سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

شناسه هاي شناخت گونه هاي مداخله در بافت هاي فرسوده

 

 

  • مداخله در با فت فرسوده

 

مداخله در بافت هاي فرسوده و شيوه برخورد با آن ها همواره يكي از بحث انگيزترين مسائل در برنامه هاي شهري بوده است و رويكردهاي مختلفي در برخورد با بافت هاي فرسوده در شهرها وجود دارد كه با توجه به شرايط خاص و اهداف مورد نظر در شهرها تفاوت مي كند . با وجود تفاوت هايي كه در رويكرد برنامه ريزي بافت هاي فرسوده در شهرها وجود دارد بايد توجه داشت شيوه مداخله در بافت هاي فرسوده نيازمند برخوردي سيستماتيك است، بدين معنا كه برنا مه ريزي اين بافت ها نيازمند نوعي نگرش همه جانبه در زمينه هاي مختلف جمعيتي، اقتصادي، فرهنگي، كالبدي و زيست محيطي است كه تاثيرات متقابل اين زمينه ها بر يكديگر و روابط و تاثيرپذيري هاي دوسويه ميان اين سيستم و سيستم بزرگتر يعني شهر، امر مهمي است كه نيازمند توجه ويژه است . با اين وجود اقدامات مداخله بايستي خرد، موضعي، انعطاف پذيرو هم پيوند (زنجيروار)باشد، ولي داشتن طرح جامع و رويكردهاي كلان نيز لازم است(مداخله موضعي و مستمر به جاي مداخله گسترده و مقطعي ). همچنين توجه به اين نكته نيز ضروري است كه مداخله در بافت هاي فرسوده امري مداوم است و به همين علت نيازمند ايجاد ساختارها و نهادهايي پايدار به منظور شكل دهي و سامان دهي متخصصان، سرمايه گذاران، مديران اجرايي، نهادهاي دولتي، نيمه دولتي،خصوصي، عمومي و نيز از همه مهمتر مشاركت مردمي است.

 مداخله در بافت هاي فرسوده به منظور ايجاد تعادل ميان توان هاي بالقوه و بالفعل يك بافت صورت ميگيرد. بدين مفهوم كه بتوان با مجموعه اي از اقدامات، شرايط نابسامان را به سامان كرد . در يك بافت نسبت به گونه بافت طيف گسترده اي از مداخلات ميتواند صورت گيرد، اين گونه ها دردسته بندي هاي زير قابل طبقه بندي است:

الف- بهسازي؛

ب- نوسازي؛

ت- بازسازي؛

 

  • بهسازي

بهسازي، بهبود بخشيدن به وضعيت بافت و عناصر دروني آن است و مجموعه اقداماتي را شامل مي – گردد كه در زمينه كالبدي همنواخت با الگوي اوليه به حفظ و نگهداري بافت و عناصر آن مي پردازد، و در زمينه غيركالبدي به رونق بخشي حيات دروني آن كمك مي كند. بستر مداخله مي تواند بافت شهري، فضاي شهري، مجموعه ها و بناها را به تنهايي و يا در مجموع شامل گردد . در اين كونه مداخله حد وفاداري به گذشته اصل بوده و يا حفاظت كامل از هر آنچه وجود دارد، مفهوم مي يابد . به سبب گستردگي دامنه اقدامات مرتبط به بهسازي، اين اقدامات در دو دسته جاي داده شده است : يكي مجموعه اقداماتي كه قبل از ورود خدشه به بافت و عناصر آن تدبير مي شود و ديگري مجموعه اقداماتي كه پس از وارد آمدن آسيب و خسارت دستور كار قرار مي گيرد.فرايند بهسازي در دو گروه طبقه بندی میشود:

الف-گروه اول شامل موراد زير است:

1 حمايت؛

2 نگهداري؛

3 مراقبت؛

4 حفاظت؛

ب-گروه دوم شامل موارد زير است:

1 وحدت بخشي؛

2 احيا؛

3 تعمير.

 

  • نوسازي

 

نوسازي بارآفريني هستي ها و معاصرسازي بافت دروني آن را با حفظ ماهيت هاي شكلي(در ابعاد

كالبدي) و همنواخت با موازين زندگي نوين را(در ابعاد غيركالبدي) در دستور كار دار د . بستر مداخله مي تواند بافت شهري، فضاي شهري، مجموعه ها و بناها به تنهايي و يا در مجموع باشد . در نوسازي وفاداري به گذشته در صورت خدشه دار نشدن ارزشهاي كهن (چه فنون نوين به كار گرفته شود يا نه)مجاز مي باشد. فعاليتهاي نوسازي موارد زير راشامل می شود:

الف-نوشدن؛

ب- توانبخشي؛

ت- تجديد حيات؛

ث- انطباق؛

ج- تبديل و دگرگوني؛

 

 

 

 

 

  • بازسازي

 

بازسازي، دگرگوني كامل پيشينه و ايجاد شرايطي جديد در بافت و يا عناصر آن ر ا با برچيدن اثار

گذشته و بنانهادن ساخت و سازهاي جديد دنبال مي كند. بستر مداخله مي تواند بافت شهري، مجموعه ها و بناها به تنهايي و يا در مجموع باشد . در بازسازي وفاداري به گذشته چندان وجود  ندارد و هرجا كه لازم باشد با تخريب كامل مي تواند بازسازي صورت گيرد.

 

فعاليت بازسازي فرآيند زير را شامل ميشود:

الف- تخريب؛

ب- پاكسازي؛

ت- دوباره سازي.

 

 

  1. شناسه هاي شناخت گونه هاي مداخله در بافت هاي فرسوده

 

بافت هاي فرسوده نيز همانند ساير بافت هاي شهري در گذر زمان و با توجه به شرايط متغير اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دستخوش تغييرات بسياري شده اند . اين تغييرات كه در سطح بافت هاي فرسوده نيز به صورتي مشابه عمل نكرده است، زمينه ساز بروز تفاوت هايي در سطح بافت هاي فرسوده شده است به همين سبب در بيشتر موارد با اشكال تركيبي از بافت هاي فرسوده مواجه مي باشيم . اهميت اين موضوع در آ ن است كه در صورت عدم تشخيص گونه بافت، تشخيص گونه مداخله نيز دچار مشكل مي شود و چه بسا افز و ن بر از ميان رفتن سرمايه هاي شهري(ميراث هاي درون بافت ها) به ويژه مورفولوژي بافتهاي با ارزش(كه اغلب ناديده انگاشته مي شوند ) سرمايه هاي مادي نيز به هدر مي رود . از اين رو با كمك شناسه هاي زير مي توان به گونه هاي مداخله در چارچوب مداخلات سه گانه((بهسازي، نوسازي و بازسازي) پي برد.

 

  • اهداف مداخله

 

اهداف مداخله مجموعه خواستگاه هايي است كه نسبت به گونه هاي مداخله از يكديگر تفكيك شده و شامل موارد زير است:

  • بهسازي

 

هدف كلي مداخله در بهسازي عبارت از بهبود بخشيدن به وضعيت بافت و عناصر دروني آن است كه طيفي از اقدامات زير را شامل مي شود:

الف- حمايت: هدف جلب توجه و مشاركت براي حفظ شرايط بافت و يا عناصر دروني آن است.

ب- نگهداري: با هدف رسيدگي مداوم به منظور حفظ وضعيت بافت و يا عناصر آن در شكل طبيعي و اوليه صورت مي گيرد؛

ت-مراقبت: با هدف نگهداري در مقابل آسيب هاي ناشي از فرسايش طبيعي و انسان ساخت صورت مي گيرد؛

ث- حفاظت: با هدف پيشگيري از تخريب فيزيكي بافت و يا عناصر دروني آن در مقابل خطرات احتمالي و افزايش ايمني و امنيت، دوام و استحكام آن صورت مي گيرد.

ج-وحدت بخشي: با هدف ايجاد وحدت و يكپارچگي در بافت و يا عناصر دروني آن صورت مي گيرد؛

چ- احيا: با هدف بازگرداندن به حالت ذاتي و اصيل اوليه و دستيابي مجدد به كليت هاي خدشه دار شده و باز توليد بخشهاي از ميان رفته(بر مبناي مستندات پيشين و احترام به كيفيت ها) صورت ميگيرد؛

ح- تعمير: با هدف جبران آسيب هاي واردشده صورت مي گيرد.

 

  • نوسازي

 

هدف كلي مداخله در نوسازي عبارت است از بازآفريني هستي و معاصرسازي بافت و عناصر آن است كه طيفي از خاستگاههاي زير را شامل ميشود:

الف- نوشدن: با هدف نوكردن و رونق بخشيدن به كالبد بافت و عناصر دروني آن صورت مي گيرد؛

ب-توانبخشي: با هدف تقويت و گسترش جنبه هاي مثبت و از بين بردن جنبه هاي منفي حيات در بافت و عناصر دروني آن صورت مي گيرد؛

ت- تجديدحيات: با هدف باززنده سازي بافت و عناصر آن و بازگرداندن زندگي مجدد و تداوم زندگي در شرايط معاصر صورت مي گيرد.

