سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

زمینه ­ها و ابعاد ­اقتصادی و فرهنگی سکونتگاه­های خودرو

زمینه ­ها و ابعاد ­اقتصادی سکونتگاه­های خودرو

غالب نظریات و دیدگاهها ویژگی ها و مشخصات شهر و شهر نشینی جهان توسعه نیافته (جهان سوم) را که برخاسته از ویژگی و شرایط اقتصادی این کشورهاست به عنوان عامل اساسی و بنیادی شکل گیری و دگرگونی سکونتگاههای خودرو ذکر می کنند. گونه ای خاص از شهر نشینی که نه بر پایه رشد صنعتی و مولد و نه برخاسته از نیازهای واقعی توسعه ملی شکل گرفته و با تمرکز شدید فعالیت ها و خدمات در مراکز و نقاط معدودی از سرزمین عامل مهمی در جذب جمعیت گردیده و آنگاه برای پاسخگوئی به «مصرف انبوه » شهرنشینان تمرکز فزاینده بخش خدمات و شکل گیری مشاغل تبعی و حاشیه ای را موجب می شود. سرانجام این دور جذب بخش وسیعی از جمعیت رانده شده از روستاها و عدم امکان ادغامک آنها در نظام اقتصادی و کالبدی شهر است.

از طرفی با توجه به تخریب زیر ساخت های تولیدی جامعه روستائی و عدم تطابق آن با شرایط و شیوه های جدید و تولید و توزیع، سیل دم افزون جمعیت به سمت شهرها، مراکز شهری بزرگ و به خصوص پایتخت سرازیر می شود؛ انبیوه این مهاجرین روستائی دئر مشاغل حاشیه ای، پارازیت و خدماتی صرف مشغول به کار می شوند. آنها که فاقد مهارتها و دانش فنی لازم نیز هستند در برخورد با ساختار دوگانه شهر (مدرن، سنتی- رسمی، غیر رسمی …) در فعالیتهائی جذب می شوند که عمدتاً غیر رسمی نامیده شده است. بخش غیر رسمی در اقتصاد شهری جهان سوم نقش قابل توجهی داشته و تفکیک آن از بخش رسمی ممکن نیست. این بخش که پناهگاه انبوه جمعیت شهری جهان سوم محسوب می شود، کارکردهای بسیار متنوع و متعددی داشته و با بخش رسمی در ارتباطی تنگاتنگ قرار دارد و از آنجائی که کم درآمدهای شهری و حتی بخشی از اقشار متوسط درآمدی در شهرهای جهان سوم در برخورد با قیمت بالای زمین و مسکن و نیز شرایط بازار رسمی مسکن قادر به تأمین زمین، سرپناه و مسکن برای خود نیستند، همین بخش در قالب “بازار غیر رسمی زمین و مسکن” اشکال متنوع و متفاوتی از مسکن را برای آنان فراهم می کند که یکی از مهمترین آنها مسکن و سکونت در سکونتگاههای خودرو است و به این ترتیب مسکن غیر رسمی و سکونتگاه غیررسمی مأوای بخش مهمی (گاه تا 70 درصد) از جمعیت حوزه شهرهای بزرگ در جهان سوم شده و در واقع بخش مهمی از فرآیند زندگی و چرخه زندگی این بخش از شهروندان جهان سومی را تشکیل می دهد. در این بخش مروری بر ابعاد و زمینه های اقتصادی شکل گیری سکونتگاههای خودرو با تأکید خاص بر بخش غیر رسمی خواهیم داشت:

م. هونژو مسأله را از زاویه ساختار دوگانه اقتصاد شهرهای جهان سوم نگریسته است و در توضیح این دوگانگی اشاره می کند که: « بخش مدرن در کلانشهرها متمرکز شده و حتی سیاستهای دولتی مبتنی بر مدرنیزه و صنعتی کردن غالباً اولویت را به این بخش داده است؛ در حالیکه اکثریت مردم هنوز تحت شرایط اقتصادی ضعیف و سنتی و بخش غیر رسمی قرار دارند که از حداقل سرمیسها .و خدمات بی بهره اند … شکاف بین این دو بخش مرتباً فزونی یافته است»

و نیز اینکه: «ساختار دو گانه در کلانشهرهای آسیائی بسیار شدیدتراست. بخش کمدرن و گسترده تر از آن بخش غیر رسمی در کنار هم عمل می کنند… در این رابطه وجود بخشی نیروی کار بسیار ماهر و متخصص و با تحصیلات عالیه و بخش قابل توجهی نیروی کار غیر ماهر و بی سواد/ کم سواد و در نتیجه مشکل بیکاری قابل توجه است.

این ساختار دوگانه به خصوص در عرصه مسکن نمود یافته است؛ جائیکه فقر و غنا در مقابل هم صف آرائی می کنند در حالیکه استانداردهای مسکن برای طبقات متوسط و مرفه به طور قابل توجهی بالاست، کیفیت پائین مسکن برای طبقات پائین بسیار بالاست و این خاص محلات زاغه نشین و خودروی شهری است که شامل یک محله تا   جمعیت شهری می شود؛ مجموعه هائی فاقد تسهیلات بهداشتی، زیرساخت ها، آب آشامیدنی و مصرفی … که مسائل آنها در بسیاری از متروپل های آسیائی رو به افزایش و وخامت است» (Honjo,1981:22-29)

جانیس پرلمن در سرمقاله ای با عنوان «استراتژی دوگانه جهت مواجهه با تغییرات اجتماعی شهرها» اشاره می کند که: «هرچه به سال 2000 نزدیکتر می شویم خود را در مقابل چهار مسأله جهان مشمول می یابیم که باید بدانها پاسخ گوئیم؛ آنها ما را به تفکر مجدد در رابطه با طبیعت سکونتگاههای انسانی وا می دارند: 1) روستا، شهر  2) شمال، جنوب 3) مدرن، سنتی 4) رسمی، غیر رسمی، که با توجه به مهاجرتهای گسترده و از آنجا که اکثریت وسیعی از این مهاجرین منابع مالی کافی جهت خرید یا اجاره خانه در بازار رسمی در اختیار ندارد؛ آنها در سکونتگاههای حاشیه ای، کلبه شهرها، تفکیک های غیر قانونی یا محلات متروکه و یا حاشیه شهرها زندگی می کنند… در حالیکه شهر رسمی ممکن است رشدی معادل 3 تا 4 درصد داشته باشد، شهر غیر رسمی رشدی حداقل دوبرابر این را دارد.(Perlman,1990:3)

بخش غیر رسمی ، فعالیت های غیررسمی و به خصوص بازار غیر رسمی زمین و مسکن به عنوان یک عامل واسطه و تعیین کننده در بسیاری از شهرها و به خصوص کلان شهرهای جهان سوم در ایجاد سکونتگاههای خودرو و عرضه اشکال متنوعی از مسکن غیررسمی که مشخصه اصلی آن فقدان مجوزهای قانونی و به رسمیت شناخته نشدن از سوی نهادهای رسمی است نقش داشته است اما به دلیل ارتباط تنگاتنگ و همبستگی مستقیم آن با بخش رسمی تا حدی که امکان جداسازی این دو را در شهرهای جهان سوم بسیار مشکل کرده است، اگر چه نمی توان سکونتگاههای خودرو را در شهرهای جهان سومی تابعی از بخش غیر رسمی و اقتصاد و اشتغال غیررسمی تلقی کرد اما ارتباط مستقیم آنها با بازار غیررسمی زمین و مسکن قابل انکار نیست.

طی سالهای اخیر به دلیل مشخص بازار غیر رسمی زمین و مسکن در شهرهای جهان در حاتل توسعه گسترش چشمگیری پیدا کرده است:

نادیده انگاشتن اقشار کم درآمد در برنامه ریزی شهری، طرح ها و برنامه های رسمی و دولتی و عدم توجه به نحوه تأمین مسکن آنها در بازار رسمی مسکن و عدم پیش بینی مکانیسمی برای تأمینم مسکن و نحوه سکونت آن ها (عارف حسن 1998؛ ترنر 1975؛ جانستون 1993، اطهاری و دیگران 1374، پیران 1374)

تدوین ضوابط، معیارها و استانداردهای آرمانگرایانه و نامرتبط با توان مالی- اقتصادی و ناهمخوان با خاصه های فرهنگی، خواستها، الویتها و ترجیحات گروههای کم درآمد به عنوان اکثریت شهروندان شهر جهان سومی(هاردوی و ساترتوایت 195؛ پیران 1374؛ پرلمن 1993؛ حبیبی 1371)

با توجه به ویژگی های خاص شهر نشینی الگوی خاص شهری شدن در جهان در حال توسعه (به شرح مباحث فوق الذکر و با توجه به دو عامل مذکور بخش قابل توجهی از شهروندان جهان سومی مسکن و ماوای خود را از همین بازار (غیر رسمی زمین و مسکن) جستجو می کنند،بازاری که به دلیل ترتیبات غیر رسمی، قابلیت انعطاف و شرایط انطباق پذیر متقاضی و نوع مسکن عرضه شده در انچه با ویژگی هایی چون تدریجی و مرحله ای بودن ساخت، تناسب با توان ، تصمیم و اولویت متقاضی متنوع زیاد در ابعاد و گزینش بالا و اتکا و خود سازی و اشکال متنوع و متفاوت و تصرف و تملک ارجحیتی ویژه نسبت به بازار رسمی مسکن پیدا کرد، اما در عین حال با آن در ارتباط بوده، بر آن تاثیر گذاشته و از آن متاثر است. (هارودی و ساتر توایت 1995، جان سیلاس 983، لا کویان 1983، پیران 1374، عارف حسن1998)

بازار غیر رسمی زمین و مسکن در سالهای اخیر حتی خالق مجموعه های، کانونهای سکونتی و سکونتگاههای غیر رسمی است که از شهر اصلی نیز فاصله گرفته اند (عارف حسن 1998، جانستون 1993)

 

 

2-2-2-4. زمینه ها و ابعاد فرهنگی سکونتگاههای خودرو

بر مبنای مباحث بخش قبلی و زمینه های اقتصادی نقش تعیین کننده و قاطعی در تأمین مسکن و شکل دهی سکونتگاههای خودرو دارند و برخی نظریات تا آنجا پیش می روند که شکل گیری و دگرگونی این سکونتگاهها را یکسره ناشی از عوامل اقتصادی، بخش غیر رسمی اقتصاد و بازار غیر رسمی زمین و مسکن می دانند. این درحالی است که عوامل و زمینه های فرهنگی و اجتماعی نیز نقش مهمی در نحوه پاسخ کم در آمد های شهری به حل مسأله مسکن و زمین داشته و دارند. بر این اساس شاهد تفاوتهای چشمگیری در مکان و زمانهای متفاوت در ارتباط با شکل، فرم و عملکرد سکونتگاههای خودرو هستیم؛ این تفاوتها، بیش از آنکه توسط عوامل اقتصادی صرف قابل توضیح باشند ناشی از تأثیر عوامل و زمینه های فرهنگی و اجتماعی هستند. نحوه سازمان یافتگی اجتماعی، شیوه پاسخ به محرکهای محیطی، مذهب، نظام خویشاوندی و پیوندهای اجتماعی، سابقه شهرنشینی و نیز ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش ساکنین این سکونتگاهها اساساً نوع و نحوۀ واکنش آنها را در زمانها و و مکانهای مختلف متفاوت کرده و محصول نهائی آن نیز تفاوت گسترده شکل و عملکرد این سکونتگاههاست که در پژوهشهای موردی مختلف مورد تأکید قرار گرفته است، در این بخش دیدگاهها و نظریات را در رابطه با خاستگاهها و ابعاد فرهنگی سکونتگاههای خودرو مرور خواهیم کرد.

نظارالصیاد در مقاله ای با عنوان «روند شکل گیری سکونتگاههای بی ضابطه و فرهنگ: مقایسه تطبیقی سکونتگاههای غیر رسمی در آمریکای لاتین و خاورمیانه» یادآور می شود که:

«….. اگر چه محدودیتهای ساختاری عام (نظام سرمایه داری وابسته) جهت تأمین سرپناه، فقرای شهری را در هر کشوری به سمت بخش غیر رسمی سوق می دهد (اما) طریقه ای که فقرای شهری در جوامع مختلف به این وضعیت پاسخ می دهند متفاوت بوده و توسط مشخصات و ویژگیهای فرهنگی و جامعه تعریف می شود. او اضافه می کند که:

«عوامل و شیوه های فرهنگی متفاوت بر نحوه شکل گیری سکونتگاههای غیر رسمی مؤثر است. عواملی از قبیل نظام های مالکیت، سازمانیافتگی اجتماعی، هنجارهای قانونی، مذهب، نظام های خویشاوندی، روابط قومی و نژادی و خلاصه نظام گسترده ای از ارزشها و هنجارهائی که حاکم بر روابط فردی و جمعی در درون اجتماع و نیز در ارتباط با دولتن است بر آن مؤثر است . بر این مبنا ما می توانیم تفاوتهای رفتاری سکونتگاههای بی ضابطه را در آمریکای لاتین خاورمیانه، نمودی از مجموعه پیچیده روابطی بدانیم، که الگوی رفتاری خاصی را تعین می بخشند تا توسط آنها جوامع، زندگی اجتماعی و نحوه حل و فصل تضادهای خود را بازیابند . پس فرآیندهای متفاوت توسعه های غیر رسمی در مناطق مختلف به زمینه های فرهنگی متفاوت آنها بر می گردد که خود بازتابی از عوامل فرهنگی متفاوت آن جوامع است.» (Alsayyad, 1993: 40,41)

الصیاد تأکید می کند که:

« …… فرآیندهای شکل گیری سکونتگاخههای بی ضابطه، بلوغ و رسمی شدن آنها از منطقه ای به منطقه دیگر و بر حسب متغیرهای فرهنگی از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد ….. بنابراین یک چشم انداز بین فرهنگی جهت ورود به متغیرهای کیفی الگوهای توسعه بی ضابطه پیشنهاد می شود که براساس آن چارچوبی واقع گرایانه تر جهت توسعه و اجراء برنامه های ارتقاء کیفیت سکونت و سیاستهای اسکان شهری فراهم آید.» (Alsayyad, 1993:42)

این مسأله از سوی دیگر ناشی از ماهیت ضوابط، مقررات و استانداردهای رسمی است که بدون توجه به فرهنگ، روش زندگی و نیازهای حیاتی مردم تدوین شده اند و در عمل بدلیل عدم انطباق با خاصه های فرهنگی مردم مراعات نمی شوند و نفی آنها تبدیل به ضابطه ای عام می گردد! در این صورت تفکیک سکونتگاه رسمی از غیر رسمی بسیار پیچیده می شود. در این رابطه هاردوی و ساترتوایت اشاره می کنند که:

«هر ملتی برای خود ارزشها، روش زندگی، عادات و رسوم، سنتها و نهادها و به دیگر سخن فرهنگی یا فرهنگ هائی دارد که خاص و ویژه آن جامعه است. فرهنگ نشان دهنده تجربیات انباتشته ای است که در طول سالها تصفیه شده است. این فرهنگ معمولاً در ساخت خانه، مصالح بنا و نحوه برنامه ریزی سکونتگاه انعکاس پیدا کرده است.» (Setterthwaith and Hardoy,1995:16)

آنها در رابطه با عدم اجراء ضوابط و مقررات رسمی و استانداردها و نوشته اند:

«این بایستی خیلی عجیب باشد که یک قانون، ضابطه یا کد و استانداردی به طور روزمره و به صورت عام توسط مردمی که باید براساس آنها زندگی کنند زیر پا گذاشته و رعایت نشود ….. استانداردها بی آنکه تحقیر شوند بایستی تبدیل به شعور و وجدانی عام شوند برای دستیابی به آنچه که در زمینه ای خاص باید اتفااق بیفتند. بنابراین آنها باید ریشه در نیازها و ترجیحات یک جامعه و فرهنگ خاص آن داشته باشند. هر جامعه و هر فرهنگ هم پارامترهای خاص خود را دارد که در درون آن چنین استانداردهائی می توانند شکل گیرند و به عنوان مثال مقررات و ضوابط ساختمانی بایستی متکی به متغبرهای زیر باشد:

اقلیم و آب و هوای محلی

دسترسی به مواد و مصالح محلی

دسترسی به مهارتها و دانش بومی و محلی

توجه به خطرات و تهدید کننده های طبیعی (زلزله، سیل ……)

اما علاوه بر این آنها بایستنی با فرهنگ، نیازها و ترجیحات جامعه در ارتباط باشند … این استانداردها با یستی با واقعیات محلی ارتباط مستحکمی داشته باشند تا بتوانند مؤثر واقع شوند. اگر آنها خیلی بالا و خیلی سخت وضع شده باشند، هیچوقت به اجراء در نمکی ؟آیند و هیچگاه مشوق «اجرا بهتر» نخواهند بود. و در این صورت (عدم اجراء و بی توجهی) معنا و مفهوم خود را از دست می دهند. آنها در صورتیکه با ارزشها و باورداشتهای اجتماعی مغایرت داشته باشند، حتی موجب ایجاد تضاد و درگیریها هم می شوند ……. مردم در صورتیکه قوانین خیلی پیچیده یا خیلی نا مربوط با نیازهاشان باشند یا زندگی و بقایشان را تهدید کند؛ آنها با ارزشها، ترجیحات و کدهای خودشان زندگی خواهند کرد و بهخ این قوانین وقعی نخواهند نهاد.» (Setterthwaith and Hardoy,1995:29-32)

حبیبی  و دیگران نیز ضمن رد عام کردن شرایط سکونتگاههای حاشیه ای و نادیده گرفتن تفاوت جوامع در این رابطه به ویژگی های سکونتگاههای حاشیه کلانشهر تهران، اشاره کرده و یکی از مهمترین پارامترهای زمینه ساز و تأثیرگذار را عوامل فرهنگی و اجتماعی ذکر می کنند:

«روابط اجتماعی و فرهنگی ما گستردگی روابط بین افراد و گروهها را موجب شده که در آن داشتن حریم خصوصی شرط اساسی سکنی گزینی است. در نتیجه زیستن  در فضائی با حداقل امکانات زیستی ساخته شده با مصالح سخت ارجح بر سکنی گزینی در فضائی بزرگ و بی در و پیکر است. نتیجه آن در مقیاس های کانونهائی زیستی با حداقل امکانات اما حداکثر حداکثر بهره وری است که در درون خود اما منسجم و سازمان یافته است. بافتی تاریخی که ساخت و سازمان فضائی آن هم دقیقاً تابع شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جامعه است.»(حبیبی و دیگران؛ 1371 : 405)

آنه همچنین میل به محدود ماندن، تعریف قلمرو و رشد در خود کانونهای زیستی پیرامون کلانشهر تهران را نیز برخاسته از شرایط و بسترهای فرهنگی و اجتماعی ساکنین آنها دانسته و آنرا نوعی جدائی گزینی اجتماعی، فرهنگی این کانونها می دانند. از طرفی هم بر این باور هستند که تغییر شکل روستاهای پیرامونی شهر بزرگ و تبدیل آنها به کانونهای زیستی جدید خود عامل دگرگونی رفتارهای اجتماعی مهاجرین بوده و امتزاج روحیه روستائی و زندگی جدید و تجهیزات جدید زندگی نشان از دگرگونی رفتارها دارد. ضمناً با اشاره به افزایش قیمت مسکن و ساختمان به تدریج اقشار اولیه ساکن در این کانونها ارتقاء یافته و به سمت الگوهای رفتاری جدید (شهری؟) کشیده می شوند و در جائی بین شهر و روستا با گرایش به دومی می مانند. آنها همچنین ضوابط و مقررات کلاسیک را بدلیل واقعی نبودن و بی ریشگی آنها فاقد تأ ثیر مؤثر بر روند رشد و توسعه این کانونها می دانند. (همان: 435- 408)

خانم نیز در مورد خاص منطقه کلانشهری تهران به علائق و گرایشهای متقاضیان مسکن اشاره ای می کند و میل به داشتن خانه اتی کوچک اما شخصی را که با ویژگی های رفتاری خانوار و الگوی معاشرت آنان تطابق بیشترسی دارد در گرایش کم درآمدها به سمت اسکان در سکونتگاههای حاشیه ای و ترجیح ان بر آپارتمان کوچک درون شهر بسیار مؤثر می داند. خاتم همچنین در جای دیگری یکنواختی و فقدان تنوع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ساکنینم کانونهای حاشیه ای پیرامون تهران را مانع مهمی سر راه نفوذ عناصر مدنی و فرهنگ شهری می داند. (خاتم؛ 1373و1374)

پیران به هنگام بحث از تفاوت آلونک نشینی ایرانم با سایر جوامع به اهمیت روانی داشتن سرپناه که در طول تاریخ ایران همواره خانه و کاشانه و چهار دیواری اختیاری و ترجیح محیط بسشته اندرون و فرار از محیط نا امن بیرون را موجب گشته است اشاره می کند و معتقد است که مجموعه ای از عوامل اقتصادی، روانی و فرهنگی سبب تعدیل تمایل به آلونک نشینی شدده است بدون آنکه زمینه ساختاری مسکن نابهنجار از بین رفته باشد. (پیران؛ 1368: 34)

افروغ  به تأسی از مسی  وایگرز با اشاره به عوامل منجر به تمرکز فقر وگتوها و زاغه های مخروبه شهری می نویسد:

«….. در شرایطی که جدائی گزینی های فضائی  به سوی جدائی کامل اقشار و گروههای مختلف اجتماعی میل کند، محلات مورد نظر به زمینه هائی برای تعامل ها و تماس های درون طبقانی تبدیل خواهد شد. افزایش تماسهای درون طبقاتی و کاهش تماسهای بین طبقاتی منجر به کاهش نقش طبقات متوسط به مثانه گروههای مرجع در محلات فقیر نشین و در نتیجه تمرکز فقر و شکل گیری خرده فرهنگ جرم زا  در محلات فقیر نشین خواهد شد.» (افروغ؛ 1377: 239و238)

او به تأثیر از ویلسون اشاره می کند که:

«تمرکز رو به رشد فقر به نوبۀ خود، محیطی اجتماعی بوجود می آورد که با کمبود نهادها، نقش ها و ارزشهائی که هادی موفقیت در جامعه بزرگتر است، مواجه می باشد ….. به عقیده ما در محله هائی که با نرخ بالای تمرکز فقر مواجهند تعامل ها و تماس های درون طبقاتی افزایش یافته و تأثیر گروههای مرجع طبقه متوسط کاهش می یابد. این مسأ له می تواند الگوهای رفتاری  و ارزشی فقرا را که از طریق جامعه پذیری به نشل های بعد انتقال می یابد  تداوم و تحکیم بخشد.» (همان: 241و240).

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها