سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

نظام برنامه‌ریزی شهری در انگلستان

نظام برنامه‌ریزی شهری در انگلستان

در بریتانیا، برنامه‌ریزی شهری از یک سری عقاید اصلاح‌طلبانه بنیادی در مورد رسیدگی به مشکلاتی چون سالمت مومی، مسکن و بهداشت به وجود آمده که به دوران صنعتی شدن و شهر گرایی اواخر قرن نوزدهم بازمی‌گردند. )غمامی،1384 ،119)کشور انگلستان دارای ادبیات بسیار قوی شهرسازی است؛ قوانین، مقررات و مصوبات در این کشور مرتباً مورد تجدید چاپ قرارمی‌گیرد و کل سیستم برنامه‌ریزی و مران شهری تلفیقی از ساخت‌وساز در شهر و غیر شهر است)مرکز مطالعات و تحقیقاتی شهرسازی و معماری، 34،1387.)در بسیاری از کشورها قانون چنین آمده است که هیچ 10 اساسی, دولت را در عرصه زمین و اموال محدود می‌نماید. در قانون مدنی ایالت متحده کس از زندگی, آزادی و اموال جز از طریق قانون محروم نخواهد شد. همچنین اموال خصوصی هیچ‌کسی جز از طریق پرداخت غرامت ضبط نخواهد شد. این امر اگرچه بدیهی به نظر می‌رسد، اما بر برنامه‌ریزی زمین تأثیری جدی خواهد داشت. در بریتانیا چنین محدودیت‌هایی وجود ندارد. در حقیقت بریتانیا از قانون اساسی مدونی مطابق آنچه در اکثر کشورهای دیگر وجود دارد برخوردار نیست )9, 2006, Cullingworth

سازمان‌های برنامه‌ریزی در بریتانیا:

حکومت مرکزی

در انگلستان، تعداد زیادی از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی مسئولیت برنامه‌ریزی فضایی و محیطی را تقسیم می‌کنند. نام و حوزه مسئولیت دقیقی آنها موضوع تغییرات مداومی در طول زمان بوده است.دپارتمان‌هایی که مسئولیت‌هایی در رابطه با برنامه‌ریزی فضایی و محیطی دارند بارت‌اند از:

12 دپارتمان محیط،غذا و امور روستایی             11 دفتر معاون نخست‌وزیر

دپارتمان حمل‌ونقل                                      دپارتمان فرهنگ،رسانه‌ها ورزش

دپارتمان اصلی برنامه‌ریزی در دولت مرکزی دفتر معاون نخست‌وزیر است. مسئولیت این دفتر عبارت‌اند از: برنامه‌ریزی خانه‌سازی امور مناطق سیاست شهری نوسازی واحدهای همسایگی دولت محلی آتش‌سوزی قانون‌گذاری در امور ساختمان

حکومت منطقه‌ای

وضعیت مؤسسات حاکمیت در مقیاس منطقه‌ای در انگلستان پیچیده و گیج‌کننده است. البته آنها در حال استقلال به‌عنوان “حاکمیت منطقه‌ای” می‌باشند. اغراق نیست اگر بگوییم که در انگلستان انقلابی درزمینهٔ جایگاه مناطق شکل‌گرفته است. این امر در سه مسیر انجام‌شده و سه موسسه مجزای منطقه‌ای ایجاد نموده است:

Oبدنه‌ی منطقه‌ای شامل شوراهای داوطلبانه که از طریق انتخاب غیرمستقیم از شوراهای محلی و نمایندگان 13 انجمن‌های تجاری و مدنی تعیین می‌گردند. این مجموعه گاه به‌عنوان بخش منطقه‌ای شوراها نیز پذیرفته می‌شود.

O مؤسسات توسعه منطقه‌ای که برای تعادل بخشی اقتصادی میان شهرها و روستاها و با نگاه به سیاست 14 گذاری برای توسعه‌ی پایدار تأسیس شدند.

oدفاتر دولتی که دفاتر دولت مرکزی است که در مقیاس منطقه‌ای عمل می‌نمایند 15 .)Cullingworth,2006,56(

مناطق انگلیس بارت‌اند از لندن بزرگ, شرق انگلیس, میدلند شرقی, میدلند غربی, شمال شرق , شمال غربی , جنوب شرقی, جنوب غربی و یورکشایر و هامر.

حکومت محلی

ساختار دوبخشی حاکمیت محلی در انگلستان )حاکمیت شهرستان و حاکمیت منطقه شهری(, از 1963 در لندن, از 1972 در اسکاتلند و از 1973 در سایر بخش‌های کشور شکل گرفت. دو بخش این ساختار عبارت‌اند از: شورای که به مسائل شهرستان می‌پردازد: معادن, زباله‌ها و همچنین حضور در “بدنه‌ی منطقه‌ای” 16 شهرستان o شورای منطقه شهری که مسئولیت کلیه‌ی امور شهری را جز در محدوده‌ی پارک‌های ملی بر عهده‌دارند. این 17 ساختار امروزه در اکثر مناطق روستایی همچنان حفظ شده سات. اما در اکثر شهرها و برخی از مناطق روستایی ساختاری یکپارچه شکل‌گرفته است )65-64,2006,Cullingworth.)

طرح‌های توسعه شهری در انگلستان :

کشور انگلستان به‌عنوان خاستگاه انقلاب صنعتی پیشینه‌ای طولانی در شهرسازی جدید دارد که ریشه‌ی آن به اواسط قرن نوزدهم برمی‌گردد. سیر تحول برنامه‌ریزی در انگلستان شامل سه دوره زیر می‌گردد:

مرحله اول:طرح‌های جامع شهری

این دوره شامل اوایل قرن بیستم تا اواسط دهه 1960 می‌شود. مظهر اصلی آن تهیه و اجرای طرح‌های جامع شهری و در سال 1947 است. 18 منطقه‌ای و تصویب قانون برنامه‌ریزی شهری و روستایی

مرحله دوم: طرح‌های ساختاری

این دوره از اواسط دهه 1960 آغاز شد و با تصویب قانون جدید برنامه‌ریزی شهری و روستایی در سال 1968 ، الگوی طرح‌های ساختاری را جانشین طرح‌های جامع قدیمی کرد.

از عوامل مؤثر در تغییر نظام برنامه‌ریزی در انگلستان در سال 1968:

1 .سیستم قبلی بر کاربری اراضی تأکید داشت و به سایر مسائل ازجمله حمل‌ونقل نمی‌پرداخت.

2 .جامعه تغییر جهت داد: سوسیالیسم جذابیتش را از دست داد و آزادی فردی، روال مومی دهه‌ی 1960 گردید.

 3 .اقتصاد و جمعیت بیش‌ازپیش بینی‌ها رشد کردند و برنامه‌هایی که کند تهیه می‌شدند، غیرقابل استفاده شدند.

4 .برنامه‌ها بیش‌ازاندازه غیر منعطف، ساده، بلندمدت و بیش‌ازحد مبتنی بر نقشه بودند.

5 .بیش‌ازاندازه کالبدی بودند و بسیار کم به مسائل اجتماعی و اقتصادی و کالا نحوه‌ی زیست مردم می‌پرداختند.

6 .در سال 1951 قدرت از حزب سوسیالیست کارگر به حزب سنتی محافظه‌کار منتقل شد، که بر ارزش‌های اشرافی به همراه اشاره‌ای عامه‌پسند مبتنی بود.

7 .سرشماری انجام‌شده در سال 1965 افزایش جمعیت را نسبت به دوره‌های قبل نشان می‌داد. به همین جهت نیاز به یک سیستم برنامه‌ریزی دینامیک‌تر احساس می‌شد.

8 .تغییر خصلت بازار مسکن یک نکته بنیادین در این تغییر بود؛ زیرا مردم ازاین‌پس به خانه‌سازی نه صرفاً به نوان یک سرپناه، بلکه به‌عنوان زمینه‌ای برای سرمایه‌گذاری می‌نگریستند. تا جایی که در 1963 بیش از 60درصد خانه‌های ساخته‌شده، توسط بخش خصوصی احداث گردیدند، درحالی‌که پیش از آن بخش مده ی خانه‌ها را شوراهای محلی می‌ساختند )11,2005,Glig.

این وضعیت مسئولان شهرسازی را به فکر چاره انداخت و باعث تشکیل گروه مشورتی برنامه‌ریزی PGA در سال 1965 گردید. این گروه با علم ناکارآمدی الگوی متمرکز طرح‌های جامع چنین توصیه کرد که می‌باید نظام برنامه‌ریزی جدید، بر اساس نوی سلسله‌مراتب )طرح‌های ساختاری-طرح‌های محلی( به وجود آید. به‌این‌ترتیب با تصویب قانونی در سال 1968 در انگلستان دو تحول اساسی رخ داد:

1 -تغییر در نظام اداری کشور و افزایش اختیارات نهادهای محلی

2 -تحول وسیع در شکل و محتوای طرح‌های شهری و روش‌های مطالعه و برنامه‌ریزی)مهدی زاده ،1385،105- .

مرحله سوم: طرح‌های ساختاری با اصلاحاتی در رویکرد

مهم‌ترین مشکل در سیستم جدیدی که بر اساس گزارش PAG در قانون برنامه‌ریزی شهر و حومه)1968 و 1971 )به تصویب رسید، این بود که بر مبنای پیشنهاد ردکلیف موعد، مقرر بود که برنامه‌ها از سوی شورای مناطق شهری تهیه گردد. این امر شکافی میان عملکرد شهرستان و بخش‌ها ایجاد می‌نمود. )13,2005,Gilg)

این شکاف موجب بروز سه مشکل اساسی گردید:

1 .مقرر بود که طرح ساختاری چهارچوب طرح‌های تفصیلی را تعیین نماید، اما این دو طرح از سوی دو دستگاه مختلف تهیه می‌شدند. که می‌توانست موجب بروز تناقضاتی گردد. به‌ویژه اگر که دو حزب مختلف در این امر مداخله داشتند.مقرر بود که طرح‌ها در قالب الگوی کنترل ساخت‌وساز اجرا شوند، اما شهرستان‌ها از قدرت محدودی درزمینهٔ کنترل ساخت‌وساز برخوردار بودند.

2 .حمل‌ونقل در دهه‌ی 1970 به یکی از جنبه‌های مهم برنامه‌ریزی بدل شده بود و شهرستان‌ها بیشترین قدرت را درزمینهٔ برنامه‌ریزی حمل‌ونقل دارا بودند. حال‌آنکه مدهی برنامه‌ریزی‌های روزمره از سوی مناطق شهری انجام می‌گرفت.

بر این اساس تغییرات ایجادشده در اوایل دهه‌ی 1990 بارت‌اند از:

– طرح‌های ساختاری تثبیت شدند، اما نهادی برای تصویب هماهنگی طرح‌های تفصیلی با آنها وجود نداشت. اگرچه دولت مرکزی امکان فراخوانی و بررسی طرح‌ها را برای خود حفظ نمود. – طرح‌های تفصیلی فراگیر از محدوده‌های شهری پیشین فراتر رفتند.

– طرح‌های تفصیلی منابع مدنی از سوی مناطق شهری تهیه می‌شدند.

 – طرح‌های مانَک‌های ملی در خصوص زمین و منابع مدنی از سوی سازمان جدیدالتأسیس مانَک‌های ملی تهیه می‌شدند.

– سیستم جدید که سیستم “برنامه محور” با تأکید بر تصمیم‌سازی برنامه‌ها درزمینهٔ کنترل ساخت‌وساز بود مطرح شد.

 – برنامه‌ها از منظر محیطی مورد ارزیابی قرار می‌گرفتند )24,2005 Gilg,.)

تغییرات نظام برنامه‌ریزی در نیمه‌ی دهه‌ی 1990 در پی رفورمی بی‌برنامه در حوزه حکومت محلی به‌صورت ترکیبی از حاکمیت دوبخشی شهرستانی-شهری و حاکمیت یکپارچه ایجاد گردید. به‌این‌ترتیب در پهنه‌های دوبخشی، همچنان طرح‌های ممول تهیه می‌شدند با این تفاوت که طرح‌های تفصیلی فراگیر به‌جای طرح‌های تفصیلی قبلی در نظر گرفته شدند. اما در مناطق یکپارچه طرح‌های ساختاری کل شهرستان تهیه شدند.

سطوح برنامه‌ریزی بر اساس قانون 1990:

سطح ملی : راهنمای سیاست برنامه‌ریزی بالاترین سطح از برنامه‌ریزی در سیستم برنامه‌ریزی انگلستان در دهه 19 90 بوده است. این راهنما سندی است فراگیر به همه موضوعات دخیل در توسعه و برنامه‌ریزی توجه دارد و در ین حال انعطاف‌پذیر است و می‌تواند به‌طورکلی با شرایط محلی انطباق داشته باشد.

– سطح منطقه‌ای : اولین وظیفه این طرح‌ها، تهیه چارچوب‌های لازم برای آماده‌سازی طرح‌های ساختاری سات. 20 هر منطقه باید راهنمای منطقه به‌روز خود را داشته باشد و مرتباً بازنگری شود و مطابق شرایط محل باشد.

– سطح محلی: در این سطح در انگلستان در برخی از شهرها طرح‌های توسعه یکپارچه تهیه می‌شود. این طرح‌ها 21 که برای شهرها بزرگ تهیه می‌شود، ترکیبی از طرح‌های محلی و طرح‌های ساختاری به‌صورت یکپارچه است. این طرح‌ها دارای دو بخش هستند: بیان نوشتاری از سیاست‌های کلی دولت برای توسعه و کاربرد زمین و دوم بیان نوشتاری از پیشنهاد‌های مسؤولین برای توسعه و کاربری زمین.

برای سایر شهرها به‌جای UDP دو سطح طرح تهیه می‌شود:

22 سطح اول : طرح‌های ساختاری

این طرح‌ها اسناد نوشتاری است که یک نمودار اصلی به همراه آن‌ها است. این متن سیاست‌های گسترده‌ای درباره کاربری زمین، حفظ زیبایی طبیعی، ایمنی، بهبود و رشد محیط کالبدی و کنترل ترافیک در ناحیه موردنظر را در برمی‌گیرد. این طرح‌ها دیدگاهی درازمدت دارند و برای دوران حداقل 15 ساله تهیه می‌شود و در فواصل 2 تا 5 ساله تجدیدنظر و بازنگری می‌شوند.

سطح دوم: طرح محلی

ین طرح‌ها راهنماهایی با جزئیات دقیق برای کاربری زمین است و سیاست‌های شورای محلی و پیشنهاد‌های توسعه و یا کاربری‌ها را ارائه می‌کنند.

نحوه‌ی ارتباط طرح‌های ساختاری و طرح‌های محلی بر اساس قانون 1990:

طرح ساختاری چارچوبی برای هدایت طرح‌های محلی تهیه می‌کند؛ و طرح‌های محلی، که می‌باید منطبق با مقاصد مومی طرح‌های ساختاری باشند؛ سیاست‌های ساختاری را با دقت و تفصیل بیشتری به اجرا درمی‌آورد . همچنین در برخی از مواقع، به‌ویژه در مورد نواحی بحرانی، قبل از اینکه تصمیمات طرح ساختاری قطعیت پیدا کند، لازم است که بررسی‌های دقیق‌تر انجام شود. این مطالعات تفصیلی‌تر در چارچوب طرح‌های محلی تحقق پیدا می‌کند)مهدی زاده،116،1385.

شکل و وظایف هر طرح بر اساس قانون 1990:

شکل، محتوا و نحوه‌ی ارائه هر طرح، بر اساس وظایف آن، در چارچوب مقررات تعیین می‌شود. طرح ساختاری می‌باید نوی راهبرد وسیع با انعطاف کافی را برای افق بیست‌تا سی‌ساله می‌نماید تا با تغییرات احتمالی شرایط، قابلیت اجرایی خود را حفظ نماید.طرح ساختاری یک سند سیاست‌گذاری است که فقط به موضوعاتی می‌پردازد که بر کل محدوده یا بخش اساسی آن تأثیرگذار است. ازنظر شکلی، طرح ساختاری شامل گزارش کتبی همراه با نمودارها و تصاویر لازم است.

طرح‌های محلی ازنظر موضوعات برنامه‌ریزی بسیار متفاوت هستند. آنها موم مردم را از مقاصد و تصمیمات مسئولین، و مالکان زمین را از تغییرات احتمالی مناف آنها مطلع می‌سازند؛ و سازندگان را به سمت عرصه های مناسب فعالیت هدایت می‌کنند. اما چون طرح‌های محلی، با تفصیل و دقت بیشتری از طرح‌های ساختاری، به موضوعات برنامه‌ریزی می‌پردازند؛ یکی از اجزا مهم آنها نقشه می‌باشد که همراه با گزارش کتبی، پیشنهادهای طرح را به صورتی دقیق عرضه می‌کند)مهدی زاده،116،1385.

مرحله چهارم: نظام برنامه‌ریزی راهبردی ا سال 2004

اوایل قرن 21 با مشخص شدن آثار نظام برنامه‌ریزی، مقامات برنامه‌ریزی انگلستان به این نتیجه رسیدند که نظام کنونی نمی‌تواند اهداف برنامه‌ریزی و طراحی باشد. لذا بر آن شدند سیستمی طرح‌ریزی کنند که باز و عادلانه باشد و مطابق مناف موم باشد و بتواند به ارتقا کیفیت محیط کمک کند. همچنین بتواند تعادلی میان توسعه اقتصادی و جوام محلی برقرار کند. نظام که هم شفاف باشد و هم جامع و بتواند تصمیماتی قاطع در چارچوبی درست بسازد. این در حالی است که نظام فعلی دارای مسائلی مانند پیچیدگی، کندی سرت تصمیم‌گیری، کمبود پیش‌بینی پذیری، ضعف درگیری اجتماعات محلی و …

در می 2004 ،قانون Act Purchase Compusory and Planning در انگلستان تصویب شد که قسمت پنجم آن با عنوان PURCHASE COMPULSORY AND PLANNING تغییرات اساسی در نظام برنامه‌ریزی و بخصوص طرح‌های توسعه در انگلستان به همراه آورد.

نظام جدید برنامه‌ریزی به موارد زیر توجه می‌نماید:

  • فلسفه لزوم وجود یک نظام طرح مدار؛
  • به‌کارگیری اصول مقررات منسجم )ینی یکپارچگی، تناسب، هدفمندی، شفافیت و پاسخگو بودن(؛
  • تأمین و تسهیل مشارکت مومی مؤثر.

هدف نظام برنامه‌ریزی آن است که به‌عنوان یک نیروی راهبردی مولد فعالیت برای ایجاد رفاه اقتصادی، پیوستگی اجتماعات و حفاظت محیطی نگریسته شود. الیحه تأکید می‌کند که وظیفه قانونی برای طرح‌ها است که ” به توسعه پایدار توجه نشان بدهند. این به معنای سطح بالا و پایدار رشد اقتصادی و اشتغال، پیشرفت اجتماعی، حفاظت مؤثر از محیط و استفاده سنجیده و محتاطانه از منابع است.”

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها