سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

نابرابری‌های فضایی و منطقه‌ای در ایران

1-1-1- نابرابری

چنانچه تفاوت عمده‌ای در کیفت زندگی بین افراد مختلف یا میان گروههای یک جامعه واحد وجود داشته باشد می‌توان از نابرابری‌ها صحبت نمود ( .(United Nation,2001:5همانگونه که ویلارد و مازا ذکر کرده­اند اصطلاح Dispartiy یک مفهوم چندبعدی است که ابعادی نظیر ناهمگرایی، نابرابری، قطبی شدن و تراکم را دربر می‌گیرد. در این میان چهار بعد بیان شده، بعد نابرابری گستره وسیعی از این مفهوم را در بر می‌گیرد. نابرابری به دو یا چند کمیت اشاره می‌کند که شبیه به هم نیستند نابرابری به آسانی محاسبه نمی‌شود و تا بوجود نیاید قابل توصیف نیست .(Villaverd & Maza,2011:10)نابرابری و جنبه­های مختلف آن، نشانه‌های مشخصی از توسعه­یافتگی به شمار می‌رود (مصلی­نژاد، ۱۳۸۴: ۵۶).

«راندال کالینز»[1] متذکر می‌شود پرسش‌های مربوط نابرابری، ممکن است جواب‌های روشن و ساده نداشته باشد؛ زیرا، نابرابری از مأنوس‌ترین حقایق زندگی است و حتی برای سطحی­نگرترین ناظران امری بدیهی است، در عین حال مسئله‌ای نیست که به سادگی حل یا تبیین شود. با وجود این دربارۀ این پرسش که آیا نابرابری در جوامع خوب است یا بد، طبیعی است یا طرح‌ریزی شده، پایدار است یا گذرا، بحث‌های مفصل و پیچده‌ای شده است. واژه نابرابری ابعاد گوناگونی دارد و هر یک از اندیشمندان به تفسیر گوشه‌ای از آن پرداخته‌اند (قنبری، ۱۳۹۲: ۲۶).

نابرابری را از جنبه‌های مختلف می‌توان تقسیم­بندی نمود؛ نابرابری را برحسب مکان می‌توان به نابرابری بین کشورها، بین مناطق یک کشور، بین مناطق شهری و روستایی، بین گروه‌های جمعیتی، بین افراد در یک گروه و حتی بین اعضای یک خانواده تقسیم نمود (United Nation,2001:5). اما نابرابری‌ها را برحسب موضوع نیز می‌توان گروه‌بندی کرد، به‌عنوان‌مثال نابرابری‌های درآمدی، آموزشی، اجتماعی، اشتغال، بهداشتی، خدماتی، جنسیتی و غیره.

گوران تربورن[2] محقق علوم اقتصادی و اجتماعی، نابرابری‌ها را از حیث موضوع به سه دسته تقسیم نموده که همگی برای زندگی انسان و جوامع انسانی ویرانگر هستند: «نابرابری بهداشت و مرگ میر»، «نابرابری وجودی» و «نابرابری مادی یا منابع» (تربورن، ۱۳۸۸: ۲۲-21).

1-1-2-  نابرابری‌های فضایی

یکی از مهم‌ترین موارد نابرابری‌ها، نابرابری‌های فضایی است؛ منظور از نابرابری‌های فضایی، توزیع نابرابر فرصت‌ها و امکانات اقتصادی- اجتماعی در فضاست. نابرابری­های فضایی می‌تواند شامل نابرابری‌ها بین شهر و روستا، شهرهای کوچک و بزرگ، مناطق محروم و برخوردار و… باشد (چلپی،۱۳۷۵: ۲۰۱).

ازنظر فضایی، عدم تعادل‌های ناشی از توسعه در تمامی سطوح بروز می‌کند و عبارت‌اند از (معصومی اشکوری، ۱۳۸۵: ۱۹):

– عدم تعادل‌های اجتماعی؛ مانند عدم تعادل بین شهر و روستا؛

– عدم تعادل‌های منطقه‌ای؛ مانند عدم تعادل بین فضاهای حاشیه‌ای و قطب‌های توسعه؛

– عدم تعادل اقتصادی؛ مانند شکاف بین بخش نوین و سنتی اقتصاد و عدم تعادل بین تولید و مصرف؛

– عدم تعادل‌های بخشی؛ مانند عدم تعادل بین بخش‌های کشاورزی و صنعت.

 

1-1-3-   نابرابری­های منطقه‌ای

علاوه بر نابرابری‌های که بین شهر و روستا وجود دارد، نابرابری بین مناطق داخل یک کشور نیز وجود دارد. در اینجا نیاز است مفاهیمی چون تنوع طبیعی[3] و نابرابری[4] مورد توجه قرار گیرد؛ تفاوت این دو نوع نابرابری در طبیعی و مصنوع بودن (ساخته دست بشر) آن‌هاست. نابرابری به دلیل ناتوانی در استفاده بهینه، از پتانسیل‌های طبیعی یک منطقه در مقایسه با منطقه دیگر به وجود می‌آید، حال آنکه تنوع طبیعی محصول تفاوت در مواهب طبیعی در مناطق مختلف است (یاسوری، ۱۳۸۸: ۲۰۷). اغلب کشورها با مشکل نابرابری‌های منطقه‌ای مواجه‌اند، اما این امر در کشورهای درحال­توسعه مشکلی عظیم­تر است .(Sinemillioglu,2008:2) در کشورهای درحال­توسعه، کیفت زندگی مردم دستخوش نابرابری‌های منطقه‌ای[5] عظیمی است که در بسیاری موارد به ‌سرعت در حال افزایش است (میسرا، ۱۳۸۶: ۲۳). در این کشورها یک یا دو منطقه و یا چند ناحیه کشور، دارای مسئولیت اصلی در زمینه ایجاد درآمد و تولید ملی و لذا برخوردار از خدمات عمومی می‌باشند و از توسعه و پیشرفت اقتصادی بیشتری برخوردارند. معمولاً این مناطق و نواحی از مستعدترین مناطق و نواحی کشور بوده و نسبت به سایر مناطق و نواحی کشور، دارای توا‌ن‌های زیربنایی، تولیدی و قابلیت‌های اقتصادی بیشتری هستند. سرمایه­گذاری در این مناطق با این مشخصات، مسلماً اقتصادی­تر بوده و سایر برنامه‌های کم‌اهمیت‌تر در مناطق و نواحی دیگر انجام می‌شود. این امر سبب گسترش توسعه در برخی مناطق و ایجاد نابرابری‌های فاحش درآمدی و رفاه اجتماعی میان مناطق می‌گردد و عوارض سوء اقتصادی- اجتماعی فروانی را دارد (معصومی اشکوری، ۱۳۸۵: ۶۴).

گزارش توسعه انسانی سازمان ملل از سال ۱۹۹۵ به بعد به‌صورت ویژه، بر روی نابرابری‌های منطقه‌ای درون کشورها تأکید نموده است: در این گزارش آمده است محاسبه شاخص انسانی[6] در جوامع مختلف به تفکیک منطقه جغرافیایی، نابرابری‌های شدیدی را نشان می‌دهد. اکثر کشورهای خاورمیانه علی‌رغم پیشرفت‌های شایان اقتصادی، هنوز تا رسیدن به مرحله توزیع عادلانه‌تر منافع حاصل از رشد اقتصادی باید مسیر قابل‌توجهی را طی کنند. در این کشورها، میانگین‌های ملی مانع از برملا شدن نابرابری‌های عظیم درون کشوری می‌شود (سازمان ملل، ۱۳۸۵: ۱۳۱).

نابرابری‌های منطقه‌ای در کشورها به دو دسته نابرابری‌های درون منطقه‌ای[7] و نابرابری‌های بین منطقه‌ای[8] تقسیم می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، عدم تعادل‌ها می‌تواند بین مناطق کشور، و نیز درون هر منطقه باشد به‌طورکلی، نابرابری‌های درون منطقه‌ای و بین منطقه‌ای از نمادهای آشکار کشورهای جهان سه است که ناشی از شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن‌هاست (حسین زاده دلیر،۱۳۸۲: ۸۷).

 

1-1-3-1-   نابرابری‌های منطقه‌ای در ایران

با توجه به شرایط فضایی در ایران، سه نوع فضا را می­توان ازلحاظ نظری در آن بازشناخت:

۱- فضاهای فراموش‌شده یا بکر: توسعه به این فضاها هرگز راه نیافته و ماند فضاهای متروک ‌شده، ممکن است دارای قابلیتی با امکانات فعلی و آتی باشد که آن‌ها را در متن فضاهای توسعه جدید قرار دهد برای نمونه در ایران می­توان کویر مرکزی و کرانه جنوب شرقی ایران نام برد که باید «نوسازی» شوند.

۲- فضاهای متروک شده یا رها شده: این‌گونه فضاها چه‌بسا با توجه به سطح فن­آوری و شرایط اجتماعی- اقتصادی گذشته دارای قابلیت‌های بوده‌اند و به دلیل تحولاتی، متروک شده ویا رو به تخلیه می‌باشند؛ برای نمونه فضاهای حاشیه کویر و واحه‌ها و کرانه جنوب کشور. برخی از این فضاها فاقد قابلیت بهره‌گیری اقتصادی بوده و برخی دیگر با فنّاوری و شرایط اقتصادی- اجتماعی امروز قابلیت جدیدی پیدا نموده‌اند که در توسعه فضایی آینده می‌تواند مورد ارزیابی قرار گیرد و بر کالبد فرسوده و فضای پیشین، روابط تازه‌ای بخشید و با محتوای تازه «بازسازی» شوند.

۳- فضاهای توسعه‌یافته و یا درحال‌توسعه؛ این‌گونه فضا بر دو سته‌اند: فضاهای اشباع‌شده و فضاهای اشباع‌نشده. در رابطه با حجم، سرعت و تنوع تغییراتی که لازمه توسعه‌اند، گاه ظرفیت فضاهای موردنظر برای توسعه، اشباع‌شده است و افزایش تراکم آن‌ها به کاهش کارایی‌ها منجر می‌شود. درصورتی‌که فضا اشباع‌نشده باشد، امکان استقرار پدیده‌های جدید را دارد. می‌توان ظرفیت فضاهای اشباع‌شده را با سازمان‌دهی مجدد و ایجاد هماهنگی بین اجزای فضا افزایش داد و یا در فضاهای اشباع‌شده نیز با بهره‌گیری بهتر و کارا از فضا، ظرفیت بیشتری ایجاد نموده این‌گونه اقدامات به‌منظور بهتر کردن وضع موجود و به‌بیان‌دیگر «بهسازی» فضاست (معصومی اشکوری، ۱۳۸۵: ۲۲-21).

با توجه به آنچه ذکر گردید یکی از مشخصه‌های بارز در توسعه فضایی ایران، وجود نابرابری‌های منطقه‌ای در ایران است؛ به‌گونه‌ای که شهرستانهای توسعه‌نیافته در نواحی حاشیه‌ای و مرزی و در مناطق کوهستانی واقع‌شده‌اند.

الگوی فوق نشان‌دهنده‌ وجود انزوای اقتصادی و فقدان پیوند بین اقتصاد این مناطق و با اقتصاد ملی است که برای توسعه این مناطق از یک سو اتخاذ سیاست تمرکززدایی در نظام برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری و از سوی دیگر، تهیه و اجرای طرح‌های ویژه توسعه مناطق کوهستانی و مناطق مرزی ضروری به نظر می‌رسد (کلانتری، ۱۳۷۷: ۱۲۱-122). همچنین تمامی استان‌های ایران در سطوح متفاوتی از توسعه قرار دارند؛ چه بین منطقه‌ای و چه درون منطقه‌ای) .(Noor bakhsh,2002:927

نابرابری منطقه‌ای در کشورمان، معلول اعمال سیاست رشد قطبی است درنتیجه آن، بخش عمده‌ای از امکانات کشور در یک یا چند منطقه تمرکز می‌یابد و سایر مناطق در حاشیه می‌مانند (پورمحمدی و زالی، ۱۳۸۸: ۲۹). دو قطبی شدن فضای کشورمان در آغاز دهه‌ چهل و در اواخر همین دهه نمایان شد؛ در اواخر دهه‌ چهل دفتر عمران ناحیه‌ای سازمان برنامه، لزوم بازنگری در توزیع جغرافیایی برنامه‌های توسعه را برای کاهش شکاف‌های منطقه‌ای و توزیع بهینه فعالیت‌ها در پهنه سرزمین مطرح کرد علاوه بر این معاونت طرح و برنامه سازمان برنامه نیز بر استفاده از قابلیت‌های منطقه‌ای و نوعی سلسله مراتب خدمات‌رسانی از دیدگاه اجتماعی و اقتصادی درون منطقه‌ای تأکید کرد (توفیق، ۱۳۸۴: ۲۷۰). همچنین در مطالعات آمایش سرزمین (ستیران) تشدید نابرابری‌ها در سطح زندگی و شیوه معیشت میان شهرها و روستاها، میان استان‌ها و میان شهرهای گوناگون کشور، به‌عنوان یکی از دشواری‌های که جامعه ایران با آن روبروست ذکرشده است (زیاری، ۱۳۸۶: ۲۶۷). گزارش توسعه انسانی در ایران (۱۹۹۹) نیز به تبیین تفاوت‌های منطقه‌ای پرداخته و در آن مقطع انسانی، یکی از مهم‌ترین سیاست‌های توسعه انسانی در ایران در برنامه سه توسعه را توجه به برنامه‌ریزی فضایی به‌عنوان یک برنامه ‌بلندمدت برای تحقق عدالت اجتماعی و تعادل منطقه‌ای معرفی می‌کند (تقوایی و همکاران، ۱۳۹۰: ۱۵۴).

[1] – Randal Collins

[2] – Goran Therborn

[3] – Diversity

[4] – disparity

[5] – Regional Disparities (Regional Inequlity, Regional Differntial)

[6] – Human Development Index

[7] – Inter regional Disparitise

[8] – Inter regional Disparitise

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها