سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تئوری های مکانیابی کاربری ها

 

 تئوری های مکانیابی کاربری ها

 تئوري سیستمی

شهر بعنوان یک پدیده در حال تغییر با چنان سرعتی دست خوش دگرگونی و تحول می باشد که دیگر برنامه ریزي و طرح ریزي رایج و معمولی نمی تواند پاسخگوي این تغییرات باشد. سازگاري با چنین تغییرات سریع جاري نیازمند رویارویی جدیدي با شهر و مدیریت شهري می باشد (شارمند، 1379). از آنجائیکه فعالیت هاي انسانی در بستر شهر پراکنده هستند نحوه آرایش فضایی آنان باید بنحوي باشد که ضمن ایجاد کارایی مطلوب براي شهروندان کمترین اثر نامطلوب را بر محیط زیست بر جاي گذارد. با این وصف محیط یک شهر را می توان به عنوان سیستمی فرض کرد که از زیر سیستم هاي متعددي تشکیل گردیده و روابط متقابل بین آنان در جریان می باشد. وظیفه هر برنامه ریز شهري آن است که تا نسبت به شهر و مسائل شهري نگرش سیستمی و همه جانبه داشته باشد. هر یک از خصوصیات سیستم یعنی تاثیر هر جزء بر رفتار کلی، وابستگی رفتار اجزاء و تاثیر آنها بر کل و عدم استقلال رفتار اجزاء را می توان در سیستم هاي شهري مورد توجه قرار داد. در این سیستم عناصر شهري اجزاي آن را تشکیل می دهند. کارکرد هر یک از عناصر شهري بر کاربرد کلی شهر تاثیر دارد و نحوه عملکرد و کارایی هر یک از اجزاء به یکدیگر مرتبط و وابسته است. پویایی و دینامیک سیستم شهري ایجاب می کند که ما در تحلیل این سیستم با وارد کردن عامل زمان در بررسی پدیدارها، به چند مفهوم جدید توجه نمائیم که عبارتند از: مفهوم روابط متقابل و حرکت و تحول دائمی کل سیستم، عوامل تشکیل دهنده آن، روابط متقابل این عوامل سه اصل اساسی در روش سیستمی عبارتند از:

الف) تجزیه وتحلیل سیستم             ب) مدل سازي           ج) شبیه سازي

در اوایل دهه 1950 این تفکر در برنامه ریزي حمل و نقل شهري اثر گذاشت و از آن پس به جاي مطالعه هر یک از مسائل ترافیکی بطور جداگانه تفکر سیستمی یعنی دید و نگرش کل گرایانه و تمام اجزاء را مورد توجه قرار داد. بر مبناي همین تفکر بود که روش برنامه ریزي حمل و نقل مبتنی بر کاربري اراضی شکل گرفت و برآورد حجم و جریانات ترافیکی بر اساس پیش بینی انواع کاربری ها در شهر امکان پذیر گردید. حتی این امکان فراهم شد، تا بر اساس تحولات شبکه هاي ارتباطی و یا از طریق تقویت یا تضعیف این شبکه ها و تغییر عملکردهاي آن بر روي شکل گیري کاربری هاي زمین و توسعه شهري تاثیر آگاهانه گذاشت. براساس همین دیدگاه برنامه ریزان قادر به تحلیل وارزیابی کاربری هاي شهري در وضع موجود بوده و میزان انطباق و سازگاري هر یک از کاربری ها را در ارتباط با سایر کاربری ها و فعالیت ها می سنجند. با عنایت به چنین فرایندي برنامه ریز شهري توانست در جهت ارائه تصمیمات مناسب تر در انتخاب مکان بهینه کاربری ها در سطح شهر و در انطباق با همجواری ها را اتخاذ کند و از سنخیت و عدم سنخیت یک کاربري،کاربری هاي دیگر که در مجاورت آن قرار گرفته اند آگاهی یابد. این دیدگاه در حال حاضر در قالب مدل هاي مختلف همچون ساختار فضایی شهر، مدل توسعه شهري، مدل کاربري زمین، مدل فعلیت و مدل مکان یابی کاربري زمین ارائه گردیده و در حل مسائل شهري سهم قابل توجهی دارد (حسینی، 1379).

 تئوري مکان مرکزي[1]

اصطلاح مكان مركزي[2]، از ابداعات« والتر كريستالر »است كه براي اولين بار در كتابي تحت عنوان مكان هاي مركزي در جنوب آلمان، چاپ در سال 1932 طرح شد. نقطه يا مكان مركزي به مكاني گفته مي شود كه كالا و خدمات را در اختيار نواحي فراتر از حول و حوش خود قرار مي دهد و از اين نظر براي مناطق متعددي مركزيت دارد و منبع مايحتاج آنها به حساب مي آيد. در واقع اين نظريه در جهت پاسخگويي به علت توزيع فضايي شهرها و اندازه و سلسله مراتب بين آنها طرحريزي شده است و مركزيت يك مكان با افزايش و كاهش سرو يس دهي آن مكان، افزايش مي يابد (پاپلي يزدي- 1380). اما برخي ديگر از مفاهيم اين نظريه، توسط پژوهشگران ديگر مانند « ديكنسن » به كار برده شده و كساني مثل « گريسن »، « بري » و « لوش » نيز به اين نظريه گسترش بيشتري داده اند. (اجلالي،1373).

مدل ارايه شده در نظريه مكان هاي مركزي نقش عامل تقاضا و چگونگي مكانيابي فعاليت هاي خدماتي در شهر و منطقه پيرامون آن ر ا تشريح مي كند. بر اين اساس فعاليت هاي خدماتي را مي توان به رستوران و غيره تقسيم بندي كرد، اين فعاليت ها « خرده فروشي » و « عمده فروشي » شكل هاي چون داراي سطوح گوناگون خواهند بود، خدمات سطح پايين در تمام مراكز، اعم از شهر بزرگ و كوچك و روستاي بزرگ و كوچك، يافت مي شوند و فعاليت هاي سطح بالا را تنها در شهرهاي مهم مي توان يافت. بيشترين خدمات، معمولاً در شهرها مستقرند. روستاها خدمات اصلي را در خود جا مي دهند و خدمات برتر را تنها در شهرهاي بزرگ مي توان یافت

هر فعاليت خدماتي داراي يك آستانه جمعيت يا آستانه اقتصادي 1 و يك برد بازار 2 است. منظور از آستانه، حداقل جمعيت لازم براي حمايت از يك فعاليت خدماتي است. به عبارت ديگر، آستانه اقتصادي، ناحيه اي مدوري است، (از اين جهت مي گويم مدور كه همه جهات را در بر بگيرد ) كه شمار تقاضاي مصرف كنندگان در آن، به حدي باشد كه ادامه كار عرضه كننده را امكانپذير كند. اگر جمعيت حوزه فعاليت، خدمات كمتري از آستانه باشد، فعاليت ضرر داده و در درازمدت تعطيل خواهد شد. اما اگر جمعيت آز آستانه بيشتر باشد، سود فعاليت افزايش يافته، رقابت به وجود مي آورد و خدمات بيشتري توسط عرضه كنندگان گوناگون به جامعه داده مي شود. طبيعي است كه فراواني استفاده از خدمات (شمار دفعات مصرف)، كشش پذيري تقاضا بر حسب درآمد و سطح درآمد مردم، تاثير اساسي بر آستانه اقتصادي دارد. (از نظر اقتصادي عوامل متعددي ديگري نيز دخالت دارند، كه به آنها اشاره نمي كنيم). برد بازار يك خدمت فاصله اي است كه مردم حاضرند براي استفاده از آن خدمت، مسافرت كنند. به سخن ديگر، برد بازار، حد خارجي ناحيه يا (حوزه ) بازار 3 براي هر فعاليت خدماتي است كه فراتر از آن، مردم به مراكز ديگري توجه مي كنند. براي هر بنگاه خرده فروشي، فاصله آستانه اقتصادي بنگاه بايد مساوي يا كمتر از فاصله اي باشد كه برد بازار خدمات يا كالاي آن بنگاه، تعيين مي كند. اين اصل مهمي در جاگيري مراكز خدماتي در عرصه فضاست (اجلالي؛ 1373).

3 تئوري جاذبه یا تئوري ویلیام ریلی

مدل جاذبه بویژه در تصمیمات مربوط به برنامه ریزي شهري که قویاً مبتنی بر شناخت رابطه بین محل فعالیت ها و رفت و آمد استفاده کنندگان از چنین فعالیت هائی است،کاربرد دارد. این نظریه الگوي ریاضی می باشد که پیش بینی کننده کنش متقابل بین دو مکان است و تابعی از اندازه و فاصله اي جدا کننده بین دو مکان خواهد بود و بر پایه قانون نیوتن است، الگوي براین پایه می باشد که جاذبه (کنش متقابل) رابطه مستقیمی با اندازه جمعیت دو مکان دانسته است، بعد از استفاده از قانون جاذبه نیوتن به تحلیل نیروي جاذبه دو نقطه بپردازد.

مدل داده شده ریلی عبارتست از :

 

در معادله فوق نیروي جاذبه(نیروي کنش) dij2    بین  I,j و pi, pj جرم دو مرکز است که به وسیله جمعیت آنها نشان داده می شود. k یک ضریب ثابت است،که همانند j در مکانیک نیوتونی است.

مطالعات تجربی که در دهه 1940 زیپت[3]( 1949 ) و استوارت[4]( 1947 ) به صورت مستقل انجام دادند، نشان داد که تعدادي از فعالیت هاي انسانی که مستلزم واکنش متقابل در فضاست با دقت شگفت آوري از طریق کاربرد فیزیک نیوتن، قابل پیش بینی است. مدت ها قبل از زیپت و استوارت، ویلیام ریلی[5]، تحلیل گر پژوهش هاي بازار، از نوعی فرمول بندي کلی ثقل براي تعیین محدوده بازار در مورد مراکز خرده فروشی استفاده می کرد (شاریه، به نقل از کرمی، 1387).

[1] – Central Place Theory

[2] – Central Location

[3] – Zipf

[4] – Stwart

[5]– William Raily

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها