سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تعاريف طراحي شهري و حوزه‌ي فعاليت آن

تعاريف طراحي شهري و حوزه‌ي فعاليت آن

خصيصه‌ي بخش و جزء گرايانه بودن، ويژگي عمده‌ي تعاريف اوليه (تعاريف متقدمان) از طراحي شهري بوده است. (گلکار،9، 1378)

طراحي شهري در دوران اوليه‌اش از ديدگاه رشته‌ي معماري به عنوان معماري بزرگ يعني واژه‌اي كه به طور ضمني اين انديشه را القاء مي‌كند كه طراحي شهري فعاليتي است محدود و خاص معدودي معماران بزرگ معرفي مي‌گرديد. (گلکار،9، 1378)

بنابر يكي ديگر از تعاريف اوليه و غيرجامع، كه عمدتاً از طرف معماران منظر مطرح شده است «طراحي شهري طراحي فضاي بين ساختمان‌هاست.» در اين تعريف تأكيد عمده به «فضايي بودن» طراحي شهري بوده است ليكن تعريف مزبور موفق به لحاظ نمودن جنبه‌هاي غيرفضايي همچون مشاركت و منظور كردن مردم و استفاده كنندگان در فرآيند تصميم‌گيري و طراحي نمي‌شود. (گلکار،10، 1378)

يكي از قديمي‌ترين تعاريف طراحي شهري – به مفهوم معاصر آن- توسط كلارنس اشتاين (1955) پيشنهاد گرديده است. وي مي‌گويد: «طراحي شهري هنر خلق ارتباط بين ابنيه با يكديگر و همچنين خلق ارتباط بين ابنيه و قرارگاه طبيعي‌شان مي‌باشد، به نحوي كه امكان زندگي معاصر فراهم آيد.» اين تعريف دربر گيرنده‌ي يكي از مفاهيم اصلي طراحي شهري يعني مفهوم «ايجاد ارتباط» مي‌باشد ولي علي‌رغم اشاره به يكي از خصايص مهم طراحي شهري، تعريفي غيرپوياست چرا كه به سير تحولات شهري و عامل «زمان» و دوره‌ي زماني مورد نياز تحقق براي آثار طراحي شهري توجهي نداشته است. (گلکار،10، 1378)

گوت هايم (1963) «طراحي شهري بخشي از برنامه‌ريزي شهري است كه با زيباشناسي سر و كار داشته و نظم و فرم شهر را معين مي‌دارد.»          معرفي طراحي شهري از طريق اشاره و تاكيد بر خصلت زيباشناختي آن (گلکار،11، 1378)

راينربنهام در كتاب خود با عنوان «كلان ساختار» با توجه به آگاهي فزاينده‌اي كه در دهه‌ي 1960 ميلادي از وجود شكاف ميان رشته‌هاي معماري و برنامه‌ريزي در جامعه‌ي تخصصي ابراز مي‌گرديد، پيشنهاد مي‌كند كه رشته‌ي واسطه‌اي طراحي شهري «با موقعيت‌هاي شهري با مساحت حدود نيم مايل مربع سرو كار دارد.» بر اساس اين تعريف، طراحي شهري به طراحي در موقعيت‌هايي در اندازه‌ي يك محله تفسير مي‌گردد.( بزرگي موقعيت مداخله) (گلکار،14، 1378)

خصيصه‌ي جامع و كل‌گرا بودن، ويژگي‌ عمده‌ي تعاريف متأخران از طراحي شهري بوده است. (گلکار،41، 1378)

تعاريف و ويژگي‌هاي برشمرده شده از رشته طراحي شهري در دوران متأخر بيانگر تحولات مهمي نسبت به تعاريف ارايه شده در دوران اوليه‌ي اين حرفه است. اين تحولات عمدتاً عبارتند از: (گلکار،41، 1378)

– ارزيابي و بازشناسي نارسايي‌هاي تجارب دوران متقدم طراحي شهري

– مطرح شدن بحران‌ها و ملاحظات زيست محيطي و الزامات آن براي طراحي شهري

– مطرح شدن اختيارات و نظارت هر چه بيشتر براي شهروندان در شكل‌بخشي به محيط زندگي‌شان

– ظهور گرايش‌هاي نوين فلسفي و معرفت شناختي در قلمرو فهم مقوله‌ي فضا

در تعاريف متأخر از طراحي شهري، به دو نيروي فرهنگ و طبيعت به مثابه‌ي محوري‌ترين مؤلفه‌هاي شكل‌دهنده‌ي فرم شهر توجه خاص شده و گرايش‌هاي كالبدگرايانه‌ي افراطي و زيباشناختي سطحي نهفته در بطن تعاريف بخشي و جزءگرايانه دوران متقدم، مورد چالش قرار گرفته است. (گلکار،41، 1378)

جهت حصول اطمينان از جامعيت تعريف، برخي از صاحبنظران طراحي شهري را از طريق ارجاع به خانواده‌اي گسترده‌تر رشته‌ي طراحي معرفي نموده‌اند. مثلاً راپاپورت در مقدمه‌ي بحثي در خصوص طراحي شهري از يك منظر بسيار وسيع مي‌گويد: طراحي عبارتست از هرگونه تغيير و دستكاري نمودن محيط كالبدي چهره‌ي كره‌ي زمين توسط انسان، از نظر راپاپورت طراحي شهري به مثابه‌ي سازمان دادن فضا، زمان، معني و ارتباطات است. (گلکار،43، 1378)

لينچ نيز مشابهاً طراحي شهري را از طريق ارايه‌ي يك تعريف كلي از مقوله‌ي طراحي معرفي مي‌نمايد: طراحي عبارتست از خلق تخيل فرم ممكن، كه به قصد حصول اهداف انساني، نظير اهداف اجتماعي، اقتصادي، زيبايي شناختي و تكنيكي انجام شده باشد. طراحي شهري، نوعي از طراحي است كه با فرم ممكن محيط شهري سرو كار دارد. (گلکار،43، 1378)

در دوران متأخر به طور نسبي به طراحي شهري به عنوان امري پيچيده توجه بيشتري شده است. در اين زمينه جان لنگ طراحي شهري را چنين تعريف مي‌كند: «طراحي شهري هنر پيچيده‌اي است چرا كه مي‌بايست به طور همزمان در صدد حصول مجموعه‌اي از اهداف باشد. طراحي شهري به عنوان هنر ايجاد ارتباط مابين عناصر مجموعه، دغدغه‌ي خاطر حرفه‌هاي متعدد و مختلفي است. (گلکار،44، 1378)

بر اساس تعريف طراحي شهري بعنوان «خلق مكان»، طراحي شهري مي‌بايد فضاهاي شهري، ساختمان‌ها، زيرساخت‌هاي حمل و نقل و فعاليت‌ها را درون مكان‌هايي با معنا و به خاطر ماندني، تلفيق ساخته و به غناي زندگي فردي و جمعي كمك نمايد. (گلکار،45، 1378)

به طور اجمالي، در ادبيات نوين طراحي شهري باور بر اينست كه «طراحي شهري خوب» با معناي بصري، كارآيي عملكردي و دسترسي گسترده به تغييرات در شهرها سرو كار دارد. طراحي شهري، نه به اصول كلي و جهان شمول و ضوابط طبيعي بلكه به خصوصيات و نيازهاي خاص بومي استوار است. اگرچه طراحي شهري به شيوه‌هاي مختلف تجلي مي‌يابد ليكن همواره تمركز هميشگي آن بر كيفيت عرصه‌ي همگاني شهرهاست. (گلکار،45، 1378)

سير تحول در تعاريف ارايه شده از طراحي شهري در طي 4 دهه‌ي گذشته نشان داد كه علي‌رغم توجه روزافزون صاحبنظران متأخر به ارايه‌ي تعاريف كل گرايانه و جامع در مقابل تعاريف بخشي و جزء گرايانه‌ي دوران متقدم هنوز تعريف واحدي كه به اتفاق آرا مورد پذيرش اهل حرفه قرار داشته باشد، ارايه نگرديده است. (گلکار،47، 1378)

منشأ اختلافات عمده در تعاريف طراحي شهري، تلقي گوناگون محققان از خصيصه‌هاي بنيادين طراحي شهري است. (گلکار،48، 1378)

برخي از تعاريف صاحب‌نظران در مورد طراحي شهري:

لوكوربوزيه: طراحي شهري عبارتست از ايجاد نظم و انضباط در محيط شهري.

توني گارنيه: طراحي شهري عبارتست از سازماندهي به روابط بين عناصر شهري.

رايت: طراحي شهري را از ديد يك نوع آزادي و دمكراسي جديد مطرح مي‌كند.

بارنت: طراحي شهري عبارتست از يك سياست عمومي در مورد فضا و شكل شهر.

محمود توسلي: طراحي شهري فرآيند سازمان يافتن هنر سه بعدي ساختار فضايي شهر مشتمل بر فضاهاي عمومي است. در اينجا مقصود صرفاً پرداختن به جنبه‌هاي شكلي نيست بلكه منظور ترتيب و تنظيم فعاليت‌هاي آميخته با فضا به صورتي آراسته و مطلوب است.

جهانشاه پاكزاد: طراحي شهري فعاليتي است آگاهانه براي ارتقاي كيفي شهرهاي ما. طراحي شهري چيزي بيش از صحنه‌آرايي و تزيين صرف است. وظيفه‌ي طراحي شهري جسمیت دادن به ارزش‌ها، امكانات و محدوديت‌هاي جامعه است.

کلیدواژه : طراحي شهري
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها