سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

سیرتحولات برنامه های مداخله در نواحی دارای فرسودگی شهری

سیرتحولات برنامه های مداخله در نواحی دارای فرسودگی شهری

برنامه های احیاء بازسازی، بهسازی، نوسازی و … به طور کلی مرمت شهری، تاریخچه ای طولانی را در بر می گیرد. برخی قدمت فعالیت بازسازی را به زمان تجدید ساختار رم از سوی پاپ شصت و پنجم به منظور جذب زایران می دانند. در قرن هفدهم، بازسازی به معنای سازماندهی مجدد یا احیاگری دینی و ارتقای آن به سطح روحانی یا ادراکی متعالی تر بود و در قرن نوزدهم بازسازی در مفهوم پاکسازی زاغه ها و ارتقاء سطح بهداشت و روانسازی رفت و آمد به کار می رفت(احسانی، 138824:).

     اولین نسل برنامه های نوسازی شهری در قرن بیستم را برنامه های جبرگرایانه کالبدی تشکیل می داد. شرایط سخت سکونت در ساختمان های قدیمی همراه با آرزوی استفاده بهتر از اراضی شهری در آن زمان، سبب شکل گیری ایده پاکسازی زاغه ها گردید. این فرآیند در انگلستان با قانون «Green wood» در سال 1930 آغاز گردید. در این برنامه، بیش از 250 هزار واحد مسکونی تخریب یا مهر و موم شد. این برنامه ها در انگلستان به وسیله بخش خصوصی و در ایالات متحده توسط بخش عمومی و خصوصی صورت می گرفت(46:Carmon,1999) .سیاست های مختلف دخالت در امور شهرها که در کشورهای اروپایی به ویژه بریتانیا به کار گرفته شده را می توان به طور فشرده در زیر بیان نمود.

  

-1– دهه 1950، مرمت شهری با رویکرد بازسازی شهری[1]

میراث سال های جنگ جهانی دوم، فرسودگی و فروپاشی سازمان شهری بسیاری از شهرها درقاره اروپاست. با حجم وسیع تخریب و آوار ناشی از جنگ، نگرش مرمت کالبدی و بازسازی شهری به عنوان اولویت اول در دستور  کار قرار گرفته است. در واقع امر، دو عامل باعث مسلط بودن این نگاه به مرمت در طول دو دهه در سراسر اروپا شد: نخست ویرانی و تخریب گسترده ناشی از جنگ که فرصت مناسب برای اجرای طرح های جاه‌طلبانه مرمت شهری فراهم آورد (مرمت فرصت‌طلبانه). فرصتی که موجب شد بسیاری از مدرنیست‌ها آرمان ها و ایده های خود را در قالب این رویکرد به مرحله اجرا درآورند و دوم تکنولوژی و به خدمت گرفتن مواد و مصالح جدید، برای پاسخ به مقوله بحران مسکن ناشی از جنگ است(احسانی، 1388:25).

     بحث محوری و غالب در سیاست عمومی شهرهای اروپای غربی در این دوره، تأکید بر رشد اقتصادی، برنامه ریزی رفاه، بازسازی کالبدی و نوسازی شهری، در قالب یک نوع عقلانیت ابزاری بوده است. دیدگاه عملکردگرایی محض در برنامه ریزی کالبدی که به وسیله قوانین زونینگ در شهرها اعمال می شود، جبریت تکنولوژی، اولویت به حرکت ماشین، طراحی شهر برای اتومبیل و تأکید و اجرای پروژه های ضربتی مسکن انبوه، برای پاسخ به بحران مسکن ناشی از جنگ، عمده ترین مشخصه های این نوع نگاه به مرمت شهری است. استانداردیزاسیون و تفکر هندسی به طرح شهری و قائم‌الزاویه‌گرایی برآمده از اندیشه مدرنیستی در معماری با دقت و وسواس خاصی در برنامه  های مرمت شهری در این دوره به ویژه در پروژه های انبوه‌سازی مسکن و با استفاده از مواد و مصالح پیش ساخته دنبال می شود(145:Carmon,1999).

     در این نوع نگرش، به مرمت شهری (در قالب بازسازی) که در برخی از کشورهای توسعه یافته تا به امروز نیز در دستور کار قرار دارد، ما با دو نوع الگوی متفاوت بازسازی روبه‌رو هستیم:

     نوع اول بازسازی که از آن تحت عنوان بازسازی اجباری(به معنی الزام) نام برده می شود. این شیوه به ویژه در اثر تخریب های ناشی از جنگ، بلایای طبیعی (سیل و زلزله) و دیگر اتفاقات پیش‌بینی‌نشده ای است که تخریب و فروپاشی گسترده سازمان فضایی-کالبدی یک سکونتگاه زیستی اعم از شهر یا روستا را دربر می گیرد(احسانی،1388: 25). بافت شهری در این نوع بازسازی عملاً مخروبه متروکه شده و غیرقابل استفاده است و اتخاذ رویکرد بازسازی به مرمت شهری امری غیرارادی و ناشی از الزام و جبریت شرایط موجود است. فرآیند بازسازی در این الگو، معمولاً شامل دو مرحله است: 1- پاکسازی و آواربرداری؛ 2- دوباره سازی یا تجدید ساخت(همان منبع:26).

     اما نوع دوم، که به آن می توان بازسازی آمرانه یا قاهرانه اطلاق نمود، عملی است ارادی که نه در بافت های مخروبه (متروکه) و نه با هدف بازسازی کالبدی صرف صورت می گیرد. بازسازی آمرانه نگاه اقتصادی و درآمدزایی در فرآیند مرمت شهری را به عنوان یک هدف عمده دنبال می کند. این شیوه عموما در محلات نواحی شهری صورت می گیرد که دارای بافت های فرسوده بوده و تأمین خدمات متناسب شهری در آن دشوار است(Mee Kam NG,2005:445).

     اغلب محله های جدید که در پروژه های بازسازی پس از جنگ ساخته می شدند، به دلیل عدم تناسب برای زندگی خانواده ها و به ویژه خانواده های فقیر مورد انتقاد قرار گرفتند. علاوه بر اینها، بسیاری پروژه هایی که در طول دو یا سه دهه ادامه یافت، در بسیاری از زمان ها بلااستفاده و خالی باقی مانده و مشکلات اجتماعی و اقتصادی فراوانی را برای مراکز شهری باعث گردیدند. با وجود آن که برنامه های این دوره، با بهترین اهداف و تصمیم ها اجار می شد، فرآیند بازسازی با بدترین آثار مدرنیسم نظیر حس بی مکانی، چیرگی اتومبیل و استفاده از بتن همراه بود(146:Carmon,1999).

-2- دهه 1960، مرمت شهری با رویکرد توانبخشی[2]

دومین مرحله تحول مفهوم مرمت شهری، به رویکرد توانبخشی بافت ها و محله های شهری اختصاص دارد. بعد از سال ها، توجه به مرمت شهری با رویکرد کالبدی و اقتصادی و مشخص شدن ناکارآمدی و این واقعیت که برنامه های جامع کلیشه ای و قطعی، نتایج مورد انتظار را به همراه نداشته اند، موجب رویگردانی از رویکردهای قبلی و لزوم تلفیق نگاه اجتماعی و انسانی به مرمت شهری شد. به بیان دیگر، به لحاظ تاریخی، به برنامه های تجدید بنای تخریب های ناشی از جنگ در بسیاری از شهرهای اروپایی، چرخشی در سیاست ها و نگرش های سیاست شهری در ارتباط با مرمت رخ داد که به توانبخشی محلات رو به زوال شهری منجر شد. مسائل و مشکلات عمده بافت های شهری در این دهه، فرسودگی زیرساخت ها، فقر دسترسی به خدمات شهری، مسکن نامناسب، نرخ بالای بیکاری، تراکم بالای جمعیت کم درآمد، ناامنی و آمار بالای جرم و جنایت و دیگر مسائل اجتماعی- اقتصادی است(احسانی، 138826:).

     در واقع سال های دهه 1960 میلادی، رویکرد برنامه های کالبدی به سمت مسائل اجتماعی تغییر یافت. پشت زمینه این رویکرد که در پاسخ به انتقادات نسبت به برنامه های کالبدی مرمت شهری شکل گرفته بود، رشد اقتصادی و پیدایش دوباره فقر بود. برنامه های این دوره که با عنوان نوسازییا توانمند سازی شهری[3] نامیده می شدند، اغلب بر روی بهبود شرایط مساکن و محیط موجود به جای تخریب آنها تأکید می کرد و به طور همزمان، با اضافه کردن خدمات اجتماعی سعی در کاهش مشکلات اجتماعی می شد. این برنامه ها سعی می کردند که از نظرات ساکنین محلات مسکونی و حداکثر مشارکت عملی بهره گیرند(419:Furbey,1999).

     علی‌رغم همه اینها، رویکرد توانبخشی  در این دهه، به هیچ وجه توفیق تبدیل شدن به یک رویکرد مسلط و غالب را نیافت و در کنار نگاه کالبدی صرف (بازسازی) در نقاط مختلف تجربه شد.

-3- دهه 1970، مرمت شهری با نگرش نوسازی شهری[4]

نسل بعدی برنامه های مرمت شهری، در سال های دهه 1970 میلادی و با تأکید بر باززنده سازی مراکز شهری و توسعه اقتصادی پدیدار شد. در این دهه، کاهش رشد اقتصادی و فشار بر دولت ها به دلیل تحقیقاتی که نمی توانستند نتایج مثبتی در برنامه اجتماعی دهه قبل بیابند، سبب لغو برنامه های اجتماعی گردید. فرآیند جالب توجه در این دهه ها، فرآیند خود انگیخته تجدید حیات شهری، در شهرهای بزرگ کشورهای توسعه یافته بود. قیمت پایین زمین و مسکن در مراکز شهری، سبب جذب شرکت های بزرگ و کوچک گردید(احسانی،138827:). در این دوره کماکان مداخلات کالبدی- فضایی به منظور ساماندهی بافت رو به زوال شهری در اولویت مرمت شهری است(Carmon,1999:147). نوسازی مجدد بافت های مراکز شهری توسط بخش خصوصی و شهرداری ها، سبب ترک بافت از سوی اقشار کم توان اقتصادی و ورود توانگران به این بافت ها گردید. فعالیت های مرمت شهری در این دوره اغلب با «نوسازی شهری» نام برده می شود (حبیبی و مقصودی،1390:4).

     راهبرد نوسازی شهری متکی بر رشد اقتصادی در دهه 1970، باعث شکل گیری شهرهای چند بخشی و جزایر نوسازی شده و هر روز بیشتر از گذشته آشکار شد که نوسازی شهری به تنهایی باعث تجدید حیات اقتصادی پایدار و باثبات نمی گردد(445: Mee Kam NG,2005 ).

-4- دهه 1980، مرمت شهری با نگرش توسعه مجدد[5]

در دهه 1980، نگرش اقتصادی به بافت ها و محلات فرسوده و رو به زوال شهری در کانون توجه سیاست شهری قرار دارد که از طریق توسعه های مجدد شهری صورت نگرفته است. خاستگاه این رویکرد به مرمت، بریتانیا است و توسعه مجدد «داکلندز» در لندن، برجسته‌ترین الگوی این نگرش در مقیاس شهری است. در واقع توسعه مجدد شهری کماکان نگاه بازسازی و مداخلات کالبدی را مد نظر دارد، اما توجه به مکانیزم های اجرایی و مالی نوسازی، چارچوب های حقوقی قانونی و نگاه درآمدزایی به امر مرمت شهری از ویژگی های این نوع نگاه به مرمت است. توسعه مجدد، آمیخته ای از نگاه بازسازی، بهسازی و معاصرسازی در مرمت شهری است(احسانی، 138828:). در دیدگاه توسعه مجدد، بهبود کیفیت محیط شهری و انجام اقدامات پیشگیرانه و حفاظتی در بافت های قدیمی برای عدم زوال و اضمحلال محلات شهری در دستور کار قرار دارد. توجه جدی به مقوله مشارکت و دخالت همه گروه های ذی‌نفع و ذی‌نفوذ در این نوع  رویکرد به مرمت، امری مهم قلمداد می شود(Furbey,1999:419).

-5- دهه 1990، مرمت شهری با رویکرد تجدید حیات شهری[6]

از دهه 1990،  برنامه های احیاء و تجدید حیات مراکز شهری مورد توجه قرار گرفت.  این برنامه ها در حقیقت از اواخر دهه 1970 و با تصویب قانون مناطق درون شهری 1978 در انگلستان آغاز گردیده و در سال های دهه 1990 به اوج خود رسید(احسانی، 138828:).

     بروز پدیده تنزل مراکز شهری در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980، سبب شکل گیری ایده تجدید حیات شهرها که در پی حل پدیده فرسودگی شهرها و نیز آرزوی نوسازی شهرها و بازگرداندن روند گذشته رشد اقتصادی همراه با رفاه اجتماعی بود، گردید(احسانی، 1388). سند سیاست تجدید حیات شهرهای انگلیس در سال 1977 میلادی، تجدید حیات مراکز شهری را به عنوان فرصتی برای یک رهیافت همگانی حل مشکلات اقتصادی-اجتماعی معرفی نمود (Home,1982 ).

     در این تعریف جدید از مرمت شهری، وجوه فرهنگی و هنری در ایجاد محیط های سرزنده، پویا و جذاب شهری غلبه پیدا می کند و مرمت شهری به عنون مقوله ای فرهنگی- هنری، احیاء اقتصادی و سرزندگی اجتماعی شهر را پی می گیرد و مراکز قدیمی و تاریخی شهرها را به کانون تحرکات اجتماعی، واقعه ها و حادثه های شهری تبدیل می کند (حبیبی و مقصودی،13904:).

     در این دوره، مرمت شهری با نگرش تجدیدحیات در دستور کار قرار دارد. نوعی رویکرد مداخله ای که با نگاه به گذشته و بدون پاکسازی هویت های تاریخی دوره های مختلف، به خلق هویتی جدید متناسب با شرایط زندگی مردمان عصر حاضر می اندیشد. در واقع از دهه 1990 به بعد، چارچوبی جدید برای فرآیند تجدید حیات شهری فراهم شد که براساس آن و در تعریفی جدید، مرمت شهری مفهومی جامع است که معنای بهبود وضعیت نواحی محروم در جنبه های اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و فرهنگی است. این نوع نگاه به مرمت پاسخی است در مقابل چالش های نوظهور چون جهانی شدن، تغییرات ساختاری و عدم تعادل های فضایی ناشی از رشد گسترده شهرها. این رویکرد به مرمت یک نگاه جامع، یکپارچه و عملگرا برای پاسخ به مسائل شهری را فراهم آورده است. نکته دیگر این که مرمت در این دیدگاه توجه و تأکیدی خاص بر مقیاس محلی، تنوع فرهنگی و کنش متقابل میان انسان و مکان زندگی او دارد(Home,1982). جدول 1  مقایسه دوره های مختلف برنامه های مرمت شهری بویژه در دوره پس از جنگ جهانی دوم و جهت گیری های اصلی هر دوره را نشان می دهد[7](برخی اختلاف نظرها در مورد مبدا زمانی هر دوره وجود دارد).

  

جدول -1- ارزيابی برنامه های مرمت شهری از دهه 1950 ميلادی

دوره

1950

1960

1970

1980

1990

نوع سياست

بازسازی

(Reconstruction)

توانبخشی

 (Revitalization)

نوسازی

(Renewal)

توسعه مجدد

Redevelopment))

تجدیدحیات

(Regeneration)

راهبرد و جهت گيری اصلی

بازسازی و گسترش مناطق قديمی تر شهرها اغلب بر پایه برنامه جامع توسعه حومه شهر

ادامه برنامه های دهه 1950 ،رشد مناطق حومه ا ی و پيراموني، برخي کوشش های اولیه در زمينه تجدید حيات

تمرکز بر روي نوسازی در جای خود، هنوز توسعه در پيرامون

طرحهای مهم و فراوان توسعه و توسعه مجدد ، طرحهای خارج از پروژه های شهری

حرکت به سمت يک برنامه جامع تر از سياست و عمل، تاکيد بيشتر بر عملیات يکپارچه

عملگرهای اصلی

دولتهای ملی و محلی ، توسعه دهندگان خصوصی و پيمانکارها

حرکت به سمت تعادل بيشتر ميان بخش عمومی و خصوصی

افزایش نقش بخش خصوصی و تمرکز زدایی در دولت های محلی

تاکيد بر عوامل ويژه و بخش خصوصی ، رشد مشارکت

مشارکت، ديدگاه غالب

سطح فضایی  فعاليت

تاکيد بر سطح محلی

سطح منطقه ای عملیات پديدار شد

در ابتدا سطح محلی و منطقه ای و سپس تاکيد بيشتر بر حمل

در اوایل 1980 تمرکز بر موقعيت ، بعدها تمرکز بر سطح محلی

آغاز مجدد ديدگاه راهبردی  رشد فعاليت منطقه ای

تمرکز اقتصادی

سرمایه گذاری بخش عمومی با برخي سرمایه گذاريهای بخش خصوصی

ادامه سياستهای دهه 1950 با رشد تاثيرگذاری بخش خصوصی

محدوديت منابع بخش عمومی و رشد سرمایه گذاری خصوصی

غلبه بخش خصوصی و برخی پرداخت های انتخابی عمومی

تعادل بيشتر ميان پرداخت های عمومی، خصوصی و داوطلبانه

مضمون اجتماعی

بهبود شرایط مسکن و زندگی

پيشرفت رفاهی و اجتماعی

عمل بر پایه اجتماع و توانمند سازی بيشتر

خودياري اجتماعی با حمایت دولتي انتخابی

تاکيد بر نقش اجتماع

تاکيد کالبدی

جایگزينی مناطق درونی و توسعه پيرامونی

ادامه فعاليت های دهه 1950 همراه با احيای مناطق موجود

نوسازی گسترده تر مناطق شهری

طرخ های توسعه مجدد و توسعه جدید

نگهداری و حفاظت متعادل تر از دهه 1980

رویکرد محیطی

منظرسازی و تا حدودی گسترش فضای سبز

بهسازی های گزینشی

بهسازی محیطی همراه با برخی ابتکارات

افزایش توجه به رویکردی گسترده تر نسبت به محیط

معرفی ایده گسترده تری از پایداری محیط

ماخذ: 14:Roberts and Sykes,2000


[1]. Urban Reconstruction

[2]. Urban Revitalization

[3]. Urban Rehabilitation

[4]. Urban Renewal

[5]. Urban Redevelopment

[6]. Urban Regeneration

[7] . دوره ششمی با عنوان نوزایی شهریUrban Reinessance)) نیز در برخی اظهار نظرها مشخص شده است که آغاز آن به ابتدای قرن 21 میلادی برمی گردد و بیشتر به وجوه فرهنگی و هنری می پردازد.

کلیدواژه : فرسودگی شهری
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها