآمد شده است؛
  • در فاس(مراکش)، دولت و بخش عمومی صرفاً بسترسازی را بر عهده داشته و سرمایه گذاری را بخش خصوصی و مردم انجام داده اند.

 

کلیدواژه : بافت فرسوده
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها