سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

پیشنهاد نظریه‌پردازان درزمینه کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای

1-1- پیشنهاد نظریه‌پردازان درزمینه کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای

1-1-1-  ینسن

هنسن[1] (۱۹۶۵)، مناطق کشورهای درحال توسعه را به سه دسته انبوه، میانه و واپس‌مانده تقسیم کرد. وی پیشنهاد داد در مناطق میانه باید بر روی زیر‌ساخت‌های اقتصادی و در مناطق واپس‌مانده بر روی زیر‌ساخت‌های اقتصادی- اجتماعی تمرکز نمود؛ زیرا در کشورهای درحال‌توسعه تفاوت‌های بین منطقه‌ای ازلحاظ شاخص‌های اجتماعی (مانند تسهیلات خدمات اجتماعی ازجمله: تخت بیمارستانی و مدارس) در مقایسه با تفاوت‌های درآمدی بسیار وسیع‌ترند؛ بنابراین این امر فراهم آوردن زیرساخت‌های اجتماعی را در مناطق پیرامونی توجیه می‌کند .(Richarson,1986:663).

 

1-1-2-   جان راولز

جان راولز[2] (۱۹۷۱)، معیار حداکثر سازی رفاه برای پایین‌ترین قشر مردم را معیار عدالت معرفی می‌کند. وی برای رسیدن به توزیع عادلانه منطقه‌ای، تقسیم چهارگانه‌ای را در حکومت پیشنهاد می‌کند: اولین شاخه، شاخه تخصیص است که ضامن حفظ رقابت کامل در بازار و تصحیح نارسایی‌های آن در مواقع لزوم باشد. دومین شاخه، شاخه تثبیت است که بهره­برداری و اشتغال کامل را تضمین می‌کند و از اسراف در استفاده از منابع جلوگیری به عمل می‌آورد. سومین شاخه، شاخه انتقال است که مسئول نظارت بر پاسخگویی به نیاز‌های افراد است و سرانجام شاخه توزیع که مسئول تأمین کالا و خدمات عمومی و جلوگیری (از طریق سیاست مالیاتی) از تراکم و تمرکز قدرت و ثروت است. همچنین به عقیده وی منطقه بندی یا تعیین حدومرز مناطق باید به‌گونه‌ای باشد که بیشترین منابع به محروم‌ترین منطقه اختصاص یابد (هاروی، ۱۳۷۹: ۱۱۳ – ۱۱۱).

 

1-1-3-   دیوید هاروی

دیوید هاروی[3] (۱۹۷۳)، ماهیت عدالت اجتماعی را به کمک سه معیار نیاز، منفعت عمومی و استحقاق بیان کرده است. به عقیده وی، اصول عدالت اجتماعی باید ناظر بر تقسیم ثمرات تولید و توزیع مسئولیت‌ها در فرآیند کار اجتماعی باشد (همان: ۹۷). هاروی، دسترسی به عدالت اجتماعی منطقه‌ای را بر اساس سه اصل عدالت اجتماعی (نیاز، استحقاق و منفعت عمومی) به‌قرار زیر می‌داند (همان: ۱۲۰-119).

۱- توزیع درآمد به طریقی باشد که: نیازهای جمعیت هر منطقه برآورده شود، تخصیص منابع مالی به طریقی باشد که ضرایب فزایندگی میان منطقه‌ای به حداکثر برسد و توزیع منابع اضافی به طریقی باشد که در رفع مشکلات خاص ناشی از محیط اجتماعی و فیزیکی مؤثر واقع شود.

۲- سازوکار (نهادی، سازمانی، سیاسی و اقتصادی) باید به طریقی باشد که دورنمای زندگی در محدودترین مناطق تا حد امکان بهتر شود.

1-1-4-  هری ریچاردسون

ریچاردسون[4](۱۹۸۶)، به‌منظور ارتقاء توسعه اقتصاد منطقه‌ای مناطق واپس‌مانده، بر سیاست‌های منطقه‌ای در سطوح ملی نیز تأکید می‌کند که عبارت‌اند از.(Richardson,1986:670-671)

۱- فراهم آوردن دسترسی وسیع به زمین و سایر منابع طبیعی منطقه‌ای به‌عنوان کلیدی تولید در مناطق کمتر توسعه‌یافته.

۲- شناخت نوگرایی، احیاء گذشته و سازمان فضایی منطقه به‌منظور تصمیم­گیری گروهی با رعایت مساوات و تخصیص یکپارچه منابع طبیعی و انسانی.

۳- ایجاد درجه‌ای از استقلال و عدم وابستگی در روستاها و سایر مناطق پیرامونی.

۴- انتخاب فنّاوری شایسته منطقه به‌منظور رسیدن به حداقل هدر رفت منابع کمیاب و حداکثر استفاده از منابع منطقه‌ای.

۵- فراهم آوردن مقدمات پروژه‌هایی که نیازهای اساسی مردم را برطرف می‌کنند.

۶- معرفی سیاست‌های قیمت‌گذاری ملی به نحوی منافع حاصل از تجارت، اثر‌گذاری مطلوبی روی کشاورزی یا سایر تولیدات داشته باشند.

۷- کمک‌های خارجی (ملی و فراملی) نیز در این زمینه مطرح می‌شوند، اما کمک‌های خارجی باید به‌عنوان عاملی برای تعادل بخشی و از بین بردن وابستگی‌های ایجادشده مناطق واپس‌مانده موردتوجه واقع شوند.

۸- توسعه فعالیت‌های تولیدی به‌منظور پیشی گرفتن از تقاضای منطقه‌ای و افزایش و ارتقاء سطح زندگی مردم آن منطقه.

۹- بازسازی سیستم‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای به‌منظور ایجاد دسترسی مساوی مردم در همه جای کشور؛ چنین سیستم‌های باید به سمت مناطق کمتر توسعه‌یافته تقویت شود، نه به سمت بیرون از آن‌ها.

10- تقویت خدمات ارتباطی حمل‌ونقلی روستا به روستا و روستا به دهستان باید به تقویت ارتباط روستا به شهر‌های بزرگ ترجیح داده شود.

۱۱- رعایت عدالت ساختارهای اجتماعی و آگاهی جمعی، که از پیش‌نیازهای مهم کاربرد استراتژی توسعه از پایین می‌باشد.

 

1-1-5-   آمارتیاسن

آمارتیاسن[5]، گسترش و تقویت نهادهایی همچون نظام‌های مردم‌سالار، سازوکارهای قانونی، ساختار بازار، تأمین بهداشت و آموزش، مطبوعات و دیگر تسهیلات ارتباطی را در مواردی ضروری درزمینه رفع نابرابری‌های و برقراری عدالت منطقه‌ای می‌داند. سه نظر‌گاه سیاست‌گذاری قابل‌توجه از دیدگاه وی عبارت‌اند از (سن، ۱۳۸۲: ۶۵):

فرآیندهای رشد واسطه‌ای[6]: این امر از طریق رشد اقتصادی امکان­پذیر است و موفقیت آن به فرآیند رشد وسیع ازنظر اقتصادی فراگیر، اشتغال گرایی و نیز استفاده از بهبود رفاه اقتصادی در جهت گسترش خدمات اجتماعی بستگی دارد.

فرآیند‌های حمایتگرا[7]: این نوع سیاست‌گذاری برعکس سازوکار رشد واسطه‌ای، از طریق رشد اقتصادی سریع عمل نمی‌کند، بلکه از طریق یک برنامه دقیق تأمین اجتماعی مانند بهداشت عمومی، آموزش و دیگر فرصت‌های اجتماعی عمل می‌نماید. آموزش‌های پایه و خدمات درمانی بهتر، نه تنها مستقیماً کیفت زندگی را بالا می‌بردند، بلکه در افزایش توانایی‌های فرد در کسب درآمد و رهایی از فقر درآمدی نیز مؤثرند. فرآیند حمایت­گرا در سیاست­گذاری اهمیت ویژه‌ای دارد. از این رهگذر زمینه‌ای برای حرکت به‌سوی موفقیت‌های بیشتر به وجود می‌آید (همان).

دیدگاه عامل گرا[8]:  براساس دیدگاه عامل گرا، افراد با برخورداری از فرصت‌های اجتماعی کافی می‌توانند به‌طور مؤثر سرنوشت خود را رقم بزنند و به یکدیگر کمک نمایند (همان: ۲۵). توسعه و پیشرفت همه مناطق، مستلزم قابلیت‌های انسانی، مشارکت مردم و آزادی مباحثه عمومی است. مشارکت مردم تنها از طریق ایجاد نهادهای مدنی به دست خود مردم امکان‌پذیر است. نهاد‌های مدنی که مستقل از دولت عمل می‌کنند، توانایی تقویت قابلیت‌های انسانی و هدایت جامعه را در تمام ابعاد به سوی توسعه‌ای پایدار دارند (همان: ۸).

 

1-1-6-   گری گوری منکیو

گری گوری منکیو[9] (۲۰۰۳)، اقتصاددان بزرگ، تفسیر اختلاف بین سطح زندگی مناطق را در یک واژه به نام بهره‌وری (مقدار کالاها و خدمات تولید شده توسط نیروی کار در یک ساعت) خلاصه می‌کند. وی معتقد است سطح استاندارد زندگی با توجه با بهره‌وری نیروی کار تعیین می‌شود و افزایش سطح بهره‌وری، خود بستگی به سرمایه‌های فیزیکی (ابزار و تجهیزات کار کارگران)، سرمایه انسانی (دانش و مهارت کارگران)، منابع طبیعی (تجدید شدنی و تجدید نشدنی) و دانش فناوری (یافتن بهترین روش‌های تولید کالاها و خدمات) دارد (منکیو، ۱۳۹۰: ۴۲۴-418). وی پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی، آموزش، حقوق مالکیت و ثبات سیاسی، تجارت آزاد، کنترل رشد جمعیت و بالاخره حمایت از تحقیق و توسعه[10] را ازجمله سیاست‌های دولتی می‌داند که موجب افزایش بهره‌وری و افزایش سطح زندگی مردم می‌شوند (همان: ۴۳۷-427).

[1] Hansen

[2] John Rawls

[3] David Harvey

[4] Richardson

[5] Amartya Sen

[6] Growth-mediated

[7] Suppot-led

[8] Agent Oriented

[9] N.Gregory Mankiw

[10] R&D

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها