سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مسکن و نظريات مربوط به آن

 

2-4  مسکن و نظريات مربوط به آن:

ابعاد گسترده مسکن باعث شده است تا شاخه هاي علمي مختلف به نوعي آن را مورد بررسي قرار دهند ودر هر رشته دانشمندان آن نظرياتي را در مورد آن بيان داشته اند . دراين بخش به بررسي نظرات شخصيتهاي مختلف علمي در مورد اهميت ومساله مسکن مي پردازيم .

عبدالرحمن بن خلدون دانشمند بزرگ اسلامي در رابطه با علت ايجاد ساختمان چنين مي گويد :

« انسان برسرشتي آفريده شده که به سرانجام کار وآينده زندگي خود مي انديشد واز اين رو ناچار است توسط نيروي انديشه خود ، خانه هايي که داراي ديوارها وسقف ها از همه جهات مي باشد ، براي جلوگيري از رنج گرما وسرما برگزيند » (ابن خلدون ،1366 ، ص805 )

از نظر امام محمد غزالي مولف کتاب کيمياي سعادت ، خانه ومسکن يکي از سه اصل دنيا است :

«اصل دنيا سه چيز است : طعام ولباس و مسکن » (غزالي ،1345 ،ص233 )

به نظر يکي از دانشمندان علوم اجتماعي مسکن يک عنصر فرهنگي است .اهداف اجتماعي مسکن را مي توان در قالب فراهم آوردن سرپناه کافي يا متعارف براي تمام مردم ، زندگي جمعي ، احساس افتخار اجتماعي ، احساس انطباق با محيط جمعي ، داشتن ثبات اقتصادي ، سرمايه گذاري اقتصادي ، اجتماعي ومشارکت خانوادگي در يک محيط جمعي مشاهده کرد (طهماسبي ،1372 ،ص16 )

پرويز پيران درباره تعريف مسکن معتقد است که « به محل دائمي (حداقل يکساله ) زيستن خانواري گفته مي شود که به چهار صورت مالکيت ، رهن کامل ، رهن واجاره ويا فقط پرداخت اجاره بهاء دراختيار  آن خانوار قرار گرفته است .(پيران ،1387 ، ص3 )

جامعه شناسي به نام لئولورتي معتقد است «افراد بي خانمان احساس مي کنند که هويتي نداشته وشخصيت خود را از دست داده اند » آن جامعه شناس تاکيد مي کند که داشتن يک اقامتگاه دايم از نقطه نظر موقعيت جغرافيايي ، علاقه هميشگي  به محيط زندگي را درانسان ايجاد مي کند (وي ،1374 ، ص6 )

گاستن باشلارد در کتاب «جنبه شاعرانه فضا » در سال 1958 خانه را «فضاي خوشبختي » لقب داده است که در آن استراحت ، خوديابي ، آرامش  ومادرگرايي اهميت پيدا مي کند. لوکور بوزيه معتقد است که مسکن بايد اجتماع افراد خانواده را ممکن ساخته ، ضمناً استقلال هر کدام را حفظ کند تا همگان از هم زندگي جدا ومجزايي داشته باشند . (توسلي ، 1378 ، ص164 )

وينستن چرچيل گفته است : « ما ساختمان ها را شکل مي دهيم وسپس ساختمانها ما را شکل مي دهند » رين واتر مي گويد از آنجايي که مسکن سرپناهي در مقابل عناصر آزاردهنده محيط خارج است لذا به منزله مکاني است که مردم در آن انرژي خود را تجديد مي کنند وبا انرژيهاي جهان خارج مقابله مي کنند .لذا خانه عمدتاً وسيله است که افرادي که از بقيه جامعه بريده شده اند مي توانند در مقابل تهديدها وحملات بيشتر پناه يابند .به نظر او اين جنبه از خانه براي زنان از اهميت خاصي برخوردار مي باشد (ديکنز ،1377 ، ص170 ).

باستيه ودزر روابط انسان ومسکن را يکي از عوامل رشد و دگرگوني شهرها دانسته اند : لزوم اسکان يافتن ، تمايل همگاني به داشتن مالکيت مسکن ، روابط بين مالکان ومستاجران ، دخالت دولت و زمامداران مملکتي دراين روابط و در سطوح مختلف به ويژه در مسير توسعه ساخت مسکن وبه طور کلي دستيابي به مالکيت از آن جمله اند . مالکيت مسکن از نظر همه ملتها نشانه موفقيت اجتماعي وامنيت به شمار مي رود وتمايلي فراگير است از آنجايي که مسکن زندگي روزمره وخانوادگي ، سلامت جسمي وروحي ، حسن اخلاق وطول عمر را تحت تاثير قرار مي دهد عامل عمده نابرابري ونيز همبستگي اجتماعي وشهري به شمار مي رود .

مالکيت مسکن نشانه آشکار ارتقاي سطح زندگي است (باسيته – درز ،1377 ،ص296 )

مسکن عمده ترين مشکل در راه خانوارهاي جديد وديگر افرادي است که به عللي مثل مهاجرت تشکيل خانواده ويا به علت ترک خانوارهاي پدري (براي دستيابي به کار ويا عبور سن از حد معيني هستند (مشهودي ،1381 ، ص30 )

در شهر ايده آل توماس مور ، اگر جمعيت يکي از شهرها افزايش بيابد هيچگاه براي خانه سازي دست به تخريب باغها نمي زنند بلکه در مناطق خالي از سکنه شهرهاي ديگر خانه سازي مي کنند يا در مناطق اطراف که ساکنانش زمينهاي باير وغيرمسکوني وسيعي را در اختيار دارند شهر جديدي را بنا مي کند (وارد ،1369 ،ص35 )

در ارتباط با اقتصاد سياسي مسکن دو ديدگاه کلي وجود دارد که عبارتند از (دژاکام ، آقاسي ، خليلي عراقي ، 1373 )

2-4-1   ديدگاه اقتصاد بازار مسکن

طرفداران اين ديدگاه مساله مسکن را نيز مانند ساير  مسائل اقتصادي به مکانيزم بازار سپرده  ومعتقدند که دست نامرئي همه مسائل را حل مي کند ودولت نبايد در اين مورد دخالت کند .دراين ديدگاه کنترلهاي حکومتي در امر توزيع مسکن ونيز در مورد قواعد ومحل استقرار ساختمانهاي جديد به عنوان تجاوز به قلمرو ومالکيت خصوصي تلقي مي گردد واصل بر اين است که بازار آزاد به طور طبيعي کارآ وعادلانه عمل کرده وتا آنجايي که امکان پذير است فعاليتهاي مربوط به تهيه ، مصرف ومبادله مسکن بايد به وسيله افراد يا بنگاهاي خصوصي صورت گيرد .اين تفکر حامي سياستهايي است که اجاره را برمبناي قيمت بازار وقيمت جايگزيني مسکن تعيين مي کند که برمبناي توانايي پرداخت مردم وقيمت تمام شده مسکن .در اين نگرش در غالب موارد دخالت دولت در بخش مسکن منوط به ارائه وفراهم آوردن سوبسيدهايي است که قدرت پرداخت به مردم مي دهد ، نه ترتيبي که قيمت بازار را کاهش دهند مسئوليت دولت در زمينه مسکن به گروههاي خاصي از جمعيت مثلاً به خانواده هاي کم درآمد افراد سالخوره ، افراد معلول يا به هدفهاي ويژه اي چون مبارزه با آلونک نشيني محدود مي شود .

مسکن ساير گروهها توسط مکانيسم هاي بازار معين مي گردد واين خانوارها در حدود توانايي خود در پرداخت هزينه ، مساکني را اشغال مي کنند که بيشتر با ذوقشان سازگار است .طرفداران اين ديدگاه آلن براون ، ژوزف ليکاري ، اگون نيوبرگر ، دولينگ واسميت والسي هستند .البته سياستهاي خانه سازي در انگلستان در زمان خانم تاچر ، آمريکا ، ژاپن ، تونس وساير کشورهاي سرمايه داري از اين ديدگاه پيروي مي کند .

2-4-2   ديدگاه اقتصاد برنامه ريزي شده:

دراين ديدگاه اعتقاد براين است که کالاهاي معيني داراي اهميت اجتماعي زيادي هستند ودولت بايد يک حداقل استانداردي را براي هر شخص تضمين کند .در اين ديدگاه انتفاع به عنوان محرک وهدف فعاليتها در زمينه مسکن کنار گذاشته مي شود وبخش مسکن جزء جدايي ناپذير سيستم عمومي برنامه ريزي ومديريت اقتصادي مي گردد و از هدفهاي کلي توسعه اجتماعي – اقتصادي تبعيت مي کند ، دولت به شکلهاي مختلف واز راه اقدامات گوناگون در فعاليتهاي مربوط به مسکن دخالت مي کند از اين رو مسکن جزيي از برنامه ريزي عمومي در مقياس کشوري ، منطقه اي ومحلي است . از طرفداران اين ديدگاه ايوان سزيليني ، جفري سالينگ وانگلس مي باشند .

انگلس نظر پرودن را در مورد مسکن ، مبني بر اينکه مستاجران به خريداران اقساطي بدل شده واجاره بهاي پرداختي سالانه آنها به عنوان قسط خريد خانه به منظور مالکيت نهايي مستاجران محسوب گردد ، انقلابي نمي داند .به نظر او دراين مورد براي از بين بردن فوري تنگناي مسکن (راه حل کوتاه مدت ) بايد از واحدهاي مسکوني موجود (خالي يا با تراکم کم ) به طور عاقلانه استفاده کرد و اين امر را تنها به وسيله سلب مالکيت از مالکين آنها واسکان بي خانه ها وکساني که در تراکم زياد زندگي مي کنند در اين واحدهاي مسکوني انجام پذير مي داند .

همچنين از نظر او راه حل مساله مسکن در جامعه برقراري تدريجي توازن اقتصادي بين عرضه وتقاضا است . (شواي 1375 ،ص184 )

به همين منظور معتقد بود که بايد به تقسيم کار سرمايه دارانه پايان بخشيد وتضاد ميان شهر وروستا را از ميان برد تا ازدحام در شهرها از ميان برود وتامين مسکن کافي عملي شود .(ادل ،1380 ، ص47و157 )

چيانکارلودي کارلو در انجمن معماري در سال 1948 بيان کرد که مشکل مسکن را نمي توان از بالا حل کرد زيرا مشکل مردم است وحل آنها با خواست وعمل شخص مردم ممکن مي شود (اطهاري ،1379 ،ص86 ) .

مساله مسکن و راه حلهاي آن يعني مسکن انبوه ومسکن دولتي يا مسکن عمومي از ابداعات نوگرايان است .اما نظريه پردازاني چون لوئيز مامفورد وجين جيکوبز معتقد بودند که راه حل متجددين براي مساله مسکن راه حل مناسبي نيست وهرگز نمي تواند به ايجاد شهرهايي زنده وارگانيک بيانجامد (بحريني ،1378 ،صص54-53 )

بعضي از انديشمندان معتقدند که دربيشتر کشورهاي صادرکننده نفت ، سريع شهري وشهرگرايي ، فرصتهايي سودآوري در صنعت مسکن وساختمان به وجود آورده است (شکوهي ،1373 ،ص442 )

در کشور ما شروع برنامه ريزي مسکن از برنامه هاي عمراني چهارم آغاز ودر قالب برنامه هاي عمراني دنبال شده است (حبيب ،1383 ،ص14 )

دولتهاي وابسته به اقتصاد نفت در تجهيزات زير ساختي شهرها به ويژه شهرهاي بزرگ سرمايه گذاري مي کنند .با اجراي اين سياستها ، صنعت ساختمان دراين قبيل کشورها رونق بسياري مي يابد وسرمايه هاي بسياري در صنعت ساختمان و بورس بازي زمين به کار گرفته مي شود .در طي زمان با احتکار زمين در شهرها  افزايش جمعيت شهري و بالا رفتن قيمت زمين و مسکن در شهرهاي بزرگ ، مياني وگاهي کوچک ، زمين ومسکن از دسترس طبقات کم در آمدي شهري خارج مي گردد وطبقه متوسط شهري نيز با زحمت مي تواند مسکن مورد نياز خود را تامين کند .

علاوه بر آنچه گذشت مي توان خلاصه اي از نظريات مربوط به مسکن را چنين برشمرد :

در واقع ابتدا مي بايست اتفاق نظري حاصل گردد که منظور ازمسکن صرفاً سرپناه و واحد فيزيکي ويک عدد آماري است يا در کنار آن بار ارزش مفهوم مسکن ، ملاحظات شهرسازانه ونيازهاي شهري از قبيل خدمات ، تاسيسات ، تسهيلات وتجهيزات شهري نيز مورد نظر است (حبيب ،1383 ،ص18 )

مسکن يکي از شاخصهاي تعيين سنجش کيفيت زندگي و شاخص مهم رفاه اجتماعي است (آسايش ،1375 ، ص6) وبه عنوان بخش لاينفک توسعه اقتصاد ملي مطرح مي شود .بنابراين در برنامه ريزي ملي ، مسکن داراي اولويت است . مشکل مسکن با سه عامل مهم فقر ، حمل ونقل ومحدوديت سرمايه گذاري ارتباط دارد . مسکن واشتغال عناصر توسعه اجتماعي هستند وبايد اساس هر الگوي متمايل به سوسياليسم را شکل دهد . مسکن يکي از بخشهاي تشکيل دهنده رفاه عمومي است وچيزي نيست که به توان آن را به توانايي مالي يک فرد محول کرد . (ibid , PP:81-90 ) مسکن بازتاب کالبدي توسعه است ويکي از مهمترين شاخصهاي توسعه يافتگي از نظر فيزيکي يا کالبدي به شمار مي آيد .(رفيعي ،1379 ،ص34 )

در گزارش يکي از کارشناسان سازمان ملل بر نقش کليدي مسکن در بالا بردن وحدت جامعه تاکيد شده است ودر متون مربوط به توسعه امکان دسترسي به کالاهاي تداوم بخش زندگي هدف اوليه توسعه تلقي شده وفقر مطلق را محروميت از اين گروه از کالاها تعريف مي کنند .(دژاکام ،همان ،ص362 )

همچنين مسکن وتجهيزات آن يکي از معيارهاي انتخابي در راه شناخت يک جامعه سالم شهري بيان شده است (شکوهي ،همان ،ص122 ) .

به تاکيد سازمان بهداشت جهاني(WHO ) مسکن مهمترين عامل زيست محيطي مرتبط با شرايط بيماري واميد به زندگي است .مسکن خود يکي از شاخصهاي ارزيابي سطح توسعه يک کشور است و واحد مسکوني بيش از هر محصول ديگري يک ارزش ويژه اجتماعي محسوب مي شود وجزء اصلي از بنيان لازم براي شرکت کامل همگان در امور جامعه وبهره برداري از آن است .(هدايت نژاد ،1375 ،ص562 )

2-4-3   نظر روانشناسان و راونکاوان:

بر مبنای تست خانگی که با  کودکان  ازمایش شده است خانه هایی که کودکان مورد ازمایش ترسیم کرده اند بصراحت و روشنی ساختمان عاطفی روابط خانوادگی را انطور که طفل انرا احساس می کند نشان می دهد. از اینجا چنین استنباط می شود که مسکن مجموعه پیچیده ای و درهمی از وظایف را به عهده دارد و باید نیازهای فرد (که هم به جنبه ارگانیسم وارد و هم  به شخصیت توجه  نشان داده شده است) و تمایلات گروه و خانوادگی و گرایش های طبقه اجتماعی در محدوده یک تمده معیین منطبق و سازگار گردد.

تاثیر مسکن در بهداشت روانی خانواده با مراجعه  به بررسی هایی که تا کنون به عمل امده اس اهمیت سازگاری ساختن انسان با محیط مسکونی کاملا روشن می شود. بر اساس تاثیرات مسکن نامناسب  و ناسالم  و مسایل مربوط به ان به شرح زیر مورد تجسس خاص قرار گرفته است.

2-4-4   نظر ابن خلدون  در رابطه با مسکن:

عبدالرحمن ابن خلدون دانشمند بزرگ اسلامی در رابطه با علت ایجاد ساختمان چنین می گوید :” بنائی از نخستین صنایع اجتماع شهر نشینی و کهن ترین آنهاست و عبارت از شناختن کاریست که بدن انسان برای سکونت و پناهگاه خویش خانه ها و جایگاههایی آماده می کند.{ چه انسان بر سرشتی آفریده شده است که در سرانجام کار و آینده زندگی خود می اندیشد و از ای ن رو ناچار است به نیروی اندیشه خود خانه هایی که دارای دیوار ها و سقف از همه جهات می باشد برای جلوگیری از رنج گرما و سرما برگزیند.(ابن خلدون، 1362:805-806)

2-4-5   نظر رین واتر  در رابطه با مسکن:

وی با تحلیل شرایط زندگی اجاره نشینان معتقد است که “:خانه” عملاً برای طبقات مختلف معانی متفاوت دارد. و از آنجایی که مسکن سرپناهی در مقابل عناصر آزار دهنده محیط خارج است، لذا آن به منزله مکانی برای مردم است که در آن انرژی خود را تجدید می کنند و با انرژی های جهان خارج مقابله می کنند .لذا خانه برای افراد فقیر عمدتاً و سیله ای است که افرادی که از بقیه جامعه بریده شد ه اند، می توانند در مقابل تهدید ها و حملات بیشتر پناه یابند و خانه برای آنان به معنی دفاع از خود و نزدیکان خود می باشد. برای کسانی که رین واتر آنها را “طبقه کارگر سنتی” می نامد، بهبود عمومی وضع خانه از اولویت نسبتاً کمتری برخوردار است. این مردمان درآمد خود را برای نیاز های اساسی دیگری مصرف می کنند که در آنها مسأله “سلیقه” کمتر مطرح است . از سوی دیگر، این طبقه توجه خود را به حداقل وسایل و لوازم زندگی و به داشتن همسایگان “ابرومند” معطوف می سازند. این طبقه کارگ ر سنتی مایل است در مسکن خود صرفه جویی کند تا مازاد پول خود را برای تأمین نیاز ها و منافع دیگر مصرف نماید . آنان تلاش بیشتری برای نگهداری مسکن یا آپارتمان خود به عمل می آورند تا بالا بردن سطح مسکن خود. (دیکنز، 1377: 171-170)

2-4-6   نظر آبرامز، مانگین وترنر  در رابطه با مسکن فقیران :

ابرامز (1964)، مانگین (1967) و ترنز (19679)  به بهترین وجه عقلانیت فقیران را در زمینه وضعیت مسکن تشریح کرده اند. ترنر معتقد است که زندگی افراد فقیر در خانه ای با معماری عالی که با نیاز ها و درآمد های آنان سازگاری ندارد، چقدر کاری عبث و بیهوده است . وی دریکی از آثار خود گفته بود که همه خانواده ها سه نیاز اساسی دارند : امنیت ، هویت، و امکانات . هر گروه درآمدی محدوده شهر میان این سه نیاز گرایش به ایجاد تعادلی متفاوت دارد . در زمینه مسکن، برای فقیران نزدیکی به محل کار (امکانات) از مالکیت (امنیت) یا  سرپناه به معیاری عالی (هویت) ارزشمندتر است. بر خلاف آن، خانواده ای با درآمد متوسط ترجیح می دهد که خانه ای با معیار های امروزی داشته باشد و دوری از محل کار اهمیت چندانی ندارد. (گیلبرت و دیگران، 1375: 210-191)

2-4-7    نظر پال و ساندرز  در رابطه با مسکن

پال در اثرش به نام تقسیمات کار شدیداً طرفدار این نکته است که درصد کسانی که دارای شغل تمام وقت و حقوق بگیر هستند به سرعت رو به کاهش است و زندگی مردم و نیز علایق و هویت آنان تا حدود زیاد بر محور روابط خارج از محیط های شغلی متمرکز شده اس ت . پال معتقد است خانوار های مرفه و دارای شغل از خودمختاری و خودبسندگی مزبور برخوردار می باشند و دلیل آن این است که این قشر از مردم قادرند تجهیزات و وسایل لازم را در اختیار داشته باشند . ساندرز معتقد است: ” که خانه نقش مهمی در آگاهی مردم بویژه در احساس امنیت هستی شناختی آنان دارد . این معنی دلالت براین دارد که انسان می داند کیست و در کجای جامعه قرار دارد . خانه نقش کلیدی در فراهم ساختن چنین امنیت هستی شناختی ایفا می کند. از این گذشته مالک خانه بودن کلید دستیابی به این امنیت است (دیکنز، 1377، 163-162)

کلیدواژه : نظریه های مسکن؛
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها