سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

خصوصيات عمده‌ي طراحي شهري

خصوصيات عمده‌ي طراحي شهري: (بحرینی،29، 1382)

– حوزه‌ي فعاليت طراحي شهري، چه هنگامي كه در بخش عمومي (دولت) باشد و چه هنگامي كه توسط بخش خصوصي صورت گيرد، فضاهاي عمومي شهر است.

– چارچوب زماني فعاليت‌هاي طراحي شهري كه اغلب محصولي ناتمام و محدود دارد در مقايسه با معماري كه محصولي تمام شده و كامل دارد، بلندمدت‌تر است.

– نتايج و آثار طراحي شهري در مقايسه با معماري كه اغلب قطعي، تمام شده و كامل است، نسبي بوده ولي در مقايسه با برنامه‌ريزي شهري كاملتر و مشخص‌تر است.

– طراحي شهري در عين حال هم جنبه‌هاي فضايي و هم جنبه‌هاي كالبدي شهر را مورد توجه قرار مي‌دهد.

– بر خلاف آموزش معماري، طراحي شهري بيشتر به فرآيند و برنامه كار توجه دارد تا به محصول و نتيجه.

– قلمرو طراحي شهري، عرصه‌ي عمومي شهر تعريف شده است. به اين اعتبار طراحي شهري با فرم كالبدي عرصه‌ي عمومي سر و كار دارد.

– طراحي شهري بيش از آنكه با عناصر سيستم كالبدي شهر سر و كار داشته باشد، به كيفيت رابطه ي بين آن عناصر توجه دارد.

– از نظر مقياس، طراحي شهري مي‌تواند در پنج مقياس منطقه شهري، شهر، بخش از شهر، پروژه‌‌هاي بزرگ و پروژه‌هاي كوچك كاربرد داشته باشد. ليكن مكانيزم طراحي، ابزار، زمان و نحوه‌ي اجراي طرح‌ها در مقياس‌هاي مختلف، متفاوت است.

– هدف كلي طراحي شهري، نظام دهي ظاهري و واقعي به محيط زيست انسان است.

– يكي از مشخصات برجسته‌ي طراحي شهري رابطه‌ي غايي آن با سياست‌ها و مقاصد عمومي جامعه است.

– مقیاس، اهداف و ابزار اجرایی طراحی شهری :

– از نظر موقعيت حرفه‌اي، طراحي شهري از يك طرف با معماري و از طرف ديگر با برنامه‌ريزي شهري در ارتباط است.

– هدف طراحي شهري اينست كه نيازهاي فضايي – رفتاري مردم را به فضاي كالبدي مناسب تبديل نمايد.

بطور كلي چند نقش عمده‌ي زير را مي‌توان براي طراح شهر در يك جامعه متصور شد: (بحرینی،50، 1382)

نقش خنثي: هنگامي كه شهرها بدون استفاده از نظر طراحان ساخته شود و طراح شهر در شكل‌گيري و توسعه‌ي شهر دخالت نداشته باشد. هنگامي اتفاق مي‌افتد كه شكل و ساخت شهر تحت تأثير فرآيندهاي غيرطراحي نظير عوامل طبيعي، اقتصادي، سياسي و … شكل مي‌گيرد. در اين موارد شكل شهر هدفمند و آگاهانه نبوده و اغلب تصادفي و خودنظام يافته است.

نقش انفعالي: هنگامي اتفاق مي‌افتد كه مهارتهاي طراحي در چهارچوب محدوديت‌هاي موجود بكار گرفته شود و كوشش در جهت رفع محدوديت‌ها به منظور حصول هدفهاي طراحي بعمل نمي‌آيد. اين نقش طراحي شهري را تبديل به طراحي ظاهري مي‌نمايد كه هدفش انجام اصلاحاتي ظاهري مثل: رنگ‌آميزي بناها، گل‌كاري و … است. اين نقش بسيار محافظه‌كارانه بوده و طرح‌هاي آن قابليت اجرا داشته و نتايج ملموس ولي جزيي در سيماي شهر بوجود خواهد آورد.

نقش خيالپردازانه: هنگامي مطرح مي‌شود كه خلاقيت، نگرش و ذهن هنرمند طراح جهت ابداع و پيش‌بيني رفتارهاي آينده‌ي جامعه و بناها، فضاها و تأسيسات شهري مربوطه بكار گرفته شود. در حقيقت مخالفت و عدم اعتقاد مردم نسبت به چنين روشي بيشتر معلول بي‌اعتنا بودن آن به محدوديت‌هاي موجود است.

نقش سيستمي (علمي): هنگامي پيش مي‌آيد كه استفاده از طراحي شهري با شناخت عميقي از ديناميزم نظام شهري و تغييرات بنيادي همراه باشد. در اينحالت طراحي شهري وسيله‌اي خواهد بود براي انتقال و يا نگهداري نظام با تمام خصوصيات و اجزاي تشكيل دهنده‌ي آن.

اين نوع طراحي شهري معتقد به رعايت اصل سلسله مراتب در تسهيلات، فعاليت‌ها و زيرساخت‌هاي شهري است و بنابراين طراحي شهري بصورت خاصي مثلاً در مورد عناصر و اجزاي اصلي تشكيل دهنده شكل شهر نظير مراكز شهري، مراكز آموزشي و … بكار گرفته مي‌شود.

نقش سياسي: اصولاً فعاليت‌هاي طراحي شهري بخاطر دخالت در ارزش‌ها، تأثير در عدالت اجتماعي، توزيع منابع و امكانات در شهر همواره داراي بعد سياسي بوده و خواهد بود. نقش سياسي طراحي شهري ممكن است در حمايت از يك گروه خاص نظير محرومين و يا عدم حمايت از گروه ديگر نظير طبقات مرفه و نهايتاً ايجاد تعادل در بهره‌برداري از امكانات شهري تحقق پيدا كند.

نقش فعال: اين نقش تلفيقي از امتيازات نقش‌هاي فوق‌الذكر مي‌باشد.

اين نقش در صورتي تحقق مي‌پذيرد كه طراحي شهري بتواند خود را با مسايل و واقعيت‌هاي جامعه نزديك كرده و به عنوان فعاليتي ارادي، آگاهانه و هدفمند حل مسايل مبتلا به جامعه، ارتقاي كيفي زندگي در شهرها را بطور صريح و جدي مدنظر قرار دهد.

اجزاي تشكيل دهنده‌ي طراحي شهري عبارتند از: (بحرینی،56، 1382)

– شكل شهر: بخشي از طراحي شهري را عوامل ظاهري تشكيل مي‌دهد كه با شكل شهر، محيط كالبدي و رابطه ي بين انسان و محيط ارتباط پيدا مي‌كند. (محتوي)

– فعاليت‌هاي شهري: بخشي از طراحي شهري كه به عوامل عملكردي مربوط مي‌شود با فعاليت‌هاي شهري كه محتوي و شكل دهنده‌ي محيط كالبدي هستند ارتباط پيدا مي‌كند. (محتوي)

– روش‌هاي هنري و ذهني: آن دسته از روش‌هاي طراحي شهري هستند كه مربوط به عوامل ظاهري در شهر بوده و معمولاً هنري و ذهني مي‌باشند. (رويه)

– روش‌هاي علمي: روش‌هايي هستند كه به عوامل عملكردي مربوط مي‌شوند و اساساً منطقي و علمي مي‌باشند. (رويه)

– شكل شهر و فعاليت‌هاي شهري مربوط به نتيجه و محصول كار طراحي شهري بوده ولي روش‌هاي ذهني و هنري و روش‌هاي علمي به فرآيند طراحي شهري اختصاص دارند. (بحرینی،56، 1382)

– شكل شهر، ركن اساسي طراحي شهري بحساب مي‌آيد. خيابان، مهمترين جزء شكل شهر است. (بحرینی،57، 1382)

– روش مناسب براي بررسي شكل شهر تا كنون روشهاي هنري – ذهني بوده كه به طرز تفكري جامع‌نگر و خلاقانه متكي است. در مقابل فعاليت‌هاي شهري عمدتاً از روش‌هاي علمي جهت تجزيه و تحليل نظام فعاليت‌هاي شهري استفاده مي‌جسته است. (بحرینی،71، 1382)

– همانطور كه شكل شهر نمي‌تواند از عملكرد آن منفك باشد، روش‌هاي آنها نيز از يكديگر قابل تفكيك نيستند. وابستگي و ارتباط متقابل بين شكل شهر و عملكردهاي مربوطه در محيط شهري ايجاب مي‌كند كه روش‌هاي علمي و ذهني با يكديگر ادغام شوند بنابراين موضوع طراحي شهري و فرآيند برخورد با آن، مستلزم تلفيق همزمان شناخت و درك علمي – هنري و عيني – ذهني از مسايل است. طراحي شهري نيازمند روش‌ها و فرآيندهاي تلفيقي است كه عملكردها و شكل شهر را تواماً نگريسته و منطق علم را با شهود و احساسات هنري تركيب نمايد. (بحرینی،71، 1382)

انواع طراحي شهري

چهار نوع كلي طراحي شهري وجود دارد. اين چهار نوع از نظر رويه اي كه دنبال مي شود و يا ميزان كنترلي كه طراح بعنوان يك نفر و يا يك گروه بر توليد محصول دارد، متفاوت اند. اين چهار نوع عبارتند از:

1- طراحي شهري كامل

  • طراحي شهري كامل كه در آن طراح شهر عضوي از گروه توسعه است كه طرح را از ابتدا تا انتها پيش مي برد. (لنگ، 42، 1386(
  • طراحي شهري كامل كه در آن يك گروه، كنترل كل پروژه را در اختيار دارد. (لنگ، 63، 1386)

2- طراحي شهري هماهنگ

  • طراحي شهري هماهنگ كه در آن گروه طراحي شهري، طرح جامعي (Master Plan) را تهيه كرده و معيارهايي را تعيين مي كند كه وجود تعدادي سرمايه گذار در چارچوب تعيين شده روي اجزاي پروژه ي كلي فعاليت كنند. (لنگ، 42، 1386)
  • طراحي شهري هماهنگ كه در آن يك گروه اقدام به تهيه طرح جامع يا ايده كلي طرح كرده و دستورالعمل هايي را براي توسعه هر قطعه زمين در درون آن طرح تهيه و براي اجرا در اختيار سرمايه گذاران مختلف و معماران آنها قرار مي دهند. (لنگ، 63، 1386)

3- طراحي شهري قطعه- قطعه

  • طراحي شهري قطعه قطعه كه در آن سياست ها و رويه هاي كلي براي بخشي از شهر تهيه مي شود تا توسعه را در جهات مورد نظر سوق دهد. (لنگ، 42، 1386)
  • طراحي شهري قطعه قطعه كه در آن پيشنهاداتي كه براي استقرار فعاليت در هر قطعه زمين ارائه مي شود با ضوابط منطقه بندي و تشويق ها و تنبيه ها همراه خواهد بود. (لنگ، 63، 1386)

4- طراحي شهري محرك

  • طراحي شهري محرك كه در آن هدف طراحي، ايجاد زيرساخت است، به طوري كه توسعه هاي بعدي بتواند در درون آن جاي بگيرد و يا اينكه يك عنصر زيرساختي در بافت موجود شهري به وجود آيد تا كيفيت محل را بعنوان كاتاليزور توسعه ارتقاء دهد. (لنگ، 42، 1386)
  • طراحي شهري زيرساختي كه در آن عناصر زيرساختي به عنوان محركي براي توسعه به كار گرفته مي شود. (لنگ، 64، 1386)

مرز بين دسته بندي هاي بالا به طور دقيق روشن نيست.

 

کلیدواژه : طراحي شهري
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها