سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

رهیافتی بر مضامین و مفاهیم روش های برخورد با فرسایش و فرسودگی بافت های شهری

فرسایش و فرسودگی

فرسودگی یکی از مهمترین مسائل مربوط به فضای شهری است که باعث بی سازمانی، عدم تعادل، عدم تناسب و بی قوارگی آن می شود. فرسودگی عاملی است که به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعه ای و شکل گرفتن حیات شهری روزمره ای کمک می کند. این عامل با کاهش عمر اثر و با شتابی کم و بیش تند، باعث حرکت به سوی نقطه پایانی اثر می گردد. فرسودگی به دو دسته تقسیم می شود: فرسودگی نسبی و کامل. فرسودگی نسبی، فرسودگی است که در یکی از عناصر مهم فضای شهری یعنی کالبد یا فعالیت رخنه می کند و به دنبال خود باعث فرسودگی است که فرسودگی در هر دو عنصر فضای شهری یعنی کالبد و فعالیت آن رخنه کرده باشد و به دنبال آن باعث فرسودگی کامل فضا شود. پس، فرسودگی یا در «کالبد»، یا «فعالیت» و یا در «کالبد و فعالیت» به طور یکجا رسوخ می کند. بر این اساس، می توان معادلاتی تشکیل داد که بیانگر انواع فرسودگی ها باشد. یک گروه از این معادلات می تواند به صورت زیر باشد:

معادله اول: شکل (کالبد سالم) + فعالیت (فرسودگی نسبی) = فرسودگی نسبی فضا

معادله دوم: شکل (کالبد نسبتاً فرسوده) + فعالیت (سالم) = فرسودگی نسبی فضا

معادله سوم: شکل (کالبد فرسوده) + فعالیت (فرسوده) = فرسودگی کامل فضا (حبیبی، 1381)

 

جدول 2-1-  میزان فرسودگی فضای شهری بر اساس نوع معادله، میزان و نوع فرسودگی، نوع مرمت، نوع اقدام، مدت زمان اقدام، نوع طرح، نحوه استفاده از زمین و بنا و مقیاس.

معادله میزان فرسودگی فضای شهری نوع فرسودگی فضای شهری نوع مرمت نوع اتمام مدت زمان اتمام نوع طرح نحوه استفاده از زمین و بنا مقیاس
اول فرسودگی نسبی فضای شهری فعالیت (عملکرد) بهسازی ابقا کوتاه مدت (5-0 سال) اجرایی تغییر، تدقیق کاربری، تأکید بر شکل (بنا) در حد زیرمحله و کوی
دوم فرسودگی نسبی فضای شهری کالبدی (شکل) نوسازی احیا میان مدت (15-0 سال) طراحی تأکید بر کاربری، تغییر در شکل (بنا) در حد محله و برزن
سوم فرسودگی کامل فضای شهری فعالیت، کالبد بازسازی تخریب و ساخت مجدد بلندمدت (25-0 سال) برنامه ریزی تنظیم کاربری، تعریف شکل (بنا) در مقیاس شهر یا بخشی از شهر

 

با استفاده از این گروه بندی می توان درجه فرسودگی فضای شهری را به صورت زیر مورد بررسی قرار داد:

در معادله اول، فرسودگی نسبی شامل فعالیت است که با وجود کالبدی سالم باعث فرسودگی نسبی فضای شهری شده است. در این معادله، اگر بتوان فعالیت شهری را از فرسودگی رهایی بخشید، می توان معادله را به شکل اصلی خود یعنی فعالیت بودن فضای شهری نزدیکتر ساخت. در این حالت، بدون دگرگونی عمده در کالبد، فضا زندگی خود را از سر می گیرد. در این حالت، می توان از ابقا، سازمان فضایی شهر سخن گفت. ابقا عملی است که اندک اندک و به صورت مداوم در فعالیت های شهری صورت می گیرد. این عمل سعی بر آن دارد تا با حذف یا حداقل کاهش فرسایش در فعالیت، از فرسایش کالبد و در نهایت فرسایش فضا جلوگیری کند.

در معادله دوم، فرسودگی نسبی شامل کالبد است که با وجود حضور فعالیت مناسب، باعث فرسودگی نسبی فضای شهری شده است. در این معادله، اگر بتوان کالبد را از فرسودگی رهانید، می توان از حیات مجدد فضای شهری سخن گفت. در این حالت، عمل احیا صورت می گیرد. احیا عملی است که با تغییرات ساختمانی و تعمیرات اندکی ولی مداوم بر روی کالبد صورت می گیرد.

در معادله سوم، فرسودگی به شکل کامل صورت پذیرفته است. این فرسودگی در نتیجه فرسودگی کالبد و فعالیت ایجاد گردیده. به دیگر سخن در این معادله، هم فعالیت، هم کالبد و هم فضا از خیز ارتفاع خارج شده و شهر با مسئله مخروبه ها و متروکه ها مواجه است. خروج از متروکه ها و مخروبه ها، فضای شهری را با عمل تخریب و بازسازی مواجه می کند. عمل تخریب و ساخت مجدد بر روی ساخت قدیم و یا تأکید بر سه ویژگی اصلی شهر (شالوده، نماد و مرکزیت)، فرسودگی ایجاد شده در کالبد، فعالیت و فضای شهری را از بین برده و فضای شهری معاصری ایجاد کند. (حبیبی، 1381)

 

2-2-2- معاصرسازی Regeneration

معاصرسازی فرآیندی است که به خلق فضای شهری جدید با حفظ ویژگی های اصلی فضایی (کالبدی و فعالیتی) منجر می گردد. در این اقدام، فضای شهری جدیدی حادث می شود که ضمن حفظ شباهت های اساسی با فضای شهری قدیم، تفاوت های ماهوی و معنایی را با فضای قدیم نیز به نمایش می گذارد.

 

2-2-3- تعمیر Repair

تعمیر در بر گیرنده مجموعه دخالت هایی است که جملگی آنها سعی در بهبود وضعیت کالبدی فضای شهری دارند. این واژه در برگیرنده مداخله هایی است که باعث افزایش عمر فضای شهری، مجموعه و یا بنا می گردد. اقدامات مربوط به تعمیر معمولاً به صورت مداوم صورت می پذیرد.

 

2-2-4-  نگهداری Maintenance

نگهداری نگرشی فراتر از تعمیر به اثر دارد. نگهداری، به روز بودن اثر را در نظر قرار می دهد و در برگیرنده مجموعه دخالت هایی است که سعی در بهبود وضعیت فضای شهری (فعالیت + کالبد) و معاصرسازی آن دارند.

 

2-2-5- بهسازی Rehabilitation

بهسازی به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که با اندک تغییراتی در فعالیت، موجبات افزایش عمر اثر را فراهم می گرداند، در هر یک از اقدامات مربوط به بهسازی، مداخله ای چشمگیر در کالبد صورت نمی گیرد. زیرا کالبد در شرایط مناسبی به سر می برد و تنها با جایگزینی عملکرد مناسب فعالیت، از فرسایش فضای شهری جلوگیری می شود. بنابراین، با ایجاد تغییراتی در فعالیت های شهری، می توان شاهد فضاهای شهری مطلوب بود.

 

2-2-6- نوسازی Renovation

نوسازی در برگیرنده مجموعه اقداماتی است که با تغییرات برنامه ریزی شده در کالبد، علاوه بر طولانی شدن عمر اثر، به احیای آن نیز مدد می رساند. در نوسازی بر فعالیت دائمی فضا تأکید شده و با ایجاد تغییرات در کالبد، آن را معاصر می کند؛ و به ایجاد فضای شهری مناسب منجر می شود، پس نوسازی شهری نیز سر در معاصرسازی دارد. این عمل بر خلاف بهسازی، می تواند به ایجاد فضاهای شهری جدیدی بیانجامد و به گفت و گوی خلاق بین گذشته و آینده مدد رساند.

 

2-2-7- بازسازی Reconstruction

عمل تخریب و ساخت مجدد یا دوباره سازی سعی بر آن دارد تا با جایگزینی ساخت جدید بر روی ساخت قدیم و با تأکید بر سه ویژگی اصلی شهر (شالوده، نماد و مرکزیت) فرسودگی ایجاد شده در کالبد، فعالیت و فضای شهری را از بین برده و فضای شهری معاصری ایجاد کند. مجموعه اعمال انجام شده تخریب و ساخت مجدد را می توان در قالب اقدامات مربوط به  بازسازی گنجاند. بازسازی به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که پس از تخریب بیش از نیمی از اثر، مجدداً اثری با چهره ای جدید و یا کاملاً منطبق با اصل خویش، ساخته شود. معمولاً عمل بازسازی را «به هنگام آتش سوزی، زمین لرزه یا جنگ به کار می برند» در بازسازی، عمل تخریب و ساخت مجدد صورت می پذیرد تا فضای شهری را در شرایط معاصر تعریف مجدد کند. در این حالت، فضای شهری در چهره های جدید یا در صورت اصل خویش، روابطی کاملاً جدید را بیان می کند.

 

2-2-8- استحکام بخشی (consolidation)

استحکام بخشی به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که توسط آن بتوان شاهد افزایش امنیت، قدرت و استحکام فضا، مجموعه و یا بنا بود. «هدف اساسی این عمل، بالا بردن میزان دوام و یکپارچگی در ساختار» سازمان فضایی است. در مقیاس فضای شهر و مجموعه شهری، این امر در استحکام بخشی استخوان بندی فضایی و در مقیاس بنادر استحکام بخشی و تقویت سازه بنا مطرح می گردد.

2-2-9- توانبخشی (Rehabilitation)

توانبخشی به معنای تجدید توان، تجدید حیات و حتی تجدید حیثیت یک بافت کهن است. توانبخشی از طریق تزریق فعالیت جدید در فضا سبب تجدید حیات بافت کهن می گردد، تجدید حیات یا تجدید حیثیت می تواند تبدیل به ابقا و ارتقای هویت شهر گردد. این واژه بیش از آنکه امری عملی محسوب شود، امری مفهومی و روانی است.

 

2-2-10- بهبود، سازماندهی و بازآبادانی (Improvement)

این واژه به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که باعث تقویت جنبه های مثبت و تضعیف جنبه های منفی فضا، مجموعه و بنا شود. این اقدام با تأکید و با استفاده از امکانات بالقوه و بالفعل موجود در فضا، مجموعه و یا بنا، سعی در کاهش محدودیت ها و کاستی ها دارد. این اقدام می تواند مسائل اجتماعی، اقتصادی، مالی، فنی، اداری – اجرایی و کالبدی – فضایی را در بر گیرد.

 

2-2-11- تجدید حیات (Revitalization)

این واژه شامل مجموعه اقدامات متنوع تکمیلی است که برای بازگردانیدن حیات مجدد و یا زندگی مجدد به بنا، مجموعه و یا فضای شهری مورد نظر صورت می پذیرد. این اقدامات می توانند در سازمان کالبدی – فضایی صورت پذیرد و سبب حذف یا اضافه نمودن بخش هایی از سازمان کالبدی – فضایی بافت کهن شوند، بی آنکه به هیئت کلی آن خدشه ای وارد شده باشد. معاصرسازی مورد نظر در این اقدامات، تمام عرصه های اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی و کالبدی را شامل می شود.

2-2-12- بازیافت Recuperation

بازیافت به آن دسته از اقداماتی اطلاق می شود که با حداقل هزینه و حداقل مداخلات، به ایجاد شرایط زیست بهینه در فضای شهری منجر می گردد. در واقع بازیافت به مجموعه اقداماتی اطلاق می گردد که شرط دوام و بقای فضای شهری را در محیط پیرامونش بیشتر کند. بازیافت سعی در حل فوری آن چیزی را دارد که حیات فضای شهری را مختل کرده است. به سخن دیگر، بازیافت به معنای رفع خطر و بازگرداندن حیات مجدد به فضای شهری در کوتاه مدت، با استفاده از نیروی حیاتی موجود در فضا، مجموعه یا بنای شهری می باشد.

 

2-2-13- مراقبت، جلوگیری و صیانت (Preservation)

این واژه به معنای حفظ، نگهداری، ممانعت و جلوگیری کردن از خطر و آسیب هایی است که به کالبد یا عملکرد اثر وارد می شود، و در نهایت به اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از خطرات احتمالی می انجامد. در این امر، بازرسی و بازبینی منظم، نگهداری، تعمیر، مطالعه انواع دگرگونی های سازه ای و تغییرات شکل های احتمالی و شناخت خطرات و آسیب های ناشی از فرسودگی و فرسایش فضا، مجموعه و بنا، از جمله عوامل مهمی است که مد نظر می باشد. این اقدام، بیش از آن که اقدامی عملی محسوب می شود، نوعی بازبینی و بازنگری دائمی است که در بقای فضای شهری نقش مثبتی بازی می کند. گاهی دامنه این واژه آن قدر گسترش می یابد که از آن به عنوان امری آیینی یاد می شود، به طوری که مخالفت با آن و یا حتی بی توجهی به آن، نوعی عمل ضد آیینی محسوب می شود.

 

2-2-14- حمایت (Protection)

این واژه به معنای ایجاد شرایط مناسب و به منظور حفظ و نگهداری مداوم فضای شهری است. حمایت می تواند در برگیرنده مجموعه اقداماتی نظیر تهیه و تدوین قوانین، جلب حمایت های دولتی، تعیین حوزه های حفاظتی و … بوده و اقدامات مرمتی و تعمیر را نیز شامل می شود.

 

2-2-15- انطباق، به روز کردن (Adaptation)

این واژه را می توان معادل «به روز کردن» یا «به روز شدن» به کار گرفت. انطباق اصطلاحاً شامل سلسله اقداماتی است که با ایجاد شرایط مناسب در سازمان فضایی – کالبدی سازش میان کالبد و فضای کهن با نیازهای امروزین را سبب می گردد.

 

2-2-16- تبدیل دگرگونی (Conversion)

این واژه به معنای تغییر خط، تغییر جبهه، تغییر شکل، تغییر ماهیت و تغییر عقیده می باشد و مجموعه اقداماتی را شامل می شود که بتوانند به تغییرات از پیش گفته شده به نحوی پاسخ گویند که اخلال حادث شده از این تغییرات را از میان بردارند. در طراحی بافتهای فرسوده شهری این واژه در زمینه تغییر و تبدیل بنا، مجموع و یا فضاهای کهن شهری به کار گرفته می شوند که نیاز به معاصرسازی دارند و می توان با هر یک از تغییرات مورد نظر، این امر را به انجام رسانید.

 

2-2-17- حفاظت (Conservation)

این واژه به معنای حفاظت و نگهداری اثر در شکل طبیعی و اولیه خود است، به گونه ای که اثر بتواند به نیازهای امروزین پاسخ گوید و یا آن که با تغییراتی چند در شکل طبیعی به حیات خود ادامه دهد. حفاظت معمولاً برای جلوگیری از فرسایش طبیعی یا انسان ساخت صورت می گیرد. فرسایشی که می تواند به فروریزی اثر منجر شود. این تعریف، حفاظت را به معنای نو شدن دائمی نزدیک می کند.

 

2-2-18- نو شدن (Renewal)

این واژه به معنای شکل دادن و با ارزش کردن مجدد یک فضای شهری، مجموعه و یا بناست که از طریق مداخله های کالبدی – فضایی صورت می پذیرد.

 

2-2-19- احیا (Restoration)

این واژه به معنای یگانگی بخشیدن به همه بخش های از میان رفته یا سازمان فضایی است، به گونه ای که بتوان کلیت خدشه دار شده را از نو ایجاد کرد. این امر امروزه در اقداماتی ویژه برای بناها یا مجموعه ها با بافت های شهری بسیار باارزش در مقیاس ملی و جهانی مطرح می شود. به سخن دیگر، احیا یا بازگشت به بنا، مجموعه و یا فضای شهری اولیه، سبب بازگرداندن حالت وجودی، ذاتی و اصلی به بنا، مجموعه و یا فضای شهری می گردد. این واژه خصوصاً برای بافت های تاریخی کهن و با ارزش به کار گرفته می شود. «این عمل بر مبنای احترام به کیفیت قدیمی بنا و بر مستندات اصیل آن استوار است» بنابراین در این اقدام بر ذکر تاریخ و مشخصات هر نوع مداخله ای، پس از زمان ساخت اصلی بنا، مجموعه و یا فضای شهری، تأکید می شود. امروزه احیاء، محدودیت های زمانی مفاهیم گذشته خود را در هم شکسته است و بر مفهومی کاملاً تحقیقی بر مبنای فرآیندی خلاقانه استوار است.

2-2-20- تخریب (Demolition)

تخریب به مجموعه اقداماتی اطلاق می گردد که قبل از هر گونه عمل بازسازی برای مهیا کردن زمین (بنا، مجموعه، بافت) مخروبه و یا متروکه انجام گیرد. این امر با آماده سازی زمین، امکان پیاده کردن طرح های بازسازی را فراهم می آورد. تخریب گاه برای یکپارچه سازی زمین و گاه در لابه لای سازمان فضایی موجود صورت می پذیرد.

 

2-2-21- پاکسازی، آواربرداری (Clearance)

پاکسازی مجموعه عملیاتی است که برای مهیا کردن زمین فضاهای مخروبه در سازمان فضایی موجود صورت می پذیرد. آواربرداری می تواند برای روشن کردن خطوط سازمان فضایی کهن صورت پذیرد و یا در پی ایجاد سازمان فضایی جدید انجام شود.

 

2-2-22- دوباره سازی (Rebuilding)

دوباره سازی گاه به معنای ساخت مجدد و سازمان فضایی بر اساس آن چه از قدیم بوده است، می باشد (امری که امروز منسوخ است) و گاه به معنای ایجاد سازمان فضایی جدید بر اساس ارزش ها و معیارهای جاری و مرسوم و قابل انتقال به آینده.

 

2-2-23- الگویابی مجدد (Remodeling)

این امر، در اثر اقدام طراحی بافتهای فرسوده شهری حادث می شود. در این اقدام معمولاً سعی می شود الگویی جدید از سازمان فضایی به دست آید، به گونه ای که این الگوی تازه هم شکل های جدیدی را ارائه دهد و فعالیت های تازه ای را سبب شود و همچنین فضایی دیگرگونه را مطرح سازد. الگویابی مجدد به اصلاح و ایجاد تغییرات در اثر نظر دارد. این کار می تواند هاله یا خطوطی از الگوی کهن را در خود داشته باشد ولی به معنای بازگشت مستقیم به همان الگو نیست. در واقع، این اقدام با نگاهی مجدد به سازمان فضایی کهن، الگویی جدید را مطرح می سازد. در الگوسازی مجدد، مرمت می تواند بدون توجه به سابقه تاریخی اثر نیز صورت پذیرد. «این اقدام ممکن است با این هدف انجام شود که اثر نقش فعلی خود را بهتر ایفا کند و یا ممکن است با هدف تغییر کاربری و عملکرد بنا انجام گیرد».

 

2-2-24- «بیان متفاوت» و موقعیت دوباره یافتن (Restatement)

این واژه به معنای بازگویی مفهوم به بیان دیگر است. این واژه در طراحی بافتهای فرسوده شهری، جایگاه ویژه ای دارد و در معاصر کردن سازمان فضای کهن نقشی اساسی می یابد. این اقدام در پی بازگویی مفاهیم کهن – ارزش ها، هنجارها و رفتارهای شهری – در قالب های جدید به گونه ای است که این قالب ها بتوانند در عین به روز کردن مفاهیم کهن، محمل ورود آن ها به سازمان فضایی آتی شهر نیز باشند، به سخنی دیگر این اقدام در پی فعال کردن دوباره یا دوباره بر پا نگه داشتن وضعیت اثر یا بافتی است که بیش از هر چیز کارآیی سنتی خود را از دست داده باشد. و از بازگشت مجدد اثر یا بافت به محیط پیرامونی و تجدید بافتهای فرسوده شهری است

کلیدواژه : بافت فرسوده ؛
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان

تماس با ما

شماره تماس

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به واتساپ

برگشت به منوی تماس ها

اتصال به تلگرام

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها

برگشت به منوی تماس ها