ث- انطباق: با هدف ايجاد تغييرات نسبي و همنواخت كردن بافت و عناصر دروني آن با نيازهاي جديد و شرايط نوين صورت مي گيرد؛

ج- تبديل و دگرگوني: با هدف ايجاد تغييرات بنيادي بدون از بين بردن ريشه و پيشينه صورت مي گيرد.

 

  • بازسازي

 

هد ف كلي مداخله در بازسازي، دگرگوني كامل و ايجاد شرايطي جديد است؛ اين هدف به طور متداول فرآيند زير را شامل ميگردد:

الف-تخريب: با هدف از بين بردن آثار پيشين، و ايجاد شرايط جديد صورت مي گيرد؛

ب- پاكسازي: با هدف پاكسازي آوارهاي موجود و مهياكردن زمين براي نظام كالبدي و سازمان فضايي جديد صورت مي گيرد.

ت- دوباره سازي: با هدف توسعه جديد براساس ارزش ها و معيارهاي روزآمد و بدون الزام به حفظ پيشينه بافت صورت مي گيرد.

 

  • زمينه مداخله

مراد از زمينه مجموعه اقداماتي است كه بازتاب آن در بافت به يكي از اشكال زير قابل تشخيص است .

زمينه هاي مداخله بايد در تمامي گونه هاي مداخله شامل بهسازي، نوسازي و بازسازي مصداق داشته باشد:

  • كالبدي: مراد از زمينه هاي كالبدي مجموعه اقداماتي است كه منجر به بازتاب هاي كالبدي در بافت گردد.
  • غيركالبدي: مراد از مداخله غيركالبدي مجموعه اقداماتي است كه منجر با بازتاب هاي كاركردي در بافت گردد.

 

  • بستر مداخله

مراد از بستر مداخله، كالبدي است كه مورد مداخله قرار مي گيرد. اين بستر براساس مقياس در سه

رده زير قابل گرو ه بندي بوده و مي تواند مشمول تمامي گونه هاي مداخله شامل بهسازي، نوسازي و بازسازي گردد.

الف-بافت شهري(مقياس كلان)؛

ب- فضاي شهري و مجموعه هاي شهري درون بافت (مقياس مياني)؛

ت- بناهاي درون بافت(مقياس خرد)؛

 

  • بافت شهري : مراد از بافت شهري، تماميت بافت شامل ساختار و مورفولوژي بافت، افزون بر عناصر دروني آن است.

 

  • مجموعه شهري : مجموعه شهري مجموعه عناصري است كه داراي پيوند كاركردي با يكديگر مي باشند و در يك دوره زماني با هويتي واحد بنا شده است.

 

  • فضاي شهري : مراد از فضاي شهري، تمامي عرصه هاي عمومي(ميدانها، معابر و محورهاي شهري) است، كه قصد و مقصود شهروندان بوده و محل حضور و شكل گيري رويدادهاي شهري است.

 

  • بناها: مراد از بناها، قسمت هاي پردرون بافت هاست كه بدنه هاي شهري را تشكيل مي دهند.

 

  • حد وفاداري به گذشته

ميزان و گونه مداخله در بافت با حد وفاداري به گذشته تعيين مي گردد. اين ميزان هرچه با هدف بهبود صورت گيرد وفاداري بيشتر و هرچه با تغيير همراه باشد وفاداري كمتري به گذشته دارد . ميزان وفاداري به گذشته طيفي از اشكال زير را شمال ميشود:

  • وفاداري كامل: با هدف حفاظت كامل از پيشينه صورت مي گيرد.
  • وفاداري مشروط : در وفاداري مشروط ضمن تأكيد بر حفظ پيشينه، اقدامات از انعطاف پذيري بيشتري برخوردار است و مي تواند طيف هاي زير را شامل گردد:

الف-ايجاد تغيير نسبي براساس ارزشهاي كهن.

ب- ايجاد تغييرات بنيادي يا به كارگيري فنون نوين در چارچوب ساختار پيشين.

  • عدم التزام به وفادار ي : ايجاد تغييرات و دگرگوني كا مل بدون التزام در نگهداشت ساختار و مورفولوژي بافت و يا عناصر دروني آن.

 

 

 

  • روشهاي مداخله در بافتهاي فرسوده

مداخله در بافت هاي فرسوده شهري به رو ش هاي متفاوتي انجام مي گيرد اما مي توان تمامي اين روش ها را در پنج گروه كلي زير جاي داد.

 

  1. روش حفاظتي بهداشتي

روش حفاظتي – بهداشتي در بر گيرندة مجموعه اقدامات براي ارتقاء كمي يا كيفي شرايط محيط زيست است. اين اقدامات علي الاصول در پي تبديل نا پايداري هاي شهري به پايداري صورت مي پذيرد . محرك اصلي اين طرح ها، را بايد در ناهماهنگي بافت هاي قديمي شهرها براي پذيرفتن شرايط جديد زيست دانست. به سخن ديگر، عامل اصلي در استفاده از اين روش، عدم انطباق ميان بافت كهن با شرايط نو و معاصر زندگي شهري است . اين روش، با استفاده از امكانات و دستاوردهاي جديد و براي پاسخگويي به نيازهاي معاصر مورد استفاده قرار مي گيرد و سعي بر آن مي شود تا سازمان فضايي – كالبدي از بعد بهداشت مورد توجه دقيق واقع شو د . اين روش علي الاصول منشأ نوگرايانه داشته و وابستگي هاي اندكي را به گذشته نشان مي دهد. در اين روش مداخله براساس فرآيند بهسازي، نوسازي و بازسازي صورت مي پذيرد و هدف اصلي، بازسازي سازمان فضايي در معناي ايجاد سازماني كاملاً متفاوت با گذشته است . از اين رو، اقدامات مربوط به اين روش عمدتاً ميل به تخريب و بازسازي دارد . اين روش، سعي دارد با تخريب وضع  موجود، به شرايط محيطي مناسب مطلوب دست يابد(حبيبي،1381،169)

 

  1. روش حفاظتي تزئيني

اين روش در برگيرندة مجموعه اقداماتي براي حفظ، نگهداري و يا ارتقاي زيبايي شناسي فضايي در پيكره، سيما و چهرة معماري شهري بافت مي باشد. هدف اين روش، زيباسازي بافت كهن به منظور ايجاد منظر شهري جذاب و گيراست . اين روش نيز به معاصرسازي سازمان فضايي و پاسخگويي به شرا يط جديد زيست و توليد پاي مي فشارد ولي نگاه آن بيشتر جنبة احساسي و محافظه كارانه دارد . علت استفاده از اين روش به خصوص در بافت كهن براين اساس است كه در بافت كهن، ارزش هاي زيبايي شناسانه بسياري وجود دارد كه ناشناخته باقي مانده و با استفاده از اين روش، مي توان هرچه بيشتر اين ارزش ها را ارتقا بخشيد.

 

  1. روش بازسازي شهري

هدف از اين روش، بازگردانيدن فعاليت به فضا، برگشت به حالت عادي، زنده كردن حيات شهري و در يك كلام باز زنده سازي فضاي شهري است. روش بازسازي شهري دربرگيرنده دو وجه اساسي است:

الف- بازسازي موبه مو: بازسازي مطابق با وضعيت گذشته (قبلي) بافت.

ب- بازسازي در انقطاع باگذشته: در بازسازي در انقطاع باگذشته، چهره و تصوير جديدي از شهر عرضه مي شود. به طوري كه چهرة گذشته بافت پاك شده و چهرة نويي جايگزين آن مي گردد. در اين روش فعاليت هاي جديدي به بافت منسوب مي گردد و بافت و فضاي شهري جديد نيز به همراه آن شكل مي گيرد. در اين روش، با در نظر گرفتن فعاليت جديد و به دنبال آن فضاي جديد، ارتباط بافت، با مفاهيم كالبدي و فعاليتي بافت قديم، قطع مي گردد.

 

 

  1. روش مداخله موضعي موضوعي

هدف عمدة اين روش، تقويت وضع اقتصادي و تقليل عوامل فرساينده كالبدي بافت است . در اين روش، شرايط اوليه و نيازهاي مردم ساكن در همراهي با انديشه و هدف مرمت شهري و در رابطه مستقيم با مسئولان شهر و شهرسازي ماية اصلي مرمت شهري قرار مي گيرد. تفكر غالب در اين روش، تفكر معماري شهري است . اين تفكر به ايجاد فضاهایي كه برخوردهاي اجتماعي را تسهيل كند، توجه داشته و سعي در ايجاد هماهنگي ميان شكل بافت با فعاليت و فضا، به صورت وضعي و كاملاً اجرايي دارد.

 

  1. روش جامع مرمت شهري

هدف از اين روش، مورد توجه قراردادن مسائل بافت كهن با توجه به مسائل كل شهر در قالب ارائه و تدوين روش جامع نوسازي براي كل شهر مي باشد. در اين روش كل شهر مورد توجه قرار مي گيرد و سازمان فضايي مورد طراحي و تدوين واقع مي شود.

کلیدواژه : بافت فرسوده
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها